بایگانی دسته: انگیزشی و موفقیت

چطور باوجود همه‌گیری ویروس کرونا از زندگی لذت ببریم؟ ۱۳ راهکار واقعا اثربخش

چطور در دوران کرونا از زندگی لذت ببریم؟

سرعت شیوع ویروس کرونا به‌قدری زیاد است که می‌توان آن را به مبارزه‌ای ماراتن‌گونه تشبیه کرد. خیلی‌ها به‌دلیل مشکلات به‌وجودآمده، دچار افسردگی و اضطراب شده‌اند و دیگر مثل سابق شوروشوق زندگی ندارند؛ اما باید کمی به خود کمک کنیم و با وجود تمام مشکلات، از زندگی لذت ببریم. در این مقاله از چطور، روش‌هایی را پیشنهاد می‌کنیم که کمک می‌کنند با وجود همه‌گیری ویروس کرونا و پیامدهای آن، از زندگی لذت ببریم.

آندره بونیور، روان‌شناس بالینی و نویسنده، می‌گوید: «مردم مجبور نیستند تا زمان پیداشدن درمان کرونا همیشه با محدودیت‌های شدید زندگی کنند، اما باید بپذیریم که مجبوریم با وضعیتی جدید زندگی کنیم که کار ساده‌ای نیست.» بونیور می‌گوید بیشتر ما به‌دلیل زندگی با تهدید یکی از بیماری های ویروسی کشنده، اضطراب و استرس زیادی را تحمل می‌کنیم. «بلاتکلیفی» این وضعیت را بدتر می‌کند، چون نمی‌توانیم به خودمان بگوییم که پایانی برای این وضع وجود دارد.

سوزان سویفت، روان‌شناس بالینی می‌گوید: «بشر عادت به برنامه ریزی و پیش‌بینی خطرات دارد. ما می‌خواهیم بر آنچه اتفاق می‌افتد کنترل داشته باشیم و زمانی که چنین اتفاقی نمی‌افتد، تحمل شرایط برایمان بسیار دشوار می‌شود.»

۴ وسیله برای پیشگیری از ابتلا به ویروس کرونا

در ادامه، روش‌هایی ارائه می‌کنیم که کمکتان می‌کند یاد بگیرید در طولانی‌مدت، با وجود همه‌گیری ویروس کرونا، زندگی شادتر و آرام‌تری داشته باشید.

۱. اکنون بر واقعیت تمرکز کنید

یر واقعیت تمرکز کنید

دکتر سویفت معتقد است اگر از این شرایط چیزی آموخته باشیم، این است که همه‌چیز می‌تواند به‌طور مداوم تغییر کند. به نظر می‌رسد این همه‌گیری هرگز پایان نمی‌یابد، اما تمرکز روی جنبه‌های منفی شرایط فعلی باعث نمی‌شود که حالتان بهتر شود.

طبق گفته دکتر سویفت، طبیعی است که درمورد شرایط محتمل پیش رو فکر و برنامه‌ریزی کنیم؛ اما گاهی ناامید می‌شویم و حس می‌کنیم در وضعیت بسیار دشوار و بغرنجی گیر افتاده‌ایم. چنین حالتی و فاجعه‌انگاری شرایط موجود واکنش و پاسخ بدن شما به اضطراب و نگرانی است. مدیریت روزمرۀ «آنچه الان اتفاق می‌افتد» باعث می‌شود احساس کنید کنترل بیشتری بر امور دارید.

دکتر سویفت می‌گوید: «به‌چالش‌کشیدن و چهارچوب‌بندی مجدد افکارِ استرس‌زا به تلاش زیادی نیاز دارد؛ اما موفقیت در این کار کمکتان می‌کند با دید مثبت‌تر و امیدوارکننده‌تری به شرایط موجود نگاه کنید.»


۲. واقعیت‌ها را بدانید، اما انعطاف‌پذیر باشید

انعطاف پذیر باشید

وقتی پاسخی برای پرسش‌هایی از قبیل «بچه‌ها باید به مدرسه بروند؟» یا «لازم است به اداره بروم؟» وجود ندارد، برنامه‌ریزی برای آینده غیرممکن یا دست‌کم دشوار می‌شود. بونیور معتقد است بهترین راه برای کنارآمدن با این وضعیت تمرکز بر واقعیت‌ها و در عین حال انعطاف‌پذیربودن است.

واقع‌گرایانه به احتمال‌های ممکن فکر کنید؛ برای مثال، بازگشت به مدرسه چه مزایا و معایبی دارد؟ چه تصمیماتی برای خانواده من ممکن و چه تصمیماتی غیرممکن است؟ شرایط و ویژگی‌های خانوادگی خودتان را در نظر بگیرید و این موضوع را به خانواده‌های دیگر نیز تعمیم دهید.

باید در برابر تغییر انعطاف‌پذیر باشید. بونیور می‌گوید: «اشکالی ندارد در صورت تغییر شرایط و داده‌ها، ذهنیت و نظر خود را تغییر دهید. اگر درمورد چیزی مشاوره یا نظری دریافت کردید که باعث شد شرایط و مشکلات را از منظر دیگری ببینید، باید انعطاف به خرج دهید؛ برای مثال، ممکن است دریابید که فرزند شما با مدل مدرسه ترکیبی (حضوری و آنلاین) مشکل دارد و باید روش دیگری را امتحان کند.

زندگی مجموعه‌ای از تغییرات طبیعی است که بی‌اختیار روی می‌دهد. در برابر این تغییرات مقاومت نکنید، چون این کار فقط غم و اندوه در پی دارد. بگذارید واقعیت واقعیت باشد. بگذارید همه‌چیز به هر روشی که می‌خواهد به‌طور طبیعی جریان یابد.

لائوتسه

۳. برنامه روزمره ثابت ایجاد کنید

برنامه روزمره ثابت ایجاد کنید

بونیور معتقد است داشتن برنامه روزمره باعث آرامش روحی ما می‌شود، چون انرژی ذهنی را برای تمرکز روی کارهای دیگر آزاد کند. شاید به نظر برسد همه‌چیز از کنترلتان خارج است، اما چند راه وجود دارد که بتوانید دوباره به یک برنامه ریزی روزانه دست یابید؛ مثلا تصمیم بگیرید هر روز در چه ساعتی ناهار بخورید و در تقویم روی این یک مورد قلم بکشید تا مجبور نشوید درباره چنین مسئله کم‌اهمیتی فکر کنید.

به‌گفته بونیور، کودکان نیز برنامه‌ریزی و پیش‌بینی امور را دوست دارند. کاری کنید احساس کنند آنچه می‌دانند، قرار است امروز اتفاق بیفتد. این برنامه‌ریزی، که می‌تواند به‌صورت ساعتی انجام شود، ممکن است نیازمند مرزگذاری باشد. فراموش هم نکنید که انتظار زیادی از بچه‌ها نداشته باشید! می‌توانید از رنگ‌ها برای ارتباط با کودکان استفاده کنید و به آنها بفهمانید که مشغول کار هستید؛ مثلا فنجان قرمز روی میز کار نشانه این است که مامان مشغول کار است و نباید مزاحم او شد. بیشتر والدین هر روز با چالش‌هایی مانند «بچه‌ها باید ساکت باشند، چون من باید کار کنم» روبه‌رو هستند. پس راهی برای جذاب‌شدن رابطه‌تان با بچه‌ها پیدا کنید.

۴. ارتباط خود با ارزش‌ها و خواسته‌هایتان را حفظ کنید

ارتباط خود را با ارزش‌ها و خواسته‌هایتان حفظ کنید

بونیور می‌گوید: «واقعا روزگار سختی است و کمتر کسی احساس شادی و خوشبختی می‌کند؛ اما این بدان معنا نیست که نمی‌توانیم با تکیه بر اهدافمان، به احساس رضایت از دستیابی به خواسته‌هایمان برسیم.» تحقیقات انجام‌شده در زمینه احساس شادی نشان می‌دهد فقط خوشی و لذت نیست که باعث خوش‌حالی ما می‌شود؛ ارتباط با احساسات عمیق‌تری مثل احساس رضایت از دستیابی به اهداف و خواسته‌ها هم ما را خوش‌حال می‌کند.

به این فکر کنید که مهم‌ترین ارزش‌های شما در این مدت چیست و چگونه می‌خواهید آن را به خانواده و دوستانتان منتقل کنید؛ مثلا اگر فرزند دارید، آنچه را می‌خواهید آنها در این دوران یاد بگیرند در نظر بگیرید. شاید فرزندان شما در این مدت چیزهای خوبی یاد گرفته‌اند: یاد گرفته‌اند با انجام کارهای مختلف در اداره خانه کمک کنند، غذا را خودشان بپزند یا اینکه چگونه بعد از مشاجره عذرخواهی و استرسشان را کنترل کنند. خود ما هم شاید احساس همدلی عمیق‌تری داشته باشیم و بخواهیم به سایر افراد جامعه کمک کنیم. تمامی این‌ها دستاوردهایی است که می‌تواند باعث خوش‌حالی ما شود.

۵. شکرگزار باشید و بر جنبه‌های مثبت تمرکز کنید

بر جنبه های مثبت تمرکز کنید

بر داشته‌های مثبت خود تمرکز کنید، نه بر آن چیزی که ندارید یا خوب نیست. اینکه زندگی ما را به سمتی می‌برد که روی آن تمرکز کرده‌ایم، حقیقت شگفت‌انگیزی است. می‌توانیم دفترچه‌ای برداریم و همۀ چیزهای خوب و مثبتی را که در زندگی داریم در آن بنویسیم. به خاطر این نعمت‌ها شکرگزار خداوند باشیم. یاد بگیریم جنبه‌های مثبت چالش‌های گذشته خود را بشناسیم و قدردان آن باشیم.

شکر نعمت نعمتت افزون کند مولانا

۶. اشکالی ندارد اگر ناامید می‌شوید

در دوران کرونا، اشکالی ندارد اگر ناامید می‌شوید

بیشترِ رویدادها و مهمانی‌هایی که منتظرشان بودیم، از سفرهای خانوادگی گرفته تا جشن عروسی یا فارغ‌التحصیلی، یا لغو شده‌اند یا به‌شکل بسیار محدود برگزار می‌شوند. اشکالی ندارد اگر ناراحت و غمگین باشید. ما از اتفاقات خوب و معنادار در زندگی‌مان هیجان‌زده می‌شویم و اینکه مجبور به ترک آنها شویم واقعا وحشتناک است. بدانید که احساسات شما درست است و اشکالی ندارد اگر احساس ناامیدی کرده‌اید.

به این فکر کنید که آن مراسم‌ها و رویدادها قرار بود چه‌چیزی برایتان به ارمغان بیاورد. شاید می‌خواستید برای دورشدن از کار و عوض‌شدن حال‌وهوایتان به سفر بروید یا شاید منتظر زمانی برای بودن کنار خانواده و اقوام بودید. راه‌هایی بیابید که بتوانید خواسته‌ها و نیازهای خود را (به‌شکل ایمن) رفع کنید. البته شاید جایگزین‌کردن برخی از این‌ها ممکن نباشد و مجبور شوید آنها را به بعد از همه‌گیری ویروس کرونا موکول کنید.

۷. به یاد داشته باشید که این نیز بگذرد

دوران سخت کرونا گذراست

تصور کنید همه‌چیز سرانجام به پایان خواهد رسید و این روزهای سخت جایش را به روزهای بهتری خواهد داد. هیچ‌چیز دائمی نیست و برای همیشه ادامه ندارد، چه روزهای خوب و چه روزهای بد. اگر روزهای بدی را سپری می‌کنیم، باید بدانیم که قرار نیست تا ابد ادامه داشته باشد. این ما را امیدوار نگه می‌دارد.

دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور حافظ

۸. تحرک داشته باشید

تحرک داشته باشید

اضطراب و استرس بر بدن ما تأثیر می‌گذارد و بسیاری از افراد در چرخۀ واکنش به استرس مزمن قرار دارند. در نتیجه، ممکن است متوجه شوند دچار فشار عضلانی بیش از حد هستند یا نمی‌توانند به‌صورت عادی نفس عمیق بکشند یا حتی حالت تهوع دارند. عوارض جسمی استرس حتما باید برطرف شود. در غیر این صورت، ممکن است شما را دچار مشکل کند.

فعالیتی پیدا کنید که به آن علاقه دارید و هوشیاری را به بدن شما بازمی‌گرداند؛ مثلا وقتی می‌خواهید وسط کار کمی استراحت کنید، چند تمرین یوگا انجام دهید، هنگام گوش‌کردن به موسیقی نفس عمیق بکشید یا در پایان روز کمی پیاده روی کنید. هر روز به احساس و احوالتان توجه کنید.

۹. مراقب خود باشید

مراقب خود باشید

ورزش، تغذیه و خواب خوب و راحت سلامت بدن را تقویت می‌کنند که خیلی هم مهم است؛ اما باید مراقب روح و روانمان نیز باشیم و از اهمیت سلامت روان غافل نشویم. تمرین کنیم قضاوت نکنیم و همه را جوری که هستند بپذیریم، لبخند بزنیم، بخندیم، خوش بگذرانیم، مقایسه نکنیم، خواسته‌هایمان را کم کنیم، دوباره با طبیعت ارتباط برقرار کنیم، به موسیقی گوش کنیم، خوشبختی را تجسم کنیم، چیزهای جدید یاد بگیریم، در کلاس موردعلاقه‌مان ثبت‌نام کنیم، خلاق باشیم و معانی جدید کشف کنیم. همه این موارد به تغذیه و پرورش روح ما کمک می‌کند.

امروز زمانی را به بوییدن گل‌های رز اختصاص دهید. از این چیزهای کوچک در زندگی لذت ببرید: خانواده، همسر، دوستان، کار و… خارها. یعنی دردها و مشکلاتی را که برایتان ایجاد می‌شود فراموش کنید و از زندگی لذت ببرید.

برنارد کلوین کلاو

۱۰. در لحظه زندگی کنید

در لحظه زندگی کنید

گذشته‌ها گذشته است و برای تغییر آن هیچ کاری نمی‌توان انجام داد و آینده هنوز نرسیده است و هرگز نمی‌توانیم با اطمینان بگوییم چه‌چیزی انتظارمان را می‌کشد؛ بنابراین باید لذت همین لحظه را دریابیم، چون یگانه چیزی است که در حال حاضر داریم. از ناهاری که با حال خوب می‌خوریم لذت ببریم و فکر گردشی را که بعدا می‌خواهیم برویم از ذهن بیرون کنیم. به‌جای فکرکردن به مشاجره‌ای که هفته پیش با همسایه داشتیم، از دوش آب گرم لذت ببریم. وقتی حوصله فرزندمان سر رفته، با او بازی کنیم و چک‌کردن ایمیل را به زمان دیگری موکول کنیم. گل‌ها را ببوییم و به آواز پرندگان گوش دهیم. زندگی همین لحظه است. هیچ‌کسی تضمین نکرده که ما فردا را می‌بینیم؛ پس از این لحظه‌ها لذت ببرید!


۱۱. درخواست کمک نشانه قدرت است

درخواست کمک نشانه قدرت است

باور رایج این است که باید به‌تنهایی مشکلات و چالش‌های زندگی خود را رفع کنیم و در غیر این صورت، احساس ضعف می‌کنیم؛ اما درخواست کمک یکی از سخت‌ترین کارهاست و به شجاعت نیاز دارد؛ پس اگر انجام آن تا این حد دشوار است، توانایی انجام آن باید نشانه قدرت باشد.

در نگاه اول، شاید هدف بزرگی به نظر برسد که رسیدن به آن دشوار است؛ اما واقعا این‌طور نیست. ما باید هدف بزرگ را به هدف‌های کوچک‌تر تقسیم کنیم. برای رسیدن به هدف بزرگ، باید به اهداف کوچک‌تر برسیم و به‌خاطر دستیابی به آنها به خودمان جایزه دهیم. باید به‌خاطر این موفقیت احساس خوشبختی کنیم و سپس به‌سراغ هدف بعدی برویم. در این مسیر، اگر با موانعی مواجه شدیم، به یاد داشته باشیم که همیشه می‌توانیم از دیگران کمک بگیریم.

درخواست کمک نشانه قدرت و خرد است، نه ضعف.

شمیلا ویلسون

۱۲. بدانید که تنها نیستید

زندگی با احساسات کنونی‌مان ممکن است چالش‌برانگیز باشد؛ اما دانستن این موضوع که همه ما باهم و کنار هم هستیم، باعث آرامش خاطر در انسان می‌شود. همه ما در این شرایط دشوار باهم هستیم. واکنش‌ها و مشکلات هر کسی متفاوت است، اما همه ما تحت‌تأثیر مشکلات ناشی از همه‌گیری ویروس کرونا قرار داریم. دانستن اینکه تنها نیستید و این فقط مشکل شما نیست، دلگرم‌کننده است.

۱۳. بین زندگی شخصی و کار خود مرزبندی کنید

بین زندگی شخصی و کاری مرزبندی ایجاد کنید

با توجه به اینکه هنوز بیشتر ما دورکاری می‌کنیم، ممکن است تعادل بین کار و زندگی شخصی از بین رفته باشد. کار کِی تمام می‌شود؟ زندگی کِی شروع می‌شود؟ احتمالا جواب این سؤالات برایتان مبهم باشد و دیگر مرزی بین این دو وجود نداشته باشد. برای نجات از این وضعیت، باید فضای فیزیکی جداگانه‌ای برای کار ایجاد کنید تا با خروج از آن، بتوانید به زندگی شخصی خود برگردید.

برگرفته از: چطور. کام

19 ویژگی بیشعورها

19 ویژگی بیشعورها

19 ویژگی بیشعورها:

1- مراقبت خواهی

همیشه باید عده ای مثل نوکران دست به سینه از آنها مراقبت کنند.

2- اعتماد به نفس

از آنجایی که مسئولیت پذیر نیستند و هرگز خود را مقصر نمی دانند، از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند.

3- سرکوبی

بیشعورها به خود حق می دهند دیگران را سرکوب کنند اما کسی نمی تواند آنها را سرکوب کند.

4- تهاجم

نسبت به همه چیز حالت تهاجمی دارند؛ هنگام بیدار شدن، زمانی که از آنها انتقاد می شود…

5- تعصب فکری 

نسبت به بیشعوری خود تعصب دارند و با توجیه و دلیل تراشی در بیشعوری شان ثابت قدم اند.

6- وقاحت

هرگز در صف نمی ایستند. هرگز خواهش نمی کنند. همواره دستور می دهند. هرگز تحقیق نمی کنند. نیشدار و یا با دادزدن صحبت می کنند. دوست دارند کار دیگران را به اسم خودشان تمام کنند.

7- تسلط بر دیگران

اکثر بیشعوران به دنبال حداکثر بهره کشی از دیگران و تغییر دائم قوانین بر اساس منافع خودشان هستند.

8- عدم شادی و شوخ طبعی 

به هیچ وجه ظرفیت ندارند که با آنان شوخی کنید. به دنبال شاد کردن شما هم نیستند. به جای آن، تمسخر کردن، پوزحند زدن و به بدبختی دیگران خندیدن را دوست دارند.

9- انکار

بیشعورها انکار را نوعی هنر می دانند. معتقدند هرگز اشتباه نمی کنند و منکِر تمام مشکلاتی می شوند که آنها به وجود آورده اند.

10- ارعاب 

سعی می کنند با ترساندن و اسارت فکری دیگران، آنان را برده ی خود کنند.

11- عشق صرفا به خود 

یک بیشعور صرفا عاشق موقعیت، مقام، ثروت و نظرات خودش است. تنها عاشق خود است و بس.

12- بی معنی بودن فداکاری 

در قاموس بیشعور فداکاری معنایی ندارد.

13- در ارتباط با دیگران

عیب جو و به شدت دروغگو هستند.

14- شنونده های خوب

بیشعورها خوب به شما گوش میدهند تا نقاط ضعف شما را شناسایی و در زمان مناسب از آن سوء استفاده کنند.

15- غیر قابل اعتماد بودن 

دروغگویی و دسیسه کار آنهاست و هرگز نمیتوان به آنان اعتماد کرد.

16- خشم

بیشعورها پُر از خشم اند. اعتقاد دارند خشم بهترین ابزار برای پیشبرد اهدافشان است. هنگام بیدار شدن، وقتی از آنان طلب وام میکنید یا طلبتان را تقاضا می کنید، هوا بارانی باشد، قهوه شان سرد شود ….در بسیاری از این مواقع خشم خود را نشان می دهند.

17- غُر زدن

در بسیاری از موارد حتی اگر چیزی به نظر همه بدون اشکال و پسندیده باشد، باز غر میزنند.

18- شراکت

فقط شما را در بدبختی و تقصیرهایشان شریک می کنند نه در موفقیت و پول و مقام شان.

۱۹- استهلاک

گذر زمان آنان را خسته و فرسوده می کند و رفته رفته متقاعد می شوند شاید راه بهتری برای ادامه زندگی شان وجود داشته باشد.

منبع: کتاب بیشعوری ، شاهکار خاویر کرمنت

برگرفته از: brandnab.ir

چای سبز دشمن کروناست

چای سبز دشمن کروناست

تحقیق جدید: چای سبز دشمن کروناست

نتایج یک تحقیق علمی جدید در ایالات متحده آمریکا نشان می‌دهد چای سبز دارای ماده‌ای است که می‌تواند از تکثیر ویروس کرونا در سلول‌های انسانی و ابتلا به نوع شدید عفونت کروناویروس جدید (کووید-۱۹) جلوگیری کند.

به گزارش ایسنا، عصر ایران نوشت: «نتایج یک تحقیق جدید درباره ارتباط چای سبز با عفونت ویروسی کرونا که در مجله پزشکی BioRxiv در آمریکا منتشر شده، نشان می‌دهد ماده‌ای در چای سبز وجود دارد که می‌تواند با جلوگیری از اتصال نوع جدید ویروس کرونا به سلول‌های انسانی، از ابتلا به بیماری کووید-۱۹ به‌ویژه در انواع شدید و جهش‌یافته ویروس جلوگیری کند.

بر اساس یافته‌های این تحقیق، ماده‌ای به نام «اپی‌گالوکاتکین گالات» (EGCG) موجود در چای سبز حتی می‌تواند تا حد زیادی در جلوگیری از ابتلا به نوع جهش‌یافته ویروس کرونا که طی ماه‌های گذشته نگرانی گسترده‌ای را در دنیا سبب شده، موثر باشد.

در این مقاله علمی تاکید شده است می‌توان از چای سبز به‌عنوان یک روش پیشگیرانه ارزان و ایمن در برابر  ابتلا به عفونت ویروسی کرونا استفاده کرد.

محققان اظهار داشتند که چای سبز که مصرف آن در کشورهای آسیایی به‌ویژه در آسیای شرقی رواج دارد، دارای خواص ضد التهابی است و با pH اسیدی بالایی که دارد می‌تواند به کاهش خطر ابتلا به علائم شدید کووید-۱۹ کمک کند.

ماده «اپی‌گالوکاتکین گالات» که در چای سبز وجود دارد مانع اتصال ویروس کرونا به گیرنده‌های غشای سلولی بدن انسان به نام ACE2 می‌شود و از این طریق از تکثیر ویروس در بافت‌های بدن جلوگیری می‌کند.

ACE2 آنزیمی متصل به سطح خارجی (غشای سلولی) شامل سلول‌های ریه، شریان‌ها، قلب، کلیه‌ها و مخاط و روده‌هاست و در بیمارانی که به کرونا به‌ویژه از نوع شدید آن مبتلا می‌شوند، این آنزیم در نقش گیرنده ویروس کرونا در سطح بافت‌های مختلف آنها و پیشرفت تکثیر ویروس در بدن آنها به‌ویژه در ریه‌ها عمل می‌کند.

