بایگانی دسته: انگیزشی و موفقیت

موفقیت فرزندان

بهترین راه های مدیریت پول سرمایه در زندگی

راه های مدیریت پول

بهترین راه های مدیریت پول سرمایه در زندگی

مدیریت پول یک تکنیک است و دانستن آن ربطی به پولدار بودن یا نبودن افراد ندارد. بهره گیری از مهارت ها و راه های مدیریت پول و سرمایه می تواند به شما کمک کند تا پولی را که امروز دارید، هوشمندانه برای زندگی آینده خود نگه دارید و حتی آن را افزایش دهید.

بهترین راه های مدیریت پول و سرمایه در زندگی چیست؟

پس انداز پول 

نقش پول در زندگی بر کسی پوشیده نیست، پس باید بتوانید از آن به خوبی استفاده کنید.

آشنایی با اصول اولیه مدیریت پول و سرمایه یکی از راه های رسیدن به موفقیت دلخواه در زندگی است.

در این مقاله به روش هایی برای برنامه ریزی و اداره پول ، قرعه کشی یا ارث و میراث، از دید روانشناسی می پردازیم.

چگونه مدیریت پول داشته باشیم؟

متاسفانه در مدرسه چگونگی مدیریت پول در زندگی را به ما آموزش نداده اند و خودمان باید آنها را یاد بگیریم و اجرایی کنیم.

خوب به موضوعاتی درباره مدیریت پول و سرمایه که در ادامه گفته می شود دقت کنید و آنقدر آنها را بخوانید تا ملکه ذهنتان شوند.

۱- مشخص کردن اهداف و مدیریت درآمد

برای حرفه ای شدن در استفاده از راه های مدیریت پول باید از خرج هزینه های اضافی، خودداری کنید.

پول را می توان به راحتی با خرید وسایل گران قیمت یا رفتن به رستوران، هدر داد!

تعیین کردن اهداف، باعث می شود تا چیزهایی که مهم نیستند را نخرید و انگیزه شما را برای هدر دادن پول، کاهش می دهد.

امروزه اغلب مردم، پولشان را برایhttps://rava20.ir/ رویاهایشان خرج می کنند، بعد می بینند رویاهای اشتباهی را انتخاب کرده بودند!

به همین دلیل، اگر راه های مدیریت پول و سرمایه در زندگی را بدانید، کلیدی طلایی در دست خواهید داشت.حتما بخوانیدراه های پولدار شدن بدون سرمایه

یادتان باشد، نباید بخاطر چیزهایی که اهمیت ندارند، پول خرج کنید. سعی کنید هدفتان را در ذهن داشته باشید و به آن تمرکز کنید

نوشتن اهداف، به شما در اولویت بندی هزینه ها و زمان بندی مصرف پول ها، کمک می کند.

اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت را در کارت های یادداشت بنویسید.

اگر به خوبی اهداف خود را یادداشت کرده باشید، بچه ها،خانواده و دیگر عوامل مهم نیز باید در آن وجود داشته باشند.

۲- پیگیری هزینه یکی از راه های مدیریت پول می باشد

مدیریت پول

تنها راه کم کردن هزینه های اضافی و مدیریت پول، پیگیری و بررسی این هزینه ها است.

برای صرف نظر کردن از هزینه های اضافی، تمام هزینه هایتان را بررسی کنید. حتی پول روزنامه و آدامس و … را هم محاسبه و یادداشت کنید.

شاید این کار ابتدا کمی سخت باشد، اما هدف این است تا هزینه های پنهان خود را کشف کنید. این کار چگونگی مدیریت پول را آسان می کند.

اکنون خودتان قضاوت کنید که چه چیزهایی را اضافه خریده اید؟!

تقریبا هر کسی می تواند اغلب هزینه های خود را با یک دید کلی از باقیمانده منبع مالی خود در هر روز، محاسبه کند.

تمام خرج ها از جمله غذا در محل کار و هزینه بچه ها را بنویسید و هر خرج را مدیریت کنید.

اگر به درستی این روش را انجام دهید، تا پایان ماه، حداقل ۱۰ درصد از خرج هایتان را کاهش می دهید

با این روش، می دانید که تمام پولتان به صورت دقیق و بدون هدر رفتن، خرج می شود.

نوشتن یادداشت ها را حتی پس از بهبود وضعیت مالی خود، ادامه دهید.

نوشتن یادداشت ها، بسیار ضروری است

حتی وقتی که پولی را از حسابتان خارج و یا به آن اضافه می کنید. میتوانید از برنامه های مدیریت پول در کافه بازار استفاده کنید.حتما بخوانیدنقش پول در زندگی

هیچ کس علاقه ای به نوشتن خرج های خود ندارد، اما خوب است بدانید که راز موفقیت در کنترل پول و خرج ها، نوشتن هزینه ها در برگ های یادداشت است.

۳- عادت به صرفه جویی و پس انداز پول یکی از راه های راه های مدیریت پول و سرمایه است

همیشه وضعیت اقتصادی عالی نیست و مردم کشورمان هم این را می دانند. مردم بیشتر دارایی خود را صرف ساخت و ساز و سرمایه گذاری می کنند تا از قافله عقب نیفتند.

برای مقابله با خرج های اضافی و صرفه جویی، مقداری از پولتان را برای پس انداز اختصاص دهید

حتی می توانید حساب هایی را برای بازنشستگی خود آماده کنید.

در بررسی راه های مدیریت پول مهم تر از همه این است که به صرفه جویی و پس انداز پول، عادت کنید!

بیشتر به فکر پس انداز و افزایش منبع مالی خود باشید. بدون پس انداز، زندگی آینده، بسیار سخت تر و دشوارتر می شود.

اگر می توانید، نیمی از درآمد ماهیانه خود را به پس انداز اختصاص دهید و نیم دیگر آن را برای هزینه های خود نگه دارید.

با این کار، اندوخته مالیتان، بزرگ تر و بیشتر می شود.

اگر هزینه های ماهانه بالاست، حداقل ده درصد از پولتان را پس انداز و سرمایه گذاری کنید.

۴- برای مدیریت هزینه های زندگی بودجه ای تایین کنید

ذخیره پول در دهه سوم زندگی

همانطور که قبلا در ویکی روان گفتیم، چگونگی مدیریت پول را باید یاد بگیرید و در آن استاد شوید!

قبل از خرید تصمیم بگیرید چقدر از پول ‌تان را می‌ خواهید خرج کنید.

مطمئن شوید مخارج خود را تا حد امکان محدود کرده ‌اید اگر نتوانید مخارج خود را محدود کنید و کالاهای غیر ضروری بخرید

ماه‌ های بعد درگیر قرض ‌های مختلف خواهید شد.

این بدهی ‌ها و فشارهای مالی چنان اضطراب شما را افزایش خواهد داد که دید بدبینانه ‌ای پیدا خواهید کرد.

برای انجام راحت تر راه های مدیریت پول در زندگی باید بیشتر به فکر آینده باشید

برخی از افراد، از برنامه های کامپیوتری برای تایین بودجه خود استفاده می کنند و برخی دیگر، با مداد و کاغذ، بودجه مورد نیازشان را مشخص می کنند.

دانستن هزینه ها و اولویت بندی آن ها، مهم ترین عامل است، در صورت امکان، درصد مشخصی از درآمد خود را مستقیما به یک حساب پس انداز ارسال کنید و بودجه خود را مشخص کنید.

حتی اگر این پول را نداشته باشید. متخصصین امورد مالی در مورد راه های مدیریت پول توصیه می کنند که:

مردم برنامه ها و هزینه های خود را به صورت جداگانه اولویت بندی و طبقه بندی کنند.

نیازمندی های ضروری در مدیریت پول عبارت اند از:

را به لیست بودجه خود اضافه کنید.

درآمد و میزان پس انداز هر ماه را دسته بندی کنید.

ممکن است در حین نوشتن این هزینه ها، بعضی از آن ها را کاهش دهید و از لیست بودجه خود حذف کنید.پیشنهاد ویژهمحیط هایی که شما را پولدارتر می کند

به عنوان مثال، ممکن است به بعضی از خرج های مربوط به سرگرمی نیاز نداشته باشید.

برای مدیریت پول بهتر با تایین یک بودجه مناسب، خرج هایتان به صورت منظم و سازماندهی شده، انجام می شوند

یادتان باشد، طرح بودجه ای مناسب، به مردم کمک می کند تا هزینه هایشان را کنترل کنند و صورت حسابشان را بررسی کنند.

وجود یک بودجه دقیق برای هر منبع مالی، بسیار ضروری است.

این روش در قانون جذب پول هم صدق می کند.

۵- تغییر رفتار یکی از راه های مدیریت پول میباشد

در حالت معمولی، هر کس پول زیادی در آخر ماه به دست می آورد.

اما اگر حقوقتان تا بیستم آن ماه کفاف نمی کند، وقت آن رسیده است که اقدامات جدی برای یادگیری چگونگی مدیریت پول انجام دهید.

مثلا اگر اجاره نشین و مجرد هستید، یک هم اتاقی پیدا کنید یا به سراغ شغل دوم بروید.

گاهی اوقات، یک تغییر ممکن است بسیار ساده باشد اما از هزینه های زیادی جلوگیری کند

مثلا اگر در هفته ۲ بار پیتزا می خورید، سعی کنید یک وعده از آن را کم کنید، چون مووضعات مهم ترین نسبت به پیتزا خوردن در زندگیتان وجود دارد!

