بایگانی برچسب: s

دوازده‌‌ نوع انسان‌ آلوده که باید از آنها دوری‌کرد:

دوازده‌‌ نوع انسان‌ آلوده که باید از آنها دوری‌کرد:

۱- خادمان قدرت، اونایی‌ که فکر میکنن افرادی که در قدرت هستند، محترمند‌ و دستمال به دست دنبال اونان

۲- لاف‌زن: کسایی‌ که دروغ میبافن‌ تا زندگی‌ خودشون‌‌رو جذاب جلوه بدن

۳- گدایان‌ محبت: اونایی‌ که سعی میکنن‌ همه رو راضی کنن‌ تا مبادا‌ کسی از دستشون‌ ناراحت باشه

۴- گدایان توجه

۵- شخصیت‌های‌ خمیری: اونایی‌ که یک هویت واحد ندارن، در هر محیطی به یه شکل در میان

۶- آفتابه‌های‌طلایی: اونایی‌ که زندگیشون‌ داغونه، ولی اصرار دارن بگن “همه چی ارومه، من چقدر خوشبختم”

۷- داستان‌سرایان: اونایی‌‌که یک کلاغ رو پنج‌کلاغ میکنن

۸- خوره‌های‌‌ غیبت

۹- منفی‌پاشان: اونایی‌ که تمام تلاششون‌ رو میکنن‌ گرد ناامیدی روی زندگی مردن بپاشند‌.

۱۰- نق نقو‌ها.

۱۱- همه چیز‌دان‌ها‌.

۱۲- خائنان! از پشت‌خنجر‌زنان!

همه‌ی‌ ما شاید ناخود‌آگاه یک یا دوتا از این ویژگی‌ها‌ رو داشته باشیم، باید سعی کنیم خودمون رو بشناسیم و برای تغییر اقدام کنیم.

برای مشاهده لیست همه ی  پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد  کلیک فرمایید.

تحلیل داده های آماری برای پایان نامه و مقاله نویسی ،تحلیل داده های آماری شما با نرم افزارهای کمی و کیفی ،مناسب ترین قیمت و کیفیت عالی انجام می گیرد.

نرم افزار های کمی: SPSS- PLS – Amos

نرم افزار کیفی: Maxquda

تعیین حجم نمونه با:Spss samplepower

روش های تماس:

Mobile :  09143444846  واتساپ – تلگرام

Telegram: @abazizi

وبلاگ ما

برای تحلیل داده های آماری با کیفیت بالا و قیمت مناسب همین جا  کلیک کن.

نکاتی کاربردی قبل از طرح نظر مخالف با مدیر مافوق

💢نکاتی کاربردی قبل از طرح نظر مخالف با مدیر مافوق

🔸کارمندان مجموعه‌ها بی‌شک در طی دوران فعالیت خود ممکن است بارها و بارها در شرایطی قرار بگیرند که با تصمیمی در مجموعه مخالف باشند.

تصور کنید در مجموعه‌ای مشغول فعالیت هستید و مدیر ارشد شما برای پروژه تصمیم گیری کرده و شما با نظر وی مخالف هستید. برای طرح نظر مخالف چه مسیری را طی می‌کنید؟ از چه کلماتی استفاده می‌کنید؟ آیا اصلا ارزش دارد نظر مخالف خود را مطرح کنید؟

🔸کارشناسان می‌گویند طبیعی است که در محل کار با نظر دیگران مخالف باشیم و این مخالفت موضوع عجیبی نیست. آنچه اهمیت دارد نحوه مخالفت و چگونگی مطرح کردن آن است. گاهی طرح اشتباه یک نظر مخالف می‌تواند صدمات جبران‌ناپذیری در ارتباطات کاری ما وارد کند. قبل از طرح موضوع به این نکات توجه کنید:

1⃣ واقع بین باشید

بسیاری از کارمندان به دلیل ترس از دست دادن کار، ایجاد جو متشنج یا دلایل دیگر از طرح نظر مخالف خود امتناع می‌ورزند، در حالی که عمیقا می‌دانند مسیر اشتباه  است و پروژه به سمت نامطلوبی حرکت می‌کند.

در چنین شرایطی باید واقع بین باشید. اگر بتوانید موضوع را به شکل درستی مطرح کنید و مشکلاتی که در ادامه مسیر می‌بینید به درستی ترسیم کنید، نباید نگران اخراج شدن باشید.

2⃣ اهداف مشترک خود را مرور کنید

اگر می‌خواهید نظر مخالفی را مطرح کنید، بار دیگر اهداف اصلی را مرور کنید و سپس برمبنای اهداف خود سناریوی صحبت کردن و طرح نظر مخالف را تنظیم کنید. در این صورت راهبرد موضوع نیز ساده‌تر خواهد شد.

3⃣ برای طرح نظر مخالف اجازه بگیرید

وقتی از مدیر مافوق خودتان قبل از طرح نظرات مخالف اجازه می‌گیرید در واقع امنیت روانی برای وی ایجاد می‌کنید و کنترل امور را به صورت ناخودآگاه در دست می‌گیرید.

4⃣ آرامش خود را حفظ کنید

ممکن است زمانی که می‌خواهید نظر مخالف بدهید، دچار استرس شده و تمرکز خود را از دست بدهید. این شرایط باعث می‌شود نتوانید به درستی موضوع را مطرح کنید. پس آرامش خود را حفظ کنید.