برگرفته از : ایسنا

 هودی و سویشرت
فروشگاه هودی و سویشرت
پرسشنامه استاندارد

 تحلیل آماری

نقش و اهمیت خانواده چیست؟

نقش و اهمیت خانواده چیست؟

اگر دنبال داشتن یک خانواده موفق و پیشرو هستیم باید با قوانین آن هم آشنا باشیم، پس اول باید نقش خانواده را بشناسیم.

در ادامه به اهمیت خانواده در روانشناسی و جامعه شناسی می پردازیم.

۱- خانواده بستری برای روابط آینده فراهم می‌ کند

اولین روابط کودک با والدین و خواهر و برادرش شکل می ‌گیرد. این روابط چه سالم باشد و چه نباشد، الگویی برای شکل ‌گیری روابط آینده هستند.

اگرچه این تصمیمی آگاهانه نیست، اما خوب یا بد افراد اغلب شریک و دوست خود را بر اساس شباهتشان به خانواده انتخاب می ‌کنند که پویایی خانوادگی خود را دارند و باورهای خود درباره روابط و خود را تقویت می ‌کنند.

در واقع اهمیت خانواده در نحوه ارتباطات فرزندان در جامعه خود را نشان می دهد.

۲- در زمان ‌های پر چالش، افراد به خانواده‌ ای نیاز دارند که بتوانند به آن اعتماد کنند

وقتی ‌شرایط زندگی سخت می‌ شود، افراد به حمایت نیاز دارند که این می ‌تواند عاطفی یا مالی باشد.

کسی که به خانواده اعتماد دارد و در آن مورد محبت و تشویق قرار می ‌گیرد، در روزهای سخت به خانواده خود متوسل می‌ شود

احساس پذیرفته شدن و درک این دوره بحران شخصی، نیاز اساسی برای هر فرد است. همه خانواده ‌ها می‌ توانند این شرایط را فراهم کنند.

۳- خانواده می ‌تواند منبع اصلی محبت و تشویق باشد

اهمیت خانواده از نظر روانشناسی تاثیر شگرف آن بر ایجاد سلامت روانی بچه ها و دیگر اعضای خانواده است.

در مواقع خوب یا بد‌، خانواده‌ ها می ‌توانند محبت و تشویقی را که یک شخص نیاز دارد را فراهم کنند. یافتن دوست یا هدف در بزرگسالی دشوار است. اگر شخصی خانواده‌ ای مستحکم داشته باشد، همیشه می‌ تواند عشق و حمایت مورد نیاز خود را دریافت کند.‌

با تکیه بر خانواده، فرد انگیزه و شجاعت موفقیت را پیدا خواهد کرد. از طرف دیگر، اگر شخصی از ساختار خانواده محبت و حمایت دریافت نکند، احساس تنهایی، احساس افسردگی و ناامیدی می ‌کند.

۴- خانواده‌ ها حس تعلق به چیزی بزرگ‌تر از خود را پرورش می‌ دهند

خانواده های ایرانی قطب سنت و رسم و رسوم هستند. بسیاری از خانواده‌ ها با بازگو کردن داستان ‌هایی از گذشته، سنت‌های خود را سالیان سال ادامه می ‌دهند.

به این ترتیب بین اعضای خانواده ارتباطاتی ایجاد می ‌شود که در جای دیگری آن را نمی ‌یابند. فردی که در این نوع خانواده‌ ها بزرگ می ‌شود‌، احساس می ‌کند به چیزی بزرگتر از خودش تعلق دارد.

او به عضویت در جامعه ‌ای که سختی‌ ها و پیروزی ‌ها را پشت سر گذاشته‌، افتخار می‌ کند.

۵- افرادی که در خانواده ‌هایی با روابط نزدیک پرورش می یابند در طول زندگی خود روابط سالم ‌تری برقرار می ‌کنند

تحقیقات این موضوع را ثابت می‌کنند که افراد در خانواده‌ هایی با ارتباط نزدیک به هم، در ادامه زندگی از روابط نزدیک لذت می برند.

علم روانشناسی یک تحقیق طولانی ‌مدت را در سال ۲۰۱۶ را منتشر کرد که به بررسی روابط مردها پرداخته بود. محققان دریافتند مردانی که در خانواده ‌های پرورشی بزرگ شده‌ اند روابط قوی ‌تری دارند نسبت به مردانی که خانواده پذیرنده ندارند.

آنها احساسات خود را به خوبی مدیریت کرده و ارتباط نزدیکتری با شریک زندگی خود برقرار می‌ کنند.

۶- روابط خانوادگی با سلامت روانی فرد مرتبط است

در روانشناسی خانواده مطالعات زیادی در مورد اهمیت صرف زمان با خانواده، به ویژه زمان صرف شام انجام شده ‌است. البته خانواده‌ ها حتی اگر هر شب با هم شام نخورند، هنوز هم می‌ توانند سالم باشند، یک همبستگی بین این زمان و رفاه یک فرد وجود دارد.

طبق تحقیقات یک مطالعه درباره اهمیت خانواده در روانشناسی، کودکانی که با خانواده ‌های خود غذا می‌ خوردند، به احتمال کمتری نشانه ها و علائم افسردگی را نشان می ‌دادند.

از طرف دیگر، تحقیقات نشان می‌دهند که روابط خانوادگی منفی نیز می ‌تواند مشکلات روانی را تحریک یا تشدید کند.

۷- اوقات باکیفیت با خانواده به عملکرد تحصیلی بهتر مرتبط است

اهمیت خانواده در زندگی تحصیلی بچه ها تاثیر مستقیم دارد و می تواند آینده شخصی آنها را جهت دهی کند.

مرکز ملی اعتیاد و سو مصرف مواد مخدر در دانشگاه کلمبیا یک سری مطالعات در مورد زمان شام خانوادگی انجام داد.

یک مطالعه نشان داد کودکانی که کمتر از سه بار با خانواده خود شام می ‌خورند، در مدرسه دو برابر احتمال افت تحصیلی را دارند. از طرف دیگر، کودکانی که ۵-۷ بار در هفته با خانواده خود شام می‌ خورند بسیار بهتر عمل می‌ کردند

مطمئنا، عوامل دیگری نیز در این زمینه نقش دارند، اما خانواده ‌هایی که برای یک شام ارزش قائل هستند، احتمالا برای سایر تعاملات خانوادگی مثبت ارزش قائل هستند.

۸- خانواده ‌ها درس های مهم زندگی را می ‌آموزند

یادتان باشد اهمیت به خانواده یعنی اهمیت به کسب موفقیت فردی اعضا و موفقیت یک جامعه.

خانواده اولین جایی است که کودکان می ‌آموزند چگونه احساسات خود را مدیریت کنند با دیگران تعامل داشته و ارتباط برقرار کنند

همچنین اولین مکانی است که کودکان عواقب مثبت یا منفی را می ‌آموزند. والدین وظیفه راهنمایی فرزندان خود را دارند و دروس زندگی را برای سال های بعد به او یاد می ‌دهند. این درس ‌ها بخش عمده ‌ای از جهان بینی فرد و چگونگی اعتقاد او به جهان را شکل می‌ دهد.

۹- خانواده ‌ها ارزش ‌ها را می ‌آموزند

در کنار درس‌ های زندگی، افراد یک سیستم ارزشی را در ساختار خانواده خود می ‌آموزند. آنها آنچه خانواده‌ شان درست یا غلط تعریف می ‌کنند و همچنین موارد مهم جامعه را یاد می‌ گیرند.

این ارزش ها ریشه دوانده و بخشی بنیادی از هویت فرد را تشکیل می‌ دهند. ارزش ها بر چگونگی رفتار فرد با دیگران، دیدگاه خود نسبت به خود و اهداف خود در زندگی تأثیر می‌ گذارند.

۱۰- خانواده ‌های سالم ستون فقرات یک جامعه سالم را تشکیل می ‌دهند

وقتی خانواده‌ ها قوی‌ هستند، طبیعتا جامعه نیز قوی می‌ شود. تعریف “سالم” یا “خوب” غالبا مورد بحث و جدل است.

مطالعات بی‌ شماری تأثیرات فرزند خواندگی، روابط LGBTQ +، خانواده ‌هایی با چندین قومیت و غیره را بررسی کرده ‌اند. جامعه عمیقا در قدرت خانواده‌ ها سرمایه ‌گذاری کرده‌ است، چون در این میان اثر دومینو وجود دارد.

اگر خانواده‌ ها خوب عمل نکنند، یک ملت رنج خواهد برد. اگر خانواده ‌ها شاد و سالم باشند، منافع ملت تامین می‌ شود

همین عبارت بالا نشان دهنده اهمیت خانواده در جامعه و سرنوشت یک کشور می باشد.

اهمیت خانواده از نظر روانشناسی چیست؟

مشاوره خانواده آنلاین و تصویری در ویکی روان

روانشناسی تاکید زیادی به درک نقش خانواده در زندگی فردی و اجتماعی دارد و در طی جلسات مشاوره روانشناسی خانواده راهکارهای زیادی برای بهبود روابط میان فردی ارائه می دهد.

به همین دلیل درک بیشتر اهمیت خانواده در روانشناسی بسیار بسیار مفید خواهد بود. برای نمونه، کمک به اعضای خانواده می‌ تواند اشکال مختلفی داشته باشد، از جمله:

۱- پشتیبانی عاطفی

اینکه ما احساس بهتری داشته باشیم، در لحظات شاد با هم شریک می‌ شویم.

۲- مورد عزت و احترام بودن

اینکه ما در مورد خودمان احساس خوبی داشته باشیم، وقتی کاری را به درستی انجام نمی ‌دهیم کمک ‌کننده می ‌باشد.

۳- پشتیبانی شبکه ارتباطی

احساس تعلق برای خانواده‌ ها بسیار مهم است، بنابراین شما به نوعی پایگاه خانه ‌ای دارید، جایی که احساس می ‌کنید پذیرفته شده ‌اید و به آن تعلق دارید‌.

۴- پشتیبانی اطلاعاتی

می توان کارهایی را انجام داد که توسط دیگران در یک محیط خانوادگی دیگر انجام شده باشد.

۵- پشتیبانی ملموس

نقش خانواده در حمایت ها و پشتیبانی ها بسیار ملموس است، مواردی مانند پشتیبانی مالی و بسته ‌های مراقبتی از خانه.

برگرفته از ویکی روان

پرسشنامه استاندارد

۸ واقعیت عجیب درباره ذهن

ذهن یک پدیده مرموز و دست نیافتنی است. مطلب زیر، عجیب‌ترین واقعیت‌های مربوط به ذهن شما را بیان می‌کند و همچنین به شما راه‌هایی را برای فهمیدن و برخورد با این واقعیات ارائه می‌دهد.

۱. هیچکس دقیقاً نمی‌داند ذهن چیست و مغز چگونه به وجود می‌آید؟

اینکه ذهن اصلا وجود خارجی دارد موضوعی تعجب آور است. چگونه چیز‌هایی مانند فکر و شعور متعالی توسط محدوده ژلاتینی که همان مغز درون جمجمه است، ساخته می‌شود. نکته اینجاست که هیچکس از این موضوع اطلاعی ندارد، زیرا ذهن توسط مغز ایجاد شده و می‌تواند مستقل از آن عمل کند، اما حقیقت این است که ذهن حتی می‌تواند مغز را تغییر دهد.پس, اصلا تعجب نکنید.

۲. “تفکر کردن” در واقع نوعی صحبت کردن با خود هم محسوب می‌شود

یک روش مفید برای تفکر، توصیف آن به عنوان روشی برای صحبت کردن با خود است که این نشان می‌دهد “تفکر” و “گفت و گو با خود” یک چیز هستند، از این رو کاری که می‌توانید انجام دهید این است که بفهمید چه چیزی در ذهن می‌گذرد و چه حرف‌هایی با خودتان می‌زنید.

