
بایگانی ماهیانه: ژانویه 2018
می دانید در ۵ سال آینده چه شخصی خواهید بود؟

شادی ما، حاصل جمع موفقیت ما و مقایسه با دیگران است
شادی ما، حاصل جمع موفقیت ما و مقایسه با دیگران است
? پژوهشگران دانشگاه UCL در لندن معادلهای جدید را طراحی کردهاند که نشان میدهد چگونه شادی ما نتیجهای از تعامل تجربیات ما و مقایسه آن با بهبود دیگران است. این تیم پژوهشی در سال ۲۰۱۴ معادلهای را طراحی کردند که شادی را پیشبینی کرده و اهمیت انتظارات فرد را برجسته میکند. نسخه تغییریافته و بهروزشده این فرمول همچنین موفقیت دیگران را نیز درنظرمیگیرد.
? یافتههای این پژوهش ، نشان میدهد که نابرابری شادی را به شکل متوسط کاهش میدهد. در این آزمایش،شرکتکنندهها دست به شرطبندی میزدند و همچنین از نتیجه شرطبندی دیگران مطلع میشدند.
بهطورمتوسط، زمانی که فرد برنده میشد، در صورت برنده شدن همبازیاش شادتر از زمانی بود که همبازیاش میباخت. این تفاوت را میتوان به احساس گناه نسبت داد؛ بههمینترتیب، زمانی که فرد بازنده میشد در صورتی شادتر بود که همبازیاش هم میباخت تا زمانی که میبرد. این پدیده را میتوان به حسادت نسبت داد.
? یکی از پژوهشگران میگوید: «معادله ما میتواند بهدقت پیشبینی کند که شادی افراد نهتنها در نتیجه تجربیات آنهاست، بلکه از تجربیات اطرافیان هم نشأت میگیرد.
به شکل متوسط، ما زمانی که دیگران بیشتر یا کمتر از ما داشته باشند، شادی کمتری داریم. اما این اتفاق در هر فرد شدت مختلفی دارد. جالب این جاست که این معادله به ما اجازه میدهد تا پیشبینی کنیم که فرد تا چه حدی در یک موقعیت جداگانه سخاوتمند خواهد بود و از او خواسته میشود تا پول کمی را به فرد دیگری بدهد.
دقیقاً مبتنی بر تاثیر نابرابری بر شادی افراد، میتوان پیشبینی کرد که فرد تا چه حد نیکوکار خواهد بود.»
منبع: ماهنامه سپیده دانایی
شادترین افراد

علت رضایت از زندگی، لذت بردن از زندگیه یا معناداشتن زندگی؟
✅دکتر سلیگمن در سال ۲۰۰۴ در سخنرانی TED به معرفی مختصر روانشناسی مثبت پرداخت، کلیپ این سخنرانی حجم بالایی دارد و به همین دلیل متن سخنرانی رو اینجا گذاشتیم و لینک اصلی سخنرانی رو برای علاقمندان در ادامه میگذاریم…
✅اما رسالت روانشناسی مثبت چیست و چرا با بقیه شاخه های روانشناسی اینقدر متفاوت است؟
?متن سخنرانی:
روانشناسی راه باارزشی رو تا اینجا اومده. ما الان میتونیم به جز دو مورد، همهی بیماریهای روانی رو درمان کنیم؛ اون دو مورد رو هم میتونیم بهبود بدیم.
ما الان میتونیم ادعا کنیم که توانایی این رو داریم که وضعیت افراد درمانده رو بهتر کنیم و این فوق العاده است. اما ما این رو فراموش کردیم که به مردم عادی که بیمار نیستن، کمک کنیم که زندگی شادتری داشته باشن، و این دلیلی بود که افرادی مثل نَنسی اِتکاف، دَن گیلبرت، میهای چیکسِنتمیهایی* و خودم رو واداشت که روی چیزی کار کنیم که من اسمش رو گذاشتم “روانشناسی مثبت”. دانشی پایهگذاری شد (روانشناسی مثبت) که به چیزهایی میپردازه که به زندگی ارزش زیستن میده. حالا زندگی شاد چیه؟ ما سه نوع زندگی شاد رو از هم تفکیک کردیم که در موردش صحبت میکنم:
۱٫ Pleasure Life
?زندگی خوشایند
(پر از خوشگذرونی و احساسات مثبت و دارا بودن مهارت تقویت اون احساسات و بسط دادنشون در زمان و مکان)
این زندگی البته سه ایراد داره. یکی اینکه ۵۰% ارثیه و روشهای مختلفی که ما برای افزودن عواطف مثبت پیشنهاد میکنیم ۱۵% تا ۲۰% میتونن بهش کمک کنن.