با این کار جزئی، پولتان را برای روزهای آینده ذخیره می کنید.

کاهش استفاده از کارت های بانکی برای خرید، یکی از بهترین روش ها برای مدیریت و ذخیره پول است، مخصوصا اگر پول زیادی در حساب کارتی شما وجود داشته باشد.

سعی کنید بیشتر پول نقد خرج کنید، خرج پول نقد سخت تر از خرید از کارت بانکی است!

یکی دیگر از روش های اساسی مدیریت پول، سازماندهی حساب ها است.

روش مدیریت پول

از یک زونکن یا کلاسور ساده برای حفظ قبض ها و صورت حساب های مالی استفاده کنید.

صورت حساب ها باید در جعبه یا محلی مشخص نگه داری شوند.

۶- قرض گرفتن “عاقلانه”

اعتبار برای مردم بسیار مهم است. وام به مردم کمک می کند تا راحت تر اتوموبیل یا خانه بخرند.

حتی در مواقع اضطراری، به آنها کمک می کند تا نیازهای خود را برطرف کنند.پیشنهاد ویژهآشنایی با راه های پولدار شدن

مردم هیچ وقت به صورت منطقی تصمیم به خرید چیزی نمی گیرند و به راحتی می توانند حقوق ماهیانه خود را خرج کنند!

در مسیر آشنایی با راه های مدیریت پول سعی کنید یک وام ساده برای خرید کالاهای خانه بگیرید.

استفاده از وام های بلند مدت برای خریدهای بزرگ و استفاده از وام های کوتاه مدت برای خریدهای کوچک، روشی معقولانه است.

مثلا برای خرید خانه یا یک ماشین، از وام های بلند مدت استفاده کنید.

اما خودتان را بی دلیل بدهکار نکنید. عاقلانه پیش بروید نه احساسی و برای چشم و هم چشمی با دیگران.

همین تکنیک ها، مدیریت پول در زندگی را شکل می دهد. قدم های کوچک اما بسیار موثر.

۷- اولویت بندی صورت حساب یک روش مدیریت پول و سرمایه است

یکی از پیشرفت های بزرگ زندگی مدرن، پرداخت آنلاین قبض ها است.

این روش مصرف کنندگان را قادر می سازد تا صورت حساب های خود را بدون تماس یا پست کردن، پرداخت کنند.

البته بعضی از افراد ترجیح می دهند که امنیت تماس و پرداخت حضوری را جایگزین دنیای مجازی کنند.

صورت حساب ها را ۷ الی ۱۰ روز قبل از موعد آن ها، تصفیه کنید. البته بیشتر مصرف کنندگان، صورت حساب ها را خیلی زود تصفیه می کنند.

در مدیریت پول جاری زندگی، باید تکلیف تان زود روشن شود.

۸- امور مالی خود را با همسرتان در میان بگذارید

بعضی از زن و شوهرها، پنهان کردن درآمد از همسر را کاری درست می ‌دانند و این در حالی است که معمولا این شیوه درستی نیست!

اگر همسر خود را فردی کاردان و قابل اعتماد می‌دانید، درآمد و مقدار مخارج شخصی‌ خود را با او در میان بگذارید تا بهتر بتوانید برنامه ‌ریزی کنید این بدون شک از بهترین راه های مدیریت پول و منابع مالی است.

این های دو نفر بهتر از ایده های یک نفر در مدیریت پول کارایی دارند.

این آگاهی دو نفره به شما انگیزه بیشتری برای پس ‌انداز کردن پول و خرج صحیح آن می ‌بخشد و البته که باعث تحکیم روابط بین شما و همسرتان می‌ شود.

برگرفته از ویکی روان

📊 سفارش تحلیل داده های آماری برای پایان نامه و مقاله نویسی تحلیل داده های آماری شما با نرم افزارهای کمی و کیفی ،مناسب ترین قیمت و کیفیت عالی انجام می گیرد. 📊 نرم افزار های کمی: SPSS- PLS – Amos 📊 نرم افزارهای کیفی: Maxqda 📊 تعیین حجم نمونه با:Spss samplepower 📞 Mobile : 09143444846 📱 Telegram: https://t.me/RAVA2020 🌐 وب سایت: https://rava20.ir 🌐 E-mail: abazizi1392@gmail.com 🔔 این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

پاسخ منفی پنج ثانیه‌ای: لطف‌های کوچک، دام‌های بزرگ!

پاسخ منفی پنج ثانیه‌ای: لطف‌های کوچک، دام‌های بزرگ!

یک نفر از شما درخواست یک لطف کوچک کرده است. چقدر پیش می‌آید که بدون ذره‌ای تامل بله بگویید؟ چقدر پیش می‌آید که جواب رد بدهید؟ چقدر پیش می‌آید که بعداً به خاطر آن بله خودتان را سرزنش کنید و چقدر پیش می‌آید که از نه گفتن پشیمان شوید؟

وقتی که چند سال قبل آمار خودم را در پاسخ به این سوال‌ها جمع می‌زدم، متوجه شدم که خیلی زیاد پیش می‌آید که پاسخی مثبت بدهم. کارهای کوچکی که غالباً هم زمان بیشتری از تصور اولیه‌ام صرف آنها می‌کردم، ولی آخر به نتایجی می رسیدم که به شکلی محسوس، کم‌فایده‌تر از انتظارم بود. نیّتم این بود که به طرف مقابلم لطفی کرده باشم اما دست آخر به خودم لطمه می‌زدم.

 این “مرضِ راضی کردن” از کجا می‌آید؟

در دهه پنجاه میلادی زیست‌شناسان سعی کردند تا متوجه شوند که چرا حیواناتی که حتی باهم رابطه خونی ندارند با یکدیگر همکاری می‌کنند. مثلاً چرا شامپانزه ها گوشت خود را با شامپانزه‌های دیگر قسمت می کنند؟

وقتی صحبت از حیواناتی باشد که باهم رابطه خونی دارند پاسخ مشخص است: بخش زیادی از ژن‌هایشان با هم مشترک است. این تعامل به حفظ این خزانه‌ی ژنی مشترک کمک می‌کند، حتی اگر به آن معنی باشد که برخی افرادِ خاص متضرر شوند، حتی اگر به معنی از دست رفتن جان‌شان باشد. اما چرا حیواناتی که با یکدیگر رابطه خونی ندارند باید این ریسک را بپذیرند؟

جواب آن در ریاضیات و به طور مشخص در نظریه‌ی بازی‌ها نهفته است.

 استراتژی معامله به مثل

رابرت اکسلراد، دانشمند علوم سیاسی آمریکایی، اسم “معامله به مثل” را روی آن گذاشته است. یک استراتژی ساده که از چنین دستورالعمل هایی تشکیل شده است: در ابتدا با حریفت همکاری کن، بعد در ادامه‌ی بازی رفتار حریفت را تقلید کن. پس اگر بعد از اولین حرکتم، حریفم با من همکاری کند، من هم همکاری خواهم کرد. اما اگر حریف همکاری نکند و از من سوء استفاده کند دیگر با او همکاری نخواهم کرد.

عمل متقابل فقط در بین حیواناتی رخ می‌دهد که دارای حافظه بلندمدت هستند. یک شامپانزه تنها در صورتی می‌تواند با موفقیت این استراتژی را به کار بگیرد که بتواند به خاطر بیاورد آیا یک عضو دیگر گروه قبلاً با او غذایش را قسمت کرده یا نه. تنها معدودی از گونه‌های بسیار پیشرفته‌ی جانوری هستند که قابلیت به خاطرسپاری دارند. البته این تفکر استراتژیک در شامپانزه‌ها به صورت خودآگاه نیست بلکه تکامل، این رفتار را در آنها نهادینه کرده است. از آنجا که ما انسان‌ها صرفاً یک گونه‌ی بسیار پیشرفته از حیوانات هستیم، این میل به عمل متقابل در ما هم وجود دارد.

استراتژی معامله به مثل، همان چیزی است که اقتصاد جهانی را سرپا نگه داشته است. ما هر روز با ده‌ها نفر که با آنها نسبتی نداریم و خیلی‌هایشان آن طرف دنیا هستند همکاری می‌کنیم و از این کار سود زیادی برده ایم.

 اما مراقب باشید!

عمل متقابل، خطرات بالقوه خودش را دارد. اگر کسی کار خوبی در حق‌تان بکند، احساس وظیفه می‌کنید که مثلاً با انجام یک لطف در حقش آن را جبران کنید. به این ترتیب شما اجازه می دهید که زمام‌تان دست دیگران بیفتد. به علاوه، یک خطر دیگر و بسیار بزرگتر در کمین شماست: استراتژی معامله به مثل با اولین حرکت شروع می شود؛ با یک اعتماد بدون پیش زمینه یک بله‌ی خودجوش در همان گام اول.

از قضا در بسیاری از موارد این دقیقا همان چیزی است که بعدها حسرتش را می‌خوریم. به محض اینکه این بله‌ی خودجوش از دهان ما بیرون می‌پرد، عادت داریم که برایش توجیه بتراشیم. سعی می‌کنیم دلایل محکمی برای انجام دادن آن کار پیدا کنیم، ولی به زمانی که برای انجام آن نیاز داریم بی‌توجه هستیم. ما برای دلیل‌های‌مان بیشتر از زمان ارزش قائل‌ایم و این یک خطا در فرایند استدلال است؛ چرا که تعداد دلایل نامحدود است ولی زمان، بی‌تردید محدودیت دارد.

