...........................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................
خوش آمدید این سایت دارای مجوز می باشد برای مشاهده مجوز ها پایین صفحه را مشاهده فرمائید.
به هر چیز که اعتقاد داشته باشید چه درست چه نادرست، بر قسمت نیمههوشیار ذهن تأثیر میگذارد و با دقتی حیرت آور به عینیت در میآید. هر امر باید ابتدا در غالب اعتقاد درآید تا به آن عمل شود.
۲- قانون انتظارات
هر آنچه که انتظارش را میکشید به سرتان میآید. مثلاً اگر انتظار یک زندگی خوب و موفق را میکشید، همان را خواهید داشت و برعکس. پس اگر هر عملی که انجام دهید از آن انتظار مثبت داشته باشید، نتیجه مثبت خواهید گرفت. حتماً تأثیر این قانون را در زندگی روزمره زیاد دیدهاید.
۳- قانون جاذبه
منفیها، منفیها را جذب میکنند و مثبت ها، مثبتها را. افراد با ذهنیت منفی، اشخاص منفی را جذب میکنند و برعکس، افراد با ذهنیت مثبت، اشخاص پر انرژی و مثبتاندیش را.
۴- قانون جانشینی
ذهن نیمههوشیار در یک لحظه میتواند فقط به یک وجه از قضیه فکر کند (مثبت یا منفی). یعنی زمانی که میخواهیم به جنبه مثبت کاری فکر کنیم قادر نیستیم در همان لحظه جوانب منفی آن را هم بسنجیم. مگر آنکه جنبه منفی جانشین وجه مثبت شود.
۵- قانون کارما
آدمی تنها آنچه را که میدهد باز میستاند. بازی زندگی، بازی بومرنگ هاست. پندار و کردار و گفتار انسان دیر یا زود با دقتی حیرت انگیز به خود او باز میگردد.
👈 کارما واژهای است سانسکریت به معنای «بازگشت». آنچه که آدمی بکارد، همان را درو خواهد کرد. بسیاری از مردم از این واقعیت غافلند که هدیه دادن نوعی سرمایه گذاری است و اندوختن از سر حرص و احتکار جز تنگدستی عاقبتی ندارد.
۶- قانون بخشایش
این قانون میگوید خطاهای خود و دیگران را فراموش کنید و ببخشید. فراموش کردن خطاهای خود این حسن را دارد که تصویر ذهنی شخص از خود، مخدوش نمیشود.
هر اندیشهی خشک و محدودکنندهای مثل مقصر دانستن خود، یا کینه و ناراحتی داشتن از دیگران بر ذهن نیمههوشیار اثر گذاشته، مانع پیشرفت میشود.
۷- قانون پرهیز از تردید و هراس
جز تردید و هراس هیچ چیز نمیتواند میان انسان و آرمانهایش فاصله ایجاد کند. اگر انسان بدون دلهره، برای تحقق آرزوهایش تلاش کند، بیدرنگ برآورده خواهد شد.
مهارت نه گفتن: رد درخواست های غیرمنطقی دیگران
همه ما در موقعیت هایی قرار گرفته ایم که گفتن کلمه نه برای ما دشوار بوده است. ناتوانی نه گفتن می تواند در موقعیت های مختلف مشکلاتی برای ما ایجاد کند. بسیاری از نوجوانانی که دچار مشکلات مختلف مانند مصرف مواد و فرار از خانه میشوند در نه گفتن مشکل دارند.
پاسخ نه گفتن شامل سه گام است.
۱- تصمیم خود را بگیرید: در این مرحله باید تصمیم بگیرید که آیا دادن پاسخ مثبت به درخواست موردنظر به نفعتان است یا خیر
۲- دلایل خود را بیان کنید: به طرف مقابل علت تصمیم یا خواسته و احساستان را بگویید.
۳- به طرف مقابل نشان دهید که نظر، خواسته یا احساس او را درک می کنید: همدلی کردن با دیگران و تلاش برای درک احساسات آنها موجب می شود تا دیگران پاسخ منفی خود را راحت تر بپذیرند.
کانال تلگرام ما
روش های مختلف نه گفتن:
در برخی موقعیت ها به ویژه در شرایطی که فشار گروهی وجود دارد شاید یک بار نه گفتن برای کاهش فشار گروهی کافی باشد.
