بایگانی دسته: انگیزشی و موفقیت

خلاصه کتاب 7 عادت مردمان موثر (استفن کاوی، شان کاوی )

خلاصه کتاب 7 عادت مردمان موثر (استفن کاوی، شان کاوی )

• شما همان چیزی هستید که از روی عادت انجام می دهید، پس عادتهای بهره ورانه در خود ایجاد کنید. مطمئن باشید که میتوانید عادتها و زندگیتان را بهبود ببخشید.

• بر بهبود اخالق تمرکز کنید، نه بر بهبود شخصیت.

• با اصول درستی از جمله صداقت، کرامت، خوبی، خدمترسانی، صبر، پشتکار، مهربانی و شجاعت زندگی کنید و این هفت عادت مهم را هم در خود نهادینه کنید.

• عادت 1 . ابتکار عمل داشته باشید. اثرگذار باشید. شما آزاد هستید، زیرا می توانید نوع واکنش خودتان به شرایط مختلف را تعیین کنید.

• عادت 2 . بر اهداف تمرکز می کنند. در ابتدای راه نتیجه را تصور کنید. یک بیانیه ماموریت فردی بنویسید تا اصول و اهدافتان را مشخص کند.

• عادت 3 . اولویت تعیین کنید. کارهای مهم را در اولویت قرار دهید. به نقش ها، وظایف و روابط خود توجه یکسانی داشته باشید.

• عادت 4 .تفکر بُرد برد داشته باشید. فقط وقتی برنده هستید که دیگران هم برنده باشند. متحدانتان را چند برابر کنید.

• عادت 5 . ارتباط برقرار کنید. اول دیگران را درک کنید تا سپس آنها هم شما را درک کنند. ایجاد رابطه و اعتمادسازی یک خیابان دوطرفه است.

• عادت 6 . همکاری کنید. هم افزایی کنید. یک کل مشارکتی خیلی بهتر از مجموع چند بخش مجزا است.

• عادت 7 . به کاستی هایشان فکر کرده و آنها را اصلاح می کنند. اره را تیز کنید. زمانی را به تیز کردن ابزارتان از جمله جسم، روان، ذهن و قلبتان اختصاص دهید.

امتحانی عجیب!

✍️محمد جعفر خیاطے،یکے از عجیب ترین معلمان دنیا بود و امتحاناتش عجیب تر!🌺

📚 امتحاناتے که هر هفته می‌گرفت و هر کسے باید برگه خودش را تصحیح می‌کرد،آن هم نه در کلاس،در خانه…دور از چشم همه!

📚 اولین بارے که برگه‌ امتحان خودم را تصحیح کردم سه غلط داشتم.نمی‌دانم ترس بود یا عذاب وجدان،هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم و به خودم بیست بدهم.

📚فرداے آن روز در کلاس وقتے همه بچه‌ها برگه‌هایشان را تحویل دادند فهمیدم همه بیست شده‌اند به جز من.به جز من که از خودم غلط گرفته بودم.من نمے خواستم اشتباهاتم را نادیده بگیرم و خودم را فریب بدهم.

📚بعد از هر امتحان آنقدر تمرین می‌کردم تا در امتحان بعدے نمره‌ بهترے بگیرم.

📚مدت‌ها گذشت و نوبت امتحان اصلے رسید،امتحان که تمام شد،معلم برگه‌ها را جمع کرد و برخلاف همیشه در کیفش گذاشت.چهره‌ همکلاسی‌هایم دیدنے بود.

📚آنها فکر می‌کردند این امتحان را هم مثل همه‌ امتحانات دیگر خودشان تصحیح می‌کنند.

📚اما این بار فرق داشت…این بار قرار بود حقیقت مشخص شود.فرداے آن روز وقتے معلم نمره‌ها را خواند فقط من بیست شدم.

📚چون بر خلاف دیگران از خودم غلط می‌گرفتم؛ از اشتباهاتم چشم پوشے نمی‌کردم و خودم را فریب نمی‌دادم.

⭕ زندگے پر از امتحان است…خیلے از ما انسان‌ها آنقدر اشتباهاتمان را نادیده می‌گیریم تا خودمان را فریب بدهیم تا خودمان را بالاتر از چیزے که هستیم نشان دهیم.اما یڪ روز برگه‌ امتحانمان دست معلم می‌افتد.آن روز حقیقت مشخص می‌شود و نمره واقعے را مے گیریم.

✔تا می‌توانے غلط‌هاے خودت را بگیر قبل از اینکه غلطت را بگیرند.

علت بی انگیزگی در زندگی چیست؟

افراد زیادی مبتلا به سندرم بی انگیزگی هستند و نمی دانند دلیل این گرفتاری چیست. در این مطلب به بررسی همه جانبه دلایل بی انگیزگی در زندگی می پردازیم و راهکارهایی هم ارائه می کنیم.

بی انگیزه

داشتن انگیزه (Motivation) کلید انجام کارهای مورد نظرمان برای مدت طولانی می باشد.

اگر انگیزه نداشته باشیم به مرور زمان از کیفیت کاری که انجام می دهیم کاسته می شود تا در نهایت به شکست بر بخوریم. اما علت بی انگیزگی چیست؟ چرا بعد از مدتی بی انگیزه می شویم و دیگر تمایلی به ادامه مسیر نداریم؟ واقعا علت کاهش انگیزه به رفتارهای ما مربوط می شود؟

۱- نداشتن هدف مشخص مهم ترین علت کاهش انگیزه است

یکی از بزرگترین دلایل بی انگیزگی در حقیقت نداشتن هدف مشخص است.