 نتیجه‌گیری

از زمانی که متوجه شدم این موافقت خودجوش، یک واکنش ریشه‌دار زیستی است، از پاسخ منفی ۵ ثانیه‌ای “چارلی مانگر” به عنوان یک ضد تاکتیک استفاده کرده‌ام: “اگر در ۹۰ درصد موارد هم نه بگویید، چیز زیادی را از دست نداده‌اید.” اگر کسی از من درخواست لطفی بکند قبل از اینکه تصمیم خود را بگیرم، دقیقا ۵ ثانیه روی آن تامل می‌کنم و اکثراً جوابم منفی است. ترجیح می‌دهم که به طور منظم بیشتر درخواست‌ها را رد کنم و محبوبیتم را به خطر بیندازم تا اینکه روش معکوس را در پیش بگیرم.

دو هزار سال قبل، سنکا، فیلسوف رومی نوشت: “همه آنهایی که شما را به خودشان فرا‌می‌خوانند، شما را از خودتان باز می دارند!” پس به پاسخ منفی ۵ ثانیه‌ای یک فرصت آزمایشی بدهید. این یکی از بهترین قاعده‌های سرانگشتی برای زندگی خوب است.

هنر خوب زندگی کردن –  رولف دوبلی

در این سایت انواع پرسشنامه های آماری و مبانی نظری و پژوهشی متغیر ها (فصل دوم) ارائه می شود. جهت دسترسی به آن ها روی لینک  های زیر کلیک نمائید.

برای مشاهده لیست همه ی  پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد  کلیک فرمایید.

برای مشاهده لیست مبانی نظری و پژوهشی متغیر ها (فصل دوم)  لطفا همین جا کلیک فرمایید.

داده های آماری شما را با قیمت مناسب و با نرم افزارهای آماری زیر  انجام می دهیم.

رم افزار های کمی: SPSS- PLS – Amos

نرم افزار کیفی: Maxquda

تعیین حجم نمونه با:Spss samplepower

روش های تماس:

Mobile : 09102194672

Telegram: @abazizi

E-mail: abazizi1392@gmail.com

🔴 ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻭﻟﻔﮕﺎﻧﮓ ﭘﺎﻭﻟﯽ

🔴
ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻭﻟﻔﮕﺎﻧﮓ ﭘﺎﻭﻟﯽ
ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۹۴۵
ﭘﺎﻭﻟﯽمیگوید: ﻫﯿﭻ ﺩﻭ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﯾﮑﺴﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ. ﭘﺎﻭﻟﯽ ﻣﺜﺎﻟﯽ میزند و میگوید: ﺳﯿﺒﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﻫﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ، ﻓﻘﻂ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏمیکنیم! ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﻧﺎﻡ ﺁﻥ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ “ﺍﺭﯾﮏ ….”. ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﻋﺪﺩﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ، ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﺁﻥ ﻋﺪﺩ ﺑﺰﺭﮒ 23 ﺑﺎﺷﺪ.
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﮐﺠﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﮐﻬﮑﺸﺎﻥ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﯿﭻ ﺳﯿﺐ ﺩﯾﮕﺮﯼ، ﺑﻠﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﺶ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺁﻥ 23 ﺑﺎﺷﺪ. ﺣﺎﻝ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﯽ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺑﺮﻕ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻡ، ﺍﺯ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺣﺎﺻﻞ میشود ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﺭﺍ ﺍﺭﺗﻘﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺜﻼ 26 میرساند ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ 26 ﺑﻮﺩﻩ ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ میشود!

ﺟﻬﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﺗﻮﺍﺯﻥ ﺧﻮﺩ، ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ میدهد. ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺍﮔﺮ ﻫﺮ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﺪ، ﭘﺲ ﻫﺮ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻭﺍﺟﺪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺖ.
👈👈ﻭ ﺍﻣﺎ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮﯼ:
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺳﯿﺐ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﮐﻮﭼﮏ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ میگیرم ﻭ میبوسم ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺭﺍ میبخشم…
ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﻡ ﻧﺎﺳﺰﺍ میگویم ﻭ ﯾﺎ حتی ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺧﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ…
ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺯﻧﺠﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ میدهم!
ﻫﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺫﻫﻦ ﻣﺎ میگذرد، ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ میکند! ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﻣﺎﺩﻩ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻏﻢ ﻭ ﻏﺼﻪ ﻣﺮﺍ ﻏﻤﮕﯿﻦ میکند ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ و من تبدیل به غم میشوم. ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﺤﺒﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ، ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﺩﯾﺪﯾﺪ، ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺸﻮﯾﺪ؛ ﭼﻮﻥ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻓﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻭ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺩﯾﮕﺮ را صد در صد ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﻳﺪ…
ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻋﻠﻢ ﺑﺮ ﺁﻣﻮﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻣﻬﺮ ﺗﺄﯾﯿﺪ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ. ﭼﻮﻥ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺍﺳﺖ.ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺳﺎﻃﻊ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ برمیگردد. ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺗﺎ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺯ ﭘﺲ ﮔﯿﺮﯾﺪ.. خوبی کنید تا خوبی ببینید! ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﯼ ﮐﯿﻬﺎﻥ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﻭ ﺑﯽ ﺣﮑﻤﺖ ﻧﯿﺴﺖ. ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﻢ ﻭ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﯿﻢ. ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭﻭﻥ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻧﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﻭﺻﻒ ﻧﺎﺷﺪﻧﯽ ﺑﺪﻝ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.
یعنی ازهردست که بدهی ازدست دیگرخواهی گرفت پس محبت و دانش را به اشتراک بگذاریم.
♥️🌹لحظه لحظه هاى زندگيتون سرشار از عشق و انرژى

کتابی که حتما باید بخوانید! کتاب جادوی انضباط شخصی

کتاب جادوی انضباط شخصی (خلاصه کتاب)

جادوی انصباط شخصی یا همان معجزه انضباط فردی کتابی است که در زمینه نظم و برنامه داشتن برای زندگی است فاصله شما با هدف تان ایجاد یک نظم است که از یکی از بهترین اساتید موفقیت یعنی برایان تریسی آن را می آموزید.

انضباط شخصی یعنی غلبه بر ضعف و کنترل احساسات .داشتن اراده در انجام کارهایی که انجامشون سخته ولی میدونید درستن و باید خودتونو مجبور به انجامشون کنید.

افراد موفق، آینده نگرند در کوتاه مدت و زمان حال آینده رو میسازن.اونا شب ها با رویاهاشون میخوابن و صبحای زود با نقشه هاشون بیدار میشن و سخت تلاش میکنن.

قربانی کردن حیاتی است و قربانی کردن یعنی داشتن نظم و انضباط شخصی.میتونید در لذت های خودتون تاخیر بیندازید تا در دراز مدت لذت های بالاتری رو داشته باشید.تفاوت افراد موفق با افراد عادی (عموم جامعه) اینه که افراد موفق اول کاری رو که لازمه و میدونن درسته رو انجام میدن اونا کارای سخت و ضروری رو اول انجام میدن بعد از پاداش خودشون نهایت لذت رو میبرن.

حال به این 9 قانون مهم می پردازیم. (توجه خواهشاً فقط نخوانید عمل کنید!)

در ادامه بخوانید: ادامه‌ی خواندن

کتاب صوتی قله ها و دره ها اثر  اسپنسر جانسون

کتاب صوتی قله ها و دره ها اثر  اسپنسر جانسون

بخش بزرگی از رویدادها و پدیده هایی که ما را در میان گرفته اند و بر زندگی ما اثر می گذارند، بیرون از اراده و کنترل ما هستند . اما واکنش به آنها در اراده و کنترل ما است. بنابراین، می توان گفت که راز بزرگ موفقیت و شکست ، نیکفرجامی و بدفرجامی ، شادی و ناشادی، توسعه و عقب ماندگی ما انسانها، در چگونگی واکنش ما به عوامل بیرونی نهفته است . از سوی دیگر، مجموعه رفتارها و عملکرد ما در کار و زندگی ، از باورهایمان سرچشمه می گیرند. اگر با ارزیابی و باز ارزیابی مداوم باورهایمان بتوانیم آنها را آگاهانه بشناسیم و در راستای بهتر زیستن تغییر دهیم

رویکرد کتاب قله ها و دره ها

چگونه دوران های خوب و بد زندگی و کار را برای خود مفید و دلپذیر کنیم؟

رویکرد قله ها و دره ها چگونگی رویارویی با دوران های خوب و بد زندگی را بیان می کند.

هرچقدر شما رویکرد قله ها و دره ها را بیشتر در زندگی و کار خود مورد استفاده قرار دهید، از آرامش و موفقیت بیشتری برخوردار خواهید شد. زیرا به کارگیری این رویکرد موجب می شود تا نگاه شما به فراز و نشیب های زندگی تغییر کند و در نتیجه منطقی تر با آنها روبرو شوید.

این رویکرد سه چیز را برای شما روشن می سازد:

۱چگونه هرچه زودتر از یک دره خارج شوید.

۲چگونه مدت بیشتری بر فراز قله بمانید.

۳چگونه در آینده قله های بیشتر و دره های کمتری داشته باشید.

