بایگانی دسته: انگیزشی و موفقیت

موفقیت فرزندان

ترس ازموفقیت یا عقده‌ی یونس!

ترس ازموفقیت یا عقده‌ی یونس!

🔸مطابق روایات دینی، یونس پیامبر، مردم سرزمین نینوا را به یکتاپرستی و ترک جهل و بت‌پرستی دعوت کرد؛ اما آن‌ها دعوت او را نپذیرفتند و حتی اعلام کردند که از عذاب الهی هراسی ندارند. ایشان هر چه مردم را دعوت کرد، مردم ایمان نیاوردند و حجت و برهان او را نپذیرفتند.

www.rava20.ir

🔸بدین ترتیب یونس پیامبر تصور کرد که مسئولیت او به پایان رسیده، در صورتی که اگر او بر دعوت خود پافشاری و با صبر بیشتر آن را پی‌گیری می کرد، شاید در میان مردم افرادی پیدا می‌شدند که به او ایمان بیاورند.

🔸با ترک شهر توسط حضرت یونس، عذاب الهی بر مردم نازل می‌شود و آن‌ها که متوجه اشتباه خود شده بودند به درگاه خدا توبه می‌کنند و درصدد جبران اشتباه خود و بازگرداندن ایشان برمی‌آیند.

🔸از آن طرف یونس پیامبر سوار بر کشتی‌ای شده و آن سرزمین را ترک می‌کند. بر اثر ماجراهایی کشتی‌نشینان، یونس پیامبر را به دریا می‌افکنند و ماهی غول‌پیکری به اذن خدا او را می‌بلعد. یونس در شکم ماهی متوجه اشتباهش (نیمه‌کاره رها کردن رسالت خود) می‌شود و از پروردگار طلب بخشش می‌نماید. به اذن خدا ماهی او را به ساحل می‌رساند. یونس از شکم ماهی خارج می‌شود و سپس به سرزمین نینوا بازمی‌گردد‌ و مردم را به یکتاپرستی دعوت می‌کند.

🔸آبراهام مازلو روان‌شناس آمریکایی با استفاده از داستان یونس پیامبر، مفهومی به نام «عقده‌ی یونس» (Jonah Complex) را معرفی می‌کند که به معنای ترسی بنیادین از خودشکوفایی یا سر باز زدن از تحقق استعدادهای بالقوه‌ی خویشتن است.

🔸ترس از موفقیت به معنای ترس از رسیدن به وضعیتی است که خودمان را موفق بدانیم؛ حال این موفقیت می‌خواهد از جنس دستیابی به یک هدف، رسیدن به یک موقعیتت یا داشتن احساساتی خوشایند باشد.

◀️ نشانه‌های ترس از موفقت چیست؟

🔸اولین و بارزترین نشانه‌ی ترس از موفقیت، اهمال‌کاری (به تعویق انداختن کارها) است. دومین نشانه‌ی ترس از موفقیت، بی‌عملی یا فرار از عمل است. نوع دیگری از ترس از موفقیت بعد از رسیدن به موفقیت خودش را نشان می‌دهد. از منظر روان‌شناسی، رفتارهای خودتخریبی چهره‌های مشهوری همچون بازیگران و … که باعث سرشکستگی و لطمه به شهرت و محبوبیت آن‌ها می‌شود نیز می‌تواند جلوه‌‌ی دیگری از ترس از موفقیت باشد.

◀️ چرا از موفقیت می ترسیم؟

🔸ترس از موفقیت وجه دیگری از ترس از شکست است؛ زیرا هر نوع رشد و پیشرفتی مستلزم صرف هزینه (پول، زمان، انرژی و…) و ریسک است و ناکامی در دستیابی به موفقیت، احساسات منفی همچون بی‌ارزشی، ناامیدی، سرخوردگی و طردشدگی را در فرد بیدار می‌کند؛ بنابراین شخص برای خودداری از تحمل درد و رنج‌های احتمالی، از اقدام و پیشروی سر باز می‌زند.

