بایگانی دسته: سبک زندگی و سلامتی

25 درس‌ زندگی از زبان یک مرد هشتاد ساله:

25 درس‌ زندگی از زبان یک مرد هشتاد ساله

۱. با دیگران محکم دست بده.
۲. به چشم‌های آدم‌ها نگاه کن.
۳. زیر دوش آواز بخون.
۴. سیستم پخش موزیک مجهزی داشته باش.
۵. اگه وسط یه دعوا گیر افتادی، ضربه‌ی اول رو خودت بزن و محکم هم بزن!
۶. راز نگهدار باش.
۷. هيچ‌وقت از هیچ آدمی ناامید نشو. معجزه‌ هر روز رخ میده.
۸. همیشه با آغوش باز از دستی که به هدف کمک به سمتت دراز میشه، استقبال کن.
۹. شجاعت داشته باش. حتی اگه نداری، وانمود کن که داری. چون هیچ آدمی نمی‌تونه تفاوتش رو متوجه بشه.
۱۰. سوت زدن و خوشحالی کردن رو یاد بگیر.
۱۱. از زخم زبون و کنایه زدن به کسی دوری کن.
۱۲. شریک زندگیت رو با دقت انتخاب کن. از همین یه تصمیم نود درصد خوشبختی و بدبختیت شکل می‌گیره.
۱۳. خوبی کردن به آدما بدون اینکه به روشون بیاری رو برای خودت تبدیل به یه عادت کن.
۱۴. فقط اون کتاب‌هایی که برات مهم نیست دوباره بدستشون میاری یا نه رو به بقیه قرض بده.
۱۵. هیچ آدمی رو از داشتن امید محروم نکن؛ شاید این تنها چیزی باشه که یه نفر داره.
۱۶. وقتی با بچه‌ها بازی می‌کنی، بذار اونها برنده بشن.
۱۷. به آدما یه شانس دوم بده، ولی هرگز شانس سومی رو در اختیارشون نذار.
۱۸. احساساتی و رمانتیک باش.
۱۹. تبدیل به مثبت‌اندیش‌‌ و باانگیزه‌ترین آدمی شو که می‌شناسی.
۲۰. شل کن. رها باش. جز در مقابل زندگی عالی و مرگ.
۲۱. نذار گوشی و اینترنت مزاحم لحظات مهم زندگیت بشن.
۲۲. بازنده‌ی خوبی باش.
۲۳. برنده‌ی خوبی باش.
۲۴. قبل از اینکه رازی رو روی دوش یه شخص قرار بدی، دوباره تجدید نظر کن.
۲۵. وقتی کسی رو بغل می‌کنی، بذار اول اون شخص از بغلت خارج بشه.

25 درس‌ زندگی از زبان یک مرد هشتاد ساله

تحلیل داده های آماری
تحلیل های کمی با نرم افزار های : SPSS – Amos – Pls تحلیل های کیفی با نرم افزار های : Maxqda – NVivo

یادگیری از اشتباهات

یادگیری از اشتباهات

شاید این جمله رو بارها شنیده باشیم که “از اشتباهاتمون درس بگیریم”.

سوال اینه که درس گرفتن از اشتباهات صرفا یه جمله انگیزشیه یا واقعا یه اتفاق هایی توی بدنمون می افته؟

⭕️جو بولر*، در کتاب *ذهن نامحدود* به باورهایی که مانع یادگیری هستند اشاره می کنه.
یکی از باورهای آشنا، که در سیستم آموزشی بهش تاکید می شه اینه که؛
“کار درست، پاداش و تشویق داره و وای به حال کسی که اشتباه کنه.”

✅اما علم عصب شناسی نظر دیگه ای داره:
بهترین زمان برای رشد مغزی و ارتقای یادگیری، وقتی ست که در حال اشتباه کردن هستیم.

👌مغز ما، از طریق شبکه های بهم پیوسته سلول های عصبی و نورون ها فعالیت می کنه و نورون ها عایقی به نام میلین دارند که
منجر به تقویت قدرت، سرعت و دقت پیام های عصبی می شه.

فعالیت و تمرین بیشتر، غلاف های میلین رو ضخیم تر می کنه، هر چه تعداد لایه های میلین زیادتر بشه باعث تقویت مسیر های عصبی و در نتیجه یادگیری بهتر می شه.

💢وقتی اشتباه می کنیم و درصدد تصحیح آن بر می آییم، در نتیجه دست به فعالیت بیشتری می زنیم و عایق بندی میلینی نورون های عصبی رو تقویت می کنیم و این خودش باعث یادگیری بهتر می شه.

پس، نترسیم از اینکه سوالی رو اشتباه جواب دادیم یا کار اشتباهی انجام دادیم، اون زمان، مغز ما، فعالترین حالت خودش رو داره و یادگیرنده تره.

بیایید اشتباهاتمان را دوست داشته باشیم.

برگرفته از: ذهن نامحدود ـ ✒️ جو بولر

شخصیت‌های ماکیاولی

شخصیت‌های ماکیاولی

🔸تیپ شخصیتی «ماکیاولی» از نظریه «نیکولو ماکیاولی» فیلسوف ایتالیایی قرن پانزدهم میلادی اقتباس شده است و براساس دو دیدگاه عمده‌‌: «هدف، وسیله را توجیه می‌کند»‌ و «صحبت کردن، مطابق میل مردم»، استوار می‌باشد.

🔸گفته می‌شود «ماکیاولی» در زمانه‌ای می‌زیسته که شخصیت‌های دروغ‌گو، فریب‌کار و بی‌رحم، اوضاع را در کنترل خود داشتند و به‌تبع، جامعه‌ گرایش شدیدی به نیرنگ، جعل شخصیت واقعی، نقش بازی‌کردن و مطابق میل دیگران رفتار کردن برای رسیدن به مقصود پیدا کرده بود. بدین‌ترتیب، نظریه‌ او، روایتی ناخوشایند از اوضاع نابسامان روانی و اجتماعی مردم زمان خود بود و‌ افرادی که طبق مشی‌ «ماکیاولی» رفتار کنند، با عنوان شخصیت «ماکیاولی» شناخته می‌شوند.

