...........................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................
خوش آمدید این سایت دارای مجوز می باشد برای مشاهده مجوز ها پایین صفحه را مشاهده فرمائید.
آموزش و امتحان مجازی در طی دو سال گذشته تا حدودی به نفع دانشآموزانی بود که معمولا در دوره امتحانات اضطرابی تکرار شونده پیدا میکنند.
آرامش حضور در منزل و دوری از جو امتحان یکی دیگر از عواملی بود که موجب کاهش یا عدم اضطراب بچهها در دوران امتحانات میشد، اما اکنون با حضوری شدن امتحانات، دانشآموزان اضطراب فزایندهای را تجربه میکنند.
به درخواست بسیاری از والدین درباره راهکارهای کاهش اضطراب در این دوره دو هفتهای با دکتر پریسا ارجمندی مشاور کودک و نوجوان و عضو انجمن خانه روانشناسان گفتگو کردیم.
استرس مطلوب چه تفاوتی با اضطراب دارد؟
امتحانات یکی از چالشهایی است که به خودی خود استرسزاست و با توجه به حضوری شدن امتحانات بعد از دو سال تحصیل مجازی، استرس در دانشآموزان بیشتر شده است.
دکتر ارجمندی در این باره میگوید: «استرس یک حالت تنش روانی است که در برخی مواقع باعث هوشیاری و محافظت از ما شده و باعث میشود تا در برابر خطر، واکنش سریع نشان دهیم.
استرس در دوران امتحانات نیز تا حدی طبیعی است و میتواند نشانه اهمیت دادن کودک و نوجوان به درس باشد که این نوع استرس «استرس مطلوب» شناخته میشود و به افزایش تمرکز و انگیزه در طول امتحانات کمک میکند، اما وقتی استرس از کنترل خارج شود تبدیل به اضطراب میشود و با علائم مختلفی همچون دل درد، دل پیچه، حالت تهوع، تنگی نفس واختلال خواب ظاهر میشود.»
روشهای کاهش اضطراب در دوران امتحانات
به گفته این مشاور تربیتی، اضطراب در دوران امتحانات با روشهایی مثل خواب، ورزش و تغذیه قابل کنترل است،
اما یکی از روشهای بسیار موثر برای کاهش اضطراب امتحانات و اضطرابهای متفرقه دیگر تمرین تنفس عمیق است که با انجام عمل دم و بازدم صورت میپذیرد، به این صورت که بچهها با سه شماره هوا را از بینی نگه میدارند و با چهار شماره فوت میکنند.
یکی دیگر از روشها برای کاهش اضطراب کودکان و نوجوانان در دوران امتحانات، تمرین «تن آرمیدگی یا بازی عضلانی» است.
نحوه انجام این تمرین به این صورت است که فرد با ۵ شماره باید عضلات بدنش را سفت کند
و سپس رها نماید که در این صورت انقباض و انبساط بدن صورت میگیرد و باعث آرام شدن بدن و کاهش اضطراب میشود.
عواملی که اضطراب امتحانات را تشدید میکند
دکتر ارجمندی خواب ناکافی، تغذیه نامناسب، ورزش نکردن، استفاده از تلفن همراه و فکرهای منفی و آشفته را از جمله عوامل تشدیدکننده اضطراب در دوران امتحانات میداند
و میگوید: «دیر خوابیدن، کم خوابی و حذف یکی از وعدههای غذایی بر مغز تأثیرگذار است.
برای تقویت مغز در دوران امتحانات لازم است تا کودکان و نوجوانان از مواد غذایی سالم استفاده نمایند چراکه خوب غذا خوردن برای سلامت روحی و جسمی آنها مفید است.»
این مشاور کودک و نوجوان ادامه میدهد: «خواب برای یادگیری به اندازه ورزش برای استقامت بدنی مهم است لذا دانش اموزان اگر میخواهند زمان یادگیری خود را به حداکثر برسانند باید حداقل ۶ ساعت قبل از امتحان بخوابند.»
دکتر ارجمندی با اشاره به تأثیر ورزش در کاهش اضطراب میگوید: «ورزش در دوران امتحانات تأثیر بسیار زیادی در کاهش اضطراب دارد، زیرا انرژی را افزایش میدهد، کیفیت خواب را بهبود میبخشد و موجب آرامش روان و پویایی ذهن میشود؛ بنابراین توصیه میکنم که دانشآموزان حداقل ۱۵ دقیقه در روز را ورزش کنند.»
این مشاور تربیتی میگوید یکی از عوامل تشدیدکننده اضطراب در دوران امتحانات، استفاده طولانی مدت از تلفن همراه است: «زمانبندی استفاده از موبایل در زمانهای غیر از دوران امتحانات در سنین ۶ الی ۷ سالگی نهایتاً نیم ساعت تا یک ساعت است و در دوران نوجوانی زمان استفاده از تلفن همراه یک ساعت و نهایتاً دوساعت است، اما در زمان امتحانات حتماً باید زمان استفاده از تلفن همراه کمتر شود که این مسئله باید از طرف خانواده اعمال شود.»
ارجمندی فکرهای منفی را به عنوان عاملی دیگر در اضطراب معرفی میکند: «فکرهای منفی و آشفته تنها با جایگزین شدن فکرهای مثبت از بین خواهد رفت.
فکرهایی مثل اینکه “اگر امتحان سخت باشد، اگر نتوانم قبول شوم و… “
از جمله فکرهای منفی است که میتواند باعث تشدید اضطراب در دانشآموزان شود؛ در چنین مواردی دانشآموزان باید با جایگزین کردن فکرهای مثبت مثل “من درس خواندم پس حتما موفق میشوم”، اضطرابشان را کاهش دهند.»
توصیههای مهم به والدین
والدین در دوران امتحانات وظیفه بسیار مهمی را برعهده دارند.
آنها با عملکرد خود میتوانند مستقیماً بر روی موفقیت یا اضطراب فرزندشان تأثیربگذارند.
برخی والدین عموماً نگران نتیجه امتحانات و عملکرد فرزندشان هستند و متأسفانه استرسشان را به فرزندشان انتقال میدهند.
دکتر ارجمندی دراینباره میگوید: «والدین باید سعی کنند آرامش خود را حفظ کنند و این آرامش را به فرزندشان انتقال دهند.
همچنین، آنها باید بیش از نمره به تلاش فرزندشان اهمیت دهند چراکه توقع بیشازحد والدین از فرزند برای گرفتن نمره بالا منجر به استرس و اضطراب میشود.
به گفته این مشاور تربیتی، والدین باید مقررات و تایمهایی را برای ساعت خواب، ساعت استفاده از تلفن همراه و تغذیه سالم بچهها در نظر داشته باشند.
برای کاهش اضطراب، والدین تنها میتوانند نقش کمککننده داشته باشند، اما نقش درمان را نخواهند داشت لذا در صورت اضطراب شدید در کودک و نوجوان توصیه میکنم حتماً از یک متخصص خبره کمک گرفته شود.