۳. شما می‌توانید ذهن خود را در محل کار تماشا کنید

بدون هیچ گونه دستکاری در جمجمه خود، با استفاده از هوشیاری آگاهانه می‌توانید در تماشای ذهن مهارت پیدا کنید. “شما می‌توانید از دنیای بیرون نظاره گر ذهن خود باشید،به طوری که گویی شاهد اتفاقاتی هستید که برای شخص دیگری رخ می‌دهد و یا تجربه می‌کند.

ذهن و تجربه با یکدیگر تفاوت هایی دارند، به طوری که ذهن شما متوجه احساسات می‌شود و نسبت به آن‌ها واکنش‌های عاطفی دارد.

چرا این موضوع مهم است: توجه به عادت‌ها و فعالیت‌های ذهنی (تخیل ها، داستان ها، ایده ها) اولین قدم برای آرامش یا تغییر ذهن شماست. ایجاد یک “خود مشاهده کننده” نیز برای نظارت بر اقدامات شما حیاتی است.

کاری که می‌توانید انجام دهید: برای پرورش خود مشاهده کننده، به صحبت‌هایی که با خود می‌کنید توجه کنید. آیا شما بار‌ها و بار‌ها نگران یک چیز تکراری هستید؟ آیا شما با خود به روشی دلگرم کننده صحبت می‌کنید یا به صورت آسیب زا؟ به صحبت‌هایی که با خود می‌کنید گوش دهید و ذهن خود را در محل کار خواهید دید. در برهه‌ای از زمان، ممکن است تصمیم بگیرید و هر عادت فکری را که مانع پیشرفت شما می‌شود، تغییر دهید.

۴. ذهن یک چیز آزاد است که اگر دست آن را باز بگذاریم به سمت خواسته‌های خود می‌رود

آیا تا به حال توجه کرده اید که ذهن شما می‌تواند یک سیرک سه حلقه‌ای باشد؟ این موضوعی است که حتی توسط یک نویسنده بودایی مورد بررسی قرار گرفت به طوری که  او  موارد عجیب و غریبی را توصیف کرد که وقتی به ذهن خود نگاه می‌کنیم ممکن است آن ها را ببینیم.

 گاهی اوقات اتفاق افتاده است که با افکار ناگهانی و تکان دهنده ای  روبرو شده اید که حالتی دیوانه کننده را به شما منتقل کرده اند و در این میان,  ذهن شما همانند یک فرد دیوانه ای شده است که به راحتی جیغ می کشد؛ به طوری که کاملا از کنترل خارج و ناامید شده است اما مشکلی نیست. زیرا با تمامی این تفاسیر, شما دیوانه‌تر از دیروز نیستید و تا بوده همیشه این بوده است، اما ممکن است که هرگز متوجه آن نشوید.

شاید تا به حال دیده اید که برخی از افراد ذهنیتی مانند میمون دارند و فهمیدن این موضوع برای دیگران اطمینان بخش است، چرا که چنین ذهنیتی پر از تصورات, داستان ها, تخیلات وحشی و افکار مضحکی است که در وجود اغلب افراد مشاهده می شود اما همه این ها می توانند مفید هم باشند. زیرا خود ذهن هم دارای یک ذهن است و قابل کنترل نیست اما باز هم اشکالی ندارد و فقط حواستان باشد که آن را مدیریت کنید.

کاری که می‌توانید انجام دهید این است که وقتی متوجه شدید ذهن شما در حال داستان پردازی و پرورش  افکار و تخیلات است، با خود بگویید: این‌ها “فقط فکر” هستند و  این برچسب زدن ها هم به شما کمک می‌کنند تا گفت و گوی ذهنی خود را بهتر مشاهده کنید و آن را کمتر جدی بگیرید و در این میان, خود را آرام کنید که  این روش مدیتیشن ذن است و می‌توانید در تمام طول روز هم از آن استفاده کنید.

۵. ذهن شما می‌تواند مغزتان را تغییر دهد

 ذهن و افکار شما می‌توانند مغز شما را تغییر دهند! و شاید به نظر عجیب برسد. اما بدانید در حالی که الگو‌های فکری جدیدی ایجاد می‌کنید، در واقع مغز خود را دوباره سیم پیچی می‌کنید و هرچه بیشتر یک عادت فکری جدید را تمرین کنید، همان نورون‌ها بیشتر یاد می‌گیرند که با هم کار کنند و در حقیقت, با یکدیگر سیم پیچی می‌شوند. در واقع، فعالیت ذهنی اراده شده، می‌تواند عملکرد مغز را به وضوح و به طور سیستماتیک تغییر دهد.

کاری که می‌توانید انجام دهید: گفت و گوی با خود را عمداً تغییر دهید. به عنوان مثال، اگر وقتی اشتباه می‌کنید در ناامیدی و عصبانیت غرق می‌شوید، تمرین کنید که به خود بگویید:” اشتباهات فقط بخشی از زندگی است. من آگاهانه تلاش خواهم کرد تا از اشتباهاتم درس بگیرم. ” یا صحبت‌هایی را که می‌خواهید در یک شرایط خاص با خود داشته باشید، بنویسید، سپس در صورت لزوم آن را برای خود بخوانید.


۶. کلمات احساسی ساده می‌توانند ذهن شما را آرام کنند و مغز شما را تغییر دهند

غمگین، مشتاق، خشمگین. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که برچسب زدن به هر احساسی که باعث پریشانی شما می‌شود، می‌تواند احساس ناراحتی شما را کاهش دهد و به شما کمک کند کنترل بیشتری روی احساسات خود داشته باشید. اتصال یک برچسب به یک احساس، فعالیت مغز شما را از منطقه جنگیدن یا پرواز به منطقه تفکر منتقل می‌کند. کاری که تنها یک کلمه می‌تواند انجام دهد، حیرت انگیز است.

کاری که می‌توانید انجام دهید: به این فکر کنید که چه احساسی شما را اذیت می‌کند. کلمه‌ای را پیدا کنید که آن احساس را توصیف کند و سپس خواهید دید احساسات شما فروکش می‌کنند.

۷. مغز شما سوگیری منفی دارد، اما ذهن شما می‌تواند به او خوش بخت بودن را بیاموزد

اصطلاح “سوگیری منفی” به تمایل مغز برای واکنش شدیدتر نسبت به چیز‌های بد مانند خطرات، تهدیدها، اشتباهات یا مشکلات نسبت به چیز‌های خوب مانند لذت، فرصت و شادی اشاره دارد. گرچه سوگیری منفی با هشدار دادن به ما در مورد تهدید‌های احتمالی به بقای انسان کمک کرده است؛ اما آرامش، لذت بردن از زندگی و خوشبختی را برای ما دشوارتر کرده است.

خوشبختانه ذهن شما می‌تواند مغز شما را برای شادتر کردن تربیت کند. تمرکز بر جنبه‌های و تجربیات مثبت زندگی در واقع ساختار‌های عصبی جدیدی را در مغز ایجاد می‌کند. این یک واقعیت باور نکردنی دیگر است که ذهن شما می‌تواند مغزتان را به سمت بهتر شدن تغییر دهد.

کاری که می‌توانید انجام دهید: حواستان به تجربیات خوشایند یا خوش حال کننده باشد. آن‌ها را در پس زمینه ذهن خود داشته باشید. ۵ ثانیه یا بیشتر در این تجارب خود را غرق کنید. با این کار، مغز خود را اصطلاحا سیم کشی کرده و احتمال این را که در آینده موارد مثبت دیگری را در اطراف خود مشاهده کنید، افزایش می‌دهد.

۸. یادگیری چیز‌های جدید مغز شما را تغییر می‌دهد، حتی اگر پیر باشید

غنی سازی ذهن خود با یادگیری چیز‌های جدید، مغز شما را از نو می‌سازد. بر اساس تحقیقات، یادگیری باعث تغییراتی در “محوطه حافظه” شما، یا همان هیپوکامپ می‌شود که این اثر پیر و جوان نمی شناسد. همان طور که الیور ساکس، متخصص مغز و اعصاب می‌گوید:”هر بار که ما یک مهارت قدیمی را تمرین می‌کنیم یا مهارت جدیدی را یاد می‌گیریم، ارتباطات عصبی تقویت می‌شوند.

کاری که می‌توانید انجام دهید: چیز‌های جدید بیاموزید، مهارت‌های قدیمی و جدید را تمرین کنید و بدانید که کار شما نتیجه خواهد داد.

البته همه چیز دو رو دارد. می‌توانید ذهن خود را طوری شکل دهید تا منجر به بدبخت شدنتان شود؛ البته امیدواریم این کار را نکنید. اگر فکر کردن به روش‌های سازنده برای شما دشوار است، لطفاً به یک درمانگر مراجعه کنید.

برگرفته از باشگاه خبرنگاران جوان

از کجا بدانیم آدم نفهمی هستیم یا نه؟

می‌خواهم در مورد کاری با شما صحبت کنم که احتمالاً امروز صبح انجام نداده‌اید: در آینه نگاه کنید و از خود بپرسید من آدم نفهمی هستم؟

این سؤال به نظر معقول و موجه است. احتمالاً نفهم‌های اصیل و نابی در جهان وجود دارند و احتمالاً بسیاری از آن‌ها خود را از لحاظ اخلاقی بسیار بالا یا حداقل متوسط می‌دانند. آن‌ها از نظر خودشان نفهم نیستند، زیرا خودشناسیِ نفهم‌ها امری دشوار و سخت‌یاب است.

از کجا بدانیم آدم نفهمی هستیم یا نه؟

این پرسش که «آیا من واقعاً یک نفهم متکبر هستم؟» بار ارزشی بسیار بالایی دارد، بنابراین شما به‌شدت مایل خواهید بود که پاسخی مطلوب برای آن بیابید: «نه، البته که نیستم!» نفهم بودن نیز صراحتاً آشکار و ملموس نیست، بنابراین شما مجال این را خواهید داشت که شواهد را به نفع خود بازتفسیر کنید: «خب آره، شاید با اون صندوقدار بد رفتار کردم، اما حقش بود، چون یادش رفت نوشیدنی من رو تو لیوان مخصوصش بریزه.»

نخبگان دانشگاهی نیز در برابر این‌گونه استدلال‌های احساسی مصون نیستند. دن ام. کاهان از دانشگاه ییل به‌تازگی پژوهشی انجام داده است که نشان می‌دهد افراد متفکر و تحصیلکرده می‌توانند به‌طور خاصی در توجیه‌کردن باور‌های ازپیش‌موجودِ خود مهارت داشته باشند؛ برای مثال، شواهد پیچیده درباره‌ی منع حمل سلاح را به شکلی تفسیر می‌کنند که با سلایق سیاسی‌شان منطبق باشد.

در رابطه با نفهمی تصور می‌کنم هیچ‌گونه ارتباطی بین نظر شخصی افراد و درجه‌ی واقعی آن وجود ندارد. ممکن است بعضی از نفهم‌های سرکش به نفهم بودن خود واقف باشند، اما بعضی دیگر ممکن است خود را کاملاً محشر و معرکه بدانند. ممکن است بعضی از انسان‌های فهیم کاملاً بر فهیم بودن خود واقف باشند، درحالی‌که ممکن است بعضی دیگر از آن‌ها خود را از لحاظ اخلاقی به‌شدت دست‌کم بگیرند.

یک مانع دیگر نیز بر سر راه خودشناسی نفهم‌ها وجود دارد و آن اینکه حداقل هنوز درک خوبی از ذات نفهمی نداریم. نامی علمی و رسمی وجود ندارد که با کاربری وسیع و عمومی این واژه در مورد نفهمی‌های مختلف مطابقت داشته باشد؛ شخصی که در صف بدون نوبت جلوی شما می‌ایستد، معلمی که با بی‌اعتنایی دانش‌آموزان را تحقیر می‌کند، و همکاری که هر برخورد جزئی را به یک صحنه‌ی نبرد بدل می‌سازد.