🔸در میان انواع تیپ‌های شخصیتی، شخصیت «ماکیاولی» ازجمله رویکردهای منفی به‌شمار می‌رود. برای تبیین علت‌های پدیدآیی چنین تیپ‌هایی، تحقیقات زیادی صورت‌نگرفته است اما در حالت کلی می‌توان به دو عامل محیط و ژنتیک اشاره نمود.

◀️ ویژگی‌های شخصیت ماکیاولی

▪️جاه‌طلبی: این‌قبیل تیپ‌ها، جز رسیدن به امیال و آرزوهای خود، به هیچ‌چیز دیگری فکر نمی‌کنند. همیشه بهترین را برای خود می‌خواهند و مدام به‌دنبال جاه، مقام و عظمت هستند.

▪️تفرقه‌افکنی: خط‌مشی این قبیل افراد، مطابق ضرب‌المثل «تفرقه بینداز و حکومت کن» است. اگر در رأس اداره یا سازمانی باشند و یا سرپرستی مکان و افرادی را برعهده داشته باشند، سعی‌می‌کنند با اختلاف‌افکنی میان افراد و به‌کارگیری سیستم پلیسی، اوضاع را در کنترل خود بگیرند.

▪️دورویی: رفتار دوگانه دارند؛ د‌ر مقام حرف و نظر، به‌گونه‌ای ظاهر می‌شوند و در مقام عمل، به‌گونه‌ای دیگر. در ظاهر، یک جور خود را نشان‌ می‌دهند و در پشت صحنه به‌گونه‌ای نامتعارف عمل می‌کنند. خود را خیرخواه، مثبت‌،‌ خاکی، مردمی و دموکراتیک نشان‌می‌دهند اما در نهان، ‌خلاف آن‌را عمل می‌کنند.

▪️دروغ‌گویی: دروغ برای آنان به‌مثابه یک مکانیزم دفاعی در برابر دنیای بیرون است. از نظر آنان، تنها از راه دروغ‌گویی است که می‌توان به مقصود خود رسید. آنان در به‌کارگیری دروغ، چنان حرفه‌ای عمل می‌کنند که از نظر دیگران، صداقت جلوه می‌کند.

▪️تخریب‌گری: این قبیل افراد، بالقوه تخریب‌گر هستند و همیشه سعی‌‌‌‌دارند شرایط و اوضاع را به ضرر دیگران سم‌پاشی کنند. درواقع یک موضع «برد- باخت» در پیش می‌گیرند؛ برد برای خودشان و باخت برای دیگران.

▪️به‌ بردگی گرفتن دیگران: به دیگران تا اندازه‌ای پر و بال و اجازه‌ی پیشرفت می‌دهند که در خدمت‌شان باشند و در درجه‌ای پایین‌تر قرار بگیرند و اگر زمانی برسد که دیگران،‌ هم‌سطح یا بالاتر از آنان قرار گیرند، از هر طریق ممکن، برای از میان برداشتن‌شان اقدام می‌کنند.

▪️معادله‌ی آقا و برده: به نظر آنان، افراد ضعیف و بی‌پشتوانه، حق اظهارنظر یا ابراز وجود ندارند بلکه تنها افرادی که از حیث ثروت، قدرت و شهرت در سطح بالا هستند، قابل احترام‌اند.

▪️تحمیق دیگران: همیشه دیگران را موجوداتی احمق و بی‌شعور قلمداد می‌کنند و خود را بالاتر و با‌فرهنگ‌تر از همگان می‌دانند و یک‌نوع احساس برتری کاذب نسبت به دیگران دارند.

▪️خشم نرم: افرادی خشمگین و کینه‌جو هستند اما در ظاهر نشان نمی‌دهند؛ شاید به آنان گفته شود که با پنبه سر می‌برند.

✍کانال آموزه های سازمانی

ویژگیهای رهبران عالی

🔷دانیل گلمن می‌گوید این عامل ضریب هوشی نیست، بلکه هوش هیجانی است.
هوش هیجانی مجموعه‌ای از پنج مهارت است که بهترین رهبران را قادر می‌سازد عملکرد خود و زیردستان شان را بیشینه کنند.

✳️بر اساس تحقیق صورت گرفته روی شرکت‌ها، مدیران ارشدی که حداقل قابلیت های هوش هیجانی را دارا بودند، عملکرد بخش های زیر نظرشان، نسبت به هدف تعیین شده برای سود سالانه، ۲۰ درصد بهتر بود.

⭕️مهارت های هوش هیجانی عبارتند از:

✅خودآگاهی:
شناخت نقاط ضعف و قوت، محرک‌ها، ارزش‌ها و تاثیر آنها بر هم

✅مدیریت عواطف:
کنترل یا هدایت امیال و حال روحی مخرب

✅انگیزش: لذت بردن از موفقیت ها به خاطر خود آن موفقیت ها

✅همدلی:
درک خوب عاطفی از افراد دیگر

✅مهارت اجتماعی:
ایجاد تفاهم با دیگران برای سوق دادن آنها در جهت‌های مورد نظر

✍ کانال مدیران فرهیخته

مونولوگ یا حرف زدن با خود طبیعی است؟

حرف زدن با خود طبیعی است یا نشانه بدی می باشد

حرف زدن با خود طبیعی است یا نشانه بدی می باشد؟ نام بیماری صحبت کردن با خود تا روش درمان و فواید آنرا می خوانید

حرف زدن با خود طبیعی است؟

دکتر روانشناس، Grace Tworek می‌گوید:

صحبت کردن با خود راهی سالم برای تقویت انگیزه، آرام کردن اعصاب، تجزیه و تحلیل موقعیت‌های دشوار و سازماندهی افکار و احساسات می‌باشد

صحبت کردن با خود، نام‌های زیادی دارد برخی به آن مونولوگ درونی می‌گویند و برخی دیگر از آن به عنوان گفتگوی درونی یا خود گفتاری یاد می‌کنند و علت اینکه برای صحبت کردن با خود اصطلاحات زیادی وجود دارد این است که این موضوع کاملاً عادی تلقی می‌شود

حرف زدن با خود نشانه بدی است ؟

فواید حرف زدن با خود نشانه بدی است

انواع صحبت با خود

سه نوع self-talk (صحبت با خود) وجود دارد که عبارت اند از:

خود گفتاری مثبت: داشتن باورهای مثبت در مورد خود، فرد را تشویق و انگیزه وی را تقویت می‌کند، این نوع خود گفتاری منجر به کاهش اضطراب و بهبود تمرکز می‌شود

خود گفتاری منفی: معمولاً شامل گفتگوهای انتقادی و دلسرد کننده است.

