بایگانی برچسب: s

رهبر قدرتمند و محترم!

استفن کاوی، در کتاب “انسان‌های موثر” تاکید دارد که هرچه دیگران به رهبر بیشتر احترام بگذارند، قدرت او بر دیگران برحق‌تر خواهد بود. او ۱۰ توصیه را نیز برای افزایش قدرت و احترام رهبر در نزد دیگران بر می‌شمارد:

▪️متقاعد سازی: در میان گذاشتن دلایل و منطق خود با دیگران، اعلام موضع و نظر رهبری و همزمان با آن احترام عمیق به نقطه‌نظرها و آرای پیروان، پایبندی به حفظ تماس با پیروان تا حصول نتیجه به شکلی که متضمن منافع همگان باشد.

▪️شکیبایی: رهبر باید به رغم همه مشکلات، ناکامی‌ها و اشتباهاتِ احتمالی پیروان، به چشم‌انداز بلندمدت خود نظر کند و صرف‌نظر از همه موانع و مقاومت‌های کوتاه‌مدت به هدف‌های خود پای‌بند باشد.

▪️وقار و متانت: به جای برخورد تند و خصمانه به هنگام روبرو شدن با آسیب پذیری‌ها، افشاگری‌ها و احساسات احتمالی پیروان، از خود وقار و متانت نشان دهد.

▪️تعلیم پذیری: به این معنا که رهبر خود را در موضعی احساس نکند که همه جواب ها را می‌داند و بهتر از هر کس می‌تواند درباره همه مسائل قضاوت کند و نظر بدهد.

▪️پذیرش، خودداری از قضاوت، رعایت امکانِ در اشتباه بودن و شرطی را برای درست و برحق بودن خود در نظر گرفتن.

▪️مهربانی، حساس بودن، توجه کردن، محبت نمودن و به خاطر داشتن محاسن و اقدامات مفید دیگران.

▪️بی‌آلایشی، جمع‌آوری اطلاعات دقیق درباره پیروان و نقطه‌نظرها و چشم‌اندازهای آنها؛ این که چه هستند و چه می‌توانند بشوند. توجه کامل به نیات، ارزشها و هدف‌های پیروان به جای توجه صرف به رفتار آنها.

▪️رو در رو شدن محبت‌آمیز و اعتراف به اشتباهات، و اینکه پیروان برای اصلاح شرایط چه می‌توانند بکنند؛ فراهم آوردن زمینه برای خطر کردن سالم.

▪️مداومت بدین معنا که روش رهبری شما سلطه‌جویانه و فریب‌آمیز نیست که به اقتضای شرایط از آن استفاه می‌کنید و در معرض بحران‌ها و چالش ها تغییر رنگ می‌دهید؛ نشاط دادن، پایبندی به اصول و ارزش‌های ابراز شده، پایبندی به منش و خویشتن واقعی.

▪️تمامیت وجود، همخوان بودن حرف و احساسات و با افکار و اعمال با توجه به خیر و صلاح دیگران، در صدد اغفال دیگران برنیامدن و استفاده نکردن از فریب و سلطه جویی.

اگر وضع مالی بدی دارید لزوما شما مقصر نیستید

بارها این مدل جملات رو شنیدیم که اگر فقیر به دنیا بیای تقدیر توئه ولی اگه فقیر از دنیا بری تقصیر توئه
این مدل صحبت‌ها درست نیست، اگر وضع مالی بدی دارید لزوما شما مقصر نیستید، تلاش شما اهمیت داره ولی فقط تلاش شما مهم نیست سایر عوامل هم اثرگذار هستند.کسی که لوازم اولیه پیشرفت رو نداره آیا فرصتش با یک بچه پولدار یکیه؟ قطعا خیر

اشتباه برداشت نکنید!
تلاش و کوشش قطعا میتونه وضع موجود شما رو نسبت به قبل بهبود بده ولی اصلا ربطی به رقابت با دیگران و جایگاه شما در جامعه نداره. سرمایه و ثروت به طور عادلانه در جامعه پخش نشده طبیعتا فرصت‌ها برابر نیست که بشه سهم اراده رو داخلش تعیین کرد.

در تعیین جایگاه شما موارد زیادی دخیل هستند مثل
• ژنتیک و استعداد
• محل زندگی
• وضع خانواده، فامیل و اطرافیان از نظر مالی، تحصیلی و جایگاه اجتماعی
• تصادفات و اتفاقات غیرقابل پیش بینی
• شانس
• میزان اراده و تلاش شما

اجازه بدید مثال بزنم در نظر بگیرید شما در یک مسابقه رانندگی هستید که یک پراید خراب دارید و چند کیلومتر هم عقب‌تر از خط شروع مسابقه را شروع کنید و جاده هم تا زمانی‌که قرار هست به خط شروع برسید کلی دست‌انداز و مانع داره. رقیب شما هم پورشه داره و چند کیلومتر هم جلوتر از خط شروع هست، ماشینش سالمه و جاده هم صاف و همواره

تاثیر تلاش شما چیه؟
بله شما هم با تلاش قطعا دستاورد خواهید داشت ولی ابدا نمیتونید با یک پراید خراب از یک پورشه سالم سبقت بگیرید. توجه داشته باشید بی‌لیاقتی اون بچه پولدار رو دخالت ندید، اینکه اون آدم قدر جایگاهش رو ندونه یک مساله جداست، ما فرض میکنیم این دو نفر یک تلاش برابر باهم داشته باشند.

اگر چندرغاز پول بدست بیاری باید خرج خرابی‌های ماشین بکنی ولی اون بچه پولدار میلیاردها تومان بدست میاره و ماشینش هم یک ریال خرج نداره.

پس ناامید بشیم؟
نه هرگز، قطعا باید تلاش کنیم و تلاش بیشتر هم داشته باشیم که اگر همین تلاش را هم قطع کنیم شانس فقیرتر شدنمان بیشتر میشود.

پس طبیعتا خیلی اتفاقات باید بیوفته که شما بتونید به اون افراد برسید، تمام این حرف‌ها برای این گفته شد که شما اگر دیدید شرایط سخته بدونید تقصیر شما نیست. باید خودتون رو اصلاح کنید، دقت بیشتری به خرج بدید، آموزش ببینید ولی نباید تمام عیب رو درون خودتون جست و جو کنید.