در کتاب قله ها و دره ها چه می خوانیم؟

داستان قله ها و دره ها درباره مرد جوانی است که ناشادمانه در دره ای روزگار می گذراند، تا اینکه با پیرمردی روبرو می شود که بر فراز قله ای زندگی می کند. این آشنایی شرایط زندگی و کار او را برای همیشه تغییر می دهد. سرانجام، او در می یابد که چگونه با بکارگیری اصول ارزشمند پیرمرد و ابزارهای عملی، در دورانهای خوب و بد به آرامش و موفقیت بیشتری دست یابد.
کتاب ابتدا اشاره می کند که او هنگامی که جوان تر بود، در آن دره احساس خوشحالی می کرد. در چمنزارهایش به بازی مشغول می شد و در رودخانه اش شنا می کرد. آن دره تنها جایی بود که او می شناخت و چنین می اندیشید که همه زندگی اش را در آنجا خواهد گذراند.
اما پس از آن جوان دلتنگ می شود و نویسنده تلاش دارد که علل این ناشادمانی و کسالت جوان را روشن نماید : او همچنان که بزر گتر میشد بیشتر درمی یافت که بسیاری از چیزهایی که فکر میکرد درست است اکنون نادرست به نظر می رسند. او از اینکه پیش از این متوجه این همه چیزهای نادرست در دره نشده بود دچار شگفتی شد.

بخشی از کتاب قله ها و دره ها

در فصل پنجم کتاب قله ها و دره ها با عنوان آموختن آورده شده:

 برای اينكه قانون قله ها و دره ها برای مدت طولانی بكار آيد چه بايد كرد ؟؟

اگر بياموزيم كه چگونه بر اوقات خوب و بد زندگی مسلط باشيم ، آزرده خاطر نخواهيم شد . نحوه مديریت ما بر روزهای خوب زندگی می تواند دوام آن روزها را بالا ببرد و اوقات بد كمتری داشته باشيم ، اين امر بوسيله عقل و تدبير انجام می گيرد . غرور و خودپسندی و منیت باعث سقوط ما از قلّه ها شده و روزهای خوب زندگی دوام كمی را به همراه خواهد داشت ، چگونه ؟؟

با تغيير شرايط موجود  چه بسا منیت مانع اين تغيير در افراد می شود . ترس ها هم باعث می شود ما بمدت طولانی در درّه ها و پستی های زندگی باقی بمانيم .بهتر است نكات خوب مخفی در دره را پيدا كرده و بر آن تمركز كنيم و دره ها را به قله تبديل كرد ، چگونه ؟؟

براي رسيدن به قله های بلندتر در زندگی از تصوير ذهنی استفاده كنيم ، در اين امر از پنج حس برای ساختن تصوير ذهنی  بكار ميبريم و علاوه بر ديدن از صداها، بوها، طعم ها و هر آنچه را كه حس می كنيم در نظر می گيريم تا آن تصورات به واقعيّت تبديل شود ، اين بهترين راه بيرون آمدن از دره است . اغلب برای رسيدن به قله های بالاتر بايد از دره گذشت ، در اين مسير هر تجربه ای كه كسب می كنيم از خرد و دانش خاص خودمان است نه كس ديگر . هر كس با گذشتن از دره های مشابه تجربيات متفاوتی را كسب خواهد كرد .

حال در زیر به این کتاب باارزش گوش کنید و اگر از آن بهره گرفتید برای دیگران ارسال کنید. شاید شما هم زندگی یک را نجات دهید.! انتخاب با خودتان!

 

 

 

تأثیرات موسیقی بر جنبه های مختلف زندگی انسان

تأثیرات موسیقی بر جنبه های مختلف زندگی انسان

  موسیقی هنری است مایه‌ی سرگرمی و لذت و خوشی که در کالبد هر فرهنگی جریان دارد و در صورت استفاده صحیح از آن، برای جسم و روح نقش داروی مسکن را بازی می‌کند. گوش سپردن به موسیقی از معدود فعالیت‌هایی است که کل مغز را درگیر می‌کند. در مورد تأثیرات موسیقی بر انسان تحقیقات فراوانی شده و نتایج متنوعی به دست آمده است. برخی موسیقی را مفید، برخی بی اثر و برخی مضر دانسته اند. البته باید پذیرفت که هر نوع موسیقی هم خوب و مفید نیست. صدای موسیقی نباید خیلی بلند و دلخراش باشد و حواس ما را از کاری که بدان مشغولیم منحرف کند. در این مقاله به برخی از پژوهش‌هایی که در مورد تأثیرات موسیقی بر انسان انجام شده است، اشاره می‌شود. اگر واقعا قصد دارید از موسیقی برای درمان یا رسیدن به هدف خاصی استفاده کنید و یا میزان زمانی که به موسیقی گوش می دهید زیاد است، حتماً با افراد آگاه در مورد تأثیرات موسیقی بر انسان مشورت کرده و در این زمینه بیشتر تحقیق کنید.
 موسیقی، هنر، سرگرمی، لذت، فرهنگ، تاثیرات موسیقی، تاثیرات موسیقی بر جسم، بیماری، صرع، آسیب های مغزی، فشار خون، میگرن، کاهش درد، موسیقی درمانی، قلب، بیماری قلبی، موسیقی و ضربه مغزی، سردرد، سیستم ایمنی بدن، تاثیر موسیقی بر سیستم ایمنی، استرس، کاهش استرس، کورتیزول، ترشح هورمون کورتیزول، تاثیر موسیقی بر صرع، درد زایمان، تاثیر موسیقی بر درد زایمان، تاثیر موسیقی بر حافظه، حافظه، هوش، یادگیری، IQ، تقویت حافظه، توانایی های شناختی، تمرکز و توجه، عملکرد ورزشی، موسیقی و عملکرد، بهره وری کاری
 
در بسیاری از تحقیقات تأثیر موسیقی بر بهبود علائم بیماری و افزایش سرعت ریکاوری در دوران نقاهت اثبات شده است و امروزه موسیقی درمانی یکی از روش های مهم طب مکمل است. موسیقی در درمان فشار خون، آسیب های مغزی، صرع و میگرن تأثیر مثبت دارد و می تواند درد را کاهش دهد.
حتما نام موسیقی درمانی را شنیده‌اید. موسیقی درمانی یکی از شاخه های طب جایگزین است که سعی دارد با استفاده از موسیقی، امراض انسان را درمان کند. جالب است بدانید که این نوع درمان سابقه طولانی دارد و حتی پزشکان ایران باستان هم به تأثیرات موسیقی بر انسان پی برده بودند. تحقیقات علمی مدرن هم، تأثیر مثبت موسیقی در درمان بیماری‌ها و ناخوشی‌های انسان را ثابت کرده اند.
 
 
در مقاله‌ای در مجله انگلیسی زبان Advanced Nursing اینطور گزارش شده است که گوش سپردن به موسیقی آرام بخش و کلاسیک می‌تواند تا ۲۱ درصد دردهای مزمنی مثل درد ورم مفاصل، دیسک کمر و رماتیسم مفصلی و تا ۲۵ درصد افسردگی را کاهش دهد. امروزه در بیشتر بیمارستان‌ها برای کاهش نیاز به دارو حین عمل زایمان و کاهش دردهای پس از عمل از موسیقی درمانی استفاده می‌شود. نظریه‌های گوناگونی در مورد چرایی تاثیر موسیقی بر کاهش درد مطرح است، از جمله:
 
موسیقی می‌تواند در احساسات فرد تغییر ناگهانی و غیر منتظره به وجود آورد.
موسیقی نوعی حس کنترل را به فرد بیمار القا می‌کند.
موسیقی موجب ‌شود بدن برای غلبه بر درد آندروفین آزاد سازد.
موسیقی با کند کردن تنفس و ضربان قلب در فرد احساس رهایی و ریلکس سازی به وجود آورد.
 
در تحقیق گزارش شده توسط American Society Hypertension  آمده است که فقط ۳۰ دقیقه گوش دادن به موسیقی کلاسیک، سلتیک یا راگا در روز، ممکن است فشارخون را به طور معناداری کاهش دهد.
 
در تحقیق دیگری که محققان انگلیسی و ایتالیایی انجام دادند، شش سبک موسیقی از جمله قطعات کلاسیک و رپ با وقفه‌های زمانی دو دقیقه‌ای برای زنان و مردان جوانی که نیمی از آنها تعلیم موسیقی دیده بودند پخش شد. افراد شرکت‌کننده را حین گوش دادن از نظر سرعت تنفس، ضربان قلب و فشار خون مورد مطالعه قرار دادند. با موسیقی زنده سرعت تنفس و ضربان قلبشان سریع‌تر بود و با موسیقی آرام و آهسته ضربان قلب و سرعت تنفس آنها نیز کندتر می‌شد. در مکث بین دو قطعه، سرعت تنفس و ضربان قلب نرمال یا نزدیک به سطح سینه قرار داشت. در اینجا مشخص شد سبک موسیقی تاثیری ندارد بلکه تمپو و سرعت موسیقی است که بر ریلکس سازی بیشترین تاثیر را دارد.
 