خود گفتاری خنثی: این نوع صحبت با خود هم می‌تواند اثرات مثبت هم منفی داشته باشد، افراد از خود گفتاری خنثی اغلب برای دستور دادن به خود در رابطه با یک باور یا احساس خاص استفاده می‌کنند

علل صحبت کردن با خود

(1) کنترل احساسات

خود گفتاری به تنظیم و پردازش احساسات کمک می‌کند به عنوان مثال، اگر شخصی عصبانی باشد، خود گفتاری می‌تواند از طریق موارد زیر به او کمک کند:

● هدایت خشم

● کنترل احساسات

● واکنش مناسب

(2) کاهش اضطراب

یک مطالعه در سال 2014 نشان داد که افراد دارای اضطراب اجتماعی، می‌توانند از صحبت با خود سود زیادی ببرند

محققان دریافتند افرادی که به صورت سوم شخص خود را مورد خطاب قرار می‌دهند، می‌توانند از احساسات ناراحت کننده خود فاصله گرفته و این احساسات را پردازش و تجزیه تحلیل کنند و از این طریق به کاهش اضطراب خود کمک کنند

همچنین درگیر شدن در صحبت با خود باعث کاهش اختلال اضطراب پس از سانحه (PSTD) نیز می‌شود

بیماری با خود حرف زدن چیست؟

بیماری با خود حرف زدن با علت و فواید

فواید صحبت کردن با خود

اگر بخواهیم به صورت کلی بگوییم که چه چیزی می‌توان از خود گفتاری بدست آورد، می‌توان به پنج مزیت بالقوه آن که در این قسمت مقاله آورده شده اند، اشاره نمود:

1- تفکر انتقادی

صحبت با خود می‌تواند به شما کمک کند تا موقعیتی که در آن قرار دارید را بسنجید و افکار خود را سازماندهی کنی

دکتر Tworek این روش را تحت عنوان حل مشکل درونی (internal problem solving) یا برنامه ریزی و حرکت رو به جلو بیان می‌کند

2- افزایش تمرکز

یک مکالمه درونی نواحی بیشتری از مغز را درگیر می‌کند و به شما امکان می‌دهد بهتر به آنچه در اطرافتان می‌گذرد توجه کنید، دکتر Tworek در این خصوص می‌گوید:

خود گفتاری می‌تواند ابزار قدرتمندی برای مواقعی باشد که شما به تمرکز بیشتری نیاز دارید.

3- کاهش استرس

هنگامی که شرایط شما در یک روز، سخت و غیر قابل تحمل می‌شود، می‌توان از یک مونولوگ درونی برای تنظیم احساسات استفاده کرد

گفتن جملاتی مانند “همه چیز درست خواهد شد” باعث ایجاد آرامش ذهنی شده و به شما کمک می‌کند تا همه چیز را تحت کنترل نگه دارید

4- تقویت انگیزه

همیشه کارهای دشوار می‌توانند دلهره آور باشند بنابراین کمی تشویق کردن خودتان قبل از انجام کارهای چالش برانگیز، می‌تواند اعتماد به نفس شما را بالا ببرد

مطالعات نیز ثابت کرده اند که خود گفتاری در ورزشکاران می‌تواند به افزایش عملکرد آنها هنگام حضور در یک رقابت ورزشی کمک کند.

5- کنترل شخصی

آیا تا به حال برای شما هم پیش آمده که با ذهنی درگیر و نا آرام در رختخواب دراز کشیده باشید و فکرتان تند تند کار کند؟

در این مواقع شما بهترین کسی هستید که می‌توانید وارد عمل شده و با خود گفتاری خودتان را آرام کنید

دکتر Tworek پیشنهاد می‌کند: به خود بگویید وقت آن است که استراحت کنی! یا برخیزید و برای چند دقیقه به انجام یک فعالیت مورد علاقه خود مشغول شوید سپس دوباره به اتاق برگشته و استراحت کنید

نکاتی برای صحبت سازنده خود

(1) با نام خود صحبت کنید

استفاده از نام خود به جای ضمیرهایی مانند من و… به شما امکان می‌دهد برای پردازش بهتر موقعیت، از خودتان فاصله نگیرید

(2) از جملات مثبت استفاده کنید

دکتر Tworek خاطرنشان می‌کند اگر با خودتان منفی صحبت کنید، عملکرد شما کاهش می‎یابد بنابراین سعی کنید همواره گفتگو با خود را نشاط آور و سازنده پیش ببرید

(3) بر نقاط قوت خود تاکید کنی

هر کسی می‌داند در زمینه انجام چه کاری بهتر عمل می‌کند، بنابراین هنگامی که با خود صحبت می‌کنید، یادآوری نقاط قوتتان، می‌تواند باعث ایجاد اعتماد به نفس در انجام سایر وظایفی ‌شود که می‌خواهید انجام دهید

خود گفتاری با صدای بلند خوب است یا بد؟

هیچ قانونی وجود ندارد که بگوید گفتگوی شما با خودتان حتما باید در ذهن شما انجام شود بنابراین صحبت کردن با خود با صدای بلند نیز کاملا طبیعی محسوب می‌شود

در برخی موارد مانند زمانی که در تلاش برای افزایش تمرکز روی موضوعی هستید حتی ممکن است سودمندتر هم باشد با این حال باید مراقب باشید

صحبت کردن با خودتان با صدای بلند فقط زمانی ایده آل است که شما تنها باشید زیرا این کار در مکان‌های عمومی و جلوی دیگران چندان مناسب جلوه نمی‌دهد

آیا صحبت با خود می تواند نگران کننده باشد؟

اگر خود گفتاری شخص با علائمی مانند توهم همراه باشد، یعنی فرد تصور ‌کند با یک منبع خارجی یا فرد دیگری در حال مکالمه است باید حتما از یک متخصص مراقبت های بهداشتی یا روان‌پزشک کمک بگیرد زیرا خود گفتاری همراه با علائم توهم می‌تواند نشان دهنده یک بیماری روانی مانند اسکیزوفرنی (روان گسیختگی) باشد.

