...........................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................
خوش آمدید این سایت دارای مجوز می باشد برای مشاهده مجوز ها پایین صفحه را مشاهده فرمائید.
واقعيت درماني، در واقع روانشناسي كنترل دروني و شیوه ای مثبتگراست كه تلاش دارد افراد را براي انتخابهاي درست به منظور ارضاي نيازهاي خود آموزش دهد. این رویکرد بر پایه يك تئوري استراتژيك به نام “نظریه انتخاب” شکل گرفته است که این نظریه، رفتار انسان و چرايي و چگونگي آن را مد نظر قرار می دهد.
اساس واقعیت درمانی امروزی این است که افراد باید بدانند در قبال کاری که تصمیم به انجام آن می گیرند مسئولند. این درمان کوتاه مدت (حدود 10 جلسه) و نوعی درمان شناختی -رفتاری است که بر رابطه حمایتگر درمانگر تاکید دارد. نتیجه درمان بهبود روابط و افزایش خشنودی و رضایتمندی و احساس کنترل درونی بر زندگی می باشد.
خاستگاه واقعیت درمانی
ویلیام گلاسر(2013-1925) روان پزشک و عضو شورای روان پزشکی آمریکا و از مخالفین سرسخت تجویز داروهای شیمیایی برای بیمارانی که به مراکز روانپزشکی مراجعه می کردند بود. او تحت تاثیر نظرات جی .ال. هارینگتون روان پزشک و مربی آمریکایی، معتقد بود که باید بیماران را با برنامه هایی در دنیای واقعی درگیر کرد.
او از مشــاهده ي بيماران سايكوتيك و اسكيزوفرني ها به اين نتيجه رسیــد كه اين نشــانه هاي بيمــاري در واقع رفتارهايي هستند كه افراد خودشان انتخاب می كنند. گلاسر سخنرانی هایش را درباره ی”روان شناسی واقعیت” از سال 1962 آغاز کرد و در سال 1965 کتاب” واقعیت درمانی” خود را منتشر نمود.
او به دنبال یافتن نظریه ای بود که بتواند کل کار او را شرح دهد. در همین راستا با نظریه کنترل ویلیام پاورز آشنا شد و آن را بسیار مفید و موثر دانست. وی پس از 10 سال بررسی و اصلاحات فراوان بر روی نظریه کنترل واقعیت درمانی و تلفیق آنها در سال 1996، متوجه شد نظریه به قدری تغییر کرده که لازم است عنوان آن را به نظریه انتخاب تغییر دهد تا بتواند همه آنچه تحول یافته بود را انعکاس دهد.
وي درباره اثر نظريه انتخاب در مدارس اعتقاد داشت: اگر معلمان تئوري انتخاب را بیاموزند و بدانند دانشآموزان چرا و چگونه رفتار ميكنند، در آن صورت خواهند توانست با برخورد درست خود، در دانشآموزان انگيزه ی لازم را ايجاد كنند.
از دیگر آثار گلاسر می توان به کتابهای: مدارس بدون شکست(1969)، جامعه ی در حال تکوین هویت (1975)، اعتیاد مثبت (1976) و ایستگاه های مغز(1981) اشاره کرد.
رابرت ای . وبولدینگ، اد ( -1936) دکترای مشاوره و مدیر مرکز واقعیت درمانی در سین سیتانی و استاد دانشگاه زاویه در ایالات متحده آمریکا است. او در کلاسها و کارگاه های برگزار شده توسط گلاسر شرکت می کرد. گلاسر در سال 1988 او را برای مدیریت آموزشی انستیتوی ویلیام گلاسر برگزید. از جمله تخصصهای وی، سازگار کردن نظریه انتخاب و واقعیت درمانی با فرهنگها و گروههای قومی مختلف است. وی نظریه و کاربست واقعیت درمانی را با برداشت خودش از سیستم WDEP توسعه داد.
ویژگیهای واقعیت درمانی
-تاکید بر انتخاب و پذیرفتن مسئولیت آن انتخاب.
-درمانگر انتقال را رد می کند و به درمانجو تاکید میکند من پدر یا مادر شما نیستم، خودم هستم!
-به جای تمرکز بر گذشته ، تاکید بر برنامه ریزی در زمان حال است.
-تمام نشانه ها به دلیل رابطه ناخوشایند فعلی ست و تمرکز بر روی مشکلات کنونی خواهد بود.
-مبارزه با دیدگاه سنتی متمرکز بر DSM IV و تمرکز روی دیدگاه اریکسونی که افراد مشکلات ندارند بلکه از راه حل های نامناسب استفاده می کنند.
کلیات مورد تایید در واقعیت درمانی
-درمانجویان در اصل مشکلات یکسانی دارند. آنها در رابطه های غیرمناسبی درگیر شده اند و یا اصلا رابطه ای ندارند.
-درحقیقت رفتارهای نامتناسب افراد در روابط، علت نارضایتی آنها می باشد و همین موضوع باعث احساس ناراحتی و رنج کشیدن آنهاست. گلاسر معتقد است نباید به افراد برچسب بیماری روانی زد. بلکه تشخیص را باید رفتارهایی دانست که افراد برای نجات از ناکامی و نارضایتی در روابط متناسبشان انتخاب می کنند. از نظر گلاسر اختلالات ناشی از صدمات و ضربه های مغزی و صرع و عفونتهای مغزی و آلزایمر به علت نابهنجاری مغزی رخ میدهد و این افراد باید به پزشکان مغز و اعصاب سپرده شوند.
-هدف درمانگر کمک به درمانجو برای آموزش رفتارهای مفید و موثر و برقراری رابطه خوشایند با حداقل یک نفراست. درمانجویانی که راحت تر بتوانند با افراد بیشتری رابطه برقرار کنند، احساس رضایت بیشتری خواهند داشت.
نظریه انتخاب
این نظریه معتقد است: هر فعالیتی که از تولد تا مرگ از انسان سر میزند (به جز چند مورد معدود)، ” رفتار” نام دارد. هر رفتار برای دستیابی به هدفی انجام می شود.
رفتار از چهار جزء مرتبط اما جدا از هم تشکیل شده: عمل کردن ، فکرکردن، احساس کردن و فیزیولوژی .
که در این میان، این نظریه بر تفکر و عمل تاکید دارد. رفتار انسان از درون او نشات می گیرد و برای همین هم گفته می شود ما در انتخاب سرنوشت خویش دخیل هستیم. ما رفتارهای خود را انتخاب می کنیم حتی رفتارهایی مثل افسردگی و بیماری. گلاسر در این مواقع از افعالی چون: افسرده کننده و بیمار کننده استفاده میکند. در واقع فرد با پرورش دادن رفتارهای عذاب آور، افسردگی را انتخاب می کند.
در واقع فرض اساسی این نظریه بر این است که افراد با پنج نیاز اصلی به دنیا آمده اند که این نیازها در طول زمان باعث برانگیختکی فرد خواهند شد.
این نیازها عبارتند از : نیاز به بقا ( صیانت نفس)، نیاز به محبت و تعلق پذیری، نیاز به قدرت (کنترل درونی)، نیاز به آزادی (استقلال)، نیاز به تفریح ( لذت).
ویژگی این نیاز ها :
1 ـ ذاتی هستند، نه اکتسابی 2 ـ كلي هستند، نه اختصاصي 3 ـ فراگير و جهاني هستند، یعنی وابسته به هيچ فرهن،گ خاصی نیستند.
ارضای نیاز محبت و تعلق پذیری از همه نیازهای دیگر اساسی تر و سخت تر است چون ما به فرد دیگری نیازمندیم که دلسوز و مهربان بوده و ما را در ارضای این نیاز یاری دهد. زمانی که ما احساس خوبی نداریم در حقیقت مغز دارد به ما اعلام می کند یک یا چند نیاز ما برآورده نشده است.
این نظریه همچنین بیان می دارد افراد فقط می توانند رفتار خودشان را کنترل کنند و روی رفتار دیگران کنترلی ندارند.
موقعیتهای استفاده از واقعیت درمانی
در جلسات مشاوره، مددکاری اجتماعی، مدارس، بیمارستانها، بیمارستانهای روانی، درمان مصرف مواد، مداخلات در بحران، مراکز اصلاح و تربیت و کلینیکهای نظامی و…
همچنین می توان از واقعیت درمانی به عنوان رویکرد موثری در روابط بین معلم و محصل، زن و شوهر، مدیر و زیردستان و والدین و فرزندان نیز استفاده کرد.
خصوصیات واقعیت درمانگر
صمیمیت، بی ریایی، همخوانی و همدلی ، پذیرش و احترام به درمانجو، گشودگی و تمایل به چالش طلبیده شدن توسط دیگران از جمله خصوصیتهای لازم برای درمانگر می باشد.
وظیفه درمانگر و فرایند درمان
در این روش درمانی، درمانگر در نقش معلم قرار دارد. او به مراجع آموزش می دهد که به ارزیابی انتخاب های خود پرداخته و بررسی کند که آیا آنچه را انتخاب کرده، تامین کننده چیزی که میخواهد و نیاز دارد هست یا نه؟
هرچند درمانجو از ابتدای حضور در اتاق درمان، نقش قربانی را بازی می کند، دیگران را مورد سرزنش قرار می دهد، تمایل دارد در مورد جنبه های منفی زندگی صحبت کند و دلواپسی ها و نگرانی های خود را بیان می کند اما درمانگر، در عین اینکه حرفهای مراجع را به خوبی گوش می دهد، جلسه را به سمتی سوق میدهد تا درمانجو متوجه شود حق انتخابهای زیادی دارد و ماندن در گذشته دردی از او درمان نمی کند. او قربانی نیست و می تواند با انتخاب های مناسب تر آینده بهتری برای خود بسازد.
