...........................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................
خوش آمدید این سایت دارای مجوز می باشد برای مشاهده مجوز ها پایین صفحه را مشاهده فرمائید.
گر می خواهید به فرد مبتلا به افسردگی کمک کنید، اولین کاری که باید انجام دهید این است که در مورد این بیماری بیشتر بدانید. اگر تا به حال افسردگی را تجربه نکردهاید، همدردی با فردی که این بیماری را دارد کمی برایتان دشوار خواهد بود.
افسردگی
اختلال افسردگی میتواند برای هر کسی اتفاق بیفتد؛ با این حال، هنوز بسیاری از افراد درک درستی از آن ندارند. اگر در زندگی با شخصی در ارتباط هستید که از افسردگی رنج میبرد، بهتر است راههای کمک به این افراد را بدانید:
۱. سعی کنید شنونده خوبی باشید وقتی افراد افسرده میشوند، اغلب احساس تنهایی کرده و حس میکنند کسی را ندارند تا در مورد مشکلاتشان با او صحبت کنند. معمولاً برای افراد افسرده دشوار است که در مورد احساس خود صحبت کنند. سعی کنید در کنار دوست خود باشید و اجازه دهید تا او راحت صحبت کند. فرد افسرده را تشویق کنید تا در مورد بیماری خود صحبت کنند، اما سعی نکنید راهحلهای فوری ارائه دهید. حمایت شما مهمترین چیزی است که بیمار به آن نیاز دارد.
۲. سعی کنید فرد افسرده را در حلقههای اجتماعی نگه دارید یک فرد افسرده احتمالاً از حضور در اجتماع کنارهگیری میکند یا ممکن است اصلاً تمایلی به معاشرت نداشته باشد. شما به عنوان یک دوست میتوانید آنها را به رویدادهای اجتماعی دعوت کنید، اما برای حضور آنها خیلی اصرار نکنید که شخص در معذوریت قرار بگیرد. این قبیل دعوتها به فرد مبتلا اطمینان میدهد که فراموش نشده است و به او یادآوری میکند که انسانی ارزشمند است و دوستانش هنوز هم به یاد او هستند.
۳. پزشک نباشید! مهمترین احساسی که افراد افسرده دارند این است که هیچکس آنها را درک نمیکند. بنابراین، سعی نکنید به دوست خود بگویید چگونه بیماری خود را درمان کند. چیزهایی مانند رژیم غذایی سالم و ورزش میتواند به برخی از افراد مبتلا به افسردگی کمک کند. حتی دارو برای بعضیها جواب میدهد و برای بعضیها نه. درمان بیماری را به متخصصان بسپارید. مهمترین کاری که میتوانید برای یک دوست افسرده انجام دهید این است که در کنار او باشید.
۴. برای اقدام در شرایط اضطراری آماده باشید اگر نگرانی دارید که دوستتان ممکن است به خودش آسیب برساند، باید مراقب او باشید. اگر فکر میکنید که این خطر وجود دارد که دوست شما اقدام به خودکشی کند، با اورژانس تماس بگیرید. اگر دوستتان اصرار دارد که کمک نمیخواهد، تحت هیچ شرایطی او را تنها نگذارید و از دور مراقبش باشید؛ ممکن است در کوتاهمدت به خاطر مداخلاتتان از شما متنفر شود اما با گذشت زمان، هنگامی که احساس بهتری کرد و بهبود یافت، از شما بخاطر اینکه در شرایط سخت تنهایش نگذاشتید، تشکر خواهد کرد.
۵. صبور باشید ارتباط با دوستی که افسردگی دارد میتواند بسیار خستهکننده باشد. ممکن است مواقعی پیش بیاید که ترجیح دهید با او قطع ارتباط کنید و به زندگی خود ادامه دهید. با این حال، سعی کنید صبور باشید و زمانی که شخص افسرده بیشتر از همیشه به کمکتان نیاز دارد، او را ترک نکنید.
مقابله با افسردگی کار آسانی نیست؛ هم برای فرد مبتلا به این بیماری و هم برای دوستان و خانواده او سختیهایی به همراه دارد. مهمترین کاری که میتوانید برای یک فرد افسرده انجام دهید این است که در کنار او باشید.
دوست خود را تشویق کنید تا در مواقع لزوم از دیگران کمک بخواهد و زمانی که حس کردید دوستتان به همراهی نیاز دارد، کمک خود را ارائه دهید.
در روانشناسی رفتاری یک تقویت، معرفی یک وضعیت مطلوب است که باعث می شود رفتار مورد نظر بیشتر در آینده رخ دهد، ادامه یابد یا تقویت شود. از آنجا که شرایط مطلوب به عنوان پاداش عمل می کند، تقویت یک وعده مبتنی بر پاداش است در اینجا تقویت مثبت و منفی وجود دارد.
تقویت کننده چیست؟ هر عاملی که باعث رشد یا پیشرفت دانش آموز ( انسان ) در زمینه علمی، اخلاقی، رفتاری، فرهنگی، اجتماعی و …بشود تقویت کننده نامیده می شود.
تقویت مثبت چیست؟ آیا این مفهوم با مثبت اندیشی مرتبط است؟ آیا تقویت مثبت همان تشویق است؟ علاوه بر مفهوم تقویت مثبت، مفهومی به نام تقویت منفی هم داریم؟ وقتی از تقویت مثبت حرف می زنیم دقیقاً از چه حرف می زنیم؟
می توانیم تقویت مثبت را با یک مثال بهتر نشان دهیم. همه ما گاهی در زندگی تشویق شده ایم. و احتمالاً مزه تشویق ها آنقدر شیرین بودند که به خاطرمان مانده اند. مثلاً شاید در مدرسه به علت سخت کوشی یا یک نمره خوب تشویق شده باشیم. آن تشویق ها در حقیقت نوعی تقویت مثبت بودند. معلم ها دانش آموزان را تشویق می کنند تا آن ها برای انجام رفتاری مثل درس خواندن یا منضبط بودن انگیزه بیشتری پیدا کنند.
تقویت مثبت و منفی اسکینر تقویت مثبت و منفی اسکینر یکی از مفاهیم بسیار مهم روانشناسی در حوزه رفتار درمانی است. اگر نخواهیم خیلی تخصصی صحبت کنیم می توانیم به بیانی ساده بگوییم که هر نوع پاداش یا نتیجه ای که باعث شود رفتاری به دفعات تکرار شود یک تقویت کننده مثبت است. تقویت مثبت رفتاری است که در دیگری انگیزه ایجاد می کند و به او انرژی تکرار رفتاری را می دهد. اسکینر اعتقاد دارد که تقویت هر اتفاقی احتمال وقوع آن اتفاق را بالا می برد. به عنوان مثال اگر در یک آزمایش روانشناختی، یک موش اهرمی را فشار بدهد و غذا به او برسد کم کم درک می کند که فشار دادن آن اهرم با یک پیامد مثبت همراه است و این رفتار را تکرار می کند. اما اگر موش اهرم را فشار بدهد و شوک الکتریکی به او وارد شود، دیگر این کار را نمی کند چون می داند که این رفتار با درد همراه است.
تفاوت تقویت مثبت رفتار و تقویت رفتار مثبت یک نکته بسیار مهم در مبحث تقویت مثبت این است که نباید تصور کنیم تقویت مثبت صرفاً منجر به تکرار یک رفتار با ارزش، درست و مثبت می شود. با تقویت مثبت می توان موجب تکرار یک رفتار اشتباه هم شد. تصور کنید که کسی بعد از یک بار دزدی کردن یک کودک یا انجام یک رفتار بزهکارانه به او جایزه بدهد. در این صورت ممکن است آن کودک که هنوز تصوری از ارزش های اخلاقی ندارد، دوباره آن را تکرار کند.
تقویت مثبت برای کودکان اصل تقویت مثبت یکی از مهم ترین و تأثیر گذارترین اصول در سبک های فرزند پروری است. حتماً بارها دیده ایم که وقتی کودکی رفتار مناسبی انجام می دهد پدر یا مادر به او جایزه می دهند. آن ها ممکن است هیچ آگاهی ای از روانشناسی رفتارگرا نداشته باشند، اما به این نتیجه رسیده اند که اگر کودک را بابت رفتاری مناسب تشویق کنند، احتمال تکرار این رفتار بالا می رود. این درست است که تقویت مثبت می تواند احتمال تکرار عمل یا رفتاری را بالا ببرد. اما نباید فراموش کنیم که انسان موجود بسیار پیچیده ای است و رفتارهای او به عوامل بسیار و متنوعی بستگی دارند، در نتیجه اگرچه تقویت مثبت عمل بسیار تأثیر گذاری است اما الزاماً در هر شرایطی موفقیت آمیز نیست.
