سایت های علمی و مورد نیاز هر محقق و دانشجویی

سایت های علمی و مورد نیاز هر محقق و دانشجویی



دانلود رایگان کتاب

www.ketabnak.com

www.98ia.com

www.takbook.com

www.irpdf.com

www.parsbook.org

www.irebooks.com

www.farsibooks.ir

www.ketabesabz.com

www.readbook.ir

سایتهای مهم علمی،پژوهشی

www.digitallibraryplus.com

www.daneshyar.net

بانک های اطلاعاتی

www.umi.com/pqdauto

www.search.ebscohost.com

www.sciencedirect.com

www.emeraldinsight.com

www.online.sagepub.com

www.springerlink.com

www.scopus.com

http://apps.isiknowledge.com

پایان نامه های داخلی و خارجی

www.irandoc.ac.ir

www.umi.com/pgdauto



www.mhrn.net

www.theses.org

مقالات فارسی

www.magiran.com

www.civilica.com

www.sid.ir

کتابخانه ملی ایران، آمریکا و انگلیس

www.nlai.ir

www.loc.gov

www.bl.uk

دسترسی آزاد روانشناسی و آموزش و پرورش

http://eric.ed.gov

اطلاعات عمومی کشورها

www.worldatlas.com

پایگاه اطلاعات اسلامی

www.seraj.ir

مقالات رایگان کتابداری و اطلاع رسانی

www.infolibrarian.com

آرشیو مقالات از سال ۱۹۹۸

www.findarticles.com

کتابخانه الکترونیک

www.digital.library.upenn.edu/books

رایانه و بانکهای اطلاعاتی فارس

www.srco.ir

دانشنامه آزاد اینترنتی

www.wikipedia.org

دایره المعارف بریتانیکا

www.brit

:دانشگاه اهایو

https://etd.ohiolink.edu/ap:1:100766165341125

florida:

http://etd.lib.fsu.edu/ETD-db/



دسترسی به متن

کامل پایان نامه های ۴۳۵ دانشگاه

از۲۴ کشور اروپایی

http://www.dart-europe.eu/basic-search.php



دسترسی رایگان به بانک مقالات

دانشگاه کالیفرنیا

http://escholarship.org/



دسترسی رایگان به بانک مقالات

دانشگاه TENNESSEE

http://www.lib.utk.edu:90/cgi-perl/dbBro…i?help=148



دسترسی رایگان به ۱,۵۵۰,۶۳۲ مقاله ی

دانشگاهی

http://www.oalib.com/



دسترسی به پایان نامه های

الکترونیکی دانشگاه ناتینگهام

http://etheses.nottingham.ac.uk/



دسترسی رایگان به کتاب ها و ژورنال

های سایت In Tech

http://www.intechopen.com/



دسترسی رایگان به مقالات علمی دانشگاه McGill

http://digitool.library.mcgill.ca/R



دسترسی رایگان به مقالات علمی مقالات ۱۷۵۳ ژورنال—دانشگاه استنفورد

http://highwire.stanford.edu/



Directory of Open Access Journals

http://www.doaj.org/



دسترسی به مقالات و متون علمی

پایگاه Proceeding of the National Academy

of Sciences 

ایالت متحده ی آمریکا

http://www.pnas.org:two_hearts:

روزنامه ها و مجلات انگلیسی

روزنامه گاردین

http://www.guardian.co.uk

روزنامه نیویورک تایمز

http://www.nytimes.com

روزنامه واشنگتن تایمز

http://www.washtimes.com

روزنامه واشنگتن پست

http://www.washpost.com/index.shtml

روزنامه تایمز

http://www.the-times.co.uk/news



سایتهای انگلیسی بازرگانی

E.L. Easton Business English

http://eleaston.com/biz/bizhome.html

Business English-lessons for Adults

http://www.better-english.com/ exerciselist.html

BUSINESS ENGLISH

http://www.nonstopenglish.com/allexercises/business_english

Business English for EFL-ESL-TESL-ESP-ELT

http://www.wfi.fr/volterre/businessenglish. html

Business English Certificates

http://www.englishexams.net/BEC_Vantage.html





سایتهای Dictionary

دیکشنری پارست

http://www.parset.com/Dic

Farsidic

http://www.farsidic.com

دیکشنری آریانپور

http://www.aryanpour.com

دیکشنری کمبریج

http://dictionary.cambridge.org/Default. asp?dict=I

دیکشنری آنلاین

http://dic.amdz.com

دیکشنری مذهبی

http://www.biblestudytools.net/Dictionaries/SmithsBibleDictionary/smt.cgi?number=T814

دیکشنری وبستر

http://www.m-w.com

دیکشنری بارتلی

http://www.bartleby.com/61/2/B0390200.html

دیکشنری نارسیس

http://www.narcissoft.com/OnlineDic.asp

دیکشنری وان لوک

http://www.onelook.com/?other=web1913&w=Book

دیکشنری آریا

http://www.ariadic.com

Persian Online Dictionary

http://www.wdgco.com/dic

Aussieslang

http://www.aussieslang.com

 

تجزیه و تحلیل داده های آماری با SPSS، Amos, Maxqda

 
  • تجزیه و تحلیل داده های آماری
    تجزیه و تحلیل داده های آماری
  • پرسشنامه های استاندارد با روایی و پایایی و روش نمره گذاری
    پرسشنامه های استاندارد با روایی و پایایی و روش نمره گذاری
  • تجزیه و تحلیل داده های آماری
    تجزیه و تحلیل داده های آماری
  • پرسشنامه های استاندارد با روایی و پایایی و روش نمره گذاری
    پرسشنامه های استاندارد با روایی و پایایی و روش نمره گذاری
  • پرسشنامه های استاندارد با روایی و پایایی و روش نمره گذاری
    پرسشنامه های استاندارد با روایی و پایایی و روش نمره گذاری
  • مشاوره پژوهشی رشته های روانشناسی و مدیریت
    مشاوره پژوهشی رشته های روانشناسی و مدیریت
  • تجزیه و تحلیل داده های آماری
    تجزیه و تحلیل داده های آماری
  • مشاوره پژوهشی رشته های روانشناسی و مدیریت
    مشاوره پژوهشی رشته های روانشناسی و مدیریت
  • تجزیه و تحلیل داده های آماری
    تجزیه و تحلیل داده های آماری
  •  رشته های روانشناسی و مدیریت
    رشته های روانشناسی و مدیریت
  • مشاوره پژوهشی رشته های روانشناسی و مدیریت
    مشاوره پژوهشی رشته های روانشناسی و مدیریت
  • مشاوره پژوهشی رشته های روانشناسی و مدیریت
    مشاوره پژوهشی رشته های روانشناسی و مدیریت
  • تجزیه و تحلیل داده های آماری
    تجزیه و تحلیل داده های آماری

تجزیه و تحلیل داده های آماری
با توجه به گستردگی آزمون ها و ابزارهای آماری عملاً امکان و فرصت تجزیه و تحلیل داده ها برای دانشجویان و محققان وجود ندارد، ما سعی کرده ایم با تجربه بیش از یک دهه این مشکل را با هزینه ای بسیار کم حل نماییم. برای این منظور محققان جهت تجزیه و تحلیل داده های خود با استفاده از نرم افزارهای آماری SpSS و Amos  و همچنین نرم افزار تحلیل کیفی MAXQDA (جهت تحلیل ، متن، عکس و فیلم) به یکی از روشهای زیر با ما در تماس باشند. 

تماس با ما:

Email 1 :    Abazizi1392@Gmail.com
email2:      abazizi@rava20.ir

همراه: ۰۹۱۴۳۴۴۴۸۴۶

تلگرام:  

@abazizi

هزینه انجام تحلیل ها بسیار پایین و بسته به نوع تحقیق، تعداد داده و تعداد فرضیه معمولاً برای  دانشجویان کارشناسی ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار تومان و برای دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری  ۲۵۰ تا ۳۰۰هزار تومان می باشد. همچنین برای افرادی که بیش از دو تحلیل سفارش بدهند مبلغ ۱۰ %  و برای افرادی که بیش از ۵ تحلیل سفارش بدهند ۲۰% تخفیف داده خواهد شد.

تحلیل ها با بالاترین کیفیت ، در اسرع وقت و در قالب نرم افزار Word  تحویل داده خواهد شد.

 

 

روش های آرام کردن اعصاب در ۵ دقیقه

روش های آرام کردن اعصاب در ۵ دقیقه

سعی می کنید آرامش داشته باشید اما استرس دوباره سراغتان می آید. اگر دائم با این مشکل مواجه هستید و استرس آرامش را از شما گرفته است از تکنیک های آرام بخش زیر استفاده کنید که در عرض ۵ دقیقه شما را به آرامش می رساند.

تمرین تنفس ذهنی

با شکم نفس عمیق بکشید. (هنگام تنفس سینه نباید تکان بخورد) شبکه خورشیدی (قسمت شکمی) پر از پایانه عصبی است و به همین دلیل تنفس عمیق مرکز بدن را به اندازه ذهن آرام می کند.

پاها را روی زمین احساس کنید و احساس کنید که زمین حمایت تان می کند. هر نوع تنش جسمی را رها کنید. وقتی مضطرب هستید احساس می کنید بی اصل و پایه هستید. بنابراین باید به زمین برگردید و حمایت زمین را احساس کنید.

ممکن است عضلات تان را بیش از حد سفت کرده باشید. برای این که استرس و فشار عضلات را کم کنید آن ها را سفت کنید و دوباره رها کنید. این تمرین را همراه با دم و بازدم عمیق انجام دهید.

بافت لباس هایی که پوشیده اید را احساس کنید. رنگ های فضای اطرفتان را ببینید. یک لیوان آب بنوشید. وقتی عصبی هستید از احساساس تان دور می شوید و به خودتان گیر می دهید و خودوسواسی می گیرید. در چنین شرایطی سعی کنید از خودتان بیرون بیایید و به دنیای بیرون توجه کنید خیلی زود آرام می شوید.

تمرین جین شین جوتسو

یکی دیگر از تکنیک هایی که می تواند بسیار مفید و کاربردی باشد تمرین جین شین جوتسو است که از لمس کردن های ملایم برای درمان استفاده می کند. این تکنیک ژاپنی استرس و اضطراب را درمان می کند و ذهن و بدن را در ۵ دقیقه آرام می کند.

یکی از تمرین های ساده جین شین جوتسو این است که انگشت های دست ها را به ترتیب بگیرید و نفس های عمیق و طولانی بکشید (برای هر انگشت ۵ نفس عمیق بکشید)

انگشت شست دست چپ را بگیرید و ۵ بار نفس عمیق بکشید. انگشت اشاره دست چپ را بگیرید و ۵ بار نفس عمیق بکشید. انگشت میانی دست چپ را بگیرید و ۵ بار نفس عمیق بکشید. انگشت انگشتری دست چپ را بگیرید و ۵ بار نفس عمیق بکشید. انگشت کوچک دست چپ را بگیرید و ۵ بار نفس عمیق بکشید.

در نهایت کف دست چپ را بگیرید و ۵ بار نفس عمیق بکشید.

بعد از تمام شدن دست چپ تمام این مراحل را برای دست راست تکرار کنید.

این تمرین ها سیستم عصبی را آرام می کند، سیستم گردش خون را تقویت می کند و نشانه های درد، اضطراب، استرس، خستگی را از بین می برد.

در این تمرین ها به اهمیت تمرین های تنفس تاکید بیشتری می شود زیرا دم و بازدم جریان اکسیژن و دی اکسید کربن را تنظیم می کند. به ویژه نگه داشتن تنفس سطح دی اکسید کربن را افزایش می دهد و این تاثیر آرام بخشی دارد که گیرنده های عصبی در بافت های عضلانی را آرام می کند و به از بین بردن فشار و تنش جسمی کمک می کند.

برگرفته از بدونیم

مزیت های مهربانی

علم ثابت کرده مهربانی مزیت‌های فراوانی دارد!

 

جنیفر اسپالدینگ رهبر و مربی اجرایی است که برای ارتقای رهبران کسب و کار، کارآفرینان و تیم‌ها تلاش می‌کند. در طی دو دهه دوران حرفه ای اش، او از طریق گفتگو، کارگاه های آموزشی، مربیگری و نوشتن، مهارت‌های خود را به اشتراک می گذارد. در اینجا نیز اطلاعاتش در مورد اهمیت مهربان بودن را با ما به اشتراک گذاشته است.

 

◀️ چه یک کارآفرین باشید، مدیر یا  عضو یک گروه موسیقی، علم ثابت می‌کند که مهربانی یک مزیت رقابتی برای شما خواهد بود.

اگر این بیانیه را در ۲۰ سالگی شنیده بودم، این‌ نگرانی در من به وجود می‌آمد که نشان دادن مهربانی در محل کار باعث می‌شود ضعیف به نظر برسم و یا این اجازه را به دیگران می‌دهد که از من سوءاستفاده کنند. ممکن است شما نیز به همین موضوع فکر کرده باشید‌.

 

◀️ همان‌طور که در نردبان شرکتی بالاتر می‌رفتم و مرزها و حد و حدود را تمرین می کردم، متوجه شدم که محبت واقعی بلیط من برای روابط عمیق‌تر، فروش بیشتر و پروژه‌های بهتر است. به علاوه، احساس خیلی خوبی داشت و مانند انجام کار درستی به نظر می‌رسد که در مکانی از عشق و مهربانی رهبری کنیم.

 

◀️ هنوز متقاعد نشدید؟ تحقیقات فراوانی وجود دارد که ثابت می‌کند که محبت به طور مثبت محل کار را تغییر داده و به شما زمینه‌ی رقابت را می‌دهد.

 

🔸مهربانی فروش را افزایش می‌دهد

 

مهربانی کردن به مشتریان، بزرگ دانستن بازگشت‌ آن‌ها، و خوشحال کردنشان زمانی که حداقل انتظار را دارند، اعتماد و شادی را در آنان ایجاد می‌کند. خرده فروشانی مانند “زاپوس” از طرفداران وفادارشان از لحاظ مالی سود می‌برند.

 

🔸مهربانی به کارکنان انگیزه می‌دهد

 

اگر شما به عنوان فردی غیر صمیمی به نظر برسید، شانس بسیار کمی برای به دست آوردن بالاترین میزان اثربخشی به عنوان یک رهبر را خواهید داشت.

برخی از اقداماتی که می توانند نمره مطلوبیت رهبر را افزایش دهند عبارت‌اند از:

 

▪️تقویت ارتباطات عاطفی مثبت با دیگران

▪️نمایش یکپارچگی به طور مداوم

▪️عمل به عنوان مربی و معلم

▪️رقابت کمتر با دیگران و همکاری بیشتر

▪️الهام بخشی کسانی که در اطراف شما هستند

▪️تلاش برای تغییر در هنگام درخواست بازخورد

▪️به اشتراک گذاشتن دیدگاه خود برای آینده

 

🔸مهربانی خلاقیت را افزایش می‌دهد

 

تعامل احترام آمیز با افراد و تیم‌ها خلاقیت را افزایش می دهد. تعامل احترام آمیز به عنوان “انتقال حضور، برقراری ارتباط، تأیید، گوش دادن مؤثر و برقراری ارتباط حمایتی” تعریف می شود.

همه این اقدامات محترمانه، یک شبکه اجتماعی مثبت تر و یک حس ارزشمند بودن بالاتر و پردازش اطلاعات ارتباطی بهتر را تسهیل می کنند. این امر، به نوبه خود، باعث افزایش خلاقیت می شود.

 

🔸مهربانی خستگی را کاهش می‌دهد

 

اگر رئیس، هم تیمی یا همکارانتان زمانی که بیمار شدید، یک فرد عزیز را از دست دادید یا یک رویداد زندگی(مثلاً متولد شدن فرزندتان، عروسی، تولد و غیره) را جشن گرفتید به رسمیت شناختند، شما تأثیر مهربانی بر تمایل تان برای ماندن  در آن شغل را حس می کنید.

 

🔸مهربانی خوشبختی را افزایش می‌دهد

 

انجام اعمال محبت آمیز نه تنها احساس خوبی به شما می‌دهد، بلکه باعث افزایش رضایت کلی شما در زندگی می شود. بنابراین لحظاتی را برای نوشتن لیستی از دو یا چند کار محبت آمیز که در هفته گذشته انجام دادید صرف کنید. آیا احساس می کنید شادی شما افزایش یافته است؟

 

◀️ امروز چقدر مهربانی از خود نشان می دهید؟ اگر به چند ایده برای نشان دادن مهربانی و محبت خود نیاز دارید در ادامه چند مورد را معرفی خواهیم کرد:

 

▪️در هنگام بیان انتقاد دشوار

▪️زمانی که چیزی درست پیش نمی‌رود یا شما اشتباهی انجام می‌دهید.

▪️هنگامی که هم تیمی‌تان شما را اذیت می‌کند.

▪️وقتی رئیس، همکار یا مشتری شما برای درک چیزی مشکل دارد.

▪️هنگامی که شما هر روز صبح خود را در آینه می بینید.

 

منبع: Forbes

ده مهارت برتر که برای موفقیت در سالهای نه چندان دور ( ۲۰۲۰ )

ده مهارت برتر که  برای موفقیت در سالهای نه چندان دور (  ۲۰۲۰ ) مورد نیاز است: ادامه‌ی خواندن

چگونه “مسیر رفت و آمد” را به زندگی مان برگردانیم؟

 

چگونه “مسیر رفت و آمد” را به زندگی مان برگردانیم؟

دو محقق از دانشگاه های شیکاگو و کالیفرنیا به نام های نیکولاس اپلی و جولیانا شرودر، ۲۰۰ مسافر مترو را برای یک آزمایش علمی به کار گرفتند. مسافران به ۳ قسمت تقسیم شدند. به گروه اول گفته شد در طول مسیر با مسافران صحبت کنند. گروه دوم از صبحت کردن با دیگران منع شدند و از گروه سوم خواسته شد رفتار عادی خود را داشته باشند.

تنها تعداد اندکی از افراد، به ویژه در شهرهای بزرگ، این شانس را دارند که محل زندگی و کارشان، نزدیک هم باشد. بسیاری از افراد روزانه بین یک الی دو ساعت و بعضاً بیشتر، در مسیر رفت و آمد بین خانه تا محل کارشان هستند (۳۰۰ الی ۶۰۰ ساعت در سال و گاه بیشتر).

 

مجله کسب و کار هاروارد (harvard business review) که یکی از معتبرترین نشریات آکادمیک جهان است ( ترجمه ای از این مجله در ایران توسط نشر نوین منتشر می شود) در شماره می – جون ۲۰۱۷ خود به این موضوع پرداخته و با اشاره به آزمایش های متعددی که در سراسر جهان انجام شده، آسیب های طولانی بودن مسیر خانه تا محل کار را برشمرده است:

 

سفر صبحگاهی به محل کار سومین فعالیت بد افراد در طول روز است (نتیجه پژوهش های دنیل کانمن، برنده جایزه نوبل اقتصاد).

 

احساس اضطراب بیشتر و قائل شدن ارزش کمتر به فعالیت (نتیجه پژوهش دولتی در انگلیس)

 

زوج هایی که یکی از آنها روزانه بیش از ۴۵ دقیقه در راه است، ۴۰درصد بیشتر در معرض خطر طلاق هستند (نتیجه پژوهش در سوئیس).

 

بالا بودن احتمال استعفا (نتیجه پژوهش ۵ محققی که نام شان در پاراگراف بعدی آمده است در انگلیس).

 

کاهش راندمان کاری، خستگی حین آغاز کار، کاهش رضایتمندی شغلی و … ( نتیجه مطالعات دیگر دانشگاهی).

 

اما ۵ محقق دانشگاهی به نام های فرانچسکا گینو، بردلی استاتس،جان ژکیموویچ، ژولیا لی و جوچن منگز نتیجه تحقیقات و آزمایش های متعدد خود درباره راه های کاستن از آسیب های مسیر را در harvard business review  منتشر کرده اند که خلاصه آن به این شرح است:

 ما در خانه و محل کار، دو وضعیت متفاوت داریم. یک جا پدر، مادر یا همسریم، جای دیگر، رئیس و کارمند و… .

 توصیه می شود از مسیر خانه تا محل کار – و برعکس – برای تغییر وضعیت ذهنی خود جهت جایگاه بعدی استفاده کنیم. مثلاً در مسیر خانه تا محل کار، به کارهایی که باید در طول روز انجام دهیم تا ارتقای کاری داشته باشیم فکر کنیم تا از پدر به کارمند تغییر شیفت دهیم یا وقتی از محل کار به منزل برمی گردیم، با فکر کردن به خانه، ذهینت کارمندی را به مادری تغییر دهیم.

 

پژوهشگران از ۴۴۳ کارمند در آمریکا برای انجام یک تحقیق درباره مسیر رفت و آمد دعوت به همکاری کردند. کارمندان به ۴ گروه تقسیم شدند. از یک گروه خواسته شد در طول مسیر به ارزیابی کاری بپردارند. اعضای گروه بعدی موظف بودند رفتارهای آرامش بخش را تجربه کنند، گروه سوم تلفیقی از این دو (ارزیابی کاری- رفتار آرامش بخش) را انجام می داد و افراد گروه آخر، هیچ دستورالعملی نداشتند.

 

بررسی میزان رضایتمندی افراد این ۴ گروه نشان داد که میزان رضایتمندی کاری گروه اول، بیشتر از بقیه بود.

 کارهای منظم و مستمری را در مسیر انجام دهیم. مثلاً دیدن خبرهای روز، خریدی برای صبحانه در مسیر، کشیدن یک نقاشی روزانه در سرویس اداری و … .

سنتی برای مسیر خود تعریف کنیم و به آن پایبند باشیم.

 به مسیرمان معنی ببخشیم. یادگیری یک زبان جدید یا گوش دادن به کتاب های صوتی می تواند مسیرمان را معنی دار کند. اگر روزی یک ساعت کتاب صوتی گوش دهیم، در پایان سال، از اکثر افراد جامعه خود، داناتر هستیم، چون حدود یکصد کتاب را با گوش هایتان خوانده ایم.

 طولانی بودن مسیر، می تواند حس تنهایی را در انسان افزایش دهد.

 دو محقق از دانشگاه های شیکاگو و کالیفرنیا به نام های نیکولاس اپلی و جولیانا شرودر، ۲۰۰ مسافر مترو را برای یک آزمایش علمی به کار گرفتند. مسافران به ۳ قسمت تقسیم شدند. به گروه اول گفته شد در طول مسیر با مسافران صحبت کنند. گروه دوم از صبحت کردن با دیگران منع شدند و از گروه سوم خواسته شد رفتار عادی خود را داشته باشند.

بررسی میزان رضایتمندی سه گروه بعد از آزمایش، نشان داد که گروه اول، مسافران شادتری شده بودند.

 

این دو محقق نتیجه پژوهش خود را چنین گزارش کردند: صحبت کردن با غریبه ها در مسیر رفت و آمد، می تواند به سلامت افراد منجر شود.

 

رابرت پونتام از دانشگاه هاروارد دریافته است که ارتباط معنی داری بین طول مسیر روزانه انسان ها و روابط اجتماعی آنها وجود دارد: هر چه مسیر طولانی تر، ارتباطات اجتماعی کمتر و در نتیجه انسانها غمگین تر.

بنابر این، راهی که علم نیز آن را تایید می کند، هم صحبتی با همسفران (سایر مسافران یا راننده تاکسی) است تا اثر منفی طول مسیر بر روابط اجتماعی خنثی شود. پژوهشگران می گویند دستکم گوشی تلفن همراه تان را روی اسپیکر قرار دهید و در طول مسیر به یک دوست زنگ بزنید.

 جالب این که حتی تعامل با نرم افزارهای مسیریابی مانند waze نیز می تواند از استرس مسیر بکاهد.

 اگر برایمان مقدور است، با تغییر در محل کار یا زندگی مسیر را تا حد امکان کاهش دهیم یا دور کاری را تجربه کنیم. اگر دو شغل به ما پیشنهاد شد که یکی مسیر طولانی تری را می طلبد و کمی هم حقوق بیشتری دارد و دیگری با مسیری کوتاه تر و دستمزد کمتر، ترجیح ان کاری باشد که به خانه ان نزدیک تر است چون آثار منفی مسیر طولانی بر جشم و روح مان بیشتر از پولی است که می گیریم.

برگرفته: سواد زندگی

شادترین مشاغل دنیا کدامند؟

شادترین مشاغل دنیا کدامند؟

جدیدترین گزارش سازمان ملل با عنوان روز جهانی شادی که به بررسی پیوند بین کار و شادی اختصاص داشت و توسط موسسه مشهور گالوپ تهیه شده است، بر اساس یافته‌های جمع‌آوری شده از صدها هزار نفر از کارکنان شرکت‌ها و سازمان‌های مختلف در بیش از ۱۵۰ کشور جهان از سال ۲۰۰۶ تا کنون شکل گرفته است.

در این تحقیق جامع، رفاه درونی که از آن با عنوان «شادی» یاد می‌شود از ابعاد مختلف مورد اندازه‌گیری قرار گرفته است و عواملی که باعث بالا رفتن کیفیت زندگی کارکنان شده و با کار کردن آنها پیوند خورده است در قالب یک مقیاس یازده نمره‌ای با عنوان «نردبان کانتریل» تعریف شده است. عواملی همچون لذت بردن، استرس و نگرانی طی ساعات کاری روزانه افراد در تعیین نمره کسب شده هر فرد تعیین‌کننده هستند.

در تحقیق جامع موسسه گالوپ، ۱۱ نوع شغل مورد تعریف و طبقه‌بندی قرار گرفتند که شامل مواردی همچون مشاغل خویش‌فرما، کارمند اداری، مدیریت، کار در مزرعه، کارگر ساختمانی، کار در معدن و رانندگی می‌شود.
سوالی که در این میان مطرح شد این بود که در کدام یک از این مشاغل احساس شادی بیشتری وجود دارد.

اولین یافته تحقیق گالوپ این بود که افرادی که در مشاغل کارگری و یدی حضور دارند در تمام مناطق جهان احساس شادی کمتری می‌کنند از جمله کارگران ساختمانی، معدنچیان، رانندگان و ماهیگیران که از کارشان احساس شادی ناچیزی می‌کنند یا اصلا احساس شادی ندارند.
احساس شادی در میان مدیران، مجریان، کارگران حرفه‌ای نیز چندان تعریفی نداشته و نمره‌هایی با میانگین ۶ از ۱۱ را به احساس شادکاری‌شان می‌دادند.

در جبهه مقابل، کارگران یقه سفید و عالی‌رتبه از احساسات مثبت بیشتری در طول ساعات کاری‌شان سخن می‌گفتند که این احساسات مثبت شامل مواردی همچون لبخند زدن و لذت بردن می‌شود و در مقابل موارد اندکی از احساسات منفی مانند نگرانی، اضطراب، غم و عصبانیت را گزارش می‌کردند.