درمانگر با بکارگیری اصول نظریه ی انتخاب، به او در شناخت نیازهای اساسی اش کمک میکند. به عبارتی دیگر از درمانجو می خواهد تا تصویر ایده ال خود از زندگی ) دنیای کیفی( خود را کشف کند و بیان می کند که انسان نیارهای خود را بطور مستقیم ارضا نمی کند، بلکه از طریق دنیای کیفی خود این کار را انجام میدهد.
دنیای کیفی (جهان مطلوب)، لیستی از خواسته های شخصی فرد است که از فعالیتها، تصورات، رویدادها، عقاید، دارایی ها و موقعیت هایی که نیازهای ما را در طول زمان ارضا کرده اند، تشکیل شده است و این همان دنیایی است که ما آرزو داریم می توانستیم در آن زندگی کنیم. واقعیت درمانی کمک میکند تا افراد این لیست را مرتب کرده و آنچه برایشان مهم تر است در اولویت قرار دهند.
مهمترین جزء دنیای کیفی ما، آدمها هستند. همان هایی که به برقراری ارتباط با آنها علاقه مندیم و از بودن با آنها لذت می بریم و مراجعین کسانی هستند که یا کسی را در دنیای کیفی خود ندارند و یا در برقراری ارتباط با او دچار مشکل هستند. درمانگر موفق کسی است که بتواند به دنیای کیفی مراجع وارد شود.
در این مسیر، درمانگر و درمانجو می دانند که رسیدن به اهداف، مستلزم برنامه ریزی و صرف وقت برای اتخاذ و اجرای تصمیمات مناسب است. بنابراین بر روی برنامه ریزی متمرکز می شوند و در طول این مسیر درمانگر به درمانجو کمک میکند تا به بیراهه نرود.
نقش درمانگر در این درمان، ارزیابی درمانجو نیست بلکه او را به بررسی آنچه که انجام می دهند وا می دارد و در نهایت، این درمانجوست که تصمیم می گیرد چه چیزی را تغییر بدهد و برای رسیدن به هدف جدید برنامه ریزی کند.
واقعیت درمانی به افراد آموزش می دهد تا در روابط خود تصمیمات بهتری اتخاذ کنند. همچنین خزانه ی رفتاری افراد را غنی تر می سازد و این امر مستلزم برقراری یک رابطه رضایت بخش بین درمانگر و مراجع است.
برخی از اشکالات وارد بر واقعیت درمانی
-نادیده گرفتن نقش ناهشیاردر نحوه ی فکر، احساس، رفتار و انتخاب
-رد انتقال
-ایجاد احساس گناه بیشتر در بیمارانی از جمله مبتلایان به اسکیزوفرنی و افسردگی مزمن، در این خصوص که بیماری خود را انتخاب کرده اند.
-امکان تحمیل ارزشهای درمانگر به درمانجو، خصوصا زمانی که درمانجو بی تجربه است.
و در آخر، استفاده از واقعیت درمانی، در خصوص مراجعینی که مشکلات بالینی متعدد دارند، مستلزم تمرین های مستمر سرپرستی و کفایت بالای درمانجو در اجرای روشهای درمان می باشد.
بر گرفته از :
نویسنده : زهره محمودی ( کارشناس ارشد مشاوره خانواده )
موسسه پدیده حمایت ( بانک جامع آموزش های روان شناسی مبتنی بر رویکرد طرحواره درمانی)
برای مشاهده لیست همه ی پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد کلیک فرمایید.
تحلیل داده های آماری برای پایان نامه و مقاله نویسی ،تحلیل داده های آماری شما با نرم افزارهای کمی و کیفی ،مناسب ترین قیمت و کیفیت عالی انجام می گیرد.
نرم افزار های کمی: SPSS- PLS – Amos
نرم افزار کیفی: Maxquda
تعیین حجم نمونه با:Spss samplepower
روش های تماس:
Mobile : 09143444846 واتساپ – تلگرام
کانال تلگرام سایت: برای عضویت در کانال تلگرام سایت اینجا کلیک کنید(البته قبلش فیلتر شکن روشن شود!!) مطالب جالب علمی و آموزشی در این کانال درج می گردد.
خودآگاهی هیجانی در مدیریت سازمان بسیار تاثیر دارد. این خودآگاهی باعث می شود تا ارزش های واقعی را به جای ارزش های کاذب دنبال کنیم. در ادامه این مطلب از ساعد نیوز درباره خودآگاهی هیجانی بیشتر بحث می کنیم. همراه ما باشیn
خود آگاهی هیجانی را می توان اینگونه تعریف نمود: توانایی آگاه بودن و فهم احساس خود. شایستگی خودآگاهی هیجانی در تست EQ نشان می دهد فرد تا چه میزان احساسات خود را می شناسد و آنها را درک می کند و در ضمن تا چه میزان چرایی و موجبات پدید آمدنِ احساسات خود را نیز می داند. با ما همراه باشید تا در این مورد بیشتر بدانید.
خودآگاهی هیجانی چیست؟
خودآگاهی هیجانی عبارتست از از اینکه فرد بداند در حال حاضر چه احساسی دارد ؟ این احساس چه میزان و از چه جنسی است؟ چگونه می تواند درباره ی آن حرف بزند ؟
برای شناخت این موضوع یک تمرین وجود دارد . این تمرین به این صورت است که باید 30 ثانیه چشمها را ببندید و از خود بپرسید الان چه احساسی دارید ؟ آیا نام این حس را می دانید ؟ میزان این احساس چقدر است ؟ اگر بخواهید به این احساس یک رنگ نسبت دهید ، چه رنگی را نسبت میدهید؟
سپس از خود بپرسید اگر بخواهید مکانی را به آن اختصاص دهید ، آن را کجا قرار میدهید ؟ برای مثال در مشت یا در قلبتان جای میدهید ؟ اگر بخواهید به احساستان شکلی را اختصاص دهید ، آن چه شکلی است؟ برای مثال شکل یک آجر ، گل ، ابر و … است؟
سپس از خود بپرسید میزان این احساس چقدر است ، کم ، متوسط و یا زیاد است؟ حال که به احساستان فکر می کنید ، دوست دارید چه کار کنید ؟ برای مثال دوست دارید در آغوش بگیرید ،گریه کنید و یا فرار کنید ؟ سپس از خودتان بپرسید آخرین بار چه زمانی این حس را داشتید ؟ مثلا زمان کنکور بود ،زمانی که مادرتان بیمارستان بود و یاهنگام عروسی برادرتان؟ سپس جمع بندی کنید و برای احساستان نام گذاری کنید.
اصول مهارت خودآگاهی هیجانی
زمانیکه خودآگاهی هیجانی و احساسی وجود ندارد فقط شخص اظهار ناراحتی می کند ؛ یعنی نمیداند غمگین ، خشمگین ، دلخور و یا مضطرب است. اصلا نمی داند کدامیک از این احساسات است و فقط نامش را ناراحتی می گذارد . به طور کلی، در مهارت خودآگاهی هیجانی نکته های زیر را می آموزیم:
1. شناخت نقاط قوت و ضعف روانی
با شناخت نقاط قوت روانی، امکان تکیه بر آنها برای بهبود نقاط ضعف روانی فراهم می شود. از سویی، آگاهی از نقاط ضعف موجب می شود که فرد با استفاده از این آگاهی بتواند برآورد درستی از ضعف های خویش داشته باشد. درنتیجه با آگاهی کافی در پی رفع این مشکلات برآید. رشد خودآگاهی به فرد کمک می کند تا برای مثال دریابد: آیا هنگام خشم، خویشتن دار است یا نه؟ یا در وضعیت معمول زندگی، استرس دارد یا نه؟ در این دو مثال، خویشتن داری نقطه قوتی برای کنترل خشم است و استرس نقطه ضعفی است که به روابط اجتماعی ضربه می زند و شناخت و رفع آن به بهبود روابط کمک می کند.
2. شناخت درست و دقیق احساسات
تا زمانی که فرد احساسات خود را به خوبی نشناسد، نمی تواند آنها را کنترل کند. خشونت و پرخاشگری از پیامدهای ناتوانی در شناخت و مهار احساسات نامطلوب اند. فردی که احساسات خود را به راحتی شناسایی می کند، واکنش سریع تر و درست تری در برخورد با مسائل دارد. برای مثال، اینکه فرد متوجه باشد اکنون اندوهگین است نه خشمگین، به او کمک می کند تا به جای رفتار نشئت گرفته از خشم، رفتاری متناسب با اندوه نشان دهد؛ اما زمانی که فرد با تأخیر و مشکل، احساسات خود را درک می کند، امکان اداره و کنترل این احساسات نیز در او با تأخیر همراه خواهد بود.
3. آشنایی با نیازهای روحی و روانی
هرچه انسان ها بتوانند نیازهای واقعی خود را بهتر شناسایی کنند، گام های مؤثرتری در جهت ارضای آنها خواهند برداشت و سرانجام به آرامش روانی بالاتری دست خواهند یافت. برای مثال، شخصی که بتواند احساس نیاز به رابطه همدلانه را به موقع درک کند، می تواند در زمان لازم در پی فردی مطمئن برای تأمین نیاز به همدلی خود حرکت نماید و با یافتن چنین فردی، در رفع مشکلات خود گامی درست بردارد.