۱-مقاومت در برابر اعمال فشار دیگران: همه افراد به سادگی از خواسته خود دست برنمی دارند، از این سه شکل و شیوه های مختلف و با استفاده از تاکتیک های گوناگون شما را تحت فشار قرار می دهند تا با خواسته آنها موافقت کنید.
تاکتیک های تاثیرگذاری عبارتند از:
۱- القای احساس گناه: تو راضی می شوی من در این درس بیافتم.
۲- تهدید: اگر این کار را نکنی دوستی مان تمام می شود.
۳– دست انداختن و تحقیر: بچه ننه، دهنت بوی شیر می دهد؛ به این نوع رفتارها تاکتیک های نفوذ گفته می شود. در این نوع موقعیت ها با استفاده از گام هایی که گفته می شود، در مقابل فشار دیگران مقاومت کنید.
تمرین:
در گروه های دوتایی با استفاده از گام های معرفی شده به ایفای نقش موقعیت های زیر بپردازید.
الف) یکی از دوستانتان از شما می خواهد که امروز به مدرسه نروید و برای نوشیدن مشروبات الکلی به شهرهای اطراف بروید، او به شما می گوید تعادی از دوستان او نیز آنجا هستند بعد از شما می پرسد می ترسی این طور نیست؟ تصمیم بگیرید به او بگویید نه
ب) یکی از دوستان خانوادگی تان از شما می خواهد که بعد از مدرسه به خانه او بروید شما احساس خوبی درباره او ندارید لذا احساس ناراحتی می کنید لذا تصمیم می گیرید به شیوه جراتمندانه رفتار کرده و از پذیرش او امتناع ورزید.
همه ما میدانیم که مدیران بسیار سرشان شلوغ است. دلیل اصلی آن هم این است که دائم جلسه دارند. علت آن این است که باید در مورد موضوعات متعددی تصمیم بگیرند. البته پوشیده نیست که بخشی از این کارها و جلسات نیز تشریفاتی است. خوب چرا این تصمیمات از طریق دیگری گرفته نمیشود؟
مثلا چرا کارهای گسترده کارشناسی در قالب یک گزارش خوب تهیه نمیشود و مدیر از طریق خواندن آن گزارش تصمیم نمیگیرد؟ میتوان گفت به همان دلیل که بسیاری از اساتید، پایان نامه دانشجویان را نمیخوانند و تنها در جلسه به ارائه وی گوش میدهند و نظر میدهند.
ریشه این ماجرا پدیده «احمق بودن سیستمها»ست (Stupid). بسیاری از سیستمها در کشور ما احمق هستند و این باعث میشود که درست کار نکنند و لذا مدیران ناگزیر باید دائم با آنها کلنجار بروند. پس با دو سیستم احمق و سیستم هوشمند روبرو هستیم. اما فرق این دو سیستم در چیست؟ مثلا آیا سیستم بیمارستانی ما هوشمند است یا احمق؟ سیستم حمل و نقل؟ سیستم علمی؟ مالیاتی؟ ثبت اسناد؟ تامین اجتماعی؟ گمرک؟ بازنشستگی؟ آموزش و پرورش؟ کنکور؟
سیستم هوشمند سیستمی است که ظاهر آن ساده است و شما به راحتی با آن مواجه میشوید و کار خود را انجام میدهید ولی در پشت آن، پیچیدگی بسیار زیادی وجود دارد که شما اصلا نمیبینید. شما از کار کردن با سادگی آن لذت می برید در حالیکه نمیدانید چقدر طراحی پیچیدهای دارد. در مقابل، سیستم احمق سیستمی است که ظاهری پیچیده دارد و شما در کار کردن با آن دچار مشکلات میشوید در حالیکه پشت آن بسیار ساده است و توان خاصی ندارد. در عمل اتفاقی که میافتد این است که در سیستم هوشمند، شما بار خاصی متحمل نمیشوید و خیلی ساده با آن کار میکنید در حالیکه در سیستم احمق، همه بار بر روی دوش شماست.
مثلا گوگل را فرض کنید. پیچیدهترین سیستم دنیاست و در عین حال ساده ترین ظاهر را دارد. اما در مقابل، در سیستم ارزیابی آموزشی، همه بار بردوش دانشجو و دانشآموز و خانواده وی است در حالیکه در باطن خبری نیست و معلوم نیست چه چیز را میسنجد. یا در سیستم ارتقای اساتید، باید نمرهها را تک تک از جاهای مختلف جمعآوری کنی و همه بار بر روی دوش توست و آن طرف چک میکند که نمرات را آوردی یا نه. وارد یک بیمارستان که میشوی، همه کارها را باید خودت انجام دهی. خلاصۀ ماجرا اینکه باید بدوی.