از کجا بدانیم آدم نفهمی هستیم یا نه؟

از دسته‌بندی‌های معتبر و علمی شخصیت که بیشترین نزدیکی را به «نفهم» داشته باشند، سه‌گانه‌ی تاریکِ نارسیسیسم، ماکیاوللیسم و شخصیت روان‌رنجور هستند. نارسیسیست‌ها خود را مهم‌تر از اطرافیانشان می‌انگارند و نفهم‌ها هم تلویحاً یا آشکارا چنین هستند. باوجوداین، نارسیسیسم کاملاً با نفهم بودن برابر نیست، زیرا نارسیسیسم متضمن میلی به در مرکز توجه بودن نیز می‌باشد، میلی که نفهم‌ها همواره بدان متمایل نیستند. شخصیت‌های ماکیاوللیایی تمایل دارند با افراد همچون ابزار‌هایی برای رسیدن به غایات خود رفتار کنند، که نفهم‌ها هم همین کار را می‌کنند.

بااین‌وجود ماکیاوللیسم نیز کاملاً با نفهم بودن همپوشانی ندارد، زیرا ماکیاوللیسم متضمن بدبینی خودآگاهانه است، درحالی‌که نفهم‌ها اغلب می‌توانند از تمایلات خودخواهانه‌ی خود غافل باشند. افرادی که شخصیت روان‌رنجور دارند خودخواه و سنگ‌دل هستند، نفهم‌ها هم همین‌طورند، اما روان‌رنجور‌ها استعداد ریسک‌پذیریِ بی‌اختیار هم دارند، درحالی‌که نفهم‌ها می‌توانند محاسبه‌گر و ریسک‌گریز باشند.

مفهوم مرتبط دیگرْ مفهوم بیشعور است، مفهومی که اخیراً آرن جیمزِ فیلسوف از دانشگاه آروین کالیفرنیا آن را بررسی کرده است. براساس نظریه‌ی جیمز، بیشعور‌ها افرادی هستند که به خود اجازه می‌دهند براساس یک استحقاق تثبیت‌شده از مزایای خاصی نسبت به دیگران لذت ببرند. اگرچه این حالات رابطه‌ی نزدیکی با نفهمی دارد، اما بازهم کاملاً یکی نیستند. یک فرد می‌تواند به‌خاطر رفتار گستاخانه و توهین‌آمیزش نفهم باشد حتی اگر سودی از این رفتار عایدش نشود.

نفهمی که می‌خواهد متحول شود چه کاری باید انجام دهد؟

حالا سوال اینجاست که با این همه موانعی که بر سر راه قرار دارد، نفهمی که می‌خواهد متحول شود چه کاری باید انجام دهد؟

اولین گام برای رسیدن به جواب این است که تعریفی دقیق از معنای نفهم بودن ارائه دهیم. پیشنهاد من این است که نفهم بودن باید به‌عنوان مقوله‌ای پذیرفته شود که به‌طور خاص ارزش مطالعات علمی را دارد. واژه‌ی نفهم مناسب و سودمند است. این واژه پدیده‌ای بسیار واقعی را در خود جای داده است که هیچ مفهوم دیگری در روان‌شناسی کاملاً آن را در بر نمی‌گیرد. نفهم‌ها افرادی هستند که به‌طرز ملامت‌انگیزی برای دیدگاه اطرافیان خود ارزش قائل نمی‌شوند.

به‌جای اینکه دیگران را هم‌ردیفان اخلاقی و شناختی بدانند، با آن‌ها همچون ابزار‌هایی رفتار می‌کنند که باید به‌درستی از آن‌ها استفاده شود یا آن‌ها را احمق‌هایی می‌انگارند که باید با آن‌ها سروکله زد. نفهم بودن یعنی نادان بودن به روشی خاص، یعنی غافل بودن از ارزش دیگران، غافل بودن از شایستگی ایده‌ها و برنامه‌های آن‌ها، بی‌اعتنا بودن به امیال و باور‌های آن‌ها و چشم‌پوشی نکردن از تقصیراتشان. اقدام ارزشمند حکمت عامیانه در نفهم‌خطاب‌کردن عده‌ای خاصْ تأکید بر وجود این گونه‌های ناقص است.

از کجا بدانیم آدم نفهمی هستیم یا نه؟

نفهم‌ها جهان را از پشت عینکی می‌بینند که انسانیت دیگران را تار نشان می‌دهد. پیشخدمت رستوران نمی‌تواند انسانی جذاب باشد، انسانی که شخصیت، سرگذشت و مجموعه‌ای از اهداف منحصربه‌فرد دارد و احتمالاً در بعضی موارد با هم مشترک هستید. در عوض او صرفاً ابزاری است که یک وعده‌ی غذایی را برای شما فراهم می‌کند و یا احمقی است که می‌توانید خشم خود را بر سر او خالی کنید. مردمی که در صف استارباکس جلوتر از شما ایستاده‌اند شخصیت ندارند و به حساب نمی‌آیند. کسانی که در سلسله‌مراتب اجتماعی مادون شما هستند فاقد استعداد‌های شما بوده و لیاقتشان همان نوکری و کار‌های پست است.

برای اینکه درک خود از نفهم بودن را بالا ببریم، می‌توانیم از متضاد واژه‌ی نفهم یعنی فهیم۷ نیز استفاده کنیم. شاید یکی دو نفر از این افراد را بشناسید: کسانی که از روی عادت گوش‌به‌زنگ نیاز‌ها و علایق دیگران هستند، به افکار و علایق دیگران اهمیت می‌دهند، در موارد دشواری که گمان می‌کنند قصور ممکن است از آن‌ها باشد نه طرف مقابل، مسئول و متعهدند. تصور کنید عینک نفهمی خود را پشت و رو کرده و آن را به عینک فهیم بودن تبدیل کنیم، عینکی که ارزش، گیرایی، اهمیت و خاص بودن اطرافیانتان را واضح نشان می‌دهد.

احتمالاً هیچ‌کس نفهم یا فهیم مطلق نیست. چندین دهه مطالعات روان‌شناختی ثابت می‌کند وقتی پای خصلت‌های شخصیتی بزرگ و کلی در میان باشد، اکثریت قریب‌به‌اتفاق مردم شخصیت‌هایی ترکیبی و پیچیده داشته و در معرض تأثیرات پیش‌بینی‌ناپذیر قرار دارند. اما شما به‌طور مشخص در گستره‌ی بین نفهمی تا فهیم بودن در کجا ایستاده‌اید؟ و فکر می‌کنید از چه جنبه‌ای، در چه موقعیت‌هایی و نسبت به چه افرادی این حالات را دارا هستید؟ شاید در شخصیت اخلاقی شما هیچ چیز به اندازه‌ی درجه‌ی نفهمی‌تان محوریت نداشته باشد. این سلوک اخلاقی شما نسبت به افراد اطرافتان است.

این تعریف می‌تواند به ما کمک کند تا دو مانع در راه خودشناسی نفهم‌ها را شناسایی کنیم. یکی از موانع

همه‌ی ما لحظه‌های نفهمی خودمان را داریم

این است: بسته به میزانی که شخص واقعاً دلواپس نفهم بودن خود است، نفهمی‌اش برای مدتی ناپدید می‌شود. اگر از رفتار احتمالاً بی‌شرمانه‌ی خود با شخصی احساسی بد همراه با ترس و خجالت دارید، در آن لحظه، به برکت فضیلت این درد، در حال صحه‌گذاشتن بر حقانیت علایق و ارزش‌های آن شخص هستید و او را به عنوان فردی می‌شناسید که مطالباتی اخلاقی بر گردن شما دارد و یک ابزار یا احمق نیست. شما حداقل برای یک لحظه هم که شده عینک نفهمی را از چشمتان برداشته‌اید.

بنابراین، از قضای روزگار، اغلبِ افراد فهیم بیش از همه دلواپس این هستند که مانند نفهم‌ها رفتار کرده باشند، کسانی که بعداً نزد شما می‌آیند و به‌خاطر رفتار نه‌چندان بدی که داشته‌اند با چهره‌ای سرخ از شما عذرخواهی می‌کنند. در مقابل، برای نفهم‌های تمام‌عیار هیچ چیز به اندازه‌ی این‌گونه عذرخواهی‌ها بیگانه نیست.

البته اگر از این ایده احساس راحتی کرده و با خود فکر کنید ببین، چون من نگران نفهم بودن خودمم، و الانم نشستم و دارم یه مقاله درباره‌ی همین موضوع می‌خونم، پس قاعدتاً نباید نفهم باشم! «و دست از نگران بودن بردارید، در همان لحظه نفهمی شما آشکار می‌شود.

از کجا بدانیم آدم نفهمی هستیم یا نه؟

مانع مشخص دیگری که در راه خودشناسی نفهم‌ها وجود دارد عدم توانایی آن‌ها در گوش دادن است. یکی از مهم‌ترین راه‌های رسیدن به خودشناسی اخلاقی این است که با آغوشی باز به انتقادات اخلاقی دیگران از خودتان گوش فرا دهید. این کار برای افراد نفهم آسان نیست. چون نفهم‌ها دوست ندارند دیگران را همچون همسان‌هایی ببینند که ارزش احترام اخلاقی و عقلانی را دارا هستند، آدم نفهم به‌ندرت انتقاد را به شکل سازنده می‌پذیرد. چرا حرف یک احمق یا یک ابزار را جدی بگیرم؟ چرا تلاش کنم به دیدگاه‌های انتقادی آن‌ها درباره‌ی خودم توجه کنم؟ به احتمال زیاد نفهم یا انتقاد را رد می‌کند، مقابله‌به‌مثل می‌کند، بلف می‌زند و با داد و هوار بیرون می‌رود؛ یا لبخند زده و چاقو را عمیق‌تر فرو می‌کند.

دیگر رذایل اخلاقی تا این حد در برابر خودشناسی نافرمان نیستند. به‌عنوان مثال ریاکاری گوش‌های شخص را به روی اتهامات ریاکاری نمی‌بندد. حرص و طمع باعث نمی‌شوند به‌طور مشخص نتوانیم به طمع‌کاربودن خود فکر کنیم. اما طبیعت نفهم گوش نکردن است.

اگر ذات نفهم بودن ارزش‌قائل‌نشدن برای نظرات اطرافیانمان باشد، احتمالاً راه مخفی به‌سمت خودشناسی را پیدا کرده‌ایم: به خودتان نگاه نکنید، به دیگران نگاه کنید. به‌جای زل زدن به آینه، روی خود را برگردانید و به رنگ‌هایی که جهان را رنگ‌آمیزی کرده‌اند توجه کنید. آیا دور و برتان پر است از آدم‌های احمق و بی‌هویت؟ آدم‌های بدسلیقه‌ای که امیال احمقانه دارند؟ آدم‌های حوصله‌سربری که لیاقت توجه شما را ندارند؟ آدم‌هایی که می‌توان به‌راحتی آن‌ها را شناخت؟ آدم‌های چاپلوس، متکبر، گنده‌دماغ، وحشی، کله‌پوک و بیشعور‌های از خود راضی و، از همه مهم‌تر، آدم‌های نفهم؟

اگر بیشتر مواقع جهان را این شکلی می‌بینید، خبر‌های بدی برایتان دارم. شما احتمالاً نفهم هستید. جهان در نظر بیشتر مردم این شکلی نیست، و جهان واقعاً این‌طور نیست. شما نگاه درستی به جهان ندارید. شما فردیت و قابلیت‌های اطرافیانتان را نمی‌بینید.

من تصویری که از پشت عینک نفهمی می‌بینیم با بیشترین جزئیات تصویر کردم، اما فکر می‌کنم جنبه‌هایی از آن برای تمام ما، به‌جز فهیم‌های تمام‌عیار، آشنا هستند (که آن‌ها هم عملاً مشکلات خاص خودشان را دارند، زیرا به‌راحتی درگیر امیال و عقاید دیگران می‌شوند). همه‌ی ما لحظه‌های نفهمی خودمان را داریم.