دکتر ارجمندی ادامه میدهد: «یکی دیگر از نکات مهمی که والدین در ایام امتحانات باید به آن توجه داشته باشند، آرام نگه داشتن جو خانه است.
بنابراین، در زمان امتحانات هرگز در محیط خانه تنش ایجاد نکنید، فضای مناسب درس خواندن را برای فرزندتان فراهم کنید و از مهمانی رفتن و مهمان دعوت کردن در بازه زمانی امتحانات خودداری کنید.
اگرچه مهمانی رفتن و مهمان دعوت کردن در دروان امتحان فرزندان ممنوع است، اما محرومیت مطلق از تفریح و استراحت هم میتواند آسیبزا باشد؛ بنابراین سعی کنید در طول هفته زمان کمی را به استراحت و تفریح در خارج از خانه بگذرانید، همین مسئله در کاهش اضطراب کودک و نوجوان میتواند تأثیرگذار باشد.»
علاوه بر اینها، لازم است والدین با رعایت توصیههای مهم دیگر، آرامش و موفقیت فرزندشان را در اولویت قرار دهند:
-با فرزندتان جر و بحث نکنید.
-وظایف محول شده به فرزندتان را در ایام امتحانات حذف یا کاهش دهید.
-از مقایسه فرزندتان با دیگران بپرهیزید.
-جو خانه را آرام نگه دارید و سعی کنید خودتان با خواندن کتابهای متفرقه محیطی شبیه کتابخانه ایجاد کنید.
-بیش از هر زمان دیگری به فرزندتان محبت کنید و با احترام و آرامش با او صحبت کنید.
-از تذکرات مداوم به فرزندتان برای درس خواندن پرهیز کنید، چون این مسئله تمایل او به درس خواندن را کمتر میکند.
-با ارائه پاداش یا برنامهریزی یک سفر برای بعد از امتحانات در فرزندتان انگیزه ایجاد کنید.
ما بارها شنیده ایم که یک مساله را بزرگ نکنید، که البته نکته درستی است اما گاهی اوقات بزرگ کردن یک بعد از مساله می تواند راهگشا باشد.
این پیشنهاد ويژه تکنیکی است به نام اسکمپر. نام اسکمپر از اول چند فرمان برداشته شده است که در زیر می آید:
✅ جانشین کن/تعویض کن (S: Substitute) مثال: استفاده از چراغ راهنمايی شارژ شونده با نور آفتاب از طریق صفحه های خورشیدی استفاده از نسخه های پزشکی فارسی به جای لاتین برای ایرانیها
✅ ترکیب کن (C:Combine) ترکیب دستگاه چاپگر و کپی و فکس و اسکنر که منجر به تولید یک دستگاه به جای 4 دستگاه شد تلفن+ دوربین+ ضبط و پخش صوت= موبایل دستمال كاغذي + عطر = دستمال کاغذی معطر
✅ اقتباس کن (A:Adopt) مثال: ساخت هواپیما با استفاده از ساختمان بال و بدن پرندگان، ساخت هلیکوپتر با اقتباس از بال سنجاقک
✅ تغییر بده/بزرگ کن/کوچک کن. (M:Modify/Magnify) تلویزیونهای با صفحات بزرگتر برای مکان های بزرگ تولید نوشابه خانواده
✅ کاربرد دیگر پیدا کن (P:Put to other uses) استفاده از کیس بلا استفاده کامپیوتر به جای منقل کباب پزی
✅ بازآرايي کن معکوس کن (R:Reverse/Rearrangement) استفاده از شب به جای روز جهت کارهای اداری در مناطق گرمسیر استفاده از خانم به جای آقا در بسته بندی محصولات ظریف طراحی اتومبیل با موتور در پشت
نگاه راهبردی: این تکنیک در مدیریت استراتژيک و تصمیم گیری های خرد و کلان می تواند کاربرد داشته باشد.
به عنوان نمونه زمانی که شما با مشکل اشباع بازار یا تشدید رقابت روبرو می شوید می توانید با استفاده از فرمان کاربرد دیگر پیدا کن برای محصول و تکنولوژی خود، بازار جدیدی پیدا کنید.
مانند کاری که آمازون با کتاب فروشی شروع کرد حالا تبدیل شده است به همه چیز فروشی.
برای مشاهده لیست همه ی پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد کلیک فرمایید.
🔸«سبک کار» متفاوت در کرونا، شخصیتهای متفاوتی را در کارکنان یک محیطکار شکل داده است. گروهی دنبال «حضور کامل» هستند و گروهی دیگر میخواهند «دورکاری کرونایی» را ادامه دهند. دو گروه دیگر اما «رفاه افراطی» و «کار از خانه» را طلب خواهند کرد. مدیران باید برای «انعطاف کامل» آماده شوند.
🔸در طول پاندمی، شرکتها بر رفاه کارکنان متمرکز شدهاند و برنامههایی را برای استعدادهای خود تدارک دیدهاند. از این به بعد هم، بهعنوان بخشی از ارزش پیشنهادی برای کارکنان، باید کارفرماها در مورد فضای کار فیزیکی منعطف باشند. ابزاری که مدیران میتوانند مورد استفاده قرار دهند تا نظم و ترتیب جدید در محیط کار ایجاد کنند، در نظر گرفتن شخصیتهای مختلف است که بعد از این پاندمی شکل گرفتهاند.
1⃣ نیروی کار دفتری سنتی
این نوع شخصیت، آماده برگشتن کامل به محیط کار است. آنها قبل از پاندمی، اصلا به کار کردن در خانه فکر نمیکردند و ترجیح میدهند بیشتر زمان خود را در دفتر کار بگذرانند. انعطافپذیری محیط کار یا برنامههای چرخشی، مثل دیگر کارکنان برای آنها جذابیت ندارد. اگر اعضای تیم شخصیتهای دیگر داشته باشند، این نوع شخصیت برای درک آنها باید تلاش مضاعف کند.
2⃣ علاقهمندان به تجربه
علاقهمندان به تجربه، قبل از پاندمی در مورد انعطافپذیری محیط کار، رویاهای بزرگی داشتند. این نوع نیروی کار، دوست دارد سه روز در هفته را در دفتر کار بگذراند و بقیه روزهای هفته را دورکاری کند. چالشی که مدیران این نوع کارکنان دارند، این است که بدانند چطور کسی را که گاهی در خانه کار میکند، طوری مدیریت کنند که به کار سایر اعضای تیم او خدشهای وارد نشود.
3⃣ معتادان به رفاه
معتادان به رفاه، به سلامتی و توازن کار-زندگی خود اهمیت زیادی میدهند. این نوع کارکنان، قبل از پاندمی فقط از دورکاری و رفتوآمدهای کوتاهتر استقبال میکردند. این نوع شخصیت ترجیح میدهند بیشتر روزها در خانه کار کنند. بیشتر معتادان به رفاه را در صنایع دیجیتال و تکنولوژی میبینید.