تقویت منفی روانشناسی رفتارگرا اعتقاد دارد که در تحلیل انسان ها باید بیشتر از هر چیز به رفتارهای آن ها توجه کرد، نه آنچه در ذهنشان می گذرد. در واقع روانشناسان رفتار گرا بر این باورند برای درمان یک مراجع یا کمک به تغییر او باید رفتارش را تغییر داد. تقویت منفی هم یکی از اصول و ابعاد مهم رفتارگرایی است.
تقویت منفی یعنی انجام عملی یا فراهم کردن شرایطی که موجب کاهش یا افزایش یک رفتار خاص شود.
به بیان ساده تر می توان گفت هر چیزی که در ما احساس بیزاری ایجاد کند و باعث شود که برای اجتناب از آن رفتاری را تکرار کنیم یک تقویت کننده منفی است. به عنوان مثال اگر کسی از ترس نمره پایین در امتحان و احساس سرافندگی در برابر معلم و همکلاسی ها بیشتر درس بخواند، در واقع او برای فرار از یک تقویت کننده منفی، رفتاری را تکرار کرده است.
تقویت منفی مانند تقویت مثبت از پدیدههای معمولی زندگی روزانه است. کودکی که تازه راه رفتن را آموخته است اگر هنگام راه رفتن قدم اشتباهی بردارد زمین خواهد خورد و بخصوص از بدنش درد خواهد گرفت و بعد برای احتراز از زمین خوردن خواهد کوشید تا از انجام حرکت غلط جلوگیری به عمل آورد.
در کلاس درس معلم ممکن است با تهدید کردن دانش آموز به گرفتن نمره کم و مردود شدن در امتحان آنها را به درس خواندن وا دارد و رفتار درس خواندن را در آنها تقویت کند.
تفاوت تقویت مثبت و تقویت منفی در تقویت مثبت وجود یک محرک مطلوب موجب تکرار یک رفتار می شود، اما در تقویت منفی یک محرک بیزار کننده نقش اصلی را دارد. مثلاً موشی را در آزمایشگاه در نظر بگیرید که وقتی اهرمی را فشار می دهید یک خوراکی خوشمزه در دسترسش قرار می گیرد. در این حالت او این رفتار را تکرار می کند تا دوباره و چند باره خوراکی را دریافت کند. اما اگر موش بعد از فشار دادن اهرم یک شوک الکتریکی دریافت کند، از ترس تجربه دوباره آن درد شدید، دیگر اهرم را فشار نمی دهد و این همان تقویت منفی است.
تقویت منفى یعنى خارج کردن محرک از موقعیت، به منظور افزایش رفتار مطلوب. تقویت منفى همچون تقویت مثبت، احتمال بروز رفتار را افزایش مىدهد. تنها تفاوت بین این دو در این است که در تقویت مثبت، یک محرک مطلوب به ارگانیسم معرفى یا به موقعیت اضافه مىشود، در حالى که در تقویت منفی، یک محرک بیزارکننده از موقعیت خارج مىگردد یا تقلیل داده مىشود؛ مثلاً اگر پنجره کلاس باز باشد و سر و صداى خیابان موجب عدم توجه به درس یا یادگیرى شاگردان شود، مىتوان با بستن پنجره، احتمال بروز پاسخ مطلوب، یعنى توجه به معلم و یادگیرى شاگردان را افزایش داد.
توجّه تقویت منفی نیز سبب افزایش رفتار میشود. تفاوت این روش با تقویت مثبت در آن است که در تقویت مثبت ارائه یک تقویت کننده مثبت مثل یک جایزه ، یک آفرین و … رفتار مطلوب را نیرومند میسازد. در حالی که در تقویت منفی حذف یک عامل منفی یا فرار از آن منجر به نیرومندی رفتار میشود. نام دیگر تقویت کننده منفی محرک آزارنده است زیرا حضور آن در موقعیت موجب آزار فرد میشود و لذا حذف آن از موقعیت یا به تعویق افتادن آن سبب تقویت رفتاری از فرد میشود که به حذف یا به تعویق افتادن آن منجر شده است.
نمونه هایی از تقویت کننده های منفی -تنبیه بدنی -قرار دادن نمره منفی – گرفتن تعهّد -دعوت از اولیا به دلیل ناهنجاری فرزندشان به مدرسه -اخراج موقّت از کلاس یا مدرسه -و ….
چند اصل برای استفاده از تقویت کننده های مثبت اصل اول از تقویت کننده مناسب استفاده کنید. تقویت کنندههای مختلف بر افراد مختلف تاثیرات متفاوتی دارند. همچنین تاثیر یک تقویت کننده واحد بر یک فرد معین در شرایط مختلف متفاوت است. بنابراین لازم است در استفاده از تقویت کنندهها در شرایط گوناگون و با افراد مختلف این نکته به خوبی مورد توجه قرار گیرد.
اصل دوم فوریت تقویت یک عامل مهم است. تقویت فوری اثر بخشی بیشتری از تقویت همراه با تاخیر دارد و گاه تقویتی که با تاخیر انجام شده هیچ فایدهای ندارد. معلم باید بلافاصله پس از انجام رفتار مطلب از سوی دانش آموزان آن رفتار را تقویت کند و فاصله بین تقویت و رفتار را به حداقل برساند.
اصل سوم مقدار تقویت را توصیه میکند. دانش آموزان اگر ببینند معلمی همیشه و در هر مورد با دلیل و بیدلیل همه را مورد تشویق و تمجید قرار میدهد رفتار تقویت کننده او نسبت به دانش آموزان اثر تقویتیاش را از دست میدهد بنابراین لازم است مقدار و میزان مناسب تقویت رعایت گردد.
اصل چهارم توصیه میکند که از موقعیتها و تقویت کنندههای تازهتر استفاده شود. افراد موقعیتهای جدید یادگیری و انجام فعالیتهای تازه را به موقعیتها و فعالیتهای تکراری ترجیح میدهند. بنابراین معلمان باید بکوشند تا در آموزش و افزایش رفتارهای مطلوب روشها و فنون گوناگون را بکار برند تا دانش آموزان مرتبا خود را در شرایط تقویتی حس کنند. همچنین بهتر است معلمان سعی کنند تا از روشهای تقویتی متنوع استفاده کنند و برای مدتی طولانی از یک تقویت کننده بطور تکراری استفاده نمایند.
تقویت منفی در فرزند پروری همان طور که تقویت مثبت نقش بسیار مهمی در فرزند پروری دارد و موجب تکرار یک رفتار می شود، تقویت منفی هم می تواند مانع انجام یک رفتار نادرست شود. پدرها و مادرها بچه ها را تشویق می کنند یا گاهی به آن ها جایزه می دهند تا آن ها یک رفتار مطلوب را تکرار کنند. از سویی دیگر یک رفتار تنبیهی می تواند موجب شود که کودک برای فرار از تنبیه رفتار نادرست و نامناسبی را تکرار نکند. البته بعضی والدین به اشتباه تصور می کنند که تقویت منفی باید به شکل تنبیه بدنی اتفاق بی افتد. آن ها بر این باورند که ترس از تنبیه بدنی باعث می شود که کودک دیگر رفتار اشتباه را انجام ندهد. این تصور کاملاً اشتباه است.
نتایج پژوهش ها نشان می دهند که تنبیه بدنی کودک نه تنها باعث درونی شدن رفتارهای مناسب نمی شود بلکه تبعات منفی زیادی دارد. بسیاری از کودکانی که در محیط خانه مورد خشونت قرار می گیرند بعداً این خشونت را در محیط مدرسه نسبت به هم سالانشان تکرار می کنند. بعضی از آن ها در غیبت والدین همچنان به رفتارشان ادامه می دهند و معمولاً کودکانی که تنبیه بدنی می شوند در آینده فرزندشان را به صورت فیزیکی تنبیه می کنند.
تقویت منفی می تواند به این شکل باشد که در صورت مشاهده رفتاری منفی از یک کودک، او را از چیزی که دلخواهش است مثلاً اسباب بازی مورد علاقه یا تماشای برنامه تلویزیونی مورد علاقه اش محروم کنیم تا برای اجتناب از این محرومیت دوباره، رفتار اشتباه را تکرار نکند.
□دکتر جانسون هنگامی که با یک تغییر سخت و دشوار در زندگیاش مواجه شد داستان چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟ را برای خود خلق کرد تا بتواند بر دکتر جانسون آن موقعیت غلبه کند. زمانیکه دوستان او متوجه بهبود زندگی او شدند، از او علت را پرسیدند و دکتر جانسون داستان پنیرش را برای آنها تعریف کرد.