در این میان عوامل و فاکتورهایی همچون میزان درآمد افراد، تحصیلات، سن، جنسیت و وضعیت تاهل نیز تاثیر بسزایی بر کاهش یا افزایش احساس شادی کارکنان دارند که در تحقیق گالوپ به نحوه تاثیرگذاری آنها نیز پرداخته شده است.

منبع: HBR

چگونه بیچاره شویم و زندگی را بیهوده هدر دهیم؟!

چگونه بیچاره شویم و زندگی را بیهوده هدر دهیم؟!

دوست دارید بیچاره شدن را یاد بگیرید و تا حدی که می‌توانید زندگی خود را به فنا بدهید؟ اگر بله، این مقاله را تا آخر بخوانید تا بفهمید چه تفاوت بزرگی بین بیچاره بودن و لذت بردن از زندگی وجود دارد، آنگاه شما کارهایی را که برای بیچاره شدن لازم است انجام دهید. در ضمن لازم است بدانید که بیچاره شدن، سرنوشت نیست بلکه یک انتخاب است. به بیانی دیگر مجموعه‌ای از مهارت‌هاست که باعث می‌شود یا بیچاره شویم و ببازیم، یا برنده شویم. دقیقا شبیه به فوتبال.

 

این مقاله بر اساس کتاب “چگونه بیچاره شویم” _ نوشته‌ی Randy J Paterson_ به تحریر درآمده است. در این کتاب که خلاصه‌ی آن در این مقاله آمده است یاد می‌گیرید که چگونه با اتخاذ یکسری استراتژی‌های مختلف، و فقط در پنج مرحله، به سمت بیچاره شدن پیش بروید و از کمترین خوشبختی ممکن در زندگی برخوردار شوید.

 البته شاید هم در حین خواندن این مقاله متوجه شوید خودتان دارید خیلی از این قدمها را به طور روزانه برمی‌دارید، اما خب یاد می‌گیرید که چگونه می‌توان بدتر از این هم عمل کرد و بیشتر به سمت بیچاره شدن پیش رفت.

 ۱_ دور خودتان خط بکشید و تبدیل شوید به یک جزیره

 انسان یک موجود اجتماعی است. انسان مثل زنبورهای عسل که باید دسته جمعی کار و زندگی کنند،است. نه مثل خرس‌ها که به طور انفرادی زندگی می‌‌کنند. در واقع ما خرس نیستیم و به تنهایی نمی‌توانیم مدت زیادی دوام بیاوریم، برای همین است در تاریخی که از زندگی بشر بر روی کره زمین ثبت شده است آدمها همیشه در دسته‌ها و قبیله‌هایی بین ۷۵ تا ۱۵۰ نفر زندگی می‌‌کرده‌اند، و البته در این قبایل کسانیکه نمی‌توانستند اجتماعی باشند یا ارتباطات خوبی داشته باشند مجبور به منزوی بودن می‌شدند و خب حیوانات درنده نیز همیشه گرسنه و حی و حاضر بودند و به دنبال چنین غذاهای نابی.

 

خب حالا اگر این یک استراتژی بسیار عالی برای بیچاره شدن در زمانهای گذشته بوده چرا الان نباشد؟ ما هنوز هم می‌توانیم تبدیل به یک جزیره ‌دور افتاده شویم، به دور خودمان حصار بکشیم، به همراه یک کامیپوتر و یک خط اینترنت در یک فضای مجازی زندگی کنیم و بیخیال فضای واقعی شویم.

 

۲زیادی جدی گرفتن همه چیز

 

وقتی که همه چیز را بیش از حد جدی بگیریم و همه چیز را به خودمان بگیریم، زندگی به سمت بیچاره شدن و ناراحتی عمیق پیش می‌رود. بهترین راه برای بیچاره شدن در همه‌ی جنبه‌ها، این است که راجع به همه چیز و همه‌ی آدمها خیلی زود قضاوت کنیم و فکر کنیم خودمان خیلی خیلی خوب و باهوش هستیم و دیگران یک مشت آدم خنگ و نفهم هستند. نتیجه این می‌شود که هر روز فاصله‌ی خودمان را با دیگران بیشتر می‌کنیم و با سرعت به سمت بیچاره شدن پیش می‌رویم.

 

از دیگر فواید جدی گرفتن زیادی همه چیز این است که راجع به همه چیز غُر می‌زنیم و شکایت داریم. هوا آفتابی باشد غر می‌زنیم، هوا بارانی باشد غر می‌زنیم، همسایه‌ها سروصدا کنند غر می‌زنیم، دولت کاری بکند غر می‌زنیم، کاری نکند غر می‌زنیم. اینکه از زمین و زمان شکایت داشته باشیم و خودمان را عاری از خطا و اشتباه ببینیم و فکر ‌کنیم فرشته‌ی روی زمین هستیم، راه بسیار خوبی برای بیچاره شدن است.

 

۳توجه به هر سه زمان گذشته، حال و آینده

 

اینکه فکر کنیم هر سه زمان _ گذشته، حال و آینده _ دارای اهمیت یکسانی هستند نیز از بهترین روشهای رفتن به سوی بیچاره گی است. با این حساب به جای اینکه تمرکز خودتان را به صورت شش دانگ روی زمان حال بگذارید، مرتبا به زمان گذشته می‌روید و در مورد اتفاقات بدی که قبلا رخ داده فکر می‌کنید. همچنین به زمان آینده می‌روید و شروع می‌کنید به نگران شدن و اینجاست که استرس تمام وجودتان را می‌گیرد. این راه خوبی برای هدر دادن زمان حال است. و هدر دادن زمان حال نیز راه بسیار خوبی برای بیچاره شدن است.

 

خشم از گذشته، و ترس از آینده، روش بسیار خوبی برای داشتن یک زندگی سراسر بیچارگی و عذاب است. اگر می‌خواهید خیلی خیلی بیچاره شوید سعی کنید حتما از این روش استفاده کرده و تا جای ممکن روزهایتان را با نگرانی طی کنید. مثلا سعی کنید در ذهنتان سناریوهای مخلتفی بسازید که چی می‌شه اگه نتونم بعد از دانشگاه، یه شغل پیدا کنم یا چی می‌شه اگه مریض بشم و نتونم امتحانات این ترم رو پاس کنم.

 

البته بهترین زمان برای نگران شدن و رفتن به زمان گذشته یا آینده، درست وقتی است که به رختخواب می‌روید و قصد دارید بخوابید. در این صورت واقعا از یک زندگی سراسر بیچارگی سرشار خواهید شد چون هرگز رنگ یک خواب خوب و خوش را نخواهید دید. موفق باشید.

 

۴بیخیال اهدافتان شوید

 

موثرترین روش برای بیچاره شدن این است که تمام اهدافی که داشته‌اید را رها کنید و دست از هرگونه تلاشی بردارید. البته از آنجایی که بیچاره بودن برای خیلی‌ها تنها هدف زندگی‌شان نیست، می‌توانید یک هدف دیگر یعنی عدم رضایت از زندگی را نیز به آن اضافه کنید. چگونه؟ با انتخاب روشی که برای انجام کارهایتان به کار می‌برید. برای داشتن بیشترین احساس بیچاره بودن و نارضایتی از زندگی، سعی کنید تاجای ممکن به صورت غیرهوشمندانه کار کنید. مثلا به جای اینکه گام به گام به سوی یک هدف بروید و هر بار قدمهایتان را اندازه بگیرید تا احساس رضایت به شما دهد، سعی کنید برعکس عمل کرده و یک هدف بزرگ را انتخاب کنید و آن را به گامهای کوچک تقسیم نکنید و مرتبا هم کار امروز را به فردا بیاندازید. به این صورت شما هرگز به اکثر هدفهای زندگی‌تان نخواهید رسید و به طور چشمگیری احساس بیچاره بودن خواهید داشت.

 

۵از همه چیز بترسید

 

آخرین روش برای بیچاره شدن این است که با ترسیدن از همه چیز، خودتان را فلج کنید و قدم از قدم برندارید. با ترسیدن از همه چیز هرگز از ‌منطقه‌ی امن زندگیتان خارج نخواهید شد و هیچ شانسی برای رسیدن به هیچ چیزی نخواهید داشت. اگر واقعا می‌خواهید بیچاره شوید، وقتی هدفی به سرتان زد، بیخیالش شوید و سعی کنید از هر چیزی که باعث ایجاد انگیزه‌ در شما شود دوری نمایید تا هیچ انگیزه‌ای برای رسیدن به اهدافتان نداشته باشید.

 

سعی کنید از رشد شخصیتی دست بردارید، سعی کنید از مطالعه دست بکشید، سعی کنید هرگز به دنبال یادگیری و کسب دانش نباشد. یادتان باشد مبادا دست به انجام کاری بزنید یا با کسی ارتباط برقرار کنید یا قدمی‌ برای رسیدن به هدفتان بردارید، بلکه فقط سعی کنید دست روی دست بگذرارید و منتظر یک موقعیت عالی باشید که خودتان هم می‌دانید هرگز فرا نمی‌رسد. کار زیاد سختی نیست که منفعل باشید و اجازه دهید زمان بگذرد.

منبع: مجله قرمز

هر ایرانی این شش نکته را به فرزندش بیاموزد

هر ایرانی این شش نکته را به فرزندش بیاموزد

در کتاب حاجی‌آقا نوشته صادق هدایت،  حاجی به کوچک‌ترین فرزندش درباره نحوه کسب موفقیت در ایران نصیحت می‌کند:

توی دنیا دو طبقه مردم هستند؛ بچاپ و چاپیده؛ اگر نمی‌خواهی جزو چاپیده‌ها باشی، سعی کن که دیگران را بچاپی! سواد زیادی لازم نیست، آدم را دیوانه می‌کنه و از زندگی عقب می‌اندازه! فقط سر درس حساب و سیاق دقت بکن! چهار عمل اصلی را که یاد گرفتی، کافی است، تا بتوانی حساب پول را نگه‌داری و کلاه سرت نره، فهمیدی؟ حساب مهمه! باید کاسبی یاد بگیری، با مردم طرف بشی، از من می‌شنوی برو بند کفش تو سینی بگذار و بفروش، خیلی بهتره تا بری کتاب جامع عباسی را یاد بگیری! 

سعی کن پررو باشی، نگذار فراموش بشی، تا می‌توانی عرض اندام بکن، حق خودت را بگیر! از فحش و تحقیر نترس! حرف توی هوا پخش می‌شه، هر وقت از این در بیرونت انداختند، از در دیگر با لبخند وارد بشو، فهمیدی؟ پررو، وقیح و بی‌سواد؛ چون گاهی هم باید تظاهر به حماقت کرد، تا کار بهتر درست بشه!… نان را به نرخ روز باید خورد! سعی کن با مقامات عالیه مربوط بشی، با هرکس و هر عقیده‌ای موافق باشی، تا بهتر قاپشان را بدزدی!…. کتاب و درس و اینها دو پول نمی‌ارزه! خیال کن تو سر گردنه داری زندگی می‌کنی! اگر غفلت کردی تو را می‌چاپند. فقط چند تا اصطلاح خارجی، چند کلمه قلنبه یاد بگیر، همین بسه!!!!ا

 

آنچه گفته شده عریان ترین شیوه تشریح دستیابی به موفقیت برای نسل بعدی است. به نظرم در همین نوشته به ظاهر حاوی نکات غیراخلاقی، نکات طلایی نهفته است. آنچه حاجی به فرزندش گفته حاوی نکات مثبت و منفی است. بخشی از توصیه ها درست است هر چند که لحن بیانش بد است.

در ادامه شش نکته را که بعد از خواندن نکات حاج آقا در ذهنم جرقه زد را انتخاب می کنم که به فرزندم بیاموزم و فکر می کنم هر ایرانی باید به فرزندش بیاموزد.

۱. نسل قبلی به ما گفتند درس بخوان تا برای خودت کسی شوی. این حرف اشتباه است. درس خواندن خالی نه شعور می آورد و نه خوشبختی. این تجربه زندگی با تمام جوانب آن است که برایت شعور و خوشبختی می آورد. وقتی می گویم زندگی یعنی همه چیز: از آشپزی بگیر تا دوچرخه سواری، از بستن چشم ها برای گوش دادن به یک موسیقی تا فوتبال گل کوچیک. از کار کردن در خیریه کوچک محله تان تا پیگیری سخنرانی های سران جهان در مجمع جهانی گروه بیست. درس خواندن خالی نه شعور می آورد و نه خوشبختی. 

۲. در مدرسه این چیزها را به تو یاد نمی دهند: سواد مالی، سواد رسانه ای، سواد جنسی. هر سه این ها مهم اند. هر کدام را از منابع معتبر بیاموز. ریاضی را بیاموز نه با این هدف که پیچیده ترین معادلات را حل کنی بلکه برای آنکه بیاموزی چگونه از دانش ریاضی در تصمیم گیری های مالی ات استفاده کنی، وقتی وام می گیری، وقتی سرمایه گذاری می کنی و وقت بیمه عمر می خری اگر ریاضی بلد نباشی کلاهت پس معرکه است. خواندن ریاضی اگر منجر به افزایش سواد مالی در تو نشود، کم فایده است.  

۳. تاریخ مهم تر از جغرافیاست. اکنون نرم افزارهای موقعیت یاب، راهیاب و نقشه های آنلاین فراهم شده اند، اگر جغرافیا ندانی، باز هم راهت را پیدا خواهی کرد اما تاریخ را هیچ نرم افزاری نمی تواند خلاصه کند. تاریخ را عمیق بخوان. تا آن اشتباهاتی که ما کردیم را تو انجام ندهی. اشتباهی که دوبار تکرار شود دیگر نامش اشتباه نیست، حماقت است.  

۴. زبان انگلیسی، چینی و عربی به اندازه زبان فارسی اهمیت دارد. وقتی زبان فارسی بلدی، یعنی ۸۰ میلیون هم سخن عاطفی و هم کار تجاری داری، در جهان امروز این عدد می تواند به شدت گسترش پیدا کند. حلقه هم سخنان و هم کارانت را به بیش از ۸۰۰ میلیون گسترش بده. جهان فردا، جهان بدون مرز است.   

۵. مهارت ارتباطات موثر را بیاموز. ۵۰% موفقیت به ارتباطات موثر، قانع و همراه کردن دیگران و تاثیرگذاری روی آنان است. باید بلد باشی خوب حرف بزنی، خوب ارایه کنی، خوب گزارش بنویسی و خوب متقاعد کنی. مذاکره و ارایه موثر را خوب یاد بگیر. 

۶. مدرک مهم است اما اکنون زمان مهارت است. آن زمان که ما درس می خواندیم تعداد مدرک دارها کم بود. پس هر کسی ارشد و دکترا داشت مزیت داشت در زمان شما دیگر مدرک از مد می افتد کسانی باقی خواهند ماند که مهارت داشته باشند. تا ده سال آینده بسیاری از مشاغل از بین می روند و بسیاری مشاغل جدید خلق می شوند. رشته ای را بخوان و مهارتی را کسب که به درد دنیای فعلی نمی خورد بلکه به درد دنیای آتی می خورد. اگر رشته بدی انتخاب کنی مانند این است که تولید کننده بهترین چرتکه دنیا هستی، در جهانی که هیچکس از چرتکه استفاده نمی کند. 

✍دکتر مجتبی لشکر بلوکی

جلال_آل_احمد

 

جلال آل احمد

هر چقدر ما ایرانی‌ها شلنگ قلیان به دست داریم این غربی‌ها کتاب در دست دارند و کتاب جزء لاینفک زندگى این مردم است … ما چوب حماقت‌مان را میخوریم آنها نان لیاقتشان را!

 

#جلال_آل_احمد

 

چرا خارج شدن از “دایره راحتی ” دشوار است؟

چرا خارج شدن از “دایره راحتی ” دشوار است؟

  قدم برداشتن به خارج از دایره ی راحتی معمولا چالش برانگیز است. برای کاهش وزن و رژیم گرفتن باید تا حدودی از  غذاهایی که دوست داریم صرف نظر کنیم ، برای خروج از رابطه ای که مخرب است باید تحمل و توانایی تنها ماندن و دل کندن را داشته باشیم  ، اگر می خواهید کسب و کار جدیدی راه اندازی کنید باید قدرت تحمل شکست و مشکلات نادیده گرفته شدن را داشته باشید . ما معمولا از بسیاری از کارهایی که به نفعمان  است خودداری می کنیم به این دلیل که رنج زیادی را باید متحمل شویم و از “دایره راحتی” خود خارج شویم.

اما برای خیلی از ما این یک واقعیت است : همانطور که رشد می کنیم و در شغلمان و در زندگی پیشرفت میکنیم  گاهی اوقات با شرایطی خارج از دایره راحتی مان مواجه شده ایم که نیاز بوده سبک رفتارهایمان را مطابق با آن ها تغییر دهیم  و این کار را انجام داده ایم.

  همانطور که مدیر عامل IBM جینی رومتی گفته : “رشد و راحتی را نمی توان همزمان کسب کرد!”

 آبراهام مازلو روانشناس معروف و نظریه پرداز درمورد سلسله مراتب نیاز های انسان ، نیز در همین زمینه گفته است که : ” انسان در  هر موقعیتی فقط دو گزینه پیش رو دارد ، یا قدم به جلو بگذارد و رشد را تجربه کند یا قدم به عقب بردارد و امنیت را تجربه کند

  به این ۵ چالش بزرگ در مسیر خروج از دایره ی راحتی توجه کنید !

 ۱ اولین چالش “تایید دیگران” است.

معمولا وقتی خارج از منطقه ی امن رفتار می کنید حس”غیر طبیعی بودن” به ما دست می دهد .

حالتی را تصور کنید که یک جوان کارآفرین می خواهد ایده ش را در یک جلسه به سرمایه گذاران که معمولا مسن و با تجربه هستند ارائه کند

احتمالا برای این مسئله “صدای خود را بلندتر می کند” تا حالت طبیعی بودن و تایید دیگران را بدست اورد.

 

۲ دومین چالش “شایستگی و صلاحیت ” است.

گاهی اوقات ممکن است احساس کنید لیاقت ندارید و علاوه بر این عرضه ی کافی را ندارید! خواه صحبت کردن یا سخنرانی در یک گردهمایی باشد یا ارائه کردن یک ایده نزد شخص یا اشخاصی باشد و تمام این ها بوجود آورنده ی حس “عدم لیاقت ” است

 

۳ سومین چالش ” آزاردهنده بودن  و سخت بودن انجام آن کار ” است.

موقعی که می خواهید برای اولین بار خارج از منطقه ای امن عملی را انجام دهید معمولا احساس آزاردهنده بودن به شما دست می دهد 

برای مثال: یک شخص درونگرا موقعی که میخواهد ارتباطاتی ایجاد کند و حتی صحبت هایی کوتاه داشته باشد حس عمیق ترسناک بودن را تجربه خواهد کرد

 

۴ چهارمین چالش “ترس از مورد پسند بودن” است.

ما نگران این هستیم که مردم این ورژن (نسخه) جدید از ما را دوست نداشته باشند چون خارج از دایره ی راحتی مان قدم برداشته ایم!

یک مثال شاخص در تحقیقات خودم مشاهده کرده ام این است که یک کارمند ناامید که به شدت با یک تردید مواجه شده شد که زندگی او را بهم زده بود ، می خواست به شخصی ابراز علاقه کند اما بیم داشت که مبادا مورد پسند شخص مقابل قرار نگیرد.

 

۵ پنجمین چالش “بحث اخلاقی” است.

بعضی وقت ها مردم نگرانی هایی برحق  در مورد رفتار هایی ک انجام میدهند دارند برای مثال موقعی که اخبار بدی یا مسئله حساسی  را به شخصی می گویند یا تصمیم به اخراج یک کارمند می گیرند!

 

💡البته تعداد کمی از ما همه ی این پنج چالش را بصورت همزمان در مواقعی  خارج از دایره ی راحتی مان رفتار می کنیم؛ تجربه می کنیم. اما حتی یکی از این مورد ها هم میتواند کار را سخت کند.

 

راستی اکثر ادم ها چنین تجاربی را داشته اند و مطمئناً در این زمینه تنها نیستید!

 

ادامه‌ی خواندن

ده جمله کوتاه و تاثیر گذار از استاد الهی قمشه ای

ده جمله کوتاه و تاثیر گذار از استاد الهی قمشه ای

 

۱- قرار نیست در کاری عالی باشید تا آن را شروع کنید..قرار است آن را شروع کنید تا در آن کار عالی شوید…

 

۲-اعتماد ساختنش سالها طول میکشد ، تخریبش چند ثانیه و ترمیمش تا ابد…

۳- ایستادگی کن تا روشن بمانی ؛شمع های افتاده خاموش می شوند…

۴- دوست بدار کسی را که دوستت دارد حتی اگر غلام درگاهت باشد؛دوست مدار کسی را که دوستت ندارد حتی اگر سلطان قلبت باشد…

۵- هیچ کدام از ما با “ای کاش”، به جایی نرسیده‌ایم…

۶- “زمان” وفاداریه آدما رو ثابت میکنه نه “زبان” …

۷- همیشه یادمون باشه که نگفته هارو میتونیم بگیم اما گفته هارو نمیتونیم پس بگیریم …

۸- خودبینی، دیدن خود نیست،خودبینی، ندیدن دیگران است…

۹- هیچ آرایشی شخصیت زشت را نمی پوشاند !

۱۰- آدمـها را به انــدازه لــیاقــت آنها دوست بدار و به انــدازه ظــرفــیت آنها ابراز بدار .

چگونه از شر بی شعورها خلاص شویم؟

چگونه از شر بی شعورها خلاص شویم؟

بی شعور کسی است که دانسته دیگران را می آزارد و از این آزار لذت می برد. او از این که با زبان نیش دارش افراد را تحقیر کند و از پا در آورد خشنود می شود. اما آیا راهی برای مبارزه با این آدم های بی شعور وجود دارد؟

رابرت ساتن، روانشناس دانشگاه استنفورد، در کتاب جدیدش راهکارهایی برای رهایی از شر بی شعورها پیشنهاد می کند. از نظر او مبارزه با بی شعوری مهارتی اکتسابی است که آموختنش افراد را در زندگی کاری و شخصی یاری خواهد کرد.

 چگونه از شر بی شعورها خلاص شویم؟

جهان پر از آدم های بی شعور است. هر جا زندگی کنید، هر شغلی داشته باشید، احتمال زیاد پیرامون شما را آدم های بی شعور فرا گرفته اند. پرسش این است که، در این باره چه کار باید کرد؟ دکتر رابرت ساتن استاد روانشناسی در دانشگاه استنفورد قدم پیش گذاشته تا به این پرسش همیشگی پاسخ دهد. او یک کتاب جدید نوشته با عنوان «راهنمای بقا در برابر آدم های بی شعور» که اساسا همان چیزی است که از عنوان آن به نظر می رسد. راهنما برای بقا در مواجهه با آدم های بی شعور در زندگی خودتان.

در سال ۲۰۱۰، ساتن کتاب «ورود بی شعورها ممنوع» را منتشر کرد که بر رویارویی با آدم های بی شعور «در سطح سازمانی» متمرکز بود. در کتاب جدید، او طرحی برای رویارویی با آدم های بی شعور «در سطح بینافردی» ارائه می دهد. اگر شما رئیس بی شعور، دوست بی شعور یا همکار بی شعور دارید، شاید این کتاب مخصوص شما باشد! ساتن می گوید: «بقا در برابر آدم های بی شعور، مهارت است، نه علم. یعنی هر کسی ممکن است در آن خوب یا بد باشد.»

کتاب او درباره پیشرفت در همین مهارت است. من اخیرا با او ملاقات کردم تا درباره راهبردهایش برای «برخورد با آدم های بی شعور» صحبت کنم. منظور او از این حرف چیست که ما باید در قبال آدم های بی شعور در زندگی خودمان مسئولیت پذیر باشیم و چرا او می گوید که «خودآگاهی کلید تشخیص این حقیقت است که شاید آدم بی شعور در زندگی شما خودتان باشید!» او به من می گوید: «شما باید خودتان را بشناسید. درباره خودتان صادق باشید و به آدم های پیرامون خودتان تکیه کنید تا به شما بگویند که چه موقع آدمی بی شعور هستید و هنگامی که آنها به اندازه کافی مهربان هستند که این را به شما بگویند، گوش کنید.» متن کامل گفتگو با او از این قرار است.

 چگونه است که استادی در دانشگاه استنفورد این همه از وقت خود را صرف اندیشیدن درباره آدم های بی شعور می کند؟

– خب، این موضوع تا حدی مبتنی بر نوعی منطق فکری است. من درباره ابراز احساسات در زندگی سازمانی تحقیقات زیادی انجام داده ام، از جمله این که چگونه باید با آدم های بی شعور برخورد کرد. من آن موقع از این واژه استفاده نمی کردم، اما این اساسا همان کاری بود که من انجام می دادم. من حتی به عنوان مسئول جمع آوری قبض تلفن اندکی تحقیقات قوم شناختی انجام دادم که در حین این کار تمام طول روز با آدم های بی شعور سروکار داشتم. همچنین بخشی از دانشکده ای بودم که قانون ورود بی شعورها ممنوع داشت، جدا می گویم و ما واقعا این قانون را اجرا کردیم.

ببخشید چی؟ سیاست ورود بی شعورها ممنوع در دانشکده چگونه چیزی است؟

– ما هنگام تصمیم گیری برای استخدام افراد، آشکارا درباره این موضوع صحبت می کردیم. دانشگاه استنفورد مکانی است با پرخاشگری منفعلانه، بنابراین این موضوع خیلی جلوی چشم نبود. اما اگر کسی مثل یک آدم نفهم رفتار می کرد، ما به آرامی از او دوری می کردیم و زندگی را برای او سخت می کردیم. ایده ما آن بود که در صورت امکان از استخدام آدم های بی شعور خودداری کنیم و اگر آدم بی شعوری از زیر دست مان در رفت و به دانشکده راه پیدا کرد، به طور جمعی با او برخورد کنیم.

  چگونه از شر بی شعورها خلاص شویم؟

قبل از آن که درباره بقا در برابر آدم های بی شعور صحبت کنیم، ما به تعریفی مناسب از آدم بی شعور نیاز داریم. شما می توانید همچین تعریفی ارائه کنید؟

– تعاریف آکادمیک بسیاری وجود دارد، اما من آن را چنین تعریف می کنم: آدم بی شعور کسی است که باعث می شود احساس کنیم تحقیر شده ایم، ناتوان هستیم، مورد بی احترامی قرار گرفته ایم، و یا سرکوب شده ایم. به زبان دیگر، کسی که باعث می شود احساس کنید وجودتان هیچ ارزشی ندارد.