4⃣ دارای روحیه آزاد
این نوع کارکنان میخواهند همواره دورکار باشند. آنها نهایتا برای یک جلسه خاص به شرکت مراجعه میکنند، اما ترجیح میدهند کاملا در خانه کار کنند. آنها دوست ندارند یک برنامه روتین منظم داشته باشند. چالش مدیران آنها، این است که از مرتبط بودن آنها با فضای کار، اطمینان حاصل کنند.
◀️ چطور از شخصیتهای کاری استفاده کنیم؟
🔸از چشمانداز منابع انسانی، متعهد و مرتبط نگه داشتن کارکنان اهمیت دارد و فضای دفتر کار در بازتثبیت فرهنگ و ایجاد همکاری و نوآوری نقش مهمی دارد. بنابراین، اولین قدم برای ایجاد یک محیط کاری مناسب، فراهم کردن تجهیزات مناسب است.
🔸علاقهمندان به تجربه، معتادان به رفاه و کارکنان دارای روحیه آزاد، برای مشارکت با کارکنانی که در دفتر حضور دارند یا مثل آنها دورکاری میکنند، به تکنولوژی نیاز دارند. داشتن ابزارهای مناسب مثل تجهیزات ویدئوکنفرانس و پلتفرمهای مدیریت پروژه، برای انجام فعالیت دوگانه حضوری-مجازی کلیدی است.
🔸مدیران همچنین باید از اولویتهای تکتک اعضای تیم خود خبر داشته باشند و برای پشتیبانی از آنها نیازهایشان را برطرف کنند. اگر کارفرماها انعطافپذیری لازم را ایجاد نکنند، با ریسک از دست دادن کارکنان و رفتن آنها به شرکتهایی که این کار را انجام میدهند، مواجه میشوند. کارکنان کارفرمایی میخواهند که نشان میدهد برای رفاه آنها اهمیت قائل است.
برای مشاهده لیست همه ی پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد کلیک فرمایید.
اگر بهراحتی دچار حواسپرتی میشوید، اولین پیشنهاد ما به شما استفاده از گوشگیر است. حتی میتوانید هدفون روی گوشتان بگذارید و موسیقی محبوبتان را پخش کنید.
2⃣ اتاقی ساکتتر پیدا کنید
اگر نمیتوانید روی کارتان تمرکز کنید، بگردید و فضای آرامتری در محیط دفتر پیدا کنید، مثلا اتاق کنفرانسی که میدانید اکثر مواقع بلااستفاده است. همچنین سعی کنید وظایف روزانه را با توجه به ساعتهای اوج ازدحام در دفتر برنامهریزی کنید.
یعنی پروژههای مهمی را که به فکر بیشتری احتیاج دارند نگه دارید برای ساعتهای خلوتتر.
هیچ اشکالی ندارد اگر بخواهید ساعات اوج سروصدا را در دفتر سایر کارکنان شرکت بگذرانید، پس این گزینه را هم در نظر داشته باشید.
3⃣ روی یک کار تمرکز کنید
یکی از اصول موفقیت تمرکز روی یک کار است، چیزی که در دفاتر اداری خلاف آن را زیاد میبینیم؛ هر کارمند در آن واحد چندین کار را انجام میدهد تا زودتر کارها را پیش ببرد. نشدنی نیست، اما حداقل باید آرامش نسبی در محیط برقرار باشد تا حواس کارکنان پرت نشود. به یاد داشته باشید که تمرکز روی یک وظیفه تا تکمیل آن، یکی از ضروریات بهبود بهرهوری در محیط کار است.
4⃣ خودتان را در معرض صداهای بلند قرار بدهید
میدانید چرا صدای بلند اینقدر برای ما آزاردهنده است؟
یک از دلایل مهمش این است که گوش ما به سکوت عادت کرده است.
زمان بیشتری را در محیطهای پرسروصدا بگذرانید تا گوشتان به صداهای پسزمینه عادت کند.
بعد از مدت کوتاهی کاملا احساس میکنید حواسپرتی ناشی از سروصدا برایتان کمرنگ شده است.
شاید این راهکار برای همه مفید نباشد، اما ارزش امتحانکردن را دارد.
5⃣ عوامل حواسپرتی را کنار بگذارید
مثلا تلفن همراهتان را کنار بگذارید یا حداقل صدایش را قطع کنید.
مرورگرها و برنامههای غیرضروری را ببندید و فقط صفحاتی را باز نگه دارید که با آنها کار دارید.
برای خودتان زمان استراحت تعیین کنید و تا حد امکان به این برنامهریزی زمانی پایبند باشید.
6⃣ صدای مزاحم را با صداهای دیگر محو کنید
شاید ایده اضافهکردن صدای جدید به محیط پرسروصدا عجیب به نظر برسد، اما گاهی عامل حواسپرتی خود سروصدا نیست، بلکه نوع خاصی از صداست.
سعی کنید نزدیک پنجرهای باز و رو به خیابان بنشینید تا صدای ترافیک را بشنوید یا اتاقتان را با کارکنانی شریک شوید که مدام صحبت میکنند تا صداهای دیگر اصلا به گوشتان نرسند.
7⃣ برنامه کاری جدید تنظیم کنید
اگر احساس میکنید مواقعی که کسی در دفتر نیست بیشترین بازدهی را دارید و میتوانید خارج از ساعات اداری کار کنید، سعی کنید قبل از دیگر کارکنان به دفتر بروید یا بعد از خروج آنها در دفتر بمانید و به کارهای نیمهتمام برسید.
تازه اگر کارکنان دیگر هم مثل شما صبح زود به دفتر آمدند نگران نباشید، چون سرصبح کمتر کسی حال حرفزدن دارد!
8⃣ مسئله سروصدای دفتر را مطرح کنید
اگر مسئله مربوط به محیط کار است، انتظار میرود مدیر دفتر قدمی بردارد و با کسانی برخورد کند که عامل سروصدای دفتر هستند. در جلسات هفتگی درباره سروصدا بگویید و سایر کارکنان را تشویق کنید آزادانه درباره این مشکل صحبت کنند.
شاید هنگام این گفتوگوها راهحل مؤثری ارائه شود. اگر میبینید کسی با تماسهای تلفنی شخصی، شوخیهای بیجا یکتنه سروصدای زیادی ایجاد میکند، مستقیم از او بخواهید کمی رعایت کند.
البته اگر خجالت میکشید یا رویارویی با همکارانتان برای شما راحت نیست، این مسئله را با سرپرست گروه یا مدیر دفتر در میان بگذارید و بگویید صدای محیط چقدر روی عملکردتان تأثیر منفی میگذارد.
◀️ کلام آخر
هرجا زندگی در جریان باشد صدا هم هست.
نمیتوانیم آدمها را ساکت کنیم، صدای ترافیک را قطع و همه تلفنهای دنیا را خاموش کنیم که بتوانیم کار کنیم!
برای موفقیت شغلی خودمان هم که شده، باید یاد بگیریم با چه ترفندهایی در محیطهای شلوغ کار کنیم و بیشترین بازدهی را داشته باشیم.
✍منبع: businessnewsdaily
برای مشاهده لیست همه ی پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد کلیک فرمایید.