موسیقی و ضربه مغزی
 
در تحقیقی که در کشور فنلاند انجام شد، در بیماران دچار ضربه مغزی که روزانه چند ساعت به موسیقی گوش می‌دادند نسبت به آنهایی که در معرض موسیقی قرار نگرفتند حافظه کلامی و دامنه توجه به طرز چشمگیری بهبود پیدا کرده بود. در واقع گوش دادن به موزیک پس از ضربه مغزی روند بهبود رفتاری را سرعت می‌بخشد و تغییرات عصبی نوروآناتومیکی ریزدانه‌ای را در مغز بهبود می‌دهد. هم چنین تحقیقات نشان از آن دارند که موسیقی به درمان غفلت یک‌سویه کمک می‌کند.
 
 
در افراد میگرنی، گوش سپردن به موزیک از شدت، فراوانی و طول مدت سردردها می‌کاهد.
 
تأثیر موسیقی بر سیستم ایمنی بدن
 
از دیگر تأثیرات موسیقی بر انسان، تقویت سیستم ایمنی بدن است. دانشمندان می‌گویند موسیقی می‌تواند یک تجربه عاطفی مثبت ایجاد کند که موجب افزایش سطح ترشح هورمون‌های تقویت کننده سیستم ایمنی بدن می شود. آواز خواندن یا گوش دادن به موزیک سطوح ترشح هورمون کورتیزول (مرتبط با استرس) را کاهش می‌دهد. بالا بودن سطح کورتیزول می‌تواند توانایی سیستم ایمنی بدن را به شدت کاهش دهد.
 
تأثیر موسیقی بر صرع
 
جدیدترین مطالعه صورت گرفته در سال ۲۰۱۴ آشکار کرد که گوش دادن به قطعه ۴۴۸ موتزارت (سوناتا برای دو پیانو در گام D)، بازگشت حمله‌های صرع را در کودکان دچار صرع کاهش می‌دهد. تاثیر ضد صرع بودن قطعه سوناتای موتزارت قبلا توسط دانشمندان تایلندی به اثبات رسیده بود.
 
موسیقی و درد زایمان
 
از دیگر موارد شگفت‌انگیز تأثیرات موسیقی بر انسان اینست که در صورت بکارگیری موسیقی درمانی حین زایمان، اضطراب و درد پس از تولد کاهش می‌یابد و از احتمال بروز افسردگی پس از زایمان کاسته می‌شود.
 

تأثیرات موسیقی بر ذهن

موسیقی، هنر، سرگرمی، لذت، فرهنگ، تاثیرات موسیقی، تاثیرات موسیقی بر جسم، بیماری، صرع، آسیب های مغزی، فشار خون، میگرن، کاهش درد، موسیقی درمانی، قلب، بیماری قلبی، موسیقی و ضربه مغزی، سردرد، سیستم ایمنی بدن، تاثیر موسیقی بر سیستم ایمنی، استرس، کاهش استرس، کورتیزول، ترشح هورمون کورتیزول، تاثیر موسیقی بر صرع، درد زایمان، تاثیر موسیقی بر درد زایمان، تاثیر موسیقی بر حافظه، حافظه، هوش، یادگیری، IQ، تقویت حافظه، توانایی های شناختی، تمرکز و توجه، عملکرد ورزشی، موسیقی و عملکرد، بهره وری کاری 
علاوه بر درمان و کاهش علائم بیماریها، موسیقی تأثیرات مثبتی بر حافظه، هوش، میزان تمرکز، بهروری، آرامش ذهنی، کیفیت خواب و عملکرد ورزشی دارد.
موسیقی نواحی مختلف مغز مانند سیستم شنوایی، حرکتی و لیمبیک ( مرتبط با احساسات) را به فعالیت وا می‌دارد و این قدرت را دارد هوش، یادگیری و IQ را ارتقا بخشد. هر فعالیتی که در این سطح مغز را درگیر کند، قطعاً به افزایش هوش فرد منجر خواهد شد.
 
 
قبلا باور بر این بود که گوش سپردن به موسیقی کلاسیک به ویژه موتزارت هنگام تست‌های شناختی عملکرد فرد را بالا می‌برد. با اینحال یافته‌های اخیر حکایت از ان دارند که گوش دادن به هر موسیقی که برای فرد لذت بخش باشد اثرات مثبتی بر توانایی شناختی وی خواهد داشت.
 
تاثیرات موسیقی در تقویت حافظه
 
موسیقی موتزارت و موسیقی سبک باروک  با الگوی ۶۰ ضربه‌ در هر دقیقه (۶۰ bps) سمت چپ و راست مغز را فعال می‌کنند. کارکرد همزمان سمت چپ و راست مغزT یادگیری و بازیابی اطلاعات را به حداکثر می‌رساند. فعالیت‌هایی مثل آواز خواندن یا نواختن یک ساز که هر دو طرف مغز را درگیر می سازند، توانایی مغز در پردازش اطلاعات را به طور معناداری بالا می‌برند. یک تکنیک جالب به خاطر سپاری، استفاده از آهنگ است. اگر مطلبی را همراه با یک آهنگ یاد گرفته و به ذهن سپرده باشید، با نواختن آهنگ در ذهنتان، آن مطلب هم برای شما یادآوری می‌شود. شواهدی نیز وجود دارد مبنی بر اینکه کودکان تحت تعلیم موسیقی در مقایسه با کودکان که آموزش موسیقی ندیده اند از حافظه بهتری برخوردارند و این حاکی از آن است که تأثیرات یادگیری موسیقی بر انسان بیشتر از گوش دادن به آن است. نکته مهم اینکه برای یادگیری و تقویت حافظه بهتر است موسیقی بی کلام باشد چون به جای چیزی که قرار است فرد به یاد آورد فقط کلمات پس زمینه‌ی آواز یادآور خواهند شد.
 
تأثیر موسیقی بر تمرکز و توجه
 
شدت تمرکز و طول مدت متمرکز شدن در همه گروه‌های سنی با هر سطحی از توانایی، با گوش سپردن موسیقی‌های کلاسیک آرامش بخش یا موسیقی گوش نواز افزایش می‌یابد. هنوز مشخص نیست چه نوع موسیقی برای کمک به بهبود توجه و تمرکز بهتر است اما مطالعات زیادی تاثیرات معنادار موسیقی را آشکار کرده‌اند.
 
تاثیرات موسیقی بر عملکرد ورزشی
 
گوش دادن به موسیقی در هنگام ورزش، موجب افزایش عملکرد فیزیکی می شود. با موسیقی متوجه گذشت زمان نمی‌شویم و فعالیت ورزشی جذاب تر به نظر می رسد. کمتر احساس خستگی می‌کنیم از نظر روانی در سطوح برانگیختگی بالاتری قرار می‌گیریم و از نظر فیزیولوژیکی ریلکس‌تر می شویم.

تاثیرات موسیقی بر بهره وری کاری

 
آیا می‌دانستید با گوش دادن به موزیک در محل کار، عملکرد بهتری خواهید داشت؟ موسیقی دشمن خستگی است. بهتر است مرتب نوع موسیقی خود را تغییر دهیم یک روز کلاسیک روز دیگر پاپ و روز دیگر سنتی انتخاب کنیم تا بفهمیم چه نوع موسیقی بر روی ما اثر مطلوب‌تری دارد و بهره‌وری بیشتری را به ارمغان می‌آورد. مردم دوست دارند حین کارکردن موزیک گوش دهند دلایل بسیار زیادی برای این تمایل وجود دارد. بنابر گزارش منتشر شده در مجله Behavior and physiology توانایی فرد در شناسایی تصاویر بصری مثل حروف و اعداد درصورت به گوش رسیدن موسیقی راک یا کلاسیک در پس زمینه بسیار سریع‌تر می‌باشد.
 
موسیقی ذهن را آرام می‌سازد
 
طبق تحقیقات،27 28 یکی از راه های مبارزه با بی‌خوابی اینست که ۴۵ دقیقه قبل از خواب به موسیقی کلاسیک گوش دهید. این نوع موسیقی فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک را کاهش می‌دهد و اضطراب، فشارخون و ضربان قلب را پایین می آورد. هم چنین شل کردن ماهیچه‌ها و دور کردن فرد از افکار منفی اثرات مثبتی بر خواب می‌گذارد.
 
موسیقی، هنر، سرگرمی، لذت، فرهنگ، تاثیرات موسیقی، تاثیرات موسیقی بر جسم، بیماری، صرع، آسیب های مغزی، فشار خون، میگرن، کاهش درد، موسیقی درمانی، قلب، بیماری قلبی، موسیقی و ضربه مغزی، سردرد، سیستم ایمنی بدن، تاثیر موسیقی بر سیستم ایمنی، استرس، کاهش استرس، کورتیزول، ترشح هورمون کورتیزول، تاثیر موسیقی بر صرع، درد زایمان، تاثیر موسیقی بر درد زایمان، تاثیر موسیقی بر حافظه، حافظه، هوش، یادگیری، IQ، تقویت حافظه، توانایی های شناختی، تمرکز و توجه، عملکرد ورزشی، موسیقی و عملکرد، بهره وری کاری
 

نتیجه‌گیری

 
همه تحقیقات علمی مثبت بودن اثر موسیقی را تأیید نمی‌کنند. در برخی پژوهش‌ها نشان داده شده است که موسیقی هیچ تأثیر خاصی و مثبتی بر انسان ندارد و یا حتی می تواند بر برخی جنبه های جسمی و ذهنی تأثیر منفی بگذارد. مثلاً گوش دادن به موسیقی آشنا در زمان مطالعه میزان درک مطلب را کاهش می‌دهد29. ولی بیشتر تحقیقات نتایج مثبتی داشته‌اند و در هیچ تحقیقی نتیجه و اثر منفی خاصی بر روی بیماران گزارش نشده است. البته در کل شواهد به دست آمده برای نتیجه‌گیری قطعی و کلی هنوز کافی نیست 30. توجه داشته باشید که نوع تأثیرات موسیقی بر انسان، برای هر فرد متفاوت است ولی به طور کلی بهتر است در صورتی که فرد حساسی هستید و احساساتتان زیاد تحت تأثیر موسیقی قرار می گیرد، از موسیقی های منفی، خشن و تند دوری کنید.