4. ترسیم اهداف واقعی به جای اهداف تخیلی و کمال گرایانه
هرچه با ظرفیت های خود دقیق تر آشنا شویم، بی شک در هدف گذاری های زندگی واقع بینانه تر تصمیم خواهیم گرفت. داشتن اهداف واقعی، امکان دسترسی به آنها را ممکن تر می سازد و این موجب احساس کارآمدی در شخص می شود. هرچه اهداف زندگی تخیلی تر باشد، امکان ناکامی بالا می رود. تکرار این وضعیت، فرد را از داشتن نیروی اعتماد به نفس محروم می کند و او را به ورطه شکست های پیاپی و سرخوردگی در زندگی می اندازد.
5. ایجاد احساس ارزشمندی
خوداگاهی هیجانی با ایجاد احساس ارزشمندی در ما، کمک می کند به جای ارزش های کاذب در پی ارزش های واقعی باشیم و درنتیجه، از زندگی رضامندی کافی داشته باشیم. در زندگی، ارزش ها همانند اهداف زندگی، نوع رفتار و چگونگی روبه رو شدن با مسائل زندگی را برای ما معین می کنند. هرچه این ارزش ها واقعی تر و سالم تر باشند، همانند اهداف واقعی نقش مثبتی در بالا رفتن احساس کارآمدی در ما خواهند داشت. احساس کارآمدی زندگی را شیرین تر و امید به ادامه آن را پررنگ تر می کند.
تاثیر خودآگاهی در مدیریت سازمان
اساسی ترین توانایی و مهارت مربوط به هوش هیجانی این می باشد که اشخاص از هیجانها و احساسات خود آگاهی داشته باشند. مدیران و رهبرانی که درجه ای بالا از خودآگاهی دارند، با خود و دیگران صادق هستند و اطلاع دارند که چطور احساساتشان بر آنها، سایر مردم و عملکرد شغلی آن ها تاثیر می گذارد. آنها با یک احساس قوی از خودآگاهی، با استفاده و در استفاده از توانایی هایشان کوشا می باشند و می دانند چه زمانی درخواست کمک کنند.
توانایی خودآگاهی به مدیران این اجازه را می دهد تا نقاط قوت و ضعف خود را بشناسند و به ارزش خود اعتماد داشته باشند. مدیران خودآگاه برای آزمون دقیق روحیات خود از خودآگاهی استفاده می کنند و به صورت شهودی و از راه درک مستقیم می دانند که چطور دیگران را تحت تاثیر قرار بدهند. مدیران و روسا از این توانایی برخوردار نیستند در تعامل با دیگران سریعا عصبانی و آزردهخاطر می شوند و در نهایت در رابطه های کاری و شخصی با دیگران با مشکل روبرو شده و رفتار های تهاجمی و خشن از خود نشان می دهند. این مدیران فقط اشتباهات را خود را قبول نمی کنند، بلکه از آنها نیز پند نمی گیرند، لذا از انتقادات سازنده فراری بوده و قادر نیستند با یک خودآگاهی واقع گرایانه متوجه نقاط قوت و محدودیت های خود شوند.
سخن پایانی
فراموش نکنید نقطه مقابل خودآگاهی هیجانی، خود درست انگاری است! اگر خودتان را فردی میدانید که به لحاظ اخلاقی، برتر از دیگران هستید، به شما پیشنهاد میکنیم حتما به دنبال پرورش خودآگاهی هیجانی باشید.
هوش عاطفی قوه بسیار مهمی در پیشبرد زندگی است. شناخت هوش عاطفی و بالابردن هوش عاطفی باعث موفقیت در روابط اجتماعی و رسیدن به هدف هاست. در ادامه این مطلب از ساعد نیوز نحوه تقویت هوش عاطفی را بیان می کنیم.
احتمالا شما بارها و بارها نام هوش عاطفی را در موقعیتهای مختلف از جمله روابط اجتماعی و کسب و کار شنیده باشید. یکی از انواع هوشی که میتواند بر بسیاری از جنبههای زندگی شما تاثیر بگذارد هوش عاطفی است. هوش عاطفی به توانایی شناخت و کنترل احساسات خود و دیگران میپردازد و به شما کمک میکند بتوانید تصمیمات بهتری در حوزههای مختلف زندگی خود بگیرید. با ما همراه شوید تا در این مقاله با تعریف هوش عاطفی و روشهای تقویت آن بیشتر آشنا شوید.
تعریف هوش عاطفی
در حقیقت یکی از مهم ترین تواناییهای هر انسانی برای رسیدن به رشد و موفقیت در زندگی همین هوش عاطفی است. زیرا افرادی که هوش عاطفی بالایی دارند همواره میتوانند در ارتباط با سایر انسانها بسیار موفق عمل کنند و همین رابطه اجتماعی خوب موجب می شود در همه عرصههای زندگی خود از جمله جنبه کسب و کار بتوانند بسیار موفق بوده و به سوی اهداف از پیش تعیین شده حرکت نمایند.
به طور دقیق تر هوش عاطفی یا هوش هیجانی، توانایی درک و همراهی با عواطف خود و دیگران است که در نهایت به توانایی فرد در کنترل و مدیریت بر هیجانات و اضطرابها در اثر تنشهای وارده میانجامد.
هوش عاطفی چه تاثیری بر زندگی ما خواهد گذاشت؟
همه ما در دنیایی زندگی میکنیم که چالشها و نگرانیها به جز جدا نشدنی آن تبدیل شده است. در صورتی که شما هوش هیجانی بالایی داشته باشید میتوانید در حل مسائل و چالشها با انگیزهتر، امیدوارتر و درستتر رفتار کنید، خواستههای آنی و فوری را برای دست یابی به اهداف بزرگتر به تعویق بیاندازید، دوستان صمیمی و خوب زیادی داشته باشید، کمتر از دیگران احساس استرس و نگرانی داشته باشید، مسئولیت پذیرتر از دیگران باشید و در مجموع زندگی سالمتر و موفقتری نسبت به دیگران داشته باشید.
جالب است بدانید علاوه بر تاثیر هوش هیجانی بر زندگی شخصی، این هوش میتواند بر کسب و کارهای شما نیز تاثیر مستقیمی بگذارد. فرقی نمیکند که شما برای یک شرکت و اداره کار کنید و یا خودتان صاحب یک کسب و کار باشید، در هر دو صورت داشتن هوش هیجانی بالا به شما کمک میکند بتوانید با همکاران، رئیس یا مشتریان خود ارتباط بهتری برقرار کرده و در مواقع حساس و بحرانی بدون آن که دچار اضطراب و نگرانی شوید، تصمیمهای منطقی و درست بگیرید. بنابراین اگر شما از جمله افرادی هستید که زود عصبانی میشوید، زود به گریه میافتید و یا توانایی برقراری ارتباط برای شما سخت است، بهتر است با راهکارهایی به دنبال تقویت هوش هیجانی خود باشید.
راههای بالا بردن هوش عاطفی
بدون شک برای بالا بردن هوش عاطفی، اول از همه باید احساسات خود را به خوبی بشناسید تا بتوانید کنترل هوش عاطفی خود را بهتر کنید. اگر احساسات خود را به خوبی نشناسید احساسات دیگران را هم نمیتوانید درک کنید. از این رو بهتر است چند روز هر احساسی که به شما دست میدهد را در لیستی یادداشت کنید. حال به بررسی آنها بپردازید و انگیزههای عاطفی موجود در پس کلیه رفتارها و کردار خود را به خوبی بشناسید.
کم کم خواهید دید این کار موجب میشود درک بسیار بهتری از خود و عواطفتان داشته باشید و همین شناخت به مرور در شناخت عواطف دیگران در روابط اجتماعی نیز به شما بسیار کمک خواهد کرد و در نهایت خواهید توانست روابط اجتماعی مستحکم تری را شکل دهید. این موضوع در روابط کاری به ویژه می تواند برای شما بسیار کارساز باشد.
یک لیست از احساسات خود تهیه کنید
شما مطمئنا در طول یک شبانه روز احساسات مختلفی را تجربه میکنید و تمام آنها بر روی روند زندگی شما تاثیر میگذارند. شاید از خود بپرسید که همانطور که تا به حال بدون تهیه لیستی از احساسات خود زندگی عادی را داشتهاید پس بنابراین تهیه این لیست به نظر شما بیهوده خواهد بود. به نظر آسان میرسد که بدون بررسی علت کارهایی که میکنید زندگی کنید، ولی فقط یک روز تلاش کنید تا احساسات خودتان را ثبت و بررسی کنید آنگاه متوجه تفاوت تاثیرگذار اینکار خواهید شد و متوجه میشوید که با پیشرفت توانایی خود در شناخت انگیزههای عاطفی در پس کارهایتان به چه میزان زیادی درک بهتری از خود و روش احساسی خود خواهید داشت و رفته رفته در روابط اجتماعی و در جنبههای مختلف زندگی خود پیشرفت چشمگیری خواهید داشت.
برای بیان احساسات خود توانایی لازم را کسب کنید
قطعا متوجه شدهاید که آگاه بودن نسبت به حسی که در درون خود دارید و توانایی در توضیح دادن آن به دیگران چقدر متفاوت است. نکته مهم اینجاست که باید بدانید که توانایی و روش انتقال احساسات درونی خود به دیگران به اندازه توانایی درک درونی آنها اهمیت دارد. برای کسب این مهارت می بایست از یکی از آشنایان خود که دارای هوش عاطفی بالایی است کمک بگیرید به این صورت که هنگام احساس ترس ، شادی، غم ، امیدواری، هیجان و یا هر احساس دیگر درباره حالات خود و شرایطی که مسبب اصلی احساسات شما است صحبت کنید. سپس از او بخواهید که هرآنچه از احساسات شما فهمیده را بازگو کند و ببینید که آیا گفتههای او با چیزی که شما حس می کنید یکسان است یا خیر. به هر میزان که نزدیک باشد توانایی شما بالاتر خواهد بود. در صورت تضاد نیز حتما با او درباره نحوهی کسب این مهارت مشورت کنید.