✍️بر گرفته از 📕مهر ماندگار – مصطفی ملکیان مزلو، در دو كتاب خود، یكى Motivation and Personality (انگیزش و شخصیت) و دیگرى Towards a Psychology of Being (به سوى روانشناسی بودن) كه هر دو نیز به فارسى ترجمه شده اند، این مؤلّفهها را براى خودشكوفاشدگان برمیشمرد:
1- عالم واقع را به نحو كارآمدى ادراك میكنند و میتوانند بییقینى و عدمقطعیت را تحمّل كنند و بپذیرند.
2- خود و دیگران را به همان صورتى كه هستند قبول دارند.
3- چه در مقام فكر و نظر و چه در مقام فعل و عمل به صرافت طبع خود التزام میورزند.
4- در كار و زندگى، همّ و غمّشان معطوف به حلّ مسایل و رفع مشكلات است، نه اینكه خودمحور باشند.
5- شوخطبعى فراوان دارند.
6- میتوانند به زندگى نظر آفاقى (عینى) داشته باشند.
7- بسیار خلاّق و اهل ابتكار و نوآورىاند.
8- نسبت به فرهنگآموزى و همرنگ دیگران شدن مقاومت میورزند امّا از صِرْفِ مخالفخوانى و خِلافِعُرْف بودن نیز لذّت نمیبرند، بلكه فقط دغدغۀ این دارند كه فهم و تشخیص خود را براى خاطر دیگران فراموش و فدا نكنند.
9- دغدغۀ بهروزى و سعادت همۀ انسانها را دارند.
10- میتوانند تجارب اساسى زندگى را عمیقاً درك كنند و قدر بگذارند.
11- فقط با معدودى از انسانها مناسبات و روابط عمیقِ ارضاكننده برقرار میكنند.
12- احساس اوجگیرى (Peak Experience) دارند، یعنى احوالى دارند كه در آنها احساس میكنند كه قید و بندهاى زمانى و مكانى از هم گسیختهاند و از میان برداشته شدهاند و خود به جذبه و حیرت و خشیت درافتادهاند.
13- احساس نیاز شدید به خلوت و حریم خصوصى و تنها ماندن با خود دارند.
14- گرایشهاى آزادمنشانه و خالى از جزم و جمود و تعقیب دارند.
15- معیارهاى اخلاقى را به قوّت و شدّت تمام پاس میدارند و رعایت میكنند.
افراد خودشکوفا مزلو
برای مشاهده لیست همه ی پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد کلیک فرمایید.
کارکنان شما بزرگترین داراییتان نیستند. آنها مال شما نیستند.
آنها دارایی نیستند.
اموال، دارایی هستند.
شما مالک کارکنانتان نیستید.
بسیاری از آنها به شما اعتماد ندارند.
برخی از شما خوششان نمیآید.
بسیاری از آنها مدتی طولانی به همکاری ادامه نخواهند داد.
همچنین به آنهایی که بیش از بقیه نیاز دارید، در صورت بدرفتاری زودتر از بقیه راهشان را جدا خواهند کرد.
کارکنان منابع انسانی
🔸کارکنان شما، «نیروهای تماموقت» نیستند.
هیچ فارغالتحصیلی پس از یافتن نخستین شغل خود با خوشحالی با والدینش تماس نمیگیرد تا به آنها اعلام کند بخشی از صندوق سرمایهگذاریهای یک شرکت شده است! هیچ پرسنلی خود را بخشی از «سرشماری» شرکت به حساب نمیآورد. «سرشماری» برای چهارپایان استفاده میشود.
🔸کارکنان شما استعداد نیستند. آنها سرمایه انسانی نیستند.
قابل صرفهجویی، قابل خرج یا قرض دادن به مثابه پول نیستند. آنها هزینه سربار هم نیستند.
آنها اعداد و شمارههای خاصی نیستند که هنگام استخدام با آنها به سیستم معرفی شدهاند.
آنها به اصطلاحِ شرکتهای کاریابی، موجودی نیستند یا مثل اصطلاحی که گاهی متخصصان فنی استفاده میکنند، گوشتافزار نیستند.
🔸فارغ از همه اینها، کارکنان منابع انسانی نیستند. پول منبع است. زمین منبع است.
همینطور آب، نفت، درختها، ساختمانها، کامپیوترها، طلا، زغالسنگ، چهارپایان و قهوه. منابع به ندرت منحصربهفرد هستند.
یک قطعه الوار ۲ در ۴ تقریبا مانند هر قطعه الوار دیگری است.
منابع، مواد اولیهای هستند که کسبوکارها میتوانند از آنها یک محصول بسازند. انسانها منبع نیستند.
🔸هیچ پدری دست پسر خردسالش را نمیگیرد تا به او امید دهد که وقتی بزرگ شد، منبع شگفتانگیزی خواهد شد.
اگر از اصطلاحات و عبارات درستی برای اشاره به کارکنان استفاده نکنیم، به سختی میتوان روابط شرکتها و کارکنان را اصلاح کرد.
شما هم ممکن است کارکنان را پیچ و مهره بخوانید؛ یا پیچ و مهرههای گوشت و پوستی سازمان. اصطلاح منابع انسانی هم دقیقا به همین معنا است.
🔸اغلب نیز با کارکنان بر مبنای همین اصطلاحات رفتار میشود.
مدیران مسوول اموری مانند استخدام، فرهنگ سازمانی، حقوق، بیمه و آموزش کارکنان، به دلیل آنکه در جلسات در کنار سایر مدیران فنی مانند واحدهای حسابداری و تولید مینشینند، وسوسه میشوند که مانند سایرین از آمار و معیارهای کمی استفاده کنند؛ حتی اگر این آمارها و معیارها هیچ تناسب و توجیهی در استفاده برای انسانها نداشته باشد.
🔸زمانی که افراد را به چشم مهرهها ببینیم، به راحتی میتوان از ادبیاتی استفاده کرد که فقط باید برای استفاده درباره اشیا به کار برده شوند.
مواردی مانند کوچکسازی، تقویتشده، مجهز به دانش، مختلط، ماتریسی و مورد نیاز از این زمره هستند.
در دستگاههای منابع انسانی، زندگی کاری مردم اغلب به مجموعهای از کلیکها و خودکارسازیها کاهش یافته و برای دستهبندی و گزارشدهی به مدیر استخدام، الفها، بها، جها و…کنار یکدیگر گذاشته میشوند.
🔸علاوه بر آن، گروهبندی براساس نژاد، جنسیت، تخصصها، مهارتها، روانشناسی صنعتی و تیپهای شخصیتی مایرز-بریگز بسیار متداول است.
