بایگانی دسته: انگیزشی و موفقیت

۲۰ راه پیشگیرى از ابتلا به آلزایمر

پیشگیرى از ابتلا به آلزایمر:

براى پیشگیرى از ابتلا به آلزایمر بهتر است مغزتان را به چالش بکشید؛ این تمرین ها در این خصوص حتما مى توانند به شما کمک کنند:

١. با دست مخالف مسواک و شانه بزنید و بنویسید.
٢. ساعت را به دست مخالفتان ببندید.
٣. کلمات را وارونه بنویسید.
۴. از مسیر جدیدى به محل کارتان بروید.
۵. پاتوقتان را عوض کنید.
۶. درباره باورهایتان با تردید فکر کنید.
٧. گاهى یک صفحه از یک کتاب را از آخر به اول بخوانید.
٨. کار جدیدى انجام بدهید، مثل وصله کردن لباس یا تعمیر رادیو یا یاد گرفتن یک هنر جدید.
٩. گاهى موبایل را همراهتان نبرید.
١٠. شعر حفظ کنید.
١١. در جایى امن عقب عقب راه بروید.
١٢. حدس هاى شمارشى متنوع و قابل راستى آزمایى بزنید؛ مانند اینکه از اینجا تا آنجا چند قدم است، در صف چند نفر ایستاده اند و… .
١٣. قبل از پایان فیلم ویدیویى آن را متوقف کنید و درباره پایانش تخیل کنید.
١۴. با افرادى که مدت هاست ندیده اید تماس بگیرید.
١۵. رنگ بندى هاى جدید در لباس را امتحان کنید.
١۶. جدول، پازل و معما حل کنید.
١٧. نقاشى یا رنگ آمیزى کنید.
١٨. گاهى بدون ماشین حساب محاسبه کنید.
١٩. چیز تازه اى مانند روش درست کردن یک غذا از ملیتى دیگر یاد بگیرید.
٢٠. آلبوم عکس هاى قدیمى را ورق بزنید و درباره عکس هایش با کسى صحبت کنید.

قوانین مورفی

قوانین مورفی

قــوانین مــورفی مــجموعه ای از قوانین حاکم بر زندگی هستند کـه اکثر آنها از بدبینی نـشات گـرفتـه و جـنـبـه شوخی دارند امـا بسیاری از آنها نیز واقعیت هستند .

هر چیزی راکه میخواهید، نمیتوانید داشته باشید و آنچه را که دارید نمی خـواهیـد قــوانین مــورفی مــجموعه ای از قوانین حاکم بر زندگی هستند کـه اکثر آنها از بدبینی نـشات گـرفتـه و جـنـبـه شوخی دارند امـا بسیاری از آنها نیز واقعیت هستند.

قوانین اولیه مورفی چیست؟

هیچ کاری به آن سادگی که به‌نظر می‌آید نیست.

تمام کارها بیشتر از آن چیزی که شما فکر می‌کنید وقت می‌گیرند.

چیزی که ممکن است خراب شود، خراب می‌شود.

اگر احتمال خراب شدن چند چیز وجود داشته باشد، آن یکی خراب می‌شود که بیشترین خسارت را بزند.

منشأ قوانین مورفی

قانون مورفی در سال ۱۹۴۹ در پایگاه نیروی هوایی ادوارز شکل گرفت. سرگرد ادوارد مورفی مهندس هوافضا بود که روی یک پروژه کار می کرد. در یکی از سخت ترین آزمایشهای پروژه یک تکنسین سیم ها را برعکس وصل کرد و آزمایش خراب شد.

مورفی درباره این تکنسین گفت: “اگه یه راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشه اون همون یه راه رو پیدا می کنه” و این اولین قانون مورفی بود. در ابتدا در فرهنگ فنی مهندسین رواج پیدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پیدا کرد.
 بعداً قوانین دیگری هم بعد از کسب رتبه لازم از بنیاد مورفی درزمره قوانین اصلی قرار گرفتند.

واقعیت این است که همه قوانین مورفی از روی بدبینی ساخته شده‌اند. شاید هم یک دلیل مشهور شدن این قوانین این بوده است که غربی‌ها آن را به‌عنوان یک مسکن برای بدبیاری‌ها و بدشانسی‌های‌شان شناخته‌اند و احساس می‌کنند استفاده از این قوانین حتی به‌عنوان شوخی می‌تواند برای چند دقیقه‌ای دلشان را خنک کند!

قوانین مورفی اکنون آن‌قدر زیادند که حساب و کتابش از دست همه خارج شده است اما حداقل می‌شود به معروف‌ترین آنها نگاهی انداخت تا زندگی در نیمه خالی لیوان را تجربه کرد. احتمالا شما با خواندن این قوانین احساس می‌کنید خیلی از آنها را تجربه کرده‌اید. نگران نباشید شما بدشانس نیستید بلکه این قوانین هستند که از روی بدبینی‌ها و عقاید مردم در زندگی روزمره ساخته شده‌اند.