●در سالیان بعد دوستان او اذعان کردند که شنیدن داستان پنیر باعث شد که در سختترین شرایط هم روحیهی خود را حفظ کنند و با روحیهی خوب خود به دستاوردهای بیشتری دست یابند. پس از آن بود که «بلانچارد»، دوست و همکار او پیشنهاد کرد که دکتر جانسون داستان خود را به صورت کتابی منتشر کند تا دیگران هم بتوانند از این داستان در زندگی خود بهره ببرند. بیست سال بعد از خلق داستان کتاب چه کسی پنیرم را جابجا کرد؟ منتشر شد و در دو سال اول پس از انتشار، ۱۰ میلیون نسخه از آن به چاپ رسید.
●داستان ماجرای دو موش به نامهای اسنیف و اسکِری و دو آدم کوچولو به نامهای هِم و ها است که همگی در دالانی پر پیچ و خم زندگی میکنند و به دنبال پنیر برای پر کردن شکم خود و رسیدن به سعادت و خوشبختی هستند.
■در این داستان، پنیر استعارهای است از آنچه انسان میخواهد و آرزویش را دارد. مثل آرزوی شاگرد اول شدن یا نمرات خوب گرفتن، عضو تیمی شدن، به دست آوردن شغلی خوب و مناسب، داشتن رابطهای خوب و دوستانه و در نهایت داشتن احساسی خوب از خود.
□دالان، نماد جایی است که میتوان در آن برای آرزوی خود تلاش کرد مثل خانواده، جامعه، مدرسه، محل کار و یا جایی که در آن بازی میکنید.
●چهار شخصیت داستان با تغییری غیرمنتظره مواجه میشوند ولی تنها یکی از آنها به خوبی به تغییر واکنش مناسب میدهد و سپس آنچه را که آموخته است را بر روی دیوارهای دالان مینویسد. زمانیکه خواننده دستنوشتههای روی دیوار را میخواند متوجه میشود که چگونه بر ترسهایش غلبه کند و از تغییر پیش آمده به عنوان راهی برای رسیدن به موقعیت بهتر استفاده کند. شخصیتهای خیالی کتاب موشها و آدم کوچولوها بدون در نظر گرفتن جنس، سن و ملیت نماینده بخشهای ساده و پیچیدهی شخصیت ما هستند و هرکدام از ما در بخشهایی از زندگی احتمالا شبیه به یکی از شخصیتهای داستان عمل کردهایم. • اسنیف به خوبی تغییرات را درک میکند. • اسکری به سرعت وارد عمل میشود. • هم از تغییر میترسد چون فکر میکند تغییرات منجر به خراب شدن اوضاع میشود، در برابر تغییرات مقاومت میکند و آن را انکار میکند. • ها وقتی متوجه میشود تغییرات میتواند منجر به اوضاع و شرایط بهتری شود، میآموزد که چگونه خود را با تغییرات به بهترین شکل وفق دهد تا به نتیجه دلخواه خود برسد.
■این گروه یک منبع بزرگ از خوراکی مطلوب شان یعنی پنیر پیدا کرده اند. همه چیز خوب پیش می رود. هم و هاو حتی به آن نزدیکی ها کوچ می کنند تا به منبع پنیر نزدیک باشند و همین منبع محور زندگی آنها می شود. اما آنها متوجه نیستند که ذخیره پنیر درحال تمام شدن است. یک روز صبح وقتی به محلی می روند که پنیر ها در آن انبار شده بود متوجه می شوند که هیچ پنیری در آنجا وجود ندارد و بسیار ناراحت می شوند.
□در اینجاست که داستان دو جریان جداگانه را پی می گیرد. اسکری و اسنیف خیلی زود تمام شدن منبع پنیر را می پذیرند و برای پیدا کردن یک منبع جدید در هزارتو جستجو می کنند ولی آدم کوچولوها از آنجایی که زندگی شان را حول آن منبع سازمان داده بودند، احساس می کنند که قربانی یک توطئه یا دزدی شده اند. اما این برخورد آنها با قضیه باعث می شود که روز به روز گرسنه تر شوند و مشکل شان پیچیده تر شود. در همین زمان موش هایی که از آنجا رفته اند منبع پنیر دیگری پیدا می کنند.
●منابع پنیر دیگری هم وجود دارد. این حکایت به خوبی توصیف می کند که در لحظه از دست دادن یک شغل یا شکست خوردن در یک رابطه چه احساسی دارید و چطور به این نتیجه می رسید که دنیا به آخر رسیده است. در چنین لحظه ای، از نظر شما همه مسائل خوب مربوط به گذشته می شود و تنها چیزی که در آینده وجود دارد ترس است. ولی پیام جانسون این است که به جای اینکه تغییر را پایان چیزی بدانید، باید یاد بگیرید که آن را یک آغاز بدانید. این حرف را همه ما شنیده ایم ولی گاهی اوقات انگیزه زیادی نداریم.
■هاو برای پذیرش این واقعیت، این جمله را روی دیوار هزارتو می نویسد: «اگر تغییر را نپذیری نابود می شوی.»
✍ گاهنامه مدیر
برای مشاهده لیست همه ی پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد کلیک فرمایید.
تحلیل داده های آماری برای پایان نامه و مقاله نویسی ،تحلیل داده های آماری شما با نرم افزارهای کمی و کیفی ،مناسب ترین قیمت و کیفیت عالی انجام می گیرد.
درست است در برخی حالات میتواند بیماری و اختلال را به صورت کلی یکسان و مترادف دید ولی از نظر تخصصی کاربردها و جایگاههای مختلفی دارند.
تفاوت بیماری و اختلال چیست؟!
اختلال (Disorder) در لغتنامه دهخدا، بی نظمی و آشفتگی و در فرهنگ عمید، به هم خوردگی و آشفتگی نامیده شده است. اختلال ممکن است به الگوهای تصادفی، غیر منظم و آشفته اشاره کند.
بیماری (Illness) به ناهنجاری در بدن یا مغز میگویند که به علت ناراحتی، اختلال عملکرد یا تنش در بیمار یا سایر افراد مرتبط با او ایجاد میگردد. البته باید میان بیماری و سایر حالتها پزشکی مانند خستگی، ضعف، کسالت و اندوه تفاوت قائل شد.
مفهوم بیماری، با مشکلات سلامت و پزشکی ارتباط دارد. عامل ایجاد بیماری میتواند بیرونی (مانند باکتری، انگل، تغذیه ناکافی و…) یا درونی (مانند پرکاری تیروئید، دیابت و …) باشد. همچنین بیماری میتواند مادرزادی (مانند سندرم ترنر یا لب شکری) یا ژنتیکی مانند آلبینیسم باشد. بیماری تند (حاد) یا کهنه (مزمن)، واگیر دار یا ناواگیر نیز میتواند باشد. هر بیماری با تعدادی علائم و نشانههای ویژه تشخیص داده میشود.
بیماریها را به روشهای مختلف میتوان طبقهبندی کرد: 1. عامل ایجادکننده بیماری مانند بیماریهای عفونی، بیماریهای ژنتیکی، بیماریهای شغلی، بیماریهای روانی. 2. زمان بیماری مانند بیماری حاد، تحت حاد و مزمن. 3. عضو درگیر شده مانند بیماریهای قلبی، بیماریهای گوارشی و ریوی.
اما اختلال بیشتر در روانشناسی کاربرد دارد. هرگاه عملکرد طبیعی بدن به لحاظ رفتاری،شناختی و کلا روانی دچار بینظمی یا توقف شود، از واژه اختلال استفاده میکنیم. اختلال ممکن است متعاقب یک بیماری و تروما هم رخ دهد. اختلالها به دستههای ذهنی، فیزیکی، ژنتیکی، عاطفی، رفتاری و ساختاری تقسیم میشوند. اگر علت اختلال تشخیص داده نشود، پزشک و درمانگر به علامت درمانی و رفع علائم میپردازند. اوتیسم و بیش فعالی-نقص توجه(ADHD) مثالهایی از اختلالات ذهنی با منشأ ناشناخته هستند.