گرایش به رفتار با کارکنان به مثابه مهرههایی صرف، اتفاقی جدید نیست. در فیلم ۱۹۳۶ چارلی چاپلین هم این موضوع به وضوح ترسیم شده است. همچنین معروف است که هنری فورد اعتراض کرده بود که «چرا وقتی فقط یک جفت دست نیاز دارم، باید با یک انسان کامل سر و کله بزنم؟»
🔸همه فرآیندهای منابع انسانی دیجیتالی شده است؛ از جمله انتخاب، استخدام، آموزش و نگهداشت. اگر قصد تغییر آدرس خود را داشته باشید،
در سامانه دیجیتالی این کار را انجام میدهید. اگر آموزش جدیدی بخواهید، آن را از سامانه دریافت خواهید کرد و اگر قصد مشاهده ارزیابی عملکرد خود را داشته باشید، باز هم باید سراغ سامانه منابع انسانی بروید.
دیگر متخصصان منابع انسانی به نیازهای شما رسیدگی نمیکنند.
🔸امروزه سازمانهای بسیاری انسانها را له میکنند.
مدیریت یک قرن پیش، کارکنان را پیچ و مهره میدید و مدیریت امروز آنها را کدهای کامپیوتری. اولی کارکنان را در خدمت ماشینها میخواست و دومی آنها را در خدمت کامپیوترها میخواهد.
اما انسانها منحصربهفرد هستند. دارایی نیستند. منبع نیستند و مدیریت اصولی آنها نیازمند آن است که ماهیت وجودیشان را ببینیم.
مدیریت و همکاری اصولی آنها نیازمند مشاهده تفاوتهای کارکنان و قابلیتها و ملاحظاتی است که هر کدام از آنها بهطور مجزا دارند و قابل کدنویسی نیستند.
✏️برگرفته از کتاب: مهره ها، راد واگنر
برای مشاهده لیست همه ی پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد کلیک فرمایید.
این مقاله نگاهی کوتاه و در عین حال خطی دارد به این کتاب توصیه می کنم حتما کتاب را خریداری و مطالعه فرمائید.
در این کتاب با دیدگاهی کاملا متفاوت به موفقیت و فرصتهایی که زندگی در اختیار ما قرار میگیرد نگاه میکنیم.
در استثناییها، در مورد این صحبت میکنیم که چرا برخی از افراد موفق هستند و برخی نه.
در واقع این کتاب به شما میگوید که بودن در جای مناسب و در زمان مناسب
تاثیر زیادی روی موفقیت شما خواهد داشت.
خلاصه کتاب استثناییها
مثالهایی که در این کتاب گفته میشود دید شما را به موفقیت تغییر میدهد.
«استثناییها» به شما میگوید که چطور فرهنگ و تلاش زیاد میتواند شما را از یک فرد معمولی به نابغه تغییر دهد
و آیکیوی بالا میتواند بیاهمیتترین چیز در موفقیت باشد. از قانون ۱۰،۰۰۰ ساعت برای
موفقیت میگوید و اینکه چرا نوابغ امروز تکنولوژی از جمله ایلان ماسک و جابز و بیلگیتس توانستند به موفقیت برسند و اینکه چرا همه آنها
متولد ۱۹۵۴ یا ۱۹۵۵ هستند و بسیاری نکات هیجانانگیز دیگر درباره رازهای موفقیت.
الکوم گلَدوِل در کتاب شگفتانگیز از ما بهتران (استثنائی ها)، ما را در سفری ذهنی به دنیای از ما بهتران میبرد؛ بهترینها و درخشانترینها، مشهورترینها و موفقترینها! او میپرسد:
چه چیزی باعث موفقیت این افراد میشود؟
او معتقد است ما بیش از حد به اینکه افراد موفق چگونه هستند توجه میکنیم و توجه بسیار اندکی به این نکته داریم که آنها از کجا آمدهاند؛
از چه فرهنگی، از چه خانوادهای، از چه نسلی و با چه تجارب خاصی که در طول تربیت و رشدشان کسب کردهاند.
خلاصه کتاب استثنایی ها کتابی برای استثنایی ها کتاب از ما بهتران (استثنائی ها) از مالکوم گلدول
در کتاب استثناییها اثر مالکوم گلدول با دیدگاهی کاملا متفاوت به موفقیت و فرصتهایی که در زندگی در اختیار ما قرار میگیرد نگاهی میکنیم و اینکه چرا برخی از افراد موفق هستند و برخی نیستند.
در واقع میکروکتاب استثناییها به شما میگوید که بودن در جای مناسب و در زمان مناسب تأثیر زیادی روی موفقیت شما خواهد داشت.
مثالهایی که در این کتاب گفته میشود دید شما را به موفقیت تغییر میدهد.
استثناییها به شما میگوید که چطور فرهنگ و تلاش زیاد
میتواند شما را از یک فرد معمولی به نابغه تغییر دهد و آیکیوی بالا میتواند بیاهمیتترین چیز در موفقیت باشد.
مالکوم گلدول در کتاب استثناییها، از قانون ۱۰,۰۰۰ ساعت برای موفقیت میگوید و اینکه چرا نوابغ امروز تکنولوژی از جمله ایلان ماسک و جابز
و بیل گیتس توانستند به موفقیت برسند و اینکه چرا همه آنها متولد ۱۹۵۴ یا ۱۹۵۵ هستند. با استثناییها همراه باشید.
چرا در سازمانها این همه مدیر بیکفایت داریم؟ اصل پیتر
برای مشاهده لیست همه ی پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد کلیک فرمایید.
امتیاز کتاب: ۴.۲۶ از۵(بر اساس وبسایت goodreads.com)
معرفی کتاب روابط از دست رفته
برای یافتن فردی که از افسردگی رنج میبرد، نیازی نیست، خیلی دور را جست و جو کنید.
اگر به آن مبتلا نباشید، احتمالاً کسی را میشناسید که از این مشکل رنج میبرد.
سازمان بهداشت جهانی تخمین میزند که ۳۰۰ میلیون نفر در سراسر جهان از افسردگی رنج میبرند.
و به نظر میرسد با شیوع کرونا این عدد به سرعت در حال افزایش است.
این بیماری به یک مشکل بزرگ تبدیل شده است، بنابراین باید دلایل ایجاد آن را درک کنیم، درست است؟
نظریههای زیادی وجود دارد، اما دقیقاً نمیدانیم که چرا افسردگی اتفاق میافتد، یا چرا هر روز شایع تر میشود.
بسیاری این توضیح را میپذیریند که به خاطر عدم تعادل مواد شیمیایی در مغزمان دچار این مشکل می شویم.
اما اگر به شما بگویم ممکن است این گونه نباشد چه؟
در روابط از دست رفته جوهن هری به بررسی جنبههای کمتر شناخته شده افسردگی و اضطراب میپردازد.
او در مرزهای علمیپیشرفت درمان بدون دارو را مورد بررسی قرار میدهد. این حقیقت را کشف میکند که افسردگی فقط یک بیماری بیولوژیکی نیست، بلکه یک بیماری محیطی و روانی نیز هست.
استدلال کاملاً تحقیق شده و جذاب او این است که کلید درمان افسردگی در برقراری مجدد رابطههای از دست رفته در زندگی مان است.
برای اینکه بیشتر با افسردگی آشنا شوید و بدانید چیست، خواندن مقاله زیر را به شما پیشنهاد می کنم.
