...........................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................
خوش آمدید این سایت دارای مجوز می باشد برای مشاهده مجوز ها پایین صفحه را مشاهده فرمائید.
بدن ما مکانیسم کاملی است که در آن به طور همزمان چندین اتفاق رخ میدهد و گاهی اوقات علائمی برای ما میفرستد؛ بدین معنا که به کمک نیاز دارد و در صورت نادیده گرفتن آنها، ممکن است دچار مشکلات جدی شویم.
1-بیخوابی، تحریکپذیری و گرفتگی پا
اگر این علائم را داشته باشید، بدن شما به منیزیم و پتاسیم احتیاج دارد. برای پر کردن این عناصر حیاتی، بامجان رومی (گوجه فرنگی)، مالته (پرتقال)، موز و پالک (اسفناج) را به رژیم غذاییتان اضافه کنید.
خشکی پوست ممکن است نشانه کمبود ویتامین A باشد، بنابراین باید سبزیجات، روغن، مغزیات و ماهی بیشتری میل کنید.
3-میل زیاد به خوردن شیرینیها
اگر به طور ناگهانی تمایل شدید به خوردن چیزی شیرین احساس کردید، ممکن است استرس، افسردگی یا فرسودگی بدن عامل آن باشد. بدن شما گلوکز میخواهد. اما برای جلوگیری از افزایش وزن بهتر است مقداری شکلات تلخ یا عسل بخورید.
4-میل به خوردن یخ
میل به خوردن یخ میتواند دلیل کم خونی یا همان فقر آهن باشد. بهترین منابع آهن گوشت و تخم مرغ هستند. با این حال، اگر میل به خوردن یخ و در عین حال کمبود انرژی دارید، بهتر است با پزشک مشورت کنید.
5-خونریزی لثه
خونریزی ناگهانی یا مداوم لثه هنگام مسواک زدن علامت کمبود ویتامین «سی» است.محصولات زیر را در رژیم غذایی خود بگنجانید. مرکبات، پالک، فلفل دلمهای سبز و قرمز، بادمجان رومی و کلم بروکلی.
6-ناخن و موهای شکننده
بدنتان میخواهد به شما بگوید که فاقد ویتامین « بی » است. شیر بیشتری بنوشید و سمارق (قارچ) و دیگر خوراکیهای حاوی ویتامین «بی»را در برنامه غذاییتان بگنجانید.
7- حلقه دور عنبیه
چنین حلقههایی ممکن است در افراد بالای 50 سال ظاهر شود و طبیعی است. با این حال، اگر سنتان پایینتر باشد، این حلقهها نشانهای از کلسترول بالا هستند. حتما باید در این مورد با پزشک مشورت کنید.
8- افزایش میل به خوراکیهای شور
بیشتر مواد معدنی دارای ترکیبات شور هستند. بنابراین، هنگامی که میل به خوراکیهای شور دارید، اغلب نشانهای از نیاز به مواد معدنی است. همچنین، ولع خوردن غذاهای شور میتواند نشانهای از التهاب یا عفونت در جایی از بدن باشد.
نظر انداختن بسوی نا محرم، عملی که دامنگیر بخش اعظم جامعه شده است به باور برخی ها از حقوق تساوی زن و مرد است افزون بر باطل بودن این باور، یک امر ساده ای نیست بلکه فراتر از تصورات و گمان هاست و از همه مهمتر جذابیت زن به جهت صیانت از جایگاه و شخصیت او نمی تواند عام المنفعه باشد از این رو دین اسلام که دین خرد و منطق است نظر دیگری دارد که با سلامت جسم و روان بشر منطبق می گردد.
آن گاه که مرد به زنی نگاه میکند، و دوباره مینگرد، این نگاه دوم بیشتر از هر چیز به کشیدن ماشهی اسلحهای میماند. به دنبال این نگاه هورمونهای جنسیی شلیک میشوند که تمام جای جای بدن را در مینوردد، این هورمونهای جنسی ضربان قلب را تند، رگهای اصلی را گشاد و رگهای کوچک و متوسط را تنگ میکند، و فشار خون را نیز بالا میبرد، به پروستات میرسد و راه ادرار بسته و در عوض راه مسیر آب زندگانی باز میشود، و یک مادهی پاک، عطرآگین و پربار جاری میشود، سپس در ترکیب شیمیایی خون تغییراتی پدید میآید تا روند نزدیکی جنسی مراحل تکمیلی خود را طی کند و نسل بشر همچنان باقی بماند.
اما هنگامی که انسان در طول روز چشمش را کنترل نمیکند، چه اتفاقی میافتد؟ هورمونهای جنسی در نقاط مختلف بدن از طریق رگهای خونی به گردش میافتد، خداوند بزرگ میفرماید:
«ای پیامبر به ایمانداران بگو چشمشان را کنترل کنند و شرمگاههای خود را نیز نگه دارند، این برای آنها بس بهتر و پاکتر است».
دانشمندان گفتهاند: «أَزكی» یعنی «أَطْهَر» پاکتر، همچنین میتواند به معنی سودمندتر و پاکیزهتر باشد؛ اما پاکی یا از نظر پاک شدن از گناه، یا دوری از بیماریها است؛ زیرا حذیفه رض از پیامبر (ص) روایت کرده که فرمود: «النظره سهمٌ مِن سِهام إبلیسَ مسمومهٍ، مَنْ تَركها مِنْ خوفِ اللَّهِ جَلَّ وعزَّ أَثابَهُ اللهُ إیماناً یَجِدُ حلاوتَهُ فی قلبِهِ» [۶۸]. یعنی نگاه به نامحرم تیری از تیرهای زهرآگین شیطان است، هرکس از ترس خدا از آن بپرهیزد، خداوند در پاداش ایمانی به او میدهد که شیرینیش را در قلبش احساس کند. در روایت دیگری در حدیثی قدسی آمده: «النظرهُ سهمٌ مسمومٌ من سهام الشیطان مَنْ تَركها مخافتی أَعْقَبْتُهُ علیها إیماناً یَجدُ حلاوته فی قلبهِ». [۶۹] یعنی نگاه (به نامحرم) تیری زهرآلود از تیرهای شیطان است، هرکس از ترس من از آن دوری کند، به خاطر آن، ایمانی به او میبخشم که شیرینیش را در دل بچشد.
تیر هر گاه به بدن فرو رود، زخمی ایجاد میکند، و چه بسا به یک نقطهی مشخصی آسیب میرساند؛ اما اگر زهرآلود باشد، زهر به تمام نقاط بدن سرایت میکند. پیامبر – درود و سلام خدا بر او باد – چهارده قرن پیش زیانهای نگاه دوباره به نامحرم را بیان داشته است. پس نگاه مانند وارد آمدن فشار بر ماشه است که به سبب آن یک سلسله واکنشها و ترشح هورمونهای پیچیدهی جنسی شروع میشود که تأثیرات زیادی بر تمام اعضاء بلکه بر تمام سلولهای بدن دارد و بدن را برای عمل نزدیکی جنسی آماده میسازد، تا در روند ادامهی نسل مأموریت خود را به انجام برساند. تمام این کنش و واکنشها باید در یک زمان مشخص صورت میپذیرد؛ اما اگر رها شدن هورمونها دربدن بدون خالی شدن به درازا بکشد، باعث آسیبها و خطرهای دوچندانی برای بدن میشود.