5⃣ مهم‌ترین موضوعات را مطرح کنید

دست روی اصلی‌ترین موضوع بگذارید و حاشیه نروید. وقتی از مدیر مافوق خود اجازه گرفتید که در مورد موضوع با وی صحبت کنید، مهم‌ترین و اصلی ‌ترین مساله را مطرح کنید.

6⃣ قضاوت نکنید

وقتی در مورد نگرانی‌ها و دلایل خود برای مخالفت صحبت می‌کنید،‌ دچار قضاوت‌های عجولانه نشوید. نه در مورد خودتان قضاوت کنید و نه در مورد طرف مقابل.

7⃣ متواضع باشید

قبل از ارائه نظر خودتان در مورد موضوع، با دقت بررسی کنید، ولی این احتمال هم وجود دارد که اشتباه کنید. اگر اشتباه کرده بودید متواضع باشید و اشتباه خود را بپذیرید.

8⃣ درنهایت پذیرای نظر مدیریت باشید

ممکن است نظر شما درست باشد ولی دست آخر مدیریت مجموعه تصمیم گیرنده نهایی است. پس نظر او را بپذیرید. در این صورت به مدیر مافوق خود نشان داده‌اید که جایگاه او را درک می‌کنید.

✏️منبع: harvard business rewiew

پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد  کلیک فرمایید.

تحلیل داده های آماری برای پایان نامه و مقاله نویسی ،تحلیل داده های آماری شما با نرم افزارهای کمی و کیفی ،مناسب ترین قیمت و کیفیت عالی انجام می گیرد.

نرم افزار های کمی: SPSS- PLS – Amos

نرم افزار کیفی: Maxquda

تعیین حجم نمونه با:Spss samplepower

روش های تماس:

Mobile :  09143444846  واتساپ – تلگرام

Telegram: @abazizi

وبلاگ ما

برای تحلیل داده های آماری با کیفیت بالا و قیمت مناسب همین جا  کلیک کن.

‏💢 ۲۰ علامت بلوغ عاطفی به زبان آلن دو باتن

‏۱. میفهمید بیشتر بدرفتاری آدم های اطرافتون ریشه در اضطراب و ترسشون داره:‌ دنیا دیگه براتون پر از هیولا نیست

‏۲. یاد میگیرید آدما بطور خودکار از محتویات مغز شما اطلاع ندارند:‌ پس حرف میزنید و دیگران رو سرزنش نمیکنید که نمیفهمنتون

‏۳. یادمیگیرید که شماهم اشتباه میکنید:‌ پس معذرت خواهی میکنید

‏۴. اعتماد بنفس رو یاد میگیرید: نه که فوق العاده اید! نه. در واقع میفهمید همه ما ابله و ترسو و سرگردون هستیم.هممون با آزمون و خطا زندگی میکنیم. عیبی هم نداره

‏۵. والدینتون رو میبخشید:اونا هم درگیر ترس و اضطراب های خودشونن

‏۶. به اثر نکات کوچیک در خلق و خو افراد پی میبرید:‌ مثلا میفهمید یه مسئله مهم رو پیش نکشید مگر خودتون و طرف مقابل استراحت کرده باشید مست نباشید غذا خورده باشید و استرس یا عجله نداشته باشید

‏۷. قهر نمیکنید:‌ یادتون نمیره که یه روز میمیرید. حرف میزنید و میبخشید

‏۸. دست از کمالگرایی برمیدارید:‌ هیچ چیزی بی نقص نیست. از به اندازه کافی خوب بودن قدردانی میکنید

‏۹. یاد میگیرید بد بین بودن در باره نتایج امور یه فضیلته

‏۱۰. میفهمید نقاط ضعف آدما با نقاط قوتشون گره خورده:‌ مثلا دیگه از کسی که شلخته ست ناراحت نمیشید چون میدونین در ازاش شاید خلاقه

‏۱۱. به آسونی عاشق نمیشید: همه هرچقدم از دور برازنده و دلپذیر باشند از نزدیک مشکلات خودشون رو دارن. پس وفادار میمونید

‏۱۲. میفهمید زندگی با شما آسون نیست

‏۱۳. یادمیگیرید خودتون رو بخاطر خطاها و حماقت هاتون ببخشید:‌ بیشتر با خودتون رفاقت میکنید. همه ما به نوعی احمقیم

‏۱۴. یادمیگیرید با کله شقی های بچگانتون که هرگز هم از بین نمیرن به صلح برسید: تلاش نمیکنید که همیشه بزرگسال باشید. همه ما بچه ایم

‏۱۵. برای شادی درازمدت به پروژه های بلندمدت دل نمیبندی: اگه دمی بی دردسر سپری بشه هم خوشحالتون میکنه

‏۱۶. دیگه برات مهم نیست بقیه راجع بهت چی فکر میکن

‏۱۷. بازخورد دیگران رو راحتتر میپذیرید: در برابر انتقاد ها زره نمیپوشید

‏۱۸. میفهمید چقد تمایل دارید به مشکلات شخصی خودت بچسبی:‌ میفهمی باید دیدتو نسبت به درد هات وسیع کنی. بیشتر به طبیعت و آسمون شب و کهکشان های دور توجه میکنی

‏۱۹. میفهمید گذشته ای که داشتید در پاسخ دادن شما به واقع تاثیر داشته:‌ یاد میگیرید این خطای دید رو جبران کنید. میپذیرید بدلیل وقایع کودکی مستعد خطا و افراط هستید. با شک به اولین برداشت و احساستون نگاه میکنید

‏۲۰.دوست بهتری میشید چون میدونید دوستی یعنی به اشتراک گذاشتن آسیب پذیری ها

💢آیا کار کردن شما را شادتر می‌سازد؟! تحقیقات چه می گویند؟

🔸تحقیقات انجام شده توسط موسسه گالوپ در ارتباط با وضعیت شادکاری و رضایت شغلی در کشورهای مختلف دنیا به نتایج جالب‌توجهی منتهی شده است.
در این تحقیق که بر اساس مجموعه‌ای از سوالات بله/خیر شکل گرفته است از پرسش‌شوندگان خواسته شد تا در مورد اینکه از شغل‌شان احساس رضایت و شادی می‌کنند، اعلام‌نظر کنند.