هر آنچه باید درباره افسردگی بدانید
با مطالعه این مقاله، در مورد علل، تشخیص و درمان افسردگی اطلاعات جامعی را به دست آورید.
در ادامه خلاصهی مفصل تری در مورد ایدههای کلیدی روابط از دست رفته ارائه می گردد. این خلاصه به هیچ وجه تمام ایدههای درون کتاب را پوشش نمیدهد. در عوض می توان از آن ها به عنوان مقدمه ای برای درک برخی از ایدههای کلیدی کتاب استفاده کرد. امیدوارم با خواندن آنها بتوانید تصمیم بگیرید که آیا کتاب ارزش توجه بیشتر و خواندن را دارد یا خیر.
ایده اصلی شماره یک: افسانه نقش “عدم تعادل شیمیایی” در افسردگی
تجویز داروهای ضدافسردگی شیمیایی عمدتا بر مبنای این ایده هستند که ما باید اصطلاحاً “عدم تعادل شیمیایی” را برای درمان افسردگی و اضطراب اصلاح کنیم. این تصور برای شرکتهای دارویی مناسب است اما در عمل واقعیت را منعکس نمیکند.
هری به تحقیقات مهم ایروینگ کرش در مورد نقش اثرات دارونما در مطالعات ضد افسردگی اشاره میکند. کرش دریافته است که در طیف وسیعی از مطالعات بر روی افسردگی، اثر واقعی داروهای ضد افسردگی ناچیز بوده و برای مثال کمتر از خواب تاثیر گذار میباشند.
هری بیان میکند که مشکل دیگر این مطالعات این است که شرکتهای دارویی که تمایل به تأمین مالی آنها دارند، جهت کسب منافع مالی، نتایج تحقیقات را با سوگیری انتشار میدهند. در گذشته، این مطالعات توجه کافی به اثرات دارونما در داروهای ضد افسردگی نداشته اند.
این رویکرد همچنین پزشکان را نسبت به این موضوع که افسردگی عمدتا محیطی و اجتماعی بی توجه میکند.
به عنوان مثال، یک مطالعه طولی عمده در دهه ۱۹۷۰ نشان داد که رویدادهای منفی در زندگی با افسردگی ارتباط معنی داری دارد. فاصله بین افرادی که رویداد منفی در زندگی نداشته اند و دچار افسردگی شده اند و با آنهایی که چنین رویدادی را تجربه کرده اند، بسیار زیاد است. اما مطالعات بعدی اهمیت این ایده را که عوامل محیطی و اجتماعی عوامل اصلی افسردگی هستند، کنار گذاشته اند.
ایده کلیدی شماره دو: ۹ علت افسردگی و اضطراب
جوهم هری ۹ علت افسردگی و اضطراب را مشخص کرده است که ۷ مورد از آنها عوامل محیطی و اجتماعی هستند:
علت ۱: قطع ارتباط با کار معنی دار
” گسست از واقعیت ” یک علامت رایج افسردگی است – جایی که احساس میکنید هیچ کدام از کارهاییی که انجام میدهید درست یا واقعی نیست – و ارتباط نزدیکی با زندگی مان ندارد.
افرادی که کمترین کنترل و اختیار را در محل کار دارند بیشتر در معرض افسردگی هستند. ما باید احساس کنیم کاری که انجام میدهیم معنا دارد.
علت ۲: قطع ارتباط با افراد دیگر
مطالعات نشان داده است که احساس تنهایی میتواند به اندازه حمله فیزیکی باعث افزایش سطح کورتیزول (هورمون مرتبط با استرس) شود. در واقع تنهایی و عدم احساس تعلق، نشانههای اصلی افسردگی هستند.
مطالعات به طور فزاینده ای نشان میدهد که تنهایی خطر مرگ را افزایش میدهد، سیستم ایمنی را تضعیف میکند و سایر تأثیرات ناتوان کننده بر سلامت جسمی را نیز به همراه دارد.
علت ۳: قطع ارتباط با ارزشهای معنادار
جامعه مصرف کننده ما را از ارزشهای عالی جدا کرده است، که به نوبه خود به افسردگی کمک میکند. ارزشهای مادی گرایانه با تجربیات بدتر از زندگی همبستگی زیادی دارد.
مطالعات نشان میدهد که دستیابی به اهداف بیرونی (به عنوان مثال ارتقاء شغل، خرید خانه بزرگتر و غیره) تاثیری پایدار بر افسردگی ندارد. برعکس، دستیابی به اهداف حقیقی و درونی اثر مثبتی دارند.
مشکل ما در مقابله با این نظام ارزشی این است که جهان، انگیزههای بیرونی را به قیمت از دست دادن اهداف حقیقی ترویج میکند. تبلیغات، تلویزیون، اخبار و رسانههای اجتماعی همگی این ایده را ترویج میدهند که یک سیستم ارزشی خارجی شما را از یک سیستم ارزشی دررونی شادتر میکند.
علت ۴: قطع ارتباط با آسیبهای دوران کودکی
مطالعات نشان داده اند که آسیبهای دوران کودکی به طور قابل توجهی احتمال افسردگی در ادامه زندگی، به ویژه سوء استفاده عاطفی را افزایش میدهد. با نادیده گرفتن این گونه آسیب ها فقط مشکل را تشدید میکنیم.
مطالعهای در سال ۱۹۹۸ نشان داد هرچه کودکی فرد، آسیب زا تر باشد، بیشتر احتمال دارد که دچار افسردگی و اضطراب شود.
علت ۵: قطع ارتباط با وضعیت و احترام
این ایده که اضطراب مبتنی بر وضعیتی باعث افسردگی میشود، توسط دادههای جمعیتی-اجتماعی و دادههای اقتصادی نیز حمایت میشود. مطالعات نشان داده است که هرچه نابرابری اجتماعی(شکاف طبقاتی) بیشتر باشد، افسردگی و اضطراب در کشورها بیشتر است. به عنوان مثال در مناطق با شکاف بیشتر در ثروت، مانند ایالات متحده، میزان افسردگی بیشتر است.
علت ۶: قطع ارتباط با طبیعت
بین زندگی در مناطق سر سبز و کاهش سطح افسردگی ارتباط قوی وجود دارد. حتی وقتی دلایل احتمالی دیگر را نیز در نظر میگیریم، طبیعت به طور قابل ملاحظه ای با میزان خوشی و سلامت روانی در ارتباط است..
بودن در طبیعت ما را از خود دور میکند و احساس ترس را در ما برانگیخته میکند. عظمت جهان میتواند مشکلات فردی ما را در چشم انداز ما کوچک کند.
علت ۷: قطع ارتباط از آینده ای امیدوار کننده یا امن
فقدان امنیت در مورد آینده نیز یک عامل ایجاد کننده افسردگی است. هری از افزایش “اقتصاد بزرگ” و قراردادهای کاری کوتاه مدت به عنوان تضعیف کننده این اطمینان از دوره ای به دوره بعد یاد میکند.