در یک سایت علمی – پژوهشی، تحقیقی پیدا کردم که بیست سال پیش آغاز شده و به نتایج زیر رسیده بود: نخست این که این هورمونها در رگها جریان دارد و در بدن شخصی که چشمش را از نگاه به نامحرم نگه نمیدارد، به گردش و جریان میافتد، چه بسا زنی درکتابخانهای کار میکند، بیحجاب هم باشد، گوشهی چشمی، عرضهی جاهای فتنهانگیز بدن و جای خلوتی هم باشد، صحبت از مسایل جنسی هم پیش میآید، مجلهای نیز و … الخ.
پیامبر گرامی که از سر هوی وهوس سخن نمیراند مسلمانان را از نگاه پشت سرنگاه بر حذر داشته و زنان را از آرایش و عطرزدن هنگام بیرون رفتن از خانه منع فرموده، همچنان که از خلوت با اشخاص بیگانه، از دست دادن زن و مرد و از تمرد زن در بستر شوهرش نهی فرموده است. تمام این نهی کردنها و هشدار دادنها به خاطر دوری از بیماریهای بیشمار و بیپایانی است.
اکنون اندکی به جزئیات بپردازیم
چرا وقتی افعی انسان را میگزد، گاهی او را از پای درمیآورد، دلیل علمی این امر آن است که زهر رگها را تا حد غیرقابل تحملی منبسط میکند، در نتیجه فشار پایین میآید و شخص میمیرد. امروزه از زهر افعی دارویی بسیار مفید برای انبساط شاهرگها و مویرگها تهیه میکنند؛ لذا وقتی مویرگها و شاهرگها بیش از حد انبساط پیدا کند، منجر به مرگ میشود. پژوهشگر نامبرده نیز این هورمونها را زهر نامیده؛ زهر به اندازهی مشخص و محدود از آن، دوا و به اندازهای زیاده از حد درد است. چه روی میدهد؟ اولین چیزی که در اثر گردش این سمها در طول روز مشاهده میشود، بوی بسیار نامطبوعی از زیر بغل و قسمتهایی از بدن است. پس تا زمانی که چشم آزاد و بیقید گذاشته میشود، مجلهها، منظرهها و فیلمهایی هم باشد، زنانی برهنهی پوشیده، خلوت با زنان بیگانه، صحبت از امیال جنسی هم در میان باشد، هورمونها در طول روز همچنان در جریان و گردش خواهد بود، و بر مقدار آن افزوده میگردد و همین ادامهی مدت چرخش و گردش، آن را به سم تبدیل میکند.
انواع بیماری ها و درد و رنج ها
بنابراین نخستین علایم، پیدا شدن بوی نامطبوع زیر بغل و پاها و گشایش روزنهی غدههای عرق و چربی در قوزکها، پاشنهها و در باسن است. این خود چندین نوع بیماری بواسیر به همراه دارد و گشایش روزنههای چربی از طریق گردش هورمونها سبب درآمدن جوشهای جوانی در صورت میشود. در جریان بودن هورمونهای جنسی که چیزی از زهر کم ندارد، و برانگیختن آن تا حد زیادی، سبب میگرن یا سردرد خفیف میشود که پزشکان تا کنون درمانی برای آن پیدا نکردهاند.
اما آن چه ترسناکتر است دردهایی است که به مفصلها به ویژ مفصلهای بزرگ مانند زانو و مفصل ران دست میدهد. به نظر میرسد که این هورمونها از میزان لزجی مایع بین استخوانها میکاهد و اندک اندک سبب خشکیدن این مایع و سپس به هم ساییدن استخوانها و آن گاه درد مفصل که غیر قابل تحمل است، میشود.
در جامعههای غربی در سنین پایین به خاطر گردش این سمها در بدن در طول روز، از بیماریهای این چنینی بسیار رنج میبرند. دو کارمند سیرک در بریتانیا در سن سی سالگی به دردهای حاد مفاصل مبتلا شدند، و هیچ دلیل قانعکنندهای جز برانگیختن مستمر هورمونهای جنسی ندارد.
اما در زمینه قلب و رگهای خونی باید گفت که توالی گردش این هورمونها (یا این زهر) سبب پایین آمدن ضربان قلب و کندی گردش خون و خون بستگی احتمالی و گشایش زیاد و متوالی سرخرگها میشود که نرمی و انعطافپذیری آن را از بین میبرد، با این وضع و با تغییر ترکیب شیمیایی خون، تصلب شرایین پیش میآید که بیشترین بیماری این دوران است. و این بیماری در جامعههای بیقید و بند شایع است. علاوه بر این این زهرها که در جای جای بدن به گردش میافتد، باعث گرفتگی چربی میشود که اگر در یک جای مشخصی نفوذ کند موجب نابینایی، راشیتیسم، لنگی، دیوانگی یا بیحافظگی و مانند آن میشود، و اگر در طول روز در بدن در جریان باشد، سبب لکنت زبان و سختی چرخش زبان در دهان میشود؛ و نیز باعث پدید آمدن یبوست میگردد که خود چیزی حدود پنجاه بیماری از آن ناشی میشود. پس کسی که خیره به زیبارویان و زنانی که صبحگاهان و شامگاهان در رفت و آمدند، مینگرد و سلسلهای زلفکان مهرویان را میپاید، مجلهها را میخواند و در جاهایی که خدا را خوش نمیآید، مینشیند، با تمام این مشکلات و بیماریها دست به گریبان میشود.
از دیگر آثار منفی استمرار گردش این سمها، در سنگ صفرا و گاهی ورم زودرس پروستات که بیش از حد معمول است دیده میشود، این نتایج پژوهش یک پزشک در مؤسسهای علمی در یکی از کشورهای عربی بود که من آن را از یک سایت علمی گرفتم؛ اما در حقیقت مصداق این حدیث شریف است: «النظره سهمٌ مِن سهام إبلیس مسمومهٍ مَنْ تركها من خوفِ اللهِ جلَّ وعزَّ أَثابَهُ اللهُ إیماناً یجدُ حلاوتَهُ فی قلبهِ» [۷۰]. یعنی نگاه به نامحرم یکی از تیرهای زهرآلود شیطان است، هرکس از ترس خدای بزرگ از آن بپرهیزد، خداوند در پاداش ایمانی به او میدهد که شیرینیش را در دلش میچشد. راهنمایی پیامبر خود سری نیست.
«او از روی هوی و هوس حرف نمیزند بلکه در واقع وحی است که بر او نازل میشود».
محال است خداوند چیزی را مشروع بدارد یا چیزی را حرام کند مگر این که نتایج گران بهایی در پی داشته باشد که خوشا به حال هر که آن را دریافت و بدا به حال آن که به آن پی نبرد. ما ایمانداران دستورهای خدا را بدون چشمداشتِ کشف حکمتهای آن اجرا میکنیم؛ اما در عوض اگر حکمتها نیز برایمان آشکار شود، ایمانمان به عظمت این دین افزونی مییابد.