یک توصیه جدی
به دروغ‌های بزرگی که میگن شما ناخدای کشتی هستید و همه چیز دست شماست، یا مثلا اگر ثروتمند نمیشی برای اینه که تفکر ثروتمند بودن نداری یا… گوش ندید. حرف‌های به ظاهر قشنگی که شما رو مقصر وضع موجود نشون میده. شما گاهی ناخدای یک کشتی کوچک سوراخ با بادبان پاره و پاروی شکسته در دریای طوفانی هستید که موج شما رو هدایت میکنه.

منِ نوعی اگر‌ امروز موفقیت نسبی دارم نباید این موفقیت تماما به خودم نسبت بدم، قطعا عوامل دیگری دخیل بوده. میلیون‌ها آدم از من بیشتر تلاش کردند و کمتر از من موفق شدند، میلیون‌ها نفر هم کمتر از من تلاش کردند و جایگاه بسیار بالاتری دارند.
نکته مهم اینجاست که خروج از وضعیت بحرانی با تلاش مستمر، برنامه‌ریزی و آموزش محتمل‌تر میشه. فقط همین!

✍ نوشته شده توسط: پوریا بختیاری کانال: @fqskill

مدیریت

مادرم را می‌کشم تا زنده بمانم!

مادرم را می‌کشم تا زنده بمانم!

نسل بعد راجع به ما (نسل فعلی) چه قضاوتی خواهند کرد؟ نسلی بی‌عقل، پرمدعا، فاسد و زیاده‌خواه که تا می‌توانست خورد و برد و از خود زمینی سوخته به جای گذاشت!؟
امیدوارم چنین قضاوتی نکنند اما یک بار به این آمار و ارقام نگاه کنیم بعد خودمان را بگذاریم جای نسل بعدی؛

از جنگل شروع کنیم: د‌ر ایران هر ۲۰ ثانیه مساحتی به اند‌ازه یک زمین فوتبال از جنگل‌های کشور نابود‌ می‌شود! طی ۶ د‌هه اخیر، ۱.۵ میلیون هکتار از سطح جنگل‌های کشور کم شد‌ه. هر ۵ سال یک‌ میلیون هکتار از جنگل‌های ایران حذف می‌شود‌. اگر با همین روند‌ پیش برویم تا ۷۵ سال دیگر اثری از جنگل‌های امروزی ایران باقی نمی‌ماند‌! تخریب تدریجی پوشش گیاهی طی ۱۰۰ سال بدست ما و پدرانمان بوده وضعیت اسف‌باری رقم زده است.

به آب نگاه کنیم؛ در سال‌های گذشته، ۷۴ میلیارد متر مکعب بیش از ظرفیت، از سفره‌های آب زیرزمینی برداشت شده و این روند در ۱۰ سال آینده ادامه خواهد یافت. به بهانه خودکفایی در کشاورزی، در ۱۰ سال آینده امنیت غذایی را از دست خواهیم داد. چون امنیت غذایی، ارتباط مستقیم با ذخایر آب شیرین دارد.

خاک ایران حال بدتری دارد: بر اساس گزارش ۲۰۱۸ سازمان ملل کل فرسایش خاک جهان ۲۴ میلیارد تن است و یک دوازدهم آن یعنی ۲ میلیارد تن در ایران! در حالیکه ایران یک صدم خاک جهان را دارد. میزان فرسایش خاک ایران ۸ برابر میانگین جهانی است. موضوع وقتی نگران کننده‌تر می‌شود که بدانیم شکل گیری یک سانتی‌متر مکعب خاک در ایران به طور متوسط ۸۰۰ سال زمان نیاز دارد در صورتی که متوسط شکل‌گیری خاک در کره زمین ۴۰۰ سال است، بنابراین وخامت اوضاع در ایران ۱۶ برابر متوسط جهانی است.

نگاهی به تنوع زیستی کنیم: به عنوان نمونه تعداد سُم‌داران (کَل، بز، قوچ، میش، آهو، جبیر، گوزن، شوکا و ..) به نسبت ۴۷ سال پیش که سازمان محیط زیست تشکیل شده، ۹۰ درصد کمتر شده. این وحشتناک است. ممکن است از خود بپرسیم حالا چه می‌شود اگر یگ گونه گیاهی یا جانوری از بین برود. برای تقریب به ذهن بگویم که محیط‌ زیست یک اکوسیستم است اگر یک جز آن حذف شود تمام چرخه‌هایی که به آن وابسته است زنجیره‌وار تخریب خواهد شد. این خاصیت اکوسیستم هاست؛ مانند این است که بگویید من تمام بدنم خوب کار می‌کند فقط معده‌ام کار نمی‌کند. خوب چه ایرادی دارد؟
در انتشار کربن نیز پنجمین کشور آلاینده‌ جهان هستیم!
آنچه نوشته شده فقط گوشه‌ای از فاجعه زیست محیطی است که در رسانه‌ها بازتاب داشته.
(منابع: تابناک، ایرنا، همشهری آنلاین، ایمنا، فرارو)

▫️بخشی از چالش‌های زیست محیطی تقصیر ما و نسل ما نیست. مثلا به‌طور طبیعی میزان بارندگی ایران یک سوم میانگین جهانی و تبخیر آب، سه برابر حد جهانی است. حالا متأسفانه در چنین اقلیمی دچار خشکسالی هم شدیم. اما آیا این همه ماجرا است؟ اتلاف آب در تامین آب شهری ۳۵٪ است که ۲۰٪ بیشتر از متوسط جهانی است. این هم تقصیر زمین و زمان است؟ یا بی‌تدبیری و بی … ما؟ آیا نمی‌توان با کشت فراسرزمینی، واردات مجازی آب (واردات محصولات کشاورزی با مصرف آب بالا) و ممنوعیت تولید و صادرات محصولات کشاورزی با مصرف آب بالا و ده‌ها تدبیر تجربه شده جهانی موضوع را مدیریت کرد؟

▫️فراموش نکنیم وضعیت اقتصادی و فقر، محیط‌زیست کشور را به خطر انداخته. میلیون‌ها نفر در کشور زیر خط فقرند و این موضوع می‌تواند به افزایش شکار و اضافه برداشت آب و قطع بدون مجوز درختان جنگل منجر شود. برخی کارشناسان زیست‌محیطی می‌گویند اگر اقتصاد خراب باشد، فاتحه محیط‌زیست هم خوانده است.
چه می‌توان کرد؟
▫️اعتراف می‌کنم سواد من، مثل همه شهروندهای معمولی دیگر، در حوزه محیط زیست و تاثیر یک بطری پلاستیکی که در کنار ساحل رها می‌کنم ناچیز است و مطمئنم اگر بدانم که پسماندها چه بلایی سر طبیعت می‌آورند معقولانه‌تر رفتار خواهم کرد. تغییر در جوامع از جمع اندکی که متفاوت فکر و عمل می‌کنند شروع می‌شود و سپس مانند ویروس همه‌گیر می‌شود.