رد مبتلا به اسکیزوفرنی در رفتار و افکار خود توهم یا هذیان را تجربه می‌کند و توهمات باعث می‌شوند که آن فرد چیزهایی را ببیند، بشنود، ببوید یا حس کند که واقعی نیستند و فقط در ذهن او وجود دارند

شنیدن صدا و پاسخ دادن به آن یک توهم رایج در اسکیزوفرنی می‌باشد اما این صداها و احساسات از نظر فردی که آنها را تجربه می‌کند کاملا واقعی است

روانشناسان و ارائه دهندگان مراقبت‌های بهداشتی بیان می کنند که مغز این افراد به این صداها به همان شکلی واکنش نشان می‎دهد که گویی در حال مکالمه با یک شخص واقعی هستند

افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در اغلب اوقات از دنیای واقعی کناره گیری می‌کنند و علاقه خود را به تعاملات روزمره با دوستان و خانواده از دست می‌دهند و ابراز احساسات برایشان بسیار سخت است

خلاصه بحث

برای اکثر مردم، صحبت کردن با خود یک رفتار طبیعی محسوب می‌شود که به هیچ عنوان نشانه ای از یک بیماری روانی نیست و دارای فواید زیادی به ویژه در بهبود عملکرد در کارهای بصری، نیز می‌باشد

بنابراین صحبت کردن با خود مضر نیست و والدین کودکان یا مراقبان افرادی که اغلب با خودشان صحبت می‌کنند نباید نگران این موضوع باشند زیرا طبیعی است که انسان گاهی اوقات، جهت پردازش افکار و احساساتش، به یک خود گفتاری درونی نیاز پیدا کند

اثر پیگمالیون چیست؟

اثر پیگمالیون چیست؟

■اثر پیگمالیون (Pygmalion effect) یک پدیده روانشناختی است که می گوید: افراد نسبت به سطح انتظارات دیگران از خودشان، واکنش‌های مستقیم نشان می‌دهند و بر مبنای این انتظارات و ذهنیتها، تغییر می کنند.

این یعنی هنگامی که شما از فردی انتظاری دارید، این انتظار شما، در نهایت منجر به توسعه توانمندی‌ متناسب با انتظار شما در آن فرد می‌شود.

□اثر پیگمالیون در کسب و کار، در رفتار سازمانی، ارتباط با دیگران، تدریس و زندگی شخصی بسیار کاربرد داشته و موثر است. مثلا اگر معلمی بر این باور باشد که بچه‌ای کند ذهن است، خود بچه هم باور می‌کند و واقعاً دیر یاد می‌گیرد. در عین حال، عکس این نیز صادق است و اگر معلم باور داشته باشد که بچه ای توانمند و باهوش است روی عملکرد بچه به شدت تاثیر می گذارد و مطابق انتظار معلم ظاهر می شود.

●این موضوع مبنای یک آزمایش قرار گرفت که در آن تست IQ از تعدادی دانش آموز گرفته شد. برخی از دانش آموزان به طور تصادفی انتخاب شدند و به عنوان دانش آموزانی باهوش به معلمانشان معرفی شدند. بعد از اینکه معلمان باور کردند که این دانش آموزشان باهوش هستند با آنان همانند دانش آموزان باهوش و با استعداد رفتار کردند. این دانش آموزان به طور قابل توجهی در آزمون بعدی نتایج بهتری داشتند. اما بچه‌هایی که بر اساس این آزمایش باهوش بودند و به معلمانشان به عنوان دانش آموزان معمولی گزارش شدند، هیچ پیشرفتی نداشتند.

○نتایج مهم اثر پیگمالیون:
 ۱. انتظارات فرد تأثیر ویژه ای بر رفتارش دارد.
۲. رفتار فرد بر رفتار افراد دیگر مؤثر است.
۳. رفتار دیگران انتظارات فرد را تحکیم می بخشد.
۴. فرد رفتار دیگران را شاهدی می داند که تمامی انتظاراتش درست بوده است.

■تحقیقات مشابه ای در حوزه‌ها و فعالیت‌های دیگر نشان داد که انتظارات بالای مدیران به سطح موفقیت و بهره‌وری بیشتر کارمندان منجر می‌شود. بر اساس اثر پیگمالیون مدیران باید بدانند که موفقیت و رشد کارمندان فقط به شرایط کار و توانمندی ها و صلاحیت فرد بستگی ندارد. لذا بر این اساس مدیران باید همیشه کارمندانشان را باور داشته باشند. و باید از آنها انتظارات بالایی با بهترین نتایج را داشته باشند. چرا که در این صورت، کارمندان این باور را احساس کرده و سعی می کنند بهترین مهارتها و تواناییهایشان را نشان دهند که انتظارات مدیر برآورده شود.

□انتظارات بالای مدیر به انتظارات بالا در کارمند منجر می‌شود. انتظارات بالا در کارمند باعث می شود که او تلاش بیشتری کند و این تلاش زیاد، منجر به عملکرد بالا می شود و به دنبال آن انتظارات مدیر برآورده می‌شود. همچنین انتظار از خود کارمند نیز بهبود می‌یابد. و این زنجیره در راستای رشد ادامه خواهد داشت.

●بر همین اساس باید گفت روشی که مدیران برای مدیریت کارکنان خود استفاده می‌کنند، تابعی از انتظار و برداشت آنها از توانمندی های کارکنانشان است. هنگامی که یک مدیر به اشتباه فکر می‌کند کارمندش ناتوان است، عزت نفس کارمند و تصویر ذهنی او از خودش آسیب می‌بیند. و کارمند قطعا همانی می شود که مدیر انتظار دارد.