یا رامیاً بسهام اللحظ مجتهداً أنت القتیل بمـا ترقی فلا تصب و باعث الطرف یرتاد الشفاءله احبش رسولك لایأتیك باالعطب
ای کسی که تلاش میکنی با تیر مژگان به هدف بزنی، با آن چه میاندازی خود را به کشتن میدهی و کشته خود تو هستی، بیهوده نزن؛ و ای آن که چشم به او دوختهای و منتظر شفا هستی، چشمت را فرو هل که درمانی برایت نمیآورد.
[۶۸] حاکم در المستدرک (۷۸۷۵) از حذیفه این حدیث را روایت کرده، و گفته است: حدیث مستند و درست است که مسلم و بخاری آن را نیاوردهاند. همچنین طبرانی در المعجم الکبیر (۱۰۳۶۲) از ابن مسعود روایت کرده است.[۶۹] قضاعی در مسندالشهاب (۲۹۳) از ابن عمر روایت کرده است.[۷۰] سند حدیث ذکر شد.
اهمیت بهداشت در اسلاماسلام دین فطرت پاک بشری است و هر کس که از فطرتی سالم برخوردار باشد به پاکیزگی علاقهمند و از پلیدی متنفّر است. بر این اساس اسلام توجه کاملی به پاکیزگی نموده است تا آنجا که میتوان گفت؛ هیچ کدام از شریعتهای آسمانی و مکاتب بشری به اندازهی اسلام به پاکی و نظافت توجه نکردهاند [صبور اردوبادی، احمد؛ ۱۳۶۴؛ ص ۱۵] و بشر قرن بیست و یکم با وجود همهی پیشرفتها و تکنولوژیهایش برنامهای مدوّن برای بهداشت و تندرستی ارائه نهاده است و به علت عدم وجود ضمانت اجرایی برای انجام دستورات بهداشتی هر روز بلایی خانمانسوز و دردی لاعلاج به لیست بیماریهای مرگآور که نتیجهی مدرنیته و صنعت است اضافه میشود.
قرآن کریم که اولین مصدر تشریع احکام است در آیات زیر توجه کامل را به پاکیزگی معطوف داشته است:
– «الطّهور شطرالإیمان» «پاکیزگی نیمهای از ایمان است».
– «لولا أن أشقّ على أمتي لأمرتهم بالسّواك عند کلّ صلاة» «اگر به خاطر مشقت امتم نبود، دستور میدادم همراه تمامی نمازها مسواک بزنند».
عبادت و بهداشت روانی
در زندگی صنعتی و یکنواخت امروزی که انسان در محاصرهی انواع آلودگیهای محیطی و عوامل استرسزا قرار دارد؛ نقش سازندهی عبادت و ارتباط با خالق قادر و متعالی که تمام هستی در قبضهی قدرت اوست و در جای جای هستی، حکمت و علم بیپایانش مشاهده میشود، غیرقابل انکار است.
امروز بشر متمدن قرن بیست و یکم به آرامش و سلامت روانی بیشتر از هر چیزی محتاج است. آمارهای سازمان بهداشت جهانی حاکی از وجود ۴۰۰ میلیون بیمار روانی ناشی از مشکلات فردی، اجتماعی و استعمال الکل و مواد مخدر است [سازمان جهان بهداشت؛ ۱۳۸۰؛ ص ۴].
احساس ارتباط و پیوند با منبع جاودانهی قدرت و توکل و اعتماد بر ذات بینظیر خداوندی، آدمی را از تنهایی، احساس بیپناهی و سر در گمی میرهاند و آرامش روانی حقیقی و پایدار را به او عطا میکند. برنامهی منظم و مداوم عبادت، پرهیز از پلیدیها و محرمات، انجام حرکتهای اجتماعی، دستورات مداوم به اخوت و برادری و امید به رضایت و خشنودی خالق جهان، آرامش و اطمینان قلبی فرد مسلمان را چند برابر میکند [شاملو، سعید؛ ۱۳۶۶؛ ص ۳۵۹].
«ما آیاتی از قرآن را فرو میفرستیم که مایهی بهبودی و رحمت مؤمنان است».
نه تنها بیماریهای روحی و روانی را شفا میبخشد؛ بلکه در تسکین دردهای جسمی هم مفید و مؤثر است؛ تحقیقات علمی این مطلب را تأیید کرده است.
مطالعات گروهی از روانپزشکان در کلینک «آلبر» ایالت فلوریدای آمریکا که با استفاده از پیشرفتهترین سیستمهای کامپیوتری انجام شده است، حاکی از دگرگونیهای مهم در جهت اصلاح تغییرات امواج الکتروکاردیوگرافی [۲]، الکترومیوگرافی [۳]، الکتروآنسفالوگرافی [۴]شدت جریان خون و ضربان نبض بر اثر شنیدن آیات قرآنی در بیماران ناآشنا به زبان عربی و غیرمسلمان که گرفتار افسردگی بودهاند، میباشد [اصفهانی، محمدمهدی؛ ۱۳۷۴ نماز نیایش عشق و شفا بخش تن؛ ص ۱۴].
در دههی گذشته شواهد بسیاری گردآوری شده است که نشان دهندهی تأثیر عوامل محیطی، روانی و اجتماعی بر اعمال سیستم ایمنی بدن از طریق اعصاب مرکزی است و عوامل عاطفی مثبت مثل ایمان قوی، حمایت اجتماعی و سایر استراتژیهای کاهش فشار عصبی میتواند رشد سلولهای بدخیم را کم یا متوقف کند و این امر در موارد توقف خود به خودی فعالیت سلولهای سرطانی مشهود است.
اگر چه تأثیر باورهای دینی در تأمین سلامت روانی کمتر مورد توجه عامه و حتی متخصصین قرار گرفته است، مطالعات و بررسیهای انجام شده حاکی از تأثیر عمیق این باورها در تمامی جنبههای زندگی فردی و اجتماعی افراد است.
اعتقادات دینی عامل مهمی در کاهش فشارهای روانی و افسردگی در میان افراد جامعه است و افراد متدین کمتر از سایرین به بزهکاری، خودکشی، طلاق، اعتیاد، مصرف الکل و انواع مختلف تجاوز و تعدی به حقوق دیگران، روی میآورند [جیمز، ویلیام؛ ۱۳۷۲؛ ص ۵۳-۵۰ و شاملو، سعید؛ ۱۳۶۶؛ ص ۳۵۷-۳۵۴].
«دیل کارنگی» در کتاب معروف «آیین زندگی» دین و عبادت را بهترین وسیله برای حصول آرامش و تمرکز ذکر کرده و از روانکاوی بنام «بریل» نقل میکند که گفته است: «انسان متدین واقعی هیچگاه دچار بیماری روانی نخواهد شد» [بیآزار شیرازی، عبدالکریم؛ ۱۳۷۳؛ ص ۱۶۵].
اسلام که خاتم شریعتها و تکمیلکنندهی آنهاست، با ریشه در وحی الهی و عرضهی الگوی کاملی چون پیامبر جارائهدهندهی کاملترین و دقیقترین شیوهی زندگی و آیین بهزیستی است. اقتضای این جامعیت و همه سونگری (Holistic) به کل هستی آدمی و ارتباط با خالق جهان این است که؛ این دین در برگیرنده و تأمینکنندهی تمام نیازهای مادی و معنوی بشر باشد، آنچنان که خداوند آن را میستاید:
«امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمت خود را بر شما تکمیل نمودم و اسلام را به عنوان آیین خداپسند برای شما برگزیدم».