گاهی اختلال به تنهایی استفاده میشود که میتواند شامل هر نوع آشفتگی و بی نظمی باشد و هم میتواند موارد زیر را شامل شود:
انواع اختلال
اختلال دارویی: ناهنجاری یا اختلال عملکردی چند دارو با هم اختلال روانی: یک الگوی روانشناختی همراه با پریشانی یا ناتوانی است که در یک فرد رخ میدهد و جزئی از پیشرفت یا فرهنگ طبیعی نیست:
اختلال اضطراب: اشکال مختلف ترس و اضطراب غیرطبیعی و آسیب شناختی اختلال عصبی: علائم عصبی مانند: بیحسی، نابینایی، فلج یا متناسب بودن، جایی که هیچ توضیحی عصبی ممکن نیست؛ اختلال وسواس-اجباری: اختلال اضطرابی است که با رفتارهای تکراری با هدف کاهش اضطراب مشخص میشود؛ اختلال شخصیت وسواسی جبری: وسواس در کمال، قوانین و سازماندهی؛ اختلال شخصیت: الگوی ماندگار از تجربه و رفتار درونی است که بهطور قابل توجهی از انتظارات فرهنگ فردی که آن را به نمایش میگذارد منحرف میشود. اختلال افسردگی: به حالت پریشانی و غم است که در تغذیه، تفریح، الگوی خواب و رفتار تأثیر میگذارد. اختلال دوقطبی اختلال جنسی اختلال فوبیا یا ترس: نوعی اختلال اضطرابی بوده که توسط وحشت زدگی یا ترس غیرمعمولی و ناگهانی ایجاد میشود.
تفاوت بیماری و اختلال در حالی که اختلال (Disorder) به بی نظمی، به هم خوردگی و آشفتگی گفته میشود که به صورت تخصصی از کلمه بیماری (Sickness و Illness) که نوعی ناخوشی بدنی و ذهنی است، متمایز میشود.
بیماری به ناهنجاری در بدن گفته میشود که به علت ناراحتی، اختلال عملکردی یا تنش دربیمار یا سایر افراد مرتبط با او ایجاد میگردد. البته باید میان بیماری و سایر حالتها پزشکی مانند خستگی، ضعف، کسالت و اندوه تفاوت گذاشت. عامل ایجاد بیماری میتواند بیرونی (مانند باکتری، انگل، تغذیه ناکافی و…) یا درونی (مانند پرکاری تیروئید، دیابت و …) باشد.
مفهوم اختلال صرفاً برای توصیف علائم وضعیت غیر طبیعی و تغییر یافته سلامت است که در آن فرد پیدا می شود، در حالی که بیماری نشان دهنده یک رابطه علت و معلولی دارد و با یک آزمایش و سی تی اسکن قابل تشخیص است.
از اختلال به عنوان یک روش شل تر در مراجعه به بیماری در مواردی استفاده می شود که علل آن چندان روشن نیست و تغییرات احتمالی آناتومیک که با آن همراه است هم می تواند علت و هم پیامد آن باشد. در مورد اختلالات روانی، این کار بسیار زیاد انجام می شود، زیرا بسیاری از اوقات مشخص نیست که آیا تغییرات بیوشیمیایی مغز مرتبط با برخی از اختلالات، علائمی را ایجاد می کند یا محصول یک اشکال در تعامل بین فرد و محیط او است.
اصطلاح اختلال بیشتر در روانشناسی به کار گرفته می شود تا از نظر روانی در ذهن مراجع انگ زدایی از بیمار بودن اتفاق بیفتد و مراجع امیدوار به رفع مشکلش در طی جلسات آینده رواندرمانی با روانشناس باشد.
حتی می توان به این شکل گفت: بیماری یک مشکل ثابت است و اختلال یک اشکال موقت.
بیشتر اختلالات بعلت ناسازگاری، استرس، اتخاذ سبک زندگی غلط، سبک فرزندپروری غیرمنطقی، تعارضات دوران کودکی، ازدواج بد، فشارهای مالی و اجتماعی مداوم، عوامل محیطی ناسالم، تاثیرات دوستان ناباب، مصرف مواد و الکل و…. به وجود می آیند. اما بیشتر بیماری های پزشکی زمینه های ارثی و ژنتیکی دارند.
هر بیماری با تعدادی علائم و نشانههای ویژه تشخیص داده میشود. علائم بیماری بیشتر جسمی و فیزیولوزیک است اما اختلالات بیشتر جنبه روانی و ذهنی دارند. یک ورزشکار با بدن سالم می تواند یک کیس اختلال شخصیتی باشد.
اختلال در نتیجه یک پویایی از تعامل است یک اختلال در واقع می تواند نتیجه درگیر شدن در مجموعه ای از شرایط مرتبط با زمینه زندگی ما و مشکلات ارتباطی باشد و باعث شود ما به یک پویایی از رفتارهایی که به سلامتی ما آسیب می رسانند وارد شویم. بنابراین ، لازم نیست علت این اختلال به یک قسمت خاص از مغز که عملکرد غیرطبیعی دارد تقلیل یابد ، بلکه می تواند در تمام عملکردهایی که یک چرخه را تشکیل می دهند توزیع شود.
تشخیص و درمان بیماری بر عهده پزشک است. اما تشخیص و درمان اختلال بر عهده روانپزشک و روانشناس است.
معمولا اختلال منجر به مرگ فرد نمی شود اما در صورت عدم توجه به برخی بیماریهای پیش رونده مثل سرطان، مرگ اتفاق می افتد.
به نظر می رسد اکثر اختلالات یک موقعیت گذرا و موقت در زندگی فرد می باشد اما برخی بیماری ها مادام العمر با فرد هستند.
برخی بیماری ها با عمل جراحی درمان می شوند اما معمولا در اختلال نیاز به عمل جراحی نیست.
نکته: نمیتوان به اختلال دارویی، بیماری دارویی و به اختلال روانی، بیماری روانی اطلاق کرد.
۶ عادت نادرستی که اعتبار و وجه شغلی شما را نابود میکند
هرقدر هم که از نظر تخصص و مهارت در سطح بالایی قرار داشته باشید، برخی اشتباهات رفتاری کوچک میتواند به قیمت نابودی اعتبار شغلیتان تمام شود. برای پیشرفت در زمینه شغلی باید دو بال مهارت فنی و مهارتهای نرم را در کنار هم داشته باشید. در ادامه به ۶ اشتباهی پرداختهایم که ممکن است با نابودی یکی از این بالها، شما را زمینگیر کند.
🔺تصویری منفی از خودتان می سازید
بسیاری از ما تصوراتی منفی از خودمان در پس ذهنمان داریم اما نیاز نیست آنرا در محل کار جار بزنیم. به جای اینکه به همکارتان بگویید «میدانم خیلی باهوش نیستم اما….» یا «میدانم تازه فارغالتحصیل شدهام و تجربه کافی ندارم» به دیگران اجازه دهید خودشان از شما شناخت پیدا کنند.
🔺محل کار را با خانه اشتباه گرفتهاید
هرچند محیطهای کاری این روزها نسبت به گذشته فضای بازتری پیدا کرده و اتاقهای مجزا جای خود را به سالنهایی داده است که همه کنار هم مینشینند، اما این بدان معنا نیست که محیط کار را با خانه اشتباه گرفت. شاید انجام برخی کارها در خانه مشکل نداشته باشد اما محل کار جای آنها نیست؛ برای مثال پوشیدن لباس نامناسب، خوردن غذاهای بودار، تبلیغ عقاید شخصی، سرقت غذای دیگران، قلدری کردن و … بجز لطمه به اعتبارتان سود دیگری نخواهد داشت.
🔺فقط با بالادستیها رابطه دارید
اگر به خاطر اینکه فکر میکنید بالاسریها مهمتر هستند، پس فقط باید برای آنها وقت بگذارید، بدانید که در اشتباهید و با اینکار اعتبارتان را زیر سوال خواهید برد. شما به هیچکس به اندازه افرادی که با شما در یک سطح قرار دارند، طی روز سرو کار ندارید و این افراد بهتر از هر کس دیگری شرح وظایف شما را درک میکنند و میتوانند در کارها به شما کمک کند. پس خود را محدود به روسا نکنید.
🔺روی کمک بقیه حساب نمیکنید
داشتن همکاران و دوستان، و البته ارتباطی خوب با کسانی که برای نسلهای دیگر هستند مفید به نظر میرسد. شما میتوانید به تیم همکاران و افرادی که در کنار شما هستند اتکا کنید و یا برعکس آنها به شما اتکا کنند. از این فرصت استفاده کرده و از آنها سوال بپرسید و توصیههای آنها را در رابطه با پروژهای که مشغول آن هستید، دریافت کنید.
🔺به جای سوال کردن تصور میکنید
بسیاری از قوانین سازمانها نانوشته هستند. پرسیدن چنین مسائلی بدون شک خیلی بهتر از این است که بعد از یک روز کامل کاری متوجه اشتباهاتتان شوید.