🔸براساس یافته‌های موسسه گالوپ، بخش عمده احساس ناشادی، ناشی از: به هم خوردن توازن بین زندگی و کار، پایین بودن سطح دستمزدها، پایین بودن استاندارد‌های کار در محیط‌های کاری، بالا بودن مخاطرات ناشی از کار کردن بر سلامت افراد، پایین بودن سطح امنیت شغلی و بی‌توجهی به سرمایه اجتماعی کار بوده است.

🔸یکی دیگر از عوامل تعیین‌کننده و تاثیرگذار بر تقویت یا کاهش احساس شادی در کار به ارتباط شادکاری با رضایت از کار و میزان مشارکت افراد در شغل شان مربوط می‌شود. جایی که افراد به سه دسته «به شدت مشارکت جو»، «نسبتا مشارکت‌جو» و «غیرمشارکت‌جو یا مشارکت‌گریز» تقسیم می‌شوند.

🔸بررسی‌های محققان گالوپ حکایت از آن دارد که افرادِ به شدت مشارکت‌جو و کسانی که بعضی از فعالیت‌های کاری‌شان را به‌صورت خودجوش و داوطلبانه و خارج از زنجیره فرمان انجام می‌دهند، دارای سطوح بالاتری از شادکاری و در نتیجه‌ی آن، رضایت شغلی هستند و بهره‌وری و عملکرد به مراتب بهتری را نسبت به افرادی که فقط در چارچوب‌های تعریف شده‌ی کاری عمل می‌کنند ارائه می‌دهند که همه اینها در مجموع نشان‌دهنده اهمیت والای احساس شادی در کار بر این شاخص‌هاست.

✏️منبع: hbr
کانال آموزه های سازمان

امتحانی عجیب!

✍️محمد جعفر خیاطے،یکے از عجیب ترین معلمان دنیا بود و امتحاناتش عجیب تر!🌺

📚 امتحاناتے که هر هفته می‌گرفت و هر کسے باید برگه خودش را تصحیح می‌کرد،آن هم نه در کلاس،در خانه…دور از چشم همه!

📚 اولین بارے که برگه‌ امتحان خودم را تصحیح کردم سه غلط داشتم.نمی‌دانم ترس بود یا عذاب وجدان،هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم و به خودم بیست بدهم.

📚فرداے آن روز در کلاس وقتے همه بچه‌ها برگه‌هایشان را تحویل دادند فهمیدم همه بیست شده‌اند به جز من.به جز من که از خودم غلط گرفته بودم.من نمے خواستم اشتباهاتم را نادیده بگیرم و خودم را فریب بدهم.

📚بعد از هر امتحان آنقدر تمرین می‌کردم تا در امتحان بعدے نمره‌ بهترے بگیرم.

📚مدت‌ها گذشت و نوبت امتحان اصلے رسید،امتحان که تمام شد،معلم برگه‌ها را جمع کرد و برخلاف همیشه در کیفش گذاشت.چهره‌ همکلاسی‌هایم دیدنے بود.

📚آنها فکر می‌کردند این امتحان را هم مثل همه‌ امتحانات دیگر خودشان تصحیح می‌کنند.

📚اما این بار فرق داشت…این بار قرار بود حقیقت مشخص شود.فرداے آن روز وقتے معلم نمره‌ها را خواند فقط من بیست شدم.

📚چون بر خلاف دیگران از خودم غلط می‌گرفتم؛ از اشتباهاتم چشم پوشے نمی‌کردم و خودم را فریب نمی‌دادم.

⭕ زندگے پر از امتحان است…خیلے از ما انسان‌ها آنقدر اشتباهاتمان را نادیده می‌گیریم تا خودمان را فریب بدهیم تا خودمان را بالاتر از چیزے که هستیم نشان دهیم.اما یڪ روز برگه‌ امتحانمان دست معلم می‌افتد.آن روز حقیقت مشخص می‌شود و نمره واقعے را مے گیریم.

✔تا می‌توانے غلط‌هاے خودت را بگیر قبل از اینکه غلطت را بگیرند.

والدین

آموزش دسترسی به زیرنویس و متن سخنرانی های تد Ted به زبانهای مختلف!