احکام و مقررات اجتماعی در اسلام
برخلاف آنچه که دشمنان مغرض و دوستان جاهل فکر میکنند، اسلام صرفاً دینی فردی و شخصی نیست؛ بلکه در حیطهی زندگی اجتماعی کاملترین قوانین را دارد. آنگاه که رفاه و آسایش روانی و جسمی فرد با اجرای فرامین الهی و اجتناب از معاصی حاصل شد، فرد ملزم میشود که در زندگی اجتماعی خود و روابط با دیگران، مقرراتی را رعایت کند و نسبت به جامعهی خود بیتوجه نباشد؛ بنابراین خداوند احکامی را وضع کرده است، تا آسایش و رفاه فرد و جامعه تأمین شده و صلح و آرامش در اجتماع برقرار باشد. فعالیتهای اجتماعی را که در تأمین سلامت روانی فرد و جامعه نقش بسزایی دارند میتوان در بخشهای چهارگانهی فقه اسلامی به شرح زیر بیان کرد:
1.عبادات
2. معاملان
3. مناکحات
4. جنایات
[۲] electrocardiography
[۳] electromyography
[۴] electroencephalography
نویسنده : محمد عزیز حسامی (پایان نامه کارشناسی ارشد)
۱-قرار نیست در کاری عالی باشید تا آن را شروع کنید قرار است آن را شروع کنید تا در آن کار عالی شوید… ۲-اعتماد ساختنش سالها طول میکشد ، تخریبش چند ثانیه و ترمیمش تا ابد… ۳- ایستادگی کن تا روشن بمانی ؛شمع های افتاده خاموش می شوند… ۴- دوست بدار کسی را که دوستت دارد حتی اگر غلام درگاهت باشد؛دوست مدار کسی را که دوستت ندارد حتی اگر سلطان قلبت باشد… ۵- هیچ کدام از ما با “ای کاش”، به جایی نرسیدهایم… ۶- “زمان” وفاداریه آدما رو ثابت میکنه نه “زبان” … ۷- همیشه یادمون باشه که نگفته هارو میتونیم بگیم اما گفته هارو نمیتونیم پس بگیریم … ۸- خودبینی، دیدن خود نیست،خودبینی، ندیدن دیگران است… ۹- هیچ آرایشی شخصیت زشت را نمی پوشاند ! ۱۰- آدمـها را به انــدازه لــیاقــت آنها دوست بدار و به انــدازه ظــرفــیت آنها ابراز کــن…
سادیسم یا دگرآزاری Sadism یا تمایل به آزاررسانی دیگران، در طبقهبندیهای تازه روانپزشکی یک ویژگی شخصیتی محسوب میشود.
برترینها: سادیسم یا دگرآزاری Sadism یا تمایل به آزاررسانی دیگران، در طبقهبندیهای تازه روانپزشکی یک ویژگی شخصیتی محسوب میشود.
در گفتگوهای معمول بین عامه مردم، البته همیشه سادیسم بهجا و برای اشاره به دگرآزاری استفاده نمیشود و گاهی برخی از آن به اشتباه استفاده میکنند.
سادیسم عبارت است از علاقه به آزار دادن دیگران به صورت جسمی، روانی و جنسی، طوری که این آزار رساندن موجب لذت و آرامش فرد آزاررسان شود. این افراد از تحقیر و تمسخر و آزار روحی یا جسمی و جنسی افراد به خصوص در حضور دیگران لذت زیادی میبرند و گاهی رفتارهای پرخاشگرانه یا جنایتکارانه از خود بروز میدهند.
رواندرمانی تحلیلی و رفتاردرمانی، شرکت در گروههای خودیاری و همچنین خانواده درمانی، کاهش استرسهای محیطی و دارو برای درمان به کار میرود.
انواع سادیسم به قرار زیر است:
الف: سادیسم ذهنی – که شخص صحنههای سادیستی را تجسم مینماید ولی اقدام به آزار دیگران نمینماید.
ب : سادیسم احساسی – که شخص از تحقیر و آزار روحی دیگران لذت میبرد و از پایمال کردن شخصیت دیگران ارضاء میشود.
ج : سادیسم بدنی – که شخص به آزار دیگران میپردازد و از ضرب و جرح ساده تا قتل و سوزاندن افراد مورد نظر خود پیش میرود.
سادیسم، یکی از وجوه شخصیتی تیرهای است که داشتن آن منجر به آسیب و ضرر و زیان برای دیگران میشود. سه ویژگی دیگر شخصیتی که مثل سادیسم، زیانآور هستند، اینها هستند:
ماکیاولیانیسم، تمایل به تسلط و سلطه به هر قیمت بر دیگران
بهترین مثال دنیای قدیم سادیسم، اصولا شخصی است که خود این صفت از نام او گرفته شده است: مارکی دو ساد. او یک نویسنده آثار اروتیک فرانسوی بود که درقرن هحدهم و اوایل قرن نوزدهم میزیست.
به خاطر ضرب و جرحی که او بر قربانیان تجاوزهای خود وارد کرده بود به زندان و سپس آسایشگاه روانی فرستاده شد. شاید شما فیلم قلمپرها یا Quills را که بر اساس داستان زندگی او ساخته شده، دیده باشید.
در این فیلم جفری راش نقش مارکی دو ساد را باز میکند. در ضمن کیت وینسلت، ژوکین فونیکس و مایکل کین هم در این فیلم حضور دارند.
از مارکی دو ساد که البته داستان و تاریخ خیلی جالبی دارد، اما زیاد هم نمیشود در موردش نوشت (!) که بگذریم، میرسیمبه ملموسترین نمونه تلویزیونی حداقل در یک دهه اخیر برای بیشتر شماها: رمزی بلتون در سریال گیم آو ترونز.
همان طور که گفته شد عامه مردم از واژه سادیسم خیلی وقتها به درستی استفاده نمیکنند و تازه خیلی وقتها هم یک فرد که صفت سادیستیک بود به او داده میشود، واقعا سادیسم ندارد.
روانشناسان و پژوهشگران یک پرسشنامه دقیق ۹ سؤالی تهیه کردهاند که بر اساس آن میتوان به طور دقیق گفت که یک فرد سادیسم دارد یا نه:
۱- از سر به سر گذاشتن مردم به طوری که آنها بدانند من آنها را تحت کنترل داردم، لذت میبرم.
۲- از اذیت کردن اطرافیانم خسته نمیشوم.
۳- اگر توانایی و اختیارش را داشته باشم، به مردم آسیب میزنم.
۴-وقتی کسی را مسخره میکنم، از دیدن ناراحت شدنش، خوشحال میشوم.
۵- بیرحمی کردن به دیگران، هیجانانگیز است.
۶- از تمسخر مردم در جلوی دوستانشان، خشنود میشوم
۷- تماشای دعوا و منازعه مردم، تحریکم میکند.
۸- در مورد اذیت کردن کسانی که آزارم دادهاند، فکر میکنم.
۹- هیچ وقت از روی عمد به کسی آزار نمیرسانم، حتی اگر از آن شخص خوشم نیاید.