🔸نلسون گود (Nelson Goud) روان‌شناس آمریکایی همچنین با بررسی مطالعات سایر روان‌شناسان، عواملی را به عنوان ریشه‌های محتمل ترس از موفقیت معرفی می‌کند که عبارتند از:

▪️ترس از اصیل نبودن و خود را شایسته‌ی دستیابی به موفقیت ندانستن
▪️ترس از رسیدن به سقف توانایی‌ها و آگاهی از اینکه قادر به انجام بسیاری از کارها نیست
▪️ترس از سرخوردگی (یعنی فرد از این‌که توانایی لازم برای حفظ موفقیت کسب‌شده را نداشته باشد یا موفقیت موردنظر به اندازه کافی برایش خوشایند نباشد، نگران است)
▪️ترس از دست دادن جایگاه فعلی به دلیل خواری ناشی از ناکامی احتمالی در مسیر موفقیت
▪️ترس از دانستن و به تبع آن ،قبول مسئولیت‌های جدید
▪️ترس از واکنش (حسادت یا تهدید) دیگران

www.rava20.ir

◀️ چطور بر ترس از موفقیت غلبه کنیم؟

🔸سوزان جفرز (Susan Jeffers) روان‌شناس آمریکایی می گوید: “در بسیاری از مواقع این هراس مانع از آن می‌شود که با زندگی خود به پیش حرکت کنیم. راه برخورد با این مسأله این است که ترس را احساس کنیم و با این حال انجامش بدهیم.”

www.rava20.ir

🔸از نظر دکتر جفرز، «تا زمانی که به رشدمان ادامه می‌دهیم احساس ترس وجود خواهد داشت»؛ بنابراین تلاش برای از بین بردن این احساس امری بی‌فایده است و راهکار مؤثرتر این است که گامی به جلو برداریم و کاری انجام بدهیم. از نظر او « در دل ترس حرکت کردن و پیش رفتن به مراتب هول و هراسش کمتر از زمانی است که تحت تأثیر احساس یأس و درماندگی دچار هراس می‌شویم».

چه تفکرات اشتباهی باعث می شود حالمان خراب شود؟

چه تفکرات اشتباهی باعث می شود حالمان خراب شود؟

✍🏻رابرت لی هی

1️⃣ ذهن‌خوانی mind reading
فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : ”جواب سلامم را نداد، پس حتما از دست من ناراحت است.
www.rava20.ir
2️⃣ پیش‌گویی furtune telling
پیش بینی می کنید که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ”در امتحان شکست می خورم” یا ”کاری گیر من نخواهد آمد”.

3️⃣ فاجعه‌سازی catastrophizing
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل : ”افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم”.

4️⃣برچسب زدن labling
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : ”من آدم بدبختی هستم” یا من آدم بی ارزشی هستم”.

5️⃣ نادیده گرفتن جنبه‌های مثبت discounting positives
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: ”این کار از عهده همه بر می آید” یا ”قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست”.

6️⃣ فیلتر منفی negative filter
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”.

7️⃣ تعمیم افراطی overgeneralizing
بر پایه یک حادثه، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ”این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ”در همه کار ها شکست می خورم”.
www.rava20.ir
8️⃣ تفکر دوقطبی dichotomus thinking
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : ”همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد“.

9️⃣ باید اندیشی should
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : ”باید کارم را خوب انجام بدهم” یا ”باید در کنکور قبول شوم”.

🔟 شخصی‌سازی personalizing
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ”ازدواجم بهم خورد، چون من مقصر بودم”.

◀️ سرزنش‌گری blaming
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : ”دیگران باعث عصبانیت من می شوند” یا ”والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.

◀️ مقایسه‌های نا عادلانه unfair comparisons
حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : ”او خیلی موفق تر از من است” یا ”شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد”.

◀️ تاسف‌گرایی regret orientation (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : ”اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم” یا ”ای کاش این حرف را نمی زدم”.

◀️ چی می‌شد اگر what if
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ”حرف شما درست است، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟” یا ”چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”
www.rava20.ir
◀️ استدلال هیجانی emotional reasoning
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ”چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری می افتد.”