در سیستمهای احمق، مدیران ناگزیر میشوند تا برای همه چیز تصمیمگیری کنند. باطن سیستم خبری نیست. جوک معروفی بود که میگفت درون سر طرف را که شکافتند صرفا یک سیم بود که دو تا گوش را بههم وصل میکرده که نیفتد؛ این همان حکایت سیستم احمق است. اما متاسفانه مدیران به جای اینکه تلاش کنند سیستمسازی کنند، خود به روش احمقانۀ دیگری به مدیریت میپردازند و آن همانا حل مسائل و چالشهای آن یکی پس از دیگری از یک جلسه به جلسه دیگر است. اینطوری میشود که مدیر ما همیشه سرش شلوغ است.
پس نمیتوان و نباید همه چیز را به آمریکا مرتبط کرد. این سیستمها هستند که احمق هستند و اگرچه مدتی کنترل و مدیریت فردی می شوند، اما ناگهان از یک جایی کار خراب میشود و همه چیز میریزد بیرون. حال سوال این جاست که چه کسی و چه زمانی بالاخره آستین همت بالا خواهد زد و سیستمها را به صورت هوشمند طراحی خواهد کرد؟ آیا این تغییرات باید از بالا به پائین باشد؟ آیا باید منتظر تغییر نسل باشیم؟ یا پائین به بالا هم میتوان کاری کرد؟
به نظرم هر کسی از پائین هم میتواند در سیستمهایی که خودش حضور دارد تلاش کند و هوشمندی را به آنها تزریق کند. با هر بهبود ساده، سیستمها هوشمندتر میشوند…
مدیرانی که خود را به احمقانگی سیستمها تسلیم میکنند، بهتر است شغل دیگری برای خود برگزینند. انتظار می رود یک مدیر (حال می خواهد رئیس بانک مرکزی باشد یا وزیر اقتصاد یا رئیس یک سازمان)، تحلیل خوبی از سیستم خود داشته باشد و آن را از نو طراحی کند. طرحی که هوشمندانه باشد و بتواند به راحتی با شبیه سازی نیازهای مراجعان، به آنها پاسخ دهد.
خلاصه اینکه در سیستم احمق، مدیران جلسهای ما به تصمیمات احمقانهتری میرسند. مثلا سیستم احمق اجازه تاسیس موسسات مالی داده و تصمیم احمقانهتر این بوده که پول را به مالباختگان (!) از بودجه عمومی برگرداندیم . یا مثلا نرخ ارز جابجا شده و ما در یک جلسه تصمیم گرفتیم ارز ۴۲۰۰ تومانی به خیلیها بدهیم. یا مثلا توی کویر ذوب آهن زدیم، حالا میخواهیم از خلیج فارس آب بیاوریم…
پروفسور کاندو در سال ۱۹۲۴ در ژاپن متولد و در ۱۹۴۵ از دانشگاه کیوتو فارغ التحصیل شد .
کاندو معتقد است ،که ” کیفیت با طبیعت انسان سازگار تر از موضوع هزینه و بهره وری است ، چون کیفیت نه تنها بر زندگی انسانبه مدت طولانی تری اثر می گذارد بلکه مورد توجه تولیدکنندگان و مشتریان نیز هست و علاوه بر این ، برایدسترسی به مرغوبیت بالاتر محصولات و خدمات ، ایجاد انگیزه در کارکنان بسیار مهم است .
کاندو بر رابطه بین کیفیت و نیروی انسانی تأکید خاصی داشته و انسانیت را اساس انگیزه می داند و بیان می کند که کار انسان بایستی شامل سه عنصر اساسی زیر باشد :
خلاقیت – لذت اندیشیدن
فعالیت بدنی – لذت کارکردن با عرق پیشانی
اجتماعی بودن – لذت سهیم بودن در خوشی و غم همکاران
کاندو در کتاب خود تحت عنوان ” انگیزه انسانی – یک عامل حیاتی برای مدیریت ” تصریح می کند که : کار هرچه خلاق تر باشد نقش مهمی در ایجاد انگیزه دارد . وی چهار اقدام عمده زیر را در پشتیبانی چنین فرایندیپیشنهاد می کند :
۱- وقتی دستورالعمل کار را صادر می کنید ، اهداف واقعی کار را روشن کنید
۲ – سعی کنید افراد قویا” احساس مسئولیت برای انجام دادن کار خود کنند
۳ – برای خلق ایده های نو فرصت بدهید
۴ – ایده ها را بپرورانید و بگذارید به بار بنشینند
او معتقد است با رعایت اصول چهارگانه این امکان بوجود میآید تا کار به عنوان یک فعالیت خلاق جلوهگر گردد و نیز اگر عقاید ایجاد و پرورش یابند افراد درگیر ، اتکا به نفس را احساس نموده و این تجربه گرانقیمتی از دیدگاه انگیزش است.