خلسه مفهومی باستانی بوده و از زمان های گذشته کاربردهای بسیاری برای دستیابی به برخی حالات درونی و درمان بیماری های روانی رایج داشته است. در ادامه درباره خلسه بیشتر بحث می کنیم. با ما همراه باشید.
خلسه حالتی بین خواب و بیداری است که امواج ذهنی در شرایط آلفا قرار می گیرند و تلقین پذیری انسان افزایش مییابد. در این حالت انسان به خوابی فرو رفته که ذهن کاملا به محیط اطراف آگاه و بیدار است. این حالت حس خوب و سرشاری دارد که هر انسانی دوست دارد در این حالت قرار گیرد. خلسه رفتن همیشه در طول تاریخ بوده و انسان در تمام ادوار و ادیان این حالت را تجربه کرده. تجربه حالات عرفانی، درمان بیماری های روانی و کنترل ضمیرناخودآگاه از کاربردهای این حالت به شمار میرود. در این مقاله سعی داریم تا شما را با مفهوم خلسه آشنا کنیم.
حالت خلسه چیست؟
حالت خلسه نوعی تغییر شرایط هوشیاری است که در آن فرد بین حالت خواب و بیداری واقع شده است. در واقع این حالت پلی است که بین ضمیرخودآگاه و ناخودآگاه ایجاد شده است و فرد به محیط اطراف آگاه است. در این حالت حواس مربوط به جسم همچون حواس پنچ گانه کاهش می یابد اما ضمیرناخوآگاه همچنان هوشیار است به همین دلیل این حالت را بالاترین میزان تلقین پذیری میدانند.در حالت خلسه امواج فکری انسان در سطح آلفا قرار گرفته و تلقین پذیری انسان افزایش می یابد. در سطح آلفا مغز انسان در عین هوشیاری از محیط اطراف جدا شده و ارتباطی عمیق با درون وی برقرار می کند.
علت ایجاد حالت خلسه
دلایل ایجاد خلسه تغییر در سیستم عصبی بدن است. حالت خلسه مثبت مربوط به فعال شدن اعصاب پاراسمپاتیک بدن است که در آن ضربان قلب فرد آرام شده، امواج ذهنی وی در سطح آلفا قرار می گیرند و ذهن حالت آگاهی و هوشیاری کامل خود را حفظ می کند. با این وجود خلسه منفی موجب فعال شدن سیستم عصبی سمپاتیک بدن شده، احساسات استرس و ترس را در فرد به وجود می آورد. در نهایت، ممکن است منجر به تحریک شدید عضلات و بروز اضطراب در فرد شود.در خلسه عرفانی ، این حالت را جذبه خداوند میدانند که فرد پس از یک دوره سیر و سلوک عرفانی میتواند به یک حالت عرفانی رفته که میتوان از جسم مادی خارج شد و با درون و روح خود ارتباط برقرار کند.
انواع حالت های خلسه کدامند؟
حالت خلسه نوعی تغییر شرایط هوشیاری است که در آن فرد بین حالت خواب و بیداری واقع شده است. در واقع، این حالت به نوعی برقراری ارتباط مابین ذهن آگاه و ضمیر ناخودآگاه انسان اشاره دارد که در آن بدن به حالتی آرام فرو می رود، اما ذهن کاملاً آگاه و هوشیار می ماند. به طور کلی، پنج سطح مختلف برای حالت های خلسه می توان نام برد. در ادامه به تشریح ویژگی های هر یک از سطوح مختلف خلسه می پردازیم.
1. سطح اول؛ خلسه بسیار سبُک
در این مرحله ارتباط مابین ضمیر خودآگاه و ذهن ناخودآگاه بسیار ضعیف بوده و افراد از بیشتر حالات، گفتار و کارهای درونی خود آگاهی دارند. به عبارت دیگر، فرد در خلسه سبک ممکن است روی افکار، اعمال فیزیکی و احساسات خود آگاهی و تسلط داشته باشد. برای مثال، به طور معمول، کسانی که مراقبه ذهنی آگاهانه انجام می دهند، حالات خلسه بسیار سبک را تجربه می کنند.
2. سطح دوم؛ خلسه سبُک
در این سطح ضمیر خودآگاه فرد حالتی رویاگونه از آگاهی را تجربه می کند. به عبارت دیگر، افرادی که خلسه سبک را تجربه می کنند، معتقد هستند که در خیال یا رویای خود گم می شوند. برای مثال، تماشای تلویزیون بدون آگاهی از چیزی که می بینید، خواندن کتاب بدون حضور ذهن، رانندگی کردن بدون به یاد داشتن مسیری که طی کرده اید، همگی نوعی از خلسه سبک به شمار می آیند.
3. سطح سوم؛ خلسه متوسط
در این حالت فرد از ضمیر خودآگاه خود تا حدودی جدا می شود. در واقع، در این سطح از هوشیاری ضمیر ناخودآگاه، معمولاً فرد مورد نظر آگاهی خود از محیط اطراف، زمان و جسمش را از دست می دهد.بسیاری از افراد حالت خلسه را به احتمال زیاد در اولین لحظات بیداری، آخرین لحظات قبل از خواب یا هنگام بیماری و تب تجربه می کنند.
4. سطح چهارم؛ خلسه عمیق
این حالت هنگامی اتفاق می افتد که بدن در حالت خواب آلودگی یا خواب واقعی واقع شده است. در واقع، در این سطح میزان آگاهی و هوشیاری ضمیر خودآگاه انسان در حدی گذرا و مقطعی واقع شده است و به تدریج از میزان هوشیاری آن کاسته می شود. به طور معمول، در این سطح انسان قادر بر دیدن تصاویری عجیب بوده و اتفاقاتی آشنا یا جدید را از ذهن می گذراند. به علاوه، در این سطح از حالت خلسه، انسان گاهی اوقات ممکن است گمان کند که صدایی را شنیده یا چیزی او را لمس کرده است.
5. سطح پنجم؛ خلسه بسیار عمیق
این مرحله با از دست دادن کامل هوشیاری تعریف می شود. برای مثال، می توان به حالت های خوابی عمیق اشاره کرد که در آن هیچ رویایی نمی بینیم. همچنین قرار دریافت در حالت کما نیز نوعی خلسه بسیار عمیق به شمار می آید. به طور کلی، از میان تمامی حالت های خلسه ذکر شده، بهترین حالت برای ایجاد تغییرات روحی، معنوی و روانی با وارد شدن به حالت خلسه ای عمیق امکان پذیر است.
تکنیک ساده برای قرار گرفتن در حالت خلسه
یک روش ساده و موثر برای رفتن در این حالت استفاده از تنفس و شمارش معکوس میباشد بدین ترتیب:
زمانی برای رفتن به خلسه در نظر بگیرید که در شرایط متعادل باشید و فرصت کافی برای انجام تمرین داشته باشید.
بر روی زمین دراز بکشید و دستهای خود را در کنار بدن قرار دهید. ( می توانید روی یک صندلی مناسب خود را رها کنید)
بدن خود را رها کنید بطوری که هیچ قسمت از بدن شما منقبض نباشد.
قبل از شروع تمرین به خود یاد آوری کنید که با هر شمارش معکوس آرامش و رهایی شما بیشتر میشود و با رسیدن به عدد یک شما در خلسه ای مناسب قرار میگیرید و کاملا آماده انجام تلقینات هستید.