 

بنابراین آدم بی شعور کسی است که به دیگران اهمیت نمی دهد؟

– من بین بی شعورهای قسم خورده و موقت تمایز می نهم، زیرا همگی ما تحت شرایط نادرست می توانیم بی شعورهای موقت باشیم. من درباره کسی صحبت می کنم که پیوسته این چنین است، که پیوسته با دیگران چنین برخورد می کند. من فکر می کنم موضوع پیچیده تر از آن است که به سادگی بگوییم که آدم بی شعور کسی است که به دیگران اهمیت نمی دهد. در واقع برخی از آنها واقعا به دیگران اهمیت می دهند، آنها می خواهند که شما احساس کنید آسیب دیده اید و ناراحت باشید، آنها از این امر لذت می برند.

چه تعداد از افرادی که در پی راهبردهای بقا در برابر بی شعورها هستند، از درک این امر عاجز هستند که خودشان بخشی از گروه آدم های بی شعور هستند؟

– این پرسش مهمی است. دلیل آن که من آدم بی شعور را کسی می دانم که باعث می شود شما احساس کنید تحقیر شده اید، ناتوان هستید و غیره، آن است که شما باید در قبال آدم های بی شعور در زندگی خودتان مسئولیت پذیر باشید. برخی افراد واقعا آنقدر نازک نارنجی هستند که تصور می کنند همه آنها را می رنجانند در حالی که هیچ مسئله شخصی در کار نیست. مسئله دیگر که شما هم به آن اشاره کردید، این است که چون بی شعوری بسیار واگیردار است، اگر شخصیت شما طوری باشد که هر جا می روید، مردم واقعا با شما مثل شخصی بی ارزش برخورد می کنند و بدتر از دیگران با شما برخورد می کنند، احتمال زیاد شما کاری می کنید که این مجازات را بر می انگیزد. می توانید این امر را در رابطه با دونالد ترامپ مشاهده کنید. من نمی خواهم خیلی درباره وی صحبت کنم اما فکر می کنم این بخشی از زندگی وی است. اگر شما عملا به همه اهانت کنید، آنها نیز جواب شما را با اهانت خواهند داد.

  چگونه از شر بی شعورها خلاص شویم؟

خب، من نمی خواهم رئیس جمهور را بی شعور بنامم اما می خواهم بگویم که تمام شرایطی که شما در کتاب خود درباره بی شعورها برشمرده اید درباره او صدق می کند.

– بله، من هم او را بی شعور نمی نامم، اما با ارزیابی شما موافقم.

مطمئن ترین راه برای این که کسی تشخیص دهد که مثل فردی بی شعور رفتار می کند، چیست؟ من فرض می کنم که اکثر ما گاهی بی شعور هستیم اما ترجیح می دهیم چنین نباشیم.

– فرض ما کاملا درست است. در این باره برخی شواهد در کتاب وجود دارد که افراد اندکی معترفند که بی شعورند در حالی که بسیاری از افراد می گویند که توسط بی شعورها سرکوب شده اند. در اینجا اختلاف عظیمی وجود دارد. مهم ترین چیزی که این تحقیق درباره خودآگاهی می گوید آن است که بدترین کسی که می توان از او درباره بی شعوری کسی پرسش کرد، خود آن فرد بی شعور است و بهترین کسانی که می توان از آنها در این باره پرسش کرد، افراد پیرامون وی هستند که آن فرد را حداقل تا حدی می شناسند. اصل بنیادی: بی شعورها د ر زندگی خود به کسی نیاز دارند که به آنها بگوید بی شعور هستند.

 

بی شعوری راهبرد برجسته ای برای رابطه سازی نیست، اما به نظر می رسد با موفقیت شغلی هم خوانی دارد. مثلا بی شعور معروفی مثل استیو جابز را داریم. چرا چنین است؟

– بله، اگر شما در موقعیتی باشید که نوعی بازی من می برم، تو می بازی در سازمان باشد، آنگاه شما به هیچ گونه همکاری از سوی رقبای خود نیاز ندارید و بی توجهی به دیگران طوری که احساس کنند وجودشان هیچ ارزشی ندارد شاید ارزشمند باشد اما این موضوع با دو مشکل روبرو است. یکی آن که در اغلب موقعیت ها، شما عملا نیازمند همکاری هستید و ما تحقیقات بسیاری در دست داریم که نشان می دهد افرادی که دهنده هستند نه گیرنده، در دراز مدت عملکرد بهتری دارند. اگر شما بازی کوتاه مدتی انجام می دهید، آنگاه بله، بی شعور بودن ممکن است مزیت داشته باشد، اما من تا حد زیادی متقاعد شده ام که این راهبرد در اغلب موقعیت ها کارکرد ندارد.

اگر بخواهیم منصف باشیم، باید بگوییم که نمونه هایی از آدم های بی شعور در دنیای تجارت هستند که به واسطه بی شعوری خودشان متضرر شده اند. مثلا می توان از تراویس کالانیک مدیرعامل سابق اوبر نام برد.

– درست است. معمولا بی شعور بودن در دنیای تجارت با هزینه هایی همراه است. برای مثال هنگامی که فرد بی شعور به مقامات بالاتر در شرکت صعود می کند، ممکن است با بیرون راندن بهترین افراد، تخریب بهره وری و خلاقیت آنها و مواردی از این دست، سازمان پیرامون خود را نابود کند.

اجازه دهید به موضوع اصلی کتاب بپردازیم، یعنی چگونگی برخورد با آدم های بی شعور. به من بگویید که بهترین راهبرد شما برای خنثی سازی یک بی شعور چیست؟

– نخست این به میزان قدرت شما بستگی دارد و دوم به این که چقدر وقت دارید. اینها دو پرسشی هستند که شما باید قبل از هر گونه تصمیمی پاسخ دهید. با فرض این که شما قدرت هری کثیف را ندارید یا مدیرعامل نیستید و نمی توانید افرادی را که دوست ندارید به سادگی اخراج کنید، فکر می کنم از لحاظ راهبردی دو کار را باید انجام دهید. در ابتدا، شما باید شواهدی را جمع آوری کنید. همچنین باید یک ائتلاف تشکیل دهید. یکی از شعارهای من این است که باید بی شعورهای پیرامون خودتان را بشناسید. ما قبلا درباره بی شعورهای قسم خورده در برابر بی شعورهای موقت صحبت کردیم اما تمایز واقعا مهم دیگر آن است که برخی افراد، همان طور که آغاز بحث اشاره کردید، بی شعورهایی بی علامت هستند و خودشان نمی دانند که آدم هایی نفهم هستند، اما شاید نیت شان خیر باشد. در این موقعیت، شما می توانید گفتگوهای پشت پرده داشته باشید، به آرامی به آنها بفهمانید که از حد و مرزی مشخص تجاوز کرده اند. این نوعی کار ساده اقناعی است. اما اگر او یکی از آن بی شعورهای ماکیاولی صفت است که با شما همانند یک آشغال برخورد م کند زیرا بر این باور است که روش پیشرفت چنین است، در این حالت شما باید در صورت امکان سریعا از آنجا خارج شوید.

  چگونه از شر بی شعورها خلاص شویم؟

اجازه دهید این موضوع را ملموس تر نماییم. فرض کنیم شما کسی هستید که با رئیسی بی شعور دست و پنجه نرم می کنید. آشکارا عدم تقارن قدرت وجود دارد. بنابراین به همین سادگی نیست که به او بگویید بی شعور است. من گمان می کنم این موقعیت رایجی در بین بسیاری از خوانندگان علاقه مند به این کتاب است. توصیه شما چیست؟

– پرسش نخست این است که آیا شما می توانید کار خود را ترک کنید یا به بخش دیگری انتقالی بگیرید؟ اگر شما تحت ریاست بی شعوری قسم خورده هستید، این بدان معناست که شما رنج می کشید و اگر چنین است، شما باید از آنجا بیرون بیایید. موضوع به همین سادگی است. پرسش دوم آن است که، اگر شما باید تحمل کنید، آیا می خواهید مبارزه کنید یا فقط می خواهید با این موضوع کنار بیایید؟ اگر می خواهید مبارزه کنید، به برنامه و گروه امدادی نیاز دارید. شما باید شواهد خود را گردآوری کنید و سپس شانس خود را امتحان کنید. به هر حال من به مردم می گویم که بکوشند تا حد امکان کمترین تماس را با بی شعورها داشته باشند و راهبردهایی برای انجام این کار در کتاب ارائه کرده ام. یکی از ساده ترین و در عین حال سخت ترین کارهایی که می توانید انجام دهید آن است که اصلا اهمیت ندهید. اهمیت ندادن باد یک آدم بی شعور را می خواباند. هنگامی که فرد بی شعور با بداخلاقی با شما رفتار می کند، او را نادیده بگیرید. درباره زمانی فکر کنید که شب به خانه بر می گردید و این که آن بی شعور در آنجا نیست و وجودش اهمیتی ندارد. به این فکر کنید که چگونه یک سال دیگر آن بی شعور در زندگی شما نخواهد بود، اما باز هم همان بی شعوری خواهد بود که همیشه بوده است.

اگر فرد بی شعور، دوست یا همکار شما باشد، چه باید کرد؟ آیا این نیازمند راهبردی متفاوت است؟

– شانس خلاصی از دست آنها بیشتر است زیرا قدرت بیشتری دارید اما راه حل ساده تری برای برخورد با چنین موقعیتی وجود دارد؛ صرفا آنها را نادیده بگیرید. من در محیط آکادمیک هستم، یعنی شمار زیادی بی شعور وجود دارد که نمی توانیم اخراج شان کنیم اما می توانیم مطلقا آنها را نادیده بگیریم. ما مجبور نیستیم آنها را به رخدادها یا گردهمایی ها دعوت کنیم. می توانیم مودبانه از آنها دوری کنیم و در صورت ضرورت به آنها لبخند بزنیم اما به جز این، صرفا آنها را نادیده می گیریم. این روش ما برای برخورد با بی شعورها است اما موقعیت هایی وجود دارد که شما برای بقا شاید مجبور باشید خودتان هم بی شعور باشید زیرا هیچ راه دیگری ندارید مگر این که واکنش نشان دهید. این چیز ایده ئالی نیست، اما اگر این همان کاری باشد که مجبور به انجامش هستید، باید این کار را بکنید.

آنچه گفتید کاملا به پرسش بعدی من مربوط می شود. آیا اصلا درست است که با بی شعوری یک بی شعور را از میدان به در کنیم؟

– حتما چنین است. من می کوشم تا این امر را از چشم انداز خواننده بنگرم. اگر کسی تاریخچه ای طولانی در آزار شما دارد و دارای شخصیتی ماکیاولی صفت است، تنها چیزی که وی می فهمد نمایش قدرت است. اگر چنین است، بهترین راه برای محافظت از خودتان این است که با هر آنچه در اختیار دارید مقابله به مثل کنید. ببینید برخی افراد سزاوار هستند که با آنها بد برخورد شود. مهمتر از آن، نیاز دارند که با آنها بد برخورد شود. گاهی باید با همان زبانی که یک بی شعور می فهمد، با او صحبت کنید و این بدان معنا است که باید خود را به این موضوع آلوده کنید.

 

 چگونه از شر بی شعورها خلاص شویم؟

اغلب ما نمی خواهیم بی شعور باشیم اما گاهی هستیم. برای مثال، هنگامی که صبح از خواب بیدار می شوم، اغلب یک بی شعور غرغرو هستم. من به این یا آن دلیل نمی خواهم از خواب برخیزم، بنابراین از رختخواب بیرون می غلطم و ۳۰ دقیقه نخست روز را همانند آدم بی شعور به این سو و آن سو می چرخم. هر روز چنین نیست، اما گاهی این اتفاق رخ می دهد و شرم آور است. بنابراین فکر می کنم پرسش من این است که، ما چگونه می توانیم بهتر جلوی گرایش های بی شعورمآبانه خودمان را بگیریم؟

– نخست، چنین به نظر می رسد که شما خودآگاه هستید و این چیز خوبی است اما ببینید، موقعیت های خاصی وجود دارد که اغلب ما را به آدم های نفهم تبدیل می کند و ما باید از این نکته آگاه باشیم و بکوشیم تا تکنیک هایی برای آرام کردن خودمان پیدا کنیم. برای مثال کمبود خواب یکی از حتمی ترین راه ها برای تبدیل شدن به آدمی بی شعور است. اگر خسته هستید و عجله دارید، احتمالا یک بی شعور خواهید بود. اگر در موقعیتی خاص از قدرتی ویژه برخوردار هستید، با خطر تبدیل شدن به فردی بی شعور روبرو هستید. یکی از چیزهایی که من آموخته ام، آن است که اختلافات زیاد از لحاظ قدرت، بدترین جنبه وجود ما را آشکار می سازد. سرانجام باید خودتان را بشناسید، درباره خودتان صادق باشید و به آدم های پیرامون تان تکیه کنید تا به شما بگویند که چه موقع بی شعور هستید و هنگامی که آنها به اندازه کافی مهربان هستند که این را به شما بگویند، گوش کنید.

افلاطون در رساله جمهور این استدلال معروف را مطرح می کند که یک دیکتاتور، هر اندازه هم قدرتمند باشد، سرانجام با فاسد ساختن روح خودش رنج می کشد. شما استدلال مشابهی درباره بی شعورها مطرح می کنید، اینکه آنها ممکن است در زندگی پیروز شوند اما با این وجود به عنوان انسان می بازند.

– چه جالب، من هرگز ارتباط دیدگاه خودم را با دیدگاه افلاطون نشنیده بودم. این پرسشی نیست که من انتشار شنیدن آن از یک روزنامه نگار را داشته باشم اما حدس می زنم که این همان نظریه پرداز سیاسی سابق است که سخن می گوید. باید بگویم که من این ارتباط را دوست دارم. ما می دانیم که بی شعورها دارای تاثیری مخرب بر افراد پیرامون خود هستند. برای مثال، مطالعاتی طولی ۵ وجود دارد که تقریبا به وضوح نشان می دهد افرادی که سالیان دراز تحت ریاست بی شعورها کار می کنند، سرانجام بیشتر افسرده خواهند بود، بیشتر مضطرب خواهند بود و از سلامتی کمتری برخوردار خواهند بود. بنابراین، شواهدی قانع کننده در دست است که بی شعورها انسان هایی وحشتناک هستند که به دیگران ضرر می رسانند. من فکر می کنم شیوه ای که شما مشابهت دیدگاه مرا به دیدگاه افلاطونی توصیف کردید، بسیار زیباتر از هر آن چیزی است که من می توانم بگویم. پایان کار اگر شما یک بی شعور باشید شما انسانی شکست خورده به شمار می روید، زیرا رنج غیر ضروری را ترویج می کنید. چه چیز دیگری می توان گفت؟

 نویسندگان:

رابرت ساتن (Robert Sutton): استاد مدیریت دانشگاه استنفورد است و در حوزه پژوهش های مدیریتی فعالیت می کند. ساتن چندین کتاب پرفروش نوشته است.

شان ایلینگ (Sean Illing): مصاحبه گر تارنمای ووکس است و پیش از این به تدریس فلسفه و سیاست در دانشگاه مشغول بوده است.

برگرفته از : برترین ها

قوانین موفقیت از دیدگاه برایان تریسی

قوانین موفقیت از دیدگاه برایان تریسی

تریسی در این اصل ها بهترین و سریع ترین راه های رسیدن به موفقیت را مختصر و مفید ارائه کرده است:

– قانون علت و معلول
هر چیزی به دلیلی رخ می دهد. برای هر علتی، معلولی هست و برای هر معلولی، علتی. چیزی به اسم شانس وجود ندارد.

– قانون ذهن
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی اند. افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند. افکار شما آفریننده اند. شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن فکر می کنید. همیشه درباره ی چیزهایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید.

– قانون تمرکز
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند.

– قانون انتخاب
زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است. چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید. کنترل تمام زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست.

– قانون تغییر
تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیرقابل قیاس با گذشته در حال حرکت است. کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن.

– قانون مسئولیت
هرجا که هستید و هرچه که هستید به خاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید. مسئولیت کامل آنچه که هستید، آنچه که به دست آورده اید و آنچه خواهید شد بر عهده ی خود شماست.

– قانون تلاش
همه ی امیدها، رؤیاها، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست. هرچه بیشتر تلاش کنید بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید.

– قانون آمادگی
شانس در واقع تلاش، موقعیت و آمادگی است. عملکرد خوب نتیجه ی آمادگی کامل است که مراحل کسب آن از هفته ها، ماه ها و سال ها قبل آغاز می شود. در هر حوزه ای موفق ترین افراد، آنهایی هستند که همواره در مقایسه با افراد ناموفق وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کارمی کنند.

– قانون تصمیم
مصمم بودن از ویژگی های اساسی افراد موفق است. در زندگی شما هر جهشی در جهت پیشرفت هنگامی حاصل می شود که در موردی تصمیم روشنی گرفته باشید.

– قانون استقامت
معیار ایمان به خود، توانایی استقامت در برابر سختی ها، شکست ها و ناامیدی هاست. استقامت ویژگی اساسی موفقیت است. اگر شما به اندازه کافی استقامت کنید طبیعتا” سرانجام موفق می شوید.

– قانون وضوح هدف
هرچقدر با وضوح بیشتری بدانید که چه می خواهید و حاضرید چه اقداماتی برای دستیابی به آن انجام دهید احتمال موفق شدن و رسیدن به آنچه می خواهید بیشتر می شود.

– قانون رشد
اگر درحال رشد فکر نیستید پس دارید درجا می زنید. اگر روز به روز بهتر نمی شوید پس دارید بدتر می شوید. یادگیری دائم و رشد مداوم فکری را جزیی از برنامه روزانه زندگی خود قرار دهید.

– قانون خوشبختی
کیفیت زندگیتان را احساس شما در هر لحظه تعیین می کند و احساس شما را تفسیر شما از وقایع پیرامونتان تعیین می کند نه خود وقایع.

– قانون تجسم
دنیای پیرامون شما تصویری از دنیای درون شماست. هرچیزی را که به روشنی و با تمام وجود تجسم کنید نهایتا” در زندگی شما به واقعیت می پیوندد.

– قانون وفور نعمت
ما در جهانی سرشار از نعمت زندگی می کنیم. جهانی که در آن گنجینه های عظیمی از ثروت برای تمام کسانی که طالب آن هستند وجود دارد. برای دستیابی به استقلال مالی و افزایش ثروت همین امروز تصمیم بگیرید و سپس همان کاری را انجام دهید که دیگران پیش از شما برای رسیدن به چنین هدفی انجام داده اند.

– قانون اشتیاق
برای موفقیت در هر چیزی (مثلا” ثروتمند شدن) باید اشتیاق شدیدی برای این کار داشته باشید. اشتیاق اندک یا علاقه ای مختصر کافی نیست. شدت علاقه ی خود را می توانید با مشاهده فعالیت روزانه خود بسنجید. آیا این فعالیت با ثروتمند شدن هماهنگی دارد یا نه؟

– قانون شکست
آمادگی شما برای تحمل شکست تنها معیار واقعی شما برای ثروتمند شدن است. شکست پیش نیاز موفقیت های بزرگ است.

– قانون موفقیت
مشکلات مانع کار نیستند بلکه معلممان هستند. در درون هر مشکلی بذر سودی نهفته است برابر یا بیشتر از خود مشکل. در راه موفقیت مشکلات را تبدیل به پله های صعود کنید.

– قانون سخت کوشی
موفقیت ها و دستیابی به اهداف با سخت کوشی به دست می آید. هنگامی که شک دارید که موفق می شوید، سخت تر تلاش کنید و اگر به نتیجه نرسیدید باز هم بیشتر تلاش کنید.

۱۰ عاملی که مانع از تصمیم گیری درست و هوشمندانه می شود

۱۰ عاملی که مانع از تصمیم گیری درست و هوشمندانه می شود

۱️⃣ ترس و دودلی

هر یک از تصمیم گیری‌ها ابعاد متنوعی دارند. همین ابعاد باعث ایجاد ترس‌هایی برای فرد تصمیم گیرنده می شود. همین ترس و تردید سبب می شود برخی گزینه‌ها را کنار بگذاریم.
برای رها کردن تردید در تصمیم گیری باید از خود بپرسید دقیقا از چه چیزی می ترسید؟ دلیل این ترس چیست؟ چه چیزی را از دست می دهید؟

۲️⃣ ارزیابی و تحلیل بیش از اندازه

اگر از جمله افرادی هستید که بیش از حد درباره چیزی فکر می کنید، قطعاً در مواجهه با مشکلات و تصمیمات دیرتر به نتیجه می رسید. باید لیستی از مزایا و معایب هر چیزی داشته باشید و درباره این لیست به ارزیابی برسید.
برای رهایی از این ویژگی و اسیر شدن در تصمیمات اشتباه، باید محدوده‌ی زمانی مشخصی برای تصمیم گیری‌هایمان داشته باشیم.

۳️⃣ نداشتن اعتماد به نفس کافی

گاهی یادمان می رود ما هم به‌اندازه‌ی بقیه انسان‌ها توانا هستیم. تفکرات اشتباهی مانند اینکه دیگران از ما بهترند یا ما نسبت به آن‌ها ضعیف هستیم، ما را از پیشرفت عقب می اندازد.
باید برای دست یابی به موفقیت، خود را باور کنید، روراست باشید و تمام نقاط قوت و ضعفتان را شناسایی کنید. روی نقاط قوت خود سرمایه گذاری کرده و ضعف‌هایتان را برطرف کنید.

۴️⃣ شک و دودلی

شک و تردید خیلی بی‌صدا وارد قلب و ذهنتان می شود. شک ما را ترسو و بزدل می کند. شک سبب می‌شود بی‌دلیل نگران مسائلی باشیم که خیلی هم مهم نیستند؛ مثلاً بی‌دلیل می ترسیم توانایی کافی نداشته باشیم، پول کافی نداریم، در جایگاه مورد انتظار نیستیم و …
شک ما را از هر چیزی می ترساند. مدام به ما یادآوری می کند اگر این تصمیم درست نباشد، چه؟ پس شک را از ذهن و قلبتان بیرون کنید تا تصمیم گیری‌های بهتری داشته باشید.

۵️⃣ راحت طلبی

برای پیشرفت و حرکت رو به جلو باید تصمیم گیری‌های درستی داشته باشیم. آسایش خاطری که از راحت طلبی به دست می آید، خیلی به طول نمی انجامد و مانع رشد و پیشرفتمان می شود. مواجهه با چالش‌ها و توانایی حل مسائل، ما را در مسیر موفقیت قرار می دهد.

۶️⃣ عجول بودن

وقتی عجله می کنیم، به این نتیجه می رسیم هیچ توانایی نداریم. در این شرایط، باید خود را آرام کنیم، از مشغولیت ذهنی دور شویم و با تمرکز ، دقت و شجاعت تصمیم گیری کنیم.
بهتر است افکار منفی را کنار بگذارید زیرا آن‌ها تمام انرژی و توانمان را می گیرند.

۷️⃣ بی‌تجربگی

یکی از عوامل تصمیم گیری‌های نادرست، نبود تجربه‌ی کافی در زندگی برای گرفتن تصمیمات مهم است.
منظور از تصمیم گیری سریع، تصمیم گیری عجولانه و بی‌برنامه نیست. منظور این است تصمیم بگیرید تا تردید در تصمیم گیری را کنار بگذارید. باید مسائل مختلف را با دقت تحلیل کنید و در فرآیند تصمیم گیری، آگاهانه جلو بروید.

۸️⃣ تعدد نظرات

نیاز نیست از هر کسی برای تصمیم گیری‌های خود نظرخواهی کنید. البته مشورت با افراد آگاه که به مسیر آشنایی دارند، کار بسیار خوبی است اما نیاز نیست درباره تردید در تصمیم گیری شما نظر بدهند و تنها ذهنتان را درگیر کنند.

۹️⃣ نداشتن اطلاعات کافی

گاهی اطلاعات ما برای تصمیم گیری درست کافی نیست. اگر برای تصمیم گیری اطلاعات کافی ندارید، قدم اول را بردارید و به اطلاعات منطقی دست یابید و با کنار گذاشتن تردید در تصمیم گیری به نتایج مطلوب دست یابید.

🔟 سماجت

گاهی تمام درک و منطق خود را از دست می‌دهیم و تصمیم گیری درباره کارهایی که حتماً باید انجام شوند را به تأخیر می‌اندازیم و تنها روی نکاتی تمرکز می کنیم که از منطق دور هستند.

منبع: theodysseyonline

زندگی حرفه‌ای و شغلی پیتر دراکر

زندگی حرفه‌ای و شغلی پیتر دراکر

🔸پیتر دراکر به عنوان «پدر مدیریت جدید» شناخته می‌شود و تمام آثارش به دوره‌های زمانی مختلف برمی‌گردد. از آن بین می‌توان به اصول مدیریت (۱۹۵۴) اشاره کرد که تمام نقطه نظرات او درباره‌ی مدیریت نوین کسب و کار است.

🔸پیتر دراکر از جوزف شومپیتر، اقتصاددان اتریشی و دوست صمیمی پدرش، تاثیر گرفت. این اقتصاددان اتریشی توانست اهمیت نوآوری و کارآفرینی را به پیتر نشان دهد.
جان مینارد کینز، فرد دیگری بود که به‌طور متفاوت روی پیتر دراکر تاثیر گذاشت. او در مورد یکی از سخنرانی‌های کینز در سال ۱۹۳۴ میلادی این‌چنین می‌گوید: «ناگهان دیدم کینز و تمام اقتصاددان‌های بزرگ حاضر در جلسه روی بررسی رفتار کالاها تمرکز دارند، اما رفتار آدم‌ها برای من جذاب‌تر بود.»

🔸تمام نوشته‌های پیتر دراکر در مدت ۷۰ سال، روی رابطه‌ی انسان‌ها تمرکز داشته است. کتاب‌های او حاوی تجربیاتی است که به سازمان‌ها یاد می‌دهد چطور بهترین عملکرد را از کارمندان شان دریافت کنند و کارمندان نیز چگونه در جامعه‌ی مدرن سازمان و شرکت‌های بزرگ به احساس افتخار و تعلق خاطر برسند.

🔸حرفه‌ی پیتر دراکر به‌عنوان کارشناس حوزه‌ی کسب و کار در سال ۱۹۴۲ میلادی با اولین نوشته‌های او درمورد سیاست و جامعه آغاز شد، همان نوشته‌هایی که او را به جنرال موتورز رساند.
دراکر در اروپا زندگی کرد و تجربه‌ی زندگی‌اش باعث شد چالش قدرت و اختیار مایه‌ی شگفتی او باشد. او هیجان زدگی خود را با «دونالدسون براونژ» فردی که تعیین‌کننده سیاست‌های اجرایی و کنترلی جنرال موتورز بود، در میان گذاشت. در سال ۱۹۴۳ دراکر توسط براون دعوت شد تا مدیریت پروژه‌ای را برای ارزیابی علمی-اجتماعی شرکت به مدت دوسال به عهده بگیرد.