مدیریت احساسات منفی خود را بیاموزید
احساسات منفی از جمله استرسها، افسردگیها و احساساتی از این قبیل را شما در طول روز، هفته و ماه و سال در حالتهای مختلف تجربه میکنید. هوش عاطفی در مدیریت این احساسها بیشتر به کمک شما میآید. بعد از اینکه توانایی درک عواطف درونی خود را آموختید باید برای کاهش و مدیریت احساسات منفی خود تلاش کنید. ممکن است هرکسی راهکار متفاوتی برای این مسئله پیدا کند اما بهترین راه همان تهیه کردن یک لیست از احساسات منفیتان است تا هر زمان که دچار این حسهای منفی شدید به لیست خود مراجعه کرده و برای غلبه بر این حسها از یک روش مناسب استفاده کنید.
به حرفهای دیگران گوش بسپارید و به آنها دقت کنید
یکی از بهترین روشها برای بالابردن هوش عاطفی، افزایش مهارت گوش دادن است. هنگامی که کسی برای مطرح کردن مشکل خود به شما مراجعه میکند، به طور کاملا آگاهانه و با تمام حواس به هرچه میگوید گوش دهید. بگذارید تا به طور کامل احساساتش را برای شما بازگو کند. اینکاربه شما امکان میدهد که در درک افکار، ذهنیت و شخصیت افراد توانایی زیادی پیدا کنید و بنابراین تاثیرگذاری و نفوذ شما روی افراد بسیار بالا خواهد رفت.
از حرکات افراد حس آنها را بفهمید
شما میتوانید احساسات بسیاری از افراد را بدون اینکه آنها راجع به آن صحبتی بکنند، متوجه شوید. برای اینکار شما میبایست از روی نشانههایی که در تغییر حالات چهره و بدن اشخاص به وجود میآید نوع افکار و احساسات آنها را بفهمید. برای کسب مهارت در اینکار به طور مثال میتوانید هنگامی که در محیط بیرون قرار دارید به حرکات و چهره افراد مختلف دقت کنید و رفتارهای آنها را دنبال کنید تا متوجه حالات و احساسات آنها شوید.
خلاصه مطلب
هوش هیجانی یکی از انواع هوش در افراد است که به شما در درک و کنترل احساسات خود و دیگران کمک می کند. این هوش می تواند بر زندگی شخصی و کاری شما تاثیر مستقیم گذاشته و موفقیت شما را تا حد زیادی تضمین کند. این هوش دارای مولفه های مختلفی بوده و به روش هایی می توانید آن را بهبود ببخشید.
چگونه در روابط عاطفی خود انسان مسئولیت پذیری باشیم؟
مسئولیتپذیری یک ویژگی مهم است که در تمام جنبههای زندگی نقش پررنگی دارد و رابطه عاطفی نیز از این قاعده مستثنی نیست.در ادامه این مطلب از ساعد نیوز به مقوله مسئولیت پذیری در رابطه می پردازیم.
هدف از این بحث، ایجاد شناخت و ارائه راهکار در خصوص مسئولیتپذیری ،ضرورت درک آن در روابط، ذکر مراحل و گامهای حسی برای پذیرش و مانوس شدن با آن در روابطمان است.در این مبحث نخست به چیستیِ مسئولیتپذیری و سپس به چگونگی کارکرد آن در روابط انسان و تلقی او از زندگی و در نهایت روش اکتساب و گسترش این مهم پرداخته شده است.
مسئولیت پذیری چیست؟
مسئولیتپذیری یک ویژگی بالغانه و خودآگاه است ،فرد مسئولیت پذیر حریم ، حق و سهم خودش ، نیازهایش ، نقاط ضعف ،قوت، استعدادهایش(قابلیت) و حساسیتهایش را میشناسد و در مسیر ارزیابی و شناخت خویش گام برمیدارد.فرد مسئولیت پذیر آگاهست که زندگی یک بازی ِ هدفمند است ، یک بازی قرارمند و برحسب نقشی که در هر زمین بازی میپذیرد خود را مکلف و موظف بر انجام تکالیف و وظایف آن جایگاه میداند.
فرد مسئولیتپذیر متعهد است و با توجه به شناختی که از خودش دارد و کسب مهارتهای مورد نیازش، به حل مسئله میپردازد و از عهده اجرای قرارها و قوانین خلاقانه برمیآید.فرد مسئولیتپذیردر قبال آنچه از او خواسته میشود یا با او توافق میشود، خود را پاسخگو (مسئولیتپذیر=Responsible) میداند و به واسطه این میزان تعهد و ضمانت به پاسخگویی، قابل اتکاء و اعتماد است.
بنابراین مسئولیتپذیری مفهومی مبتنی بر شناخت و تجربهست. هرچه درک ما از «زندگی» و دانش و بینش ما از «خودمان» به عنوان تجربهکننده زندگی بالاتر برود و در مراقبت و انسجام هر سه لایه جسم، روان و احساس به «تمامیت» برسیم، آنگاه در برابر احساسات،افکار و عملکردمان مسئولانهتر اقدام میکنیم.
اهمیت مسئولیت پذیری در روابط عاشقانه
به عهده گرفتن مالکیت و مسئولیت اعمال خود بخش مهمی از روابط سالم است. انجام این کار یک یادآوری قدرتمند است که شما بر نقشی که در رابطه خود بازی می کنید کنترل دارید. مسئولیت پذیری باعث ایجاد اعتماد و اطمینان می شود. وقتی مسئولیت رفتارهای خود را بر عهده می گیرید، تمایل خود را برای صداقت و آسیب پذیر بودن به شریک خود نشان می دهید که به نوبه خود شریک زندگی تان را تشویق می کند که با شما صریح باشد.
پذیرش سرزنش نابجا در روابط ناسالم ، به ویژه در روابط وابسته ، معمول است که یک نفر بگوید “همه چیز تقصیر شماست ” و شریک زندگی او بگوید “همه تقصیر من است” . در بسیاری از مواقع ، افراد ممکن است مسئولیت چیزهایی را بپذیرند که تقصیر آنها نیست و حتی ممکن است بدون اینکه آگاهانه بدانند این کار را انجام دهند . بهانه تراشی برای رفتار همسرتان یا خودتان ناسالم است و ممکن است منجر به نادیده گرفته شدن یا پذیرفته شدن این رفتارهای ناسالم شود . چگونه این را در زندگی واقعی تمرین کنیم مسئولیت پذیری فقط یک تمرین یک طرفه نیست .
نحوه تمرین مسئولیت پذیری در روابط
اگر دلتان می خواهد فرد مسئولیت پذیری باشید اما نمی دانید از کجا و چطور شروع کنید می توانید این نکات را مد نظر قرار بدهید. با رعایت این موارد می توانید مسئولیت پذیری را به یکی از بخشهای اصلی روابط خودتان تبدیل کنید:
مسئولیت پذیری تمرینی مشترک است و نمی توان به تنهایی آن را انجام داد. پس حتما باید هم شما و هم شریک عاطفیتان در این کار با هم همکاری کنید. صحبت کردن با طرف مقابلتان به شما کمک می کند تا بفهمید اعمال و رفتار شما چه تاثیری روی دیگران می گذارد. یادتان باشد که ایده بهبود رابطه را در یک زمان آرام و بی تنش مطرح کنید نه وسط دعوا و درگیری! چون ممکن است اینطور برداشت شود که شما قصد سرزنش طرف مقابلتان را دارید.
ببینید معمولا با همسرتان چطور رفتار می کنید؟ روی لحظات یا حرفایی که باعث ایجاد تنش و درگیری می شوند فکر کنید. خوب تمرکز کنید و ببینید معمولا کدام رفتار شما باعث ایجاد دعوا و مشاجره می شود؟ علاوه بر این باید به رفتارها و عادات خوب خودتان که باعث تقویت و بهتر شدن رابطه می شود هم فکر کنید و ببینید چه کارهایی باعث بهتر شدن رابطه شما می شود.
وقتی رفتارهای معمول و همیشگی خودتان را ارزیابی کردید، از خودتان بپرسید که این رفتار ممکن است چه تاثیری روی همسر یا شریک عاطفی شما بگذارد. چه رفتاری باعث می شود همسرتان احساس کند برای شما مهم است و کدام کارها باعث ناراحتی و دلخوری او می شود. بعد با همسرتان به آرامی و با ملایمت درباره مسائلی که رابطه شما را خراب می کند حرف بزنید و احساسش را درباره کارهای خودتان بپرسید.
وقتی رفتارهای مختلف و تاثیرشان روی طرف مقابلتان را شناسایی کردید، نوبت تغییر کردن می رسد. در این مرحله باید به تغییراتی که باعث بهتر شدن رابطه می شوند فکر کنید. برای کاهش رفتارهای منفی و بیشتر کردن کارها و رفتارهای مثبت برنامه ریزی کنید.
یادتان باشد رابطه درست و صحیح به این معنی نیست که فقط شما باید کاملا خودتان را تغییر بدهید تا اطرافیانتان را خوشحال کنید، بلکه در یک رابطه درست، هر دو طرف برای بهتر شدن اوضاع با هم همکاری و تغییر می کنند. هم شما و هم شریک زندگیتان باید باید فداکاری و سازش را اولویت قرار بدهید و در جهت بهتر شدن مسائل برای هر دویتان تلاش کنید.