🔺بیش از حد مسئولیت به عهده میگیرید
در حالی که کمک رساندن به دیگران در پروژههای مختلف کاری شایسته تقدیر است، ریختن بار زیاد روی دوش خودتان ممکن است باعث شود هیچ کدام از امورتان به درستی انجام نشوند. در عوض سعی کنید روی آنچه از همه مهمتر است تمرکز کرده و فعالیتهای خودتان را تمام و کمال به سرانجام برسانید. معمولا سعی کنید اولویتهای مدیرتان را بدانید.
✍منبع: business insider
برای مشاهده لیست همه ی پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد کلیک فرمایید.
تحلیل داده های آماری برای پایان نامه و مقاله نویسی ،تحلیل داده های آماری شما با نرم افزارهای کمی و کیفی ،مناسب ترین قیمت و کیفیت عالی انجام می گیرد.
اگر نظر شما این است که بهترین راه شناسایی استعدادها و افراد مناسب برای مشاغل مختلف، انجام تستهای تعیین سطح دانش تخصصی و تستهای هوش است، ممکن است در اشتباه باشید. افرادی که دارای دانش تخصصی مناسب و هوش بالا هستند، الزاماً بهترین کارمندان نیستند.
در سال 1961، دو محقق نیروی هوایی آمریکا به اسامی «ارنست توپز» و «ریموند کریستال» ایدهای را پایهریزی کردند که توانست نحوه ارزیابی کارمندان بالقوه را متحول کند.
نظریه این دو محقق تحت عنوان ویژگیهای مدل شخصیتی پنج عاملی (Big Five Personality Traits)، پنج صفت اصلی شخصیت را در نظر میگیرد که علت رفتار افراد در محیط کار یا خانه است. این پنج صفت عبارتند از:
1️⃣ اشتیاق نسبت به تجربه یا گشودگی (O) این عامل به جنبهها یا زمینههای تجربی که فرد در برابر آنها منعطف و باز است، اشاره دارد و نشاندهنده میزان سازگاری فرد با عوامل محیطی است. افراد با نمره بالا در این شاخص، خلاق و کنجکاو بوده و زندگی آنها سرشار از کنجکاوی و کسب تجربههای جدید است.
2️⃣ وظیفهشناسی و وجدانگرایی (C) نمره بالا در این عامل معرف افرادی است که دارای اهداف و خواستههای از پیش تعیینشده هستند. این افراد دقیق، وقتشناس، قابل اعتماد و مسئولیتپذیر هستند. افراد دارای نمره پایین معمولا دقت کافی در انجام کارها از خود نشان نمیدهند و برای رسیدن به اهداف خود نیز چندان مصر و پیگیر نیستند.
3️⃣ برونگرایی (E) این عامل یکی از نشانههای رفتار اجتماعی و معاشرتی فرد میباشد و به رفتارهای بین فردی و رشد اجتماعی مرتبط با فعالیتهای اجتماعی معطوف است. افرادی که میزان شاخص برونگرایی در آنها زیاد است افرادی خوشمشرب، اجتماعی و قاطع هستند.
4️⃣ توافقپذیری (A) این عامل بیانگر ویژگیهای انسان دوستی و همکاریهای گروهی در محیط کار میباشد. نمرات بالا در این صفت معرف افرادی است که اهل معاشرت و همکاری بوده و عموما با دیگران احساس همدردی میکنند و مشتاق کمک به دیگران است. همچنین در مواقع مشخص از نیازهای خودشان کوتاه میآیند و اغلب مصلحت جمع را قربانی خواستههای خودشان نمیکنند. نمرات پایین معرف افرادی است که عمدتا خودمحور بوده و به قصد و نیت دیگران مظنون هستند.
5️⃣ عصبیت یا بیثباتی هیجانی (N) افرادی که در این شاخص نمره بالایی کسب میکنند معمولاً پایداری احساسی بالایی ندارند و بهطور ناگهانی و غیرقابل انتظار احساسات و رفتارشان دچار دگرگونی میشود. این افراد راحتتر و سریعتر از سایرین عصبی و یا غمگین میشوند و بهطور کلی احساسات منفی را تجربه میکنند. استرس و اضطراب، نگرانی، افسردگی، غم و حساسبودن و زودرنجی زیاد از دیگر نشانههای بالابودن این شاخص در افراد است. از طرفی افرادی که شاخص عصبیت در آنها پایین است کمتر دچار تغییر ناگهانی احساسات میشوند و در مجموع در برابر احساسات منفی مقاومتر هستند.
با استفاده از این ۷ عبارت با اقتدار در محل کار ظاهر شوید
🔸اگر میخواهید در محیط کار و حتی در زندگی شخصی فردی مقتدر باشید، لازم است برخی عبارتها را در خودتان تغییر داده و با ادبیات ارتباطی جدیدی با دیگران صحبت کنید. برخی عادتهای گفتاری در ما نهادینه شدهاند ولی قابل اصلاح هستند. در این مطلب ۷ عبارت کاربردی ارائه شده که موجب حضور با اقتدار در محل کار میشود.
1️⃣ «کاری که میتوانم انجام بدهم این است که…»
به جای اینکه بگویید «نمیتوانم»، موقع رد کردن درخواست میتوانید بگویید «کاری که میتوانم انجام بدهم این است که …» بدین ترتیب مشتری یا همکار شما متوجه میشود شما مایل به همکاری هستید ولی برای همکاری خود حد و مرزی تعیین کردهاید.
2️⃣ «به دنبال پاسخ این سوال میروم»
زمانی که پاسخ سوالی را نمیدانید، بهترین کار این است که به جای وانمود کردن به دانستن چیزی که نمیدانید، خیلی راحت بگویید «به دنبال پاسخ این سوال خواهم رفت.» در این صورت کارفرما یا همکار شما متوجه میشود که شما به دنبال حل سوالات و مشکلات هستید و برای آن تلاش میکنید تا یک قدم جلوتر بروید.
3⃣ «آیا میتوانی …»
زمانی که میخواهید همکارتان برای شما کاری انجام دهد از این جملات استفاده نکنید: «میدانم که چقدر سرت شلوغ است.» یا «عذرخواهی میکنم وقت شما را میگیرم.» این جملات نشان میدهند شما به کاری که میخواهید واگذار کنید، مطمئن نیستید و آن را باری اضافی برای همکار خود میدانید. اگر لازم است کاری انجام شود، نیازی به عذرخواهی یا گفتن جملات اضافی نیست. درخواست خود را دوستانه و با احترام مطرح کنید.
4⃣ «بیایید این مسئله را حل کنیم»
وقتی مشکلی رخ میدهد و شما مسئول آن موضوع هستید، تعارفهای بیمورد را کنار بگذارید. با استفاده از جملاتی مانند «بیایید این مساله را حل کنیم.» میتوانید به صورت شفاف مشکل را مطرح کرده و در مورد راهکارها صحبت کنید. از زاویه اقتدار وارد حل مساله شوید نه از موضع ضعف.
5⃣ «خوشحالم که اینطور بوده …»
وقتی فردی در محیط کار از عملکرد شما تعریف میکند، به جای پاسخهای ضعیفی مانند «کار خاصی نکردم» یا «چیزی نبود» یا «میتوانست بهتر باشد» به راحتی تشکر کنید و بگویید «خوشحالم اینطور بوده …»
6⃣ «میخواهم به شما کمک کنم»
اگر همکار یا مدیر شما دچار مشکلی کاری شده و میخواهید او را آرام کنید، میتوانید با تایید احساسی که او در آن لحظه دارد بگویید: «متوجه شدم که ناراحت هستید، تمایل دارم در این شرایط به شما کمک کنم.»
7⃣ «خوشحالم که توانستم به شما کمک کنم»
وقتی به همکار خود کمک کردید و او از شما تشکر کرد به راحتی میتوانید بگویید: «خوشحالم که توانستم کمک کنم» و احساس خود را با او به اشتراک بگذارید.
✍منبع: fastcompany
برای مشاهده لیست همه ی پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد کلیک فرمایید.
تحلیل داده های آماری برای پایان نامه و مقاله نویسی ،تحلیل داده های آماری شما با نرم افزارهای کمی و کیفی ،مناسب ترین قیمت و کیفیت عالی انجام می گیرد.
بچه ها نباید با ترس، تهدید، تنبیه و جملات اضطراب آور بزرگ شوند. این احساسات منفی روی آنها می ماند تا در بزرگسالی خود را به شکل دیگری نشان دهد. همینطور کلام منفی والدین نسبت به بچهها بر نوع روابط صمیمانه یا خصمانه آنها اثر میگذارد. این گزارش را بخوانید.