باید به خاطر داشته باشید، اگر از چیزی که می خواهید به آن دست یابید تصویر روشنی در ذهن نداشته باشید، هنگامی که مشکلات فرا می رسند دیگر احساس می کنید تمایلی به ادامه آن ندارید.

آشنایی با راه های هدف گذاری می تواند بسیار کمک کننده باشد چون هدف شما را زنده نگه می دارد و مانند سوخت برای اتومبیل کار می کند. همیشه هدف و کاری برای رسیدن و انجام دادن داشته باشید تا بی انگیزگی در زندگی سراغ شما نیاید.

۲- برای پیشرفت چه کاری انجام می دهید؟

ایجاد انگیزه برای درس خواندن

اگر جواب این سوال را نمی دانید، شما حقیقتا آن انگیزه را ندارید.

چیزی که شما “باید” بدانید، اینست که چه می خواهید بکنید، اما دلیل اصلی برای اینکه چرا باید این کار را انجام دهید، را ندارید.

اینکه بدانید چه می خواهید و هدف اصلی شما در زندگی چیست یکی از بهترین روش های حفظ کردن انگیزه درونی است که باید مدام انجام دهید و به آن فکر کنید.

۳- خودگویی مداوم علت بی انگیزگی است.

سومین علت پایین بودن سطح انگیزه، خودگویی منفی (افکار منفی) است.

اگر شما علی رغم رفتار همراه با نارضایتی و منفی، دائما خود را پایین می آورید، غلبه بر این امر و داشتن انگیزه برای ادامه بسیار دشوار است

برای مثال، اگر هر روز به آینه نگاه می کنید و با خودتان فکر می کنید که تمام تلاشهایی که کردید هیچ تفاوتی در شما به وجود نیاورده و شما همیشه دارای اضافه وزن خواهید بود، احساس می کنید چقدر تلاش کرده اید که به برنامه غذایی خود عمل کنید؟ تقریبا هیچ

اما از سوی دیگر، اگر شما به آینه نگاه کنید و تغییرات کوچک اما قابل توجهی که در حال رخ دادن هستند را شناسایی کنید، آن گاه به خودتان بگویید که چه خوب به نظر می رسید، این ده بار احتمال بیشتری دارد که شما را در مسیر درست و تلاش برای آن قرار دهد.

اگر دنبال مبارزه با سندم بی انگیزگی هستید به هیچ وقت نشخوارهای فکری را انجام ندهید و انرژی منفی را به سمت خود جذب نکنید این کار باعث می شود دیگر تمایلی به انجام کارها نداشته باشید.

۴- احساس تنهایی معمولا علت بی انگیزگی ما است

ایجاد انگیزه در کارمندان با 14 روش ساده و موثر

یکی دیگر از مشکلات بزرگی که در رابطه با انگیزه وجود دارد اینست که شما احساس می کنید تنها به این جدال رفته اید.

شاید حتی یک شریک ورزشی (حریف تمرینی) درست و حسابی هم نباید داشته باشید که با هم ورزش کنید.

اغلب این نکته را می دانیم که یکی از راه های با انگیزه بودن، ورزش کردن است، اما مهمتر از آن داشتن افرادی در اطرافتان است که از اهداف شما حمایت کنند.

اگر شما احساس می کنید که نمی توانید با کسی در مورد درگیری های خود و یا پیشرفت های خود صحبت کنید، به نظر می رسد مانند تمام افرادی که اطرافتان هستند، به تغییراتی که سعی می کنید ایجاد کنید کاملا بی توجه هستید

این می تواند انگیزه شما را برای ادامه از بین ببرد. پس اگر این شرایط در مورد شما صدق می کند به منظور درمان بی انگیزگی در زندگی باید افرادی را در مسیر خود همراه داشته باشید تا به شما انگیزه ادامه مسیر بدهند.

۵- خود کم بینی دیگر علت کاهش انگیزه مردم است.

دیگر علت بی انگیزگی در بسیاری از ما سطح پایین خودکفایی یا اعتقاد به خود است.

این به توانایی شما در انجام کارها اشاره دارد

این کاملا به موضوع خودگویی که در بالا اشاره شد شبیه است. فقط حالا به آنچه که با خود، درباره برنامه هایتان می گویید، اشاره دارد.

می پرسید دلیل بی انگیزگی چیست؟ خب، کسانی که سطح پایینی از خودکفایی و عزت نفس دارند، به این دلیل که اعتماد به نفس ندارند و یا به دلیل عدم کسب موفقیت در گذشته، اغلب متوجه می شوند که به سرعت بی انگیزه می شوند.

دلیل آن هم اینست که آنها این موضع را می گیرند که “کارهای من چه فایده ای دارد“.

آنها احساس می کنند که می دانند اینگونه داستان را چگونه به پایان برسانند بنابراین فشار برای ادامه حرکت برای چیست؟

۶-افسردگی یکی ازمهم ترین دلایل بی انگیزگی است.

تشخیص رابطه از پشت توسط پزشک قانونی

بیماری افسردگی تمایل به ربودن انرژی و انگیزه شما دارد.

البته این در رابطه با افسردگی خفیف است.

هنگامی که شما در حال مبارزه با افسردگی هستید، انجام وظایف روزمره زندگی می تواند برایتان دشوار باشد

این به این معناست که کشمکشی بین تمیز کردن خانه و پرداخت صورتحساب وجود دارد، زیرا شما اهمیتی نمی دهید که این کارها را انجام دهید یا نه!

اگر فکر می کنید با افسردگی مواجه هستید، چند چیز وجود دارد که می توانید با انجام آنها کمبود انگیزه خود را بهبود بخشید، یکی از بهترین آنها صحبت کردن با یک مشاور روانشناس خوب برای درمان افسردگی برای بررسی علت بی انگیزگی است.