وقتی شروع به تمرین مسئولیت پذیری می کنید باید هر دو با هم تلاش کنید و جلو بروید. اگر متوجه شده اید همسرتان در حال تغییر برای بهبود روابط است، شما هم پا به پای او حرکت کنید و تنهایش نگذارید. مشارکت در رابطه باعث می شود هر دو طرف احساس اهمیت و دیده شدن پیدا کنند و با انگیزه بیشتری ادامه بدهند.
برای اینکه انرژی و انگیزه تان را حفظ کنید باید مرتب بررسی کنید و ببینید آیا جنبه های مختلف روابطتان بهبود پیدا کرده و اوضاع خوب پیش میرود یا نه. اگر متوجه اشتباهاتی شدید، دنبال راههایی بگردید که جلوی اشتباه هر دویتان در آینده را بگیرد.
اگر متوجه افزایش تنش و درگیری در روابطتان شدید و کاری از دستتان برنمی آمد، بهترین کار مراجعه به مشاور یا کمک گرفتن از یک شخص بی طرف است.
سخن پایانی
مسئولیت پذیری (Responsibility) نوعی تعهد شخصی و درونی است که در آن فرد خود را موظف میداند تمام اعمال، افکار و احساساتش به شکلی صحیح را برای انجام مطلوب کارهایی که به او مربوط است به کار گیرد. مسئولیت پذیری باعث میشود فرد سهم خودش و دیگران را در اثر روی امور مختلف تشخیص دهد و به اندازه سهم خودش تلاش کند تا کارها درست پیش رود. این کارها گاهی وظایف شغلی،تحصیلی، اجتماعی، خانوادگی، دوستی و گاهی نیز وظایف مربوط به رابطه عاطفی است که موضوع این مقاله بود.
انجمن کشاورزی آمریکا نشان داده است که در ۱۸۰ گرم اسفناج پخته ۴۳/۶ میلی گرم آهن وجود دارد.
اسفناج گیاهی علفی و بوتهای است که برگهای مثلثی شکل آن دمبرگی شیاردار دارند و در اطراف ساقه قرار گرفته اند. ریشه کلمه Sipnach از کلمه فارسی آسپاناخ به معنی “دست سبز خشن” گرفته شده است. این گیاه دارای خاصیت غذایی بالایی بوده و غنی از ترکیبات آنتی اکسیدان است. این گیاه حاوی انواع ویتامینهای A,C, E,B و املاح، منگنز، منیزیوم، مس، آهن، کلسیم، پتاسیم، روی، فسفر، سلنیم، اسیدهای چرب و امگا ۳ است.
اخیرا ترکیبات جدیدی به نام روبیس کولین در اسفناج گزارش شده است که منبع فولیک اسید یا ویتامین B ۹ هستند. اسفناج منبعی سرشار از آهن است. انجمن کشاورزی آمریکا نشان داده است که در ۱۸۰ گرم اسفناج پخته ۴۳/۶ میلی گرم آهن وجود دارد در حالی که یک همبرگر آماده حداکثر حاوی ۴۲/۴ میلی گرم آهن است. اما نکته حائز اهمیت این است که ارزش غذایی آهن به جذب آن است.
آهن به دو صورت وارد بدن میشود: آهن قابل جذب و آهن غیر قابل جذب. در صورتی که منابع آهن همراه ویتامین C و یا فیبر و الیاف گیاهی مصرف شوند جذب آن افزایش مییابد. از آنجاکه اسفناج حاوی مقدار زیادی اگزالات است با آهن تولید اگزالات آهن نموده، باعث جلوگیری از جذب آهن در بدن میشود. حتی در مطالعاتی نشان داده شده است که مقدار زیاد اگزالات حتی آهن بدن را کاهش میدهد.
همچنین میزان اگزالات زیاد میتواند باعث ایجاد سنگ کلیه گردد. این اگزالات با کلسیم موجود در اسفناج نیز تولید اگزالات کلسیم کرده باعث کاهش جذب کلسیم میگردد و علی رغم بالا بودن درصد کلسیم این گیاه بدن حدود ۵ درصد آن را میتواند جذب کند. اسفناج نباید به کودکان زیر چهار ماه داده شود همچنین نگهداری طولانی مدت آن چه به صورت تازه و چه به صورت پخته شده باعث تبدیل نیتراتهای موجود در آن به نیتریت شده که مضر است.
چرت بعدازظهر و خواب نیمروزی برای برخی اگر نباشد همه چیز به هم میریزد.
چرت بعد از ظهر اگر از طولانی باشد یکی از دلایل اختلال در خواب شبانه می شود پس در ابتدا باید خاطر نشان کنیم که خواب نیم روزی مدت زمان کوتاهی باید داشته باشد.
نداشتن خواب کافی فرد را با مشکلاتی همچون چاقی، دیابت، فشار خون بالا و افسردگی روبه رو می کند که چرت زدن در طول روز می تواند تا حدودی از اثرات منفی ناشی از کمبود خواب بکاهد.
مزایای خواب بعد از ظهر
محققان فرانسوی معتقدند چرت روزانه بدن را در برابر تاثیرات منفی که از نداشتن خواب مناسب و کافی در طول شب متوجه سلامتی می شود، حفظ می کند. در این بررسی مشخص شد چرت زدن در طول روز می تواند هورمون ها و پروتئین هایی که در استرس و عملکرد سیستم ایمنی نقش دارند در سطح نرمال حفظ کند به همین دلیل می توان داشتن خواب کافی نیم روزی را راهی برای کاهش استرس معرفی کرد.
در این بررسی محققان به مطالعه روی 11 مرد 25 تا 32 ساله پرداختند و مدت زمان خواب در آنان را به دو ساعت در شب کاهش دادند و روز بعد مشاهده کردند سطح هورمون استرس در آنان که موجب افزایش ضربان قلب، فشار خون و قند خون می شود دو برابر افزایش یافته است.
علاوه بر این، سطح پروتئین اینترلوکین 6 در این افراد که با ویروس ها مقابله می کند کاهش یافته است. این محققان فرانسوی در مرحله بعدی مطالعه خود به این افراد اجازه دادند در طول روز مدت زمان 30 دقیقه چرت کوتاهی داشته باشند که مشخص شد سطح هورمون استرس و پروتئین اینترلوکین 6 در آنان در حد نرمال بوده است.
فواید خواب بعد از ظهر
محرک های مثبت:
در پایان چرت بعد از ظهر، بدن دو هورمون آدرنالین و نورادرنالین را ترشح می کند. این هورمون ها در بیدار شدن مؤثر هستند زیرا با تحریک ریتم قلب، موجب خون رسانی بهتری به مغز می شوند.
پایان چرت بعد از ظهر تاثیر محرکی دارد. پس از این استراحت، انرژی لازم برای فعالیت های بقیه روز را داریم. این حالت بعد از خواب شبانه نیز به وجود می آید. به همین علت است که معمولا 10 دقیقه بعد از بیدار شدن احساس بسیار عالی داریم.
افزایش خلاقیت:
مفید ترین و خلاقانه ترین ایده ها پس از چرت بعد از ظهر به ذهن می رسد. در این مدت فعالیت مغزی کاهش می یابد اما متوقف نمی شود. ضمیر ناخودآگاه در حال فعالیت است و ذهن نسبت به تجریبات و تصاویر دیده شده طی بیداری راحت است.
سلامت قلب:
چرت یا همان خواب بعد از ظهر منظم خطر ابتلا به حملات و بیماری های قلبی را تا حدود 30% کاهش می دهد. این تاثیر از آنجاست که چرت بعد از ظهر، استرس را به عنوان یکی از عوامل مهم بیماری های قلبی کاهش می دهد.
راه حل های بهتر برای مسائل:
بعد از یک استراحت کوتاه، راه حل هایی مناسب تری برای اطلاعاتی که ناخودآگاه در ذهن ثبت شده اند، کسب می شود. همچنین در مورد اتفاقاتی که چند دقیقه بعد از بیدار شدن روی می دهند نیز می توان ارزیابی خوبی داشت. این حالت عموما پس از خواب شبانه ممکن نیست زیرا ذهن مدتی رویا پردازی کرده است.
یک مطالعه جدید نشان میدهد که داشتن افسردگی میتواند عوارض جسمی به همراه داشته باشد.
افراد مبتلا به افسردگی ۱.۵ برابر بیشتر در معرض خطر ابتلاء به ۲۹ بیماری هستند.
محققان بر این باورند که ارائه دهندگان مراقبتهای بهداشتی باید در تلاش برای پیشگیری و درمان بیماریهای جسمی بر درمان افسردگی تمرکز کنند.
تحقیقات جدید نشان میدهد که افسردگی یک عامل خطر رایج در ایجاد سایر مشکلات جسمانی مانند دیابت، فشار خون بالا و بیماریهای قلبی عروقی است که اغلب منجر به بستری شدن در بیمارستان میشود.
مطالعه جدید دادههای سلامتی بیش از ۱۳۰۰۰۰ نفر را در بریتانیا ارزیابی کرد تا مشخص کند که آیا افسردگی با بیماریهای که معمولاً نیاز به بستری شدن دارند، مرتبط است یا خیر.
بر اساس یافتهها، افراد مبتلا به افسردگی ۱.۵ برابر بیشتر در معرض خطر ابتلاء به ۲۹ بیماری مانند مسمومیت و زمین خوردن و همچنین دیابت، کمردرد و برونشیت هستند.