جملات منفی
در حال صحبت کردن با دوستی هستم که مدت هاست او را به خاطر مشغلههای زندگی ندیده ام، خیلی هیجان دارم و خوشحالم که بعد سالها میتوانیم گپی بزنیم و دلی از عزا درباره شرح اتفاقات زندگی مان در بیاوریم، در همین حین مدام دستی دامنم را میکشد و مدام میگوید: «مامان، مامان»، پسر دو ساله ام هست، چند بار دستش را پس میزنم چون سخت مشغول حرف زدن با هیجان زیاد هستم.
دوباره و سه بار و چند باره با صدای بلندتر صدایم میکند: «مامان، مامان، ببین» . اسباب بازی توی دستش را میخواهد به من نشان بدهد. این بار بدون فکر عصبانی میشوم و محکم روی دستش میزنم و میگویم: «تو چقدر پسر بدی هستی، مگه نمیبینی دارم صحبت میکنم!» اشک در چشمهایش جمع میشود، اسباب بازی از دستش میافتد، دستهایش را روی هم میگذارد و با بغض به اتاقش میرود و مشغول گریه میشود. دوستم تشری به من میزند که این چه طرز رفتار با بچه است ؟ او که متوجه نمی شود نباید بین حرف های ما بیاید. با هم به اتاقش می رویم تا از دلش در بیاوریم. اما دلش را شکسته ام! حال چه کنم؟
هفته ای چند بار از این اتفاقات برایم می افتد و عذاب وجدان می گیرم که چرا نمی توانم گاهی خودم را کنترل کنم و درست با بچه ها صحبت کنم. نمی دانم خسته ام ، زود از کوره در می روم یا یاد نگرفته ام که چطور باید با بچه ها رفتار و صحبت کرد.
طبق تحقیقات روانشناسی، نوع صحبت والدین با کودکان از دوران کودکی آنها تا بزرگسالی شان بر روابط صمیمی تا خصمانه آنها اثرگذار خواهد بود. نحوه صحیح صحبت کردن با بچه ها ، روابط صمیمانه بین والدین و فرزندان و عزت نفس و اعتماد به نفس کودکان ، خجالتی یا اجتماعی بودنشان در کودکی و بزرگسالی را تعیین می کند. کودکان در ابتدا هیچ حسی نسبت به کلمات و معانی پشت سر آن ندارند و تنها برای رساندن مفهوم خود از کلمات استفاده می کنند یا وقتی که سوالی دارند اما هر چه که بزرگتر می شوند به معانی پشت سر کلمات ، لحن و نوع صحبت والدین و اطرافیان بیشتر آشنا می شوند و خودشان نیز از این لحن و نوع صحبت کردن تأثیر می پذیرند.
خیلی از جملات و کلمات هستند که اثر منفی بر رفتار و روان کودکان می گذارند ، برخی از آنها را با هم مرور می کنیم. سارا رحیم زاده، روانشناس کودک نیز ما را راهنمایی می کند.
1-مثل بچه ها رفتار نکن/ اینقدر لوس نباش! بچه ها تعریف درستی از لوس بودن یا نبودن ندارند، آنها برای جلب توجه ما کارهایی را انجام میدهند که به نظر والدین لوس شدن یا لوس بودن معنی میشود. ضمن اینکه از بچه کم سن و سال نمیتوانید توقع رفتار بزرگسال را داشته باشید و برای هر اشتباهی که میکند به او تذکر بدهید که: «مثل بچه ها رفتار نکن» یا «اینقدر لوس نباش». سارا رحیم زاده دراین باره میگوید: «بهتر است به فرزندتان به طور صحیح رفتار یا کار اشتباهی که انجام داده را یادآور ی کنید ، مثلا اگر چیزی را شکسته به او بگویید : «این کاری که الان انجام دادی، اشتباه بود باعث شکسته شدن ظرف ها شد، پس بیا با هم آنها را جمع کنیم. »
2-اگه این کارو بکنی یا نکنی، تنبیه می شی! رحیم زاده تأکید می کند: «هیچگاه برای تصحیح کردن یک رفتار در فرزندتان از تنبیه و تهدید استفاده نکنید. مثلا اینکه با استفاده از واژه «اگر» به او بگویید: «اگه کاری که بهت گفتمو نکنی، اونوقت…! این احساس ترس را به بچه ها منتقل می کند و آنها را مضطرب می سازد. بهتر است با لحن آرام پیامد رفتارش را به او یادآوری کنید. » مثلا به جای اینکه به او بگویید: «اگه بدوبدو کنی، با سر میخوری زمین و سرت خون میاد» به او بگویید: «بدو بدو کردن با سرعت زیاد ممکنه باعث بشه زمین بخوری و آسیب ببینی، پس لطفا کمی آروم تر…»
3-حالا بعدا به خدمتت می رسم! یکی از انواع جملات تهدیدآمیز و اضطراب آور برای بچه ها که عموما در زمان هایی در جمع دوست و آشنا، مادر یا پدرها به بچه ها می گویند همین «بعدا به خدمتت می رسم»است، این جمله منفی هم آنها را برای آینده مضطرب می کند که دوست نداشته باشند با شما تنها باشند چرا که ممکن است از سوی شما آسیبی به آنها برسد و هم اینکه شخصیت آنها را با همه کوچکی در جمع خورد می کند و باعث خجالتشان می شود. رحیم زاده می گوید: «بهتر است به جای اینکه اضطراب و ترس را با این جملات که «حالا بعدا به خدمتت می رسم یا زبون درازی می کنی؟ خودت خواستیا، ببین چی میشه…» ، خیلی مستقیم و روشن به او بگویید که: «لازمه بهت یادآوری کنم که ما اجازه نداریم به هم بی احترامی کنیم. زبون درازی بی احترامیه. به نظرم بهتره امروز کارتون نبینی ، به جاش با کمک کردن به من خوشحالم کنی».
4-چقدر چلمن و دست و پا چلفتی هستی! گاهی پیش می آید که بچه ها از پس یک کاری نمی توانند به خوبی بربیایند و والدین شروع به مسخره کردن آنها یا ناراحتی شان با گفتن جملاتی مثل «دست و پا چلفتنی یا چلمن بودن» می کنند. لازم است والدین بدانند که چنین حرف هایی مستقیم عزت و اعتماد به نفس بچه ها را هدف قرار می دهد. بهتر است به جای استفاده از این نوع جملات تحقیر آمیز و مسخره کننده، به او بگویید که : «اشکالی نداره عزیزم اگر این کار را نتوانستی درست انجام دهی، همه اوایل همینطورند، با هم دوباره تمرین میکنیم تا یاد بگیری. من مطمئنم که تو از پسش بر میایی». یا مثلا به او نگویید: «همین دیروز برات توضیح دادم، چطور این کار رو انجام بدی، باز نتونستی، مگه چلاقی؟!» بلکه به او بگویید: «شاید بتونم یه روش بهتر هم بهت یاد بدم». می گویند که مادر ادیسون نامه ای را که مدرسه به جهت کندذهن بودن و اخراج فرزندش به او داده بود، در جایی مخفی کرد و به جای آن به فرزندش گفت که مدرسه به او گفته به خاطر هوش و استعداد زیادش نمی توانند او را در مدرسه آموزش دهند و من خودم آموزش تو را برعهده میگیرم. همین کلام و صحبت چه انرژی و انگیزه ای به او داد که یک فرزند نابغه تربیت کند و تحویل جامعه بدهد. این تأثیر کلام و نوع صحبت کردن مثبت است.
5-بچه خوب اینکارو نمیکنه /چقدر تو بدی یا چقدر شیطونی انگ شیطنت یا بد بودن به بچهها آنها را در تربیتشان سخت و دشوار میکند. خیلی ناخواسته این اتفاق می افتد اما کاملا واضح بر آنها اثر میگذارد. رحیم زاده تأکید میکند: «خیلی از والدین تا فرزندشان تکان می خورد به او برچسب شیطنت ، بد بودن یا بیش فعالی می زنند درحالیکه چنین چیزی نیست و کنجکاوی و تحرک در جان بچه ها و در مسیر رشدشان تعبیه شده است.» بهتر است والدین اجازه دهند بچه ها تحرک داشته باشند، حتی اگر با اشتباهاتشان کار خرابی هم کردند باز هم اجازه تجربه به آنها بدهند منتها این دیگر از هوشمندی والدین است که وسایل و چیزهایی در اختیارش بگذارند که نه او آسیب ببیند و نه باعث ناراحتی والدین شود.