یک مشاور روانشناس خوب کمکتان می کند دلیل افسردگی را ریشه یابی و راه های کاربری برای درمان آن انجام دهید.

۷- دلیل بی انگیزگی چیست؟ : داشتن طرز فکر ثابت

بهبود-کمال-گرایی

دو نوع طرز فکر یا ذهنیت وجود دارد.

اگر فکر می کنید ذهنیت ثابتی دارید، یعنی مایل هستید باور کنید که بر آنچه که می تواند در زندگیتان اتفاق بیفتد، کنترل زیادی ندارید، در واقع شما با اعتقاد “همین که هست” زندگی می کنید.

اگر که معتقدید توانایی های شما محدود هستند و احساس نمی کنید که می توانید مهارت های جدیدی بیاموزید، اطلاعات خود را در طول مسیر افزایش دهید، باید این باور مخرب را تغییر دهید تا انگیزه شما کم نشود.

در واقع یک علت بی انگیزه گی داشتن افکار مداوم و ثابت هر روزه است، این افکار قدرت خلاقیت و زندگی لذت بخش را از ما می گیرند.

۸- در هم شکستن ذهنی (آشفتگی) دیگر علت بی انگیزگی است

خودارضایی چیست

گاهی اوقات شما کارهای زیادی برای انجام دارید و احساس می کنید بدتان آشفته شده و ذهن شما می خواهد خاموش شود.

به جای تلاش برای کشف همه جزئیات، به نظر می رسد یک ایده بهتر مثل انجام ندادن هیچ کاری را دوست دارد.

در بالا بحث کردیم که چگونه انجام ندادن هیچ کاری می تواند دلیل نداشتن انگیزه باشد، اما روش دیگری نیز وجود دارد.

نداشتن انگیزه می تواند نتیجه داشتن وظایف بسیار زیاد باشد

هنگامی که شما احساس می کنید کار زیادی دارید و نتوانید در زمان معین آنها را انجام دهید، ممکن است اصلا نخواهید حتی آنها را شروع کنید.

به همین خاطر است که در عین شلوغی به یک باره دست از کار کردن می کشیم. این موضوع با اعتیاد به کار کردن متفاوت است چون اعتیاد کاری بی انگیزگی نمی آورد.

۹- تلاش برای راضی کردن همه دیگر علت سندرم بی انگیزگی است.

خصوصیات مردان غیر جذاب

اگر شما سعی دارید همه افراد را راضی کنید، به احتمال زیاد قبلا نداشتن انگیزه (سندرم بی انگیزگی) را تجربه کرده اید.

این مورد دیگر علت بی انگیزگی در زندگی ما است، چون سعی داریم همه از ما راضی باشند.

وقتی سخت مشغول خوشحال کردن دیگران هستید نمی دانید چه کاری را واقعا می خواهید انجام دهید

وقتی شما هیچ نظری ندارید که چه کاری می خواهید انجام دهید هیچ دلیلی هم برای داشتن انگیزه وجود ندارد. انگیزه داشتن برای راضی کردن افراد، فقط به شما خستگی ذهنی تحمیل می کند، سپس شما با فقدان انگیزه مواجه می شوید و نمی دانید که چطور به تنهایی از آن خارج شوید.

این یکی از انواع علت کاهش انگیزه در زندگی روزمره همه ما می باشد.

پس سعی کنید برای خودتان زندگی کنید.

۱۰- عدم تحریک جسمانی دیگر علت بی انگیزگی است

فردی که مدام تمایل به حالت سکون دارد، دیر به دیر از صندلی بلند می شود، هیچ برنامه ورزشی در طی روز و هفته ندارد در واقع شانس زیادی برای شاد بودن را از خود می گیرد.

چرا ورزش نکردن را علت بی انگیزه گی می نامیم؟

چون تحرک با برنامه جسمانی باعث ترشح هورمون هایی مانند هورمون اندروفین می شود که شادی آور هستند. عرق کردن و تحرک جسمانی باعث می شود شاداب تر شوید و انگیزه بالایی برای انجام امور کسب کنید.

۱۱- نداشتن رابطه جنسی منظم هم از دلیل بی انگیزگی در زندگی است

سکس علاوه بر برطرف کردن نیاز جنسی، باعث می شود احساس ارزشمند بودن کنید.

اگر ارتباط جنسی نداشته باشید یا تنها از طریق خودارضایی (استمنا) نیازهای خود را برطرف کنید به مرور بی انگیزه می شوید و کارهای خود را بی کیفیت پیش می برید.

پس یادتان باشد دیگر علت سندرم بی انگیزگی نداشتن رابطه جنسی منظم و با برنامه است!

برگرفته از : ویکی روان موفقیت

والدین

آموزش دسترسی به زیرنویس و متن سخنرانی های تد Ted به زبانهای مختلف!

تد TED ) ) یک مؤسسه غیرانتفاعی است که متفکران، دانشمندان، سیاستمداران و هنرمندانی را از همه جهان دعوت کند تا آن ها سخنرانی‌هایی در مورد تازه‌ترین افکار و ابداعات و نظراتشان داشته باشند. موضوعات سخنرانی آنها بسیار متنوع است، از محیط زیست و فناوری و پزشکی گرفته تا تاریخ و مذهب و اقتصاد. وقتی می‌گویم سخنرانی، اصلا و ابدا به سخنرانی‌های خسته‌کننده فکر نکنید، صفت هیجان‌انگیز برازنده این سخنرانی‌ها هستند. همچنین در این سایت انواع سخنرانی موفقیت و پیشرفت شخصی به رایگان گذاشته می شود.
علاوه بر این این سایت زیرنویس فیلم ها را به زبان ها مختلف می دهد . پس می تواند یکی از مهم ترین منابع یادگیری زبان های مختلف باشد. همچنین این سایت متن سخنرانی ها را هم به زبان های مختلف به کاربرانش می دهد.
در این فیلم نحوه استفاده از زیرنویس و متن سخنرانی ها به زبان های گوناگون آموزشداده شده است. امید است بهره لازم را ببرید و ما را از نظرات ارزشمندتان بی نصیب نکنید!