علت ۸: تغییرات مغزی
ماهیت واقعی تغییر”شیمی مغز” در پدیده ای موسوم به نوروپلاستیسیتی نهفته است به طور خلاصه، این جایی است که مغز دائماً در واکنش به محیط تغییر میکند، سیناپسهای غیر ضرروی را هرس میکند و سیناپسهای مورد نیاز را رشد میدهد.
نکته کلیدی در اینجا این است که علل ۱-۷ این ظرفیت را دارند که از نظر فیزیکی بر شیمی مغز ما تأثیر بگذارند.
علت ۹: ژنها
مطالعات ژنتیکی افسردگی هنوز قطعی نیست، اما روش معمول مطالعه این امر مقایسه دوقلوهای یکسان و دوقلوهای غیر همسان است. مطالعات نشان میدهد که افسردگی و اضطراب بین ۳۰ تا ۴۰ درصد ارثی هستند. به طور خاص، گونه ای از ژن به نام ۵-HTT با افسردگی مرتبط است، اما مهمتر از همه، این ژن تنها خطر ابتلا به افسردگی را در محیط های خاص افزایش میدهد.
ایده اصلی شماره ۳: نحوه اتصال مجدد روابط از دست رفته
اتصال مجدد ۱: به افراد دیگر
جستجوی راه حلهای فردی برای مقابله با افسردگی بخشی از این مشکل است.
شواهد جمع آوری شده نشان میدهد که به دست آوردن شادی در کشورهایی که فرهنگهای فردگرایانه تری دارند، دشوارتر است. هری همچنین از نمونه جامعه آمیش به عنوان جامعه ای که دارای جامعه جمع گرایانه میباشد، نام میبرد و به میزان کمتر افسردگی در جامعه آمیش اشاره میکند.
بنابراین باید به دنبال برقراری مجدد روابط با دیگران باشیم.
اتصال مجدد ۲: تجویز اجتماعی
“تجویز اجتماعی” روشی است که پزشکان و متخصصان مراقبتهای بهداشتی را قادر میسازد تا افراد را به طیف وسیعی از فعالیتها و خدمات محلی (معمولاً فعالیتهای گروهی که ارتباط مجدد با دیگران را ارائه میدهند) به جای مصرف دارو یا همراه با دارو ارجاع دهند.
تحقیقات به طور فزاینده ای نشان میدهد که این روش در درمان برخی افسردگیها و اضطرابها نسبت به داروهای ضد افسردگی شیمیایی موثرتر است.
اتصال مجدد ۳: به کار معنی دار
هری از ساختارهای دموکراتیک کار مانند تعاونیها به عنوان ابزاری برای برقراری ارتباط مجدد افراد با کار، وضعیت و آینده خود یاد میکند.
اتصال مجدد ۴: به ارزشهای معنی دار
هری در مورد دو رویکرد بالقوه بحث میکند:
دفاعی: این شامل ممنوعیت تبلیغات خاص (به عنوان مثال برای کودکان و شهرها) میشود. هری به عنوان نمونه ای از نحوه عملکرد این روش، به قانون شهر پاک سائوپائولو اشاره میکند.
فعال: تشکیل گروههایی برای کشف ارزشهای ذاتی و تعیین اهداف درونی.
اتصال مجدد ۵: شادی همدلانه و غلبه بر اعتیاد به خود
“شادی همدلانه” روشی برای پرورش احساس شادی کردن برای دیگران است.
این فرایند ابتدا شامل این است که فکر کنید اتفاق خوبی برای خودتان رخ میدهد و لذت آن را احساس میکنید. سپس تصور میکنید که اتفاق خوبی برای یک عزیزتان رخ میدهد، دوباره احساس شادی میکنید. سپس همین کار را برای کسی که واقعاً دوستش ندارید، انجام دهید. این تمرین مدیتیشن را به مدت ۱۵ دقیقه هر روز تکرار کنید.
به طور گسترده تر، طیف وسیعی از مطالعات به مزایای مدیتیشن برای افسردگی و اضطراب اشاره کرده اند. همچنین شواهد فزاینده ای در مورد مزایای عصبی مدیتیشن وجود دارد. با خواندن مقاله زیر می توانید بیشتر با مدیتیشن و مزایای آن آشنا شوید.
آموزش مدیتیشن ؛ چگونه با تمرکز به آرامش برسیم؟
اگر درست نمیدانید مدیتیشن چیست و چطور باید تکنیکهایش را پیادهسازی کنید، برای آموزش مدیتیشن با این مقاله همراه باشید.
اتصال مجدد ۶: پذیرش و غلبه بر آسیبهای دوران کودکی
مطالعات نشان میدهد با تشخیص و تصدیق آسیبهای دوران کودکی، شانس بیشتری برای کاهش میزان افسردگی داریم.
اتصال مجدد ۷: بازگرداندن امید به آینده
هری در مورد نقش درآمد عمومیجهانی (UBI) صحبت میکند و از کارآزماییهای منطقه ای استفاده میکند که تاثیری بر میزان افسردگی نشان داده است. با این حال، مشکل اینجاست که هری اقتصاد راه اندازی UBI را در کل کشورها بررسی نمیکند.
بخش هایی از متن کتاب روابط از دست رفته
“تنهایی نبود فیزیکی افراد دیگر نیست، بلکه این حس است که شما چیزی را که دارای اهمیت است با دیگران به اشتراک نمیگذارید. اگر افراد زیادی در اطراف تان باشد، مثلا همسر یا خانواده تان یا یک محیط کاری شلوغ ، اما چیزی را که مهم باشد با آنها به اشتراک نگذارید، هنوز هم احساس تنهایی میکنید. ”
“چه میشود اگر افسردگی، در واقع، یک شکل از غم و اندوه، برای زندگی خودتان باشد به خاطر این که آنگونه که باید باشد، نیست؟ چه میشود اگر یک شکل از غم و اندوه برای روابط از دست رفتهمان باشد که هنوز به آنها نیاز داریم؟ “
“شما یک دستگاه با قطعات شکسته نیستید. شما یک حیوان هستید که نیازهایش برآورده نمیشود. ”
“اینترنت در دنیایی متولد شد که بسیاری از مردم پیش از آن حس برقراری ارتباط با یکدیگر را از دست داده بودند. فروپاشی از دههها قبل اتفاق افتاده است. وب با ارائه نوعی پیشنهادات درمورد چیزهایی که ازدست داده بودیم از راه رسید – دوستان فیس بوکی به جای همسایگان، بازیهای ویدئویی به جای کار معنی دار، به روز رسانی استاتوس به جای وضعیت در جهان. کمدین مارک مارون یک بار نوشت که “هر بروز رسانی استاتوس (وضعیت) فقط یک نوع متفاوت از یک خواشته واحد است: میشود لطفا کسی من را تصدیق کند؟”
“جیدو کریشنامورتی” فیلسوف شرقی، ۲۶ ساله، بیان کرده است که: “سازگاری پیدا کردن با جامعه بیمار، معیار سلامتی نیست.”