تد TED ) ) یک مؤسسه غیرانتفاعی است که متفکران، دانشمندان، سیاستمداران و هنرمندانی را از همه جهان دعوت کند تا آن ها سخنرانی‌هایی در مورد تازه‌ترین افکار و ابداعات و نظراتشان داشته باشند. موضوعات سخنرانی آنها بسیار متنوع است، از محیط زیست و فناوری و پزشکی گرفته تا تاریخ و مذهب و اقتصاد. وقتی می‌گویم سخنرانی، اصلا و ابدا به سخنرانی‌های خسته‌کننده فکر نکنید، صفت هیجان‌انگیز برازنده این سخنرانی‌ها هستند. همچنین در این سایت انواع سخنرانی موفقیت و پیشرفت شخصی به رایگان گذاشته می شود.
علاوه بر این این سایت زیرنویس فیلم ها را به زبان ها مختلف می دهد . پس می تواند یکی از مهم ترین منابع یادگیری زبان های مختلف باشد. همچنین این سایت متن سخنرانی ها را هم به زبان های مختلف به کاربرانش می دهد.
در این فیلم نحوه استفاده از زیرنویس و متن سخنرانی ها به زبان های گوناگون آموزشداده شده است. امید است بهره لازم را ببرید و ما را از نظرات ارزشمندتان بی نصیب نکنید!

چند سخنرانی مهم در مورد موفقیت

تینا سیلینگ سخنرانی خوب و مفیدی دارد و در آن به این نکته می‌پردازد که ریسک‌های کوچک می‌توانند شانس موفقیت ما را افزایش دهند.

سخنرانی ریچارد سنت جان درباره موفقیت یکی از معروف‌ترین این سخنرانی‌هاست. او در سخنرانی کوتاه سه دقیقه‌ای خود سعی کرده چند مورد از اصول موفقیت را بیان کند:

جان دوئر نویسنده‌ی کتاب Measure What Matters هم سخنرانی ارزشمندی دارد و در آن به رابطه‌ی بین موفقیت و هدف گذاری درست پرداخته است.

جان دوئر به هدف گذاری و تعریف شاخص بر اساس آن علاقه‌ی فراوانی دارد و می‌توان گفت به مخاطبانش کمک می‌کند تا مفاهیم کنترل مدیریت را وارد زندگی شخصی خود کنند.

باراباشی (دانشمند مطرح در زمینه‌ی Network Science) هم در سخنرانی تد خود به این نکته پرداخته که آیا بالا رفتن سن، می‌تواند شانس موفقیت ما را کاهش دهد؟

به عبارت دیگر، آیا انسانهای موفق بیشتر در سن جوانی به دستاوردهای خود می‌رسند و سپس مشغول برداشت از ثمرات آن می‌شوند؟ یا این‌که در میان موفقان، می‌توان کسانی را هم یافت که دیر شروع کردند و به دستاوردهای بزرگ رسیدند؟

نکته هایی در مورد موفقیت که کمتر به ما می‌گویند!

کافی است جستجوی کوتاهی در وب و شبکه های اجتماعی داشته باشید تا ببینید که افراد بسیار مختلف و گوناگونی، فهرست‌هایی را با عنوان نکته هایی درباره موفقیت تنظیم و ارائه کرده‌اند.

این بازار، هم برای موفق‌ها جا دارد و هم شکست‌خورده‌ها.

کسانی که خود را موفق می‌دانند یا دیگران آنها را افرادی موفق می‌دانند، تجربه های خود را در مورد موفقیت می‌گویند و آنها هم که شکست را تجربه کرده‌اند، معتقدند آموخته‌های بهتر و ارزشمندتری برای رسیدن به موفقیت کسب کرده‌اند.

اما به گمان ما ، در میان همه‌ی این حرف‌ها و تجربه‌ها، هم‌چنان نکته‌هایی در مورد موفقیت وجود دارد که کمتر به آنها اشاره می‌شود. نکته هایی که شاید دانستن آنها، طی کردن مسیر موفقیت را لذت‌بخش‌تر و تجربه موفقیت را ماندگارتر کند.

موفقیت همیشه شاد و شیرین نیست

قطعاً تعریف هر یک از ما از مفهوم موفقیت، با تعریف دیگری متفاوت است (ما قبلاً در مطلبی تحت عنوان رابطه بین سطح انتظارات و موفقیت و رضایت، در این باره حرف زده‌ایم و ای کاش، فرصت کوتاهی داشته باشید و در آن بحث مشارکت کنید). اما اگر معنای رایج موفقیت را در نظر بگیریم، باید بپذیریم که دنیای انسانهای موفق، همیشه هم آنقدر که از بیرون به نظر می‌رسد شاد و شیرین نیست.

شاید بخشی از ریشه‌ی این مسئله را بتوان در توضیحات دن گیلبرت در مورد شادمانی جستجو کرد: اینکه برداشت ما از موفقیت و رسیدن به هدف‌ها و مطلوبیتی که برای ما دارند، با آن چیزی که در عمل روی می‌دهد تفاوت دارد و ظاهراً موفقیت سفری است که در آن رویای رسیدن به مقصد، شیرین‌تر از تجربه‌ی حضور در شهر مقصد است.

اما احتمالاً می‌توان نکات دیگری را هم به این توضیح افزود: موفقیت، حاصل تلاش و کوشش است، اما حفظ موفقیت نیز، همچنان تلاش و کوشش بیشتری را می‌طلبد. چیزی که معمولاً آن را فراموش می‌کنیم. گاهی اوقات، تلاش برای حفظ موفقیت، آنقدر انرژی و زمان می‌گیرد که فرصتی برای لذت بردن از تجربه‌ی موفقیت باقی نمی‌ماند.

موفقیت، نقطه‌ی توقفی ندارد

شاید شما هم، به روزی فکر کنید که خانه‌ی بزرگی در شهر خود داشته باشید و دو ویلای ساحلی بزرگ در شمال و جنوب کشور و شاید هم چند اقامتگاه تفریحی در بیرون کشور. سپس به یک صندلی چوبی کلاسیک که در کنار استخر یا آب دریا قرار گرفته و می‌توان همزمان با آفتاب گرفتن، کمی مطالعه هم کرد.