آنچه از دست ما بر می‌آید: تغییر رفتار فردی (به عنوان آدم‌های متفاوت از عموم جامعه) در کنار افزایش آگاهی جمعی (برای تشویق عموم جامعه به حفاظت از محیط زیست) مانند راه اندازی پویش‌های نجات خاک و جنگل و سرزمین.

▫️نظام حکمرانی توانایی حل مسایل پیچیده را از دست داده. باید به کمک آن رفت. با تبدیل مشکل به مساله، تبدیل مساله به دستورکار و سپس مشارکت در سیاست‌گذاری منطقی برای دستور کار. راهی جز نتوکراسی (حکمرانی شبکه‌ای و همکاری چند جانبه دولت، بخش مدنی، رسانه‌ها و بخش خصوصی) نداریم.

کسانی که مادر خود (طبیعت و کره زمین) را می‌کشند، ممکن است در کوتاه مدت زنده بمانند اما در بلندمدت طبیعت تنبیه سختی برای شان در نظر خواهد گرفت.

✍برگرفتە از کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی

قانون ۱۵ دقیقه چیست؟

قانون ۱۵ دقیقه چیست؟

این قانون به قدرت تغییرات کوچک اشاره دارد!
ساموئل اسمایلز ، مولف کتاب اخلاق و اعتماد به نفس، بر این اعتقادست که تکرار کارهای کوچک نه تنها شخصیت انسان را میسازد بلکه شخصیت ملت ها را تعیین می‌کند.

۱- اگر روزی ۱۵ دقیقه را صرف خودسازی کنید در پایان یک سال، تغییر ایجاد شده در خویش را به خوبی احساس خواهید کرد.

۲-اگر روزی ۱۵ دقیقه از کارهای بی اهمیت خویش بکاهید، ظرف چند سال موفقیت نصیب‌تان خواهد شد.

۳- اگر روزی ۱۵ دقیقه را به فراگیری زبان اختصاص دهید از هفته ای یک بار کلاس زبان رفتن بهتر است.

۴- اگر روزی ۱۵ دقیقه را به پیاده روی سریع اختصاص دهید، از هفته ای چند بار به باشگاه ورزشی رفتن، نتیجه ی بهتری خواهید گرفت.

۵- اگر روزی ۱۵ دقیقه مطالعه و سلول‌های خاکستری خویش را درگیر کنید؛ به پیشرفت‌های عظیم یادگیری دست خواهید یافت.

زیبایی روش یا قانون ۱۵ دقیقه در این است که آنقدر کوتاهست که هیچ وقت به بهانه ی این که وقت ندارید آن را به تاخیر نمی اندازید.

جالب‌تر اینکه، کشور جاپان امروزه موفقیت خود را مدیون این قانون است.

تربیت فرزندان

داستان آموزنده

داستان آموزنده

پیرمردی با مرد جوانی مواجه می شود
که می پرسد:
“شما مرا به یاد دارید؟”
پیرمرد می گوید نه. سپس مرد جوان به او می گوید که شاگرد اوست , معلم می پرسد:
“چه کار می کنی، در زندگی چه کار می کنی؟”
جوان پاسخ می دهد:
” من معلم هستم.”
آه، چقدر خوب، مثل من؟
” بله. در واقع، من معلم شدم زیرا تو به من الهام دادی که شبیه تو باشم.»
پیرمرد با کنجکاوی از مرد جوان می پرسد: که در چه زمانی تصمیم گرفتی، معلم شوی؟ – مرد جوان داستان زیر را برای او تعریف می کند:
«یک روز، یکی از دوستانم، که او هم متعلم بود، با یک ساعت جدید زیبا وارد شد و من تصمیم گرفتم آنرا از جیبش بدزدم.
مدت کوتاهی بعد همصنفم متوجه گم شدن ساعتش شد و بلافاصله به معلم ما که شما بودید شکایت کرد.
سپس شما خطاب به همه گفتید: «ساعت این دانشجو امروز در موقع درس دزدیدته شده. هر کس دزدیده، لطفاً آن را برگرداند.»


من ساعت را پس ندادم چون نخواستم.
در را بستی و گفتی همه بایستیم و دایره ای تشکیل دهیم.
قرار بود یکی یکی جیب های ما را بپالی تا ساعت پیدا شود.
با این حال تو به ما گفتی که چشمان را ببندیم، زیرا فقط در صورتی به دنبال ساعت او می گردی که همه ما چشمان را بسته باشیم.
جیب به جیب رفتی و وقتی در جیب من رسیدی،ساعت را پیدا کردی و گرفتی. بعدا” جیب دیگران را هم جست‌وجو کردی و وقتی کارت تمام شد گفتی چشمان تا نرا باز کنید. ما ساعت را پیدا کردیم.
تو به من هیچ نگفتی و هیچوقت اشاره هم نکردی. شما هرگز نگفتید چه کسی ساعت را دزدیده است. آن روز برای همیشه آبروی مرا حفظ کردی. آنروز شرم آور ترین روز زندگی من بود.
اما ان روزی بود که تصمیم گرفتم دزد، و آدم بد نشوم، تو هیچ وقت چیزی نگفتی، حتی مرا سرزنش هم و درس اخلاقی به من دادی.
پیام انسانی شما را به وضوح دریافت کردم و با تشکر از شما، متوجه شدم که یک مربی واقعی چه کاری باید انجام بدهد.
استاد این اپیسود را به خاطر دارید؟
پروفسور پیر پاسخ داد: بله، ساعت دزدیده شده را به یاد دارم که در جیب همه دنبالش می گشتم. من تو را به یاد نیاوردم، زیرا در حین پالیدن من نیز چشمانم را بسته بودم.»
-( اصول آموزش چنین است) …
《 اگر برای اصلاح کسی را تحقیر کنید. نمی دانید چگونه تدریس کنید.》
داستان آموزنده

چگونه احمق نباشیم؟!