چند سخنرانی مهم در مورد موفقیت

تینا سیلینگ سخنرانی خوب و مفیدی دارد و در آن به این نکته می‌پردازد که ریسک‌های کوچک می‌توانند شانس موفقیت ما را افزایش دهند.

سخنرانی ریچارد سنت جان درباره موفقیت یکی از معروف‌ترین این سخنرانی‌هاست. او در سخنرانی کوتاه سه دقیقه‌ای خود سعی کرده چند مورد از اصول موفقیت را بیان کند:

جان دوئر نویسنده‌ی کتاب Measure What Matters هم سخنرانی ارزشمندی دارد و در آن به رابطه‌ی بین موفقیت و هدف گذاری درست پرداخته است.

جان دوئر به هدف گذاری و تعریف شاخص بر اساس آن علاقه‌ی فراوانی دارد و می‌توان گفت به مخاطبانش کمک می‌کند تا مفاهیم کنترل مدیریت را وارد زندگی شخصی خود کنند.

باراباشی (دانشمند مطرح در زمینه‌ی Network Science) هم در سخنرانی تد خود به این نکته پرداخته که آیا بالا رفتن سن، می‌تواند شانس موفقیت ما را کاهش دهد؟

به عبارت دیگر، آیا انسانهای موفق بیشتر در سن جوانی به دستاوردهای خود می‌رسند و سپس مشغول برداشت از ثمرات آن می‌شوند؟ یا این‌که در میان موفقان، می‌توان کسانی را هم یافت که دیر شروع کردند و به دستاوردهای بزرگ رسیدند؟

نکته هایی در مورد موفقیت که کمتر به ما می‌گویند!

کافی است جستجوی کوتاهی در وب و شبکه های اجتماعی داشته باشید تا ببینید که افراد بسیار مختلف و گوناگونی، فهرست‌هایی را با عنوان نکته هایی درباره موفقیت تنظیم و ارائه کرده‌اند.

این بازار، هم برای موفق‌ها جا دارد و هم شکست‌خورده‌ها.

کسانی که خود را موفق می‌دانند یا دیگران آنها را افرادی موفق می‌دانند، تجربه های خود را در مورد موفقیت می‌گویند و آنها هم که شکست را تجربه کرده‌اند، معتقدند آموخته‌های بهتر و ارزشمندتری برای رسیدن به موفقیت کسب کرده‌اند.

اما به گمان ما ، در میان همه‌ی این حرف‌ها و تجربه‌ها، هم‌چنان نکته‌هایی در مورد موفقیت وجود دارد که کمتر به آنها اشاره می‌شود. نکته هایی که شاید دانستن آنها، طی کردن مسیر موفقیت را لذت‌بخش‌تر و تجربه موفقیت را ماندگارتر کند.

موفقیت همیشه شاد و شیرین نیست

قطعاً تعریف هر یک از ما از مفهوم موفقیت، با تعریف دیگری متفاوت است (ما قبلاً در مطلبی تحت عنوان رابطه بین سطح انتظارات و موفقیت و رضایت، در این باره حرف زده‌ایم و ای کاش، فرصت کوتاهی داشته باشید و در آن بحث مشارکت کنید). اما اگر معنای رایج موفقیت را در نظر بگیریم، باید بپذیریم که دنیای انسانهای موفق، همیشه هم آنقدر که از بیرون به نظر می‌رسد شاد و شیرین نیست.

شاید بخشی از ریشه‌ی این مسئله را بتوان در توضیحات دن گیلبرت در مورد شادمانی جستجو کرد: اینکه برداشت ما از موفقیت و رسیدن به هدف‌ها و مطلوبیتی که برای ما دارند، با آن چیزی که در عمل روی می‌دهد تفاوت دارد و ظاهراً موفقیت سفری است که در آن رویای رسیدن به مقصد، شیرین‌تر از تجربه‌ی حضور در شهر مقصد است.

اما احتمالاً می‌توان نکات دیگری را هم به این توضیح افزود: موفقیت، حاصل تلاش و کوشش است، اما حفظ موفقیت نیز، همچنان تلاش و کوشش بیشتری را می‌طلبد. چیزی که معمولاً آن را فراموش می‌کنیم. گاهی اوقات، تلاش برای حفظ موفقیت، آنقدر انرژی و زمان می‌گیرد که فرصتی برای لذت بردن از تجربه‌ی موفقیت باقی نمی‌ماند.

موفقیت، نقطه‌ی توقفی ندارد

شاید شما هم، به روزی فکر کنید که خانه‌ی بزرگی در شهر خود داشته باشید و دو ویلای ساحلی بزرگ در شمال و جنوب کشور و شاید هم چند اقامتگاه تفریحی در بیرون کشور. سپس به یک صندلی چوبی کلاسیک که در کنار استخر یا آب دریا قرار گرفته و می‌توان همزمان با آفتاب گرفتن، کمی مطالعه هم کرد.

این صحنه‌ی رویایی را صرفاً در فیلم‌ها می‌توان دید. در دنیای واقعی افراد شکست خورده و ورشکسته‌ای که از دست طلبکاران خود در گریز هستند، بیشتر این شانس را دارند که در سکوت و تنهایی، چنین لذتی را تجربه کنند!