🔸پیتر دراکر در تمام این مدت در جلسات هیات‌مدیره حاضر شد، با کارمندان مصاحبه کرد و فرآیند تولید و تصمیم گیری را مورد بررسی قرار داد.
در نتیجه‌ی آن، کتاب مفهوم شرکت بزرگ در سال ۱۹۴۶ منتشر شد که سبب محبوبیت ساختار چندبخشی جنرال موتورز، تهیه مقالات متعدد، انجام پروژه‌های مشاوره و تالیف دیگر کتاب‌ها گشت.

🔸البته براساس کتاب دراکر، خیلی بهتر بود جنرال موتورز سیاست‌های قدیمی خود را در حوزه‌ی ارتباط مشتریان، ارتباط فروشندگان و ارتباط کارمندان تغییر دهد؛ اما غول خودروسازی این پیشنهاد را قبول نکرد. به گفته‌ی دراکر؛ «آلفرد اسلون، مدیر جنرال موتورز، به گونه‌ای عمل کرد که گویی چنین پیشنهادهایی وجود ندارد و حتی به دیگران هم اجازه‌ی صحبت درباره‌ی آنها را نداد.»

🔸درنهایت پیتر دراکر به این باور رسید که مدیریت، هنری آزادی خواهانه (لیبرال آرت) است. در همین راستا، تمام توصیه‌های مدیریتی خود را با تاریخ، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، فرهنگ و مذهب در هم آمیخت.
او باور قلبی داشت که تمام سازمان‌ها و شرکت‌ها، از جمله شرکت‌های بخش خصوصی در قبال جامعه مسئول هستند. اگر مدیران شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ، خصوصا مدیران کسب و کارها خود را در برقراری منافع جمعی مسئول ندانند، هیچ فرد دیگری این مسئولیت را به گردن نخواهد گرفت.

🔸پیتر دراکر به تاثیر فوق‌العاده کار ذهنی در مقابل کار فیزیکی، تاکید داشت. منبع الهام او در این حوزه، کارمندانی بودند که در بعضی موضوعات خیلی بیشتر از همکاران و مدیران خود می‌دانستند، اما به ناچار در سازمانی مشغول به کار بودند.

🔸دراکر از هیچ انتقادی بی‌نصیب نماند. منتقدان می‌گویند یکی از مفاهیم اصلی پیتر دراکر، یعنی «مدیریت براساس هدف» ناکارآمد است و هنوز اثربخشی آن ثابت نشده است. در نهایت دراکر قبول کرد مدیریت برمبنای اهداف به نتیجه نمی‌رسد، اما علت شکست آن را در روش پیاده‌سازی می‌دانست. به اعتقاد او: «ما نمی توانیم از اهداف حرف بزنیم وقتی در حقیقت نمی‌دانیم منظور از اهداف چیست. آنچه به دنبالش هستیم، هدف نیست. مدیریت براساس هدف وقتی به نتیجه می‌رسد که واقعا هدف را بشناسیم. در ۹۰ درصد مواقع اصلا نمی‌دانیم هدف چیست.»

🔸هرچند او کمک زیادی به موفقیت مدیران کرد، اما تفاوت نجومی درآمد مدیران بالارده با یک کارگر متوسط، باعث نگرانی شدید او شده بود. او در سال ۱۹۸۴ در مقاله ای گفت حقوق و مزایای مدیران رده بالای شرکت‌ها نباید بیش از بیست برابر حقوق و مزایای کارمندان باشد. به گفته‌ی او؛ «این کار غیراخلاقی است و ما بهای گزافی بابت آن پرداخت خواهیم کرد.»

۲۰ نشانه خیانت زنان در زندگی زناشویی

۲۰ نشانه خیانت زنان در زندگی زناشویی

چه‌طور کسی می‌تواند بگوید که زن‌اش به او خیانت می‌کند یا نه؟ و همین‌طور چه‌طور می‌توانید ثابت کنید که او به شما خیانت می‌کند؟ خوب در این نوشتار می‌توانید با نشانه های خیانت زن در زندگی زناشویی آشنا شوید. با ما همراه باشید!

ادامه‌ی خواندن

خدایا من همانم که گاهی خندان و گاهی گریان

خدایا من همانم که گاهی خندان و گاهی گریان

 

مهارتهای زندگی در یک نگاه

مهارتهای زندگی در یک نگاه

هزاره جدید را میتوان هزاره تبادل اطلاعات نامید. با رواج یافتن رسانه های همگانی مانند رادیو و تلویزیون و اخیرا اینترنت، اطلاعات زیادی را در اختیار مردم قرار می گیرد تا جایی که امروزه پدیده ای بنام “بحران اطلاعات”شکل گرفته است. منظور از بحران اطلاعات ، هجوم بی وقفه اطلاعاتی است که متاسفانه درونی نشده و برخلاف گذشته به مهارت تبدیل نمی شود. مهارت به معنی استفاده ماهرانه و توانمندانه از دانش است.

ادامه‌ی خواندن

موفقیت چیست ؟ تعریف موفقیت از نظر شما چیست ؟

موفقیت چیست ؟ تعریف موفقیت از نظر شما چیست ؟

آیا می دانید افراد موفق جهان تعریف متفاوتی از موفقیت دارند؟ راز موفقیت افراد موفق جهان چیست ؟ آیا همه افراد موفق جهان یک فرمول ثابت برای موفقیت دارند ؟ چرا همه افراد موفق جهان ویژگی های مشترکی را در خود تقویت کرده اند ؟ ایا شما هم می توانید فردی موفق باشید ؟ در این مقاله تعریف موفقیت را از نگاه ۱۲ نفر از افراد ابر موفق جهان در زمینه موفقیت مالی، موفقیت معنوی، موفقیت شغلی، موفقیت در کسب و کار، موفقیت اجتماعی و موفقیت … می خوانید.   

زمانی که در ده ۸۰ بنده مشغول نگارش کتاب رازها و نیازهای موفقیت ایرانی بودم، یکی از مهمترین سوالت ذهنم این بود که آیا افراد موفق سایر کشورها نیز مثل ما فکر و عمل می کنند؟

پرسش اساسی ذهن بنده در زمان نگرارش کتاب روانشناسی موفقیت این بود : ادامه‌ی خواندن

 نگاهی به پنج نظام برتر آموزشی در جهان

 نگاهی به پنج نظام برتر آموزشی در جهان

 پنج کشور در جهان وجود دارند که رتبه نخست را در زمینه آموزش ابتدایی، دارا هستند، و رتبه‌بندی این کشورها بر اساس ضریب همبستگی پیرسون در خصوص آموزش، مهارت‌های شناختی و پیشرفت تحصیلی جهانی صورت گرفته است، که به نوبه خود، برتری کشورها را بر اساس چندین آزمون بین المللی تعیین کرد، از جمله:

 آزمون بین المللی پیشرفت سواد خواندن و نوشتن (پرلز)

 سنجش روند بین المللی آموزش ریاضیات و علوم (تیمز)

 برنامه بین المللی ارزیابی دانش آموزان (پیزا)

 رتبه‌بندی ده کشور برتر بدین ترتیب است: کره جنوبی رتبه نخست، ژاپن در رتبه دوم، پس از آن سنگاپور در رتبه سوم، هنگ‌کنگ در رتبه چهارم، اما فنلاند پس از آنکه در سال های گذشته در صدر قرار داشت، در مرتبه پنجم قرار گرفت، بریتانیا رتبه ششم را به خود اختصاص داد، و پس از آن کانادا در رتبه هفتم جای دارد، بعد از آن هلند در رتبه هشتم، ایرلند در رتبه نهم، و لهستان در رتبه دهم قرار دارد.

 بر حسب نتایج فوق الذکر ملاحظه می‌کنیم که چهار کشور از شرق آسیا در صدر این رده‌بندی قرار دارند و چهار رتبه نخست آن را به خود اختصاص داده‌اند. و پژوهشگران بر این باورند که دلیل پیشرفت کشورهای شرق آسیا ناشی از هماهنگ بودن وضوح اهداف و نظام آموزشی می‌باشد و همچنین آزمون‌هایی که توانایی دانش‌آموزان در درک و کاربرد برنامه درسی را به روشنی می‌سنجند.

 در اینجا از روح نظام‌های آموزشی کشورهایی که به پنج رتبه نخست رده‌بندی دست یافته‌اند، مطلّع خواهیم شد؛  و سپس از تجربیات، برنامه‌ها و ایده‌های آموزشی آنها استفاده می‌کنیم تا از روح تخطی‌گری و عقب‌ماندگی و جهلی که ما را از عرصه تمدن و پیشرفت دور می‌کند، رهایی یابیم.

 کره جنوبی

 وقتی ژاپنی‌ها کره جنوبی را ترک کردند، میزان بی‌سوادی در این کشور ۷۸ درصد بود، زیرا آموزش و پرورش محدود به ژاپنی‌ها بود، و تنها عده اندکی از کره‌ای‌ها مجاز به تحصیل بودند و معلمان کره‌ای در مدارس کره جنوبی حضور نداشتند. و پس از خروج ژاپن، کره جنوبی طی چند دهه کوشید تا یک نظام آموزشی نوین و مدرن را بنیان نهد که اکنون به عنوان قدرتمندترین نظام آموزشی جهان از آن یاد می‌شود. سخت‌گیری و قاطعیت ویژگی بارز نظام آموزشی کره جنوبی است. و میزان ساعاتی که دانش آموزان کره‌ای برای یک سال تحصیلی در مدارس سپری می کنند ۱۰۲۰ ساعت می‌باشد که میانگین آن ۱۴ ساعت در روز و برای پنج روز در هفته است، که این بالاترین نسبت در جهان است. همچنین دانش آموزان کره‌ای نسبت به همسالان خود در سایر کشورها، ۲۲ دقیقه کمتر می‌خوابند. نظام آموزشی کره جنوبی در قالب ۶٫۳٫۳ عمل می‌کند و از نظر ساختار کلی، شباهت فراوانی با نظام آموزشی عراق دارد، اما در زمینه روش‌ها و اقدامات با آن تفاوت دارد. و بیشترین مواردی که نظام آموزشی کره بر آنها تمرکز دارد عبارتند از: ریاضیات، علوم، و زبان انگلیسی. و با وجود اینکه آموزش و پرورش در کره جنوبی رایگان است، اما والدین، ۲۵ درصد از کل درآمد خود را برای تدریس خصوصی فرزندان خود هزینه می‌کنند. و به تبع آن هم، دانش آموزانی که انتظارات والدین خود را برآورده نسازند، به شدت تنبیه می‌شوند، و عدم دستیابی دانش‌آموز به یک رشته دانشگاهی، در حکم خیانت به خانواده تلقی می‌شود. لذا فشار سنگین و احساس نومیدی به دانش‌آموزان کره‌ای دست می‌د‌هد، و منجر به خودکشی می‌شود.‌

 ژاپن

 ژاپنی‌ها در سال ۱۸۶۸، علیه حکومت خود قیام کردند، زیرا آن را در آن برهه زمانی فاسد می‌دانستند. سپس دولت جدید پس از آن به اعزام هیئت‌هایی به چند کشور، از جمله: انگلیس، آلمان، فرانسه و امریکا پرداخت تا از ایده‌های آموزشی آنها مطلع شوند. و بدین ترتیب یک نظام آموزشی ژاپنی بر اساس ادغام ایده‌های این کشورها با فرهنگ ژاپن ایجاد شد. و ژاپن توانست تا آغاز جنگ جهانی دوم، از ثمره این نظام آموزشی بهره ببرد. پس از جنگ، ژاپن اصلاحات آموزشی متعددی را آغاز کرد که توسعه اقتصادی و تکنولوژیکی ژاپن را تقویت کرد و ارتقا داد. نظام آموزشی ژاپن از سیستم ۶٫۳٫۳ پیروی می‌کند و بر روشی آموزشی متمرکز است که به کار تیمی و حل مسئله متکی است و نه آموزش مستقیم، و دانش آموزان برنامه های درسی مربوط به ریاضیات، علوم، و اخلاق را با درجه‌ای موازی برنامه‌های درسی اخلاق و علوم دانشگاهی فرامی‌گیرند؛ که تاثیر مثبتی بر رفتار افراد جامعه داشته است. و وجهه مدرسه به عملکرد آکادمیک و نوع تعامل آن بستگی دارد، به عنوان مثال، اگر دانش‌آموزی قانون را نقض کند، معلم راهنما و کادر آموزشی مدرسه موظفند که رسما از مقامات عذرخواهی کنند.

 برخی تحلیلگران آمریکایی معتقدند که پیاده کردن نظام آموزشی ژاپن در آمریکا، نسلی قوی را زیر نظر یک موسسه آموزشی قوی به وجود خواهد آورد، و از مشکلاتی که مدارس آمریکا از آنها رنج می‌برند، جلوگیری می‌کند.

 سنگاپور

 سنگاپور، داستان موفقیت فوق العاده‌ای به‌شمار می‌رود، بطوریکه توانست در کمتر از ۵۰ سال، از جزیره‌ای فقیر و فاقد درآمد و با آمار بالای بی‌سوادی، تبدیل به کشوری بشود که در ردیف کشورهای توسعه یافته و پیشرفته قرار بگیرد. سنگاپور در دوران استعمار و پس از آن هم از وضعیت ستیز و اختلاف بین اقلیت‌های قومی و دیگر اقشار جامعه رنج می برد. و پس از استقلال و جدایی از مالزی در سال ۱۹۶۵، نخست وزیر سنگاپور (لی کوان یو) متوجه شد که آموزش و پرورش تنها راهی است که از طریق آن می‌توان بر مشکلات جامعه سنگاپور غلبه کرد. و عملا به ایجاد یک نظام آموزشی شایسته‌سالار پرداخت و این نظام هم مدل مورد نیاز محقق شدن سیاست‌های اقتصادی مالزی را  تشکیل داد که امروزه به آن دست یافت. ویژگی بارز سیستم آموزشی سنگاپور، وجود معلمان، مدیران با کفایت و مجرب و رهبران توانمند با توانایی ایجاد چشم‌اندازهای بلندمدت متمایز می‌شود.

 سنگاپور دارای نظامی آموزشی است که از سیستم ۶٫۲٫۲ پیروی می‌کند و برنامه‌های درسی‌اش به‌خوبی تدوین شده‌اند و معیارهای آن با روش‌های نوین یادگیری، و روش‌های سنجش و ارزیابی همسویی دارند. سیستم حکومتی سنگاپور دستخوش بسیاری از جنبش‌های اصلاحی شد، که بارزترین آنها در سال ۱۹۹۷ و زمانی بود که  که دولت دست به یک اقدام اصلاح‌طلبانه زد که با عنوان (مدل متمرکز بر توانایی سنگاپور) شناخته شد، که هدف آن تاسیس مدارس جدیدی بود که (مدارس تفکر) نام داشت.

 این مدل بر چهار محور متمرکز شده است، که عبارتند از: استفاده از معلمان مجرب، مستقل بودن مدارس، لغو سیستم بازرسی، تقسیم‌بندی مدارس به چهار گروه. سنگاپور در سال ۲۰۰۶، چهارمین اقدام اصلاح‌طلبانه را تحت نظام جدیدی با عنوان «آموزش کمتر، یادگیری بیشتر» عملی ساخت. و به لطف این دو سیستم آموزشی، سنگاپور توانست در آزمون‌های بین المللی به موفقیتی چشمگیر برسد و رتبه‌ای در سطح بالا در میان کشورها به خود اختصاص دهد.

 هنگ‌کنگ

 هنگ کنگ تا سال ۱۹۹۷ مستعمره‌ای انگلیسی بود و یک نظام آموزشی بریتانیایی داشت، اما پس از خروج استعمارگران در سال ۲۰۰۰، مقامات، اقدام به تغییر نظام آموزشی و تبدیل شدن به یک نظام آموزشی جدید کردند که از سیستم ۶٫۳٫۳ پیروی می‌کند، و مقامات متوجه شدند که آموزش و پرورش، دروازه‌ای برای آینده است، لذا به‌جای روش‌های تلقین و حفظ مطالب درسی، بر یادگیری تمرکز کردند. مقامات توجه ویژه‌ای نسبت به قشر معلمین معطوف داشتندکه این امر آنان را تشویق کرد تا تمام تلاش خود را برای امر تعلیم و تربیت به‌کار ببرند و در نتیجه باعث شد که آوازه معلمان بالا برود به‌پای شهرت سوپراستارها برسد تا جاییکه می‌بینی عکس‌های معلمان را به نشانه تقدیر از آنها در خیابان‌ها نصب کرده‌اند.

 فنلاند

 فنلاند در طول دهه‌ها به دلیل منابع محدود، بحران‌های زیادی را متحمل شد، لذا دولت فنلاند از دهه هفتاد برای اصلاح اقتصاد کشور وارد عمل شد، اما بحران‌های اقتصادی در دهه نود قرن گذشته میلادی و بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، شدت گرفت، و میانگین بیکاری به ۲۰ درصد افزایش یافت که بالاترین نرخ بیکاری در کشور است، دولت فنلاند متوجه شد که اصلی‌ترین عامل رشد اقتصادی، آموزش و پرورش می‌باشد، در نتیجه، دولت استراتژی‌هایی را به‌کار بست که از ۴۰ سال پیش، کمک قابل توجهی به پیشرفت آموزش و پرورش کرده است، از جمله: آموزش و توانمندسازی معلمان در دانشگاه‌های فنلاند، شرط داشتن مدرک کارشناسی ارشد، اعطای استقلال کاری به معلمان، از جمله حق انتخاب برنامه درسی با مشارکت دانش آموزان، تدوین برنامه جامع ملی برای اصلاحات، انجام اقدامات متعددی در خصوص ساختار مدارس و تبدیل آنها به برنامه‌های آموزشی به‌منظور ایجاد انگیزه در دانش آموزان جهت استفاده از مهارت های تفکر، حل مشکلات و کار گروهی. اکثر مردم فنلاند در سال ۲۰۰۰ و هنگامی که متوجه شدند فرزندانشان به رتبه‌های برتری در آزمون‌های بین المللی دست یافته‌اند، شوکه شدند و گفتند که این امر “اتفاقی بوده است”، اما در سال های بعد یقین حاصل کردند که این پیشرفت، بازتاب توسعه آموزش در فنلاند بوده است، و به لطف پیشرفت آموزش و پرورش، اقتصاد هم به تبع آن پیشرفت چشمگیری داشته و فنلاند به یک کشور اقتصاد رقابتی جهانی تبدیل شد.

 پس از اطلاع از تجربیات پنج کشور اول در آموزش و پرورش، متوجه شدیم که این کشورها از مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی فراوانی رنج می‌بردند، اما از طریق ایجاد سیستم‌های آموزشی قوی که به رشد اقتصادی و اجتماعی این کشورها کمک کرد، توانستند دوباره روی پای خود بایستند، و این امر باعث شد تا در ردیف کشورهای پیشرفته قرار بگیرند.

 لازم به ذکر است که این مقاله، فراخوانی برای پیاده کردن تجربیات آموزشی و توسعه این کشورها به صورت کلمه به کلمه در عراق نیست، زیرا در آن‌صورت یک نظریه‌پردازی بیهوده و خطایی فکری و راهبردی خواهد بود، بلکه دعوتی است برای بررسی این تجربیات، به منظور ایجاد انگیزه برای پرسش، و جلب توجه برای به حرکت درآوردن چرخ اصلاحات در آموزش و پرورش عراق. از یک سو با پیاده کردن آنچه که با میراث فرهنگی و اخلاقی و ارزشی و تمدنی تناسب دارد، و از سوی دیگر هم، عراق توانست در آزمون هوش جهانی رتبه ۲۰ را کسب کند و از همه کشورهای خاورمیانه جلو بیفتد، و پرسشی که اینجا مطرح می‌شود، اینکه: اگر این هوش برتر در یک نظام آموزشی مدرن و پیشرفته‌ در عراق سرمایه‌گذاری شود چه اتفاقی خواهد افتاد؟

 از طریق مطالعه چندین تجربه آموزشی در کشورهای مختلف، برخی از پیشنهادات و ایده‌هایی که به مسئولین و متولیان امر تعلیم و تربیت و در راس آنها وزیر محترم آموزش و پروش ارائه می‌شود، می تواند به توسعه آموزش و پرورش در عراق کمک کند و همانطور که در تجارب برخی از کشورها حاصل شد، قطعا پیشرفت آموزش و پرورش به نفع رشد اقتصادی و توسعه جامعه خواهد بود. اما مهمترین ایده ها و پیشنهادها عبارتند از:

 ۱تجدید ساختار نظام آموزش و پرورش ابتدایی در عراق متناسب با تغییراتی که در جهان رخ می‌دهد، زیرا فرآیند یادگیری و تدریس، فرایندی راکد نیست، بلکه روندی پویا و انعطاف‌پذیر است، لذا تغییر نظام آموزشی عراق از سیستم (۶٫۳٫۳) به (۴٫۴٫۴) نمی‌تواند به‌مثابه راه حلی جادویی برای مشکلات آموزش و پرورش در عراق باشد، بلکه اعطای استقلال عمل به ادارات آموزش و پروش، کمک فراوانی به ایجاد رقابت بین ادارات کل آموزش و پرورش و مدارس خواهد کرد. همچنین ایجاد یک سیستم نظارتی جدید مبتنی بر روح خلاقیت، و کار بر روی جداسازی شیفت مدارس دو و سه نوبته و افزایش تعداد ساعات کاری، حداقل از ۴ ساعت به ۶ ساعت در روز.

 ۲آموزش و توانمندسازی مجدد معلمان و مدیران مدارس، بطوریکه دوره‌های‌ آموزشی در دانشگاه‌های عراق و تحت نظارت اساتید باکفایت و مجرب صورت بگیرد. لازم است گروههایی از معلمان را برای آموزش به کره جنوبی، ژاپن، سنگاپور و فنلاند اعزام کنیم تا اینکه بخواهیم آنها را به کشورهایی مانند مصر، لبنان و دیگر کشورها بفرستیم که هیچ فایده‌ای برای ما ندارند. ضروری است که معلمان دوره متوسطه اول حداقل بجای داشتن  مدرک لیسانس، دارای مدرک کارشناسی ارشد باشند، و این بخاطر اهمیت این مقطع تحصیلی است. همچنین فراخواندن همه معلمان جهت اخذ مدرک لیسانس به‌جای مدرک دیپلم که تعداد زیادی از آنان دارنده آن هستند، و مدارک لیسانس تنها باید از دانشگاه‌های عراقی صادر شود و نه از دانشکده‌های آزادی که توسط وزارت آموزش و پرورش اداره می‌شوند و هیچ نفعی ندارند.

 ۳ایجاد یک سیستم تشویقی جدید که در جهت ایجاد انگیزه در معلمان و مدیران عمل می‌کند، تا تمام سعی و تلاش خود را در اثنای تعلیم و تربیت به‌کار ببندند، به عنوان مثال: معلمی که به درصد قبولی بالایی در امتحانات عمومی دست یابد، بورس تحصیلی کارشناسی ارشد به او اعطا گردد و یا مبلغی پول نقد به وی پرداخت شود، و همچنین پاداشی به مدیران مدارسی تعلق بگیرد که عملکرد آنها در امتحانات از درصد قبولی بالایی برخوردار باشد، آن‌گونه که در آمریکا عمل می‌کنند.

 ۴تغییر و تحول از سیستم آموزش مستقیم، به سیستم آموزش غیرمستقیم، به مطرح کردن افکار و ایده‌ها و معلومات از طرف معلم ارتباط دارد، و بر ارائه و آموزش مهارت‌های فردی به یادگیرنده، حل مسئله و کار گروهی متمرکز است. بطوریکه همه کشورهایی که به رتبه‌های برتری در آزمون‌های بین المللی دست یافته‌اند، و کشورهای توسعه یافته هم، نظام آموزش و پرورش غیرمستقیم را اعمال می‌کنند.

 ۵لغو برنامه‌های درسی زیستی و کاربردی از سیستم آموزشی؛ چرا که این سیستم بی‌اثر است، و در بسیاری از کشورهای توسعه یافته اجرا نمی‌شود.

 ۶لغو امتحانات عمومی فعلی، زیرا آنها امتحانات بی‌اثر هستند، و تنها توانایی دانش‌آموزان را در حفظ کردن محتوا می‌سنجند، در حالی‌که نظام‌های آموزشی جهانی دارای سیستم‌های سنجشی هستند که مهارت‌های برتر دانش‌آموزان را می‌سنجند، و توانایی‌های ذهنی آنان را به چالش می‌کشند و توانایی دانش‌آموزان را برای درک، تجزیه و تحلیل و بکارگیری مواد درسی می‌سنجند.

 ۷ایجاد تغییرات قابل توجهی در برنامه‌های درسی مدارس که دیگر تناسبی با فضای عصر حاضر ندارند، و بر تدوین برنامه‌های درسی که معلومات و ایده‌های جدیدی را در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌دهد که توانایی‌های ذهنی آنان را به چالش بکشد، تمرکز کنیم تا اینکه بخواهیم ذهن آنها را با معلوماتی بی‌معنا پر کنیم، این از یک سو و از سویی دیگر به برنامه‌هایی درسی نیاز داریم که بر اخلاق متمرکز باشد تا بتوانیم جامعه‌ای بافضیلت بسازیم که فضای احترام، تکریم و تقدیر میان مردم بر آن حاکم باشد، به خصوص اکنون که جامعه از بسیاری از بحران‌ها، و به ویژه فرقه‌گرایی، گذر کرده است، واینکه مردم را به محترم شمردن نظم و قوانین و پیروی از آنها فرابخوانیم. لذا ما به این برنامه‌های درسی نیاز مبرم داریم تا دانش‌آموزان را تا دوره متوسطه همراهی کند، زیراکه جامعه عراق از یک بحران اخلاقی واقعی رنج می‌برد. بنابرین وزارت آموزش و پرورش باید نقش آموزشی خود را در ارتقاء اخلاق نیکو و پسندیده در روان افراد، ایفا کند.

برگرفته از : مرکز مطالعات البیان نویسنده احمد الجعفری، پژوهشگر و استاد دانشگاه در رشته مدیریت و سیاست‌گذاری آموزشی

 

 

مهارت‌های لازم برای مشاغل آینده!

مهارت‌های لازم برای مشاغل آینده!