چگونه احمق نباشیم؟!

🔸احتمالا شما هم در شبکه های اجتماعی خوانده‌اید که اگر سارقان شما را مجبور کردند که رمز کارت بانکی‌تان را وارد کنید، آن را برعکس وارد کنید آنگاه پلیس می‌فهمد و به کمک شما می‌آید؛ یا دیوار چین از ماه دیده می شود؛ یا نام کرم بستنی (و در نتیجه آیس کریم) از کریم باستانی که در شهر ری یخ‌فروشی می‌کرده گرفته شده است. وقتی با یک مطلب برخورد کردیم باید چه کار کنیم؟


در اینجا ۱۴ قاعده و سرنخ کاربردی برای تفکر انتقادی (موشکافانه) ارایه می‌شود:

◾ اولین تست؛ منبع (رفرنس):
آیا منبعِ معتبر دارد؟ این مطلب یا ادعا بر چه مبنایی است و از کجا چنین حرفی درآمده است؟

◾کل ماجرا یا یک قطعه فیلم و تکه عکس:
یک عکس همان‌قدر که به اندازه‌ هزار خط نوشته حرف دارد، می‌تواند هزار داستان تخیلی نیز درست کند. زاویه‌ خاص فیلمبرداری، مشخص نبودن اتفاقات قبل و بعد از آن، تکه‌ جدا شده از فیلم، ربط دادن عکس به مطلب نامرتبط، دستکاری عکس و فیلم (فتوشاپ) و … فرصت را برای داستان‌‌سازی تخیلی ایجاد می‌کند. بعضی‌ها اصلا از روی یک عکس مخدوش، شروع می‌کنند و یک خبر را می‌سازند!

◾اعلام زمان‌های نسبی به جای ذکر تاریخ مشخص:
یک‌ساعت پیش، دیشب، به تازگی، از فردا، آخرین دستاوردها و …، یا «آخرین تحقیقات دانشمندان ژاپنی…»

◾دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا!
عباراتی که نشان می‌دهد رازی مخوف یا سندی فوق‌محرمانه کشف شده: شرکت‌های دارویی برای کم نشدن سودشان نمی‌گذارند شما بدانید لیمو همه بیماریهای لاعلاج را درمان می‌کند! یا نامه‌ی فوق‌ محرمانه و مسقیم درباره‌ زلزله‌ تهران!

◾جملات خبریِ علمی‌طور اما مبهم:
دانشمندان (سریع بپرسید کدام دانشمندان؟) کشف کرده‌اند که خوردن کره در ساعت ۱۲ ظهر باعث …. کدام پژوهش؟ چه سالی؟ نتایج آن در کدام نشریه علمی کجا منتشر شده؟ نمونه آماری چند نفر بوده است؟

◾آدم‌های بدون نام:
هر جا شنیدید که گفته شد «کارشناسان معتقدند» یا «به گزارش شاهدان عینی» رد نکنید اما شک کنید.

◾ارجاع دروغین خبرهای ناشنیده به خبرگزاری‌های بسیار مشهور و معتبر برای اعتباربخشی به مطلب:
در اینگونه مطالب به صورت خیلی کلی نوشته می‌شود منبع: سی.ان.ان یا بی.بی.سی. یا پلیس فتا. یا ارجاع به منابع غیرواقعی با اسمهای عجیب و غریب و پر ابهت: شبکه‌ خبری Alien News  فرانسه، شبکه آزادنگاران بدون مرز، تیم تحقیقاتی دکتر چوانگ در مرکز توکیو!

◾تحریک شدید احساسات:
از طریق اغراق در داستان‌های غم‌انگیز، عکس‌های دلخراش، تحریک اعتقادات مذهبی و… نشانه اولیه برای دروغ بودن است.

◾عدم ارتباط منطقی و تخصصی منبع با متن:
مثلا رئیس مرکز «قلب» ژاپن گفته است سیگنال موبایل برای «مغز» مضر است!

◾اینترنت و گوگل منبع نیستند!
اینها ابزارهای جستجو هستند. هر چیزی در آن پیدا شود درست نیست، حتی اگر صد جا تکرار شده باشد. انگلیسی بودن یک مطلب هم به معنی معتبر بودنش نیست! انگلیسی زبان‌ها هم به اندازه ما استعداد گول خوردن دارند.

◾«آیا می‌دانید»ها!
نادانسته‌های کوچک و سطحی جهان آنقدر زیاد است که تشخیص راست بودنشان بسیار مشکل است. زیاد آن‌ها را باور نکنید حتی اگر هم راست باشند تغییری در زندگی شما ایجاد نمی‌کنند.

◾شاهدان غیبی!
همه ما افرادی را دیده‌ایم که در دفاع از یک ادعای عجیب می‌گویند: «یکی از دوستانم با چشم خودش دیده!». برای احترام به شعور خودمان هم که شده درخواست کنیم با آن شخص سوم گفتگو کنیم.

◾شیوه‌ نگارش و سطح علمی‌ بودن:
اشتباه املایی و نگارش شتاب‌زده و غیرحرفه‌ای هم نشانه خوبی است. 

◾زیبایی مساوی صحت نیست:
داشتن عکس‌ها و ظاهر گرافیکی زیبا یا تدوین یک ویدئوی حرفه‌ای دلیلی برای درست بودن آن نیست. بسیار دیده شده برای مطالب چرند تصاویر گرافیکی زیبا یا حتی ویدئو ساخته‌اند و افراد فریب ظاهر آن را خورده‌اند.

پرسشنامه استاندارد

◀ تجویز راهبردی

🔺برای وقت خود ارزش قائل باشیم و اصولا به هر چیزی گوش نکنیم و مطالبی را بخوانیم که فکر می کنیم هم درست باشد هم بدردبخور.

🔺برای شعور خود ارزش قائل باشیم و اجازه ندهیم دیگران هر ادعای غلطی را به ما بفروشند.