کسی که در مسیر رشد و موفقیت قرار گرفته، احتمالاً در کنار آن صندلی چوبی، موبایل و لپ تاپ و اینترنت لازم خواهد داشت. او احتمالاً نمی‌تواند از این وسیله‌ها بیش از چند ساعت فاصله بگیرد. آرزویش این است که بتواند زمانی یک هفته گوشی موبایل خود را خاموش کند یا لپ تاپش را با خود نبرد.

هنوز کسانی را پیدا می‌کنید که می‌گویند اگر به سطح مطلوب موفقیت خود برسند، دیگر بیش از حد تلاش نمی‌کنند. آنها می‌کوشند از زندگی لذت ببرند. آنها افراد موفق و ثروتمند اطراف خود را به حرص و طمع متهم می‌کنند و معتقدند که دارایی آنها برای پشتیبانی از چند نسل بعدی‌شان هم کافی است. اما هنوز نمی‌توانند متوقف شوند.

نکته هایی در مورد موفقیت

باید بین این ویژگی علاقه به برداشتن یک گام بیشتر به جلو و کمال طلبی، تمایز قائل شد.

کمال طلبی، نوعی رفتار نامطلوب است که می‌توان آن را اصلاح و تعدیل کرد. اما راضی نشدن به وضعیت موجود، یک ویژگی شخصیتی است که با حذف آن، به یک فرد دیگر تبدیل می‌شویم و دیگر انسان قبلی نیستیم.

تردیدها هرگز از بین نمی‌روند

موفقیت بیشتر و بزرگتر، نیازمند #تصمیم گیری‌های بزرگ‌تر است. تصمیم گیری‌های بزرگتر یعنی انتخاب دشوارتر. یعنی کنار گذاشتن گزینه‌های بزرگ و ارزشمند به نفع گزینه‌هایی که بزرگتر و ارزشمندتر به نظر می‌رسند. اگر لازمه‌ی موفقیت، انتخاب بین گزینه‌‌ی بد و گزینه‌ی خوب بود، همه موفق بودند. اما موفقیت، هنر انتخاب از بین دو گزینه‌ای است که به یک اندازه بد و یا به یک اندازه خوب به نظر می‌رسند.

یا انتخاب گزینه‌ی دوم از بین دو گزینه‌، در شرایطی که عموم مردم، انتخاب گزینه‌ی اول را منطقی و معقول می‌دانند.

نکته هایی در مورد موفقیت

یکی از دوستان کارآفرین بسیار موفقی است که دانشگاه نرفته است. او همیشه در سمینارها و سخنرانی‌ها، با افتخار به این مسئله اشاره کرده و می‌کند. او نقل می‌کرد که چند ماه قبل، با یک بحران بزرگ اقتصادی مواجه بوده و همزمان با بحران‌های جدی درون‌سازمانی هم دست و پنجه نرم می‌کرده است.

همان زمان، ایمیل تبلیغاتی یکی از موسسات آموزشی را دریافت می‌کند و در آن می‌خواند که: هنوز هم دیر نشده. تحصیل مدیریت، یک انتخاب درست است.

او می‌گفت که همین ایمیل، که تبلیغ یک دوره آموزشی آزاد کوتاه مدیریتی بود، تا چند ساعت، دوباره تردید روزهای نخستین را در دل او زنده کرده بود که آیا واقعاً مسیر درستی را طی کرده است؟

آیا واقعاً همین را می‌خواستید؟

لحظه‌ی دست‌یابی به هدف‌ها، شیرینی وصف ناپذیری دارد. اما طعم این شیرینی برای ما، بسیار زود، ساده و عادی می‌شود. آنجاست که یک بار دیگر از خود می‌پرسیم: آیا من واقعاً همین را می‌خواستم؟

آیا من واقعاً می‌خواستم در این دانشگاه، این رشته را بخوانم؟

آیا من واقعاً می‌خواستم به این کشور مهاجرت کنم و کسب و کار خودم را اینجا آغاز کنم؟

آیا من واقعاً یک ماشین گرانقیمت می‌خواستم؟ یا می‌خواستم برای کسب یک موقعیت اجتماعی برتر تلاش کنم؟

آیا من می‌خواستم مدیر و مالک یک کسب و کار بزرگ باشم؟ یا فقط می‌خواستم نق و اعتراض‌های سرپرستم را نشنوم؟

آیا واقعاً می‌خواستم کار کنم؟ یا فقط می‌خواستم حضور اجتماعی فعال‌تری داشته باشم؟

آیا واقعاً شهرت می‌خواستم؟ یا در پی احترام بودم؟

نکته هایی در مورد موفقیت

این فهرست آیاها، هرگز به پایان نمی‌رسند. معمولاً‌ در مسیر موفقیت، آنقدر گرفتار تلاش و کوشش و هدف‌گذاری هستیم، که فرصتی نداریم به ریشه‌ی آرزوهای خود فکر کنیم. این است که سوال‌هایی از این جنس، که باید در نخستین گام آغاز سفر، مطرح شوند، هنگام رسیدن به مقصد، پیش چشم ما قرار می‌گیرند.

برای دیگران، شکست شما هم می‌تواند به اندازه موفقیت‌تان هیجان انگیز باشد

success-points-1

همه از موفقیت ما خوشحال نمی‌شوند

بعید است کسی انتظار داشته باشد که با موفقیت او، همه خوشحال شوند. جایی که چنین فضایی شکل گرفته باشد، دیگر دنیا نیست و می‌توان آن را بهشت نامید.

اما شاید شگفت انگیزترین تجربه‌ی مشترک افراد موفق، تغییر رابطه‌ی دوستانشان با آنها باشد. کسانی که به صورت پیش فرض، احساس می‌کرده‌اند باید از موفقیت و رشد آنها خوشحال شوند.