📕 تکنیک های شناخت درمانى اثر رابرت لی هی

آتشفشان نظرات: چرا بدون اظهارنظرها آسوده‌ترید؟

آتشفشان نظرات: چرا بدون اظهارنظرها آسوده‌ترید؟

 

 آیا حداقل حقوق باید افزایش پیدا کند؟ آیا فروشگاه‌ها باید اجازه فروش موادغذایی‌ای را که دستکاری ژنتیکی شده‌اند، داشته باشند؟ آیا گرمایش زمین به‌خاطر فعالیت انسان‌ها است؟

مطمئنم برای همه‌ی این سوال‌ها یک جواب حاضر و آماده دارید، اما در حقیقت این سوالات خیلی پیچیده‌تر از آن هستند که در یک چشم به هم زدن حل‌و‌فصل شوند.

 

 مغز انسان، آتشفشانی از نظرات است که بی‌وقفه از خودش ایده و نظر بیرون می‌دهد‌، بدون توجه به اینکه سوالات مرتبط هستند یا غیرمرتبط، جواب دارند یا نه، پیچیده‌اند یا ساده، مغز مثل نقل‌و‌نبات جواب تولید می‌کند‌.

 

 طی این فرآیند، مغز مرتکب ۳ خطا می شود:

 

اشتباه اول: ما درباره‌ی موضوعاتی اظهارنظر می کنیم که هیچ علاقه‌ای به آنها نداریم.

 

اشتباه دوم: ما درباره‌ی سوال‌های بی‌جواب اظهارنظر می‌کنیم. سقوط بعدی بازار سهام چه زمانی اتفاق خواهد افتاد؟ آیا بیش از یک جهان وجود دارد؟ تابستان بعدی هوا چطور خواهد بود؟ هیچ‌کس نمی‌تواند با اطمینان پاسخ این پرسش‌ها را بدهد، حتی افراد خبره.

 

اشتباه سوم: ما تمایل داریم که به پرسش‌های پیچیده، بسیار شتاب‌زده پاسخ بدهیم. این جدی‌ترین اشتباه از بین این ۳ اشتباه است.

 

 روان‌شناس آمریکایی، جاناتان هایت، تحقیقات بسیاری درباره‌ی سازوکار مغز ما در هنگام وقوع این اتفاق انجام داده و به این نتیجه رسیده که ما، بخصوص در مواجهه با سوالات سخت، تمایل داریم به سرعت در یک طرف ماجرا قرار بگیریم و سپس سراغ بخش منطقی ذهن خود می‌رویم و برای توجیه موضع‌مان تلاش می‌کنیم.

 

 ما فوراً در مغزمان به دنبال دلایل، مثال‌ها و استدلال‌هایی می‌گردیم که پاسخ‌های ما را پشتیبانی کنند. این‌جاست که نظرمان شکل می گیرد. وقتی پای موضوعات پیچیده در میان باشد، این فرآیند تقریباً بی‌فایده است.

 

 تصمیمات بد که بر اساس نظرات ناپخته گرفته می‌شوند، می‌توانند فاجعه‌بار باشند و همین، دلیل دیگری برای جلوگیری ازاظهارنظرهای بی‌مورد است. آرامش ذهن و آسودگی خاطر برای زندگی خوب ضروری‌اند، اما احساس نیاز دائم به اظهارنظر کردن همیشه ما را به آنها نمی رساند.

 

 پیشنهاد من؟

 

 یک سطل “خیلی پیچیده” برای خودتان تهیه کنید. تمام سوال‌هایی را که برای‌تان جالب نیست، بی‌جواب‌اند یا جواب دادن به آنها خیلی دردسر دارد، در آن بریزید. نگران نباشید، هنوز کلی موضوع دیگر باقی می‌ماند که هر روز می‌توانید یا مجبورید درباره‌شان نظر بدهید.

 

 اینکه مجبور نباشید در مورد همه‌چیز و همه‌کس اظهارنظر کنید، حس آزادی خیلی خوبی دارد. اصلا نیاز نیست نگران این باشید که بی‌نظری شما به عنوان ضعف فکری‌تان تلقی شود. چون این‌گونه نیست و نشانه‌ی هوش شماست.

بی‌نظری یک دارائی ارزشمند است. آنچه دنیا را احاطه کرده نه سرریز اطلاعات، که انبوه نظرات

 ماست.