از کجا بدانیم آدم نفهمی هستیم یا نه؟

اما هر چند وقت یک بار غرق در نفهمی می‌شوید؟ اگر همه‌ی ما تا حدودی نفهم و تا حدودی فهیم باشیم، شما در کجای این گستره ایستاده‌اید؟ برای بازاندیشی، سعی کنید از خودتان بپرسید هر چند وقت یک بار احساس می‌کنم در حال نگاه کردن به جهان از پشت عینک نفهمی هستم؟ اما متأسفانه مردم در این قسم داوری‌ها خیلی خوب عمل نمی‌کنند. حافظه انتخاب‌کننده است. ما تمایل داریم تعداد کمی از موارد بسیار مهم را به یاد آوریم، یا مواردی که عقاید پیشین ما را تأیید می‌کنند و یا مواردی که ما را در بهترین حالتمان نشان می‌دهند (یا در مورد انسان‌های خودمنتقد، در بدترین حالت). اگر واقعاً می‌خواهید به درکی دقیق از نفهمی خود برسید، من دو رویکرد علمی دیگر نیز سراغ دارم.

یکی از این رویکرد‌ها اتخاذ متد‌های نمونه‌برداری تجربی است که دو روان‌شناس به نام‌های راسل تی. هرلبورت از دانشگاه نوادا و میهالی سیزنت‌میهالی از دانشگاه کلارمونت ابداعش کرده‌اند. هشدار گوشی موبایل یا هر وسیله‌ی دیگری که در دسترستان است به شکلی دِیمی فعال کنید. وقتی هشدار به صدا در آمد، ببینید در آن زمان در حال فکر کردن به چه چیزی هستید. ممکن است در خودسنجی خیلی خوب عمل نکنید و شاید در آن لحظه بخواهید چاپلوسی از خودتان را توجیه کنید، اما حداقل بعد از مدتی یک نمونه‌ی گویا به دست خواهید آورد.

دومین رویکرد امتحان کردن چیزی شبیه به ذهن‌آگاهی است، مفهومی که از سنت‌های تفکر آسیایی گرفته شده است. اخیراً اریکا اِن. کارلسون، روان‌شناس در دانشگاه تورنتو، تمرین‌های ذهن‌آگاهی را به‌عنوان راهی پیشنهاد داده است که به‌واسطه‌ی آن خودشناسیِ بیشترِ خصلت‌های شخصیتیِ دشوارفهم ممکن می‌شود، خصلت‌هایی همچون نفهمی که به‌لحاظ ارزش‌گذاری درجه‌ی بالایی دارند، اما مشاهده‌پذیری آن‌ها پایین است. ذات ذهن‌آگاهی این است که تا حد ممکن بدون قضاوت کردن به تجربیات خود توجه کنیم. کارلسون معتقد است اگر طبق عادت تجربیات خودمان را همان‌طور که می‌گذرند مورد بررسی قرار دهیم، می‌توانیم به شواهد بیشتر و گویاتری برسیم و با استفاده از آن‌ها شخصیت خود را ارزیابی کنیم.

اگرچه تحقیق درباره‌ی ذهن‌آگاهی تجربی در ابتدای مسیر خود قرار دارد، شواهدی مبنی بر نوعی ارتباط بین ذهن‌آگاهی و خودشناسی وجود دارد. برای مثال، آمبر اس. امانوئل و همکارانش در دانشگاه کنت استیت دریافتند شرکت‌کنندگانی که به‌دقت مراقب حالات روانی خود بودند به‌طور دقیق‌تری واکنش‌های احساسی خود به انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا را پیش‌بینی کردند. کریستینا آل. ام. هیل و جان ای. آپدگراف، که آن‌ها نیز هردو از پژوهشگران کنت استیت هستند، متوجه شدند ذهن‌آگاهی خودسنجش‌گرانه ارتباطی نزدیک با گرایش به تمایز قائل شدن بین احساسات مثبت و منفی در حین نمونه‌برداری تجربی دارد.

از کجا بدانیم آدم نفهمی هستیم یا نه؟

نمی‌دانم این انتظار که تعداد زیادی از مردم این دو روش را به‌منظور ارتقای شناخت خود از شخصیت اخلاقی‌شان، و نه برای سنجش میزان موفقیتشان، به شکلی جدی به کار بندند تا چه حد واقع‌بینانه است. پس اجازه دهید این نوشته را با پیشنهادی معتدل‌تر به پایان برسانم: چند ساعت بعد وقتی بین دیگران هستید درباره‌ی این مطلب فکر کنید، مثلاً وقتی در صف نهار ایستاده‌اید، یا در جلسه هستید و یا وقتی در یک مهمانی یا در بازاری شلوغ حضور دارید. به مردم دور و برتان توجه کنید. آیا آن‌ها احمق و ابزار هستند؟ یا با فردیتی جذاب می‌درخشند؟ به عبارت دیگر، دقت کنید که عینک نفهمی را به چشم دارید یا خیر؟

همه‌ی ما گاهی از پشت عینک نفهمی به جهان نگاه می‌کنیم. اما اسیر این بینش نیستیم. فکر می‌کنم بیشتر ما تنها با فکر کردن به آن می‌توانیم آنچه در این دیدگاه معیوب است مشاهده کنیم؛ و راه برداشتن عینک نفهمی از چشم همین است.

برگرفته از: وب‌سایت ترجمان – امیر قاجارگر: نویسنده: اریک شویتسگِبِل، نوتیلوس

درود بر شما کاربر محترم و بزرگوار، به عرض می رساند امروزه هزینه های نگهداری و ارتقای سایت بالا می باشد، لذا جهت ادامه فعالیت مجبور شدیم در بعضی از جاها تبلیغ بگذاریم. لطفاً با کلیک بر روی لینک های زیر از ما حمایت کنید تا بتوانیم خدمات بهتری ارائه دهیم. مطمئن باشد هیچ مشکلی برای شما پیش نخواهد آمد. با تشکر. ،
درود بر شما کاربر محترم و بزرگوار، به عرض می رساند امروزه هزینه های نگهداری و ارتقای سایت بالا می باشد، لذا جهت ادامه فعالیت مجبور شدیم در بعضی از جاها تبلیغ بگذاریم. لطفاً با کلیک بر روی لینک های زیر از ما حمایت کنید تا بتوانیم خدمات بهتری ارائه دهیم. مطمئن باشد هیچ مشکلی برای شما پیش نخواهد آمد. با تشکر. ،

طبقه بندی سیستم ها

طبقه بندي سيستم ها 

طبقه بندي سيستم ها 

طبقه بندي سيستم ها

دانشمندان و متفكران، lمدل های گوناگوني را براي طبقه بندي سيستم ها قائل شده اند. در اين جا به نمونه هائي از آن ها اشاره‌مي شود.

سيستم هاي اصلي و فرعي :

طبقه بندي سيستم ها به دو دسته اصلي و فرعي

سيستم فرعي جزئي است كه بر خود نظارت دارد و ضمن انجام وظيفه خاص براي رسيدن به هدف معيني مي كوشد.

با ديد گسترده تري اين سيستم فرعي كه نقش ويژه اي را ايفا مي كند خود يكي از اجزاي تشكيل دهنده سيستم بزرگ تري است كه مي توان آن را «سيستم اصلي» نام نهاد.

بنابراين

سيستم اصلي از به هم پيوستن چند سيستم فرعي پديد مي آيد. بايد توجه داشت كه وابستگي سيستم فرعي به سيستم اصلي سبب تحليل سيستم فرعي در سيستم بزرگ تر نشده، بلكه سيستم فرعي در عين حال كه به انجام دادن وظائف خويش مشغول است در جهت تحقق هدف هاي سيستم بزرگ تر نيز فعاليت مي كند.

طبقه بندي سيستم ها 

مثال

در سيستم اصلي بدن، سيستم هاي فرعي گوارش، اعصاب، تنفس و گردش خون، هر يك وظائف خويش را انجام مي دهند . در عين حال با يكديگر مربوطند و ارتباط آن ها با يكديگر در جهت كار سيستم اصلي بدن است.

به همين ترتيب در سيستم اصلي شبكه آموزشي كشور به عنوان نمونه هائي از سيستم هاي فرعي مي توان به آموزش ابتدائي، آموزش دبيرستاني، آموزش فني و حرفه اي و آموزش دانشگاهي كه البته هر يك از آن ها نيز براي سيستم هاي فرعي تر درون خود سيستم اصلي محسوب مي شوند اشاره كرد.

سيستم هاي باز و بسته :

سيستم بسته، سيستم ساده اي است كه با محيط خود ارتباطي برقرار نمي كند. سيستم باز، سيستمي است كه با محيط خود مرتبط است .

سيستم هاي بسته در برخورد با محيط، سازمان خود را از دست مي دهند يا جهت فعاليتشان تغيير مي كند.

مثال

چنانچه يك اتم را كه سيستمي بسته است بشكنيم و با محيطش ارتباط دهيم از صورت اوليه اش خارج شده و نظم سيستمي آن دچار اختلال مي شود. لازم به ذكر است كه به سختي مي توان سيستم كاملاً بسته را در ذهن متصور ساخت و سيستم بسته اصطلاحي نظري و مجرد است، زيرا سيستم ها در هر حال به نحوي با محيط خود مرتبط هستند.

طبقه بندي سيستم ها بر اساس ميزان پيچيدگي :

هزاران سال است كه آدمي در انديشه طبقه بندي پديده هاست. به طوري كه انسان هاي نخستين نيز گياهان و جانوران را به گروه هاي «مفيد يا مضر» و «قابل استفاده يا غيرقابل استفاده» طبقه بندي مي كردند.

رده بندي ارسطو

ارسطو با شناسائي تعداد هزار و چند حيوان و گياه آن ها را رده بندي كرد. طرح رده بندي ساده اي كه ارسطو ارائه داد، حيوانات را به سرخ خون (مهره داران) و غير سرخ خون (بي مهرگان) و گياهان را (بر اساس اندازه و ظاهر آن ها) به علف ها، گياهان بوته دار و درختان تقسيم مي كرد. اين طرح تا قرن هجدهم – يعني هنگام مطرح شدن انديشه لزوم و طبقه بندي اجزاء و عناصر پديده ها توسط لينائوس– مورد استفاده بود.

هر طرح طبقه بندي با يك هدف ذهني ويژه

هر طرح طبقه بندي، هر چند هم كه قراردادي باشد،  با يك هدف ذهني ويژه تنظيم مي شود. دانش آموزان را مي توان بر مبناي ميزان توانائي آن ها،‌آب و هوا را مي توان بر اساس درجه گرما و ميزان بارندگي،  و كتاب ها را مي توان بر مبناي تخيلي بودن و واقعي بودن طبقه بندي كرد. در همه اين طبقه‌بندي ها مبنائي براي طبقه بندي مدنظر قرار مي گيرد و نظمي در طرح طبقه بندي ايجاد مي شود كه به مطالعه پديده هاي مشابه نيز كمك مي كند. طبقه بندي سيستم ها را مي توان بر مبناي عوامل متعددي انجام داد. يكي از اين عوامل «ميزان پيچيدگي» است.

 سلسله مراتب بولدينگ

بولدينگ سلسله مراتبي را براي طبقه بندي سيستم هاي گوناگون ارائه داده است. در اين سلسله مراتب ميزان پيچيدگي سيستم هاي هر سطح از سيستم هاي سطح پيشين بيشتر است و قوانين سطوح پيشين در سطوح بعدي نيز صدق مي كند در حالي كه سطوح بعدي هر يك خصوصيات خاصي دارند كه طبقات پيشين فاقد آن ها هستند (بولدينگ، ۱۹۷۱، ص ۲۰-۲۸) . اين سطوح عبارتند از :

  • ۱) سطح ساختارهاي ايستا

اين سطح، سطح چهارچوب ها نيز ناميده مي شود مانند نقشه يك زمين يا يك نمودار سازماني.

  • ۲) سطح سيستم‌هاي متحرك ساده

در اين سطح كه سطح ساعت گونه نيز ناميده مي شود، حركاتي از پيش تعيين شده مشاهده مي شود مانند حركت دوچرخه، حركت موتورهاي بخار و حركت منظومه شمسي. بيشتر نظريه هاي علوم فيزيك، شيمي و اقتصاد در اين سطح قرار مي گيرند.