تنفس عمیق و آرام با توجه بر دم و بازدم انجام دهید.
شمارش معکوس را از ۲۰ تا ۱ انجام دهید. هر عدد را در ذهن خود مجسم کنید، لحظه ای خیره به آن نگاه کنید و سپس به عدد بعدی بروید.
تلقینات مورد نظر را انجام دهید.
با چند نفس عمیق، آرام آرام به حالت طبیعی برگردید.
قبل و بعد از تمرین به خود تلقین کنید که در تمرینات بعدی با شمارش های کمتر و در زمان کوتاهتری به خلسه های عمیق تر خواهید رفت.
خطرات حالت خلسه
خلسه اگر به صورت طبیعی و ناخودآگاه رخ دهد، از اراده انسان خارج است و نمی توان از وقوع آن جلوگیری کرد، که به طور کلی خطری ندارد. البته این حالت و جدا شدن روح از جسم برای یک فرد سالم معمولی به ندرت پیش می آید.اما افرادی که تمرینات متعدد و سعی و کوشش بسیار برای وارد شدن به حالت خلسه انجام می دهند، در معرض خطر هستند. زیرا بسیاری از این افراد پس از مدتی در عالم خواب تصاویر موهوم می بینند و دچار ترس و دلهره می شوند. فلج خواب و بختک، احساس مرگ و قالب تهی کردن، اختلالات خواب، برون فکنی در طول روز و توهم از عوارض وارد شدن بیش از حد به خلسه مصنوعی هستند. در این صورت فرد باید به روانپزشک مراجعه کند.بسیاری از افراد نمی توانند خلسه را تجربه کنند و فقط به حالت ریلکسیشن دست می یابند. اگر شما می خواهید به خلسه فرو روید، بهتر است در حضور فردی آشنا با فنون آن این کار را انجام دهید.
•یکم: نبین ۱- عیب مردم را نبین ۲- مسائل جزئی در زندگی خانوادگی را نبین ۳- کارهای خوب خودت را که برای دیگران انجام می دهی نبین ۴- گاهی باید وانمود کنی که ندیدی (اصل تغافل)
•دوم: نگو ۱- هرچه شنیدی نگو ۲- به کسی که حرفت در او تاثیرندارد نگو ۳- سخنی که دلی بیازارد نگو ۴- هر سخن راستی را هرجا نگو ۵- هر خیری که در حق دیگران کردی نگو ۶- راز را نگو حتی به نزدیکترین افراد
•سوم: نشنو ۱- هر سخنی ارزش شنیدن ندارد ۲- وقتی دو نفر آهسته سخن می گویند سعی کن نشنوی ۳- غیبت را نشنو ۴- گاهی وانمود کن که نشنیدی (اصل تغافل)
•چهارم: نپرس ۱- آنچه را که به تو مربوط نیست نپرس ۲- آنچه که شخص از گفتنش شرم دارد نپرس ۳- آنچه باعث آزار شخص می شود نپرس ۴- آن پرسشی که در آن فایده ای نیست نپرس ۵- آنچه که موجب اختلاف و نزاع می شود نپرس
خدمات تخصصی پژوهش و تحلیل داده های آماری با مناسبترین قیمت و کیفیت برتر!
💼کیفیت بالا، قیمت مناسب و خدماتی که به نیازهای شما پاسخ میدهند!
💼با ما همراه باشید و پروژهی خود را به یک تجربهی موفق تبدیل کنید.
🔔 این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید
درود بر شما کاربر محترم و بزرگوار، به عرض می رساند امروزه هزینه های نگهداری و ارتقای سایت بالا می باشد، لذا جهت ادامه فعالیت مجبور شدیم در بعضی از جاها تبلیغ بگذاریم.
لطفاً با کلیک بر روی لینک های زیر از ما حمایت کنید تا بتوانیم خدمات بهتری ارائه دهیم. مطمئن باشد هیچ مشکلی برای شما پیش نخواهد آمد.
با تشکر.
،
برای کنترل خرج و درآمد خود و جلوگیری از ولخرجی می توانید از راهکارهایی استفاده کنید تا بودجه دقیق خود را تعیین و بر اساس آن به موفقیت های مالی دست پیدا کنید. در ادامه راه های جلوگیری از ولخرجی بیان می شود.
ولخرجی یکی از عادات نادرست است که در صورت حل نکردن آن ضرر های مالی شدیدی به شما وارد می کند. اگه شما هم از آن دسته افراد هستید که مشکلات روحی تان را با خرید حل می کنید یا هنگام خرج کردن نمی توانید خودتان را کنترل کنید، این مقاله را از دست ندهید.
ولخرجی از کجا آغاز می شود ؟
زندگی مدرن این روز ها به گونه ای وسوسه کننده است که امکان پس انداز کردن را از افراد گرفته است. همه خانم ها خواه ناخواه به سمت چیز هایی می روند که دوست دارند. خیلی از خانم ها ممکن است دوست داشته باشند تا پس انداز کنند، اما نمی توانند مدیریت لازم را در این زمینه و بر روی این موضوع داشته باشند و در نهایت با مخارج و ولخرجی های زیادی همراه می شوند.چند پیشنهاد جذاب و کاربردی برای خانم ها و آقایانی که نمی توانند پس انداز کنند و همیشه دست و دلباز و ولخرج هستند، وجود دارند. این شیوه ها به شما کمک می کنند تا کنترل بیشتری بر روی هزینه های خود داشته باشید. این روش های طلایی جهت دستیابی به موفقیت مالی بسیار موثر است و شما می توانید با تکیه بر آن ها مدیریت مالی بیشتری داشته باشید.
مخارج احساسی
خرید برای برخی افراد، در حکم مواد مخدر است؛ اگر خوشحال باشند آن ها را خوشحال تر و اگر هم ناراحت و عصبی باشند، از شدت آن کم می کند. گاهی اوقات حجم خریدها آنقدر بالاست که منابع درآمدی فرد در مقابل آن ها کم می آورد و او را به استفاده از درآمد دیگران یا همان قرض و بدهی مجبور می کند.اولین کار برای رهایی از این وضعیت، یادداشت تمام خریدهای روزانه است. دیدن اسامی کالاهایی که خریداری شده در حالی که هیچ نیازی به آن ها نبوده به قدری فرد را متعجب می کند که بعد از آن، تمام تلاشش را برای پرهیز از این گونه خریدها انجام می دهد. در ابتدا وسوسه و خیال پردازی برای خرید حتماً به سراغ فرد می آید.در این شرایط بهتر است عواطفی که احساس نیاز به خرید را در او ایجاد کرده اند روی کاغذ بنویسد. همین پذیرش احساس، باعث می شود برای مواجهه با آن راه حل های دیگری غیر از خرید هم پیدا کند.