 موضوعات موردعلاقه‌ی خود را با دقت انتخاب کنید. به شدت گزینشی رفتار کنید. باقی چیزها را به داخل سطل “خیلی پیچیده” بیندازید. وقتی از شما می‌خواهند که راجع به این یا آن اظهارنظر کنید، از انجام آن خودداری کنید.

 

 وقتی واقعاً می‌خواهید اظهارنظر کنید، چطور باید این کار را بکنید؟

 

 زمانی را مخصوص نوشتن آنها در آرامش اختصاص دهید. نوشتن، یک راهِ ایده‌آل برای سازمان دادن به افکارتان است.

در نهایت، از نظرات بیرونی هم استفاده کنید؛ ترجیحاً از کسانی که متفاوت با شما فکر می‌کنند. وقتی از نظرتان مطمئن شدید، آن را به چالش بکشید. سعی کنید حفره‌هایی در استدلال خود پیدا کنید. این تنها راهی است که می‌توانید از درست بودن آن آگاه شوید‌.

 

 روی هم رفته، هرچه تعداد نظرات شتاب‌زده‌ی شما کمتر باشد، زندگی شما بهتر خواهد بود. من فراتر می‌روم و می‌گویم که ۹۹ درصد نظرات شما در یک کلام غیر ضروری‌اند. فقط یک درصد آن به زندگی شخصی یا زندگی کاری شما مربوط است. حتی در مورد این محدوده‌ی کوچک موضوعات شخصی‌تان نیز، اولین نظری را که از آتشفشان شما بیرون می‌آید، دودستی نچسبید.

 

✏️ هنر خوب زندگی کردن

رولف دوبلی

پرسشنامه استاندارد

۱۰ عادت مدیران دوست داشتنی

۱۰ عادت مدیران دوست داشتنی

🔸آیا می دانید مدیران دوست داشتنی چه عادت‌هایی دارند؟ شاید تاکنون یک رئیس قدرتمند و بانفوذ داشته‌اید و می‌دانید چقدر وجود آن برای موفقیت شرکت لازم است.

🔸بنا بر گزارش موسسه‌ی گالوپ در سال 2015 میلادی، کارمندانی که عملکرد بهتری دارند توسط مدیران بهتری هدایت می شوند. در ادامه مقاله عادات رئیس‌های دوست داشتنی و موفق را بیان می کنیم:

1⃣ مدیران موفق منظورشان را صریح بیان می‌کنند
جِفری جِی. فاکس (Jeffrey J.Fox)، مدیر شرکت مشاوره Fox & Company و نویسنده کتاب “چطور یک رئیس خارق‌العاده باشیم؟” می‌گوید: «اغلب کارمندان از حرف‌های دوپهلو بدشان می‌آید. پس اگر واضح حرف نزنید مجبور می شوید انرژی زیادی صرف برطرف کردن شایعات کنید.»
رئیس‌های خوب و دوست‌داشتنی حرف‌های دوپهلو نمی‌زنند و همیشه منظور خود را واضح و صریح بیان می‌کنند.

2⃣ مدیران موفق به کارمندهایشان اعتماد دارند
فاکس می گوید: “مدیران خوب و دوست داشتنی همیشه کارمندان باهوش، صادق و توانمند را استخدام کرده و با آن‌ها ارتباط مؤثری برقرار می کنند. آن‌ها به کارمندهایشان اجازه می دهند توانایی‌های خود را به نمایش بگذارند.”
اگر کارمندان خوبی استخدام کنید، نیازی به مدیریت تمام جزئیات نبوده و نگران درست انجام شدن کارها هم نخواهید بود.

3⃣ مدیران موفق در مسیر خود ثابت‌قدم هستند
به تازگی تحقیقی در موسسه‌ی آموزشی مدیریت چاپ شده که نشان می دهد ارتباط نادرست با کارمندان توانایی‌های مدیر را زیر سؤال می برد.
برخی‌ها فکر می کنند اگر گاهی خوش رفتاری کنند بهتر از این است که همیشه بداخلاق و سخت گیر باشند، اما مطالعات نشان می دهد کارمندانی که گاهی با آن‌ها خوش رفتاری می شود نسبت به کسانی که در محل‌هایی کار می کنند که دائماً با آن‌ها به خوبی یا بدی برخورد می شود، استرس روانی بیشتری دارند.