ما فراموش می‌کنیم که انسانهایی که روح و ذهن‌شان بزرگ نشده و توسعه نیافته، از رشد دوستانشان لذت می‌برند، اما به شرطی که هنوز کمی پایین‌تر از آنها باشند.

بسیاری از کسانی که برای رفع ثروت فقرا دعا می‌کنند، منظورشان این است که وضع فقرا، کمی از اینکه هست،‌ بهتر شود. اما اگر به آنها بگویند که وضع همه‌ی فقرا، در اثر نیایش آنها، از وضع خودشان هم بهتر خواهد شد، شاید در خواسته‌‌ی خود تجدید نظر کنند!

البته تنها دلیل این رفتار، حسادت یا کوته نظری نیست. گاهی اوقات، موفقیت بیشتر تو، می‌تواند بسیاری از توجیه‌هایی را که من برای رشد نکردن و پیروز نشدن دارم، زیر سوال ببرد.

به هر حال، کافی است در میان افرادی که نردبان رشد و موفقیت را طی کرده‌اند، جستجو کنید تا ببینید که اکثر آنها تجربه‌ی مشترکی دارند:

success-points-4

چالش‌های اصلی افراد موفق، عمدتاً درونی است تا بیرونی

success-points-5

نمونه‌ی سوالهایی از جنس “آیا من این را می‌خواستم” که شما هم در بحث آن مشارکت داشتید، از این جنس هستند.

سوالاتی که می‌توانند احساس ما را به موفقیت، بهتر یا بدتر کنند و تاثیر قابل توجهی روی تجربه‌ی ما از موفقیت بگذارند. اما کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند.

موفقیت، عموماً کنترل ما را روی زندگی، کمتر می‌کند

برنامه آخر هفته‌ی شما چیست؟

کسی که هیچ شغل و موقعیتی ندارد و هر روز دنبال کار است، احتمالاً خواهد گفت: برنامه‌ای ندارد. نمی‌تواند هم داشته باشد. چون پولی برای هزینه کردن ندارد.

کسی که کمی پس انداز دارد یا یک موقعیت شغلی و درآمد معمولی، احتمالاً در مورد یک مسافرت یا شاید دیدن یک فیلم در سینما و یا شاید تجربه‌ کردن یک رستوران یا شاید برگزاری یک مهمانی کوچک فکر کند.

کسی که در نگاه دیگران (و با معیارهای متعارف جامعه)، فردی موفق است احتمالاً دست بسته‌تری خواهد داشت.

مهم نیست که موفقیت او، از جنس شهرت باشد یا ثروت یا قدرت.

قدرتمند، نمی‌تواند هر جایی برود، چون همیشه کسانی هستند که ممکن است او و قدرتش را تهدید کنند.

اهل شهرت، نمی‌تواند هر جا که می‌خواهد برود، چون دیگران فضای شخصی‌اش را از او خواهند گرفت.

مدیر یک مجموعه هم، احتمالاً باید ببیند که مسئول دفترش، برای آن روز چه برنامه‌هایی در نظر گرفته و چه جلساتی را ثبت کرده است و آیا مسئول دفترش، برای او مرخصی و فرصت استراحت لحاظ کرده است یا نه (که عموماً هم پاسخ منفی است. فقط شاید جلسات سبک‌تر، تماس‌های معمولی‌تر، دیدارهای کم تنش‌تر، برای آن روز درنظر گرفته شده باشند. آن هم شاید!).

success-points-2

به همین دلیل است که:

success-points-3

آیا همه‌ی اینها را گفتیم که بگوییم موفقیت بد است و نباید به دنبال آن بود؟ قطعاً چنین نیست.

اما به نظر می‌رسد باید دقت داشته باشیم که اگر موفقیت را، تنها بر اساس معیارهایی که دیگران آنها را می‌شناسند و می‌سنجند، پیگیری کنیم، خطرات و سختی‌ها و تلخی‌های زیادی در مسیرمان خواهد بود.

همان بحثی که در اتاق گفتگو در مورد رابطه رضایت و موفقیت مطرح شده و هنوز هم ادامه دارد.

موفق شدن، نیازمند اندیشدن و تلاش کردن است و می‌تواند بسیار هم شیرین و لذتبخش باشد.

به شرط اینکه فرصت داشته باشیم در طول مسیر موفقیت، بارها و بارها از خودمان بپرسیم: دقیقاً به دنبال چه هستیم؟

برگرفته از سایت متم

موفقیت فرزندان

۱۰ راهکار برای این که از آینده، کمتر بترسیم

حسی که موجب می‌شود بسیاری از ما به‌ویژه در دوره نوجوانی و جوانی شبانه‌روز آن را با خود حمل کنیم و لذت زندگی در حال و اکنون را از دست بدهیم. احساس بلاتکلیفی، نداشتن برنامه مشخص برای زندگی و وجود ابهامات بسیار درباره اتفاقات آینده از جمله دلایلی هستند که باعث می‌شوند افراد هم‌اکنون آرامش خود را از دست بدهند و دائماً نگران روز‌های آینده باشند.

ترس از آینده همیشه اختلال نیست

گاهی این ترس تبدیل به یک خوره و بیماری ذهنی در ما می‌شود، تا جایی که دست و پای‌مان را می‌گیرد و مانع حرکتمان می‌شود و بعد از مدتی مشاهده می‌کنیم که به چه راحتی زمان‌های طلایی زندگی‌مان را از دست داده‌ایم و محصولی از این همه فکر و خیال درباره آینده به‌دست نیاورده‌ایم. اما چگونه می‌توان این ترس و اضطراب از آینده را تحت کنترل درآوریم تا بتوانیم در آرامش اهدافمان را دنبال کنیم و با دید خوش‌بینانه نظاره‌گر پیشامد‌های زندگی‌مان باشیم؟ در ادامه شهره‌بانو پرخو، روانشناس بالینی، به دلایل ترس و اضطراب از آینده اشاره می‌کند و راهکار‌های مقابله با آن را می‌گوید.