🔺برای زمان و شعور جمعی نیز ارزش قائل باشیم و سواد رسانه‌ای و تفکر انتقادی را توسعه دهیم تا در مقابل زودپذیری، تلقین‌پذیری، القاء‌پذیری، خرافه‌پرستی، فرمان‌برداری، شخصیت‌پرستی و تقلید و سلطه‌گری و سلطه‌پذیری بایستیم. این ۱۴ سرنخ، اولین گام است.

✍ دکتر مجتبی لشکربلوکی (با تلخیص)
 
💢آیا جعبه نارنجی شما کار می کند؟!

🔸همه ما نام جعبه سیاه را شنیده‌ایم. وقتی هواپیما یا کشتی اقیانوس‌پیمایی دچار سانحه می‌شود همه برای فهم ماجرا به دنبال جعبه سیاه می گردند. جعبه سیاه یا پروازنگار، ضبط‌کننده اطلاعات پرواز در هواپیما (و همچنین در کشتی، بالگرد و فضاپیما‌های سرنشین‌دار) ابزاری است که در طول پرواز جهت ذخیره پارامترهای خاصی به کار می‌رود.

🔸جالب است که بدانید که جعبه سیاه، سیاه نیست! بلکه نارنجی- فسفری است! داشتن چنین رنگ شاخصی بعد از وقوع سانحه در پیدا کردن جعبه سیاه به ويژه در هنگام سقوط هواپیما در آب، بسیار مؤثر است. جعبه سیاه پارامترهای پروازی متعددی را ضبط می‌کند. گفته می شود جعبه‌های سیاه معمولاً اطلاعات ۲۵ ساعت آخر پرواز را ضبط می‌کنند.

🔸آنالیز دقیق و بدون سوگیری اطلاعات ذخیره‌سازی شده و رمزگشایی از آنها باعث می‌شود نقائص و خطاهایی که باعث ایجاد سانحه شده را مشخص کرد و از تکرار آنها جلوگیری کرد. اما مساله اینجاست: آیا این سوانح فقط برای هواپیماها، کشتی ها و . . . . است یا برای افراد، سازمانها و کشورها هم بوجود می‌آید؟
این فقط هواپیماها نیستند که سقوط می‌کنند بلکه سیاست‌ها نیز سقوط می‌کنند. این فقط کشتی‌ها نیستند که غرق می‌شوند، بلکه افراد و دولت‌ها نیز غرق می‌شوند.

🔸فرض کنید در زندگی شخصی تصمیم گرفتید که هشتاد درصد از منابع مالی خود را روی یک دارایی، سرمایه گذاری شخصی کنید؛ یا فرض کنید که در سازمان تصمیم گرفته اید که یک محصول کاملا نوآورانه به بازار ارایه کنید یا در عرصه کشورداری، یک سیاست رفاهی اجتماعی را اتخاذ کرده اید که روی زندگی هشتاد میلیون نفر موثر است. در همه موارد فوق یک تصمیم استراتژیک اتخاذ شده است. این مانند این است که شما یک هواپیما را می‌خواهید از نقطه الف به نقطه ب برسانید.

🔸بر اساس تجربه محتمل است که تصمیم شما در حوزه سرمایه گذاری شخصی یا نوآوری سازمانی یا سیاست گذاری ملی به شکست (سقوط و غرق شدگی) بیانجامد. اینجاست که شما باید جعبه سیاه (نارنجی) خود را پیدا کنید و اطلاعات را آنالیز کنید و بفهمید که چه شد که شکست رخ داد؟

🔸به عنوان نمونه، اطلاعات زیر را باید بررسی کنیم تا بفهمیم کجا اشتباه کرده ایم:

▪آیا نشانه‌های کاهش ارزش دارایی‌مان را دریافت کرده بودیم؟
▪آیا به ارزش دیگر دارایی‌های جایگزین فکر کرده بودیم؟
▪چه سیگنال‌هایی از محیط دریافت کرده‌ایم اما آنها را جدی نگرفته‌ایم؟
▪چه پارامتری را اشتباه تفسیر کرده‌ایم؟ آیا تغییرات پارامترهای کلیدی را رصد و تحلیل کرده‌ایم؟

◀ کسانی که از تاریخ درس نگیرند، اشتباهات تاریخی را در آینده به صورتی احمقانه مجددا تکرار می‌کنند. جعبه نارنجی شما را باهوش‌تر می‌کند.

✍ دکتر مجتبی لشکربلوکی (با تلخیص) – کانال آموزه های سازمانی

شیوه استناد و ارجاع در متن مقاله 

شیوه استناد و ارجاع در متن مقاله 

شیوه استناد و ارجاع در متن مقاله 

ساعد نیوز: هرگاه در متن مقاله مطلبی از یک کتاب یا مجله به صورت مستقیم یاغیر مستقیم نقل شود، باید پس از بیان مطلب، آن را مستند ساخت.

اگر نوشته شما نوشته ای غیر علمی می باشد، شاید چندان نیازی به ارجاع دهی نداشته باشید. اما در محیط دانشگاهی، اگر در نوشته یک پرفسور هم ارجاع و استنادی وجود نداشته باشد، نوشته اش بی اعتبار است.

از فواید اسناد کردن به آثار دیگران:

  1. نوشته ی شما معتبر می شود.
  2. نشان می دهد شما آدم شفافی هستید، و از اینکه بگویید از چه منابعی استفاده کردید واهمه ای ندارید.
  3. از دیگر محققانی که در این زمینه کار کردند، قدردانی می کنید
  4. خواننده ها از اثر شما راضی تر می شوند و آسان تر می توانند منابع شان را بیابند.

ارجاع، توصیف کتاب شناختی آثار منتشر شده یا منتشر نشده است. ارجاع باید اثر را منحصر به فرد توصیف کند و خواننده را از نوع نوشته اثر (برای مثال: مقالات تحقیقی، مقالات کنفرانس، کتاب و …) آگاه کند. اطلاعاتی که یک ارجاع باید بدهد وابسته به نوع اثر متفاوت است.

ارجاع دهی دو نوع می باشد:

  1. ارجاع درون متنی
  2. ارجاع کامل

ارجاع درون متنی لینکی به ارجاع کامل است و ارجاع کامل منبع را توصیف می کند.