6-پسر که گریه نمی کنه/ آدم قوی که گریه نمی کنه یکی از مهمترین مواردی که والدین باید به بچه هایشان آموزش دهند، بیان و نحوه تخلیه احساسات است بچه ها از کودکی بهتر است یاد بگیرند که چطور احساسات مثبت یا منفی شان را نشان دهند حتی اگر ناراحت بشوند و خشمگین، عصبانی شده و فریاد بزنند یا با دل شکستگی گریه کنند. والدین باید به آنها این اجازه را بدهند چه دختر باشند و چه پسر . گریه کردن مخصوص دختران نیست هر کسی باید احساساتش را بروز دهد منتها به وقت و شرایط درست. بنابراین در این مورد به جای اینکه به بچه بگویید: «بسه دیگه گریه نکن، گریه برای بچه هاس»، به او بگویید: «هیچ اشکالی نداره اگه بخوای گریه کنی». پس این عبارت که «پسر گریه نمی کنه» یا «آدم قوی گریه نمیکنه» فقط باعث خجالت و ناراحتی بچه ها از شرایطی که در آن قرار گرفته اند، میشود و عزت نفسشان را هدف قرار میدهد. بهتر است اجازه دهید بچه ها احساساتشان را بروز دهند و به آنها احترام بگذارد حتی میتوانید به آنها بگویید: «خوشحالم که دختر یا پسر احساسی هستی، همه ما گاهی ناراحت میشویم و گریه میکنیم، پس بهتر است راحت باشی. هر وقت دوست داشتی میتوانیم با هم صحبت کنیم».
7-حرف زشت نزن! رحیم زاده در این باره میگوید: «اگر فرزندی دارید که حرف بد می زند یا بددهنی میکند حال از هر کجا که یاد گرفته مهم نیست، بهتر است به جای اینکه به او مدام بگویید: «حرف زشت نزن» و تهدیدش کنید که اگر حرف بد بزند، چکار میکنید. به او بگویید: «این کلمه مودبانه نیست و آدما رو ناراحت میکنه، لطفا از یه کلمه دیگه استفاده کن مثلا «فلان کلمه» . هر کلمه دیگری که مودبانه است را به او یاد دهید.» با تغییر کلام می توانید به بهود رابطهتان کمک کنید.به طور مثال به بچه نگویید: «ساکت باش» به او بگویید: «میتونی کمی آروم تر بازی کنی لطفا؟». به او نگویید: «همه جارو بهم ریختی، چقدر شلخته ای»، بلکه بگویید: «به نظر میاد خیلی بهت خوش گذشته، حالا چطوری اینارو با هم جمع کنیم؟». نگویید: «کمک می خوای؟» بلکه بگویید: «من اینجام اگر کمک خواستی» و در نهایت نگویید: «اونقدرام کار سختی نیست»، بلکه بگویید: «به نظر کار سختی میاد، اما تو میتونی انجامش بدی اگر کمک خواستی بهم بگو».
7-دیگه دوست ندارم/ الان ترکت می کنم تأثیر جملات منفی و تهدید آمیزی چون «ترکت میکنم» یا «دیگه دوست ندارم» یا «مامان تو دیگه نمیشوم/بابای تو دیگه نمیشم» بر عمق جان بچه ها نفوذ میکند. بهتر است از این دست عبارات درباره بچه ها استفاده نکنید چون آنها جدی می گیرند که واقعا شما دیگر دوستشان نخواهید داشت یا واقعا ترکشان خواهید کرد. بهتر است ناراحتی تان از رفتار یا کار اشتباه فرزندتان را طور دیگری نشان دهید. مثل اینکه «الان دیگه وقت خوابیدنه ، نه بازی کردن یا تلویزیون دیدن. بهتره تلویزیون رو خاموش کنی»
در نهایت اینکه والدین بدانند ، بچه ها نباید با ترس ، تذکر، تهدید یا استفاده از جملات اضطراب آور و خجالت زده کردنشان بزرگ شوند، چرا که این احساسات منفی و صحبت ها روی آنها می ماند و خودشان نیز در بزرگسالی به همین طریق عمل می کنند و هم اثر منفی این عبارات بر زندگی شان سایه خواهد انداخت و نوع روابطشان با پدر و مادر را تغییر میدهد. پس بهتر است مرور کنیم تا کلاممان هنگام ناراحتی و عصبانیت یا زمانی که فرزندمان کار اشتباهی انجام میدهد، فقط حاوی تذکر باشد ، نه ترس ، تهدید و تحقیر!
اگر یک دوش آب داغ اولین چیزی است که هر روز صبح، بعد از بیدار شدن از خواب تمایل دارید انجام دهید، شما تنها نیستید.
اگر یک دوش آب داغ اولین چیزی است که هر روز صبح، بعد از بیدار شدن از خواب تمایل دارید انجام دهید، شما تنها نیستید. اما چرا همیشه زمان خستگیها با این جمله مواجه میشویم: “یک دوش آب گرم بگیر تا سرحال بشی”، و کمتر راجع به فواید دوش گرفتن با آب سرد صحبت میشود؟
بعضی از ما عادت داریم که به زیر دوش آب سرد برویم و بعضی دیگر از احساس سبکی خاصی که زیر دوش آب گرم تجربه میکنیم لذت میبریم. البته بسیاری از ما به صورت غریزی احساس میکنیم که دوش آب سرد میتواند تنش و استرس ما را کم کند. شاید به همین دلیل است که به محض دیدن دوستی که عصبی یا خسته است، اکثر ما دوش آب سرد را برای او تجویز میکنیم.
تاثیر دوش آب سرد بر جسم و روح
در حال حاضر در حال سپری کردن گرمترین روزهای سال هستیم و با توجه به قطعی گسترده و مکرر برق و نبود کولر و وسایل سرمایشی که باعث تعریق بیشتر بدن میشود، نیاز به دوش گرفتن در روز بیشتر شده است. در روزهای گرم مخصوصاً در تابستان دوش گرفتن با آب خنک و سرد بسیار لذت بخش است و در این میان حمام آب سرد فوایدی نیز برای بدن و سلامتی ما دارد. در این مطلب چند مورد از فواید دوش آب سرد را با هم میخوانیم.
کمک به کاهش وزن
استفاده از دوش آب سرد میتواند به کاهش وزن اضافه بدن کمک کند. دوش آب سرد چربی قهوهای در بدن را فعال میکند که برای گرم کردن بدن مورد استفاده قرار گرفته و میتواند به کاهش وزن کمک کند.
با افزایش فعالیت این چربی، کالری بیشتری برای گرم نگه داشتن بدن سوزانده میشود. نتایج یک پژوهش نشان داد که دمای سرد نسبت به دمای عادی میتواند چربی قهوهای را ۱۵ برابر بیشتر فعال کند.
بهبود شرایط سیستم ایمنی
مطالعهای که توسط دانشمندان انگلیسی انجام شد، نشان داد که استحمام با آب سرد به صورت منظم تسریع آهنگ متابولیک و افزایش تعداد گلبولهای سفید که با بیماریها مبارزه میکنند را به همراه دارد.
گردش خون بهتر
بهبود گردش خون به معنای سلامت کلی بهتر دستگاه قلبی عروقی است. یکی از فواید دوش آب سرد کمک به گردش خون بهتر است. استفاده از آب سرد برای دوش گرفتن افزایش جریان خون با هدف گرم نگه داشتن اندامهای بدن را در پی دارد.
تخلیه سیستم لنفاوی
دوش آب سرد به تقویت فعالیت سیستم لنفاوی که وظیفه خروج مواد زائد از سلولها را بر عهده دارد، کمک میکند. بر همین اساس، خطر ابتلا به عفونتها کاهش مییابد.
بهبود انعطاف پذیری احساسی
نتایج یک مطالعه نشان داد که دوش آب سرد میتواند به توسعه یک سیستم عصبی که انعطاف پذیری بیشتری نسبت به استرس دارد، کمک کند. دوش آب سرد به عنوان عاملی برای شکل گیری یک استرس اکسیداتیو محدود و کوچک عمل میکند که این اقدام با گذشت زمان به مغز چگونگی آماده کردن خود برای مقابله با استرس را میآموزد.
کاهش استرس
همانگونه که مغز چگونگی مقابله با موقعیتهای استرسزا را فرا میگیرد، دوش آب سرد میتواند به کاهش سطوح اسید اوریک و تقویت سطوح گلوتاتیون در خون کمک کند که میتواند به کاهش استرس کمک کند.
کاهش احتمال ابتلا به افسردگی
دوش آب سرد میتواند علائم افسردگی را با تحریک بخشی در مغز که نورآدرنالین ترشح میکند، کاهش دهد. نور آدرنالین یک ماده شیمیایی موثر در کاهش افسردگی است.