پیشرفت روزافزون تکنولوژی در آینده ساختار مشاغل را تغییر خواهد داد. اگر می‌خواهید خود یا فرزندانتان را برای یک موقعیت شغلی مناسب در آینده آماده کنید، آنچه بیشتر از همه باید مورد توجه قرار گیرد، تکنولوژی است. در طول یک دهه گذشته مشاغل جدید زیادی پدید آمده‌اند و برخی از وظایف گذشته از دوش انسان برداشته شده‌اند. برخی امور و خدمات به‌صورت دیجیتالی هماهنگ می‌شوند و برخی دیگر هنوز به نیروی انسانی نیازمند هستند؛ اما مشاغل و مهارت‌های لازم ظرف ۱۰ یا ۲۰ سال آینده به چه سمتی کشیده خواهند شد؟

مهارت‌های لازم برای مشاغل آینده!

نظرات متعددی در این خصوص وجود دارد. به‌عنوان مثال، «بیل گیتس» (موسس شرکت مایکروسافت) در پاسخ به این پرسش که نسل بعد مشاغل به چه مهارت‌هایی نیاز خواهند داشت، گفت: افرادی که در حوزه‌های علوم پایه، مهندسی و اقتصاد پیش زمینه دارند، در آینده بیش از افراد دیگر می‌توانند موفق باشند. در آینده بسیاری از شغل‌ها به نیروهایی با این سه مهارت نیاز خواهند داشت. نظر بیل گیتس تنها بخشی از ماجرا را پوشش می‌دهد. افزایش استفاده از هوش مصنوعی در امور مختلف، همه زندگی بشر را تحت تاثیر قرار خواهد داد. «فوربس» در مقاله‌ای ۵۷ درصد از نیروی کار آمریکا را تا سال ۲۰۲۷ کارمندان مستقل یا «فریلنسر»‌ها معرفی کرده است؛ یعنی سلسله کارهای سنتی که با مرکزیت دولت یا شرکت‌های بزرگ وجود دارند، ظرف چند دهه آینده تغییر شکل خواهند داد. این تغییر شکل به سمت تمرکززدایی و استقلال نیروی کار پیش خواهد رفت؛ بنابراین یکی از آموزش‌های لازم برای فرزندان، تفکر مستقل است. انتظار نداشته باشید در سال‌های آتی نظام آموزشی با همین رویه تداوم داشته باشد. آموزش مهارت‌های لازم در آینده از طریق خود تکنولوژی امکان پذیر خواهد بود. حال آنکه خانواده باید از روش‌های موجود، یا متد‌های آموزشی که در آینده مورد استفاده قرار خواهند گرفت و طرز تعامل با آنها آگاهی داشته باشد.

آموزش و پرورش نوین در راه است!

سیستم آموزشی حال حاضر نقاط ضعف بسیاری دارد. برخی از کشورهای پیشرو در زمینه آموزش و پرورش از جمله فنلاند، نظام آموزشی خود را به کل تغییر داده‌اند. آنها حتی پای خود را فراتر از تصور گذاشته‌اند و آموزش سنتی ریاضی را نیز از لیست دروس دبستان حذف کرده‌اند. البته این به معنای بی‌نیازی بشر در آینده به ریاضیات نیست؛ بلکه تغییر شکل ریاضیات لازم برای آینده را خاطرنشان می‌کند. دو نمونه از مهم‌ترین مهارت‌های لازم برای فرزندان نسل‌های حاضر، تفکر نقادانه و هنر حل‌مساله هستند. این دو مهارت با تقویت قوه خلاقه به دست می‌آیند و شیوه آموزش سنتی پاسخگوی این نیاز نیست. شکل امروزی که ما نسل آینده را آموزش می‌دهیم آنها را برای قبول مهارت‌ها و شغل‌های آینده به قدر کافی آماده نمی‌کند. این طرز فکر که شما ریاضی، علوم و هنر را در دوره جوانی به‌عنوان شاخه‌های مجزا بخوانید و سپس وارد بازار کار مربوط به این شاخه‌ها شوید، در آینده‌ای نه چندان دور کارآیی پیشین را نخواهد داشت.

آماده‌سازی دانش آموزان برای شغل‌های آینده با گذار آموزش و پرورش از شیوه جزیره‌ای به شیوه مدرن‌تر میسر می‌شود. کلاس‌های مجازی در سطوح مختلف برای کاربران اینترنتی مهیا هستند و این شیوه روزبه‌روز درحال گسترش است. به‌عنوان مثال، استادان دانشگاه‌های معتبری مانند‌هاروارد، ام‌آی‌تی، ییل، آکسفورد و کمبریج نسخه کلاس‌های مجازی خود را در فضای مجازی منتشر می‌کنند. سایت‌هایی مانند «کورسرا» (Coursera) و «آکادمی کان» (Khan Academy) این کلاس‌ها را مدیریت می‌کنند. با این اوصاف، یادگیری علوم مختلف به آسانی برای عموم فراهم است و میزان کنجکاوی، علاقه و خلاقیت افراد تعیین‌کننده دانش آنها محسوب می‌شود. گسترش کلاس‌های مجازی که عموما رایگان هستند، یک نکته مهم دیگر نیز در بر دارد؛ تلفیق علوم مختلف در آینده کاربرد بیشتری پیدا خواهد کرد. برای مثال، اگر شما همزمان به اقتصاد و علوم کامپیوتر علاقه دارید، امکان گذراندن دوره‌های آموزشی مرتبط با هر یک از این شاخه‌ها، همزمان با گذراندن جدیدترین دوره‌هایی که از تلفیق این دو رشته پدید آمده‌اند را خواهید داشت.

جنس مهارت‌های لازم

توانایی حل‌مساله محور مهارت‌هایی است که نسل بعد نیروی کار به آن نیازمند خواهد بود. حل ‌مساله زمانی مطرح می‌شود که یک موجود زنده یا یک سامانه هوش مصنوعی با موقعیتی روبه‌رو شود که برای عبور از آن نیاز به یافتن مسیر تازه‌ای است. چه ویژگی‌هایی یک فرد را برای یافتن راه‌حل این مسائل موفق‌تر می‌کند؟ پاسخ‌های زیادی برای این پرسش وجود دارد؛ اما بخشی از مهم‌ترین ویژگی‌ها انعطاف‌پذیری ذهنی، قدرت تخیل، توان تحلیل و خلاقیت هستند. این ویژگی‌ها در آینده نزدیک، نقطه تمایز میان افراد موفق با سایرین خواهند شد. البته برخی نیاز به دانش مربوط با حوزه علوم کامپیوتر را برای نسل‌های بعد الزامی می‌دانند. هرچند این نگاه با عصر تکنولوژی سازگار است؛ اما تنها مهارت لازم نخواهد بود.

برگرفته از مجله : دنیای اقتصاد

موفقیت یک فرایند مداوم است – ریچارد جان

فیلمی برای رسیدن به موفقیت
موفقیت یک فرایند مداوم است – ریچارد جان
 
 

فرمول ساده موفقیت از دیدگاه موفق ترین افراد دنیا

فرمول ساده موفقیت از دیدگاه موفق ترین افراد دنیا

فرمول موفقیت واقعاً ساده است،در این مقاله باهم به بررسی یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت می‌پردازیم،عاملی که باعث می‌شود افراد موفق از افراد غیر موفق متمایز شوند فرمول موفقیت را از دید جی واتسون بنیان‌گذار شرکت آی بی ام باهم بررسی می‌کنیم:

فرمول موفقیت:اگر می‌خواهید موفق شوید نرخ شکست‌هایتان را دو برابر کنید

این روزها به ما آموزش نمی‌دهند که در راه موفقیت ممکن است شکست‌های موقتی‌ای بخوریم و ممکن است مجبور شویم لحظات سختی را تجربه کنیم،بلکه به ما آموزش می‌دهند از شکست دوری‌کنیم

به ما آموزش می‌دهند شکست جزو گزینه‌های ما برای انتخاب نیست و باید از شکست مانند بیماری طاعون دوری کرد

باهم  بررسی این دیدگاه می‌پردازیم که آیا واقعاً این دیدگاه درست است؟

برسی واقعیت نشان می‌دهد که بهتر است شکست یکی از گزینه‌ها باشد،زیرا چه شما آن را به‌عنوان یک گزینه در نظر بگیرید یا آن را در نظر نگیرید،شکست اتفاق خواهد افتاد،مهم نحوه‌ی مواجه‌شدن ما با شکست است،نوع نگرش ما میزان شکست یا موفقیت ما را تعیین می‌کند

 

اگر شما با این نگرش زندگی کنید که شکست یک گزینه نیست  و هرگز هیچ‌گونه فرصت خوبی برای پیشرفت و یادگیری به دست نمی‌آورید

باهم به بررسی نگرش برخی افراد موفق در زمینه‌های مختلف می‌پردازیم که با شکست‌ها برخورد متفاوتی داشتند.

مایکل جردن

راز موفقیت مایکل جردن

مایکل جردن که بسیاری از کارشناسان او را یکی از بزرگ‌ترین بسکتبالیست‌های تاریخ می‌دانند در سال دوم دبیرستان در تیم بسکتبال دبیرستانش پذیرفته نشد و به خانه رفت و گریه کرد،می‌گفتند او قد او بسیار کوتاه است.در طی دو سال بعدازآن ماجرا،قد مایکل جردن ده سانتی‌متر رشد کرد  و با تمرین بسیار زیاد مهارت بازی کردن خود را افزایش داد و در مسیر موفقیت قرار گرفت

توماس ادیسون

موفقیت از دیدگاه توماس ادیسون

فرمول موفقیت

سخت است که تصور کنیم اگر  توماس ادیسون این نگرش را می‌پذیرفت که شکست یک گزینه نیست،امروز زندگی ما چگونه بود؟

او در اختراع لامپ الکتریکی و در تلاش‌هایش برای پیدا کردن یک‌رشته‌ی پایدار،هزاران روش گوناگون را آزمود که همگی ان ها با شکست مواجه شدند.

جمله‌ی معروف ادیسون این بود:

من شکست نخوردم،من فقط ده‌ها هزار راهی کشف کردم که به کار نمی‌آیند.فرض کنید اگر ادبسون در راه خود شکست را قبول می کرد امروز باید به این شکل درس می خواندیم:

افراد موفق در مسیرشان به‌سوی اوج،بارها طعم شکست را می‌چشند اما نوع نگرش آن‌ها است که تعیین می‌کند چطور با این شکست‌ها مواجه شوند،تسلیم شوند یا ادامه دهند.

داستان زندگی یک دوست

دوستی دارم که در بازار از سال ۸۰ در صنف لباس مردانه فعالیت می‌کرد و یک شریک خوب هم داشت.آن‌ها  بر اثر اشتباهات کوچک و مداومی که انجام می‌دادند ورشکسته شدند،دوست من  بعد از ورشکستگی در کار پوشاک،شغل آزاد را رها کرد و مشغول به فعالیت در یک سازمان دولتی شد،اما شریکش در همان شغل ماند و به‌مرور شروع به فعالیت کرد و هرروز کارش را گسترش داد،چند شب گذشته با دوستی که فعالیت در سازمان دولتی را انتخاب کرد صحبت می‌کردم،او می‌گفت که‌ای کاش شغل آزاد را رها نمی‌کرد و مثل شریکش ادامه می‌داد و مثل شریکش حالا ویلا و خانه و ماشین خوبی داشت،دوست من از یک نکته غافل بود،نکته‌ای که فرق  بین افراد شکست‌خورده و افراد موفق است:

برای رسیدن به هر هدفی باید حاضر باشیم بهای آن را پرداخت کنیم،شریک دوست من که حالا ثروتمند شده، ۱۰ سال ریسک فعالیت در بازار آزاد و خطراتش را پذیرفت و حالا پیشرفت کرده که است،درصورتی‌که دوست من در این ۱۰ سال هیچ نگرانی‌ای بابت حقوق و اجاره مغازه و مالیات نداشته و زندگی مالی بی‌دردسری را سپری کرده است

 این جمله را همیشه یادمان باشد:     موفقیت تحقق تدریجی یک هدف ارزشمند است

افراد موفق کارهایی را انجام می‌دهند که افراد ناموفق تمایلی به انجام دادنشان ندارند.

موفقیت نتیجه ی تلاش و پشت کار بالا است، تمام افراد موفقی که در این مقاله از آن ها نام بردیم بسیار پر تلاش در راه رسیدن به خواسته های خودشان بودند،و  یک ویژگی  مشترک بین افراد موفق

پشت کار بالا و قدرت تحمل و صبر بالای آن ها در شرایط بحرانی است.

وقتی مایکل جردن بارها تلاش می کرد و شکست می خورد، این شکست ها برایش لذت بخش نبودند، بلکه درد داشتند، درد واقعی اما او آن ها را تحمل کرد و به تلاش کردن ادامه داد تا توانست تبدیل به اسطوره ای ماندگار شود.

خواندن این مقاله

پشت کار و اراده چیست؟

تعریف موفقیت:

موفقیت از آن کلمه هایی است که گستره ی زیادی از تعارف شامل آن می شوند. برخی موفقیت را با پول می سنجند، برخی موفقیت را احساس آرامش و شهرت می سنجند. برخی موفقیت را داشتن زندگی ساده و بی دردسر تعریف می کنند. منظور ما از موفقیت در اینجا یعنی: افراد چقدر در راه رسیدن به اهداف خود کامیاب بوده اند و چقدر از زندگی خود رضایت دارند.

موفق شدن آسان، موفق ماندن دشوار

 

برخی فکر می کنند موفقیت آخر مسیر است، در حالی که موفقیت تازه شروع راه است. وقتی شما در زمنیه ای موفق می شوید، تازه سر و کله ی رقبا پیدا می شود.

تازه باید از موفقیتی که به دست آورده اید دفاع کنید. وقتی موفق می شوید آنقدر کارهای زیادی باید برای حفظ موفقیت خود انجام دهید که اگر عاشق مسیرتان نباشید دیگر لذتی از مسیر خود در راه رسیدن به اهدافتان نمی برید.

مسیر موفق ماندن

اگر در مسیر موفق شدن باشید می توانید برای مدت کوتاهی تلاش کنید و با پشت کار بسیار به موفقیت برسید، البته برای رسیدن به هر موفقیتی باید بهای آن را پرداخت کنید. اما بهای موفق ماندن بسیار بیشتر و سنگین تر از بهای موفق شدن، این ها صرفا بازی با کلمات نیست.

به محض این که موفق می شوید سر و کله ی رقبا پیدا می شود، تا وقتی ضعیف هستید کسی با شما کاری ندارد اما به مجض این که موفق می شوید باید از جایگاه و رتبه ی خودتان یا شرکتتان دفاع کنید.دقیقا وقتی موفق می شوید باید تلاش خودتان را چندین برابر کنید تا بتوانید از موفقیت خودتان دفاع کنید.

به این داستان موفقیت واقعی دقت کنید:

در سال ۲۰۰۸ دکستر جکسون برای اولین بار در طول زندگی اش قهرمان مهم ترین مسابقه ی ورزشی رشته ی خودش شد. با قهرمان شدن در این مسابقه نامش را در تاریخ این ورزش در جهان به ثبت رساند و ماندگار شد.

دکستر جکسون یک بدنساز حرفه ای است. او در مستر اولمپیای سال ۲۰۰۸ در رقابت با جی کاتلر که سال قبل مستر اولمپیا بود پیروز شد. دکستر جکسون پیروز شد و بر جایگاه اول تکه زد،مسابقات مستر اولمپیا در سال بک بار برگذار می شود و افراد حرفه ای از سراسر جهان با هم به رقابت می پردازند. دکستر جکسون در راه رسیدن به موفقیت خود بسیار زحمت کشید. بعد از بیش از ده سال تمرین بدن سازی او توانست قهرمان جهان شود. اما موفق شدن شاید برایش آسان تر از موفق ماندن بود. او در سال بعد جایگاه خود را به قهرمان قبلی جی کاتلر واگذار کرد و تنها مستر اولمپایی است که برای یک سال فقط قهرمان شد.

قهرمان های قبل از او افرادی مانند رونی کلمن، دوریان یتس، آرنولد شوارتزنگر بودند که هر کدام برای چندین سال پیاپی قهرمان جهان بودند.

دکستر جکسون برای رسیدن به موفقیت بسیار تلاش کرد و وقتی موفق شد لذت بسیار زیادی را تجربه کرد، اما برای حفظ موفقیت خود باید چندین برابر قبل تلاش می کرد، زیرا در رقابتی که پیش رو داشت، رقیب او برای برنده شدن آمده بود و او برای دفاع از قهرمانی خود. دکستر جکسون در سال ۲۰۰۹ از جی کاتلر شکست خورد.

درد شکست بسیار زیاد است، اما باید با واقعیت ها کنار بیایم که موفق شدن و موفق ماندن دو مقوله ی جدا از هم هستند، موفق شدن مقطی و موفق ماندن یک روند است.

تصمیم با ما است که برای موفق شدن تلاش کنیم یا برای موفقیت مستمر، موفقیت مستمر نیاز به تلاش مستمر دارد و باید عاشق مسیری که در آن هستی باشی.

داشتن انگیزه سوزان و علاقه ی بسیار از عوامل موفقیت است که باید در راهی که انتخاب می کنیم حواسمان باشد که در راستای علاقه ی و عشق ما به آن مسسیر باشد.

استیو جابز می گوید:

 

تنها راه انجام کار بزرگ این است که عاشق کاری باشید که انجام می دهید.

برگرفته از دریای امید – نوشته  علی محمدیاندر

 

۲۵ توصیه‌ شغلی از رهبران موفق به جوانان

۲۵ توصیه‌ شغلی از رهبران موفق به جوانان

اگر شما جوان هستید و حرفه شغلی شما تازه در اولین روزهای آن است، احتمالاً نصیحت های تکراری زیادی را شنیده اید.

 

ولی اگر حرف هایی مثل «اشتیاق خود را دنبال کنید»، «۱۱۰% از خود مایه بگذارید» و «با خودتان روراست باشید» دیگر برایتان جذابیتی ندارد، شاید نصیحت هایی مثل «خیلی سخت کار نکنید» و «ریلکس باشید» بیشتر به کارتان بیاید.

 

این افراد موفق توصیه هایی خوب (و گاهی خلاف عرف) برای جوانانی که در دهه ۲۰ زندگی خود قرار دارند، ارائه داده اند.

 

۱٫ وارن بافت: تواضع و فروتنی از خود نشان دهید.

 

وارن بافت (Warren Buffett) سرمایه گذار معروف و رییس هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت برکشایر هاتاوی در مصاحبه ای در سال ۲۰۱۰ با وبسایت یاهو گفت که بهترین نصیحتی که تا به حال دریافت کرده از طرف توماس مورفی عضو هیئت مدیره برکشایر هاتاوی بوده است. او به بافت گفته بود:

 

«هرگز فراموش نکن وارن، که فردا هم می توانی به یک نفر بگویی برو به جهنم. کسی این حق را از تو نمی گیرد. پس امروز دهانت را بسته نگه دار، و فردا ببین که آیا هنوز همان حس را داری یا نه

 

در جلسه سالیانه امسال سهامداران برکشایر هاتاوی، بافت همچنین به یک دانش آموز نوجوان کنجکاو گفت که رمز پیدا کردن دوست و کنار آمدن با همکاران این است که همانطور که بزرگ می شوی، یاد بگیری که رفتار خود را تغییر دهی، از کسانی که تحسین می کنی تقلید کنی و ویژگی هایی که آن ها دارا هستند را به دست آوری.

 

 

 

۲٫ مایا آنجلو: راه خود را ایجاد کن.

 

کیتی کوریک در کتاب خود به نام «بهترین نصیحتی که تا به حال دریافت کرده ام» نقل قولی از مایا آنجلو (Maya Angelou) نویسنده، شاعر، بازیگر و خواننده منتشر کرده است:

 

«مادربزرگ پدری من، خانم آنی هندرسون، نصیحتی به من کرد که برای ۶۵ سال از آن استفاده کرده ام. او گفت، “وقتی دنیا تو را در جاده ای قرار می دهد که از آن خوشت نمی آید، اگر به جلو نگاه کردی و مسیری که در مقابلت قرار دارد را دوست نداشتی و به عقب نگاه کردی و نخواستی به محلی برگردی که از آن آمدی، از جاده خارج شو. راه جدیدی برای خود بساز.”»

 

۳٫ ریچارد برانسون: هرگز با افسوس به گذشته نگاه نکن، به سمت اتفاق بعدی حرکت کن.

 

ریچارد برانسون (Richard Branson) مؤسس و رییس هیئت مدیره ویرجین گروپ در مصاحبه ای گفت، «تعداد افرادی که به جای اینکه انرژی خود را روی پروژه ای دیگر بگذارند، روی شکست ها تمرکز می کنند همیشه من را متعجب می کند. من از اداره کردن تمام فعالیت های ویرجین گروپ لذت می برم. یک مانع هیچ وقت تجربه بدی نیست، بلکه فقط یک منحنی یادگیری است

 

برانسون می گوید که این را مادرش به او یاد داده است.

 

۴٫ جی. کی. رولینگ: از شکست استقبال کنید.

 

جی. کی. رولینگ (J.K. Rowling) نویسنده مجموعه کتاب های پرفروش هری پاتر تجربه زیادی در مورد رسیدن به موفقیت، و همچنین شکست، دارد.

 

او در مصاحبه ای با شبکه NBC گفت: «من فکر نمی کنم که ما بتوانیم راجع به شکست به اندازه کافی صحبت کنیم. این واقعاً می توانست به من کمک کند که کسی را داشته باشم که مقیاسی از موفقیت داشته باشد و به من بگوید، “تو شکست خواهی خورد، این غیر قابل اجتناب است. مهم این است که با آن شکست چکار می کنی.”»

 

قبل از اینکه رولینگ یکی از ثروتمندترین زنان در جهان شود، مادر تنهایی بود که از طریق کمک های دولتی در بریتانیا زندگی می کرد. او شروع به نوشتن در مورد شخصیت مشهور داستان های خود، هری پاتر جادوگر جوان، در کافه های شهر ادینبرو کرد، و وقتی نسخه دستنویس کتاب خود را برای ناشران فرستاد بارها با عدم پذیرش مواجه شد.

 

رولینگ در سخنرانی خود برای فارغ التحصیلان دانشگاه هاروارد در سال ۲۰۰۸ گفت: « ازدواج بسیار کوتاه مدت من با ناکامی مواجه شد، و من بیکار، یک مادر تنها، و تا حد ممکن فقیر بودم. بر اساس هر نوع استانداردی، من بزرگترین فرد ناموفقی بودم که می شناختم

 

او در ادامه گفت که شکست اولیه خود را «موهبتی» می داند که آن را «با رنج به دست آورد»، چرا که شناخت ارزشمندی در مورد خود و روابطش از طریق بدبختی و فلاکت کسب کرد.

 

۵٫ اریک اشمیت: به چیزهای بیشتری بگو بله.

 

کیتی کوریک در کتاب خود به نام «بهترین نصیحتی که تا به حال دریافت کرده ام» نقل قولی از اریک اشمیت (Eric Schmidt) رییس هیئت مدیره گوگل منتشر کرده است:

 

«راهی پیدا کن تا به موضوعات مختلف بگویی بله. به دعوتنامه ای به کشوری جدید بگو بله، به ملاقات دوستان جدید بگو بله، به یاد گرفتن چیزی جدید بگو بله. با بله گفتن است که اولین شعل خود، و شغل بعدی خود، و همسرت، و حتی بچه هایت را به دست می آوری

 

 

 

۶٫ مریسا مایر: چیزی را انتخاب کن و آن را عالی کن.

 

مریسا مایر (Marissa Mayer) رییس و مدیرعامل کنونی یاهو در مصاحبه ای در سال ۲۰۱۱ با سوشال تایمز گفت:

 

«یک بار دوست من آندره به من گفت، “می دانی مریسا، تو فشار زیادی به خودت وارد می کنی تا انتخاب درست داشته باشی، و من باید با تو روراست باشم: این چیزی نیست که من در اینجا می بینم. من یک سری تصمیمات خوب می بینم، و یک تصمیم وجود دارد که تو باید بگیری و و آن را عالی کنی.” من فکر می کنم این بهترین نصیحتی است که تاکنون شنیده ام

 

۷٫ استیو جابز: نه فقط اشتیاق خود، بلکه چیزی بزرگتر از خودت را دنبال کن.

 

کال نیوپورت نویسنده کتاب «به قدری خوب باش که نتوانند نادیده ات بگیرند» اخیراً در مصاحبه ای با بیزنس اینسایدر به والتر ایزاکسون زندگینامه نویس استیو جابز (Steve Jobs) اشاره کرده، که مکالمه ای بین او و جایز مدت کوتاهی پیش از درگذشت جابز شکل گرفت. از قرار معلوم جابز به ایزاکسون گفت:

 

«بله، ما همیشه راجع به دنبال کردن اشتیاق صحبت می کنیم، ولی همه ما بخشی از جریان تاریخ هستیم… شما باید چیزی را به جریان تاریخ برگردانید که قرار است به جامعه تان و سایر مردم کمک کند. تا اینکه ۲۰، ۳۰ یا ۴۰ سال بعد مردم بگویند، این آدم فقط اشتیاق نداشت، او به ساخت چیزی اهمیت می داد که بقیه مردم بتوانند از آن استفاده کنند

 

۸٫ سوزی اورمان: به همراه موفقیت، انتقاد غیر سودمند هم می آید… آن را نادیده بگیر.

 

سوزی اورمان (Suze Orman) سخنران انگیزشی، نویسنده و مجری شبکه CNBC در مقاله ای در لینکدین راجع به بهترین نصیحتی که تا به حال شنیده نوشت که موفقیت همیشه باعث شده که او هدف انتقادات زننده ای قرار گیرد که «کاملاً با واقعیات بی ربط است.» در ابتدا این حملات او را عصبانی می کرد، ولی بالاخره یاد گرفت که آن ها را نادیده بگیرد.

 

او در مقاله خود نوشت، «معلم دانایی از هندوستان بصیرت خود را به اشتراک گذاشته است: فیل ها به راه رفتن ادامه می دهند در حالی که سگ ها همچنان پارس می کنند. حقیقت غم انگیز این است که همه ما باید در حرفه خود راهمان را از میان سگ ها بگذرانیم: منتقدان بیرونی، رقبا، رییس های افتضاح، یا همکارانی که ما را پایین می آورند. بر اساس تجربه خودم، من به شما توصیه می کنم که آماده باشید همراه با موفقیت تان، پارس سگ ها هم بیشتر شود

 

۹٫ بیل گیتس: اوضاع را ساده نگه دارید.

 

در مصاحبه ای در سال ۲۰۰۹ با  شبکه CNBC، بیل گیتس (Bill Gates) مؤسس و رییس هیئت مدیره مایکروسافت توانایی وارن بافت در ساده نگه داشتن اوضاع را تحسین کرد.