ارجاع درون متنی به دو شکل بازگویی و نقل قول مستقیم است. بازگویی یعنی اینکه شما یک اثری را مطالعه می کنید و بعد به زبان خودتان آن را می نویسید و منبع را ذکر می کنید. نقل قول مستقیم یعنی اینکه دقیق عین عبارت اثر دیگر را در نوشته تان وارد می کنید، در این شیوه عبارت را در گیومه (« ») قرار می دهید، و منبع را همراه با شماره صفحه آن ذکر می کنید.

اگر با اثری مواجه شدید که چگونگی ارجاع دادن به آن را ندانستید، این نکته را به خاطر داشته باشید، ارجاعی که می دهید باید به خواننده اطلاعات کافی در مورد اثر و چگونه یافتنش بدهد.

یک ارجاع تا آنجا که ممکن است باید اطلاعات زیر را در خود داشته باشد.

  • صاحب این اثر چه کسی است، ترجیحا نام نویسنده یا سازمان
  • عنوان اثر
  • کی منتشر شده است؟
  • چه کسی اثر را منتشر کرده یا در دسترس ساخته است؟
  • کجا منتشر شده است؟
  • اگر اثر، اثری الکترونیکی است، نشانی وب یا شناساگر شی دیجیتالی (DOI) آن چیست؟

برای اینکه همه چیز منظم باشد، و کار محققان هم آسان تر شود، استاندار ها و شیوه هایی برای چگونگی ارجاع دادن پدید آمده است. از این استاندارد ها می توان شیوه ارجاع دهی انجمن روان شناسی آمریکا (APA)، انجمن زبان شناسی نوین آمریکا (MLA)، شیکاگو، ونکوور و هاروارد را نام برد.

از معروف ترین های این شیوه ها شیوه ارجاع دهی مؤلف-تاریخ (هاروارد) و شیوه ارجاع دهی شمارشی (ونکوور ) است.

  • در شیوه مؤلف تاریخ یا همان هاروارد، استناد درون متنی شامل نام مؤلف و تاریخ انتشار اثر است که درون پرانتز قرار می گیرند.
  • در شیوه شمارشی یا ونکوور،استناد درون متنی توسط یک شماره نشان داده می شود و فهرست منابع و ماخذ به ترتیب شماره هایی که در متن قرار گرفتند مرتب می شود.

اگر برای ژورنال یا سازمان خاصی می خواهید مقاله ای بفرستید، حتما توجه کافی به استاندارد های آن ها داشته باشید. اگرچه بسیاری سازمان ها از شیوه های ارجاع دهی در ژورنال هایشان مطابق با استاندارد های بین المللی است، اما بعضی سازمان ها ممکن است استاندارد های خودشان داشته باشند.

یادگیری از اشتباهات

یادگیری از اشتباهات

شاید این جمله رو بارها شنیده باشیم که “از اشتباهاتمون درس بگیریم”.

سوال اینه که درس گرفتن از اشتباهات صرفا یه جمله انگیزشیه یا واقعا یه اتفاق هایی توی بدنمون می افته؟

⭕️جو بولر*، در کتاب *ذهن نامحدود* به باورهایی که مانع یادگیری هستند اشاره می کنه.
یکی از باورهای آشنا، که در سیستم آموزشی بهش تاکید می شه اینه که؛
“کار درست، پاداش و تشویق داره و وای به حال کسی که اشتباه کنه.”

✅اما علم عصب شناسی نظر دیگه ای داره:
بهترین زمان برای رشد مغزی و ارتقای یادگیری، وقتی ست که در حال اشتباه کردن هستیم.

👌مغز ما، از طریق شبکه های بهم پیوسته سلول های عصبی و نورون ها فعالیت می کنه و نورون ها عایقی به نام میلین دارند که
منجر به تقویت قدرت، سرعت و دقت پیام های عصبی می شه.

فعالیت و تمرین بیشتر، غلاف های میلین رو ضخیم تر می کنه، هر چه تعداد لایه های میلین زیادتر بشه باعث تقویت مسیر های عصبی و در نتیجه یادگیری بهتر می شه.

💢وقتی اشتباه می کنیم و درصدد تصحیح آن بر می آییم، در نتیجه دست به فعالیت بیشتری می زنیم و عایق بندی میلینی نورون های عصبی رو تقویت می کنیم و این خودش باعث یادگیری بهتر می شه.

پس، نترسیم از اینکه سوالی رو اشتباه جواب دادیم یا کار اشتباهی انجام دادیم، اون زمان، مغز ما، فعالترین حالت خودش رو داره و یادگیرنده تره.

بیایید اشتباهاتمان را دوست داشته باشیم.

برگرفته از: ذهن نامحدود ـ ✒️ جو بولر

نسل z چه کسانی هستند و چه ویژگی‌هایی دارند؟

🔸نسل زد به جوان‌ترین نسل این دوران گفته می‌شود، یعنی کسانی که بعد از سال ۱۹۹۶ میلادی (۱۳۷۵ خورشیدی) به دنیا آمده باشند. به‌طور کلی می‌توان گفت متولدان دهه ۷۰ تا اوایل دهه ۸۰ خورشیدی، نسل z در ایران هستند.
همچنین کلیشه‌های گوناگونی برای توصیف نسل زد به کار می‌روند و ویژگی‌های هویتی این نسل تفاوت تأمل‌برانگیزی با نسل‌های پیشین دارند.

◀️ ویژگی های نسل z

▪️اولین نسلی هستند که در عصر دیجیتال متولد شده‌اند.

نسل z زمانی به دنیا آمدند که اینترنت و شبکه‌های اجتماعی سریع در حال گسترش بودند. دسترسی به حجم زیادی از انواع داده‌ها به این نسل امکان می‌دهد که دانش گسترده‌‌تری درباره همه‌چیز داشته باشد. از سوی دیگر، این دسترسی زیاد و وقت‌گذرانی بیش از حد در فضای مجازی، اضطراب‌ها و مشکلات خاصی را ایجاد کرده است. مثلا برخی می‌گویند نسل زد کمتر از نسل‌های پیشین خود مهارت‌های اجتماعی دارد.