○اثر پیگمالیون مانند یک تیغ دو لبه است. یعنی اشتباه کارمند ممکن است مدیر را به تنظیم انتظارات پایین سوق دهد. هنگامی که کارمندی اشتباه می‌کند توجه مدیر جلب می‌شود، توجه و دقت مدیر موجب کاهش اعتماد به نفس کارمند می‌شود. این کاهش اعتماد به نفس تردید مدیر را زیادتر می‌کند و باعث می شود که مدیر فکر کند کارمند قابلیت لازم را ندارد و بیشتر از این نمی تواند لذا انتظارات خود را پایین تر می آورد.

■مدیران باید مراقب این موضوع باشند و از بروز آن جلوگیری کنند و هیچگاه از انتظارات واقعی خود دست برندارند و کوتاه نیایند. این حالت بر عکس اثر پیگمالیون که کاهش عملکرد به خاطر انتظارات پایین مدیر است را اثر گُلِم (Golem effect) هم می نامند.

وبلاگ

تربیت فرزندان

انواع مشکلات خواندن و راهکارهای درمانی در دوره ابتدایی

مشکلات خواندن یکی از اساسی ترین مشکلاتی است که کودکان دچار اختلالات یادگیری با آن مواجه هستند.این دانش آموزان اکثرا مشکلاتی در جهت یابی فضایی٬تشخیص جهات مختلف(بالا-پایین-چپ-راست-و…) ٬توالی حروف و کلمات وهماهنگی چشم و دست دارند.در واقع خواندن ٬فرایند رشد تکلم و زبان است.بدین معنا که فعالیت خواندن از زمانی آغاز می شود که کودک اولین کلمات را برای بیان مقاصد خود به کار می برد.در این هنگام کودک با دیدن یا لمس کردن شیء و یا تصاویر ٬آن کلمه و یا نماد برایش تداعی می شود و در حقیقت مجموعه ای از صداها جایگزین اشیاء ٬تصاویر و مفاهیم آنها می شوند.پس از تجربه کافی در این زمینه و با آغاز سن رفتن به مدرسه و برخورداری از آموزشهای لازم ٬مرحله ارتباط دادن کلمات و صداها با نمادهای نوشتاری شروع می شود.

پیشنیاز درست خواندن ٬برخورداری از تواناییهایی چون دقت شنوایی٬ ادراک شنوایی و حافظه شنوایی و نیز دقت بینایی٬ ادراک بینایی و حافظه بینایی است.

ملاکهای تشخیص اختلال خواندن در مدرسه

-اشکال در تشخیص حروف الفبا و صدای آنها

-معکوس خواندن کلمات.

-جا انداری کلمات.

-کند خوانی٬آهسته خوانی٬ بریده خوانی جملات.

-گم کردن خط به هنگام خواندن.

-بی رغبتی به خواندن.

-اشکال در بخش و صداکشی(هر چند که ممکن است جزو برنامه آموزشی نباشد).

-تغییر افعال به میل خود.

-بکار بردن کلمه هم معنی کلمه مورد نظر.

-ضعف در درک مطلب.

عدم رعایت علائم نگارشی مانند: (:- ؟ -!-٬ و…)

-بکار بردن حرفی بجای حرف دیگر و یا کلمه ای بجای کلمه دیگر.

عوامل دخیل در اختلال خواندن

*عوامل جسمی(مانند نقایص بینایی-نقایص شنوایی-برتری جانبی وتصویر بدن).

*عوامل دخیل روانشناختی تحولی(مانندزبان-توجه یا دقت-عملکردهای شنیداری-تجسم یا حافظه بینایی-بندش بینایی وشنوایی(مانند تکمیل تصویر یا کلمه).

نارساییهایی که به مشکلات خواندن منجر می شوند

1- ضعف در تشخیص دیداری:مثال:کودک درتشخیص حروف مشابه مثل (ب-پ-ت-ث-)(ع-غ)(س-ش)(ک-گ)مشکل دارد.

2-ضعف در تشخیص شنیداری: ضعف در تشخیص کلماتی که تلفظ آنها به هم شبیه است مثل:مار-تار-کار-و…

3- ضعف در ترکیب صداها:کودک نمی تواند حروف را به هم پیوند دهد وکلمه بسازد مثال: ﺑ +ا+د=باد

در این مورد معلم میبایستی بر ترکیب هجاها تاکید کند.

4-ضعف در حافظه:در بخاطر آوردن ترتیب حروف مشکل دارد.مثلا به جای کلمه کبریت میخواند=کربیت.

5-در مهارتهای تحلیل کلمه(بخش وصدا کشی)مشکل دارد هرچند که ممکن است بخش وصدا کشی در آموزش مورد تاکید زیادی نباشد.

6-مشکل در استفاده از کلما ت دیداری آشنا(مانند :کلمه هایی که کودک با دیدن آنها بلافاصله می خواند).

7-مشکل در مهارتهای درک لفظی( دانش آموز در درک کلمه ها ومطالب مشکل دارد)مثلا در درک معانی مختلف کلمه (شیر) مشکل دارد.

8-مشکل در مهارتهای خواندن انتقادی:شامل:نتیجه گیری،قضاوت کردن در باره متن، عدم تشخیص بین حقیقت وتصور.

9-مشکل در مهارتهای درک تحلیلی:مثل :قضاوت نقادانه،استنباط،پیش بینی نتایج.

عواملی که در آموزش انفرادی می بایستی مورد توجه باشد

1-فضای یادگیری.

2-زمان یادگیری.

3-کاهش میزان تکالیف درسی.

4-میزان دشواری دروس(نباید بیش از توان کودک از او انتظار داشت).

5-سادگی زبان آموزشی(باید از استعمال کلمات مبهم وپیچیده پرهیز نمود).

6-روابط شخصی بین معلم ودانش آموزدر حد مطلوب وحسنه باشد.

انواع مشکلات خواندن و راهکارهای درمانی

1-آینه خوانی یا وارونه خوانی.

مثال: خواندن کلمه( رود ) بجای کلمه ( دور).

علل:

الف):رشد ناکافی حرکات چشم.

ب):عدم غلبه نیمکره مغزی (چپ برتری یا راست برتری).

ج):عدم درک این وضوع که مکان حروف یا کلمه باعث میشود که جمله یا کلمه بطور کلی تغییر کند.

د):رشد ناکافی.

ه):تدریس وآموزش نامناسب.

و):تند خوانی وعدم توجه وبی دقتی .