“برای پایان دادن به تنهایی، به افراد دیگر احتیاج دارید – به علاوه چیز دیگری. همچنین باید احساس کنید که چیزی را با طرف یا گروه مقابل به اشتراک میگذارید که برای هر دوی شما معنی دار است. باید در آن با هم باشید و “آن” چیزی میتواند هر چیزی باشد که هر دوی شما فکر میکنید معنا و ارزش دارد. ”
“هرچه بیشتر فکر کنید زندگی داشتن چیزهایی خاص و برتری و نمایش دادن آنها است، ناراضی تر و افسرده تر و مضطرب تر خواهید بود.”
“تفاوت بین آنلاین بودن و حضور فیزیکی در بین مردم را در آن لحظه مشاهده کردم، کمیشبیه تفاوت بین پورنوگرافی و رابطه جنسی است: میل تان را برطرف میکند، اما هرگز رضایت بخش نیست. ”
“افراد مشغول در صنعت تبلیغاتی وقتی با یکدیگر صحبت میکنند، از دهه ۱۹۲۰ اعتراف کرده اند که وظیفه آنها این است که باعث شوند مردم احساس ناکافی بودن کنند – و سپس محصول خود را به عنوان راه حلی برای احساس بی کفایتی ای که ایجاد کرده اند، ارائه دهند. “
“ما غصه میخوریم زیرا عاشق بوده ایم. ما غصه میخوریم زیرا شخصی که از دست داده ایم برای ما اهمیت داشته است. گفتن این که اندوه باید در زمان مشخص از بین برود توهین به عشقی است که احساس کردیم. ”
“ما همه با خصوصیات ژنتیکی ارثی متولد میشویم – اما ژنهای تان توسط محیط فعال میشوند. آنها میتوانند با اتفاقی که برای شما میافتد روشن یا خاموش شوند. ”
“این موضوع نشان داده است که تنهایی فقط یک غم اجتناب ناپذیر انسانی نیست، مانند مرگ. محصول شیوه زندگی ما در حال حاضر است. ”
“… هر یک از علل اجتماعی و روانی افسردگی و اضطراب که کشف کرده اند دارای ویژگیهای مشترکی هستند. همه آنها شکلی از قطع ارتباط هستند. همه آنها راههایی هستند که ما از چیزی که به طور ذاتی به آن نیاز داریم بریده ایم، اما به نظر میرسد در این راه گم شده ایم. ”
صاحب نظران راجع به کتاب «روابط از دست رفته» چه میگویند؟
“روابط از دست رفته تجزیه و تحلیل شگفت انگیز و جامعی از افسردگی و بیگانگی که جامعه آمریکا را درگیر کرده است، ارائه میدهد.” – هیلاری رودهام کلینتون
“اگر احساس کم انرژی بودن میکنید یا احساس میکنید گم شده اید، این کتاب شگفت انگیز زندگیتان را تغییر خواهد داد. به خودتان لطف کنید و اکنون آن را بخوانید.” – التون جان
“روابط از دست رفته، یک کتاب جسورانه و الهام بخش است که به افراد بسیار بیشتری از کسانی که از افسردگی رنج میبرند، کمک خواهد کرد. همانطور که هری نشان میدهد، همه ما در درون خود این پتانسیل را داریم که به شیوههایی سالم تر و عاقلانه تری زندگی کنیم.” – آریانا هافینگتون
“این یکی از آن کتابهای خارق العاده ای است که میخواهید همه دوستان تان بلافاصله آن را بخوانند، زیرا تغییری که در دیدگاه تان نسبت به جهان ایجاد میکند، آنقدر قانع کننده و قابل توجهاست که احتمالا بعد از خواندن آن دیگر نمیدانید چگونه میتوانیدبا آنها گفتگو کنید.”- برایان اینو
“افسردگی و اضطراب بیماریهای زمانه ما هستند، اما نه به دلایلی که شما فکر میکنید … این کتاب تشخیص مهم یکی از توانمندترین روزنامه نگاران امروزی است که به زبان انگلیسی مینویسد.” – توماس فرانک، نویسنده کتاب کانزاس چرا اهمیت دارد
“این کتاب چیزهای زیادی برای ارائه دارد.
روابط از دست رفته خیلی در مورد علم و سلامت روانی نیست بلکه به جامعه، و داستانهایی که ما در مورد بیماری روانی میگوییم میپردازد… ارزش این کتاب در تلاشش برای تغییر داستانهایی که در مورد افسردگی و اضطراب میگوییم نهفته است و شاید به برخی از آنهایی که از این بیماریها رنج میبرند کمک کند تا نظرشان را در مورد خود تغییر دهند. “ – ایندیپندنت
جوهن هری، نویسنده انگلیسی است که دو کتاب پرفروش نیویورک تایمز را تألیف کرده است. کتابهای او به ۳۷ زبان ترجمه شده اند و طیف وسیعی از مردم از اپرا تا نوام چامسکی، از التون جان تا نائومیکلاین او را ستایش کرده اند.
جوهن در گلاسکو اسکاتلند متولد شده است. هنگامی که یک ساله بود، خانواده اش به لندن نقل مکان کردند، جایی که او بزرگ شد و بیشتر زندگی خود را در آنجا گذرانده است. او رشته علوم اجتماعی و سیاسی را در کالج کینگ کمبریج تحصیل کرده است و با درجه دو فارغ التحصیل شده است.
هری در دهه گذشته برای برخی از روزنامهها و مجلات معتبر جهان از جمله نیویورک تایمز، لس آنجلس تایمز، گاردین، اسپکتاتور، لوموند دیپلماتیک، عصر ملبورن و پولیتیکو نویسندگی کرده است.
جوهن دو بار از سوی عفو بین الملل به عنوان “روزنامه نگار سال روزنامه ملی” انتخاب شد. وی همچنین در جوایز نظرات به عنوان “مفسر فرهنگی سال” و “مفسر محیط زیست سال” لقب گرفته است.
اولین کتاب جوهن هری، “تعقیب فریاد: اولین و آخرین روزهای مبارزه با مواد مخدر” است .
و دومین کتابش، “روابط از دست رفته: کشف علل واقعی افسردگی راه حلهای غیرمنتظره” می باشد که توسط مجله بریتانیایی تمرین عمومی به عنوان “یکی از مهمترین متون سالهای اخیر” توصیف شده است
و نامزد دریافت جایزه انجمن پزشکی بریتانیا شده است.
برگرفته از : سایت ذهنر ای ار
چرا در سازمانها این همه مدیر بیکفایت داریم؟ اصل پیتر
برای مشاهده لیست همه ی پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد کلیک فرمایید.
ما در این سایت پرسشنامه های استاندارد (دارای روایی، پایایی، روش دقیق نمره گذاری ، منبع داخل و پایان متن ) ارائه می کنیم و همچنین تحلیل آماری کمی و کیفی رابا قیمت بسیار مناسب و کیفیت عالی و تجربه بیش از 17 سال انجام می دهیم. برای تماس به ما به شماره 09143444846 در شبکه های اجتماعی پیام بفرستید. ایمیلabazizi1392@gmail.com
تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به لنسرسرا و محفوظ است.
این سایت دارای مجوز می باشد