برگرفته از کیهان روان

چند راهکار ساده برای تقویت حافظه ظرف مدت ۱۰ روز

برخورداری از یک حافظه خوب همواره از دغدغه‌های افراد بوده است که می‌توان با چند راهکار ساده ظرف مدت ۱۰ روز به آن دست یافت.

انسان امروز به دلیل مشغله‌های بسیاری که دارد گاهی دچار فراموشی شده و حافظه‌اش کمرنگ می‌شود به طوری که برخی اوقات حتی چیز‌های کوچک را هم به خاطر نمی‌آورد و اگر این فراموشی‌ها ادامه یابد می‌تواند تبدیل به یک دغدغه برای افراد شود.

در ادامه چند راهکار ساده ارائه شده است که می‌تواند به شما کمک تا ظرف مدت ۱۰ روز حافظه خود را تقویت کرده و ذهنتان را تیزتر کنید.

روز اول: یادگیری سریع را امتحان کنید

یادگیری چیز جدید یک راهکار عالی برای تقویت عملکرد مغز است که آن هم روش‌های خاص خود را دارد؛ یکی از نکات اصلی یادگیری این است که مواردی را که حواس شما را پرت می‌کنند، حذف کرده و در عوض سعی کنید آنچه که از پیش در ذهن دارید، تثبیت کنید.

نباید در یادگیری حالت منفعل داشته باشید، تلاش کنید در زمینه یادگیری فعال باشید؛ برای این منظور می‌توانید با یکی از دوستان خود یادگیری را تمرین و تکرار کنید. قبل از شروع یک جلسه یادگیری، لحظاتی را به یادآوری آنچه آخرین بار آموخته اید، بپردازید.

افکار و حالت بدن شما می‌تواند در روند یادگیری تاثیرگذار باشد، بنابراین سعی کنید حالت بدن خود را تغییر داده و با یک نفس عمیق تصمیم به یک یادگیری آگاهانه بگیرید تا شاد و کنجکاو باشید.

تقویت حافظه

تدریس یکی دیگر از روش‌های خوب یادگیری است، اگر می‌خواهید آنچه آموخته‌اید در ذهن و حافظه‌تان تثبیت شود، تدریس کنید.

اگر برای خود زمان شروع را در تقویم ثبت نکنید، شانس خوبی برای موفقیت در زمینه یادگیری و تقویت حافظه نخواهید داشت؛ از این رو تلاش کنید در طول روز حتی به مدت ۱۰ دقیقه زمان برای یادگیری اختصاص دهید.

نقد و تحلیل آنچه آموخته‌اید نیز بسیار موثر است، سعی کنید پس از پایان هر جلسه یادگیری، یک تحلیل سریع نسبت به آنچه آموخته‌اید داشته باشید.

روز دوم: مورچه‌های ذهن خود را بکشید

صدا‌هایی در ذهن شما وجود دارد که مدام به شما می‌گوید نمی‌توانید کاری را که روی آن تمرکز کرده‌اید، انجام دهید؛ روی آن افکار منفی خودکار متمرکز شده و دوباره با آن‌ها صحبت کنید؛ اینکه شما قبلا در انجام کاری موفق نبودید به این معنا نیست که دوباره شکست خواهید خورد.

روز سوم: سوالات خود را مطرح کنید

در مورد قدرت سؤالات غالب تأمل کنید، آن موارد منفی که شما هر روز به صورت ناخودآگاه از خودتان می‌پرسید. سوالات را مشخص کنید و به این فکر کنید که چگونه می‌توانید آن‌ها را تغییر دهید؛ مثلا به جای اینکه از خود بپرسید: “چرا هرگز نمی‌توانم این کار را انجام دهم؟ “، اینطور سوال کنید که “چگونه می‌توانم از این اطلاعات استفاده کنم؟ “یا “چگونه می‌توانم این را بهتر انجام دهم؟ “

تقویه حافظه

روز چهارم: به رویا‌های خود بیشتر فکر کنید

اندیشیدن به رویاهایتان یکی از راه‌های موثر آموزش مغز و تقویت حافظه است. تکرار جملاتی از قبیل اینکه “من ادامه خواهم داد” بسیار تاثیر گذار است. در مرحله بعدی، با جملات دیگری مانند “من می‌توانم با اطمینان یاد بگیرم” یا “من یک کار عالی خواهم کرد” به آموختن ادامه دهید. آن را ببینید، آن را احساس کنید، به آن ایمان داشته باشید و سپس برای آن کار کنید.

روز پنجم: هدف خود را مشخص کنید

هدفتان چیست؟ چه چیزی را می‌خواهید با جهان به اشتراک بگذارید؟ این همان چیزی است که باید به شما انگیزه دهد. به یاد داشته باشید که چه کسی روی شما حساب می‌کند تا در فکر خود بی حد و مرز باشید. این می‌تواند خانواده، دوستان یا همکاران شما باشد؛ به این فکر کنید که چگونه آموزش مغز شما باعث بهبود زندگی آن‌ها خواهد شد. اکنون هدف خود را پیدا کرده‌اید.

روز ششم: یک عادت سالم را شروع کنید

یک عادت سالم ایجاد کنید که شما را به سمت موفقیت سوق دهد. این می‌تواند چیزی شبیه به ورزش روزانه یا ترک میان وعده باشد؛ و آن را به مراحل کوچک و ساده تقسیم کنید. به یاد داشته باشید، اگر در مورد خواسته‌تان سماجت به خرج دهید می‌توانید به آن برسید و اگر سازگار باشید می‌توانید آن را حفظ کنید.

روز هفتم: مغز خود را تغذیه کنید

داشتن یک رژیم غذایی سالم، مغز شما را تغذیه می‌کند. از خود بپرسید که آیا غذایی که میل می‌کنید، به شما انرژی می‌دهد یا انرژی‌تان را از بین می‌برد، سپس دستور‌العمل‌هایی را برای استفاده از غذا‌های تقویت کننده مغز مانند آووکادو، زغال اخته، کلم بروکلی، شکلات تلخ، تخم مرغ، سبزیجات، سالمون و گردو به کار گیرید.

تغذیه

روز هشتم: چگونه گوش کردن را بیاموزید

هرگونه حواس پرتی مانند موسیقی یا علائم هشدار دهنده تلفن خود را حذف کنید. منبع صدایی را که می‌شنوید بیابید، سپس با دقت گوش کنید و سعی کنید آنچه را که گفته می‌شود، پیش بینی کنید تا کاملا درگیر شوید و بعد آنچه را که گفته شد بازبینی کرده و بر روی آن تأمل کنید.

روز نهم: واژه امر را به یاد داشته باشید

کلید واژه امر (انگیزه، مشاهده و روش‌ها) حافظه شما را تقویت می‌کند. مثلا اگر با اشخاص جدیدی آشنا شدید، انگیزه شما برای یادآوری نام آن‌ها چیست و در مورد آن‌ها چه نظری دارید؟ به یاد داشته باشید منظور از حافظه خوب، توجه است نه حفظ کردن. روش‌های حافظه را مانند یادآوری نام افراد از طریق ارتباط دادن آن‌ها با چیزی، تمرین کنید. اسامی را به افراد غریبه‌ای که می‌بینید اختصاص دهید و تعداد زیادی از آن‌ها را به خاطر سپرده و آزمایش کنید.

روز دهم: خواندن را جدی‌تر تمرین کنید 

خواندن یک تمرین عالی برای ذهن شماست. با خواندن تنها یک کتاب می‌توانید چندین دهه تجربه کسب کنید؛ زمانی را به خواندن روزانه اختصاص دهید حتی اگر فقط ۱۰ دقیقه باشد. کتابی را که می‌خواهید بخوانید انتخاب کنید، یک تایمر را به مدت ۱۰ دقیقه تنظیم کنید و همه حواس پرتی‌ها را کنار بگذارید و هر روز برنامه ریزی کنید. آن را در تقویم خود به عنوان قرار ملاقات با خود مشخص کنید.