ز):در موارد خیلی شدید علت آن ممکن است اختلال در سیستم عصبی باشد.

روشهای درمان:

1- در تمام فصول فعالیتهای مربوط به خواندن تاکید بر آموزش از راست به چپ نمایید (در ریاضیات تاکید از چپ به راست می باشد).

2- کلمه یا جمله را با انگشت یا کارت بپوشانید واز کودک بخواهید به تدریج قسمتی از کلمه یا جمله را که دستتان از روی آن برداشته می شود، را بخواند.

3- کشیدن خط زیرکلمه یا جمله.

4- کودک را آموزش دهید تاانگشت خود را زیرکلمه بگذاردوسرعت خواندن خود را با دستش هماهنگ کند.

5- کشیدن فلش از راست به چپ زیر کلماتی که کودک در خواندن آنها مشکل دارد.

6- کلمه ای را بر روی تخته بنویسید واز کودک بخواهید که همزمان با تعقیب حروف با انگشت ،صدای آن ها را بلند بخواند.

7- ازتخته مغناطیسی وحروف برجسته استفاده کنید واز کودک بخواهید بعد از لمس کردن حروف با انگشتان،کلمه را بخواند.

8- برای اینکه توجه کودک را به اهمیت ترتیب مکانی حروف در کلمه جذب کنید ،کلمه ای را که کودک اشکال دارد در بالای کلمه ای که برعکس می خواند ،بنویسید واز کودک بخواهید که با کشیدن خط ،حروف بالا را به حروف پایین وصل کند.

مثال: روز زور(صداها به هم وصل شوند)

2-حذف کردن کلمات یا حروف(جاگذاری)

علل:

1-عدم شناخت کلمه وناتوانی در تلفظ صحیح کلمه از طریق تجزیه صداها.

2-عادات نادرست خواندن.

برای تشخیص علتهای فوق، یک متن را به کودک بدهید تا بخواند وسپس یک متن ساده تر به او بدهید ودر هردو مورد تعداد کلمات حذف شده را یادداشت نمایید.اگر تعداد کلمات حذف شده در هر دو متن یکسان بود،نتیجه میگیریم که حذف کلمات بدلیل عادات نادرست کودک است.ولی اگرحذف تعداد کلمات درمتن ساده تر بیش از متن قبلی بود ،علت آن عدم شناخت کلمه توسط کودک می باشد که در این صورت باید بخش و صداکشی را با او تمرین کرد(حتی اگر بخش وصداکشی جزو برنامه آموزشی نباشد).

روشهای درمان

الف)جلب توجه کودک به کلمه ای که حذف کرده ونیزاصلاح آن کلمه.

ب)استفاده از کاغذ راهنما (فلش)ویاگذاشتن انگشت زیرکلمه.

ج)کودک میبایستی به همراه سایرکودکان متن رابخواند.این کار به روان خوانی اوکمک می کند.

د)ازفعالیتهای رقابتی بین دانش آموزان پرهیزشودو آنان هرگز با یکدیگرمقایسه نشوند.

3-جایگزین کردن یک کلمه بجای کلمه دیگر(تغییرافعال به میل خود)

مثال: بجای خواندن کلمه (داد )می خواند :(دارد)

علل:

1-بی دقتی

2-عدم شناخت کلمه (یعنی کلماتی که با معنی جمله مطابقت ندارد)

روشهای درمان

الف:جایگزینی ناشی از بی دقتی:جلب توجه کودک به کلمه جایگزین ،خواندن متن همراه با سایر دانش آموزان ودر صورت امکان ضبط صدای کودک هنگام خواندن ، گوش دادن کودک به صدای خود.

ب)جایگزینی ناشی از شناخت کلمه :

الف:درست کردن کارت لغات از کلماتی که کودک دچار اشکال می باشدتا کودک ببیند وبخواند.

ب)روی بخش وصداکشی بیشتر تاکید شود(حتی اگر بخش وصداکشی جزو برنامه آموزشی نباشد.).

ج)کلمات مشکل را در کلمات ناتمام بکار ببرید مثال: تصمیم= ﺗ…..میم.

د)دانش آموزا را مطمئن سازید که به اندازه کافی برای هجی کردن کلمه مورد نظرتوانا است وبه او کمک نخواهد شد.

4-تکرارکلمه یا عبارت

علل:

1-عدم شناخت کلمه وناتوانی در ترکیب صداها.

2-عادات نادرست هنگام خواندن.

روشهای درمان

الف)جلب توجه کودک به کلمه یا عبارت تکراری.

ب)از دانش آموزان خواسته شودمتن درس را همه با هم بخوانند.

ج)از کودک خواسته شود تا قبل از خواندن متن ،آن را برای خود مطالعه نماید.

د)در ابتدا مطلب آسانتر (یا حتی یک پاراگراف)در اختیار کودک قرار گیرد و با پیشرفت کودک،متن را مشکل تر کنید.

ه)از کودک بخواهید تا با انگشت گذاشتن زیر کلمات،سرعت خواندنش را بیشتر کند.

5-اضافه کردن کلمات به جمله

علل:

1-اشکال در درک مطلب.

2-بی توجهی به متن.

اگر کلمه ای که کودک به متن کتاب اضافه می کند با معنی باشد وبه جمله ارتباط داشته باشد،نشانگر آگاهی دانش آموز از مطلب مورد نظر است ولی ناشی از بی دقتی اوست.ولی اگر کلمه اضافه شده ،ربطی به جمله نداشته باشد دلیل آن اشکال در درک مطلب می باشد.

روشهای درمان

الف)افزایش گنجینه لغات واستفاده از کلمات هم خانواده.

ب)شرح تصاویر کتاب توسط معلم و دانش آموز.

ج)پیدا کردن اصل مطلب در متنی که می خواند تا بداند کل مطلب در مورد چیست.

د)شناخت جزییات مهم هر متن.

ه)بحث وگفتگو در مورد مطلب یا داستان قبل از خواندن آن.

و)جلب توجه کودک، خواندن متن همراه با سایر دانش آموزان.