شایعترین علل بستری شدن در بیمارستان در افراد مبتلا به افسردگی، بیماریهای غدد درون ریز، اسکلتی- عضلانی و عروقی بود، نه اختلالات روانی.
دکتر «آنامارا ریت اولسون»، محقق ارشد در دانشگاه کالیفرنیا، میگوید: «آنچه این دادهها به وضوح نشان میدهد این است که افسردگی تأثیر چشمگیری بر کل بدن دارد و این تأثیر میتواند باعث مشکلات جسمی قابل توجهی شود».
ریت اولسون میگوید: «دلیل این ارتباط احتمالاً به دلیل ترکیبی از عوامل، از جمله ژنتیک، التهاب سیستمیک، و انتقالدهندههای عصبی ناکارآمد است.»
برای مثال مشخص شده است که التهاب در طیف وسیعی از مشکلات سلامتی از جمله افسردگی، چاقی و دیابت نقش دارد.
افسردگی همچنین ممکن است مشکلات سلامتی قبلی را بدتر کند.
محققان بر این باورند که ارائه دهندگان مراقبتهای بهداشتی باید در تلاش برای پیشگیری و درمان بیماریهای جسمی بر درمان افسردگی تمرکز کنند.
تشخیص زودهنگام و درمان سریع افسردگی ممکن است به جلوگیری از ایجاد و تشدید سایر مشکلات سلامت جسمانی کمک کند.
به گفته کارشناسان علوم اعصاب، خواب فرآیند پیچیده و معما گونهای در مغز است که هنوز تمام ابعاد آن مشخص نشده است.
شما هر شب دو ساعت خواب میبینید، اما روند خواب شما فوقالعاده معمایی است. در چند دهه گذشته، با پیشرفت فناوری مانند fMRI که به ما امکان ثبت و تجسم فعالیت در مغز را میدهد، دانشمندان علوم اعصاب شروع به کشف چگونگی و چرایی این تجربهها کردند.
در حالی که به نظر میرسد میانآهنگهای خوابآلود به بسیاری از فرآیندهای ذهنی مشابهی که ما در بیداری از آنها استفاده میکنیم متکی هستند، محققان هنوز در تلاشند تا نحوه کار آنها در هنگام خواب را درک کنند. در ادامه چگونگی تشکیل این فرآیند ارائه شده است.
به خاطر بسپار
رویاها از خاطرات ذخیره شده در اتصالات بین سلولهای مغزی استفاده میکنند که هیپوکامپ آنها را هنگام شکل گیری ردیابی میکند. در شب، نورونها را به پخش مجدد خاطرات هدایت کرده و ذخیرهسازی طولانیمدت را تسهیل میکند، به همین دلیل است که واقعیت به رویاهای ما نفوذ میکند، اما نه به این دلیل که آنها تمایل به تحریف واقعیت دارند.
تصور کنید
واضحترین تصورات ما در مرحله REM خواب رخ میدهد. فعالیت در نواحی مغزی که حرکت را کنترل و ورودیهای نوری را پردازش میکنند، قشر بینایی و حرکتی، افزایش مییابد که احتمالا آنچه را که در خواب «میبینیم» و «انجام میدهیم» ایجاد میکند. مشخص نیست چه چیزی باعث تحریک این مناطق در شب میشود.
احساس کنید
آمیگدال بادام شکل به ایجاد احساساتی مانند ترس، خشم و اضطراب کمک میکند. این و سایر حوزههای احساسی در طول خواب REM شلوغتر هستند که میتواند بگوید که چرا هنگام چرت زدن واکنشهای شدید اغلب اتفاق میافتد.
تصمیم بگیرید
علی رغم ماهیت از هم گسیخته آنها، رویاها هنوز حاوی افکار نیمه نیمه هستند، احتمالا به لطف مناطقی که از شناخت آگاهانه پشتیبانی میکنند. قسمت جلویی یا جلوی کمربند، نیم دایرهای در مرکز مغز، بر انگیزه و تصمیم گیری تاثیر میگذارد و میتواند در حین چرت زدن روشن شود.
فرار
در طول REM، دانشمندان علوم اعصاب سرکوب قشر جلوی مغز را مشاهده میکنند که برای عملکردهای اجرایی مانند هدایت توجه، حل مشکلات و استدلال بسیار مهم است. این ممکن است به توضیح اینکه چرا علیرغم برخی سناریوهای عجیب و غریب، به ندرت متوجه میشویم که خواب هستیم، کمک کند.
سازوکار آموزشهای جنسی به کودکان چگونه تدوین میشود؟
رئیس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک درباره ارائه آموزشهای جنسی و جنسیتی به کودکان توضیحاتی داد. مجتبی همتیفر در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم در پاسخ به این پرسش که آیا در تدوین نظام جامع تربیت دوره کودکی، موضوع آموزش مراقبتهای جنسی مدنظر است چرا که برخی خانوادهها اطلاعات لازم را در این زمینه ندارند، اظهار کرد: وقتی از نظام جامع تربیت دوره کودکی صحبت میکنیم علاوه بر اینکه مباحث تربیتی، ساحتها و صلاحیتهای تربیتی مطرح است، مناسبات تربیتی باید تعیین شود و در اینجا فقط کودکستان و خانواده ذینفع نیستند بلکه رسانه و مجموعههایی که زیستبوم کودکی را میسازند، سهیم هستند.
وی افزود: اقتصاد و بازار عناصر مهمی هستند که در دوران کودکی تعیینکننده است، این روزها موضوع تبلیغات پررنگ است و از کودک برای مدیریت اقتصاد خانواده یا معرفی محصولات و علائقش استفاده ابزاری میشود و در این چارچوب، رسانه از منظر تربیتی باید حضور داشته باشد.
رئیس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک گفت: یکی از عناصر مهم تربیت این است که باید زیرساخت هویت کودک شکل بگیرد. هویت لایههای مختلفی دارد که بخشی به جنبههای ملی و دینی مربوط است یعنی تعلقات دینی و عاطفی به ملیت، دین، باورها و ارزشهای پایه شکل بگیرد و عنصر دیگری نیز دخیل است آن هم اینکه کودک عناصر جنسی و جنسیتی دارد که تاکنون به صورت ضمنی ارائه و تبیین شده است. مبانی نظری سند تحول بنیادین مباحثی در این باره دارد و باید اقتضای دوره کودکی را برای آن در نظر گرفت.
همتیفر مطرح کرد: آموزشهای جنسی و جنسیتی باید مورد توجه باشد اما به معنای آموزش مستقیم به کودک نیست، بلکه در سنین کودکی حتی در حوزههای دیگر هم آموزش و تربیت به شیوه غیرمستقیم است. آموزشهای جنسی و جنسیتی در ارتباط با یکدیگر هستند و بخش قابل توجهی به محیط خانواده و رفتارها بازمیگردد؛ به عنوان مثال چون کودک زیر هفت سال سن تکلیف و تمیز جنسی ندارد، نمیتواند جنسیتها را تشخیص دهد و این ظرافتها باید مورد توجه قرار بگیرد اما اصل ماجرا که باید هویت جنسی کودک شکل بگیرد، مورد تاکید ما است.
یک جامعهشناس گفت: ابتدا باید والدین خودشان آگاهی کافی درباره موضوع آزار جنسی داشته باشند و بدانند که چگونه درباره این موضوع با فرزندان شان صحبت کنند. عموما به دلیل احساس شرم و خجالت و ترس از تاثیر منفی بر کودکان، والدین از صحبت درباره این مسایل اجتناب می کنند.
شرم از آموزش جنسی به کودکان در خانه و مدرسه؛ حادثه آزار جنسی تکرار شد
مستوره برادران نصیری: برای آموزش رفته بودند اما مورد آزار جنسی قرار گرفتند، ۷ دختر دانشآموز قربانی نقشه معلمی شدند که از اعتماد خانوادهها سوء استفاده کرد؛ حالا قرار است معلم ۵۵ ساله به اتهام آزار، اذیت و بهره کشی جنسی راهی زندان شود، اما قطعاً این پرونده فقط یکی از دهها مورد آزار جنسی کودکان است که هویدا شده، کودکانی که یا به دلیل آگاه نبودن خانوادهها یا به دلیل ضعف آموزش در نهاد متولی، باید لحظه تلخ آزار و خاطره سنگین آن را تحمل کنند. همین مسئله محور گفتوگوی خبرآنلاین با سیمین کاظمی، پزشک و جامعهشناس شد، او معتقد است: لازم است به کودکان و والدین درباره آزار جنسی، آموزش مناسب و موثر داده شود که بدانند برای محافظت چه کنند و در صورت مواجهه با آزار چه کاری انجام دهند.
وی بیان میکند: وقتی والدین در خصوص پیشگیری از آزار جنسی آگاهی و اطلاع کافی نداشته باشند نمیتوانند در این خصوص به فرزندانشان کمک کنند. متن کامل این گفتوگو در ادامه آمده است.
آزار جنسی یک معلم به دانشآموزان دختر دبستانی در شهر فردوس
فارغ از بحث مجازات و مسائل قضایی، راههای پیشگیری از این حوادث چیست؟
برای پیشگیری از آزار جنسی لازم است تدابیری اندیشیده شود و پروتکلی در این خصوص در سیستم آموزشی وجود داشته باشد. اولا توانمندسازی افراد در معرض خطر مانند کودکان ضرورت دارد و ثانیاً تعبیه سازوکار نظارتی در محل های تحصیل و کار. لازم است به کودکان و والدین درباره آزار جنسی، آموزش مناسب و موثر داده شود که بدانند برای محافظت چه کنند و در صورت مواجهه با آزار چکار کنند و به کجا مراجعه کنند و از چه کسی و چه مرجعی حمایت بگیرند. سازوکار نظارتی هم باید معطوف به پیشگیری و جلوگیری از وقوع آزار و مقابله با آزارگران باشد.