  • ۳) سطح سيستم هاي سايبرنتيكي

يا سطح سازوكارهاي كنترل خودكار و خودتنظيم كه مي توانند تعادل خود را حفظ كنند،  مانند ترموستات و موشك هاي قاره پيما. در اين سطح رفتار،  سيستم هدفجوست،  ولي نمي‌تواند تغيير هدف بدهد.

در اين سيستم ها،  ارتباط و كنترل، لازمه حفظ تعادل سيستم و ادامه عمليات در مسير از پيش تنظيم شده است. نكته مهم اين است كه عمل ارتباط (مثل انتقال درجه حرارت در ترموستات) و كنترل (از طريق قطع و وصل جريان) توسط خود سيستم و بدون دخالت عوامل خارجي انجام مي‌گيرد.

  • ۴) سطح سيستم هاي باز، سيستم هاي خودكفا و سيستم هاي قادر به توليد مثل

اين طبقه به سيستم هاي ياخته اي يا سلولي كه مرز جدائي موجود زنده از جماد هستند،  اختصاص مي يابد.

  • ۵) سطح سيستم هاي تكاملي رستني، نظير گياهان

در اين سطح شكل ساده اي از تقسيم كار بين سلول ها مشاهده مي شود. همچنين در دوره زندگي سيستم هاي موردنظر در اين سطح مراحل مشخصي به صورت تكويني برنامه ريزي شده اند.

  • ۶) سطح سيستم هاي حيواني

سيستم هاي اين سطح از تحرك و خودآگاهي بيشتري برخوردارند و داراي گيرنده هاي اطلاعاتي مخصوصي نظير چشم و گوش بوده، از سيستم اعصاب و مغز نيز برخوردار هستند، بنابراين قادرند كه اطلاعات را گرفته، تعبير و تفسير كرده و نسبت به آن واكنش مناسب نشان دهند.

  • ۷) سطح سيستم هاي انساني

اين سيستم ها خودآگاه هستند، در واقع سيستم هاي اين سطح مخلوقاتي هستند كه بر «توان كسب آگاهي خود» وقوف دارند، يعني «مي داند كه مي تواند بداند». انسان علاوه بر هدف‌جو بودن، كمال جو نيز هست، و به دنبال مطلوب هائي است كه رسيدن به آن ها مشكل و گاهي محال است

  • ۸)    سطح سيستم هاي اجتماعي

اين سطح شامل سيستم هاي سازماني مي شود. اين سيستم ها تحت تاثير عواملي نظير ارزش ها، نقش ها، تاريخچه، فرهنگ و آثار هنري قرار دارند. اين دسته از سيستم ها در شمار پيچيده‌ترين سيستم هاي شناخته شده قرار مي گيرند.

واحد تشكيل دهنده اين گونه سيستم ها انسان نيست بلكه نقشي است كه انسان در سيستم اجتماعي بازي مي كند.

مثال

براي مثال در يك اداره از ميان ۳ نفر كه كار معيني را انجام مي دهند يك نفر به خاطر دريافت حقوق، ديگري به خاطر علاقه به كار و شغل خود و سومي به خاطر خدمت به مردم كار مي كند. بدين ترتيب گرچه كار آن ها يكسان است، ولي هر يك نقش هاي متفاوتي را اجرا مي كنند. (باكلي، ۱۹۶۷، ص ۴۹۰-۵۱۳).

  • ۹)    سطح سيستم هاي ماوراء الطبيعه، نمادي و مجرد دنياي ناشناخته ها

اين سيستم ها در مرتبه اي قرار دارند كه گيرنده هاي اطلاعاتي بشر، قادر به گرفتن اطلاعات از آن ها نيست و انسان از طريق دانش نتوانسته است به آن ها راه يابد، از اين رو ماهيت پديده ها و حوادثي مانند مرگ براي او مبهم مانده است ( هر چند مكتب هاي توحيدي با اعتقاد به وحي و ارتباط انبياء با ماوراءالطبيعه و سراي ديگر، توانسته اند اطلاعاتي را فراتر از محدوده قدرت علم بشر در اختيار وي قرار دهند).

سه سطح اول

سه سطح اول كه مشتمل بر سيستم هاي  فيزيكي و مكانيكي هستند با علوم «طبيعي- فيزيكي» سر و كار دارند.

سه سطح دوم

سه سطح بعدي از سيستم هاي بيولوژيكي تشكيل شده اند و قلمرو زيست شناسي، گياه شناسي،‌جانورشناسي و پزشكي محسوب مي شوند.

سه سطح آخر

سيستم هاي سه سطح آخر نيز با علوم انساني، اجتماعي، رفتاري، هنر و مذهب سرو كار دارند. شواهد تجربي و پيشرفت هاي نظري در نظريه سيستم ها حكايت از آن دارند كه سيستم هاي «طبيعي- فيزيكي»، «زيستي» و «اجتماعي- فرهنگي» رابطه اي به هم پيوسته دارند و به  ترتيب پديدار شده اند (نيكولاس، ۱۹۹۲، ص ۵۴) . هر چند مديريت عمدتاً با سيستم هاي سطوح هفتم و هشتم ارتباط دارد ولي براي تحقق هدف ها، نتايج و تنظيم فراگردها از سيستم هاي سطوح ديگر نيز استفاده مي كند.

برگرفته از سایت صالح مختاری

درود بر شما کاربر محترم و بزرگوار، به عرض می رساند امروزه هزینه های نگهداری و ارتقای سایت بالا می باشد، لذا جهت ادامه فعالیت مجبور شدیم در بعضی از جاها تبلیغ بگذاریم. لطفاً با کلیک بر روی لینک های زیر از ما حمایت کنید تا بتوانیم خدمات بهتری ارائه دهیم. مطمئن باشد هیچ مشکلی برای شما پیش نخواهد آمد. با تشکر. ،
پرسشنامه استاندارد
پرسشنامه استاندارد

۴ عادت غذایی نادرست که باعث مرگ زودرس می‌شود

مطالعه‌ای جدید نشان داده است که مصرف زیاد غذا‌های فرآوری شده و صنعتی با افزایش میزان مرگ و میر ارتباط مستقیم دارد.

۴ عادت غذایی نادرست که باعث مرگ زودرس می‌شود

خوردن غذا‌های فرآوری شده یکی از عادت‌های بد غذایی است که می‌تواند تأثیر خطرناکی بر سلامتی و عمر انسان بگذارد.

متخصصان تغذیه توصیه می‌کنند که برای سلامتی و طول عمر باید به غذا‌های سالم توجه کنید و از مصرف غذا‌های فرآوری شده خودداری کنید.

درود بر شما کاربر محترم و بزرگوار، به عرض می رساند امروزه هزینه های نگهداری و ارتقای سایت بالا می باشد، لذا جهت ادامه فعالیت مجبور شدیم در بعضی از جاها تبلیغ بگذاریم. لطفاً با کلیک بر روی لینک های زیر از ما حمایت کنید تا بتوانیم خدمات بهتری ارائه دهیم. مطمئن باشد هیچ مشکلی برای شما پیش نخواهد آمد. با تشکر. ،

گوشت‌های فرآوری شده

بررسی اخیر در مورد مصرف گوشت قرمز که بر روی بیش از ۱.۵ میلیون نفر انجام شده، نشان داد که مصرف منظم گوشت فرآوری شده با افزایش خطر بیماری‌های قلبی و سرطان به خصوص سرطان روده بزرگ و مرگ زودرس همراه است.

۴ عادت غذایی نادرست که باعث مرگ زودرس می‌شود

غذا‌های سرخ شده

محققان همچنین غذا‌های سرخ شده را با دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی مرتبط دانسته اند. مطالعات جدید نشان داده است که خوردن روزانه غذا‌های سرخ شده می‌تواند باعث مرگ زودرس شود.

۴ عادت غذایی نادرست که باعث مرگ زودرس می‌شود
https://rava20.ir/

قند‌های اضافه شده

یک مطالعه منتشر شده در مجله Mayo Clinic Proceedings نشان داده است که کاهش مصرف قند‌های اضافه شده باعث کاهش دیابت و  مرگ زودرس می‌شود. کاهش مصرف مواد غذایی و نوشیدنی‌هایی که حاوی قند‌های اضافی هستند یکی از موثرترین راهکار‌ها برای اطمینان از سلامتی فرد است.

۴ عادت غذایی نادرست که باعث مرگ زودرس می‌شود
پرسشنامه استاندارد

خطر الکل

مصرف الکل با برخی از انواع سرطان مانند سرطان مری ارتباط دارد. نوشیدن بیش از حد مواد غذایی علاوه بر بیماری قلبی عروقی و آسیب به عضلات قلب منجر به نارسایی قلبی، بیماری کبدی، سکته مغزی و آسیب مغزی نیز می‌شود.

11 راه پولدار شدن بدون سرمایه کدامند؟

11 راه پولدار شدن بدون سرمایه کدامند؟

راه های پولدار شدن بدون سرمایه

11 راه پولدار شدن بدون سرمایه کدامند؟

پولدار شدن بدون سرمایه آروزی همه ماست اما چقدر به واقعیت نزدیک است؟ ما روزانه مقالات زیادی مبنی تبلیغات مالی و سرمایه گذاری در اینترنت پیدا می کنیم که چگونه بدون سرمایه پولدار شویم را در زمان کوتاه به ما آموزش می دهند. این شرکت ها، طرح های متنوعی از سرمایه گذاری را در قالب نقدینگی ما با توجه به کسب درآمد بیشتر، از سود و سرمایه در زمان کوتاه، ارائه می دهند. اما آرزوی همه شاید این باشد که راه های ثروتمند شدن بدون سرمایه را بدانند و بتوانند به آن چیزی که در ذهن دارند برسند.

راه های پولدار شدن بدون سرمایه کدامند؟

این تصویر دارای صفت خالی alt است؛ نام پروندهٔ آن %DB%8C%D8%A7%D8%A6%D8%B3%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86.jpg است

طرح های مالی زیادی برای پولدار شدن وجود دارند که همگی یک مشکل اصلی دارند: باید سرمایه ای برای شروع داشته باشید.

این طرح ها از بیرون جذاب به نظر می رسند، اما با مشاهده آن ها متوجه می شویم که این برنامه ها نیاز به پرداخت اقساط منظم دارند.

چگونه بدون سرمایه پولدار شویم؟

اکنون به شما یاد خواهیم داد، که چگونه می توانید بدون سرمایه پولدار شوید.

۱- برای پولدار شدن بدون سرمایه باید به موقع دست به کار شوید
تاثیر استرس بر بینایی

بر اساس ایده های روانشناسی ثروت شما به سرعت می توانید مبلغی ثابت به صورت روزانه، ماهانه و سالانه کنار بگذارید.

همچنین می توانید هر ماه بخشی از درآمد خود را پس انداز کنید که این پس اندازها در موفقیت شما تاثیر بسیاری دارند.

استفاده از راههای پولدار شدن با سرمایه کم به سن و سال مربوط نمی شوند، شما می توانید در بخش های دیگری همچون بازنشستگی هم سرمایه گذاری هایی داشته باشید.

در واقع می توان ادعا کرد که طرح ها و برنامه های زیادی برای سرمایه گذاری وجود دارد.

درود بر شما کاربر محترم و بزرگوار، به عرض می رساند امروزه هزینه های نگهداری و ارتقای سایت بالا می باشد، لذا جهت ادامه فعالیت مجبور شدیم در بعضی از جاها تبلیغ بگذاریم. لطفاً با کلیک بر روی لینک های زیر از ما حمایت کنید تا بتوانیم خدمات بهتری ارائه دهیم. مطمئن باشد هیچ مشکلی برای شما پیش نخواهد آمد. با تشکر. ،

۲- چگونه بدون سرمایه پولدار شویم؟ = سرمایه گذاری مفید انجام دهید

زبان بدن افراد پولدار

البته باید بدانید که این موضوع به این معنی نیست که شما از وعده های غذاییتان کم کنید.