6-کلمه به کلمه خواندن ومکث زیاد روی کلمات

(مکث زیاد روی کلمات بدلیل این است که دانش آموزروی کلمات وساختار جمله تسلط کافی ندارد.سرعت خواندن به تنهایی اختلال نیست مگراینکه تولید اضطراب کند).

علل:

1-تکیه بیش از حدروی بخش وصداکشی(حتی اگرجزوبرنامه آموزشی نباشد).

2-عدم شناخت کلمه.

3-اشکال در درک مطلب.

4-عادات نادرست به هنگام خواندن.

روشهای درمان

الف)انتخاب متن های آسانتر جهت خواندن دانش آموز.

ب)استفاده از کتاب داستانهای ساده .

ج)بالا بردن توانایی کودک در شناخت کلمات معمول ومتداول.

د)استفاده از کارت همراه با تصویر (به این صورت که کلمه نا آشنا را زیر تصویر آن بنویسید سپس لغت جدید را در کلمه به کار ببرید).

ه)به کودک اجازه دهیدتامتن داستان را بخواند وسپس آن را بصورت نمایش اجرا کند.

و)به کودک اجازه دهید تا داستانهای مهیج ومورد علاقه را با صدای بلند بخواند.

ز)از دانش آموزبخواهید تا متن واشعار را مرتباتکرار کند.

ح)از دانش آموزان بخواهید تامطالب کتاب را بصورت گروهی بخوانند.

*********************************

سایر تمریناتی که باعث تقویت خواندن می شوند

*روخوانی

* روش چند حسی

*خلاصه نویسی

*نوشتن داستانهای کوتاه

*تعریف داستانهای کوتاه

*ژاسخ به سوالات مربوط به داستان

*وصل نقطه چین.

*کامل کردن کلمات ناقص.

*کار با ماز.

*نقاشی کشیدن و کپی کردن.

*تمرینات رمز گردانی.

*استفاده از وسایل آموزشی سینا.

*خواندن شعر،روزنامه و…

*تمرین و حفظ کردن حروف الفبا(در تمام پایه های مقطع ابتدایی و نه صرفا در پایه اول).

*ترکیب صداها و ساختن کلمه.مانند: س-ا-ز =ساز .

*کامل کردن تصاویر ونیز بریدن و چسباندن تصاویر .

*بازی با دارت(جهت تقویت دقت و هماهنگی چشم و دست).

*بازیهای فکری مانند حل جدول، پازل، حل معما و…

۷ نشانه ی  شخصیت های مرزی

۷ نشانه ی  شخصیت های مرزی

ابتدا به طور مختصر شخصیت مرزی را توضیح می دهیم و در ادامه هفت نشانه ی اصلی آنرا ذکر می کنیم .
در اختلال شخصیت مرزی فرد همواره بر روی لبه یک مرز یا خط در حال حرکت بوده و هرلحظه امکان دارد از یک‌سوی مرز سقوط کند. افراد مبتلابه این اختلال شخصیت به دلیل برخورداری از رفتارها و عواطف ناپایدار، در زمره افراد دارای مشکل روانی  جای می‌گیرند و متأسفانه این اختلال در زنان شایع‌تر است. افراد دارای اختلال شخصیت مرزی در یک‌لحظه شاد و خوشحال و لحظه دیگر افسرده و منزوی می‌شوند. همچنین این افراد در لحظه‌ای فاقد هرگونه احساسی هستند و در لحظه بعدی در قامت یک فرد نزاع طلب ظاهر می‌شوند. به همین علت، چرخش سریع احساسات در افراد مبتلابه این مشکل، در رفتار آن‌ها به نحو مشهود و ملموس به چشم می‌خورد. این افراد علاوه بر هراس از تنهایی، از شخصیتی غیرقابل‌پیش‌بینی برخوردار هستند، به همین جهت و به‌منظور رها شدن از تنهایی به برقراری تعامل و ارتباط با افراد غریبه مبادرت می‌کنند. این عارضه علائم و مشخصاتی دارد و براثر عوامل مختلفی به وجود می‌آید که در اینجا باهم بررسی می‌کنیم.

۱) روابط متزلزل

افراد مبتلابه اختلال شخصیت مرزی، دارای روابطی ناپایدار با خانواده، فامیل و دوستان خود هستند. این افراد ممکن است سریعاً علاقه شدیدی به یک فرد پیدا کنند و ناگهان از آن شخص متنفر شوند. هرگونه جدایی و یا تغییر در برنامه مورد انتظار، می‌تواند یک واکنش شدید و احساس طرد را در بیمار مبتلابه اختلال شخصیت مرزی به وجود بیاورد. هنگامی‌که این افراد به یک‌چیز و یا کسی علاقه داشته باشند و آن چیز و یا آن‌کس از پیش آن‌ها برود، احساس پوچی و انزوا می‌کنند.

۲) رفتارهای پرخطر

پول خرج کردن بی‌رویه یکی از رفتارهای افراد مبتلابه اختلال شخصیت مرزی است. روابط جنسی نامناسب، پرخوری و یا رانندگی کردن خطرزا از رفتارهای پرخطر این افراد است. این رفتارها ناشی از تصور ضعیف فرد از خودش است.

۳) زیاده‌روی در مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی

این افراد برای فرار از مشکلات و یا آرام شدن، به مواد مخدر و مشروبات الکلی رو می‌آورند. برای کنترل بهتر علائم این اختلال، همه این موارد باید درمان گردند.

۴) خشم بی‌جا

شرایط خارج از کنترل و یا ناچیز می‌توانند افراد مبتلابه اختلال شخصیت مرزی را بسیار خشمگین کنند. برای مثال اگر والدین و یا همکاران برای مدت کوتاهی، به فرد مبتلابه اختلال شخصیت مرزی اعتنا نکنند، این فرد از احساس طرد و انزوا، بسیار خشمگین می‌شود.

۵) آسیب رساندن به خود

فرد مبتلابه این اختلال می‌تواند دارای علائم خطرناکی باشد و مشکلاتی را در ارتباط با تصویر بدن خود و عزت‌نفس داشته باشند. افراد مبتلابه اختلال شخصیت مرزی به خودشان صدمه می‌زنند، مثل بریدن بدن خود با چاقو. حتی ممکن است فکر خودکشی کنند، در این صورت باید فوراً به روان‌پزشک مراجعه کنند.