▪️عملگرایی و مسائل مالی نقش بسزایی در تصمیم‌گیری این نسل دارند

اعضای نسل زد شاهد دشواری‌های مالی و فداکاری بسیار والدینشان بوده‌اند. به همین دلیل ترجیح می‌دهند دوره جوانی خود را صرف کسب ثروت و تأمین نیازهای معیشتی کنند. در نسل z از آرمان‌گرایی نسل‌های پیشین خبری نیست. این نسل سرمایه‌گذاری، مشاغل پایدار و کارآفرینی را ترجیح می‌دهد.

▪️با مشکلات و چالش‌های روحی متفاوتی مواجه هستند

صرف ساعت‌ها وقت در شبکه‌های اجتماعی و زل‌زدن به گوشی‌های تلفن همراه باعث شده است که برخی از روان‌شناسان نسل زد را تنها‌ترین نسل بشر بنامند. تنهایی و افسردگی از مشکلات شایع این نسل‌اند.
همچنین بحران‌های به‌ارث‌رسیده از نسل‌های پیشین نیز بر دوش نسل z سنگینی می‌کنند. بحران‌هایی مانند افراط‌گرایی سیاسی و تغییرات اقلیمی اضطراب این نسل را بیشتر هم کرده است.

▪️مصرف‌کنندگانی زیرک هستند

نسل‌های پیشین اغلب خرید‌های خود را حضوری و در مغازه‌های محلی انجام می‌دادند. به‌طبع تنوع کالا نیز محدود بود. اما نسل زد با دسترسی به دنیای دیجیتال، به انبوهی از محصولات متنوع دسترسی دارد و به‌خوبی آموخته است چطور از بین انواع محصولات، محصول دلخواهش را انتخاب کند. عادات و ترجیح‌های این نسل در جایگاه مصرف‌کننده، تفاوت‌های چشمگیری با نسل پیشین دارد.
حضور نسل زد در فضای مجازی به مشاغلی مثل دیجیتال مارکتینگ و سوشیال‌مدیا مارکتینگ رونق داده است. بسیاری از شاغلان این عرصه نیز خود از همین نسل‌اند.

▪️نسل z از نظر سیاسی پیشرو است

همان‌طور که این نسل به‌سرعت خودش را با پیشرفت‌های زمانه تطبیق می‌دهد، در عرصه مسائل سیاسی نیز کمتر تن به محافظه‌کاری می‌دهد. حتی جوانان محافظه‌کار این نسل نیز بیشتر از محافظه‌کاران نسل پیشین با تحولات پرشتاب سازگارند.

◀️ تفاوت نسل z با نسل هزاره چیست؟

🔸نسل زد بیشتر تفکرات اجتماعی و سیاسی نسل قبل از خود (هزاره) را دارد، با این تفاوت که خوشبینی نسل قبلی را ندارد. بیشتر نسل زد معتقدند که اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی نسل پیشین برای حل تمام مشکلات کارآمدی لازم را ندارد. همچنین نسل زد مصرف‌کننده عمده شبکه‌های اجتماعی است در حالی که نسل پیشین کمتر در آن فضا حضور دارد.

🔸این نسل خود را در مسائل سیاسی و اجتماعی منعطف‌تر می‌داند. مثلا بیشتر جنبش‌های اجتماعی، سیاسی و محیط‌زیستی را نسل زد راه‌اندازی و پشتیبانی می‌کنند.

✍کانال آموزه های سازمانی

مونولوگ یا حرف زدن با خود طبیعی است؟

حرف زدن با خود طبیعی است یا نشانه بدی می باشد

حرف زدن با خود طبیعی است یا نشانه بدی می باشد؟ نام بیماری صحبت کردن با خود تا روش درمان و فواید آنرا می خوانید

حرف زدن با خود طبیعی است؟

دکتر روانشناس، Grace Tworek می‌گوید:

صحبت کردن با خود راهی سالم برای تقویت انگیزه، آرام کردن اعصاب، تجزیه و تحلیل موقعیت‌های دشوار و سازماندهی افکار و احساسات می‌باشد

صحبت کردن با خود، نام‌های زیادی دارد برخی به آن مونولوگ درونی می‌گویند و برخی دیگر از آن به عنوان گفتگوی درونی یا خود گفتاری یاد می‌کنند و علت اینکه برای صحبت کردن با خود اصطلاحات زیادی وجود دارد این است که این موضوع کاملاً عادی تلقی می‌شود

حرف زدن با خود نشانه بدی است ؟

فواید حرف زدن با خود نشانه بدی است

انواع صحبت با خود

سه نوع self-talk (صحبت با خود) وجود دارد که عبارت اند از:

خود گفتاری مثبت: داشتن باورهای مثبت در مورد خود، فرد را تشویق و انگیزه وی را تقویت می‌کند، این نوع خود گفتاری منجر به کاهش اضطراب و بهبود تمرکز می‌شود

خود گفتاری منفی: معمولاً شامل گفتگوهای انتقادی و دلسرد کننده است.

خود گفتاری خنثی: این نوع صحبت با خود هم می‌تواند اثرات مثبت هم منفی داشته باشد، افراد از خود گفتاری خنثی اغلب برای دستور دادن به خود در رابطه با یک باور یا احساس خاص استفاده می‌کنند

علل صحبت کردن با خود

(1) کنترل احساسات

خود گفتاری به تنظیم و پردازش احساسات کمک می‌کند به عنوان مثال، اگر شخصی عصبانی باشد، خود گفتاری می‌تواند از طریق موارد زیر به او کمک کند:

● هدایت خشم

● کنترل احساسات

● واکنش مناسب

(2) کاهش اضطراب

یک مطالعه در سال 2014 نشان داد که افراد دارای اضطراب اجتماعی، می‌توانند از صحبت با خود سود زیادی ببرند

محققان دریافتند افرادی که به صورت سوم شخص خود را مورد خطاب قرار می‌دهند، می‌توانند از احساسات ناراحت کننده خود فاصله گرفته و این احساسات را پردازش و تجزیه تحلیل کنند و از این طریق به کاهش اضطراب خود کمک کنند

همچنین درگیر شدن در صحبت با خود باعث کاهش اختلال اضطراب پس از سانحه (PSTD) نیز می‌شود