4⃣ مدیران موفق ارزش کار کارمندان‌شان را می‌دانند
روبرت آی. ساتن (Robert I. Sutton)، استاد دانشگاه استنفورد و نویسنده کتاب “مدیر خوب، مدیر بد” می گوید: “وقتی مدیر موفقی خواهید بود که ارزش کار کارمندانتان را درک کنید.”
باید تمام جزئیات کار کارمندان را در نظر بگیرید و چالش‌هایی که ممکن است با آن رو به رو شوید را بشناسید و آن‌ها را مدیریت کنید.

5⃣ مدیران موفق اجازه می‌دهند گاهی اشتباه کنید
فاکس معتقد است: “هر کسی مرتکب اشتباه می شود. وقتی کارمندانتان از حقیقت بترسند، شرایط بدتر می شود.”
او می گوید: “اگر کارمندان بدانند با یک اشتباه چیزی خراب نمی شود، سرگرم کار می شوند و در انجام کارها همکاری می کنند.”

6⃣ مدیران موفق جایگاه خود را می‌دانند
مدیران خوب می دانند کار کردن برایشان چه مزایایی دارد. وقتی در سلسله مراتب کار می کنید، افراد بالا دست می خواهند قدرت بیشتری داشته باشند و اگر آگاهی کافی نداشته باشید، فاجعه‌ی بزرگی به بار می آید.

7⃣ مدیران موفق شرایط را سر و سامان می‌دهند
اگر رئیس مورد قبول بالا دستی‌های خود باشد، می تواند از حقوق کارمندان خود دفاع کند و نظرات آن‌ها را انتقال دهد.

8⃣ مدیران موفق شما را ارزشمند می‌دانند
بیل سگریو (Bill Seagraves)، نویسنده کتاب “بهترین مدیر ممکن باشید”، می گوید: “مدیران موفق به این درک رسیده‌اند که شما برای خودتان زندگی‌ای دارید که برایتان ارزشمند است.”
باید به کارمندانتان اجازه دهید زمانی را صرف خانواده و کارهای شخصی‌شان کنند. اگر این کار را انجام ندهید، باعث ناراحتی کارمندهایتان خواهید شد.

9⃣ مدیران موفق به پیشرفت اهمیت می‌دهند
مدیران خوب از تمام مهارت‌هایی که فراگرفته‌اند استفاده می‌کنند تا کارمندان‌شان آموزش‌های لازم را ببینند و در تخصص خود پیشرفت کنند.

🔟 مدیران موفق هوای کارمندان‌شان را دارند
کارمندان به مدیرانی علاقه دارند که هوای‌شان را داشته باشند. پس آن‌ها می توانند به شما اعتماد کنند پشتیبان‌شان باشید، با آن‌ها صادق هستید و محیط امنی برایشان فراهم می‌کنید.

جملاتی کە نشان دهندە ی کمبود اعتماد بنفس تان است

Ab Azizi:
جملاتی که نشان دهنده کمبود اعتماد به نفس تان است

_بارها تکرار کلمه “ببخشید”

بعضی افراد باورشان این است که هر مشکل و اشتباهی که پیش بیاید مقصر آن ها هستند و باید عذرخواهی کنند. به عنوان مثال اگر عابری به آن ها برخورد کند عذرخواهی می کنند.

راه حل: اگر شما هم چین باوری دارید قبل از عذرخواهی موقعیت را ارزیابی کنید و ببینید آیا واقعا کار بدی کرده اید که مجبور به عذرخواهی هستید؟

_فقط یه شانس بود

بعضی ها در زندگی به موفقیت هایی می رسند اما در جواب تبریک دیگران می گویند:
شانس آوردم یا یهویی اتفاق افتاد.
آن ها تلاش هایی که برای آن موفقیت کرده اند را فراموش می کنند و ادعا می کنند که تنها شانس باعث این موفقیت شده
راه حل: اعتراف کنید که عالی هستید و وقتی دیگران تبریک می گویند به جای بهانه آوردن کافی است بگویید: متشکرم.