۶) احساس پوچی

هنگامی‌که این افراد به یک‌چیز و یا کسی علاقه داشته باشند و آن چیز و یا آن‌کس از پیش آن‌ها برود، احساس پوچی و انزوا می‌کنند و توانایی مقابله کردن با این احساس را ندارند. علائم اختلال شخصیت مرزی می‌تواند شامل احساس بی‌ارزشی، بی‌عشقی و پوچی باشد. یک درمان جدید به نام رفتار دیالکتیکی می‌تواند برای افراد مبتلا مفید باشد.

۷) ترس از تنها ماندن

خشم و ترس شدید در این افراد از تنها ماندن نشأت می‌گیرد. این افراد حتی اگر تجسم کنند که تنها هستند، دچار ترس و عصبانیت می‌شوند. ترس از تنها بودن، یک مشکل جدی در روابط خانوادگی ایجاد می‌کند.

✍ گاهنامه مدیر

آیا شما باسواد هستید!؟

آیا شما باسواد هستید!؟

✍ارسالی از: سعید شایان

■یادتان هست سعدی در گلستان میگفت: دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی‌فایده کردند: یکی آن که اندوخت و نخورد، و دیگر آن که آموخت و نکرد. حالا یونسکو هم در جدیدترین تعریفش از سواد همان حرف سعدی را زده است.

□شاید برای‌تان جالب باشد که بدانید مفهوم سواد در قرن گذشته، تغییرات بسیاری کرده است و این چهارمین تعریف سواد است که توسط یونسکو به صورت رسمی اعلام می‌شود. به طور خلاصه و طبق این تعریف، باسواد کسی است که بتواند از خوانده‌ها و دانسته‌های خود تغییری در زندگی خود ایجاد کند.

●با تعریف جدیدی که یونسکو ارائه داده باسوادی، توانایی تغییر (Change) است و باسواد کسی است که بتواند با آموخته‌هایش، تغییری در زندگی خود ایجاد کند. در ادامه و بعد از مروری کوتاه بر تعاریف سواد از ابتدا تا امروز، نکاتی درباره ایجاد تغییر در زندگی بر اساس دانسته‌ها و راهکارهای دست‌یابی به این مهم، مطرح خواهیم کرد.

○اولین تعریف: توانایی خواندن و نوشتن. اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفا به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود. طبق این تعریف، فردی با سواد محسوب می‌شد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.

■دومین تعریف: اضافه‌شدن یادگرفتن رایانه و یک زبان خارجی
در اواخر قرن بیستم. سازمان ملل تعریف دومی از سواد را ارائه کرد. در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و دانستن یک زبان خارجی هم اضافه شد. بدین‌ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد. قاعدتا طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانش‌آموختگان دانشگاهی کشور ما بی‌سواد محسوب می‌شوند چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است.

□سومین تعریف: اضافه‌شدن ۱۲ نوع سواد. سازمان ملل در دهه دوم قرن ۲۱، باز هم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف سوم کلا ماهیت سواد تغییر یافت. مهارت‌هایی اعلام شد که داشتن این توانایی‌ها و مهارت‌ها مصداق باسوادبودن قرار گرفت. بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا می‌شود، حدود ۵ درصد با سواد است. این مهارت‌ها عبارت‌اند از:

۱- سواد عاطفی: توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان.
۲- سواد ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی.
۳- سواد مالی: توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روش‌های پس‌انداز و توازن دخل و خرج.
۴- سواد رسانه‌ای: این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است.
۵- سواد تربیتی: توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته.
۶- سواد رایانه‌ای: دانستن مهارت‌های راهبری رایانه
۷- سواد سلامتی: دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماری‌ها و داشتن یک برنامه فعالیت بدنی منظم در زندگی.
۸- سواد نژادی و قومی: شناخت نژادها و قومیت‌ها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.
۹- سواد بوم شناختی: دانستن راه‌های حفاظت از محیط زیست.
۱۰- سواد تحلیلی: توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریه‌های مختلف و ایجاد استدلال‌های منطقی بدون تعصب و پیش فرض.
۱۱- سواد انرژی: توانایی مدیریت مصرف انرژی.
۱۲- سواد علمی: علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حل و فصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.

●چهارمین ‌و جدیدترین تعریف: علم با عمل معنا می‌شود. با این حال و به تازگی «یونسکو» یک بار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک باسوادی قرار گرفته است، یعنی شخصی با سواد تلقی می‌شود که بتواند با استفاده از خوانده‌ها و آموخته‌های خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
در واقع، این تعریف مکمل تعریف قبلی است؛ چرا که، صرفا دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست. در صورتی‌که مهارت‌ها و دانش آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آن گاه می‌توان گفت این فرد، انسانی با سواد است…

✍ گاهنامه مدیر -کانال مدیریت رفتار سازمانی

✍ارسالی از: سعید شایان

چطور انرژی مثبت خونه رو ببریم بالا:

چطور انرژی مثبت خونه رو ببریم بالا

_هرگز به طور مداوم در اتاق بدون تهویه یا زیرنور چراغ‌های

فلورسنت (مهتابی) کار نکنید.
این نور فرکانسی تولید می‌کند که با ارتعاشات هاله تداخل کرده، موجب بروز فرکانس ضربه‌ای در حوزه انرژی می‌شود.
دامنه فرکانسی این نورها برای تندرستی زیان‌آور هستند.

_وجود گیاهان، مولد انرژی و شفابخش هستند. می‌توانید در اتاق خود از حضور زنده گیاهان بهره ‌مند شوید و زندگی را در کنار گیاهان تجربه کنید.

_استفاده از رنگ‌ های شاداب و انرژی‌ بخش در دکور خانه، نیز می‌تواند بسیار موثر باشد.

_ پخش موسیقی موزون برای از بین بردن انرژی‌های منفی در فضا و دفع امواج منفی مفید است.

_کاری کنید که نور و هوای زنده و تازه به زندگی ‌تان جاری شود.

_با خواندن نام خداوند می‌توانید اتاق خود را به مکانی پاکیزه و سرشار از انرژی مثبت تبدیل کنید.