برخی از این قوانین به شرح زیر هستند:

  *فلسفه مورفی

 لبخند بزن… فردا روز بدتریه…

  *قانون صف:

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

 *قانون تلفن:

اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.
 *قانون بینی:
 
بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.
 
*قانون کارگاه:
 
اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.
 
* قانون دروغگویی:
 
اگر بهانه‌ دروغیتان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.
 
*قانون روبرو شدن:
 
احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد.
 
 * قانون اثبات:
 
وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.
 
 * قانون بیومکانیک:
 
نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.
 
 *قانون قهوه:
 
قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس‌تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.
 
*قانون ترافیک :
 
وقتی در ترافیک گیر کرده ای لاینی که تو در آن هستی دیرتر راه می افتد
 
*قانون وسایل نقلیه :
 
وسایل نقلیه اعم از اتوبوس، قطار، هواپیما و… همیشه دیرتر از موعد حرکت می کنند مگر آن که شما دیر برسید. در این صورت درست سر وقت رفته اند
 
*قانون اتوبوس :
 
مدت زیادی منتظر اتوبوس می مانی و خبری نیست پس سیگاری روشن می کنی. به محض روشن شدن سیگار، اتوبوس می رسد. (به عبارت ساده اگر سیگار را روشن کنی اتوبوس می رسد، اگر برای زودتر رسیدن اتوبوس سیگار را روشن کنی اتوبوس دیرتر می آید)
 
*قانون کار :
 
اگر به نظر می رسد همه چیزها خوب پیش می روند حتما چیزی را از قلم انداخته ای

*قانون نتیجه :
 
احتمال بد پیش رفتن کارها نسبت مستقیم با اهمیت آنها دارد
 
*قانون یادگیری :
 
شما چیزی را یاد نمیگیرید، مگر بعد از اینکه امتحان آنرا دادید
 
*قانون جستجو :
 
هر وقت دنبال چیزی می گردید، همیشه در آخرین مکانی که جستجو میکنید آنرا پیدا میکنید
 
*قانون خرید:
 
اهمیتی ندارد که چقدر دنبال جنسی بگردید، به محض اینکه آنرا خریدید آنرا در مغازه ی دیگری ارزانتر خواهید یافت
 
*قانون چیزهای خوب:
 
هر چیز خوب در زندگی یا غیر قانونی است یا غیر اخلاقی یا چاق کننده

*قانون ضایع شدن:
 
احتمال آنکه کاری را که انجام میدهید دیگران ببینند نسبت مستقیم دارد با میزان احمقانه بودن آن کار
 
*قانون پمپ بنزین:
 
هنگام ورود به پمپ بنزین جایگاهی را که انتخاب میکنید کند تر و طولانی تر از جایگاههای دیگر خواهد بود
 
*قانون لکه :
 
زمانیکه می خواهید لکه روی شیشه پنجره را پاک کنید، لکه در سمت دیگر شیشه خواهد بود
 
*قانون بقای کثیفی:
 
برای تمیز کردن هر چیزی، چیز دیگری باید کثیف شود
 
*قانون دسترسی:
 
هرگاه چیزی را دور بیاندازید، به محض آنکه دیگر به آن دسترسی نداشته باشید، به آن نیاز پیدا خواهید کرد
 
*قانون صبحانه:
 
همیشه نان از طرفی که به آن کره مالیده اید روی زمین می افتد
 
*قانون تعمیر :
 
زمانی که دستگاه معیوب خود را نزد تعمیرکار میبرید، کاملا درست و بی عیب کار خواهد کرد
 
*قانون اجتناب:
 
اگر به هر دلیل در جایی قانون مورفی عمل نکنه، قراره اتفاق خیلی بدتر و بزرگتری بیفته
 
*قانون خانم مورفی:
 
اگر چیزی خراب یا اشتباه بشه، حتما تقصیر آقای مورفیه
 
*قانون زندگی مورفی :
 
آیا زندگی شما نمونه ی خوبی از قوانین مورفی است؟

بر گرفته از وکی پدیا

ای انسان دنیا، فقط برای تو نیست…..

هیچ مگسی در اندیشه فتح ابرها نیست،
و هیچ گرگی، گرگ دیگر را به خاطر اندیشه اش
نمی کشد!
هیچ کلاغی به طاووس، رشک نمیبرد،
و قناری میداند قار قار هم شنیدن دارد.
هیچ موشی ، به فیل بخاطر بزرگی اش حسادت نمیکند.و زنبور میداند که گل، مال پروانه هم هست…
و رودخانه به قورباغه هم اجازه خواندن میدهد!
کوه از مرگ نمیترسد و هیچ سنگی به سفر فکر نمیکند.
زمین میچرخد تا آفتاب به سمت دیگری هم بتابد و خاک در رویاندن، زشت و زیبا نمیکند!!
هیچ موجودی در زمین، بیشتر از انسان همنوعانش را قضاوت نمیکند و همنوعانش را به خاک و خون نمی کشد!
ای انسان دنیا، فقط برای تو نیست…..

هفت قانون منطقی‌ زندگی

هفت قانون منطقی‌ زندگی

۱. با گذشته خود کنار بیائید تا حال شما را خراب نکند.