_دوست دارم بدونم چه فکری درباره من میکنن
معمولا کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند روی دیدگاه و نظرات دیگران متمرکز می شوند و ناسازگاری ها را نمی توانند تحمل کنند. آن ها ترجیح می دهند با انسان های منفی و ناراضی ارتباط برقرار کنند.

راه حل: ابتدا این را درک کنید که همه آدم ها به فکر خودشان هستند و کسی به شما فکر نمی کند.

آدم های ناسازگار و متناقض را که دائم نسبت به شما نظر منفی دارند از زندگی خود دور کنید.

_دوست دارم چرت بزنم

اعتماد به نفس پایین تنها بازخورد رفتاری ندارد بلکه عوارض جسمی هم دارد.
مثل خستگی و خواب آلودگی بی دلیل.
این افراد در چنین شرایطی از مشکلات و نگرانی ها دوری می کنند.

_نمیدونم چی انتخاب کنم
اگر دائم از پیشخدمت رستوران برای انتخاب غذا وقت می خواهید باید به اعتماد به نفس خود شک کنید.
کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند نمی تواند تصمیمات ساده را سریع بگیرند و یا این که حتی نظرشان را تغییر دهند.

_جملات ناخوشایند درباره خود

کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند دائم خودشان را مسخره می کنند و هنگامی که درباره خودشان حرف می زنند جملات ناخوشایندی را به کارمی برند.
آن ها تصور می کنند که دیگران فقط نقص های شان را می بینند پس بهتر است که خودشان این نقص ها را تمسخر کنند تا دیگران.

راه حل: اگر شما توجه دیگران را به نقص های تان جلب نکنید دیگران هرگز متوجه آن ها نخواهند شد.

_جملاتی مثل: شاید، اگه اشتباه نکنم، یه جورایی و… بهانه هایی هستند برای این که شاید چیزی که می گویند اشتباه باشد.

راه حل: جملاتی که به زبان می آورید را کنترل کنید و این را بدانید که همه آدم ها حرف های شان ۱۰۰ درصد درست نیست.

_همه اینو میگن

بیشتر مردم اینجوری فکر میکنن، بیشتر مردم چنین چیزی رو میخوان و مواردی از این قبیل نشان می دهد که نمی خواهید عقیده خودتان را به زبان بیاورید.

راه حل: این را بدانید که تنها نظر شخصی شکل گرفته شماست که به شما شخصیت می دهد.

_نظرم متفاوت بود اما موافقم

آیا تا به حال با افرادی رو به رو شده اید که حتی در زمینه های حرفه ای خودشان هم با نظرات افرادی که شخصیتی کاریزماتیک دارند موافق هستند؟
آن ها هیچوقت بحث می کنند و همیشه موافق هستند.
آن ها افراد آسان گیری نیستند بلکه ترس از اشتباه و شکست دارند.

راه حل: این را درک کنید که غریبه ها هرگز نمی توانند تشخیص دهند که چه چیزی برای شما بهتر است و چه نظری باید داشته باشید.

درس موفقیت سقراط به شاگردش

درس موفقیت سقراط به شاگردش

یک  روز یک مرد جوان از سقراط پرسید: راز موفقیت چیه؟ سقراط بهش گفت: «فردا بیا کنار نهر آب تا راز موفّقیت رو بهت بگم»

فردا صبح مرد جوان با شور و اشتیاق خیلی زیاد رفت کنار رودی که سقراط گفته بود. سقراط ازش خواست که با هم برن داخل رودخونه. 

به آب زدند و اونقدر پیش رفتند که آب به زیر چونه اونها رسید یه دفعه سقراط سر مرد جوان رو کرد زیر آب! مرد جوان خیلی تلاش کرد خودش رو نجات بده امّا حریفِ قدرت دستهای سقراط نبود.

جوان اینقدر زیر آب موند که رنگش به کبودی رفت تا بالاخره سقراط رهاش کرد.