لباسهای روشن بر تن کنید: آنچه میپوشید اثری آشکار بر احساسات شما دارد. لباسهای گشاد، الیاف طبیعی و رنگهای روشن ایجاد آرامش میکنند و باعث میشوند که خوش اخلاقتر باشید.
راحت نشستن را فراموش نکنید: از یک صندلی استفاده کنید که به شما آرامش میدهد. صندلی خوب بر روح شما اثر میگذارد. بهترین انتخاب صندلی هایی است که پشت شما را حمایت کند تا راست بنشینید.
۳٫ گاهی زنگ تلفن را نادیده بگیرید: گاهی اوقات به زنگ تلفن توجه نکنید، پاسخ ندادن به تلفن از تنش شما میکاهد.
حوله مرطوب آرامش میبخشد: هیچ چیز مانند حوله مرطوب با آب داغ تنش و استرس را از چهره شما برطرف نمیکند.
۵٫ از ویتامینها غافل نشوید: استفاده از ویتامین A و B باعث آرامش شما میشود. غذاهایی که دارای ویتامین B هستند اثری شگفت انگیز دارند. فرآورده های لبنی، نخود فرنگی، سبوس گندم، حبوبات، پسته و فندق سرشار از ویتامین B هستند.
۶٫ عبارات تشویش آفرین را دور بریزید:
عبارات تشویش آفرین مانند:
“ناچارم، باید، موظفم، وقت ندارم” احساس ناآرامی را بیشتر میکنند. به چنین واژگانی گوش ندهید و جای این عبارات را با “ممکن است، چنین میکنم، فرصتی می یابم” عوض کنید.
۷ . شیر بنوشید: شیر برای شما آرامش و شادی پدید می آورد. شیر، سرشار از کلسیم است و باعث آرامش عضلات میشود. اسیدهای موجود در شیر آرامشبخش هستند.
۸٫ گاهی لباس با طرح کودکانه بپوشید: چنین کاری یادآور روزهای شاد زندگی است.
۹٫ درد دل کنید: راز داری زیاد، اغلب تنش آفرین است. گاهی احساس و مشکل خود را با دوستی رازدار و صمیمی در میان بگذارید تا احساس آرامش کنید.
۱۰٫ خوش اخلاق باشید: خوی خوش داشته باشید و با مهربانی سخن بگویید. خوشخویی بیشتر، آرامش بیشتری به شما میدهد.
۱۱٫ لبخند بزنید: خنده، دشمن شماره یک استرس میباشد و سبب آرامش شما می شود.
۱۲٫ خویشتندار باشید: انرژیهای خود را پراکنده نکن. آنها را تحت نظر داشته باش و به طرز مفیدی هدایت کن.
۱۳٫ هرکاری را با حواس جمع و علاقه انجام دهید.
۱۴٫ در زمان حال زندگی کنید: در زمان حال زندگی کردن به این معنا نیست که آینده را رها کنیم، بلکه معنای آن این است که نگران آینده نباشیم بلکه برای آینده فکر کنیم و برنامه ریزی کنیم و مهمانی را در لحظه ابدی اکنون برگزار کنیم و گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کنیم.
۱۵٫ درون خود را آرام کنید: آسایش جسمانی با ورزش، عاطفی با روابط اجتماعی مناسب، ذهنی با مطالعه و مراقبه و معنوی با دعا و نیایش برای خود ایجاد کنید.
۱۶٫ دل نبندید: این را بدانیم که در حقیقت هیچ چیز و هیچ کس به ما تعلق ندارد.
۱۷٫ شادی و نشاط و شادابی را مهمان زندگی خود کنید: افکار شادی آفرین را آگاهانه حفظ کنیم.
۱۸٫ آرزوهای خود را کنترل کنید: این را بدانیم که شادی در درون ما جای دارد، نه در اشیاء و شرایط خارج از وجود ما.