۲. آنچه دیگران در مورد شما فکر میکنند به شما ارتباطی‌ ندارد.

۳. گذشت زمان تقریبا داروی هر دردی است؛ به زمان کمی‌ فرصت دهید.

۴. کسی‌ دلیل و مسئول خوشبختی‌ شما نیست؛ خودتان مسئولید.

۵. زندگی‌ خود را با دیگران مقایسه نکنید؛ ما هیچ خبر نداریم که زندگی‌ آنها برای چه و چگونه است.

۶. زیاد فکر نکنید؛ اشکالی ندارد که جواب بعضی‌ چیز‌ها را ندانیم.

۷. لبخند بزنید؛ شما مسئول حل تمام مشکلات دنیا نیستید.

خطاهای شناختی

خطاهای شناختی

?ذهن خوانی mind reading
فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : ”جواب سلامم را نداد، پس حتما از دست من ناراحت است.

?پیش گویی furtune telling
پیش بینی می کنید که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ”در امتحان شکست می خورم” یا ”کاری گیر من نخواهد آمد”.

?فاجعه سازی catastrophizing
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل : ”افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم”.

?برچسب زدن labling
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : ”من آدم بدبختی هستم” یا من آدم بی ارزشی هستم”.

?نادیده گرفتن جنبه های مثبت discounting positives
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: ”این کار از عهده همه بر می آید” یا ”قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست”.

?فیلتر منفی negative filter
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”.

?تعمیم افراطی overgeneralizing
بر پایه یک حادثه، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ”این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ”در همه کار ها شکست می خورم”.

?تفکر دوقطبی dichotomus thinking
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : ”همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد“.

?باید اندیشی should
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : ”باید کارم را خوب انجام بدهم” یا ”باید در کنکور قبول شوم”.

?شخصی سازی personalizing
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ”ازدواجم بهم خورد، چون من مقصر بودم”.

?سرزنش گری blaming
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : ”دیگران باعث عصبانیت من می شوند” یا ”والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.

?مقایسه های نا عادلانه unfair comparisons
حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : ”او خیلی موفق تر از من است” یا ”شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد”.

?تاسف گرایی regret orientation (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : ”اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم” یا ”ای کاش این حرف را نمی زدم”.

?چی می شد اگر what if
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ”حرف شما درست است، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟” یا ”چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”

?استدلال هیجانی emotional reasoning
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ”چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری می افتد.”

?نادیده انگاری شواهد متناقض ignoring counter evidences
شواهد یا استدلال های ناهمخوان با تفکر خود را ردرد می کنید. مثل : ” هیچ کس مرا دوست ندارد”. هر گونه شواهد متناقض را نادیده می گیرد و در نتیجه فکرتان همیشه تایید می شود.

?قضاوت گرایی judgment focus
به جای این که خودتان، دیگران و حوادث پیرامون را بپذیرید و درک کنید، اغلب آن ها را در قالب ارزیابی های سیاه و سفید می نگرید. دائم خودتان و دیگران را طبق یکسری معیار های دلبخواهی، ارزیابی می کنید و متوجه می شوید که خودتان و دیگران پایین تر از آن حدی هستید که باید باشید. مثل : ”در دوران دانشگاه خوب عمل نکردم” یا ”اگر تنیس بازی کنم، از پس آن بر نمی آیم” یا ”سارا چقدر موفق است، ولی من اصلا موفق نیستم”.

? منبع: تکنیک های شناخت درمانى
? نوشته: رابرت لی هی
? ترجمه: حسن حمیدپور

دولت شهر زمین و دولت شهر خدا

 آگوستین (۳۵۴ـ۴۳۰ پس از میلاد) در اثر مشهورش شهر خدا درباره ۲ نوع دولت شهر صحبت می کند؛ دولت شهر زمین و دولت شهر خدا. دولت شهر زمین بر اساس منافع و مالکیت است و افقی فراتر از این امور ندارد٬ اما دولت شهر خدا افقش ابدیت است. دولت شهر خدا باید الگوی دولت شهر زمین قرار گیرد. آگوستین می گوید عشق به خود تا خوارشمردن خدا٬ دولت شهر زمین را بنا می گذارد و عشق به خدا تا خوارشمردن خود٬ دولت شهر آسمان را تشکیل می دهد . طبیعی است در چنین دیدگاهی٬ شهروندی خوب و عاشق خداست که شهر خدا و دولت شهر آسمانی را بنا می نهد. شهروندان دولت شهر آسمانی نیکوکار٬ خدمت گزار یکدیگر و فرمان بردارند؛ اما ساکنان دولت شهر زمینی٬ اهل فساد و دروغ.

 

دسترسی به انواع پرسشنامه های استاندارد، با روایی،  پایایی، روش نمره گذاری و منابع معتبر

تجزیه و تحلیل داده های آماری با نرم افزار پیشرفته SPSS

مبانی نظری و پژوهشی متغیر های مختلف

مطالب متنوع روش تحقیق، مدیریت و …

انواع  پاورپونت

عضویت در کانال تلگرام