اشکال دوم انطباق پذیری هست. مثل بستنی وانیلیه. اولش ۱۰۰% مزه رو داره، ولی در ادامه مزهاش از بین میره چون بهش عادت میکنیم.
اشکال سوم اینکه زیاد انعطافپذیر و قابل شکل دادن نیست.
۲٫ Engagement Life
? “زندگی خوب” (مشغول بودن و تعهد)
زندگی کاری، تربیت فرزندان، عشقتان، اوقات فراغت و اوقاتی که زمان برای شما متوقف میشود.
چیزی که این زندگی رو از زندگی خوشگذرونی متمایز میکنه “فلو” (با ترجمه تحت الفظی میشه جاری بودن) هست.
“فلو” اولین بار توسط میهای چیکسنتمیهایی، به این شکل تعریف شده:
حالت عملکرد ذهنی که شخصی که داره کاری رو انجام میده کاملا درونش غرق شده و تمرکز کامل همراه با انرژی داره، به طور کامل درگیرش شده و از انجام اون کار لذت میبره.
در حالت اول شما متوجه هستین که دارین لذت میبرین اما در حین “فلو” شما اصلا متوجه هیچی نیستین.
برای رسیدن به این مرحله دستور العملی وجود داره. اونم اینکه نقاط قوتتون رو پیدا کنین و زندگیتون رو طوری تغییر بدین که بیشترین استفاده ممکن رو ازش ببرین.
۳٫ Meaningful Life
?زندگی معنادار
استفاده از نقاط قوتمون برای کمک به دیگران و خدمت به چیزی بزرگتر از خودمون (ارزشهامون)
برای ایجاد تغییرات پایدار در جهت به دست آوردن این سه نوع زندگی چکار میتونیم بکنیم؟ این سوالیه که همیشه پرسیده میشه.
ما با آزمایشهایی میزان تاثیرگذاری این سه سبک زندگی رو بر رضایت از زندگی اندازه گرفتیم. میتونیم مداخلاتی بکنیم برای سنجششون و مشاهده نتایج. مثلا در مورد “زندگی خوشایند” به مردم آموزش میدیم که مهارتهای مراقبهی مایندفول و لذت بردن از لحظه رو تقویت کنن و یک روز زیبا رو طراحی کنن. مثلا آخر هفتهای که در پیش است رو. یا میگیم که قدردانی از افرادی که اثر مهم و مثبتی روی زندگیشون داشتن رو تمرین کنن، چون ثابت شده که اثرش در افزایش شادی چشمگیره.
ما اثر پیگیری هر کدوم از این سه سبک زندگی رو روی رضایت از زندگی بررسی کردیم و نتایج شگفت انگیز بود.
? نتایج نشون میداد که پیگیری نوع اول زندگی (زندگی خوشایند) تقریبا اثری بر رضایت از زندگی نداره. قویترین اثر رو پیگیری معنا (حالت سوم) داشت و پیگیری زندگی دوم (مشغول بودن) هم اثر خیلی قویای داشت.
✅ همینطور تحقیقات نشون داده که سلامت جسمی، طول عمر و بهرهوری، ناشی از همین سه عامل و روش زندگی گفته شده هستن.
* Nancy Etcoff, Dan Gilbert, Mihály (Mike) Csikszentmihalyi
این مقاله، خلاصه ای بود از ویدیوی ۲۳ دقیقه ای زیر که میتونین با زیرنویس فارسی ببینید.
منبع:
http://www.ted.com/talks/martin_seligman_on_the_state_of_psychology#t-26442
با روحیهای آزادتر و ارادهای قویتر روزتان را آغاز کنید
?جولیا کامرون در کتاب معروفش به نام «The Artist’s way» ضمن اشاره به نوشتن روزانه برنامههای روتین از افراد میخواهد روزشان را با نوشتن «صفحات صبحگاهی» آغاز کنند.
به عقیده او این کار به شما کمک میکند تا با روحیهای آزادتر و ارادهای قویتر روزتان را آغاز کنید. پس اولین کاری که پس از بیداری، پیش از هر کار دیگری باید انجام دهید همانا نوشتن صفحات صبحگاهیتان آن هم به صورت روتین و بدون فکر کردن است.
به یاد داشته باشید که این صفحات، فقط برای دیدگان شما نوشته خواهد شد، پس آنها را از دیگران دور نگه دارید. همین مساله به شما جرات میدهد که با خیال آسوده هر چه دل تنگتان میخواهد روی کاغذ بنویسید.
?برای شناخت درون در ابتدا باید به بیرون از خود نگریست. شما نیاز دارید که فعالیتهای جدیدی را انجام دهید، از مکانهای جدیدی بازدید کنید و افراد جدیدی را ملاقات کنید. همه این کارها به شما کمک میکند تا خود را در معرض فرصتهای جدیدی قرار دهید.