نه اینکه مثلا فقط دوبار در طول روز غذا بخورید، یا اینکه به همراه خانوادیتان در منطقه ای برون شهری زندگی کنید.

در حقیقت این موضوع میخواهد به نوعی ظرفیت و توانایی شما را از طریق زندگی بررسی کند.

هزینه کردن هوشمند دارایی هایتان از بهترین راه های پولدار شدن بدون سرمایه است.

این در حالی است که شما به خوبی از پول و درآمدتان استفاده کرده اید.

میلیون ها آدم در کنار هم زندگی می کنند و از حال هم بی خبرند و حتی بعد از مرگشان هم کسی آن ها را نمی شناسد.

خیلی از این آدم ها زندگی ساده ای دارند، سوار اتومبیل های معمولی می شوند و قبل از خرید هر محصول اول چانه می زنند.

آن ها کمتر هزینه می کنند تا بتوانند به سایر اهدافشان هم برسند.

در کل منظور این است که یکی از راه های ثروتمند شدن بدون سرمایه هوشمندانه هزینه کردن پولتان است، هر چقدر که کم باشد.

باید برای ریال به ریال پولتان برنامه داشته باشید.

۳- برای کسب درآمدتان هزینه کنید

پولدار شدن بدون سرمایه

در مسیر و راه های پولدار شدن بدون سرمایه صرفه جویی، اعتدال، اجتناب کردن از بدهی و یا کسب مهارت های جدید برای بالابردن سطح زندگیتان کافی نیست.

در واقع این ها قدم های مهم و ضروری برای کسب درآمد هستند.

همیشه برای کسب درآمد وقت بگذارید و هزینه کنید

همچنین شما می توانید با خویشتن داری و برنامه ای منظم، در یک تیم کارشناسان مالی، گزینه های مربوط به سهام، کسب و کار های کوچک اما در حال رشد و چندین عامل دیگر نیز سرمایه گذاری کنید.

صرفه جویی و خویشتن داری به شما این اطمینان را می دهد که تمام موارد ذکر شده عامل های مناسبی هستند و همیشه به خوبی از آن ها استفاده شده است.

همچنین به شما این اطمینان را می دهد که استقلال مالی شما خیلی سریعتر از آنچه که فکر می کردید به وقوع می پیوندد.

۴- سرمایه گذاری روی خودتان راهی برای بدون سرمایه پولدار شدن

نگرانی برای پول

یکی از بهترین سرمایه گذاری هایی که می توانید انجام دهید سرمایه گذاری در خودتان است.

این اولین قدم برای پولدار شدن بدون سرمایه در ایران می باشد. خودتان را دریابید.

این یک پاسخ عالی برای سوال “چگونه با دست خالی پولدار شویم؟” می باشد.

داد و ستد پول از بازار سهام یک ریسک بزرگ است. زیرا هر لحظه احتمال سقوط بازار سهام وجود دارد.

می توان گفت سرمایه گذاری در هر پروژه ضرر و زیان های خاص خودش را ناشی از اجرای آن پروژه دارد.

سرمایه گذاری در خود، همیشه سودآوری و ارزش را به اثبات رسانده است. به این دلیل که، وقتی در خودمان سرمایه گذاری می کنیم، دانش ما افزایش می یابد و درنهایت در زمینه های کاری خاص به ما کمک می کند و باعث پیشرفت ما می شود.

 در واقع با سرمایه گذاری روی خودتان، سود آوری و مزایایی را در زندگی به وجود می آوریم.

سرمایه گذاری در خودمان مثل یک گوهر در وجودمان است.

زیرا نه کسی می تواند آن را از ما بگیر و نه حتی دزدی می تواند آن را از ما بدزدد.

این نوع راه های پولدار شدن بدون سرمایه و سرمایه گذاری نه تنها با گذشت زمان از بین نمی رود بلکه حتی باعث بیشتر شدن آن نیز می شود.

با توجه به نکات زیر می توانیم اطلاعات بیشتری مبنی بر اینکه “چگونه پولدار شدن بدون سرمایه امکان پذیر است” بدست آوریم.

در واقع ما می توانیم با دنبال کردن راه های زیر در خودمان سرمایه گذاری کنیم.

۵- آموزش بهترین راه پولدار شدن بدون سرمایه است

راه های پولدار شدن بدون سرمایه

ما می توانیم در زمینه های مختلف در خودمان سرمایه گذاری کنیم و قسمت های مهم کار را تقویت کنیم.

آموزش یکی از راه های ثروتمند شدن بدون سرمایه و با دست خالی است.حتما بخوانیدنقش پول در زندگی

به عنوان مثال: اگر فردی آرزوی خدمت و کمک به مردم را از طریق درمان و بهبود سلامتی آن ها را داشته باشد، ممکن است تحصیلاتش را در دانشگاه بگذراند.

در نهایت مدرک دکترا را بدست آورد. هرچند که این کار نیاز به پول زیادی دارد.

یکی از روش های پولسازی بدون سرمایه، شروع یک کسب و کار خانگی میباشد.

۶- بالا بردن کیفیت کاری و بهبود بخشیدن به وضعیت

پولدار شدن

به جای گرفتن آموزش و تعلیم در هر زمینه ای، می توانید روش ها و مهارت هایی را که در محل کار فعلیتان مورد نیاز است را بهبود ببخشید و آن ها را ارتقاء دهید.

در نتیجه این امر باعث شناخت فرد در تشکیلات می شود و شانس پیشرفت و موفقیت زیادی را به دنبال دارد.

در مسیر پولدار شدن با سرمایه کم اگر کسی نتواند کیفیت کار خود را بهبود ببخشد و توان بالابردن و ارتقاء سطح خود را نداشته باشد

پس در نتیجه هیچ پیشرفتی ندارد و همیشه به سمت پایین در حال حرکت است.

زیرا بقیه افراد مدام در حال تلاش و بالا بردن سطح خودشان هستند.

از این رو، اگر شما هیچ پیشرفت و بهبودی در کارتان نداشته باشید حتما کارایی و عملکردتان ضعیف می شود.

۷- منبع درآمد چندگانه ایجاد کنید

راه های مدیریت پول

اگر قبلا کار خود را با موفقیت انجام داده اید و هنوز هم می خواهید درآمد بیشتری را کسب کنید و ثروتمند شوید، می توانید یک شغل نیمه وقت را برای کسب درآمد بیشتر شروع کنید.

شاید این راه میلیاردر شدن بدون سرمایه نباشد اما پول خوبی گیرتان می آید.

طبیعی است که هر چقدر یک دستگاه بیشتر کار کند، در نتیجه محصول بیشتری هم تولید می کند

پس هر چقدر که شما بیشتر و مفیدتر کار کنید حتما پول بیشتری را هم بدست می آورید.

به عنوان مثال:

اگر شما یک شغل پنج تا نه ساعته دارید، می توانید به یک کار نیمه وقت در رستوان، مغازه یا هرجای دیگری مانند اپراتورهای ورودی و غیره بپیوندید

میتوانید برای به دست آوردن موفقیت در این زمینه از یک یا چند ایده کسب و کار اینترنتی استفاده کنید.

معمولا ایده های اینترنتی را میتوان به صورت پاره وقت انجام داد

پرسشنامه استاندارد

۸- رهایی از تفکرات مبنی بر فقر و تنگ دستی

موقعیت-اجتماعی

اولین قدم از راه های پولدار شدن بدون سرمایه همین مورد است. با قدرت شروع کنید.

اگر واقعا دنبال پولدار شدن بدون سرمایه هستید باید بدانید که:

هیچ گونه کمبود پولی بر روی زمین وجود ندارد و این امر تنها مختص کسانی است که به درستی راجب آن فکر می کنند

برای میلیونر شدن باید از همان ابتدای کار فکر به فقر و نداری را از بین ببرید.

تا این مورد را حل نکنید هر چقدر هم تلاش کنید با به جایی نمی رسید. بد نیست از تکنیک های تجسم خلاق برای دستیابی به آرزوهای خود استفاده کنید.

۹- به داستان زیر توجه کنید

خاصیت ارگاسم برای مرد

من زیر دست مادری تنها بزرگ شدم، کسی که تقریبا هر کار ممکنی را برای فرزندانش می کرد و مدام در حال تلاش برای سه فرزند خود بود.مقاله مشابهآشنایی با راه های پولدار شدن

درس های زیادی به من یاد داد، که متاسفانه باعث شد دو حس کمبود و ترس در من به وجود بیاید.

او همیشه به ما می گفت: خیلی از مردم گرسنه هستند.

پس باید غذایتان را کامل بخورید، چیزی را هدر ندهید و پول الکی بدست نمی آید و خیلی جملات دیگر….

در واقع شما باید توجه داشته باشید که ثروت و فراوانی از همچین اندیشه هایی شکل نمی گیرد.

باید باورتان در مورد ثروت و فراوانی را تغییر دهید.

الان هر یک دقیقه یکبار یک نفر در دنیا به جمع میلیونرهای دلاری اضافه می شود، پس شما هم می توانید.

پیشنهاد می کنم کتاب باورهای زیبای یک مرد ثروتمند اثر سید رضا حیات الغیب را حتما مطالعه کنید تا متوجه شوید راه های پولدار شدن بدون سرمایه یک خیال نیستند.

۱۰- تغییر تفکر و تمرکز در مورد هزینه ها از راه های ثروتمند شدن بدون سرمایه است
جلب اعتماد دیگران

ثروتمندان پول را در کارهای بیهوده خرج نمی کنند.

این یک قانون برای پولدار شدن بدون سرمایه است، پولتان را هدر ندهید. بدانید چکار میکنید.

آن ها بیشتر سرمایه گذاری می کنند و می دانند که قوانین دولت ها بیشتر از خرج کردن، از سرمایه گذاری حمایت می کند.

برای مثال: شما یک آپارتمان خریداری می کنید اما حتی بلد نیستید آن را مدیریت و بهینه کند.

اما در مقابل آن ها یک آپارتمان می خرند و جریان های نقدی تولید می کنند و تا سال های سال از آن ها تقدیر و تشکر می شود.

۱۱- کتاب خوانید، سمینار بروید، در جریان قرار بگیرید

ایده برای میلیاردر شدن بدون سرمایه بسیار زیاد وجود دارد اما این ایده ها به ذهن کسی رجوع می کنند که دنبال آنها باشند.

این ایده ها به سراغ کسی می روند که تمام ذهن و تفکر آنها دنبال آنها باشد.

اگر فقط یک آرزوی کم رنگ برای پولدار شدن هستید اما زمان ارزشمندتان را جلوی تلویزیون یا بحث های بی سر و ته هدر می دهید هیچ وقت به جایی که می خواهید نمی رسید.

برای اینکه راه های پولدار شدن بدون سرمایه به ذهنتان خطور کند باید:

از این طریق هوش مالی خود را افزایش می دهید.

نتیجه گیری: از کجا شروع کنم؟

تجسم-و-تصویر-سازی

دوستان عزیزم راه های پولدار شدن بدون سرمایه بیشتر به جای اینکه به ایده مربوط باشد به شما و باورهای ذهنیتان مربوط می شود.

منتشر این نباشید که کسی به شما بگویید کار پروزش زالو خوب است، شخصی دیگر بگویید نه باید تو کار اغذیه فعالیت کنی و خیلی موارد دیگر.

اگر شب و روز تلاش کنید و کار کنید، تا زمانی که باورهای ثروت آفرین نداشته باشید به هیچ موفقیت مالی نخواهید رسید.

این نکته را اصلا فراموش نکنید.

برگرفته از سایت ویکی روان

درود بر شما کاربر محترم و بزرگوار، به عرض می رساند امروزه هزینه های نگهداری و ارتقای سایت بالا می باشد، لذا جهت ادامه فعالیت مجبور شدیم در بعضی از جاها تبلیغ بگذاریم. لطفاً با کلیک بر روی لینک های زیر از ما حمایت کنید تا بتوانیم خدمات بهتری ارائه دهیم. مطمئن باشد هیچ مشکلی برای شما پیش نخواهد آمد. با تشکر. ،