والدین چطور میتوانند فرزندانشان را در درباره این موضوعات آگاه کنند؟
ابتدا باید والدین خودشان آگاهی کافی درباره موضوع آزار جنسی داشته باشند و بدانند که چگونه درباره این موضوع با فرزندان شان صحبت کنند. عموما به دلیل احساس شرم و خجالت و ترس از تاثیر منفی بر کودکان، والدین از صحبت درباره این مسایل اجتناب می کنند. اما لازم است از طریق مراجع مختلف به والدین آموزش داده شود که چگونه در این مورد با فرزندان شان صحبت کنند و به آنها آگاهی بدهند و فرزندان این اطمینان را داشته باشند که والدین حامی آنها خواهند بود و سرزنش و تنبیه شان نمی کنند.
افسردگی در کودکان ( علایم و نقش پدر و مادر در بروز آن )
بسیاری از افراد تصور میکنند افسردگی تنها گریبان گیر بزرگسالان میشود، در حالی که کودکان …
همانطورکه گفتید اغلب والدین برای صبحت کردن درباره مسائل آزارهای جنسی با فرزندانشان دچار مشکل و تردید هستند، چه توصیهای دارید؟
وقتی والدین در خصوص پیشگیری از آزار جنسی آگاهی و اطلاع کافی نداشته باشند نمیتوانند در این خصوص به فرزندانشان کمک کنند. در ایران و مخصوصا در شهرهای کوچک و اجتماعات کوچک به لحاظ فرهنگی صحبت کردن درباره مسایل جنسی آسان نیست. این دو عامل مانع از آن می شود که والدین بتوانند با فرزندان شان درباره مسئله آزار جنسی صحبت کنند. بنابراین لازم است این موضوع در کنار سایر مهارتهای فرزندپروری به والدین آموزش داده شود، مثلا در آموزشهای هنگام ازدواج یا از طریق انجمنهای اولیا و مربیان و رسانهها.
گفتید رسانهها، احساس شد این خبر در مقایسه با اخبار مشابه آن در سالهای اخیر به نظر میرسد بازتاب کمتری در افکار عمومی داشت، نظر شما چیست؟
در این مورد خاص، ظاهرا ترجیح بر آن بوده که خبر به رسانهها درز نکند و موضوع مسکوت گذاشته شود و مدتی هم از آن گذشته است. از طرف دیگر برجسته شدن موضوعات در افکار عمومی، بیشتر به تمرکز و جهت دهی رسانهها مربوط است. رسانهها هم اغلب روی موضوعاتی کار میکنند که جذابیت خبری و بصری و یا اهداف خاص در آن مستتر باشد. موضوع آزار جنسی کودکان در یک شهر دور از مرکز و محروم احتمالا چنین جذابیت خبری ای ندارد! علاوه بر این رسانه ها اغلب برای جلب توجه از تصویر یا بیوگرافی فرد قربانی استفاده میکنند تا مخاطب با آن ارتباط برقرار کند. درباره آزار جنسی به علت ملاحظات فرهنگی تصویر قربانیان پنهان است و بنابراین خبر آزار جنسی کمتر میتواند توجه مخاطب را جلب کند.
اجازه بدهید به سویه دیگر این ماجرا اشاره کنیم، درباره بازدارندگی میزان مجازات این جرایم، ارزیابی شما چیست؟
به نظر نمیرسد پنج سال زندان، برای چنین جرمی که هم تبعات فردی و هم تبعات اجتماعی دارد، مناسب باشد. در موارد آزار جنسی کودکان که کاملا در برابر آزارگر بی دفاع و بی پناه هستند، قانون گذار میتواند، مجازات سنگین تری مثل زندان طویل المدت در نظر بگیرد که جنبه بازدارندگی آن تقویت شود. هر چند در این مورد، غیر از تنبیه و مجازات رویکرد ترمیمی را هم نباید از نظر دور داشت.
در مواجهه با این موارد گاهی درباره پدوفیلی صحبت میشود، این رویکرد چیست و چطور میتوان در خانواده و یا مکانهای مثل مدارس افراد پدوفیل را تشخیص داد؟
به نظرم پیش از آنکه تشخیص اختلال روانی برای فرد آزارگر مطرح کنیم باید این نکته را در نظر بگیریم که همه آزارگران و متجاوزان الزاما اختلال روانی ندارند. تقلیل مساله آزار جنسی به انحراف و اختلال روانی باعث میشود، سایر وجوه مساله کمرنگ شود. به هر حال پدوفیلی به عنوان یک اختلال روانپزشکی شناخته می شود که در آن میل جنسی شخص متوجه کودکان کمتر از ۱۳ سال است و معیارهایی برای تشخیص آن تعیین شده است. شناسایی افراد پدوفیل به علت آنکه خودشان آن را اظهار نمیکنند و افکار و رفتارهای شان را پنهان میکنند به آسانی صورت نمیگیرد. در مشاغلی که شخص با کودکان در ارتباط است، مصاحبههای روانشناختی شاید بتواند به تشخیص و کمک به این افراد و نیز پیشگیری از قربانی شدن اطفال کمک کند.
بهترین برخورد با کودکان خجالتی چیست؟
بهترین برخورد با کودکان خجالتی چیست؟ یکی از مشکلات رفتاری کودکان، کمرویی است که بر …
وظیفه آموزش و پرورش در قبال چنین موضوعاتی چیست؟
آموزش و پرورش لازم است اولا برنامه مدونی برای پیشگیری از آزارجنسی در محیطهای آموزشی داشته باشد. لازم است به دانش آموزان، والدین و مسئولان مدارس در این خصوص آموزش داده شود. سیستم نظارتی و حمایتی وجود داشته باشد که آزارگران نتوانند به کودکان آسیب برسانند و از کودکان در برابر آزار حمایت شود.
برای بازگشت این کودکان آسیب دیده به جامعه و التیام روحی آنها چه کارهایی باید صورت گیرد؟
این کودکان آزاردیده باید از حمایت خانواده بهرهمند شود، مورد سرزنش و تحقیر خانوادهها قرار نگیرند و اطمینان پیدا کنند تقصیری متوجه آنها نیست. کودکان و خانوادههایشان باید از مشاورههای روانشناسان و مددکاران برخوردار شوند و این مشاورهها بهطور رایگان و با کیفیت خوب و موثر برای شان فراهم شود.
طبعات چنین حوادثی که اتفاقا در مناطق کمبرخوردارتر کشور اتفاق افتاده و آنطور که در شبکههای اجتماعی آمده، گویا خانوادهها برای پیگیری موضوع و داشتن وکیل دچار مشکلات مالی بودند، چطور ارزیابی میکنید؟
نکته مهم درباره پرونده آزار جنسی کودکان در فردوس این است که این اتفاق در یکی از مناطق محروم کشور رخ داده است. در اخبار{غیر رسمی و گفته شده در شبکههای اجتماعی} آمده بود که خانوادههای دانشآموزان تهیدست هستند و در تامین هزینههای پزشکی قانونی و وکیل بضاعت مالی ندارند. این وظیفه آموزش و پرورش و سایر دستگاههای دولتی است که در احقاق حق و فرایند حقوقی به کودکان و خانوادههای شان کمک کنند. لازم است خانوادهها برای مشاوره روانشناسی تحت حمایت دولت قرار گیرند. علاوه بر این وقوع چنین اتفاقاتی موجب بی اعتمادی والدین به سیستم آموزشی میشود و لازم است با درک حساسیتهای فرهنگی و اجتماعی به ویژه در شهرهای کوچک موضوع به گونهای مدیریت شود که اعتماد به سیستم آموزشی احیا شود و گرنه بی اعتمادی و عدم احساس امنیت ممکن است مانع تحصیل کودکان به خصوص دختر بچهها در این مناطق شود. هر گونه سهل انگاری و سکوت و نادیده گرفتن مساله تبعات جبران ناپذیری در آموزش کودکان مناطق محروم کشور خواهد داشت که در حال حاضر هم نرخ ترک تحصیل در آنها بالا و نگران کننده است.
نکته آخر؟
نکته دیگر این است که شخص متجاوز به کودکان، گفته است که این کودکان را صیغه کرده است. این وقاحت نتیجه مستقیم قانونی بودن کودک همسری و ترویج صیغه است که به مفری برای متجاوزان و آزارگران تبدیل شده و آنها را در تعرض به زنان و کودکان دلیر و گستاخ می کند.
برگرفته از تصویر زندگی
برای مشاهده لیست همه ی پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد کلیک فرمایید.
تحلیل داده های آماری برای پایان نامه و مقاله نویسی ،تحلیل داده های آماری شما با نرم افزارهای کمی و کیفی ،مناسب ترین قیمت و کیفیت عالی انجام می گیرد.
در زبان فارسی رعایت نیمفاصله اهمیت دارد و زمانی که با واژهای مرکب یا افعالی صرفشده روبهرو هستیم، باید از آن استفاده کنیم. رعایت نیمفاصله باعث میشود که متنها زیباتر شوند.
در این مطلب روش های تایپ نیم فاصله را آموزش خواهیم داد. با ما همراه شوید.