چرا از آینده می‌ترسیم؟

ترس، احساسی معمولاً ناخوشایند، اما طبیعی است که در واکنش به خطرات واقعی ایجاد می‌شود. اما دلشوره و اضطراب واکنشی است که معمولاً بدون وجود تهدید خارجی رخ می‌دهد، پس باید این دو مقوله را از هم جدا دانست. آنچه به اضطراب مربوط است این است که ناشی از تهدید‌هایی است که مهارناپذیر و غیرقابل اجتناب تلقی می‌شوند. اضطراب بخشی از زندگی هر انسان تلقی می‌شود و داشتن کمی از آن طبیعی است، اما بیش از حد معمول، اختلال و بیماری تلقی می‌شود. به جرأت می‌توان گفت اگر اضطراب نبود، همه ما پشت میزهایمان به خواب می‌رفتیم. نبود اضطراب ممکن است ما را با مشکلات و خطرات قابل ملاحظه‌ای در زندگی مواجه کند. پس به‌نوعی می‌توان گفت اضطراب طبیعی عامل سازندگی و خلاقیت از ابتدای زندگی برای انسان‌هاست.

یک نوع از این ترس‌ها، ترس از آینده یا کرونوفوبیاست که نوعی ترس افراطی و غیرمعمول نسبت به گذر زمان است که اضطراب زیادی را برمی‌انگیزد. در طبقه‌بندی اختلالات روانی، این ترس یکی از انواع فوبیای خاص محسوب می‌شود که یک اختلال اضطرابی است. البته کرونوفوبیا زمانی به یک اختلال تبدیل می‌شود که عملکرد روزانه فرد را تحت‌تأثیر قرار دهد و مشکلات و آسیب‌های مختلفی را برای فرد به‌همراه بیاورد. در غیراین صورت می‌تواند به‌عنوان نوعی تجربه اضطرابی گذرا درنظر گرفته شود. بعضی از نظریه‌پردازان بر این باورند که دلیل اضطراب از آینده و حتی کاهش حس ارزشمندی، زندگی در گذشته یا آینده و تمرکز بیش از حد بر وقایع آینده است.

ترس از آینده همیشه اختلال نیست

پذیرش صد درصدی مسئولیت زندگی

یکی از راهکار‌های غلبه بر ترس از آینده این است که مسئولیت زندگی حال و آینده خود را به‌طور کامل و صددرصدی برعهده بگیریم. انسان موجودی است فعال، پس باید خود را فردی با اختیار، گشوده، جست‌وجوگر و طالب بدانیم، نه شخصی که رفتارش تماماً به‌دست رویداد‌های بیرونی تعیین می‌شود. این تغییر ساده در زبان و فکر، احساسات و رفتار ما را به جنبه‌هایی از وجود حقیقی‌مان روشن می‌کند. پس ما شخصا تعیین‌کننده آینده خود هستیم نه عوامل بیرونی، چون او، آن، دیگران و….


پذیرش پیامد مسئولیت‌ها

پس از پذیرش مسئولیت اعمال، پیامد‌های آن‌ها را نیز باید بپذیریم. اگر برای هریک از رفتارهایمان اعلام قبول مسئولیت کنیم این موضوع به استقلال، شهامت و افزایش اعتمادبه‌نفس و کاهش اضطراب ما کمک خواهد کرد. پذیرش پیامد مسئولیت‌هایمان نیز به ما کمک می‌کند تا ترس‌های وجودی‌مان کمرنگ‌تر شود و در مواجهه با مشکلات به‌وجود آمده در کمال آرامش به‌دنبال راهکار باشیم.


به درون متکی باش

تلاش کنیم به‌جای حمایت‌های بیرونی به حمایت‌های درونی متکی باشیم و از خدا و نیرو‌های الهی کمک بطلبیم. در این روش از دیگران هم کمک بخواهیم و به دیگران نیز یاری برسانیم. از طرف دیگر روی یادگیری مهارت‌هایی مانند یوگا و مدیتیشن کار کنیم تا سطح انرژی‌مان را بالا ببریم و آرامش را به وجودمان هدیه کنیم. یادمان باشد هرقدر از درون قوی باشیم و اعتمادبه‌نفس‌مان را افزایش دهیم اتفاقات و نگرانی‌های بیرونی را با سعه صدر بیشتری از سر خواهیم گذراند.


در حال جاری باش

ریشه بیشتر اضطراب‌های ما ناآگاهی از بعضی چیز‌ها و نیز ناتوانی در پیش‌بینی آینده است. مسئله این است که هرجور به ماجرا بنگریم، بازهم فقط امروز و اکنون را داریم، چون فردا هنوز از راه نرسیده است! اگر در گذشته زندگی کنیم حسرت ناکامی‌های خود را خواهیم خورد و افسردگی پیامد آن است و اگر به آینده فکر کنیم از آن هراس خواهیم داشت، چون رازآلود است و پنهان؛ در این هیاهوی ذهنی تنها چیزی را که از دست می‌دهیم حال و اکنون است؛ و غافلیم از اینکه همین حال قرار است آینده‌ای که به انتظارش نشسته‌ایم را بسازد.