همین که روی آب اومد، اوّلین کاری که کرد این بود که یه نفس خیلی عمیق کشید و ریه اش رو پر کرد از هوا کرد

سقراط ازش پرسید: زیر آب که بودی، بیشتر از همه چیز، دنبال و مشتاق چی بودی⁉️  گفت: هوا

سقراط گفت: *هر وقت به همین اندازه که مشتاق نفس کشیدن بودی، برای موفقیت هم مشتاق بودی و تلاشت رو کردی که اون رو به دست بیاری، موفق میشی . خیالت راحت!👌 راز دیگه ای هم وجود نداره*

اما اگه تو مشتاق موفقیت نباشی، باور کن هیچ کاری از دست هیچ کسی برنمیاد!

به قول عطار نیشابوری

♦️گر مرد رهی میان خون باید رفت

♦️وز پای فتاده سرنگون باید رفت

♦️تو پای به راه در نه و هیچ مپرس

♦️خود راه بگویدت که چون باید رفت

 

چند توصیۀ بسیار زیبا از “پیکاسو” برای آرامسازی

[vc_row][vc_column][vc_column_text]✍💎
چند توصیۀ بسیار زیبا از “پیکاسو” برای آرامسازی:

🔴اوّل : تمام عددهای غیرضروری را از زندگیت بیرون بریز!!!!
این عددها شامل: سن، قد، وزن و سایز هستند….

🔴دوّم : با دوستان شاد و سرحال معاشرت کن…

🔴سوّم: به آموختن ادامه بده و همیشه مشغول یادگیری باش…

🔴چهارم : تا می توانی بخند…

🔴پنجم: وقتی اشک هایت سرازیر می شوند: آن را بپذیر! تحمل کن! و به پیشروی ادامه بده…

🔴ششم: رنگ های مشکی و خاکستری و تیره را از زندگیت پاک کن…

🔴هفتم :احساساتت را بیان کن، تا هیچ وقت زیبایی هایی را که احاطه ات کرده اند را از دست ندهی…

🔴هشتم :شادی هایت را به اطرافت پراکنده کن…

🔴نهم: با حدّ و حصرهایی که گذشته به تو تحمیل کرده مبارزه كن…

🔴دهم : از بهترین سرمایه ات که سلامتی ات است؛ بهره ببر…

🔴یازدهم: از جاده خارج شو و از شهر و کشورهای غریب دیدن کن…

🔴دوازدهم: روی خاطرات بد توقف نکن فراموشش کن…

🔴سیزدهم: هیچ فرصتی را برای گفتن دوستت دارم به آن هایی که دوستشان داری، از دست نده…

🔴چهارده:همیشه به خودت بگو که: زندگی تعداد دم و بازدم های مکرر نیست، بلکه لحظاتی است که،قلبم”
می تپد.
[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

موفقیت فرزندان

اخلاق حرفه ای در محیط کار

💢 چند پیشنهاد برای داشتن اخلاق حرفه‌ای در محیط کار

افراد حرفه‌ای با رفتار، اهداف و توانایی‌های خود معرفی می شوند. اخلاق حرفه‌ای نشانه‌ی کیفیت کار و خدمات است. اخلاق حرفه‌ای به معنای اثرگذاری و موفقیت است. وقتی به‌عنوان فردی معرفی شوید که در هر شرایطی حرفه‌ای عمل می کند، در زندگی شغلی و شخصی خود به دستاوردهای بیشتری خواهید رسید. در ادامه‌ی مقاله با 10 فرمان اخلاق حرفه‌ای در محل کار آشنا شوید:

🔺همیشه بهترین‌ها را بخواهید

این بهترین قانون برای برتری در هر کاری است. کیفیت باعث می شود شما و کاری که ارائه می دهید برجسته شود. برتری به معنای ارائه‌ی کیفیتی بالاتر از استانداردهاست، چیزی که باید به عادت تبدیل شود تا اثر خوبی روی همکاران و مدیران بالا رده داشته باشد.

🔺قابل اعتماد باشید

افرادی که بتوان به آن‌ها اعتماد کرد، به سرعت به سوی حرفه‌ای شدن پیش می روند. قابل اعتماد بودن به معنای به انجام رساندن وظایفی است که به شما محول شده در کنار برآورده کردن انتظارات. با اثبات صداقت و درستکاری خود در طی زمان، می توانید اعتماد مدیران و همکارانتان را جلب کنید.