۱۹٫ همه چیز را همانطور که هست بپذیریم، آنگاه با امید و آرامش در جهت بهبودی آن قدم برداریم.
۲۰٫ این مطلب را درک کنیم که ما نمیتوانیم دنیا را تغییر دهیم، چون ما مدیر کل نظام خلقت نیستیم!!!. اما مدیر کل خودمان هستیم و میتوانیم خودمان را تغییر دهیم.
۲۱٫ دوستی با افراد مثبت را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید: از معاشرت با افرادی که طبیعتی خالی از صفا و صمیمیت دارند اجتناب کنیم.
۲۲٫ آرامش درون در یک زندگی ساده است: ضروریات زندگی را دوباره برای خودمان تعریف کنیم.
۲۳٫ یک زندگی سالم برای خودتان طراحی کنید: هر روز ورزش کنید، غذای مناسب بخورید و نفس عمیق بکشید و بخندید.
۲۴٫ وجدانی پاک داشته باشید: به آرمانهایمان پایبند و متعهد باشیم.
۲۵٫ رفتار آزادانه داشته باشید: رفتاری را انجام دهیم که بر آمده از خود واقعیمان باشد، نه افکار دیگران!
۲۶٫ در تمام مراحل زندگی از حق و حقیقت پیروی کنید: در این رابطه در نظام خلقت دو مطلب وجود دارد:
الف. حق با من است.
ب. حق چیست. همیشه دنبال این باشیم که حق چیست!
۲۷٫ حسرت داشتههای دیگران را نخورید: این را بدانیم که آنچه حق ماست، اگر تلاش کنیم و برنامه مشخصی داشته باشیم، هر طور شده خود را به ما میرساند.
۲۸٫ گلهمندی و شکایت کردن را رها کنید: آنچه دنیا به ما میبخشد، در مقابل چیزی است که پیشتر، ما به او بخشیده ایم. ما چه چیزی به دنیا بخشیده ایم؟
۲۹٫ اشتباهات خود را بپذیرید و بدانید که فقط خود شما میتوانید آنها را به موفقیت تبدیل کنید.
۳۰٫ بر افکار منفی خود غلبه کنید: شما نمیتوانید فکر کردن را متوقف کنید اما هر گاه افکار منفی بر شما هجوم آوردند، با صدای بلند بخندید و یا چند بار با صدای بلند بگویید: باطل، باطل و یا سوت بزنید!!!
۳۱٫ تمرین اراده یادتان نرود: برای تقویت اراده، بین تخیل خودتان و اراده، آشتی برقرار کنید. یادتان باشد که هر گاه بین اراده و تخیل، مقابله بوجود آید آن که پیروز میدان است، تخیل است! قدرت تخیل، همیشه بیشتر از قدرت اراده است و اگر ما اراده کنیم که کاری را انجام دهیم و تخیل ما خلاف جهت آن عمل کند، اراده ما مغلوب قدرت تخیلمان میشود. پس قبل از اراده کردن، روی تخیلمان کار کنیم و تخیلمان را با ارده خود هماهنگ کنیم.
۳۲٫ دلتان همیشه شاد باشد، حتی هنگامی که دیگران عبوس هستند.
۳۳٫ به جای توقع خوشحالی از دیگران، خودتان آنها را خوشحال کنید.
۳۴٫ خیر و سلامت دیگران را خیر و سلامت خودتان بدانید.
۳۵٫ بی آزار باشید: هرگز عمداً کسی را نرنجانید.آنسانهای سالم چند ویژگی دارند: آرامش بخشند- انعطاف پذیرند- اهل خنده و لبخندند- به خودشان آسیب نمی رسانند مثلا سیگار نمی کشند- به دیگران آسیب نمی رسانند- مضطرب و افسرده نیستند.
۳۶٫ درکنار دیگران کار کنید، نه در مقابل آنها.
۳۷٫ هر روز برای چند نفر دعا کنید: در سخنی از معصومین آمده است:
«هر کس چهل نفر از مؤمنین را در دعا کردن بر خود مقدم بدارد، سپس حاجات خود را بطلبد، دعای او به اجابت خواهد رسید.»
۳۸٫ هر روز چند نفر را ببخشید:در درجه اول خودتان را ببخشید، اسامی کسانی را که به شما بدی کرده اند بنویسید و روزی سه نفر آنها را در دعاهایتان ببخشید.