یکسان دانستن خرید بیشتر با موفقیت
برخی به اشتباه تصور می کنند همان چیزی هستند که می خرند. اگر پول بیشتری خرج کنند یعنی موفق و مهم هستند، دیگران بیشتر دوستشان دارند و فرزندانشان بیشتر به آن ها افتخار می کنند.اینگونه افراد هنگام خرید چیزهای گران قیمتی که از عهده پرداخت آن برنمی آیند از اینکه قدرت خریدشان زیر سؤال برود، احساس ناتوانی می کنند. تمام مشکل این افراد فقدان عزت نفس و عدم باور به نیروهای درونی خودشان است. به همین دلیل با توسل به این عوامل بیرونی در پی کسب منزلت و احترام هستند.در نهایت هم به قدری زیر بار قرض می روند که با سیلی ورشکستگی و فقر به خودشان می آیند. از طرفی در دنیای امروز، همه تبلیغات موجود با بیان جملاتی مانند «با خرید این محصول ارزشمندتر شوید» به چنین تصوراتی دامن می زنند.
زندگی در زمان حال
برخی دیگر از آدم ها چنین نگرشی دارند که زندگی چیزی جز لحظه اکنون نیست و به قول خیام سعی می کنند غم فردا را نخورند و همین یک دم عمر را غنیمت بدانند و اینگونه خیلی آسان مسئولیت نسبتاً سنگین برنامه ریزی برای آینده را از روی دوش خود برمی دارند. آدم های با این نگرش در گرفتار شدن به دام بدهی مستعدتر از دیگران هستند چون:
برای پاسخ به نیازها و خوشی های زمان حال، تمایل زیادی به قرض و دریافت وام دارند.
اگر وام بگیرند با اعتقاد به اینکه فردا را کی دیده، هیچ عجله ای برای بازپرداخت ندارند و همین موضوع یعنی بدهی بیشتر و بیشتر.
کم پس انداز می کنند و شاید حتی پس اندازی نداشته باشند؛ به خاطر همین است که موقع گرفتاری چاره ای جز قرض ندارند.
به ندرت موجودی حساب جاری شان را بررسی می کنند و به احتمال کمی برای خودشان بودجه بندی دارند.
زندگی با آرزوهای آینده
بر عکس گروه قبلی، گروهی دیگر با آرمان و آرزوهایی که دارند زندگی فعلی شان را مدیریت می کنند. این آرمان همان تغییر ناگهانی است که قرار است همه چیز را عوض کند؛ شغل جدیدی که حقوق آن پنج برابر بیشتر است، راه اندازی یک کسب وکار موفق، یک اختراع جدید و مواردی از این دست. آن ها بر اساس پیش بینی هایشان از آینده همین امروز شروع به دریافت قرض می کنند. به این امید که با رخ دادن آن اتفاق، ده ها برابر مقدار بدهی شان به دست آورند.در حقیقت این افراد نه درآمد آینده بلکه امید به درآمد آینده را خرج می کنند. پولی را خرج می کنند که هنوز به دست نیاورده اند. چیزی که این افراد به یادگیری آن نیاز دارند زندگی بر اساس واقعیت هاست نه چیزی که در ذهن شان به آن پر و بال داده اند؛ زندگی در خانه ای که الان توانایی پرداخت اجاره آن را دارند، شام خوردن در رستورانی که به جیب امروزشان می خورد و پوشیدن لباس هایی که متناسب با درآمدشان است.
چگونه ولخرجی را ترک کنیم؟
جلوگیری از ولخرجی، دارای راهکار هایی است که به شما کمک می کند تا بتوانید پس انداز کنید و مدیریت مالی بهتری داشته باشید.ولخرج بودن یکی از عادت های رایج در بین افراد است که به دلیل برنامه ریزی مالی نداشتن و توجه نکردن به دخل و خرج، ایجاد می شود. راهکار های اصولی پس انداز کردن را بدانید.
1. اهداف مالی بلندمدت برای خود تعیین کنید
به اهداف خود در آینده و دوره های مختلف زندگی فکر کنید که مثلا ده سال دیگر می خواهید چه جیزهایی داشته باشید و چه کارهایی کرده باشید و برای این اهداف چقدر پول نیاز دارید. دائم اهدافتان را به خود یادآوری کنید تا از مسیر خود منحرف نشوید. مثلا می توانید عکسی از خانه یا خودروی مورد علاقه تان را روی یخچال یا آینه اتاق یا کنار تخت خود بچسبانید. این گونه هدفتان همیشه جلوی چشمتان است. یک راه دیگر آن است که فهرستی از اهداف مالی تان را به ترتیب اولویت روی کاغذ بنویسید و هر شب قبل از خواب و هر صبح بعد از بیدار شدن با صدای بلند برای خود بخوانید.
2. بجای کارت بانکی، پول نقد محدود همراه خود ببرید.
ولخرجی، موجب می شود که افراد مدیریت مالی خود را از دست بدهند. این افراد با دست و دلبازی های زیادی که از خود نشان می دهند، اغلب با مشکلات مالی مواجه می شوند و به همین دلیل است که هیچ پس اندازی برای خودشان ندارند.استفاده از پول نقد بجای کارت اعتباری به شما کمک می کند تا کنترل بیشتری بر مقدار پولی که خرج می کنید داشته باشید. هر روز به اندازه نیاز همان روزتان پول با خود همراه ببرید تا مانع ولخرجی و خریدهای بیهوده شوید.
3. سقف خرید برای خود تعیین کنید
بسیاری از افراد، گا ه ولخرجی را یک بیماری نیز می دانند، زیرا توانایی کنترل کردن آن را ندارند. یک بیماری که کاملا می تواند به ضرر شما تمام شود و بخش مهمی از زندگی و آینده شما را تحت تاثیر خود قرار دهد.اگر ولخرجی و خریدهای بیهوده در زندگی شما به یک رفتار غیر قابل کنترل تبدیل شده است، باید برای هزینه کردن های خود از خرید لباس و تفریح گرفته تا مسافرت، سقف تعیین کنید و همچون یک قانون به آن عمل کنید.
4. دلیل ولخرجی خود را مشخص و رفع کنید
افراد موفقی وجود دارند که می توانند مدیریت مالی خوبی داشته باشند. آنها اغلب برای میزان حقوق مشخص خود برنامه ریزی می کنند و خرج و مخارج خود را انجام می دهند. از سوی دیگر، این افراد در ماه می توانند مقادیری را برای خود پس انداز کنند.ممکن است ولخرجی رفتاری باشد که از خانواده و اطرافیان خود یاد گرفته اید، یا شاید برای کسب آرامش و لذت بعد از خرید، به این کار رو آورده اید، شاید هم برای حفظ پرستیژ و از روی کمبود اعتماد به نفس ولخرجی می کنید. علت ولخرجی را در خود ریشه یابی کنید و در صدد رفع آن برآیید.
5. قانون 10 ثانیه را رعایت کنید
اگر ناخودآگاه چیزی را برداشتید و قصد خرید آن را کردید، قبل از اقدام به خرید، فقط 10 ثانیه به این فکر کنید که آیا واقعا به آن نیاز دارید یا خیر؟ یا این که آیا می توانید پول آن را برای چیز دیگری خرج کنید که مفیدتر باشد؟ تحقیقات نشان داده همین 10 ثانیه تفکر در افرادی که عادت به خرید بیش از حد دارند تا 40 درصد مانع خرید می شود.
6. با ولخرج ها به مراکز خرید و رستوران نروید
تاثیر کمال همنشین را بهیچوجه از یاد نبرید. همنشینان ولخرج، شما را ولخرج می کنند. لازم نیست دوستان ولخرجتان را رها کنید، فقط با آنها در مکان هایی قرار بگذارید که امکان ولخرجی کمتر است. یک مرکز خرید یا یک رستوران گران قیمت محل مناسبی برای قرار گذاشتن با ولخرج ها نیست.