این صحنه‌ی رویایی را صرفاً در فیلم‌ها می‌توان دید. در دنیای واقعی افراد شکست خورده و ورشکسته‌ای که از دست طلبکاران خود در گریز هستند، بیشتر این شانس را دارند که در سکوت و تنهایی، چنین لذتی را تجربه کنند!

کسی که در مسیر رشد و موفقیت قرار گرفته، احتمالاً در کنار آن صندلی چوبی، موبایل و لپ تاپ و اینترنت لازم خواهد داشت. او احتمالاً نمی‌تواند از این وسیله‌ها بیش از چند ساعت فاصله بگیرد. آرزویش این است که بتواند زمانی یک هفته گوشی موبایل خود را خاموش کند یا لپ تاپش را با خود نبرد.

هنوز کسانی را پیدا می‌کنید که می‌گویند اگر به سطح مطلوب موفقیت خود برسند، دیگر بیش از حد تلاش نمی‌کنند. آنها می‌کوشند از زندگی لذت ببرند. آنها افراد موفق و ثروتمند اطراف خود را به حرص و طمع متهم می‌کنند و معتقدند که دارایی آنها برای پشتیبانی از چند نسل بعدی‌شان هم کافی است. اما هنوز نمی‌توانند متوقف شوند.

نکته هایی در مورد موفقیت

باید بین این ویژگی علاقه به برداشتن یک گام بیشتر به جلو و کمال طلبی، تمایز قائل شد.

کمال طلبی، نوعی رفتار نامطلوب است که می‌توان آن را اصلاح و تعدیل کرد. اما راضی نشدن به وضعیت موجود، یک ویژگی شخصیتی است که با حذف آن، به یک فرد دیگر تبدیل می‌شویم و دیگر انسان قبلی نیستیم.

تردیدها هرگز از بین نمی‌روند

موفقیت بیشتر و بزرگتر، نیازمند #تصمیم گیری‌های بزرگ‌تر است. تصمیم گیری‌های بزرگتر یعنی انتخاب دشوارتر. یعنی کنار گذاشتن گزینه‌های بزرگ و ارزشمند به نفع گزینه‌هایی که بزرگتر و ارزشمندتر به نظر می‌رسند. اگر لازمه‌ی موفقیت، انتخاب بین گزینه‌‌ی بد و گزینه‌ی خوب بود، همه موفق بودند. اما موفقیت، هنر انتخاب از بین دو گزینه‌ای است که به یک اندازه بد و یا به یک اندازه خوب به نظر می‌رسند.

یا انتخاب گزینه‌ی دوم از بین دو گزینه‌، در شرایطی که عموم مردم، انتخاب گزینه‌ی اول را منطقی و معقول می‌دانند.

نکته هایی در مورد موفقیت

یکی از دوستان کارآفرین بسیار موفقی است که دانشگاه نرفته است. او همیشه در سمینارها و سخنرانی‌ها، با افتخار به این مسئله اشاره کرده و می‌کند. او نقل می‌کرد که چند ماه قبل، با یک بحران بزرگ اقتصادی مواجه بوده و همزمان با بحران‌های جدی درون‌سازمانی هم دست و پنجه نرم می‌کرده است.

همان زمان، ایمیل تبلیغاتی یکی از موسسات آموزشی را دریافت می‌کند و در آن می‌خواند که: هنوز هم دیر نشده. تحصیل مدیریت، یک انتخاب درست است.

او می‌گفت که همین ایمیل، که تبلیغ یک دوره آموزشی آزاد کوتاه مدیریتی بود، تا چند ساعت، دوباره تردید روزهای نخستین را در دل او زنده کرده بود که آیا واقعاً مسیر درستی را طی کرده است؟

آیا واقعاً همین را می‌خواستید؟

لحظه‌ی دست‌یابی به هدف‌ها، شیرینی وصف ناپذیری دارد. اما طعم این شیرینی برای ما، بسیار زود، ساده و عادی می‌شود. آنجاست که یک بار دیگر از خود می‌پرسیم: آیا من واقعاً همین را می‌خواستم؟

آیا من واقعاً می‌خواستم در این دانشگاه، این رشته را بخوانم؟

آیا من واقعاً می‌خواستم به این کشور مهاجرت کنم و کسب و کار خودم را اینجا آغاز کنم؟

آیا من واقعاً یک ماشین گرانقیمت می‌خواستم؟ یا می‌خواستم برای کسب یک موقعیت اجتماعی برتر تلاش کنم؟

آیا من می‌خواستم مدیر و مالک یک کسب و کار بزرگ باشم؟ یا فقط می‌خواستم نق و اعتراض‌های سرپرستم را نشنوم؟

آیا واقعاً می‌خواستم کار کنم؟ یا فقط می‌خواستم حضور اجتماعی فعال‌تری داشته باشم؟

آیا واقعاً شهرت می‌خواستم؟ یا در پی احترام بودم؟

نکته هایی در مورد موفقیت

این فهرست آیاها، هرگز به پایان نمی‌رسند. معمولاً‌ در مسیر موفقیت، آنقدر گرفتار تلاش و کوشش و هدف‌گذاری هستیم، که فرصتی نداریم به ریشه‌ی آرزوهای خود فکر کنیم. این است که سوال‌هایی از این جنس، که باید در نخستین گام آغاز سفر، مطرح شوند، هنگام رسیدن به مقصد، پیش چشم ما قرار می‌گیرند.