بیماری با خود حرف زدن چیست؟

بیماری با خود حرف زدن با علت و فواید

فواید صحبت کردن با خود

اگر بخواهیم به صورت کلی بگوییم که چه چیزی می‌توان از خود گفتاری بدست آورد، می‌توان به پنج مزیت بالقوه آن که در این قسمت مقاله آورده شده اند، اشاره نمود:

1- تفکر انتقادی

صحبت با خود می‌تواند به شما کمک کند تا موقعیتی که در آن قرار دارید را بسنجید و افکار خود را سازماندهی کنی

دکتر Tworek این روش را تحت عنوان حل مشکل درونی (internal problem solving) یا برنامه ریزی و حرکت رو به جلو بیان می‌کند

2- افزایش تمرکز

یک مکالمه درونی نواحی بیشتری از مغز را درگیر می‌کند و به شما امکان می‌دهد بهتر به آنچه در اطرافتان می‌گذرد توجه کنید، دکتر Tworek در این خصوص می‌گوید:

خود گفتاری می‌تواند ابزار قدرتمندی برای مواقعی باشد که شما به تمرکز بیشتری نیاز دارید.

3- کاهش استرس

هنگامی که شرایط شما در یک روز، سخت و غیر قابل تحمل می‌شود، می‌توان از یک مونولوگ درونی برای تنظیم احساسات استفاده کرد

گفتن جملاتی مانند “همه چیز درست خواهد شد” باعث ایجاد آرامش ذهنی شده و به شما کمک می‌کند تا همه چیز را تحت کنترل نگه دارید

4- تقویت انگیزه

همیشه کارهای دشوار می‌توانند دلهره آور باشند بنابراین کمی تشویق کردن خودتان قبل از انجام کارهای چالش برانگیز، می‌تواند اعتماد به نفس شما را بالا ببرد

مطالعات نیز ثابت کرده اند که خود گفتاری در ورزشکاران می‌تواند به افزایش عملکرد آنها هنگام حضور در یک رقابت ورزشی کمک کند.

5- کنترل شخصی

آیا تا به حال برای شما هم پیش آمده که با ذهنی درگیر و نا آرام در رختخواب دراز کشیده باشید و فکرتان تند تند کار کند؟

در این مواقع شما بهترین کسی هستید که می‌توانید وارد عمل شده و با خود گفتاری خودتان را آرام کنید

دکتر Tworek پیشنهاد می‌کند: به خود بگویید وقت آن است که استراحت کنی! یا برخیزید و برای چند دقیقه به انجام یک فعالیت مورد علاقه خود مشغول شوید سپس دوباره به اتاق برگشته و استراحت کنید

نکاتی برای صحبت سازنده خود

(1) با نام خود صحبت کنید

استفاده از نام خود به جای ضمیرهایی مانند من و… به شما امکان می‌دهد برای پردازش بهتر موقعیت، از خودتان فاصله نگیرید

(2) از جملات مثبت استفاده کنید

دکتر Tworek خاطرنشان می‌کند اگر با خودتان منفی صحبت کنید، عملکرد شما کاهش می‎یابد بنابراین سعی کنید همواره گفتگو با خود را نشاط آور و سازنده پیش ببرید

(3) بر نقاط قوت خود تاکید کنی

هر کسی می‌داند در زمینه انجام چه کاری بهتر عمل می‌کند، بنابراین هنگامی که با خود صحبت می‌کنید، یادآوری نقاط قوتتان، می‌تواند باعث ایجاد اعتماد به نفس در انجام سایر وظایفی ‌شود که می‌خواهید انجام دهید

خود گفتاری با صدای بلند خوب است یا بد؟

هیچ قانونی وجود ندارد که بگوید گفتگوی شما با خودتان حتما باید در ذهن شما انجام شود بنابراین صحبت کردن با خود با صدای بلند نیز کاملا طبیعی محسوب می‌شود

در برخی موارد مانند زمانی که در تلاش برای افزایش تمرکز روی موضوعی هستید حتی ممکن است سودمندتر هم باشد با این حال باید مراقب باشید

صحبت کردن با خودتان با صدای بلند فقط زمانی ایده آل است که شما تنها باشید زیرا این کار در مکان‌های عمومی و جلوی دیگران چندان مناسب جلوه نمی‌دهد

آیا صحبت با خود می تواند نگران کننده باشد؟

اگر خود گفتاری شخص با علائمی مانند توهم همراه باشد، یعنی فرد تصور ‌کند با یک منبع خارجی یا فرد دیگری در حال مکالمه است باید حتما از یک متخصص مراقبت های بهداشتی یا روان‌پزشک کمک بگیرد زیرا خود گفتاری همراه با علائم توهم می‌تواند نشان دهنده یک بیماری روانی مانند اسکیزوفرنی (روان گسیختگی) باشد.

رد مبتلا به اسکیزوفرنی در رفتار و افکار خود توهم یا هذیان را تجربه می‌کند و توهمات باعث می‌شوند که آن فرد چیزهایی را ببیند، بشنود، ببوید یا حس کند که واقعی نیستند و فقط در ذهن او وجود دارند

شنیدن صدا و پاسخ دادن به آن یک توهم رایج در اسکیزوفرنی می‌باشد اما این صداها و احساسات از نظر فردی که آنها را تجربه می‌کند کاملا واقعی است

روانشناسان و ارائه دهندگان مراقبت‌های بهداشتی بیان می کنند که مغز این افراد به این صداها به همان شکلی واکنش نشان می‎دهد که گویی در حال مکالمه با یک شخص واقعی هستند

افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در اغلب اوقات از دنیای واقعی کناره گیری می‌کنند و علاقه خود را به تعاملات روزمره با دوستان و خانواده از دست می‌دهند و ابراز احساسات برایشان بسیار سخت است

خلاصه بحث

برای اکثر مردم، صحبت کردن با خود یک رفتار طبیعی محسوب می‌شود که به هیچ عنوان نشانه ای از یک بیماری روانی نیست و دارای فواید زیادی به ویژه در بهبود عملکرد در کارهای بصری، نیز می‌باشد

بنابراین صحبت کردن با خود مضر نیست و والدین کودکان یا مراقبان افرادی که اغلب با خودشان صحبت می‌کنند نباید نگران این موضوع باشند زیرا طبیعی است که انسان گاهی اوقات، جهت پردازش افکار و احساساتش، به یک خود گفتاری درونی نیاز پیدا کند