پس اگر فعالیتها یا تجربیاتی را میخواهید امتحان کنید، حتما اینکار را انجام دهید.
?البته این درست است که شما نمیتوانید همه چیز را انجام دهید و یکی از اهداف اصلی مراقبه نیز مشخص کردن مناسبترین فعالیتهایی است که شما قادر به انجام و درک آنها هستید. در این میان، شرایط، پیشینه فردی و تجربیات زندگیتان حائز اهمیت هستند و نتایج گوناگونی را برای شما رقم خواهند زد.
?متوقف کردن عوامل مزاحم، تغییر دیدگاه و امتحان کردن، سه فرآیند اصلی در مسیر شناخت عنصر درونتان به شمار میآید. البته نباید فقط به یک بار انجام دادن این کارها اکتفا کنید و امیدوار باشید که خیلی زود به نتیجه برسید، راز موفقیت شما در این مسیر تکرار این فرآیندها است.
برای این کار:
▪️روی یک صفحه کاغذ، فهرستی از واژگان کلیدی یا تصاویری از چیزهایی که در طول هفته انجام میدهید، تهیه کنید. این فهرست میتواند شامل جلسات، ایمیلها، تمیز کردن خانه، خرید کردن، مطالعه، جستوجو در اینترنت، گوش کردن به موزیک و… شود.
▪️از رنگهای مختلفی در تهیه این فهرست استفاده کنید. در ضمن فعالیتهای مرتبط بههم را با رنگهای مشابه بنویسید تا معنای روشنی را منتقل سازند.
▪️در یک تکه کاغذ دیگر، برای هر کدام از گروهها، حلقههای جداگانهای ترسیم کنید و اندازه حلقهها را با توجه به مدت زمانی که به آن کارها اختصاص میدهید کوچک یا بزرگتر کنید. مثلا اگر بیشتر از آنکه استراحت کنید، کار میکنید، دایره مربوط بهکار کردن را بزرگتر ترسیم کنید.
▪️حالا به احساس خود درباره اینکارها فکر کنید و ببینید آیا انجامدادن آنها را دوست دارید یا خیر. شما همچنین میتوانید آنها را نسبت به علاقهمندیتان از یک تا سه درجهبندی کنید.
▪️در یک صفحه دیگر یک دایره بزرگ رسم کنید، سپس آن را به سه بخش تقسیم کنید که نشاندهنده احساسات سهگانه شما نسبت به کارهایتان است:
یک بخش مربوط به کارهایی که دوست دارید انجام دهید. یک بخش برای کارهایی که دوست ندارید انجام دهید و یک بخش هم اختصاص به کارهایی دارد که نسبت به انجام آنها احساس خاصی ندارید.
همین کار را میتوانید در مورد کارهایی که در طول ماه یا سال انجام میدهید تکرار کنید.
نویسنده: کارل استایب
کتاب: Work happy now
اشتباهی که بنجامین فرانکلینهرگز فراموش نکرد!
اشتباهی که بنجامین فرانکلینهرگز فراموش نکرد!
بنجامین فرانکلین در هفتسالگی سخت عاشق یک سوت شده بود. اشتیاق او برای خرید سوت به قدری زیاد بود که یک راست به مغازه اسباببازی فروشی رفت و هرچه سکه در جیبش داشت، روی پیشخوان مغازه ریخت و بدون آنکه قیمت سوت را بپرسد همه سکهها را به فروشنده داد! فرانکلین هفتاد سال بعد برای یک دوست نوشت: سوت را گرفتم و به خانه رفتم و آنقدر سوت زدم که همه کلافه شدن! اما خواهر و برادرهای بزرگم متوجه شدن که برای یک سوت پول فراوان پرداختهام؛ و اساسى به من خندیدند…
اوقاتم عجیب تلخ شده بود، و از ته دل گریه میکردم. سالها بعد که فرانکلین سفیر آمریکا در فرانسه و شخصیت معروف و جهانی شد هنوز آن را فراموش نکرده بود و میگفت: همانطور که بزرگ شدم و قدم به دنیای واقعی گذاشتم، اعمال انسانها را دیدم و متوجه شدم بسیاری از آنها بهای گزافی برای یک سوت میپردازند. بخش اعظم ناراحتی افراد با ارزیابی غلط آنها از ارزش واقعی چیزها فراهم آمده است.
بدبینى، ناامیدى، کمتحمل بودن، غصه خوردن، تردیدها و انتخابها، اختلافات خانوادگی، مشاجرهها، بحثوجدال بر سر مسائلی که حتی ارزش فکر کردن ندارند. همه سوتهایی هستند که بیشتر افراد با ندانستن بهای گزافی برایش میپردازند…
از همین الان شروع کن

با عقاب پرواز کن