برای دیگران، شکست شما هم می‌تواند به اندازه موفقیت‌تان هیجان انگیز باشد

success-points-1

همه از موفقیت ما خوشحال نمی‌شوند

بعید است کسی انتظار داشته باشد که با موفقیت او، همه خوشحال شوند. جایی که چنین فضایی شکل گرفته باشد، دیگر دنیا نیست و می‌توان آن را بهشت نامید.

اما شاید شگفت انگیزترین تجربه‌ی مشترک افراد موفق، تغییر رابطه‌ی دوستانشان با آنها باشد. کسانی که به صورت پیش فرض، احساس می‌کرده‌اند باید از موفقیت و رشد آنها خوشحال شوند.

ما فراموش می‌کنیم که انسانهایی که روح و ذهن‌شان بزرگ نشده و توسعه نیافته، از رشد دوستانشان لذت می‌برند، اما به شرطی که هنوز کمی پایین‌تر از آنها باشند.

بسیاری از کسانی که برای رفع ثروت فقرا دعا می‌کنند، منظورشان این است که وضع فقرا، کمی از اینکه هست،‌ بهتر شود. اما اگر به آنها بگویند که وضع همه‌ی فقرا، در اثر نیایش آنها، از وضع خودشان هم بهتر خواهد شد، شاید در خواسته‌‌ی خود تجدید نظر کنند!

البته تنها دلیل این رفتار، حسادت یا کوته نظری نیست. گاهی اوقات، موفقیت بیشتر تو، می‌تواند بسیاری از توجیه‌هایی را که من برای رشد نکردن و پیروز نشدن دارم، زیر سوال ببرد.

به هر حال، کافی است در میان افرادی که نردبان رشد و موفقیت را طی کرده‌اند، جستجو کنید تا ببینید که اکثر آنها تجربه‌ی مشترکی دارند:

success-points-4

چالش‌های اصلی افراد موفق، عمدتاً درونی است تا بیرونی

success-points-5

نمونه‌ی سوالهایی از جنس “آیا من این را می‌خواستم” که شما هم در بحث آن مشارکت داشتید، از این جنس هستند.

سوالاتی که می‌توانند احساس ما را به موفقیت، بهتر یا بدتر کنند و تاثیر قابل توجهی روی تجربه‌ی ما از موفقیت بگذارند. اما کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند.

موفقیت، عموماً کنترل ما را روی زندگی، کمتر می‌کند

برنامه آخر هفته‌ی شما چیست؟

کسی که هیچ شغل و موقعیتی ندارد و هر روز دنبال کار است، احتمالاً خواهد گفت: برنامه‌ای ندارد. نمی‌تواند هم داشته باشد. چون پولی برای هزینه کردن ندارد.

کسی که کمی پس انداز دارد یا یک موقعیت شغلی و درآمد معمولی، احتمالاً در مورد یک مسافرت یا شاید دیدن یک فیلم در سینما و یا شاید تجربه‌ کردن یک رستوران یا شاید برگزاری یک مهمانی کوچک فکر کند.

کسی که در نگاه دیگران (و با معیارهای متعارف جامعه)، فردی موفق است احتمالاً دست بسته‌تری خواهد داشت.

مهم نیست که موفقیت او، از جنس شهرت باشد یا ثروت یا قدرت.

قدرتمند، نمی‌تواند هر جایی برود، چون همیشه کسانی هستند که ممکن است او و قدرتش را تهدید کنند.

اهل شهرت، نمی‌تواند هر جا که می‌خواهد برود، چون دیگران فضای شخصی‌اش را از او خواهند گرفت.

مدیر یک مجموعه هم، احتمالاً باید ببیند که مسئول دفترش، برای آن روز چه برنامه‌هایی در نظر گرفته و چه جلساتی را ثبت کرده است و آیا مسئول دفترش، برای او مرخصی و فرصت استراحت لحاظ کرده است یا نه (که عموماً هم پاسخ منفی است. فقط شاید جلسات سبک‌تر، تماس‌های معمولی‌تر، دیدارهای کم تنش‌تر، برای آن روز درنظر گرفته شده باشند. آن هم شاید!).

success-points-2

به همین دلیل است که:

success-points-3

آیا همه‌ی اینها را گفتیم که بگوییم موفقیت بد است و نباید به دنبال آن بود؟ قطعاً چنین نیست.

اما به نظر می‌رسد باید دقت داشته باشیم که اگر موفقیت را، تنها بر اساس معیارهایی که دیگران آنها را می‌شناسند و می‌سنجند، پیگیری کنیم، خطرات و سختی‌ها و تلخی‌های زیادی در مسیرمان خواهد بود.

همان بحثی که در اتاق گفتگو در مورد رابطه رضایت و موفقیت مطرح شده و هنوز هم ادامه دارد.

موفق شدن، نیازمند اندیشدن و تلاش کردن است و می‌تواند بسیار هم شیرین و لذتبخش باشد.

به شرط اینکه فرصت داشته باشیم در طول مسیر موفقیت، بارها و بارها از خودمان بپرسیم: دقیقاً به دنبال چه هستیم؟

برگرفته از سایت متم

موفقیت فرزندان

۱۰ راهکار برای این که از آینده، کمتر بترسیم

حسی که موجب می‌شود بسیاری از ما به‌ویژه در دوره نوجوانی و جوانی شبانه‌روز آن را با خود حمل کنیم و لذت زندگی در حال و اکنون را از دست بدهیم. احساس بلاتکلیفی، نداشتن برنامه مشخص برای زندگی و وجود ابهامات بسیار درباره اتفاقات آینده از جمله دلایلی هستند که باعث می‌شوند افراد هم‌اکنون آرامش خود را از دست بدهند و دائماً نگران روز‌های آینده باشند.