ترس از آینده همیشه اختلال نیست

بدترین وضعیت چیست؟

بدترین حالت‌های ممکن را درنظر بگیرید. پس از اینکه پذیرفتید بزرگ‌ترین ترس‌های‌تان به واقعیت نمی‌پیوندند، از خودتان بپرسید: بدترین وضعیتی که ممکن است رخ دهد چیست؟ با این کار متوجه می‌شویم که حتی اگر بدترین وضعیت ممکن هم پیش بیاید، دنیا به آخر نمی‌رسد. با درنظرگرفتن بدترین احتمالات، درمی‌یابیم که ترس‌های ما آنچنان‌که گمان می‌کردیم بزرگ نیستند. واضح است که شاید بعضی از آن‌ها تأثیری چشمگیر بر زندگی‌مان داشته باشند، اما ما را از زندگی ساقط نمی‌کنند.


کار کن

هنگام نگرانی خودتان را مشغول کنید. این‌طور وقت‌ها بهترین کار این است که خودمان را مشغول کنیم. فرقی نمی‌کند تلاش هدفمند برای مقابله با ترسمان باشد یا فعالیت فیزیکی، چون درگیرکردن ذهن با فعالیتی خوشایند راهی مؤثر برای از بین‌بردن احساسات منفی است.


خوب فکر کن

به آخرین باری که از چیزی ترسیدید فکر کنید. آخرین باری که نگران چیزی بودید و از آینده اضطراب داشتید چه شد؟ به‌احتمال زیاد، به‌خوبی و خوشی از پس آن برآمده‌اید! شاید به‌نظر خودتان موفق نبوده‌اید یا کار‌ها آن‌طور که می‌خواستید پیش نرفته. خوب فکر کنید. شکست همیشه به‌معنی ناکارآمدی و کمبود ما نیست. شاید باید مسیر دیگری را در پیش می‌گرفتیم.


مثبت‌اندیش باش

حس مثبت‌اندیشی را در خود تقویت کنیم. مثبت‌اندیشی در لحظه و در اکنون ممکن است دشوار باشد. اما می‌توانیم دستیابی به هدف و نتیجه دلخواه‌مان را تصور کنیم. تصویرسازی، چیزی فراتر از رؤیاپردازی است. در تصویرسازی باید تمرین کنیم واقعیت را به همان شکل و وضعیتی که می‌خواهیم با جزئیات کامل تجسم کنیم. به‌عبارتی، پیش از دستیابی به موفقیت، باید بتوانیم حس پیروزی را تجربه کنیم.

ترس از آینده همیشه اختلال نیست

موقعیت‌های مشابه را مرور کن

در زمان بروز اضطراب، پیروزی‌های خود را در موقعیت‌های مشابهی که در آن اضطراب داشتیم مرور کنیم. این مهم باعث کاهش فشار روانی و استرس، تقویت اعتماد و عزت نفس و خودباوری خواهد شد. نکته مهم این است که با مرور موقعیت‌های مشابه و تکرار و تقویت عبارت «من می‌توانم از این موقعیت هم مثل گذشته پیروز بیرون بیایم» به ما کمک خواهد کرد علاوه بر کنترل بر احساسات و هیجانات خود، در کنترل عوامل بیرونی موفق‌تر ظاهر شویم.


به خدا توکل کن

به خدا و نیرویی‌های ماورا و بالاتر از توانایی‌های خود اعتماد کنیم. در عموم تعالیم الهی، اصلی‌ترین عامل برای رسیدن به آرامش، حفظ آن و غلبه بر اضطراب، «ایمان به خداوند» بیان شده است. حضرت علی (علیه السلام) در روایتی کوتاه می‌فرمایند: «آمِن تَأمَن»؛ ایمان بیاور تا در امان باشی. آن حضرت همچنین ایمان به خدا را مساوی با آرامش و امنیت می‌دانند و می‌فرمایند: «الایمانُ امان»؛ ایمان همان امنیت و آرامش است. ویلیام جیمز (Wihhiam Jemes)، روانشناس معروف قرن بیستم هم می‌گوید: «ایمان بدون شک، مؤثرترین درمان اضطراب است». ایمان به خداوند آثار متعددی دارد و هر یک به شیوه‌ای خاص در رفع اضطراب و ایجاد آرامش مؤثرند. شاخصه بارز انسان‌های مؤمن، خوش‌بینی، روشندلی، امیدواری، تلاش و اطمینان به شرایط محیط است که هرکدام در کاهش اضطراب دخیل هستند.

برگرفته از : برترین ها

14 ویژگی یک زن ایده آل برای ازدواج (پژوهش علمی)

14 ویژگی یک زن ایده آل برای ازدواج (پژوهش علمی)

شناخت 14 ویژگی یک زن ایده آل برای ازدواج یا زن ایده آل مردان می تواند شناخت بسیار خوبی به شما دهد پس تا انتهای مقاله با ما باشید. فواید خواندن این مقاله چیست؟ این مقاله شامل پیشگیری از ازدواج اشتباه، شناخت فرد مناسب برای ازدواج و شناخت ویژگی یک زن ایده آل برای ازدواج برای شما می باشد، پس تا انتها و با دقت این مقاله را بخوانید.

1. او از شما باهوش تر است

وقتی به دنبال شریک زندگی یا یک زن ایده آل برای ازدواج هستید، مطمئن شوید که او باهوش است. در حالت ایده آل، او باید باهوش تر از شما باشد. لارنس والی، استاد برجسته دانشگاه آببرین مدتهاست که در مورد زوال عقل تحقیق می کند، وی دریافت که یک زن باهوش می تواند شما را از زوال عقل نجات دهد. همچنین ازدواج با یک زن باهوش طول عمر شما را افزایش می دهد. زن باهوش همواره شما را به چالش می کشد و باعث می شود زندگی برای شما جذاب تر شود و ذهن شما بیشتر کار کند.

ادامه‌ی خواندن