افزایش سطوح تستوسترون
برای مردان، حتی مقدار اندکی گرما میتواند بر DNA، RNA، و سنتز پروتئین در بیضهها تاثیرگذار باشد. نتایج یک مطالعه نشان داد که ۱۵ دقیقه افزایش گرما در بیضه به کاهش چشمگیر در سطوح تستوسترون منجر شود، که میتواند چرایی معکوس شدن این اثر به واسطه دماهای سرد را توضیح دهد.
بهبود باروری
دوش آب سرد میتواند تعداد اسپرمها را افزایش داده و باروری را بهبود ببخشد. به گفته پژوهشگران، این میتواند آثار حمامهای داغ که به عنوان یک عامل ضد بارداری در نظر گرفته میشود را معکوس کند.
طی یک مطالعه، مردانی که به مدت سه هفته یک روز در میان نیم ساعت را در حمام داغ سپری میکردند، با ناباروری برای شش ماه مواجه شدند.
ریکاوری سریعتر ماهیچهها
مطالعهای در سال ۲۰۰۹ نشان داد که حمام یخ پس از تمرینات ورزشی شدید، گردش خون را بهبود بخشیده و به دفع مقداری از اسید لاکتیک جمع شده در بدن کمک میکند که میتواند روند ریکاوری بدن را تسریع کند.
بهبود شرایط پوست و مو
دوش آب سرد نه تنها برای سلامت انسان را مفید است، بلکه میتواند ظاهر بهتری نیز به انسان ببخشد. آب سرد میتواند به کاهش خطر از دست دادن بیش از حد چربیهای طبیعی پوست و مو کمک کند.
همچنین، آب سرد میتواند به ظاهر درخشان مو و تقویت پوست سر کمک کند.
بهبود کیفیت خواب
یک حمام یخ ۱۰ دقیقهای میتواند کمک شایانی به خواب خوب شبانه شما کند. دوش آب سرد میتواند اثری آرامش بخش داشته باشد که به خواب رفتن راحت و تجربه خواب با کیفیت را ممکن میسازد.
محدویتها وخطرهای دوش آب سرد
دوش آب سرد یک درمان جادویی برای هر بیماری و شرایطی نیست. این روش درمانی باید به عنوان یک درمان کمک کننده در کنار درمان اصلی باشد، نه به عنوان جایگزین آن.
اگر بیمار هستید و به تازگی از بیمارستان ترخیص شدهاید، یا هر شرایط دیگری که سیستم ایمنی شما را تضعیف کرده دارید، برای امتحان کردن دوش آب سرد کمی تعلل کنید.
نحوه انجام دوش آب سرد
در انتهای یک دوش عادی، به آرامی شروع به کم کردن درجه حرارت آب کنید.
آب را به اندازهای سرد کنید که با ایستادن زیر آن، احساس ناخوشایندی بکنید، سپس ۲ تا ۳ دقیقه زیر آن بمانید.
نفس عمیق کشیدن میتواند به کاهش احساس ناخوشایندی که در ذهن شماست کمک کند.
دفعه بعد که میخواهید دوش آب سرد را امتحان کنید، آب را کمی سردتر از دفعه قبل کنید.
سعی کنید این بار ۱ تا ۲ دقیقه بیشتر در آب سردتر بمانید.
پس از اینکه ۷ تا ۱۰ بار این کار را انجام دادید، متوجه خواهید شد که حتی هنگام دوش معمولی هم دوست دارید، با آب با دمای سردتری دوش بگیرید!
همانطور که می دانید تنها راه ورود به مدارس تیزهوشان برای تحصیل در پایه هفتم، شرکت در آزمون سنجش هوش می باشد اما با تغییر شیوه پذیرش دانش آموزان در این مدارس، ابهاماتی برای والدین و دانش آموزان ایجاد شده است که آزمون ورودی این مدارس چگونه برگزار خواهد شد؟
مطابق با دفترچه ثبت نام آزمون مدارس تیزهوشان ششم ابتدایی 1400 – 1401، سوالات این آزمون تنها هوش، استعداد و خلاقیت دانش آموزان را مورد سنجش قرار می دهد و سطح معلومات تحصیلی دانش آزموان ارزیابی نمی گردد. بنابراین، آشنایی با سوالاتی که در سال های اخیر در حوزه هوش و استعداد تحلیلی مطرح شده اند، می تواند آمادگی داوطلبان را برای حضور در جلسه آزمون افزایش دهد.
آزمون تیزهوشان ششم به هفتم صرفا دارای سوالات سنجش هوش بوده و از منابع درسی دانش آموزان، هیچ سوالی مطرح نمی گردد.
همان طور که گفته شد، آزمون تیزهوشان پایه ششم به هفتم از سال 97 دستخوش تغییراتی شد و سوالات آن محدود به سنجش هوش دانش آموزان گردید. اما سوالات آزمون سال 95 و 96 شامل دو بخش “استعداد تحصیلی” و “استعداد تحلیلی” بود که به دلیل ایجاد تغییرات در شیوه پذیرش داوطلبان، تنها سوالات “استعداد تحلیلی” دوره های 97 تا 1400 را همراه با پاسخنامه در قالب فایل pdf در اختیار شما کاربران گرامی قرار داده ایم که می توانید با کلیک روی هر یک از عناوین مورد نظر خود، فایل مربوطه را دریافت نمایید.
نمونه سوالات آزمون تیزهوشان ششم به هفتم 1400 – 1401
توجه داشته باشید که محوریت اصلی طراحی سوالات آزمون تیزهوشان ششم به هفتم، خلاقیت، استعداد و هوش متقاضیان می باشد، بنابراین توصیه می کنیم که مدت زمان مناسبی را به مطالعه منابع آزمون تیزهوشان ششم ابتداییاختصاص دهید تا بتوانید از پس سوالات هوش این آزمون برآیید. سوالات این آزمون از آسان به دشوار مرتب شده اند و اگر دقت لازم را به کار ببرید، پیدا کردن پاسخ سوالات بعدی آسان تر خواهد بود.
سوالات آزمون تیزهوشان پایه ششم به هفتم 1400 – 1401
از آن جهت که از سال 97 به بعد سوالات تحصیلی حذف شده و فقط سوالات تحلیلی معیار سنجش دانش آموزان می باشد، دانش آموزان دیگر نیازی به مطالعه کتب درسی ندارند چرا که تمامی سوالات صرفا در زمینه ارزیابی هوش و استعداد داوطلبان طراحی شده اند.
یکی از نکات قابل توجه در آزمون تیزهوشان سال گذشته این بود که شامل دو دفترچه سوالات می شد، دفترچه شماره یک که به سه بخش متفاوت از سوالات تقسیم شد و نقاط ضعف و قوت مربوط به خلاقیت، استعداد و هوش دانش آموزان را مورد ارزیابی قرار می داد و دفترچه شماره دو که به منظور سنجیدن سرعت دانش آموزان طراحی شده بود. در ادامه به نوع، ترتیب و زمان پاسخگویی سه بخش از سوالات در آخرین دوره این آزمون می پردازیم.
سوالات آزمون تیزهوشان ششم ابتدایی 1400 – 1401
دفترچه اول
ترتیب سوالات
زمان پاسخگویی
بخش اول
کامل کردن جمله
60 دقیقه
تشابه روابط بین کلمات
قرابت معنایی
مرتب کردن جملات یک متن
نتیجه گیری منطقی از متن
درک مطلب
بخش دوم
مسئله ی عددی
استدلال منطقی
شمارشی (ترکیبی با ادبیات)
واژه یابی
بخش سوم
سوالات هوش غیرکلامی (تصویری)
همان طور که گفته شد، دفترچه شماره دو آزمون تیزهوشان در آخرین دوره با 40 سوال و زمان 20 دقیقه برای ارزیابی سرعت داوطلبان طراحی شده بود.
لازم است بدانید که به ازای هر پاسخ صحیح، 3 نمره مثبت و به ازای هر پاسخ نادرست، یک نمره منفی به دانش آموز تعلق می گیرد. برای هر یک از سوالات بدون پاسخ نیز نمره ای در نظر گرفته نخواهد شد و در صورتی که برای سوالی بیش از یک گزینه علامت بزنید، به منزله دریافت یک نمره منفی خواهد بود.
ما در این سایت پرسشنامه های استاندارد (دارای روایی، پایایی، روش دقیق نمره گذاری ، منبع داخل و پایان متن ) ارائه می کنیم و همچنین تحلیل آماری کمی و کیفی رابا قیمت بسیار مناسب و کیفیت عالی و تجربه بیش از 17 سال انجام می دهیم. برای تماس به ما به شماره 09143444846 در شبکه های اجتماعی پیام بفرستید. ایمیلabazizi1392@gmail.com
تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به لنسرسرا و محفوظ است.
این سایت دارای مجوز می باشد