ترس از آینده همیشه اختلال نیست

گاهی این ترس تبدیل به یک خوره و بیماری ذهنی در ما می‌شود، تا جایی که دست و پای‌مان را می‌گیرد و مانع حرکتمان می‌شود و بعد از مدتی مشاهده می‌کنیم که به چه راحتی زمان‌های طلایی زندگی‌مان را از دست داده‌ایم و محصولی از این همه فکر و خیال درباره آینده به‌دست نیاورده‌ایم. اما چگونه می‌توان این ترس و اضطراب از آینده را تحت کنترل درآوریم تا بتوانیم در آرامش اهدافمان را دنبال کنیم و با دید خوش‌بینانه نظاره‌گر پیشامد‌های زندگی‌مان باشیم؟ در ادامه شهره‌بانو پرخو، روانشناس بالینی، به دلایل ترس و اضطراب از آینده اشاره می‌کند و راهکار‌های مقابله با آن را می‌گوید.

چرا از آینده می‌ترسیم؟

ترس، احساسی معمولاً ناخوشایند، اما طبیعی است که در واکنش به خطرات واقعی ایجاد می‌شود. اما دلشوره و اضطراب واکنشی است که معمولاً بدون وجود تهدید خارجی رخ می‌دهد، پس باید این دو مقوله را از هم جدا دانست. آنچه به اضطراب مربوط است این است که ناشی از تهدید‌هایی است که مهارناپذیر و غیرقابل اجتناب تلقی می‌شوند. اضطراب بخشی از زندگی هر انسان تلقی می‌شود و داشتن کمی از آن طبیعی است، اما بیش از حد معمول، اختلال و بیماری تلقی می‌شود. به جرأت می‌توان گفت اگر اضطراب نبود، همه ما پشت میزهایمان به خواب می‌رفتیم. نبود اضطراب ممکن است ما را با مشکلات و خطرات قابل ملاحظه‌ای در زندگی مواجه کند. پس به‌نوعی می‌توان گفت اضطراب طبیعی عامل سازندگی و خلاقیت از ابتدای زندگی برای انسان‌هاست.

یک نوع از این ترس‌ها، ترس از آینده یا کرونوفوبیاست که نوعی ترس افراطی و غیرمعمول نسبت به گذر زمان است که اضطراب زیادی را برمی‌انگیزد. در طبقه‌بندی اختلالات روانی، این ترس یکی از انواع فوبیای خاص محسوب می‌شود که یک اختلال اضطرابی است. البته کرونوفوبیا زمانی به یک اختلال تبدیل می‌شود که عملکرد روزانه فرد را تحت‌تأثیر قرار دهد و مشکلات و آسیب‌های مختلفی را برای فرد به‌همراه بیاورد. در غیراین صورت می‌تواند به‌عنوان نوعی تجربه اضطرابی گذرا درنظر گرفته شود. بعضی از نظریه‌پردازان بر این باورند که دلیل اضطراب از آینده و حتی کاهش حس ارزشمندی، زندگی در گذشته یا آینده و تمرکز بیش از حد بر وقایع آینده است.

ترس از آینده همیشه اختلال نیست

پذیرش صد درصدی مسئولیت زندگی

یکی از راهکار‌های غلبه بر ترس از آینده این است که مسئولیت زندگی حال و آینده خود را به‌طور کامل و صددرصدی برعهده بگیریم. انسان موجودی است فعال، پس باید خود را فردی با اختیار، گشوده، جست‌وجوگر و طالب بدانیم، نه شخصی که رفتارش تماماً به‌دست رویداد‌های بیرونی تعیین می‌شود. این تغییر ساده در زبان و فکر، احساسات و رفتار ما را به جنبه‌هایی از وجود حقیقی‌مان روشن می‌کند. پس ما شخصا تعیین‌کننده آینده خود هستیم نه عوامل بیرونی، چون او، آن، دیگران و….


پذیرش پیامد مسئولیت‌ها

پس از پذیرش مسئولیت اعمال، پیامد‌های آن‌ها را نیز باید بپذیریم. اگر برای هریک از رفتارهایمان اعلام قبول مسئولیت کنیم این موضوع به استقلال، شهامت و افزایش اعتمادبه‌نفس و کاهش اضطراب ما کمک خواهد کرد. پذیرش پیامد مسئولیت‌هایمان نیز به ما کمک می‌کند تا ترس‌های وجودی‌مان کمرنگ‌تر شود و در مواجهه با مشکلات به‌وجود آمده در کمال آرامش به‌دنبال راهکار باشیم.


به درون متکی باش

تلاش کنیم به‌جای حمایت‌های بیرونی به حمایت‌های درونی متکی باشیم و از خدا و نیرو‌های الهی کمک بطلبیم. در این روش از دیگران هم کمک بخواهیم و به دیگران نیز یاری برسانیم. از طرف دیگر روی یادگیری مهارت‌هایی مانند یوگا و مدیتیشن کار کنیم تا سطح انرژی‌مان را بالا ببریم و آرامش را به وجودمان هدیه کنیم. یادمان باشد هرقدر از درون قوی باشیم و اعتمادبه‌نفس‌مان را افزایش دهیم اتفاقات و نگرانی‌های بیرونی را با سعه صدر بیشتری از سر خواهیم گذراند.