 

«وقتی شما به تقویم او نگاه می کنید، بسیار ساده است. شما با وی راجع به موردی که فکر می کند کسب و کار جذابی است صحبت می کنید، و او یک سری عدد و رقم پایه ای در مورد آن می داند. و وقتی چیزی کمتر پیچیده باشد، او احساس می کند که چیزی است که باید روی آن سرمایه گذاری کند. او چیزهایی را انتخاب می کند که مدلی از آن ها در اختیار دارد، مدلی که واقعاً قابل پیش بینی است و برای دوره بلندمدتی درست عمل خواهد کرد. توانایی او در ساده کردن مسائل، در فقط اهمیت دادن به موضوعاتی که واقعاً اهمیت دارند، در فکر کردن در مورد پایه های ابتدایی، شکل خاصی از نبوغ است

 

۱۰٫ آریانا هافینگتن: خیلی سخت کار نکنید.

 

در مقاله ای در لینکدین، آریانا هافینگتن (Arianna Huffington) رییس و سردبیر وبسایت هافینگتن پست نوشت که اغلب از او سؤال می شود آیا افراد جوانی که رویاهای خود را دنبال می کنند باید حتماً صبح و شب خیلی سخت کار و تلاش کنند؟

 

«اشتباه تر از این ممکن نیست. برای مدت زمان زیادی، ما تحت این توهم جمعی عمل کرده ایم که سخت کار کردن بهایی ضروری است که برای دستیابی به موفقیت باید بپردازیم

 

او می گوید که کاش می توانست به عقب برگردد و به خودش در دوران جوانی بگوید، «آریانا، عملکرد تو در صورتی بهبود پیدا خواهد کرد که نه تنها سخت تلاش کنی، بلکه دست از کار بکشی، انرژی خود را تقویت کنی و مجدداً تجدید قوا کنی

 

 

 

۱۱٫ استوارت باترفیلد: روحیه ای آزمایش طلب داشته باش.

 

استوارت باترفیلد (Stewart Butterfield) مؤسس وبسایت فلیکر (Flickr) و مدیرعامل اسلک (Slack) یکی از رو به رشد ترین اپلیکیشن های تجاری تمام دوران، اخیراً در مصاحبه ای با آدام برایانت خبرنگار نیویورک تایمز بهترین نصیحت خود برای جوانان را به اشتراک گذاشت:

 

«بعضی از مردم از سنی بسیار پایین دقیقاً می دانند که چه کار می خواهند بکنند، ولی احتمال این موضوع بسیار پایین است. من احساس می کنم که آدم ها در اوایل تا میانه های دهه ۲۰ سالگی خود بسیار جدی هستند. آن ها خیلی جدی هستند، و به جای اینکه فقط سعی کنند مسائل را کشف کنند، می خواهند این حس را داشته باشند که در سنی بسیار جوان دستاوردهای زیادی داشته اند. به همین خاطر من سعی می کنم آن ها را به سمت روحیه آزمایش طلب تری هدایت کنم

 

۱۲٫ جرج استفانوپولوس: ریلکس باشید.

 

جرج استفانوپولوس (George Stephanopoulos) مجری برنامه صبح بخیر آمریکا در مصاحبه با وبسایت امور مالی شخصی نردوالت (NerdWallet) گفت: «تقریباً هیچ چیزی که شما امروز نگرانش هستید موفقیت شما در فردا را تعیین نمی کند. در طول راه، نگران نباشید که برای دنبال کردن اشتیاق خود حقوق کمتری به دست آورید

 

۱۳٫ مارلا مالکوم بک: به یاد داشته باشید همان جایی که شروع کردید باقی نخواهی ماند.

 

مارلا مالکوم بک (Marla Malcolm Beck) مدیرعامل شرکت بلومرکوری (Bluemercury) در مصاحبه ای با آدام برایانت خبرنگار نیویورک تایمز گفت که همیشه به یاد دانشجویان می اندازد که «هیچ کس در اولین شغلی که بعد از دانشگاه انتخاب می کند باقی نمی ماند، پس چیزی را پیدا کنید که برایتان جذاب است چون که شما در کارهایی فوق العاده خواهید بود که برایتان جالب باشد. پس فقط بروید و انجامش دهید. شما هیچ چیزی برای از دست دادن ندارید

 

نصیحت دیگر او این است که وارد دنیای تکنولوژی شوید. «اگر به تمام مجموعه مهارت هایی که کمپانی ها نیاز دارند نگاه کنید، همه آن ها شامل سطحی از تکنولوژی است

 

۱۴٫ تی. جی. میلر: از هر کسی دور و بر خود سخت تر کار کنید.

 

تی. جی. میلر (T.J. Miller) کمدین و ستاره سریال «سیلیکون ولی» در مصاحبه ای با وبسایت امور مالی شخصی نردوالت (NerdWallet) گفت که فرمول واقعی موفقیت همین است. «این موضوع در مورد من جواب داد، با اینکه استعدادی متوسط و چانه ای شبیه به اسب دارم

 

۱۵٫ الکسا وون توبل: بلند شو، لباس بپوش، و خود را نشان بده.

 

منظور الکسا وون توبل (Alexa von Tobel) بنیانگذار و مدیرعامل وبسایت لرن وست (LearnVest) و نویسنده کتاب پرفروش «بی باک از نظر مالی» این است که اهمیت زیادی دارد که صبح ها با هیجان برای اتفاقاتی که قرار است بیفتد از خواب بیدار شوید، لباس های مناسب موقعیت بپوشید و خود را آماده نشان دهید.

 

او در مقاله ای برای وبسایت بیزنس اینسایدر نوشت، «به عنوان یک کارمند جدید به احتمال زیاد در موقعیت های تازه بسیاری قرار خواهید گرفت، و این به شما بستگی دارد که بفهمید چگونه رفتار کنید. یادتان باشد که مدیر شما وقت کمی دارد، پس بدانید که چه زمانی سؤال بپرسید. آیا شما در مورد اهداف وظایفتان تردید دارید؟ بسیار مهم است که از او بخواهید آن را برایتان روشن کند، چرا که در غیر این صورت خیلی سخت است که خودتان را نشان دهید. از طرف دیگر، از مدام مطرح کردن سؤالات کم اهمیتی که می توانید از همکارانتان بپرسید یا با جستجویی سریع در گوگل پاسخ آن ها را پیدا کنید با مدیرتان خودداری کنید.

 

 

 

۱۶٫ مارک بارتلز: وقتی که شغل جدیدی را شروع می کنید، برنامه ای زمانی تدوین کنید.

 

مارک بارتلز (Mark Bartels) مدیرعامل وبسایت StumbleUpon در مصاحبه با بیزنس اینسایدر می گوید، «ما در مورد بودجه ها صحبت می کنیم؛ ما در مورد برنامه ریزی امور مالی صحبت می کنیم؛ ولی کاری که خیلی از مردم انجام نمی دهند این است که برای ۱۲ تا ۲۴ ماه بعدی حرفه شغلی خود برنامه ریزی کنند

 

او می گوید که نداشتن برنامه ریزی می تواند هم از نظر حرفه ای و هم از نظر فردی هزینه گزافی داشته باشد، در حالی که داشتن برنامه معیاری برای سنجش موفقیت شما فراهم می کند.

 

۱۷٫ هرمیون وی: کسب و کار خود را شروع کنید.

 

هرمیون وی (Hermione Way) مؤسس وبسایت WayMedia و مجموعه تلویزیونی واقع گرایانه «استارتاپ ها: سیلیکون ولی» در مصاحبه ای با NerdWallet گفت، «هیچ زمان آسان تری برای شروع کردن کسب و کار وجود نداشته است. ابزارهای آنلاین بسیار زیادی وجود دارد. فقط شروع کنید، و اگر شکست بخورید می توانید بروید و شغلی معمولی به دست آورید، ولی به قدری چیز در طول راه یاد می گیرید که تجربه ای عالی برایتان خواهد بود

 

۱۸٫ جان چن: سوپراستار بودن می تواند به حرفه شغلی شما آسیب وارد کند.

 

جان چن (John Chen) مدیرعامل شرکت بلک بری در پستی در لینکدین نوشت، «بیشتر کارکنان فکر می کنند که بهترین راه برای نشان دادن ارزش خود به رییسشان و پیشرفت شغلی این است که هر کاری که انجام می دهند را مدام به رخ بکشند. درست است که مورد توجه قرار گرفتن به خاطر کاری که انجام می دهید و ارزشی که اضافه می کنید دارای اهمیت است، ولی اینکه تمام افتخار را به نام خود بزنید می تواند همکارانتان را دلسرد کند.» او هشدار می دهد که این کار می تواند رییس شما را هم دلسرد کند.

 

«اینکه خیلی تلاش کنید تا نشان دهید که شما سوپراستار هستید به من می گوید که فقط به چیزی که برای خودتان نفع دارد اهمیت می دهید، و خود شرکت چندان برایتان مهم نیست

 

۱۹٫ سالی ستا: هرگز تنها ناهار نخور.

 

سالی ستا (Salli Setta) رییس رستوران های زنجیره ای غذای دریایی رد لابستر در گفتگو با بیزنس اینسایدر می گوید مهم است که در هنگام ناهار از پشت صفحه لپ تاپ خود بلند شوید چرا که ناهار، فرصتی عالی برای شبکه سازی است.

 

اینکه همیشه ناهار خود را با فرد دیگری صرف کنید دو مزیت عمده دارد. می توانید اطلاعاتی به دست آورید که به شما کمک خواهد کرد «در مورد شغل تان به شکلی متفاوت فکر کنید»، و همچنین در شبکه شغلی فرد دیگر قرار می گیرید.

 

ستا می گوید، «مسئله این نیست که بگویی “سلام، قرار است در مورد چه چیزی حرف بزنیم، بیا راجع به ورزش صحبت کنیم”، مهم این است که هدف این ناهار را در ذهن خود شناسایی کنید و از قبل در مورد چیزهایی که می خواهید بپرسید و موضوعاتی که می خواهید مطرح کنید آماده باشید.

 

۲۰٫ دیپاک چوپرا: از حکمت عدم قطعیت استقبال کنید.

 

دیپاک چوپرا (Deepak Chopra) نویسنده و مؤسس بنیاد چوپرا در مقاله ای در وبسایت لینکدین نوشت که ای کاش از حکمت عدم قطعیت در سنی جوان تر استقبال کرده بود.

 

او نوشت، «در ابتدای حرفه پزشکی خودم، دقیقاً می دانستم به کجا پیش می روم. ولی روی عدم قطعیت زندگی، و اینکه عدم قطعیت چه کار می تواند با افراد انجام دهد، حساب باز نکرده بودم.

 

ای کاش آن زمان مثل حالا می دانستم که حکمتی در عدم قطعیت نهفته است، اینکه دری را به روی ناشناخته ها باز می کند، و زندگی فقط از طریق ناشناخته ها می تواند به طور مداوم تجدید شود

 

 

 

۲۱٫ سینتیا تیدول: آنقدر صبور باشید که یاد بگیرید، ولی آنقدر بی صبر باشید که ریسک کنید.

 

سینتیا تیدول (Cynthia Tidwell) مدیرعامل شرکت بیمه رویال نیبرز آمریکا در گفتگو با بیزنس اینسایدر گفت که نصیحت مورد علاقه او برای افراد جوان این است که به اندازه کافی برای یادگیری صبور، ولی برای ریسک کردن به اندازه کافی بی صبر باشند. «من ریسک کردن را تشویق می کنم. بدترین اتفاقی که می تواند بیفتد چیست؟ می توانید برگردید و کاری را انجام دهید که قبلاً انجام می دادید

 

۲۲٫ برایان چسکی: به والدین خود گوش ندهید.

 

برایان چسکی (Brian Chesky)، مدیرعامل ایر بی‌ان‌بی (Airbnb)، در مصاحبه با آدام برایانت خبرنگار روزنامه نیویورک تایمز گفت که کسانی که به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده اند بهتر است که به حرف والدین خود گوش ندهند.

 

«پدر و مادر مهم ترین روابط در زندگی شما هستند، ولی شما هیچ وقت نباید به توصیه های شغلی والدین خود گوش دهید. همچنین فرض کنید هر شغلی که در آن هستید قرار است شکستی بزرگ باشد. این گونه، شما بر اساس موفقیت، پول و حرفه تصمیم نخواهید گرفت. بلکه فقط بر اساس انجام کاری که عاشقش هستید تصمیم خواهید گرفت

 

۲۳٫ دیوید ملانکون: در پایان هر مصاحبه شغلی سه سؤال مهم بپرسید.

 

دیوید ملانکون (David Melancon) مدیرعامل وبسایت btr، پلتفرم رتبه بندی شرکتی که روی عملکرد کلی تمرکز دارد، می گوید سه پرسش برای شما وجود دارد که پرسیدن آن ها بسیار مهم تر از این است که حقوق یا نیازمندی های شغل چه چیزی است.

 

۱٫ فردی که این مسئولیت را دارد چه ویژگی هایی باید داشته باشد تا در فرهنگ شرکت شما، به عنوان یک فرد و یک کارمند، موفق باشد؟

 

۲٫ عقیده شرکت شما در مورد تحصیلات آکادمیک و رشد و توسعه، از جمله بازپرداخت وام های دانشجویی و کمک های شهریه، چیست؟

 

۳٫ شرکت شما چگونه کارکنان را هیجان زده، خلاق و با انگیزه نگه می دارد؟

 

۲۴٫ دایان وون فورستنبرگ: همه چیز را واقعی نگه دارید.

 

دایان وون فورستنبرگ (Diane von Furstenberg) طراح مد در مصاحبه ای اخیر با نیویورک تایمز می گوید او یاد گرفته است که اعتماد کردن به خودت کلید موفقیت است.

 

«برای اینکه به خودت اعتماد کنی، باید با خودت ارتباط داشته باشد. برای اینکه با خودت ارتباط داشته باشی، باید به خودت سخت بگیری و همچنین توهم نداشته باشی.

 

۲۵٫ ریک گوینگز: با همه مهربان باش.

 

ریک گوینگز (Rick Goings) مدیرعامل شرکت تاپرور برندز (Tupperware Brands) که سال گذشته درآمدی ۲٫۶ میلیارد دلاری داشت، در مصاحبه ای با وبسایت بیزنس اینسایدر توصیه های مورد علاقه خود برای جوانان را در میان گذاشت. یکی از آن توصیه ها این بود که وقتی به مصاحبه ای شغلی می روید با همه مهربان باشید.

 

«من دوست دارم با راننده، مسئول پذیرش و دستیارانم چک کنم که کاندیدای شغل چگونه با آن ها رفتار کرد. اینکه با بقیه چگونه رفتار کنید یک دنیا معنی دارد

 

AMOS چیست ؟

 AMOS چیست ؟

AMOS  مخفف عبارات Analysis of moment structures می باشد. Amos را می توان یکی از موفق ترین نرم افزارهای کامپیوتری دانست که به طور خاص برای مدل سازی معادله ساختاری طراحی شده اند.

نرم افزار تحلیل آماری آموس AMOS جهت محاسبات تحلیل عامل و مدل معادلات ساختاری استفاده می‌شود. برون داد نرم‌افزار آموس به صورت گرافیکی بوده و لذا درک مطلب را تسهیل می‌کند.

Amos فراتر از توانمندی های معمول نرم افزارهای مدل سازی رفته و به عنوان مثال به خوبی می تواند بر اساس جدیدترین روش های آماری در مورد نحوه برخورد با داده های مفقود شده به جایگزینی آنها دست زند.

Amos نه تنها کلیه ویژگی های نرم افزارهایی نظیرLisrel (لیزرل )را داراست بلکه خصایص منحصر به فردی دارد که آن را از سایر نرم افزارهای مدل سازی متمایز ساخته است.

آموس مدل ترسیم شده در صفحه میانجی را به عنوان مدل مدل می پذیرد و خروجی های آن به خوبی و با کیفیت بالا قابل انتقال به سایر برنامه های تحت ویندوز است.کاربر این امکان را دارد که با تغییر قلم ها، رنگ ها، ضخامت پیکان ها، اندازه پارامترها و مکان قرار گرفتن آنها مدل مدون را به زیباترین شکل و مطابق با سلیقه خود درآورد.

یکی از مهم ترین  خصایص این نرم افزار این است که با استفاده از روش بیزی می تواند به برآورد پارامترها در مدل هایی بپردازد که متغیرهای حاضر در آن ها از نوع مقوله ای رتبه ای یا اسمی هستند.

امکان مدیریت داده ها به اشکال مختلف را داراست و به خوبی می تواند داده ها را در قالب های مختلف چه به شکل خام و چه به شکل ماتریس های واریانس- کوواریانس یا همبستگی از سایر نرم افزارها فراخواند.

از دیگر ویژگی های این نرم افزار توانایی مدیریت داده های چند گروهی است به نحوی که می توان مدل ها را برای نمونه های مختلف مورد آزمون قرار داد و نتایج را به سادگی با یکدیگر مقایسه کرد.

به خوبی از توانایی وارسی نرمال بودن تک متغیره و چند متغیره برخوردار است.

امکان برآورد پارامترها با روشهای مختلف را داراست که از جمله آنها می توان به حداکثر درست نمایی، حداقل مربعات تعمیم یافته، حداقل مربعات غیر وزنی و حداقل مربعات غیر وابسته به مقیاس اشاره کرد.

در این نرم افزار همچنین امکان استفاده از روش خودگردان سازی برای برآورد اعتبار پارامترهای برآورد شده، مقایسه مدل های مختلف با داده های یکسان و مقایسه روش های مختلف برآورد برایانتخاب بهترین آنها در یک موقعیت خاص پژوهشی وجود دارد.

 کاربردهای نرم افزار AMOS

  • تعیین روابط بین متغیر ها

  • یافتن مدل مناسب برای دادها

  • استفاده از نمودارها برای تعیین روابط

  • کاربرد جالب ان برای چگونگی و چرایی دادها

  • در عین استفاده از این نرم افزار میتوانید به  SPSS هم دسترسی داشته باشید

  • فضایی برای مجال استفاده از موارد گرافیکی

  • تحلیل چند گانه قابلیت ترکیب مدل ها

  • ایجاد مدل

نکته: حداقل نمونه مورد نیاز برای amos  ، ۲۰۰ نفر است و اگر تعداد کم تر باشد باید توزیع نرمال باشد.

 

انواع  پاورپونت  پاورپونت  روش تحقیق ، آمار و پایان نامه نویسی

انواع  پاورپونت  پاورپونت  روش تحقیق ، آمار و پایان نامه نویسی 

 

Pr1 – روش تحقیق پیشرفته عیسی ابراهیم زاده ۲۸۷ اسلاید  

Pr2- آشنایى با SPSS  – ۱۵۳ اسلاید 

Pr3 – کارکاه طراحی پرسشنامه  ۶۲ اسلاید 

Pr3-2- اصول طراحی پرسشنامه  – ۳۳ اسلاید – دانلود رایگان

 Pr4  – روش تحقیق پیشرفته دکتر ابراهیم زاده ۲۸۶ اسلاید

 Pr6 – نگاهی به مبانی معرفت شناسی تحقیق در علوم رفتاری – ۴۲۲ اسلاید

 Pr7- مباحث آمایش سرزمین ۱۰۱ اسلاید –

 Pr8 – آموزش EndNote – ۲۴ اسلاید – دانلود رایگان

 Pr9 – انواع پژوهش – ۴۱ اسلاید – دانلود رایگان

 Pr10 – تحقیق در عملیات۱ ۲۵۱ اسلاید

 Pr11 – تحلیل آماری با رویکرد پایان نامه نویسی ۱۰۱ اسلاید –

  Pr12- تئوری گراندد – ۵۳ اسلاید –

  Pr13- آشنایی با مفاهیم و روشهای  جستجو در اینترنت و پایگاه های اطلاعاتی و پایگاه های علمی ۱۰۱ اسلاید 

 Pr14- راهنمای نگارش طرح کسب و کار (مراحل راه اندازی کسب و کار) – ۶۷ اسلاید –

Pr14-2 – روش تدوین برنامه کسب و کار  Business Plan – ۶۴ اسلاید-  

 Pr15 – تنظیم منابع و مآخذ (رفرنس نویسی) – ۱۱۹ اسلاید –

 Pr16 – رگرسیون  چندگانه ۲۷ اسلاید دانلود رایگان

Pr17 – روش استقرایی – ۲۱ اسلاید دانلود رایگان

 Pr18 – روش تحقیق  بارویکرد ی به  پایان نامه نویسی – دکتر غلامرضا خاکی

  – ۳۵۶ اسلاید –

  Pr19- روش تحقیق – ۷۸ اسلاید –

  Pr20 – روش تحقیق در تربیت بدنی – بر اساس کتب : ۱-روشهای تحقیق در علوم انسانی دکتر نادری ۲- چگونه تحقیق کنیم؟ دکتر فراهانی -۲۰۵ اسلاید –

  Pr21 – روش تحقیق در علوم انسانی دکتر محمد رضا حافظ نیا  – ۲۷۲ اسلاید –

 Pr26 –فرایند تحلیل سلسله مراتبی AHP ۸۲ اسلاید –

  Pr27 – مبانی تحقیق در عملیات – ۴۲ اسلاید – دانلود رایگان

  Pr29- مقاله نویسی دانلود رایگان

 Pr31  –موضوع  کارگاه آموزشی   نگارش CV و  رزومه ۸۷ اسلاید –

Resume & Curriculum Vitae (CV) Writing Workshop

 Pr33 -استخراج مقاله پژوهشی از پایان‌نامه – ۳۳ اسلاید –دانلود رایگان

 Pr35 – اصول مقاله نویسی ISI ۷۳ اسلاید –

  Pr36 – آمار تحلیلی – ۴۳ اسلاید – دانلود رایگان

 Pr37 – آمار و احتمالات مهندسی – دکتر پرویز نصیری – ۱۹۰ اسلاید –

Pr38 – آمار و روش تحقیق ۴۳ اسلاید – دانلود رایگان

 ۳۹pr- ماهیت توزیع t  – ۳۰ اسلاید – دانلود رایگان

 

 

آزمون رویدادهای استرس زای زندگی CIEI  پیکل و همکاران(۱۹۷۱)  

آزمون رویدادهای استرس زای زندگی CIEI  پیکل و همکاران(۱۹۷۱)   تنیدگی روانی و بحران های روزمره از جمله تهدید های بهداشت  جسمانی و روانی است . واقعیت این است که تنیدگی در زندگی روزمره امری اجتناب ناپذیر  است  . ولی  مهم آن  است  که  چگونه انسان  با  این  بحران ها  کنار آید؟  مطالعه  پاسخ  انسان  در موقعیت های فشارزا،  زمینه  ساز بوجود آمدن ادبیات مربوط به آن بوده  است (قریشی راد،۱۳۸۸). انسان ها برای آن که به روش بهنجاری به کار وکوشش بپردازند، بایستی کمی فشار روانی احساس کنند. برانگیختگی هیجانی ملایم، آدمی را در جریان اجرای کاری که برعهده دارد هشیار نگه می دارد. هنگامی که مدت های درازی زندگی انسانها با سکوت و آرامش همراه می شود، آنان احساس کسالت کرده در پی چیزهای هیجان انگیز می روند؛ به مشاهده فیلم های پلیسی، بازی تنیس و یا مراوده با دیگران رو می کنند. فقدان تحریک عادی برای مدتی بیش از یک دوره کوتاه، می تواند هم بسیار ناراحت کننده باشد و هم اثرات ژرفی بررفتار بگذارد. به نظر می رسد برای آن که دستگاه عصبی درست کار کند بایستی میزان معینی تحریک به آن وارد شود. اما در عین حال، فشار روانی شدید یا طولانی دارای اثرات آسیب زای فیزیولوژیایی و روان شناختی است (اتکینسون و هیلگارد، ۱۹۸۳) . این پرسشنامه با عنوان پرسشنامه رویدادهای مهم زندگی ( CLEI) ، در سال ۱۹۷۱ توسط پیکیل ساخته شد و به ارزیابی میزان حوادث استرس زای زندگی افراد می پردازد . این پرسشنامه توسط مهاجر و همکاران در سال ۱۳۶۸ بر روی گروهی از دانشجویان ، در سال ۱۳۷۰ بر روی گروهی از کارکنان اجرا و برای جامعه ی ایرانی بازنگری شد و مختصری حذف و اضافه در آن صورت گرفته است و تعداد عبارات آن در نهایت به ۶۹ رسید .   به همراه ۱۰ مقاله مرتبط رایگان این ین پرسشنامه دارای روایی و پایایی و روش نمره گذاری است و در قالب نرم افزار ورد نوشته شده و قابل ویرایش است


 

  برای مشاهده لیست همه ی  پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد  کلیک فرمایید. برای دسترسی به مطالب جالب در مورد موفقیت در زندگی و کسب و کار روش تحقیق، SPSS، انواع پرسشنامه و همچنین آگاهی از به روز شدن سایت در کانال تلگرامی ما عضو شوید. کانال تلگرام

ترس‌هایی که مانع پیشرفت می‌شوند

ترس‌هایی که مانع پیشرفت می‌شوند

همه ما دل‌مان می‌خواهد پیشرفت کنیم و اهدافی را که در سر داریم تحقق ببخشیم، اما چرا فقط تعداد اندکی از ما به آرزوهای‌مان می‌رسیم؟ در ادامه، از ترس‌هایی خواهیم گفت که قدرت تصمیم‌گیری را از ما می‌گیرند، اما اگر یاد بگیریم بر ترس‌هایی که نمی‌گذارند توانایی‌های‌مان را به چالش بکشیم غلبه کنیم، خواهیم توانست اهدافی را که دست‌نیافتنی می‌نمایند به واقعیت تبدیل کنیم.

از شکست می‌ترسید

هرچه در زندگی اهداف دورتری داشته باشید، سخت‌تر خواهید توانست به انتظاراتی که از خودتان دارید جامه عمل بپوشانید. در نتیجه، چون از شکست می‌ترسید و فکر می‌کنید به اهداف مورد نظرتان دست نخواهید یافت، ترجیح می‌دهید دست روی دست بگذارید و هیچ قدمی در جهت تحقق اهداف‌تان برندارید. اما با این طرز فکر فقط خودتان را عقب می‌اندازید و هرگز نخواهید توانست به قابلیت‌هایی که در وجودتان نهفته است پی ببرید.اجازه ندهید ترس از شکست بر شما غلبه کند.