نیم فاصله چیست؟
در ماشین نویسی (تایپ) متون فارسی، رعایت فاصله بین حروف، کلمات و علائم نگارشی، بسیار مهم است. برای داشتن یک متن خوانا و با ظاهری مناسب که برای خوانندگان جذاب باشد، رعایت نکات نگارشی و ویرایشی ضروری است. یکی از این نکات، رعایت تایپ نیم فاصله است. در برخی کلمات از قبیل افعال مضارع استمراری، که بین اجزای آن فاصله وجود دارد، استفاده از نیم فاصله ضروری است. نیم فاصله یا فاصله مجازی، یک کاراکتر ویژه است که بدون این که پرینت شود و یا روی نمایشگر دیده شود، بین حروف قبل و بعد خود فاصله می اندازد و از اتصال آن ها به هم جلوگیری می کند. در موارد زیر استفاده از نیم فاصله ضروری است: «می» و «نمی» افعال مضارع: می شود، می رود، می خورد، می زنند، می گویند، نمی توانند و …(ها)ی جمع: لباس ها، نوشته ها، کارت های، آموزش های، خراسانی ها و … پسوند فعل ها: دیده ام، آورده ای، برده ایم، شسته اند، رفته اید و … «ی» اضافه: برنامه ی، حمله ی و … کلمه هایی که از دو یا چند جزء تشکیل شده اند: جنون وار، مرگ آسا، زشت تر، خوشگل ترین، تک بخشی، لاله گون، ریخته گری، بهره مند، رئیس جمهور، قانون مدار، بین المللی، تفاهم نامه و…
مشکلات ناشی از تایپ نکردن کاراکتر نیم فاصله
در صورت تایپ نکردن این کاراکتر و استفاده از کاراکتر فاصله یا Space به جای آن: خلاف دستورالعمل های تهیه مقالات و پایان نامه های دانشگاهی و متون رسمی است. ظاهر متن از نگاه خواننده نامرتب جلوه می کند. ممکن است خواننده دچار اشتباه در خواندن شود. اگر کلمه در انتهای خط قرار بگیرد، احتمال این که نیمی از آن در یک خط و نیمی از آن در خط دیگر قرار بگیرد وجود دارد. برای تایپ کاراکتر نیم فاصله، چند روش وجود دارد، هرچند این روش ها را برای نرم افزار Word بیان می کنیم، ولی روش های مطرح شده در سایر نرم افزارها از قبیل پاورپوینت، اکسل و … نیز درست هستند. بنابراین برای تایپ نیم فاصله در اکسل نیز می توانید از این روش ها استفاده نمایید.
روش های تایپ کاراکتر نیم فاصله
روش اول: با استفاده از کلید میانبر – + Ctrl در محیط نرم افزار Word (یا نرم افزار اکسل Excel و …) می توانید نیم فاصله را درج کنید. دقت کنید که حتماً باید از کاراکتر «-» در قسمت بالای صفحه کلید استفاده کنید و کلید «-» در قسمت ماشین حساب صفحه کلید برای این منظور کارایی ندارد.
روش دوم: روش دیگر استفاده از کلیدهای میانبر Ctrl+Shift+2 است. با نگه داشتن هم زمان این سه کلید قادر خواهید بود بین اجزای یک کلمه در Word یا Excel نیم فاصله بیندازید.
روش سوم: با نصب صفحه کلید استاندارد فارسی، کلید میانبر Shift + Space به عنوان کاراکتر نیم فاصله عمل خواهد کرد. معمولاً صفحه کلید فعال در ویندوز، صفحه کلید مایکروسافت است که از لحاظ چینش دکمه ها با صفحه کلید استاندارد فارسی متفاوت است. مزیت این روش این است که نیم فاصله های ایجاد شده توسط این کی بورد، در تمامی محیط های نرم افزاری قابل استفاده خواهد بود. برای فعال کردن صفحه کلید فارسی فایل نصب صفحه کلید را دانلود کرده و از طریق این گزینه ها صفحه کلید را نصب و فعال نمایید. Control Panel > Region and Language > Keyboard and Language > Change Keyboard
پس از نصب این صفحه کلید به سادگی خواهید توانست نیم فاصله را در ورد word، اکسل Excel و سایر محیط های نرم افزاری تایپ نمایید. اگر خودتان مسئولیت تایپ پایان نامه و یا نامه هایتان را برعهده دارید و یا به حرفه تایپ و ترجمه اشتغال دارید، رعایت این نکات می تواند به زیبایی هر چه بیشتر متن نهایی و تاثیرگذاری بر خواننده متون اثر بگذارد. مسلما اگر شیت های اکسل که به صورت شکیل تهیه کرده اید و نکات نگارشی از جمله نیم فاصله را در آن به درستی رعایت نموده اید، تاثیر به سزایی روی زیبایی نهایی کار خواهد گذاشت.
چرا باید در نوشته هایمان نیم فاصله بگذاریم
نیم فاصله یکی از قوانین نگارشی و ویرایشی فارسی است که در متون رسمی و دانشگاهی ضروری بوده اما متاسفانه به آن توجهی نمی شود. به کار بردن نیم فاصله متن را مرتب تر و زیباتر نشان می دهد و اشتباهات خواننده را در خواندن، به حداقل می رساند.
رعایت نیم فاصله یکی از استانداردهای تایپ فارسی است و اگر آن را رعایت نکنیم در واقع نگارش ما دچار اشتباه بوده و نادرست نوشته ایم. مهم ترین دلایل برای استفاده از نیم فاصله عبارتند از:
ظاهر متن زیبایی و مرتب بودن لازم را از دست داده و به چشم خواننده زشت می آید.
با توجه به بی نظمی ایجاد شده در متن، ممکن است خواننده در زمان خواندن دچار مشکل شده و متن را اشتباه بخواند.
اگر در متون رسمی و مقالات دانشگاهی این استاندارد را رعایت نکنیم، از نظر نگارشی و ویرایشی مرتکب اشتباه شده و برایمان نمره منفی در پی دارد.
اگر کلمه ای که نیاز به نیم فاصله دارد در پایان خط قرار بگیرد، ممکن است نیمی از آن در خط بالا و نیم دیگر در خط پایین قرار گرفته و به کلی معنی و ساختار خودش را از دست بدهد.
قانون جدانویسی که یکی از قوانین دستور زبان فارسی است را رعایت نکرده و فارسی درستی به کار نمی بریم.
این کاراکتر هم مثل دیگر کاراکترهای تاثیرگذار و علائم سجاوندی اهمیت بسیار زیادی دارد. چون یکی از نشانه هایی است که کیفیت و عیار کار شما به عنوان یک ویراستار، نویسنده، مترجم، تولیدکننده محتوا، کپی رایتر و … را برای بازار کار و مشتریان مشخص می کند. بنابراین لازم است این موضوع بیش از پیش جدی گرفته شود.
نیم فاصله در چه زمان هایی کاربرد دارد
نشانه جمعِ «ها»: زمانی که کلمات را جمع می بندید باید از نیم فاصله کمک بگیرید. علامت جمع «ها» بخشی از یک واژه است و طبیعتا برای اینکه هر کلمه به یک واحد در متن بدل شود، باید عضو جمع کننده آن یعنی «ها» به آن بچسبد. اگر از فاصله استفاده کنید، نرم افزاری مانند وُرد، کلمه تان را دو کلمه جدا از هم حساب خواهد کرد. در حالی که های جمع بخشی از هر کلمه است و نباید از آن دور بیافتد.
واژه های مرکب: واژه های مرکب هم نیاز به استفاده از نیم فاصله دارند. برای مثال، زمانی که می خواهید کلمه خوش رنگ را بنویسید، نباید میان دو بخش آن، یعنی خوش و رنگ فاصله ای ایجاد شود. نرم افزار، بی دردسر، دانش آموز و تمام واژه های مرکب را باید با رعایت نیم فاصله بنویسید.
نشانه نکره: «ی» نکره که به شکل «ای» در کلمات ظاهر می شود هم باید با نیم فاصله نوشته شود. برای مثال به این جمله دقت کنید: پرده ای که به دیوار آویخته شده است.
پسوندهای تر و ترین: این دو پسوند هم باید با نیم فاصله به صفت های مختلف متصل شوند. مثلا: دیدنی ترین، بامعرفت تر. دقت کنید که کلمه بهتر از این قاعده پیروی نمی کند و خودش واژه ای کامل است و «تر» به آن چسبیده است.
در صرف افعال: در زمانی که می خواهید افعال را صرف کنید هم نیاز به استفاده از نیم فاصله وجود دارد. برای مثال: می روم، می خوردم، آمده ام، دیده ام.
پیشوندها: پیشوندها و پسوندهایی هم که به کلمات اضافه می شوند به نیم فاصله نیاز دارند. مثلا: بی آبرو.
صفاتی که با کلمه «شده» همراهند: کلماتی که با «شده» به شکل صفت درمی آیند هم نیاز به نگارش با نیم فاصله دارند. برای مثال: گم شده.
مصدر: زمانی که مصدر را در نوشته خود به کار می برید، باید حالت نیم فاصله را حفظ کنید: گل گفتن و گل شنیدن.
ما در این سایت پرسشنامه های استاندارد (دارای روایی، پایایی، روش دقیق نمره گذاری ، منبع داخل و پایان متن ) ارائه می کنیم و همچنین تحلیل آماری کمی و کیفی رابا قیمت بسیار مناسب و کیفیت عالی و تجربه بیش از 17 سال انجام می دهیم. برای تماس به ما به شماره 09143444846 در شبکه های اجتماعی پیام بفرستید. ایمیلabazizi1392@gmail.com
تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به لنسرسرا و محفوظ است.
این سایت دارای مجوز می باشد