بر گرفته از: باشگاه خبرنگاران جوان  yjc.ir

اهمیت عزت نفس در کودکان

اهمیت عزت نفس در کودکان

گرینبرگ در نظریه (مدیریت وحشی)  بیان می دارد، چون عزت نفس، ما را از اضطراب محافظت می کند به آن نیاز داریم (گرینبرگ 1992). وی در توضیح این مطلب اظهار می دارد: از بدو تولد تا اوایل کودکی، تنها اساس سلامتی و امنیت، مراقبتی است که از جانب والدین اعمال می شود. پس از مرحله نوزادی کودکان برای دریافت محبت و مراقبت بایستی خوب و ارزشمند جلوه کنند و تا زمانیکه کودک خوبی باشند، پاداش دریافت می کنند. در غیر این صورت خطر عدم مراقبت و پشتیبانی والدین، آنها را تهدید خواهد کرد. در نتیجه احساس امنیت با «خود مثبت» و احساس اضطراب و وحشت، با «خود منفی»، همراه می شود. از این زمان به بعد افراد برای خودداری از احساس اضطراب و وحشت باید باور داشته باشند که خوب و ارزشمند هستند. یعنی انسان برای مقابله با اضطراب به عزت نفس نیاز دارد.
با افزایش تواناییهای شناختی کودک، او می بیند، گاهی حتی والدین نیز نمی توانند وی را از پیامدهای خاص محافظت کنند. بدین ترتیب برای رهایی از اضطرابِ نابودی، اساس بالاتری از ارزش و حمایت بوجود می آید. خوشبختانه فرهنگ از طریق ارائه ارزش ها، نقش ها، تصور منصفانه نسبت به دنیا و امکان جاودانگی، چنین اساسی را فراهم می آورد. کودک به تدریج در می یابد که درون بافت فرهنگی که نسبت به آن متعهد است، دارای ارزش و شایستگی است، به این ترتیب، برای فرد بزرگسال، عزت نفس، سپری در برابر اضطراب فرهنگی است (بامیسر 1396) .
نیاز به احساس ارزش و عزت نفس برای تعادل روانی و تکامل وجود فرد در شرایط اجتماعی بسیار ضروری است. در صورت خدشه دار شدن ارضاء این نیاز در فرد، احساس حقارت و یا خود بزرگ بینی پدید می آید. دلیل اصلی احساس حقارت و خود بزرگ بینی را می توان در طرد شدن مستمر و مداوم از طرف والدین و دیگران دانست. (شاملو 1368،ص 141)
تحقیقات نشان داده است عزت نفس، نقش مهمی را برای روبرو شدن با مشکلات آینده، در کودکان و نوجوانان ایفا می کند. کودکی که احساس خوبی درباره خویشتن دارد، برخورد مناسب تری، با مشکلات آتی خود خواهد داشت. همان طور که عزت نفس بالا، جزئی از اجزاء سلامت روانی محسوب می شود، عزت نفس پایین نیز می تواند منشأ بسیاری از اختلالات روانی باشد.
روانشناسان معتقدند که احساس بی ارزشی عمیق، ریشه بسیاری از نابهنجاریهای روانی است که در بین افراد انسانی دیده می شود. (شاملو 1368، ص 141).
پپ و همکاران (1989) اظهار می کنند خود پنداره و به تبع آن عزت نفس، براساس ترکیبی از مسائل و موضوعاتی که در زندگی، برای ما اهمیت دارند، ساخته شده است. اگر فرد، زمینه هایی که در آن فعالیت داشته است، با ارزش بداند، عزت نفس کلی او بالا خواهد بود، در حالی که اگر وی آن زمینه ها را، بی ارزش بداند در مورد خودش، عقیده منفی خواهد داشت.
تفاوت عزت نفس با مفاهیم (اعتماد به نفس، خویشتن پذیری، خود پنداره)
تفاوت عزت به نفس با اعتماد به نفس:
اعتماد به نفس اساسا به انتظار غلبه ی موفقیت آمیز بر چالشها و رفع موانع اطلاق می شود، از سوی دیگر عزت نفس بر «حرمت نفس» و «احساس خود ارزشی» دلالت می کند. اعتماد به نفس یعنی اعتماد به اینکه فرد می تواند رفتاری را که برای پیامد مطلوب، مورد نیاز است، به نحو موفقیت آمیزی انجام دهد.
تفاوت عزت نفس با خویشتن پذیری:
عزت نفس به عنوان احترام و علاقه به خود احساس واقع گرایانه دارد. خویشتن پذیری به معنی قبول کردن خود است. این دو از لحاظ تجربی رابطه زیادی با هم دارند. به طور کلی خویشتن پذیری ممکن است برای عزت نفسِ بالا یک پایه اساسی و لازم باشد. (رابینسون 1976)
تفاوت عزت نفس با مفهوم خود پنداره:
مفهوم خود پنداره از عقاید فرد درباره خود است که بیشتر بر منبای توصیف است تا قضاوت. ولی عزت نفس به قضاوت و ارزیابیهای شخصی از خصوصیاتش اطلاق می شود.
ممکن است بعضی بخشهای خودپنداره خوب باید تلقی شود ولی بعضی از بخشها، نه خوب تلقی می شود نه بد. خودپنداره عبارت است از مجموعه ویژگیهایی که فرد برای توصیف خویش به کار می برد. اما عزت نفس عبارت از ارزشی است که اطلاعات درون خودپنداره برای فرد دارد.
کوپراسمیت چهار عامل را در تحول عزت نفس کودک مهم می داند. که عبارتند از:
الف) ارزشی که کودک از سوی دیگران، از طریق ابراز مهر و محبت، تحسین و توجه دریافت می کند.
ب) تجربه همراه با موفقیت کودک؛ مقام یا موقعیتی را که فرد خودش را در ارتباط با محیط می بیند.
ج) تعریف شخصی کودک از موفقیت یا شکست.
د) شیوه کودک در ارتباط با پسخوراند (بازخورد) منفی یا انتقاد.
بدون شک نقش والدین در هر کدام از موارد فوق بارز است.
همچنین میزان عزت نفس و شایستگی خود والدین حائز اهمیت است. چرا که این کودکان نظاره گر چگونگی در گیری والدین با مسائل زندگی، روش های آنان در رویارویی با دشواریها و میزان شایستگی آنها هستند. دادستان (1371) اظهار می کند «حرمت خود» یک تجربه شخصی است که به صورت لفظی و همچنین براساس رفتارهای معنی دار متجلی می شود.
زمینه های مختلف عزت نفس
عزت نفس اجتماعی: زمینه اجتماعی شامل عقاید کودک در مورد خودش، به عنوان یک دوست برای دیگران است. آیا کودکان دیگر او را دوست دارند؟ آیا افکار و عقاید او برای آنها ارزشمند است؟ آیا او را در فعالیتهایشان شرکت می دهند؟ آیا از ارتباط و تعامل با همکاران خود احساس رضایت می کند، به طور کلی کودکی که نیازهای اجتماعی اش برآورده شود، «صرف نظر از اینکه چه مقدار از آنها با آداب و اصو ل مورد قبول ملی مطابقت دارد» احساس خوبی در این زمینه خواهد داشت.

دانلود انواع پرسشنامه سنجش  عزت نفس

2-  مقیاس عزت نفس حیطه های خاص[۱] هیر و شوماکر

3-  مقیاس عزت نفس روچستر

4-  مقیاس عزت نفس روزنبرگ

5-  پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت

6-  چک لیست سنجش میزان عزت نفس کودکان پیش دبستانی

شیشه مربای من کجاست؟

شيشه ی مربای من كجاست⁉️

در دوران دانشجویی، پنیرتان را از یخچال مشترک خوابگاه کش رفته اند؟ راستش را بگویید آن سال ها با دیدن شیشه مربای هویج متعلق به یکی از دانشجویان، بی آن که به او بگویید، کمی از آن را نخورده اید؟!

نه شما “دزد” بودید و نه آن دانشجو یا دانشجویانی که پنیرتان را یواشکی برداشته بودند. اگر به جای پنیر یا مربا، داخل یخچال “پول” دیده بودید، آن را بر نمی داشتید و آن دانشجویان هم همین طور.

این، موضوعِ آزمایش دکتر دن آریلی است که در زمینه اقتصاد رفتاری پژوهش می کند. او در تعدادی از یخچال های خوابگاه دانشجویی دانشگاه MIT آمریکا 6 بسته کوکاکولا قرار داد. همه نوشابه ها ظرف 72 ساعت توسط دانشجویان برداشته شدند.

آریلی در ادامه به جای نوشابه، پول در یخچال ها گذاشت. همان دانشجویانی که نوشابه ها را برداشته و خورده بودند، به پول ها دست نزدند و سرانجام خود دکتر آریلی، پول ها را جمع کرد.

او آزمایش های بیشتری انجام داد. مثلاً در یک آزمایش به دانشجویان تعدادی سوال دادند؛ به آنها گفته شد به ازای هر پاسخ صحیح، مبلغی پول نقد می گیرند. به گروه دیگر گفته شد در قبال هر پاسخ صحیح، ژتونی می گیرند و می توانند آن ژتون را در همان اتاق، به پول نقد تبدیل کنند. نکته این بود که هر دانشجو، خودش تعداد پاسخ های صحیح اش را می شمرد و به ممتحن اعلام می کرد و بر اساس خوداظهاری، «پول» یا «ژتون قابل تبدیل به پول» می گرفت.*

فکر می کنید دانشجویان کدام گروه بیشتر مرتکب تقلب شدند؟ دانشجویانی که قرار بود پول بگیرند، کمتر تقلب کردند ولی گروه دیگر با ناراستی، نمرات خود را بیش از واقعیت اعلام کردند.
علت این است: انسان ها نسبت به “پول” حساسیت بیشتری دارند و اگر درستکار باشند، هرگز به “پول” دیگران تعدی نمی کنند اما این حساسیت در قبال اشیاء دیگری که آنها نیز ارزش پولی دارند، کمتر می شود؛ شاید اسم این پدیده را بتوان “دزدی ملایم” گذاشت.