در حال جاری باش

ریشه بیشتر اضطراب‌های ما ناآگاهی از بعضی چیز‌ها و نیز ناتوانی در پیش‌بینی آینده است. مسئله این است که هرجور به ماجرا بنگریم، بازهم فقط امروز و اکنون را داریم، چون فردا هنوز از راه نرسیده است! اگر در گذشته زندگی کنیم حسرت ناکامی‌های خود را خواهیم خورد و افسردگی پیامد آن است و اگر به آینده فکر کنیم از آن هراس خواهیم داشت، چون رازآلود است و پنهان؛ در این هیاهوی ذهنی تنها چیزی را که از دست می‌دهیم حال و اکنون است؛ و غافلیم از اینکه همین حال قرار است آینده‌ای که به انتظارش نشسته‌ایم را بسازد.

ترس از آینده همیشه اختلال نیست

بدترین وضعیت چیست؟

بدترین حالت‌های ممکن را درنظر بگیرید. پس از اینکه پذیرفتید بزرگ‌ترین ترس‌های‌تان به واقعیت نمی‌پیوندند، از خودتان بپرسید: بدترین وضعیتی که ممکن است رخ دهد چیست؟ با این کار متوجه می‌شویم که حتی اگر بدترین وضعیت ممکن هم پیش بیاید، دنیا به آخر نمی‌رسد. با درنظرگرفتن بدترین احتمالات، درمی‌یابیم که ترس‌های ما آنچنان‌که گمان می‌کردیم بزرگ نیستند. واضح است که شاید بعضی از آن‌ها تأثیری چشمگیر بر زندگی‌مان داشته باشند، اما ما را از زندگی ساقط نمی‌کنند.


کار کن

هنگام نگرانی خودتان را مشغول کنید. این‌طور وقت‌ها بهترین کار این است که خودمان را مشغول کنیم. فرقی نمی‌کند تلاش هدفمند برای مقابله با ترسمان باشد یا فعالیت فیزیکی، چون درگیرکردن ذهن با فعالیتی خوشایند راهی مؤثر برای از بین‌بردن احساسات منفی است.


خوب فکر کن

به آخرین باری که از چیزی ترسیدید فکر کنید. آخرین باری که نگران چیزی بودید و از آینده اضطراب داشتید چه شد؟ به‌احتمال زیاد، به‌خوبی و خوشی از پس آن برآمده‌اید! شاید به‌نظر خودتان موفق نبوده‌اید یا کار‌ها آن‌طور که می‌خواستید پیش نرفته. خوب فکر کنید. شکست همیشه به‌معنی ناکارآمدی و کمبود ما نیست. شاید باید مسیر دیگری را در پیش می‌گرفتیم.


مثبت‌اندیش باش

حس مثبت‌اندیشی را در خود تقویت کنیم. مثبت‌اندیشی در لحظه و در اکنون ممکن است دشوار باشد. اما می‌توانیم دستیابی به هدف و نتیجه دلخواه‌مان را تصور کنیم. تصویرسازی، چیزی فراتر از رؤیاپردازی است. در تصویرسازی باید تمرین کنیم واقعیت را به همان شکل و وضعیتی که می‌خواهیم با جزئیات کامل تجسم کنیم. به‌عبارتی، پیش از دستیابی به موفقیت، باید بتوانیم حس پیروزی را تجربه کنیم.

ترس از آینده همیشه اختلال نیست

موقعیت‌های مشابه را مرور کن

در زمان بروز اضطراب، پیروزی‌های خود را در موقعیت‌های مشابهی که در آن اضطراب داشتیم مرور کنیم. این مهم باعث کاهش فشار روانی و استرس، تقویت اعتماد و عزت نفس و خودباوری خواهد شد. نکته مهم این است که با مرور موقعیت‌های مشابه و تکرار و تقویت عبارت «من می‌توانم از این موقعیت هم مثل گذشته پیروز بیرون بیایم» به ما کمک خواهد کرد علاوه بر کنترل بر احساسات و هیجانات خود، در کنترل عوامل بیرونی موفق‌تر ظاهر شویم.


به خدا توکل کن

به خدا و نیرویی‌های ماورا و بالاتر از توانایی‌های خود اعتماد کنیم. در عموم تعالیم الهی، اصلی‌ترین عامل برای رسیدن به آرامش، حفظ آن و غلبه بر اضطراب، «ایمان به خداوند» بیان شده است. حضرت علی (علیه السلام) در روایتی کوتاه می‌فرمایند: «آمِن تَأمَن»؛ ایمان بیاور تا در امان باشی. آن حضرت همچنین ایمان به خدا را مساوی با آرامش و امنیت می‌دانند و می‌فرمایند: «الایمانُ امان»؛ ایمان همان امنیت و آرامش است. ویلیام جیمز (Wihhiam Jemes)، روانشناس معروف قرن بیستم هم می‌گوید: «ایمان بدون شک، مؤثرترین درمان اضطراب است». ایمان به خداوند آثار متعددی دارد و هر یک به شیوه‌ای خاص در رفع اضطراب و ایجاد آرامش مؤثرند. شاخصه بارز انسان‌های مؤمن، خوش‌بینی، روشندلی، امیدواری، تلاش و اطمینان به شرایط محیط است که هرکدام در کاهش اضطراب دخیل هستند.

برگرفته از : برترین ها