ترس‌هایی که مانع پیشرفت می‌شوند

می‌پرسید چرا؟ خوب معلوم است، چون بی‌عملی و دست روی دست گذاشتن به ضررتان تمام خواهد شد. همه ما در مقاطع مختلفی از زندگی به لحظات سرنوشت‌سازی برمی‌خوریم که اگر دست بجنبانیم، زندگی‌مان را از این رو به آن رو خواهند کرد و این فقط به تصمیم خودمان بستگی دارد که به این فرصت‌ها پشت پا بزنیم یا از آن‌ها در جهت تحقق اهداف‌مان سود ببریم.یادتان نرود هیچ موفقیت بزرگی بدون زحمت به دست نمی‌آید.

آدم‌های موفقی که در برنامه‌های تلویزیونی حضور می‌یابند، یک شبه به مدارج عالی نرسیده‌اند. شما فقط نتیجه زحمت‌شان را می‌بینید، حال آن که برای رسیدن به این موفقیت چه فراز و فرودهایی که تجربه نکرده‌اند. پس اگر دست به کاری زدید که نتیجه‌اش به دلخواه‌تان تمام نشد، فکر نکنید شکست خورده‌اید، بلکه از این تجربه درس بگیرید. این تجربه کمک‌تان خواهد کرد که اشتباهات گذشته‌تان را در تلاش‌های بعدی تکرار نکنید.

از موفقیت می‌ترسید

به احتمال زیاد ترس از موفقیت کمتر به گوش‌تان خورده است. بله، همان طور که خیلی‌ها از شکست واهمه دارند، آدم‌هایی هم هستند که از موفقیت‌های آن‌چنانی می‌ترسند. بهبود روابط اجتماعی، رشد و توسعه فردی و ارتقای شغلی نمونه‌هایی از موفقیت هستند که بسیاری از ما به آنها فکر می‌کنیم.

به دنبال هر نوع موفقیتی که هستید، ابتدا باید این واقعیت را بپذیرید که هیچ موفقیتی بدون تغییر حاصل نمی‌شود، یعنی همین طور که قدم به قدم به موفقیت نهایی نزدیک‌تر می‌شوید، روند بعضی امور تغییر خواهد کرد. چون به این تغییرات عادت ندارید، شاید در ابتدا احساس خوشایندی نداشته باشید.

توصیه می‌شود از این احساس ناخوشایند که چیزی شبیه ترس و اضطراب است به وحشت نیفتید، چرا که این دلهره صرفاً یک بخش طبیعی از فرآیند موفقیت است و چیز عجیب و غریبی نیست.وقتی دست به کار جدیدی می‌زنید، اولش هیجان‌زده، پرانرژی و در عین حال مضطرب هستید.

همیشه بخشی از دلهره‌تان به این دلیل است که می‌ترسید شکست بخورید و بخش دیگر آن بابت ترس از موفقیت است. آدم‌هایی که از موفقیت می‌ترسند از خودشان می‌پرسند: «اگه موفق بشم بعدش چی می‌شه؟ نکنه یه عالمه کار خالی شه روی سرم، طوری که نتونم از پس همه‌شون بربیام؟»پیشنهاد می‌کنیم برای اتفاقاتی که هنوز نیفتاده‌اند، از پیش برنامه‌ریزی نکنید.

ترس‌هایی که مانع پیشرفت می‌شوند

برای کسی که از بیرون به قضیه نگاه می‌کند، چنین پرسش‌هایی احمقانه به نظر می‌رسند، در حالی که برای شما همین دغدغه‌های بی‌مورد آنقدر جدی و واقعی هستند که حتی فکرشان مضطرب‌تان می‌کند. بجای این که بیهوده غصه بخورید، به خودتان بگویید: «درسته سؤالاتی که الان توی ذهنمه چیزایی هستند که ممکنه در آینده مجبور بشم بهشون فکر بکنم، اما واقعیت اینه که در حال حاضر دونستن راه‌حل این سؤال‌ها به دردم نمی‌خوره و بعدا می‌تونم هر موقع وقتش شد براشون یه چاره‌ای پیدا کنم.»نیازی نیست برای اتفاقاتی که هنوز نیفتاده‌اند از پیش تصمیم بگیرید. این کار فقط باعث می‌شود بی‌دلیل بترسید و نتوانید در قدم‌های بعدی درست عمل کنید.

بیشتر به اموری بپردازید که در حال حاضر می‌توانید انجام‌شان دهید و غصه چیزهایی را نخورید که کنترل‌شان از دست‌تان خارج است. بجای این که مدام به فکر اتفاقات آینده باشید، همه قدرت‌تان را به کار بگیرید تا موانعی را که امروز پیش پای‌تان قرار دارند از بین ببرید. مقصود این نیست که به کل از آینده چشم بردارید، بلکه لازم است موانعی را که شاید در آینده سر راه‌تان سبز شوند از همین الان تشخیص دهید، ولی نیازی نیست برای رفع‌شان پیشاپیش اقدام کنید.

از قضاوت دیگران می‌ترسید

خیلی از ما با این باور بزرگ شده‌ایم که اگر در زندگی به هر موفقیتی برسیم، دیگران حمایت‌مان خواهند کرد و از موفقیت‌مان خشنود خواهند شد. اما واقعیت می‌تواند چیز دیگری باشد. در زندگی واقعی، آدم‌های زیادی هستند که ممکن است از موفقیت‌های اطرافیان‌شان دلگیر شوند. این قبیل آدم‌ها به پیشرفت دیگران حسادت می‌کنند.

آنها برای‌شان اهمیتی ندارد که به چه دستاوردی رسیده‌ایم و حتی اگر کاری که انجام داده‌ایم به نفع بشریت باشد، باز هم قضاوت‌مان خواهند کرد. چنان‌چه بیش از حد به نظرات اطرافیان‌تان اعتنا کنید، بعد از مدتی به آدمی تبدیل می‌شوید که دیگران برایش تصمیم می‌گیرند و از خودش هیچ اراده‌ای ندارد. بگذارید دیگران هر چه دل‌شان خواست درباره تصمیمات‌تان بگویند.

به خودتان بقبولانید که نمی‌توانید جلوی افکار مردم را بگیرید، چون آنها هر کاری هم که بکنید، در نهایت آنطور که خودشان دوست دارند قضاوت‌تان خواهند کرد. به تدریج در ادامه مسیر یاد خواهید گرفت که قضاوت‌های نابجای دیگران بیش از آن که به شخص شما مربوط باشد، در واقع آینه تمام‌نمای چیزی است که خودشان هستند.

می‌ترسید از گذشته دل بکنید

به ده سال پیش فکر کنید که جوان‌تر بودید. آن وقت‌ها زندگی آسان‌تر نبود؟ واقعیت این است که آن روزها وظایف کمتری برای انجام دادن داشتید و به همین دلیل زندگی برای‌تان آسان‌تر سپری می‌شد.

اگر از ترس واقعیت‌های امروز مدام به گذشته بچسبید، از پیشرفت باز خواهید ماند. وابستگی به گذشته ممکن است وادارمان کند تصمیماتی بگیریم که به هیچ وجه با شرایط فعلی‌مان همخوانی ندارند.

می‌ترسید تنها بمانید

همه ما دل‌مان می‌خواهد دوست‌مان بدارند و حمایت‌مان کنند. بدون شک از این که احترام ببینیم و به خاطر کارهایی که انجام می‌دهیم تحسین شویم، لذت خواهیم برد. اما گاهی آنچه ما از زندگی می‌خواهیم با اهداف دیگران در تضاد است. بدانید موفقیت‌ زمانی حاصل می‌شود که تصمیم بگیرید کاری انجام دهید که اکثریت تمایلی به انجامش ندارند.

قبول کنید شاید مجبور شوید مسیر موفقیت را تنهایی طی کنید، چون بیشتر افراد این روحیه را ندارند که مثل شما برای رسیدن به اهداف‌شان سخت تلاش کنند. باید با موانع زیادی دست و پنجه نرم کنید، حال آن که فقط گروه اندکی درک‌تان خواهند کرد. از این رو، شاید فکر کنید تا به حال هیچ کس در مسیری که شما به آن وارد شده‌اید قدم نگذاشته است، اما اصلا این طور نیست؛ کسانی هم هستند که با مشکلات مشابه شما پیشتر روبرو شده اند.

شاید جزییات مسیر متفاوت باشد، اما در نمای کلی بیشتر آدم‌های موفق تقریبا مشکلات یکسانی را تجربه کرده‌اند.آن قدرها هم که فکر می‌کنید تنها نیستید. در هر مرحله‌ای از زندگی با سختی‌هایی مواجه خواهید شد که پیش از شما کسانی بوده‌اند که بر این سختی‌ها غلبه کنند. پس اگر کس دیگری توانسته این سختی‌ها را پشت سر بگذارد، چرا شما چرا نتوانید؟

می‌ترسید وقت‌تان تلف شود

«متأسفم که زمان داره می‌گذره و من هنوز هیچ کار خاصی انجام ندادم.» اینها کلماتی است که خیلی از ما در پسِ ذهن‌مان داریم، به ویژه کسانی که در زندگی دنبال یک مسیر جدید می‌گردند. هر چه سن‌مان بالاتر می‌رود، بیشتر متوجه گذر زمان می‌شویم و سعی می‌کنیم از وقت‌مان نهایت استفاده را ببریم.

اگر برای یادگیری یا انجام کاری وقت گذاشته‌اید، مطمئن باشید که ارزشش را دارد، چون در آینده همین چیزی که یاد گرفته‌اید یا کاری که انجام داده‌اید، زمینه‌ساز مسیرهای جدید دیگری در زندگی‌تان خواهد شد.به جای این که به انجام دادن یا ندادن کاری شک کنید، به پیامدهای انجام ندادن آن کار فکر کنید و از خودتان بپرسید اگر تصمیم بگیرم که این کار را نکنم چه خواهد شد.

۲۹ رازی که کمک می کند محبوب و مقبول همه شوید!

۲۹ رازی که کمک می کند محبوب و مقبول همه شوید!

حتما شنیده‌اید که می‌گویند فلانی مهره‌ی مار دارد؛ این همان کاریزماست که به فرد امکان می‌دهد همواره در مرکز توجه قرار گیرد و وارد هر جمعی که می‌شود، دیگران را مثل آهنربا به سمت خود جذب کند. اگر شما هم می‌خواهید به شخصیتی کاریزماتیک تبدیل شوید و روابط اجتماعی موفقی را برای خود رقم بزنید، از ۲۹ اصل کاریزماتیک بودن مطلع شوید:

ادامه‌ی خواندن

تئوری اسب مرده 

تئوری اسب مرده 

سرخ‌پوستان آمریکا یک ضرب‌المثل دارند با این مضمون که: وقتی دیدید اسب‌تان در حال مرگه ،پیاده شوید.

متاسفانه اسب بسیاری از شرکت‌ها و سازمان‌های دنیا وقتی در حال مرگه باز رهایش نمی کنند….

بیشتر شرکت‌های دولتی، نیمه‌دولتی و خصوصی، به جای کیفیت  وضع موجود و ارتقای مداوم آن و سعی در غنی سازی محصول به جای بدیل های ناقص به ارائه محصولات و خدماتی مشغولند که  مشتریان از آنها استقبال نمی‌کنند.

و آن محصول یا رویکرد شاید ارزان وسریع باشد اما پاسخگوی مناسبی برای نیاز نیست.

  

 

این شرکتها و سازمانها باید پیشتر از این برای توسعه محصولات و خدمات بهتر و جایگزین، نوآوری پیشه میکردند.

اگر این کار را کرده بودند، الان میتوانستند از اسب مرده پیاده و بسرعت اسبی چالاک، جوان و تازه‌نفس را سوار ‌شوند.

هنوز هم فرصت نوآوری برای برخی از این شرکتها کاملا از دست نرفته است.اما در کمال شگفتی بیشتر آنها بجای پیاده شدن از اسب در حال فوت و مرده، کارهای عجیب زیر را انجام میدهند:

 

از تازیانه های محکم تری استفاده میکنند.

بجای درمان یا چابک سازی  اسب مسیر  را عوض میکنند یا اسب را متوقف می کنند.

کمیته‌ای برای بررسی اسب منصوب میکنند.

به کشورهای دیگر میروند تا ببینند دیگران چگونه اسب مرده سوار میشوند.

استانداردها را پایین میآورند تا اسب مرده را هم شامل شوند.

اسب مرده را در طبقه جدیدی بنام “زنده بی‌تحرک” دسته‌بندی میکنند.    

پیمانکار برون‌ سازمانی میگیرند تا اسب مرده را سوار شود.

چنداسب مرده را همزمان بکار میگیرند تا سرعت زیاد شود.

بودجه و آموزش بیشتری برای جبران جایگزین مرده تر  اختصاص میدهند.اما حاضر نیستند چابکی اسب وسلامتی اش را حفظ تا جایگزین کیفی بیابند. ومدام از دوپینگ های معیوب و بی خاصیت استفاده می کنند.

اعلام میکنند که چون اسب مرده غذا نمیخورد، هزینه‌ها کاهش و سود افزایش مییابد.

اهداف عملکردی کل اسبهای دیگر را کاهش می دهند.

 

چگونه هدفمند زندگی کنیم؟

چگونه هدفمند زندگی کنیم؟

همه ما دوست داریم به نقطه ای از زندگی برسیم که استعدادها، مهارت ها و توانایی های مان با نیازهای دنیای اطراف مان تطبیق داده شود. این در واقع تعریف من از هدفی است که همه ما به دنبالش هستیم. اما در مسیر هدف نقطه ثابتی وجود ندارد که به آن جا برسیم و برای همیشه همانجا بمانیم. دنیا در حال تغییر است. ما آدم ها در حال تغییر هستیم. این جستجوی دائمی برای رسیدن به این نقطه است که باعث پیشرفت و رسیدن به هدف می شود.

از راهنمای کلیدی زیر برای روشن کردن مسیر موفقیت خود استفاده کنید. ادامه‌ی خواندن

۱۶ ترفند روانشناسی برای اینکه بتوانید بلافاصله خودتان را در دل‌ها جا کنید!

۱۶ ترفند روانشناسی برای اینکه بتوانید بلافاصله خودتان را در دل‌ها جا کنید!

🔸سخت است دقیقا بخواهیم بگوییم چطور می‌شود که از فردی خوش‌مان می‌آید. شاید لبخند جذابش باشد، شاید خوش‌‌صحبتی طرف باشد، یا شاید هم فقط به این خاطر است که کنار او راحت هستیم؛ هرچه هست، فقط می‌دانیم که از او خوش‌مان می‌آید.

🔸اما محققان این حوزه، برخلاف بنده و شما، با پاسخ‌های این‌چنینی راضی نمی‌شوند؛ آنها سال‌هاست که تلاش می‌کنند تا عواملی را که باعث جلب‌توجه فردی به فرد دیگر می‌شود، دقیقا مشخص کنند.
یافته‌های زیر کمک‌تان می‌کنند تا روابط جدید بهتر و البته سریع‌تری با آدم‌های دیگر برقرار کنید.

▪️از حرکات شخص مقابل‌تان تقلید کنید

هنگام صحبت کردن با دیگران، تلاش کنید زبان بدن، حرکات و حالت‌های چهره‌ی آنها را تقلید کنید.

▪️اگر از کسی انتظار دارید با شما دوست شود، بیشتر اطرافش باشید

طبق اثر نمایش محض، آدم‌ها کسانی را دوست دارند که آنها را بیشتر می‌شناسند.

▪️از دیگران تعریف کنید

اگر شخص دیگری را مهربان توصیف کنید، دیگران هم شما را به مهربانی خواهند شناخت. آدم‌ها صفاتی را که شما برای توصیف دیگران در جمع استفاده می‌کنید، با شخصیت خودتان پیوند می‌دهند.

▪️سعی کنید احساسات مثبت را به نمایش بگذارید

اگر می‌خواهید دیگران وقتی کنار شما هستند احساس خوبی داشته باشند، برای انتقال احساسات مثبت به آنها تلاش کنید.

▪️گرم برخورد کنید و شایستگی‌تان را به‌رخ بکشید

اگر بتوانید خودتان را به دیگران گرم نشان دهید، برای مثال دوستانه و غیررقابتی رفتار کنید، آنها احساس خواهند کرد که می‌توانند به شما اعتماد کنند. اگر شایسته به‌نظر برسید، برای مثال وضعیت اقتصادی یا تحصیلی خوبی داشته باشید، افراد تمایل بیشتری می‌یابند تا به شما احترام بگذارند.

▪️گاهی عیب‌های خود را آشکار کنید

افراد بعد از ارتکاب اشتباه، بیشتر از شما خوش‌شان می‌آید؛ اما فقط درصورتی‌که اعتقاد داشته باشند شما فرد شایسته‌ای هستید. آشکارکردن اینکه آدم کامل و بی‌نقصی نیستید، شما را در چشم اطرافیان‌تان واقعی‌تر جلوه می‌دهد.

▪️روی ارزش‌های مشترک تأکید کنید

طبق مطالعه‌ای قدیمی از تئودور نیوکامب، مردم بیشتر جذب کسانی می‌شوند که شبیه خودشان هستند. این پدیده به اثر جاذبه‌ شباهت معروف است.

▪️آنها را لمس کنید

لمس زیرآستانه‌ای زمانی رخ می‌دهد که شما فرد مقابل را طوری لمس می‌کنید که حتی خودش هم متوجه نمی‌شود. از مثال‌های چنین لمس‌هایی می‌توان به ضربه‌ آرامی اشاره کرد که در دیدارهای دوستانه به پشت طرف مقابل می‌زنید، یا لمس کردن بازوی کسی هنگام صحبت‌کردن؛ چنین لمس‌هایی باعث می‌شوند طرف مقابل حس خوشایندتری نسبت به شما داشته باشد.

▪️لبخند بزنید

لبخند بزنید تا برای همیشه در ذهن طرف مقابل حک شوید.

▪️شخص مقابل را طوری ببینید که خودش دوست دارد دیده شود

همه‌ ما به‌دنبال تأیید دیدگاه‌های خود هستیم، چه مثبت باشند و چه منفی.
وقتی باورهای آدم‌ها درباره‌ ما موازی با باورهای خودمان است، روابط‌مان با آنها جریان بهتری می‌یابد. احتمالا به این خاطر است که حس می‌کنیم ما را می‌فهمند، که همین از دلایل صمیمیت محسوب می‌شود.

▪️رازی را با آنها در میان بگذارید

خودافشاگری، یکی از بهترین تکنیک‌های ایجاد رابطه است. وقتی اطلاعات صمیمانه‌ای را با کسی به‌اشتراک می‌گذارید، احتمال بیشتری دارد که خودش را به شما نزدیک احساس کند و در آینده هم به شما اعتماد بیشتری بکند.

▪️نشان دهید که رازشان را هم نگه می‌دارید

افراد هم برای اعتمادکردن و هم معتمدبودن در روابط‌شان، ارزش زیادی قائل هستند.
صداقت و قابلیت اعتماد مهم‌ترین ویژگی‌ها در قلمروی دوستی محسوب می‌شوند.

▪️شوخ‌طبعی خود را نشان دهید

صرف‌نظر از اینکه افراد به دوست خوبی فکر می‌کنند یا همسری ایده‌آل، در هر صورت شوخ‌طبعی از اهمیت زیادی برخوردار است.

▪️به او اجازه بدهید درباره‌ خودش صحبت کند

اگر به‌جای آنکه مدام درمورد خودتان حرف بزنید، به طرف مقابل اجازه بدهید داستان‌هایی از زندگی خودش را برای‌تان تعریف کند، خاطرات مثبت‌تری از این معاشرت در ذهن او به‌ جا می‌گذارید.

▪️کمی آسیب‌پذیر باشید

خود را آسیب‌پذیر نشان دهید، تا طرف مقابل بیشتر از شما خوشش بیاید. صراحت عاطفی یا در مقابل آن، کمبود این حس است که شکل‌گیری یا شکل‌‌نگرفتن رابطه بین دو نفر را تشریح می‌کند.

▪️با رفتارتان نشان بدهید که از او خوش‌تان می‌آید

اگر فکر کنیم کسی ما را دوست دارد، ما هم او را دوست خواهیم داشت.
بنابراین حتی اگر مطمئن نیستید طرف مقابل‌تان چه حسی نسبت به شما دارد، طوری رفتار کنید که انگار از او خوش‌تان می‌آید، احتمالا او هم از شما خوشش خواهد آمد.

منبعthisisinsider

سی ویژگی مثبت چرچیل

سی ویژگی مثبت چرچیل

۱-وقتی مسایل برخلاف میل او بود، می­گفت: زمان یادگیری و تغییر است؛

۲-از چالش ­های زندگی نمی­ترسید؛

۳-معتقد بود برای پیروزی در هر امری، باید شریک داشت؛

۴-در جنگ جهانی دوم، بارها از فراز آسمان آلمان پرواز کرد؛

۵-سخنرانی­ های او، یک مجموعه ۱۸ جلدی است؛

۶-بر اساس واقعیت تصمیم می­گرفت؛

۷-قدرت خارق­ العاده در تمرکز داشت؛

۸-وقتی اشتباه می­کرد از زیردستان خود عذرخواهی می­کرد؛

۹-از مخالفین خود، انتقام نمی­گرفت؛

۱۰-معنای استراتژی را آمادگی برای جابه­ جایی اولویت­ها می­­دانست؛

۱۱- ۹۰ درصد مدیریت را در هماهنگی امور با دیگران می­دانست؛

۱۲-از هیچکس متنفر نبود؛

۱۳-در دو دوره نخست­ وزیری (مجموعاً ۹ سال)، حدود یازده هزار یادداشت دست نویس کاری برای زیرمجموعه خود نوشت؛

۱۴-در هر لحظه برای مسایل دور از انتظار، آمادگی داشت؛

۱۵-برای سخنرانی­ های خود بسیار وقت می­گذاشت؛

۱۶-در ۲۱ سالگی، متون فلاسفه و اقتصاد دانان بزرگ را خوانده بود؛

۱۷-از نظر او، مدیریت جزحل و فصل بحران نیست؛

۱۸-اعتقاد داشت برای موفق شدن، باید اول ناکامی ­ها را قبول کرد؛

۱۹-با افراد قوی کار می­کرد حتی اگر بحث بر­انگیز باشند؛

۲۰-در سخنرانی همیشه یک درخواست مهم از مخاطبان خود داشت؛

۲۱-از منظر او، توانایی افراد را باید در سطح درک آنها از جزئیات سراغ گرفت؛

۲۲-معتقد بود افراد قوی عموماً آمادگی کنار آمدن را دارند. ضعیف­ ها بیشتر دعوا می­کنند؛

۲۳-مسایل سخت با مخالفین داخلی و خارجی خود را، سر میز ناهار یا شام مطرح می­کرد؛

۲۴-در سخنرانی­ ها با محاسبه قبلی، چند بار مکث می­کرد؛

۲۵-بهترین فرصت برای نمایش شجاعت را زمانی می­دانست که شرایط بد است؛

۲۶-از ۹ صبح تا ۲ بامداد روز بعد کار می­کرد (۱۷ ساعت کار در روز)؛

۲۷-بهترین واکنش به توهین را سکوت می­دانست؛

۲۸-معتقد بود زندگی ذاتاً بهم ریخته است، ولی باید یک هدف والا داشت؛

۲۹-عاشق زندگی کردن بود؛

۳۰-با دستان خود نیز کار می­کرد: ۲۰۰ آجر در روز را برای ساختن خانه روستایی پیشخدمت خود، آجرچینی می­کرد.

نویسنده: دکتر محمود سریع القلم

 

برای خودت زندگی کن، نه برای انتظارات دیگران!

برای خودت زندگی کن، نه برای انتظارات دیگران!

آیا گاهی اوقات احساس می کنید زندگی تان را دوست ندارید؟ یا مثل این که چیزی را گم کرده اید؟

به این دلیل است که برای دیگران زندگی می کنید. به دیگران اجازه می دهید روی تصمیمات تان تاثیر بگذارند و سعی می کنید انتظارات آن ها را برآورده کنید.

 

فشار اجتماعی فریب دهنده است. بدون این که متوجه باشیم قربانی می شویم. قبل از این که بفهمیم کنترل زندگی مان را از دست می دهیم و حسرت زندگی دیگران را می خوریم. مرغ همسایه غاز است و زندگی خودمان کامل نیست.

 

برای این که اشتیاق به زندگی دلخواه مان را بدست بیاوریم باید مالکیت تصمیم هایمان را بازیابی کنیم.

 

برای خودت زندگی کن نه برای انتظارات دیگران

 

توهم دیگران

 

راضی کردن دیگران مثل گرفتن یک هدف متحرک است زیرا انتظارات دیگران دائم در حال تغییر است.

 

وقتی همیشه سعی کنیم دیگران را راضی نگه داریم نه تنها آن ها بلکه خودمان را هم نمی توانیم راضی کنیم. انتظارات در واقع وهم و خیال هستند. به همین خاطر است که بیشتر مردم آن زندگی که می خواهند را ندارند و همیشه احساس نا امیدی می کنند.

 

وقتی توقع می کنیم واقعیت را نمی بینیم. انتظارات آزار دهنده هستند. حتی وقتی همه چیز بر طبق مراد پیش می رود باز هم نمی توانیم از اتفاقات قابل پیش بینی لذتی ببریم. حتی وقتی به چیزی که آرزویش را داشتیم می رسیم باز هم نمی توانیم خوشحال باشیم. مشکل انتظارات این است که با توقعاتمان اخت می گیریم و اگر یکی از آن ها به وقوع نپیوندد زندگی را غیرمنصفانه می بینیم در نهایت کمبود سورپرایز در زندگی باعث می شود تجربیات زندگی برایمان هیچ لذت و شگفتی نداشته باشد.

 

چرا مردم از شما توقع دارند که متفاوت عمل کنید

 

بسیاری از مردم وقتی نتیجه و عاقبت چیزی کمتر از انتظارشان باشد رنجیده و خشمگین می شوند حتی اگر انتظاراتشان غیر معقولانه باشد.

نا امیدی فاصله بین آن چیزی است که مردم از شما انتظار دارند و چیزی که در واقع هستید.

برای از بین بردن این فاصله باید ارتباطتان را با انتظارات مردم دوباره تنظیم کنید. انتظارات یک ارتباط اجتماعی بوجود می آورند. این یک توافق ضمنی است بین شما و دیگران. اگر مخالفت نکنید مردم فکر می کنند که مشکلی با آن ندارید.

یا حرف بزنید یا اجازه دهید دیگران به زندگی شما تجاوز کنند. اگر مقاومت نکنید نه تنها مجوز موافقت تان را صادر کرده اید بلکه این کار تبدیل به یک تمرین اجتماعی می شود و همین روال را در مقابل همه آدم ها تکرار می کنید. وقتی به دیگران اجازه دهید زندگی تان را تعیین کنند خودتان هم می خواهید همین کار را با آن ها انجام دهید.

 

اولین گام برای این که اجازه ندهید دیگران تعیین کننده زندگی تان باشند انتظار نداشتن است.