آزمایش دانشجویان و پول و ژتون را مرور کنید: وقتی قرار بود “پول” بگیرند، کمتر تقلب می کردند ولی وقتی قرار بود “ژتون” بگیرند بیشتر تقلب کردند و حال آن که می دانستند می توانند آن ژتون ها را در همان اتاق تحویل دهند و در مقابلش پول بگیرند.

پیشنهاد فردی:
به عنوان یک انسان درستکار، حواس تان به این باشد که ممکن است در قبال اموال غیر پولی دیگران، حساسیت کمتری داشته باشید و ناخودآگاه به حقوق آنها تعدی کنید.

مثلاً وقتی حواس رئیس تان نیست، ممکن نیست یواشکی از جیب اش 10 هزار تومان بردارید (اصلاً در شأن شما نیست و حتی فکر کردن به آن هم توهین آمیز است) اما بارها و بارها از تلفن اداره برای کار شخصی تان استفاده کرده اید در حالی که تلفن همراه تان روی میزتان قرار داشت.

در واقع با این کار، از جیب مدیرتان حتی بیش از 10 هزار تومان نیز برای تلفن های شخصی تان برداشت کرده اید اما غیر مستقیم.

شما ممکن نیست از حسابداری شرکت تان 5 هزار تومان پول بردارید، ولی به راحتی یک دسته کاغذ را به خانه می برید.

مثال های دیگر: کارگری که پولی را مستقیم نمی دزدد ولی کم کاری می کند، مسافری که از پتوی مسافرتی که داخل پرواز به او داده اند خوشش آمده و آن را درون کیفش می گذارد، یک مشتری که کتی را می خرد و از آن خوشش نمی آید و آن را بدون کندن اتیکت به فروشنده بر می گرداند ولی نمی گوید که وقتی کت دستش بوده، گوشه ای از آن به لبه میز گرفته و نخ کش شده است، ناشری که کتاب دیگری را بدون اجازه اش چاپ می کند و … دهها مثال دیگر.

یادمان باشد که هر آنچه ارزش مالی دارد، درست مانند خود پول است و همان طور که در قبال پول و دزدی آن، حساس هستیم درباره دیگر چیزهایی که ارزش پولی دارند نیز حساس باشیم.

پیشنهاد سازمانی:
به عنوان صاحب یک کار و کسب، ساز و کارهای سازمانی را طوری بچینید که مراقبت از اموال سازمان نیز همانند مراقبت های پولی به رسمیت شناخته شود. به یاد داشته باشید که بسیاری از انسان های درستکار و شریف، در برابر اموال دیگران به اندازه پول دیگران حساس نیستند.

یک آمار نشان می دهد که زیان وارده از محل تقلب در بازگرداندن لباس ها به فروشگاه های لباس فروشی، از کل خرده دزدی ها در آمریکا بیشتر است.

پیشنهاد تربیتی:
به فرزندان خود، حفظ حقوق دیگران را به طور مشخص و با تعیین مصداق ها و گفتن مثال ها یاد دهید؛ به آنها بگویید که هر آنچه مشخصاً متعلق به خودشان نیست، اعم از پول و اشیاء دیگر، قطعاً متعلق به دیگری است و تنها با اجازه مشخص صاحبان آنها می توانند از آنها استفاده کنند.

📕 نابخردی‌های پیش‌بینی پذیر

✍ دن_آریلی

برای خودتان یک جریان مثبت ایجاد کنید

چگونه مثبت‌اندیشی را جایگزین بدبینی کنیم؟

تازمانی‌که جریان مثبتی را برای خودتان ایجاد نکنید،‌ اتفاقات منفی‌ می‌تواند بر شما غلبه کند. مغز ما برخلاف انتظار به‌گونه‌ای طراحی نشده که احساس شادی و خوشبختی را به صورت طبیعی ایجاد کند؛ بلکه برای حفظ بقا تکامل یافته است. بنابراین خودمان برای داشتن دید مثبت به زندگی، باید مغزمان را آموزش دهیم. همراه ما باشید، در این مقاله یاد می‌گیرید چگونه مثبت‌اندیش باشید و عینک منفی‌بافی و بدبینی خود را بردارید.
مغز در حقیقت مواد شیمیایی مؤثر در ایجاد احساس شادی مثل دوپامین، سروتونین و اکسیتوسین را برای زمان‌هایی که نیاز بقا وجود داشته باشد، نگهداری می‌کند و تنها جریان کوتاهی از آنها را منتشر می‌کند که به سرعت متابولیزه می‌شوند. بنابراین دراکثر مواقع، مخصوصا در پایان روزهای کاری پر از استرس، تعداد زیادی از مواد شیمیایی مؤثر در ایجاد احساسات ناخوشایند وجود دارند که باید با آنها مواد مربوط به احساس شادی را تحریک کنیم. دلایل زیادی برای منفی‌بافی مغز وجود دارد. احساس بد ناشی از کورتیزل، با هدف نیاز به بقا ایجاد می‌شود. این ماده به ما هشدار می‌دهد که مانعی در مسیر خواسته‌هایمان وجود دارد تا بتوانیم راه‌ جدیدی به سمت احساسات خوب پیدا کنیم، اما پس از آن، مغز ما مانع دیگری پیدا می‌کند. اگر بخواهیم مغزی را دنبال کنیم که صرفا برای بقا تکامل یافته، در اکثر مواقع احساس ناخوشایندی خواهیم داشت. خوشبختانه روش ساده‌ای برای جلوگیری از این منفی‌بافی طبیعی مغز وجود دارد.
مغز ما به گونه‌ای تکامل یافته که مشکلات را جستجو کند و در یافتن آنها مهارت دارد. برای مثال، زمانی‌که دوچرخه اختراع شد، خبرنگاران درباره‌ی زوال جامعه‌ی مدنی نگرانی‌هایی را ابراز کردند. آنها هشدار دادند که مردم به جای مکالمه‌های طولانی، به سادگی از محلی به محل دیگر حرکت می‌کنند و در نتیجه به‌جای گفتگوهای شبانه، از شدت خستگی به استراحت نیاز دارند. ما مغزی را به ارث برده‌ایم که به اجدادمان کمک می‌کرد تا تهدیدها را تشخیص دهد و به‌موقع واکنش نشان دهند. ما در یافتن تهدیدها مهارت داریم، حتی در زمان‌هایی که به دنبال پاداش هستیم.

برای خودتان یک جریان مثبت ایجاد کنید
منفی‌بافی بر شما غلبه خواهد کرد، مگر اینکه یک جریان مثبت برای خودتان ایجاد کنید. برای ایجاد این جریان باید سه مرتبه در روز به مدت یک دقیقه به دنبال چیزهای مثبت باشید. این کار را برای ۴۵ روز متوالی انجام دهید. با این کار به مغزتان آموزش می‌دهید که به دنبال چیزهای مثبت باشد؛ دقیقا همان‌طور که برای چیزهای منفی آموزش دیده است.
احتمالا تصور می‌کنید که در جهان آشفته‌ی پیرامون، چیزهای مثبت به اندازه‌ی کافی وجود ندارند. اما برای ایجاد آنها حتما نباید کارهای شگفت‌انگیزی مثل نجات‌دادن بچه‌های یتیم از ساختمان‌های درحال‌ سوختن انجام دهید. هر چیز مثبتی، هر اندازه کوچک هم که باشد، می‌تواند مسیر یافتن و ایجاد احساسات و حالت‌های مثبت را باز کند. فقط کافی‌ست که به خاطر نبود چیزهای ناخوشایند قدردان باشید تا ارتباطات عصبی توسعه پیدا کنند. شاید به نظر برسد در شرایطی که منفی‌ها بیشتر دیده می‌شوند،‌ جستجو برای مثبت‌ها کاری بیهوده باشد، اما حقیقت این است که زاویه‌ی نگاه ما اشتباه است و به اصلاح نیاز دارد.

اصلاح منفی‌ها
زمانی‌که جریان مثبت خود را ایجاد کنید، در حقیقت با قصد و نیت شخصی و انتظارات واقع‌بینانه، می‌توانید افکار منفی‌ را از خودتان دور کنید.
قصد و نیت شخصی درواقع همان لذت انتخاب گام‌ بعدی است. هرگز نمی‌توانید نتیجه‌ی کارهای خود را پیش‌بینی کنید؛ اما همیشه می‌توانید گام بعدی به سمت برآورده‌کردن نیازهای خود را انتخاب کنید.

انتظارات واقع‌بینانه
با اینکه وقتی تلاش‌های ما فورا به دستاوردهای قابل توجه ختم نشود، طبیعی است که احساس کنیم بقای ما در خطر است؛ می‌توانیم به خودمان یادآوری کنیم که بقای ما لزوما در خطر نیست. یادتان باشد بیشتر دستاوردهای انسانی، نتیجه‌ی تلاش‌هایی است که پاداش‌های فوری به همراه نداشته‌اند. اگر به نتایج مطلوبی نرسیده‌اید، می‌توانید انتظارات خود را مورد بازبینی قرار دهید و با انتظارات واقع‌بیانه‌تری قدم بعدی را بردارید.
شما بالاخره نتیجه‌ی کارهای‌تان را می‌بینید، انتظارات واقع‌گرایانه باعث می‌شود شما دست به کار شوید. به بیان دیگر، وقتی خودتان از نتایج کارتان راضی باشید، می‌توانید خودتان باعث ترشح مواد شیمیایی شادی‌بخش مغزتان شوید و منتظر محرک‌های جهان اطراف نباشید.