🔺با ادب و احترام رفتار کنید

بهتر است با دیگران رفتاری مؤدبانه و توأم با مهربانی داشته باشید. این کار باعث می شود تعاملات اجتماعی‌تان در محیط کار به خوبی پیش برود و احترام دیگران را جلب کنید. احترام، حس مثبت و متمایزی است که نسبت به یک فرد یا سازمان ایجاد می شود، البته این امر در طی زمان محقق می شود.

🔺مسئولیت‌پذیر باشید

باید در مقابل کارها و وظایف خود پاسخ گو باشید. پس همواره مسئولیت کارهای خود را به عهده بگیرید، فارغ از این که کارهایتان مثبت است یا منفی.

🔺صادقانه، صریح و شفاف حرف بزنید

صداقت نشانه‌ای از یک شخصیت پایبند به اخلاقیات است، این امر به ویژگی‌های مثبت چون راست‌گویی، وفاداری، یکرنگی، صمیمیت و خلوص دلالت دارد. این خصوصیت اهمیت زیادی برای کارفرمایان و کارمندان دارد و می تواند باعث جلب اعتماد و بیشتر شدن ارزش شما در نظر آن‌ها شود.

🔺شایسته باشید و همواره شایستگی خود را ارتقا دهید

شایستگی به معنای توانایی فرد برای انجام درست یک شغل و ترکیبی است از دانش، مهارت و رفتاری که باعث بهبود عملکرد می شود. شایستگی با بالا رفتن تجربه بیشتر می شود و با تمایل شما به یادگیری رابطه‌ی مستقیم دارد. پیشرفت شخصی به طور پیوسته و دائمی، پیش شرط ارائه‌ی حرفه‌ای خدمات است.

🔺در هر شرایط اخلاق‌مدار باشید

اخلاق مداری به معنای عمل کردن مطابق قواعد و قوانینی است که مورد قبول عموم هستند. “عمل کردن بر مبنای قوانین” بهترین روشی است که یک فرد می تواند در محل کار در پیش بگیرد. وقتی آیین نامه‌ها کافی نیستند، به گونه‌ای رفتار کنید که وجدانتان آرام باشد.

🔺شریف و امانت‌دار باشید

رفتار شرافتمندانه نشانه‌ی “اصالت روح، جوانمردی و مخالفت با کم کاری” است و از ثبات شخصیت شما نشات می گیرد. این به معنای تمامیت شخصیت است که در عمل با بعضی ارزش‌ها، باورها و اصول همراه است.

🔺از اسرار حفاظت کنید و به محرمانگی پایبند باشید

ممکن است در محل کار به دلیل اعتماد، اطلاعاتی با شما به اشتراک گذاشته شود؛ مهم این است از این اعتماد سوء استفاده نکنید. با این کار اعتماد افرادی که به شما اطمینان می کنند را جلب می کنید و در سازمان اثرگذار خواهید بود.

🔺الگوی خوبی برای دیگران باشید

باید الگوی خوبی از خود ارائه دهید و از طریق آن دیگران را هدایت کنید. حرفه‌ای بودن یعنی در زندگی خود چه در محل کار و چه بیرون آن، عبرت و الگوی دیگران باشید.
 
✏️ منبع: linkedin

چگونگی پیدایش و رواج یافتن جهل و خرافات در میان مردم

داستانی جالب در مورد چگونگی پیدایش و رواج یافتن جهل و خرافات در میان مردم

خانه دیواری گربه

✍در معبدی گربه ای زندگی می کرد که هنگام عبادت راهب ها مزاحم تمرکز آن ها می شد.
استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان مراقبه می رسد یک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد.
این روال سال ها ادامه داشت و کم کم یکی از اصول آن مذهب شد!

سال ها بعد استاد بزرگ درگذشت و البته گربه هم مرد. راهبان آن معبد گربه ای خریدند و به معبد آوردند تا هنگام عبادت به درخت ببندند تا اصول عبادت را درست به جا آورده باشند!

سال ها گذشت و توسط استاد بزرگ دیگری رساله ای نوشته شد با عنوان “اهمیت بستن گربه هنگام عبادت!!!”