۳۹٫ گناه نکنید: گناه استرس آفرین و تنش زا است و گناه هر چیزی است که آرامش ما را بگیرد.
۴۰٫ مراقبه درونی و راهیابی به سرچشمه آرامش روح را فراموش نکنید: آرامش روح و روان در گرو یاد خداست
عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت این چه حرفی ایست که در عالم بالاست بهشت هر کجا وقت خوش افتاد همان جاست بهشت از درون تو بود تیره جهان چون دوزخ دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت او ندانست که در ترک تمناست بهشت صائب از روی بهشتی صفتان چشم مپوش که در این آیینه بی پرده هویداست بهشت
نیمه پر لیوان از افسانه تا واقعیت:
این برای خیلی از ما بسیار مرسوم است و به کرات میشنوییم یا میگوییم که به نیمه پر لیوان نگاه کن. درواقع، این عبارت گویای نوعی تفکر خوشبینانه یا به عبارتی دیگر مثبت اندیشی است. اما ممکن است چنین به نظر برسد که با این نوع تفکر قصد داریم از واقعیت فرار کنیم و انکار کنیم که مشکل و کمبودی هست.
حال بیایید ببینیم این نوع تفکر در عمل چگونه است و آیا در کل سودمند است یا مضر؟
تمرکز بر نقاط قوت و مثبت و داشته ها باعث افزایش اعتماد به نفس، عزت نفس، انعطاف پذیری و سایر منابع روانشناختی و ذهنی و حتی منابع فیزیولوژیکی، اجتماعی میشود. این امر کمک میکند بتوانیم دست کم از داشته های خودمان بیشترین بهره را ببریم و بعضا این شرایط منجر به خلاقیت نیز میشود.
مثلا فرض کنید بیرانوند دروازه بان تیم ملی کشورمان که بارها از زندگی گذشته خود و خوابیدن در چمن و … صحبت کرده تمرکز خود را بر فقر و مشکلات مادی و مالی میگذاشت. ایشان الان احتمالا در موقعیت شغلی به اصلاح بخور و نمیری بود و با یک حداقل میساخت.
اما نیمه پر لیوان ایشان استعداد و توانمندی و پشتکار و اراده اش در زمینه ورزش بود. در نتیجه به جای تمرکز بر مشکلات و فقر بر روی توانمندی خود و نیمه پر لیوان متمرکز شد و اتفاقا توانست به موفقیت فوق العاده ای دست پیدا کند – نه یک موفقیت معمولی و ساده. یکی از پیش فرضهای روانشناسی مثبت گراتاکید بر عملکرد فوق العاده و رسیدن به شکوفایی است. درواقع، مثبت گرایی امکان ماجراجویی و داشتن رویا و هدف را ورا و فرای مشکلات و کاستیها برای ما فراهم میسازد.
حالا بپردازیم به نیمه خالی، تمرکز بر این وجهه از زندگی باعث کاهش اعتماد به نفس، عزت نفس و امیدواری و سایر منابع میشود. به لحاظ عصب شناختی نیز برعکس حالت اول شاهد کاهش چشمگیر فعالیت مغز خواهیم بود. این وضعیت با شکل گیری گسترده تر افکار منفی و افزایش قلمرو منفی گرایی همراه خواهد بود. در این وضع، به دلیل کاهش خزانه فکری و رفتاری رفتارهای خود تخریبگی همچون اعتیاد بروز پیدا میکند.
بنابراین، نیمه پر یا نیمه خالی صرفا یک نگرش نیست و اساسا مثبت گرایی واقعی انکار واقعیت و کنار امدن منفعلانه با شرایط و باور ان نیست. بلکه در عوض این رویکرد بر روی یک فرایند پیشرفت و لذت بردن از مبارزه با چالشها و یافتن راهکارهای لازم برای غلبه بر موانع است.
نویسنده: دکتر محمد فروهر
ما در این سایت پرسشنامه های استاندارد (دارای روایی، پایایی، روش دقیق نمره گذاری ، منبع داخل و پایان متن ) ارائه می کنیم و همچنین تحلیل آماری کمی و کیفی رابا قیمت بسیار مناسب و کیفیت عالی و تجربه بیش از 17 سال انجام می دهیم. برای تماس به ما به شماره 09143444846 در شبکه های اجتماعی پیام بفرستید. ایمیلabazizi1392@gmail.com
تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به لنسرسرا و محفوظ است.
این سایت دارای مجوز می باشد