 

هیچکس بهتر از خودتان شما را نمی شناسد و هیچکس به غیر از خودتان نمی تواند تعیین کند که چگونه باید زندگی کنید.

 

ابتدا از خودتان مراقبت کنید

 

اولین گام برای این که از انتظارات خلاص شوید این است که با خودتان مهربان باشید. برای مراقبت از دیگران باید ابتدا مراقب خودتان باشید. اگر زندگی خودتان را دوست نداشته باشید نمی توانید دیگران را هم دوست داشته باشید. وقتی خودمان را دوست داشته باشیم و بپذیریم دیگر هیچ جایی برای انتظارات دیگران باقی نمی گذاریم.

 

مهربانی با خود مثل اکسیژن تازه برای ذهن است.

 

طرز فکرتان را تایید کنید

 

نمی توانید دیدگاه دیگران را نسبت به خودتان کنترل کنید اما می توانید انتخاب کنید که چگونه با خودتان صحبت کنید. حرف های درونی هم می توانند کمک کننده باشند و هم آسیب دهنده. پس در انتخاب کلمات آگاه باشید. انتظارات تان می توانند شما را در یک جعبه حبس کنند شما تنها کسی هستید که می توانید خودتان را آزاد و رها کنید. با خودتان مهربان باشید مکالمات درونی تان باید حرف خودتان باشد و نباید با افکار دیگران شکل بگیرد.

 

برای خودت زندگی کن نه برای انتظارات دیگران

 

حد و مرز تعیین کنید

 

محدودیت برای مردم لازم است زیرا آن ها تمایل دارند که افکارشان را تحمیل کنند. حرف بزنید و به آن ها اجازه ندهید برای شما تعیین کنند که چه کسی باشید و چه کاری انجام دهید. برای مردم حد و مرز تعیین کنید. نیاز نیست برای این کار خشونت به خرج دهید فقط حد و مرزشان را به آن ها بفهمانید ممکن است آن ها ناخواسته برای شما تعیین تکلیف کنند.

 

خودتان و دیگران را رها کنید

 

وقتی خودتان را از انتظارات آزاد می کنید در واقع همین کار را برای دیگران هم انجام داده اید. زمانی آزاد هستید که همانظور که دوست دارید زندگی کنید زیرا فشار راضی کردن دیگران را ندارید و از طرف دیگر خواسته های خودتان را به دیگران تحمیل نمی کنید.

 

پذیرفتن واقعیت کمی سخت است اما مهم ترین و اصلی ترین قدم برای رسیدن به آرامش است. تنها زمانی که آرامش داشته باشیم می توانیم بهترین باشیم.

 

اگر بخواهیم لحظه لحظه زندگی مان یک نقطه عطف است. انتخاب با شماست زندگی را دوست داشته باشید نقص ها را بپذیرید و امیدوار بهترین ها باشید.

منبع: مجله موفقیت

علائم کمبود اعتماد به نفس در خودتان را بشناسید

 

علائم کمبود اعتماد به نفس در خودتان را بشناسید

هر کسی اشتباه می‌کند. اما کسی که کمبود اعتماد به نفس دارد، مدام دلیل‌تراشی می‌کند و برای دیگران توضیح می‌دهد. این افراد حتی اگر به موفقیت دست پیدا کنند باز هم خود را ملزم به توضیح دادن به دیگران می‌بینند.

بحث ما مساله کمبود اعتماد به نفس است. یعنی وقتی نگاه منفی در تمام امور روزانه‌ شما جاری است، همیشه منتظر شکست هستید و از نظر احساسی، فیزیکی یا روان‌شناسی ضعیف شده‌اید.

ادامه‌ی خواندن

چرا افراد باهوش تصمیمات احمقانه می‌گیرند؟

چرا افراد باهوش تصمیمات احمقانه می‌گیرند؟

 همه ما چنین چیزی را تجربه کرده‌ایم: تصمیمی می‌گیریم که به نظر منطقی برسد. و پس از چند ثانیه، دقیقه یا روز به خود می‌گوییم “پیش خودت چی فکر می‌کردی؟ آیا این یک حماقت زودگذر بود؟ آیا حواسم پرت بود و در این شرایط تصمیم‌گیری کردم؟”

می‌دانیم که تصمیم درست و یا بهترین انتخابمان نبوده است، اما در آن لحظه آن تصمیم را گرفتیم و بعدها فهمیدیم تصمیم احمقانه‌ای بوده است. چرا؟

چرا افراد باهوش تصمیمات احمقانه می‌گیرند?

ادامه‌ی خواندن

هفت اشتباه مدیریتی مدیران تازه کار

هفت اشتباه مدیریتی مدیران تازه کار

🔸اغلب کسانی که به تازگی به جرگه مدیریت پیوسته‌اند خواسته یا ناخواسته مرتکب اشتباهاتی می‌شوند که می‌تواند برای آنها خطرناک و زیانبار باشد. در برخی موارد، مدیران از این اشتباهات مطلع می‌شوند و سعی می‌کنند تا آنها را تکرار نکنند اما گاهی اوقات اشتباهاتی از مدیران کم تجربه سر می‌زند که نادرست به نظر نمی‌رسند و همین‌ها هستند که می‌توانند عمر مدیریتی یک مدیر را کوتاه کرده و عملکرد او را زیر سوال ببرند.

🔸در ادامه به هفت مورد از مهم‌ترین اشتباهات پنهان و ناملموس مدیریتی اشاره خواهد شد.

۱⃣ شما به کارکنان‌تان گوش می‌کنید اما به آنها توجه کافی ندارید

در اغلب موارد کارکنان در انتقال منظورشان به مدیر مافوق‌شان به ابزاری غیر از کلمات متوسل می‌شوند و زبان بدن‌شان گویای بسیاری از ناگفتنی‌هاست. متاسفانه اغلب مدیران تازه کار به دلایل مختلف تنها به گوش کردن به صحبت‌های کارکنان بسنده می‌کنند و در نتیجه به افراد نگاه نمی‌کنند و حرکات شان را زیرنظر ندارند.

۲⃣ شما وانمود می‌کنید که تجربه زیادی در زمینه مدیریت دارید

بسیاری از مدیران کم تجربه سعی می‌کنند تا به کارکنان شان ثابت کنند باتجربه و جا افتاده هستند. این نقش بازی کردن دیر یا زود افشا خواهد شد و همین مساله اعتماد کارکنان نسبت به مدیر گزافه‌گو را سلب خواهد کرد.
پس اگر برای اولین بار به‌عنوان مدیر کارتان را شروع کرده‌اید با جسارت به این موضوع اشاره کنید و برای کمک گرفتن از دیگران برای پیشبرد اهداف هیچ تردیدی به خرج ندهید.

۳⃣ شما خودتان را درگیر مسائل جزئی و تصمیم‌گیری‌های پیش‌پا افتاده می‌کنید

یک رئیس خوب کسی است که به کارکنانش این امکان را می‌دهد تا زمانی که به کمک فکری او نیاز دارند به او مراجعه کنند و از او کمک بخواهند و پس از آن هر طور که خودشان صلاح می‌دانند عمل کنند.
یک مدیر خوب سعی می‌کند همیشه یک فضای مناسب برای تصمیم‌گیری و عمل کردن برای کارکنانش ایجاد کند تا کارکنان احساس فرمانبرداری محض نداشته باشند. چنین اختیار عملی می‌تواند به ارتقای کیفیت محیط کار و علاقه‌مندتر شدن افراد به کارشان کمک زیادی کند.

۴⃣ شما از ترسیم تصویر بزرگ و اهداف بزرگ و بلندمدت غفلت می‌کنید

شما به‌عنوان مدیر باید بدانید که وظیفه یک مدیر فقط پیشبرد اهداف خرد و برداشتن گام‌های کوچک به جلو نیست، بلکه باید برای ترسیم اهداف بزرگ و بلندمدت و یادآوری آنها به همه کارکنان پیشقدم شد و اقدامات هر کدام از بخش‌های یک سازمان را با اهداف و کارکردهای سایر بخش‌ها هماهنگ و همراه ساخت و از این طریق است که کارکنان تحت رهبری یک مدیر می‌فهمند که کاری که انجام می‌دهند و موفقیت‌هایی که کسب می‌کنند چه تاثیر بسزایی بر موفقیت و پیشبرد اهداف سایر بخش‌ها دارد.

۵⃣ شما به هر پروژه و هر پیشنهادی جواب مثبت می‌دهید

مدیران تازه کار باید بدانند که قرار نیست به هر پیشنهادی که از مقام‌های مافوق به آنها می‌شود جواب مثبت بدهند. آنها باید بدانند که درگیر شدن با پروژه‌های متعدد به شدت از کارآیی آنها و افرادشان خواهد کاست و اینکه به بعضی پیشنهادها و خواسته‌ها باید جواب رد داد. این جواب‌های منفی اگر با استدلال قوی و درست همراه باشد نه تنها موقعیت یک مدیر را متزلزل نخواهد ساخت، بلکه باعث می‌شود تا تمرکز او و کارکنانش روی پروژه‌های مهم افزایش یابد و بر بهره‌وری شان افزوده شود.

۶⃣ شما فقط به مدیریت زیردستان تان می‌پردازید

گاهی اوقات مدیران تازه کار آنقدر خود را غرق در رسیدگی به امور مربوط به زیردستان‌شان می‌کنند که برقراری ارتباط با مافوق‌ها و تحکیم این روابط را به فراموشی می‌سپارند در حالی که هر مدیری هر چقدر هم توانمند و کارآمد باشد به ارتباط و تبادلات فکری با مدیران مافوق و روسای خود نیز نیاز دارد و هم باید یاد دهنده باشد و هم یادگیرنده.

۷⃣ شما با همه کارکنان‌تان به یک شکل رفتار می‌کنید

واقعیت اینست که هر کدام از کارکنان به شکلی خاص و منحصربه‌فرد تشویق می‌شوند و نمی‌توان از یک الگوی رفتاری برای همه افراد بهره برد. پس بهتر است پس از شناسایی افرادتان با هر کدام به شکلی مطلوب او برخورد کنید و به آنها واکنش نشان دهید.

منبع: Forbes

تحلیل محتوای کتاب فارسی اول دبستان سه کشور

تحلیل محتوای کتاب فارسی اول دبستان سه کشور❗️

🇮🇷 کودک ایرانی «اطاعت» یاد می گیرد
🇩🇪 کودک آلمانی «پیشرفت»
🇨🇳 و کودک چینی «مهرورزی»

🔹 علیرضا عابدین (روان شناس) در پژوهشی به بررسی و تحلیل داستان‌های کتاب فارسی کلاس اول در ایران و مقایسه آن با داستان‌های کتاب زبان کلاس اول در دو کشور شرقی و غربی یعنی چین، به عنوان نماینده فرهنگ جمع‌گرا و آلمان، به عنوان نماینده فرهنگ فردگرا پرداخته است.

🔸او به این منظور تمامی داستان‌های کتاب فارسی اول ابتدایی در ایران، شامل ۵١ داستان منتشر شده در سال ١٣٩١، همچنین ۴۴ داستان از داستان‌های کتاب کلاس اول چین و ٢۶ داستان از مجموعه چهار کتاب کلاس اول آلمان را به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب کرده است.

🔍 نتایج این پژوهش نشان می دهد
♻️نیازهای «پیروی » و اطاعت در ایران
♻️ «پیشرفت » در آلمان
♻️ و «مهرورزی » در چین، سه نیاز اول و اصلی در سه کشور هستند.

🖇 نیاز به «پیروی » و اطاعت به دو نوع «تسلیم » و «احترام » تقسیم شده است.

🔹 نیاز «مهرورزی » پرتکرارترین نیاز در چین است که به شدت با ساختار جمع‌گرای شرقی مطابقت دارد.
در مرتبه‌های بعدی نیاز «فهمیدن » و همچنین نیاز به «ارائه و بیان » در چین قراردارند.

🔸به طور خلاصه می‌توان گفت کودک چینی به دنبال آن است که مهر بورزد، بفهمد و بفهماند.

🔹بعد از این سه نیاز که اساسا در ارتباط با دیگران (نیازهای جمعی) معنا پیدا می‌کنند، نیازهای شخصی‌تر مثل «پیشرفت » و «بازی » در چین، ظهور می‌کنند.

🔸این در حالی است که بروز نیازها در آلمان درست وارونه چین است.
در آلمان نیاز به «پیشرفت »، «بازی» و «شناخت » که نیازهای فردی و معطوف به خود هستند، در درجه اول قرار دارند و بعد از آنها نیاز «پیوندجویی » ظهور می کند.

▪️ بنابراین کودک ایرانی می‌آموزد طلب‌کننده و گیرنده (مصرف کننده و تنبل) باشد.

▫️ کودک چینی اما می‌آموزد دهنده و بخشنده
(تولیدکننده و کارگر) باشد

▪️ در حالی که کودک آلمانی اساسا چیزی طلب نمی‌کند ( استقلال طلب) است.

🔹بر این پایه می‌توان نتیجه گرفت کودک ایرانی در کتاب درسی خود یاد می‌گیرد که مطیع و سربه زیر باشد.

▪️ نگاه کودک ایرانی یا به سمت پایین است و یا از پایین به بالا نگاه می‌کند.

▫️نگاه کودک چینی به اطراف است و یک نگاه دایره‌وار دارد.

▪️ ولی کودک آلمانی یک حرکت و نگاه رو به جلو و هدفمند دارد.

⭕️ او به یک نقطه و هدف چشم می دوزد و تنها برای رسیدن به‌ آن در یک خط سیر مشخص می کوشد و در نهایت هم موفق است.

🔹 پ.ن: هر چیزی که الان هستیم ، به خاطر آموزشی است که در دوران ابتدایی دیدیم …

فرسودگی شغلی BURN OUT

فرسودگی شغلی BURN OUT

✍️فرسودگی شغلی، عواقب و هزینه‌های بسیاری بر سازمانها و کارکنان تحمیل می‌کند مانند تعویض مکرر شغل و محل کار (افزایش نقل و انتقالات)، غیبت‌ها و مرخصی‌های فراوان ، افت کمیت و کیفیت کار ، تحت تاثیر قرار گرفتن سلامت روانی فرد ،‌کاهش کیفیت خدمت ارائه شده به ارباب رجوع،‌ رکورد و تاخیر در سلسله کارهای تخصصی و اداری و …
از اینرو با توجه به اهمیت فرسودگی شغلی و تاثیر آن در عملکرد کارکنان و میزان بهره‌وری سازمانی در این مقاله سعی بر آن است به تبیین فرسودگی شغلی، علل و عوامل بوجود آورنده آن،‌ پیامدها و روشهای مقابله با آن پرداخته شود.
👈مفهوم و تعاریف مربوط به فرسودگی شغلی:‌
👤رایج ترین تعریف فرسودگی شغلی مربوط به مازلاک و جکسون (۱۹۹۳ ) است که ْآن را سندرمی روانشناختی متشکل از سه بعد خستگی احساسی یا هیجانی ، مسخ شخصیت و کاهش احساس کفایت شخصی دانستند.
👤در تعریف گیبسون ( ۱۹۹۴ ) فرسودگی کاری عبارت است از یک فرایند روان شناختی که تحت شرایط استرس شغلی شدید حادث می‌شود و خود را بصورت فرسودگی عاطفی،‌ مسخ شخصیت Depersonalization ، کاهش انگیزه برای پیشرفت و ترقی نشان می‌دهد.

🌟 خستگی هیجانی یا احساسی: کاملاً همانند متغیر فشار روانی عمل می‌کند،‌ و به مثابه احساس زیر فشار قرار گرفتن و از میان رفتن منابع هیجانی در فرد قلمداد می‌شود . در این حالت ممکن است فرد بی رغبت و بی تفاوت شود و دیگر کار ، هیچ شور و احساس مثبتی را در او برنمی‌انگیزد.
🌟 مسخ شخصیت : پاسخ منفی و سنگدلانه به اشخاصی است که معمولاً دریافت کنندگان خدمت از سوی فرد هستند. در این وضعیت ،‌نگرش فرد فرسوده نسبت به ارباب رجوع منفی است . او تصور می‌کند در واقع ارباب رجوع یعنی «طلبکار» و آغاز فشارها. به این ترتیب به پرخاشگری‌های فعال ( کلامی و غیر کلامی ) و نافعال ( کارشکنی و تاخیر‌های عمدی) رو می‌آورد.
🌟 کاهش احساس کفایت شخصی: کم‌شدن احساس شایستگی درانجام وظیفه شخصی است و یک ارزیابی منفی از خود درخصوص انجام کار به شمار می‌رود. در واقع احساس عدم کفایت نتیجه طبیعی سیکل یا چرخه معیوبی است که قبلاً ایجاد شده است که اصطلاح « فسیل شده » که در بین کارمندان به کار برده می‌شود، قابل فهم‌تر شود.

🔴مراحل پنج گانه فرسودگی شغلی عبارتند از :
۱-🌟 مرحله ماه عسل: در این مرحله فرد احساسات شادمانی و سرخوشی ناشی از برخورد با شغل جدید را تجربه می کند این احساسات عبارتند از: تهییج ، اشتیاق ، غرور و چالش
۲-🌟 مرحله کمبود سوخت: در این مرحله فرد نوعی احساس مبهم زوال ، خستگی و گیجی را تجربه می کند. نشانه های این مرحله عبارتند از: نارضایتی شغلی ، عدم کارایی ، اختلال در خواب و احساس خستگی
۳- 🌟مرحله نشانه مزمن: نشانه های عادی این مرحله عبارتند از: فرسودگی مزمن ، بیماری جسمی ، خشم و افسردگی
۴-🌟 مرحله بحران: در این مرحله فرد احساس می کند که بر او ستم رفته است و تمایلات مربوط به بدبینی ، شک و تردید نسبت به خود، در او افزایش می یابد.
۵-🌟 مرحله برخورد با دیوار: این مرحله از نشانگان فشار روانی ناشی از فرسودگی شغلی با به پایان رسیدن نیروی فرد برای سازگاری با محیط کار مشخص می شود و احتمال دارد در این مرحله فرد شغل خود را از دست بدهد.

تحلیل خوشه ای (خوشه بندی) (Cluster Analysis)

تحلیل خوشه ای (خوشه بندی) (Cluster Analysis)

تجزیه و تحلیل خوشه ای، یک روش آماری برای گروه بندی داده ها یا مشاهدات، با توجه به شباهت یا درجه نزدیکی آنها است. از طریق تجزیه و تحلیل خوشه ای داده ها یا مشاهدات به دسته های همگن و متمایز از هم تقسیم می شوند. از این روش برای بخش بندی کردن مشتریان بر مبنای شباهت هایشان استفاده می شود. غالبا در تحلیل خوشه ای، تصمیم گیری درباره تعداد خوشه ها بر مبنای ملاک بیزی و ملاک آکائیکه گرفته می شود. جوابی در سطح حد اقل ملاک بیزی و ملاک آکائیکه به دست می آید، می تواند معرف بهترین تعادل موجود بین دقت و پیچیدگی باشد که مهم ترین تاثیرات را در نظر بگیرد و اهمیت آنها را کم نشان ندهد. همچنین، راه دیگر برای تصمیم گیری در زمینه تعداد خوشه ها، استفاده از نسبت فاصله می باشد. بهینه ترین تعداد خوشه ها هنگامی است که تغییری بزرگ در نسبت فاصله مشاهده می گردد.

اصطلاح تحلیل خوشه ای اولین بار توسط Tryon در سال ۱۹۳۹ برای روش های گروه بتدی اشیائی که شبیه بودند مورد استفاده قرار گرفت. تجزیه خوشه ای ابزار میانبر تحلیل داده هاست که هدف آن نظم دادن به اشیا مختلف به گروه هایی که درجه ارتباط بین دو شئی اگر آنها به یک گروه تعلق داشته باشند حداکثر و در غیر این صورت حداقل است. به عبارت دیگر تحلیل خوشه ای ساختار داده ها را بدون توضیح اینکه چه وجود دارد را نشان می دهد.

تحلیل خوشه ای یک ابزار اکتشاف  است و نتایج آن ممکن است ۱)در تعریف یک طرح طبقه بندی مانند رده بندی حیوانات، حشرات یا گیاهان مفید باشد. ۲)قواعدی برای اختصاص موارد جدید به طبقه ها به منظور شناسایی و تشخیص به دست دهد. ۳)حدود تعریف، اندازه و تنوغ و تعریف برای آنچه قبلا به شکل مفاهیم وسیعی بوده است، فراهم آورد. ۴) نمونه هایی برای معرفی طبقه ها بیاید. ۵)مدل آماری برای توصیف جامعه ارائه دهد.

مفاهیم فاصله و تشابه از مفاهیم اساسی تحلیل خوشه ای است. فاصله اندازه‌ای است که نشان می دهد دو مشاهده تا چه حد جدا از یکدیگرند. در حالی که تشابه شاخص نزدیکی آنها با یکدیگر است. پژوهشگر قبل از تحلیل، نخست باید یک مقیاس کمی  را که بر پایه همخوانی(تشابه) بین مشاهده‌ها اندازه گرفته می شود را انتخاب کند. این شاخص ها با توجه به الگوریتم تشکیل خوشه، ماهیت متغیر ها(پیوسته، گسسته یا دو ارزشی) و مقیاس اندازه گیری انتخاب می شوند.

مثال های از تحلیل خوشه ای:

  • اگر بخواهیم کشورها را بر حسب شاخص های فرهنگی و اقتصادی طبقه بندی کنیم.
  • اگر بخواهیم کلان شهر ها را بر حسب شاخص های بهداشتی و آموزشی طبقه بندی کنیم.
  • اگر بخواهیم افراد را بر اساس ویژگی های شخصیتی طبقه بندی کنیم.

اولین کار برای تحلیل خوشه ای نشان داده واحد ها (افراد) بر روی یک نمودار پراکندگی است.

 

 

اگر داده هایی دhرید و می خواهید آن ها را با نرم افزار Spss تحیلیل کنید می توانید با قیمتی بسیار پاین و کیفیت بالا آن از ما بخواهید.

تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار Spss

 

مقیاس تنش درک شده PSS-4 کوهن و همکاران (۱۹۹۸) Perceived Stress Scale

مقیاس تنش درک شده PSS-4 کوهن و همکاران (۱۹۹۸) Perceived Stress Scale

مقیاس تنش درک شده PSS- 4 توسط کوهن و همکاران(۱۹۸۳) ساخته شده است که از ۴گویه و عامل مثبت ۲ عبارت ومنفی۲ ) ) عبارت تشکیل شده است که به منظور سنجش درجه ای که موقعیت های موجود در زندگی فرد، تنش زا ارزیابی می شود، بکار می رود. به همراه ۴ مقاله رایگان این ین پرسشنامه دارای روایی و پایایی و روش نمره گذاری است و در قالب نرم افزار ورد نوشته شده و قابل ویرایش است


 

برای مشاهده لیست همه ی پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد کلیک فرمایید. برای دسترسی به مطالب جالب در مورد موفقیت در زندگی و کسب و کار روش تحقیق، SPSS، انواع پرسشنامه و همچنین آگاهی از به روز شدن سایت در کانال تلگرامی ما عضو شوید. کانال تلگرام

مقیاس تنش درک شده PSS-10 کوهن و همکاران (۱۹۹۸) Perceived Stress Scale

مقیاس تنش درک شده PSS-10 کوهن و همکاران (۱۹۹۸) Perceived Stress Scale

مقیاس تنش درک شده PSS-.10 توسط کوهن و همکاران(۱۹۸۳) ساخته شده است که از ۱۰گویه و عامل مثبت ۴ عبارت ومنفی۶ ) ) عبارت تشکیل شده است که به منظور سنجش درجه ای که موقعیت های موجود در زندگی فرد، تنش زا ارزیابی می شود، بکار می رود. به همراه ۴ مقاله رایگان این ین پرسشنامه دارای روایی و پایایی و روش نمره گذاری است و در قالب نرم افزار ورد نوشته شده و قابل ویرایش است


 

برای مشاهده لیست همه ی پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد کلیک فرمایید. برای دسترسی به مطالب جالب در مورد موفقیت در زندگی و کسب و کار روش تحقیق، SPSS، انواع پرسشنامه و همچنین آگاهی از به روز شدن سایت در کانال تلگرامی ما عضو شوید. کانال تلگرام

مقیاس تنش درک شده PSS-14 کوهن و همکاران (۱۹۹۸) Perceived Stress Scale

مقیاس تنش درک شده PSS-14 کوهن و همکاران (۱۹۹۸) Perceived Stress Scale

مقیاس تنش درک شده PSS-14 توسط کوهن و همکاران(۱۹۸۳) ساخته شده است که از ۱۴گویه و عامل مثبت ۷ عبارت ومنفی۷ ) ) عبارت تشکیل شده است که به منظور سنجش درجه ای که موقعیت های موجود در زندگی فرد، تنش زا ارزیابی می شود، بکار می رود. به همراه ۴ مقاله رایگان این ین پرسشنامه دارای روایی و پایایی و روش نمره گذاری است و در قالب نرم افزار ورد نوشته شده و قابل ویرایش است


برای مشاهده لیست همه ی پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد کلیک فرمایید. برای دسترسی به مطالب جالب در مورد موفقیت در زندگی و کسب و کار روش تحقیق، SPSS، انواع پرسشنامه و همچنین آگاهی از به روز شدن سایت در کانال تلگرامی ما عضو شوید. کانال تلگرام

پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسال کولینز و رید(۱۹۹۰) Revised Adult Attachment ScaleCollins&Read

پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسال کولینز و رید(۱۹۹۰) Revised Adult Attachment ScaleCollins&Read بر اساس نظریه بالبی ( ۱۹۷۳) دلبستگی درونی افراد بر اساس روابط با مراقبان اولیه شان بنا نهاده می شود و این چارچوب شناختی را برای فرد در برقراری روابط اجتماعی آیند ه اش مهیا می کند. دلبستگی بخش جدایی ناپذیر رفتار انسان از گهواره تا گور است. این مقیاس شامل خود ارزیابی از مهارتهای ایجاد روابط و خود توصیفی شیوه شکل دهی روابط دلبستگی نسبت به چهره های دلبستگی نزدیک است و مشتمل بر۱۸ عبارت می باشد. به همراه ۲ مقاله مرتبط رایگان این ین پرسشنامه دارای روایی و پایایی و روش نمره گذاری است و در قالب نرم افزار ورد نوشته شده و قابل ویرایش است


 

برای مشاهده لیست همه ی پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد کلیک فرمایید. برای دسترسی به مطالب جالب در مورد موفقیت در زندگی و کسب و کار روش تحقیق، SPSS، انواع پرسشنامه و همچنین آگاهی از به روز شدن سایت در کانال تلگرامی ما عضو شوید. کانال تلگرام