8. دخل و خرج خود را بودجه بندی کنید
یادداشت درآمد، هزینه های ثابت و ریز مخارج تان به صورت ماهیانه و برنامه ریزی برای آن ها، باعث می شود تا متوجه شوید هر ماه بابت چه چیزهایی پول خرج کرده اید. این کار همچنین کمک می کند تا به مرور زمان متوجه خرج های اضافه بشوید و از آنها پرهیز کنید. با حساب و کتاب کردن و نوشتن همه مخارج این آگاهی را پیدا می کنید که نباید بیشتر از درآمد خود خرج کنید.
9. عمده خرید کنید
در اغلب موارد خرید عمده مایحتاج زندگی بسیار مقرون به صرفه تر از خرید خورده آن هاست. مثلا خرید یک جعبه 10 تایی دستمال کاغذی هم ارزان تر از خرید 10 ععد جداگانه آن است و هم یک بسته جایزه دارد. همچنین از آنجا که کالاها هر روز گران می شوند بهتر است کالاهای مصرفی که هر روز به آنها احتیاج دارید را به شکل عمده و مصرف چند ماه بخرید. مسلما خرید عمده به معنای خرید زیاد و بیهوده نیست.
10. خرید های اینترنتی را محدود کنید
امروزه کسب و کار های اینترنتی به دلیل سهولت در خرید رونق بسیاری یافته اند و افراد زیادی به این شیوه از خرید روی آورده اند. شما با ایجاد یک حساب کاربری می توانید خوراک و پوشاک حتی خرید های مهم و بزرگی مثل لوازم منزل، لپ تاپ و کامپیوتر و… را از سایت های خرید اینترنتی انجام دهید.این روش از خرید به دلیل سهولت خرید و تحویل در محل و … بسیار وسوسه انگیز و در عین حال در صورت افراط خطرناک خواهد بود. پس چه باید کرد؟ تلاش کنید برای خرید سراغ اینترنت نروید و از بازار های محلی استفاده کنید.
همچنین برای محدود کردن خودتان می توانید تصمیم بگیرید تنها زمانی خرید آنلاین داشته باشید که محصولات سایت (که البته به آن ها احتیاج دارید) از تخفیف برخوردار باشند و اگر احساس می کنید وسوسه خرید اینترنتی به حدی زیاد است که نمی توانید آن را کنترل کنید به یکباره حساب کاربری و اطلاعات بانکی خود را از فروشگاه ها و سایت های مورد علاقه خود پاک و حذف کنید. به این ترتیب دسترسی شما یا ثبت نام دوباره برایتان مشکل خواهد بود و دیگر به راحتی به این سایت های خرید دسترسی نخواهید داشت.
11. هزینه های زندگیتان را الویت بندی کنید
برای اینکه ولخرج نباشیم باید هزینه های خود را مشخص کنیم. یعنی ببینیم پول های خود را برای چه چیزهایی صرف می کنیم. «برآورد هزینه» کنید یعنی هزینه رفت و آمد، هزینه پوشاک، هزینه تحصیل و هزینه های … همه هزینه ها را با هم جمع کنید تا میزان هزینه های ماهانه و بعد هزینه های یک سال خود را به دست بیاورید.اگر قرار باشد مدیریت مالی داشته باشید، باید بتوانید هزینه های خود را مدیریت کنید. بنابراین اول هزینه ها را اولویت بندی کنید برای این که بدانید هزینه تحصیل تان مهم تر است یا هزینه گشت زدن توی کافی شاپ های مختلف، هزینه ها را بر مبنای نیازهای اصلی خود اولویت بندی کنید.
۱- شکاک باشیم. مقصود آن نوع شکاکیتی که در حوزهی اخلاق مذموم است، نیست. شکاکیت در حوزهی فردی و اخلاقی با شکاکیت در حوزهی اندیشه متفاوت است. شکاکیت در حوزهی اندیشه یعنی با هر گزارهی فکری و یا علمی که مواجه میشویم به درستی آن شک کنیم و تنها آن را با دلایل محکم و مستدل بپذیریم.
۲- موارد خیلی عجیب و یا ادعاهای بزرگ مشکوک هستند.
دختری 16 ساله در زیر زمین خانه انرژی هسته ای تولید کردهاست.
در پنجم شهریور ماه امسال مریخ را به اندازهی ماه بدر در آسمان میبینید.
محققان ایرانی به واکسن ایدز دست یافتند. احتمالا شما هم دستکم با یکی از موارد بالا مواجه شدهاید. ادعاهای بزرگ معمولا قصد فریب شما را دارند.
۳- به منابع توجه کنیم. اگرچه ذکر منبع و یا نقل قول کردن از شخص موثقی الزاما دلیلی بر درستی ادعا نیست، اما نه آنقدر وقت داریم و نه آنقدر معلومات که دربارهی تمام جوانب زندگی بسیار پیچیده در دنیای امروز تخصص پیدا کنیم. پس باید در بسیاری از امور به نظر کارشناسان متخصص و یا منابع معتبر اعتماد کنیم. هر سایت و یا حتی کتابی الزاما منبع معتبر نیست. هر سایتی که به زبان انگلیسی هم هست همینطور.
۴- گوگل کنیم. گوگل کردن را به بخشی از زندگی روزانهی خود اضافه کنید. شما تقریبا دربارهی همه چیز میتوانید اطلاعات وسیعی در اینترنت بیابید. اگرچه پیدا کردن اطلاعات مورد نظر و مرتبط با موضوع از منابع معتبر در دنیایی از اطلاعات، مهارتی است که نیاز به آموزش و تمرین دارد، اما در بسیاری از موارد با یک سرچ ساده میبینید که منبع ذکر شده وجود خارجی ندارد و یا مخدوش است.
۵- کلمات قلمبه سلمبه، عبارات مبهم، غلطهای املایی و آمارهای فریبنده. باز هم یکی از نشانههای عمومی چرندیات استفاده از کلمات قلمبه سلمبه یا مبهم است. استفاده از کلماتی مانند فیزیک کوانتوم، انرژی کیهانی، نسبیت، انرژی افراد، اشعهی مواد و …الزاما به متن اعتبار نمیبخشند. اتفاقا اگر دیدید در استفاده از چنین کلماتی اغراق شده است به اعتبار متن شک کنید. خیلی از کلمات هم در این متون مبهم هستند.
۶- حواستان به مغالطات باشد. دانشتان را دربارهی انواع مغالطه افزایش دهید. چرا که آنها یکی از مهمترین ابزار فریب در استدلال، حقه و سوءاستفادههاست. مغالطه حقهای در استدلال است که نویسنده یا گوینده وقتی میخواهد نتیجه یا ادعایی را به شما بقبولاند ممکن است از آن استفاده کند. البته در بسیاری از مواقع خودمان هم بدون اینکه آگاه باشیم ممکن است در گفت وگوهای روزمره، ابراز نظرات و یا متنهایی که مینویسیم از مغالطات استفاده کنیم. آگاهی از انواع مغالطات علاوه بر اینکه باعث میشود فریب چرندیات را نخوریم سبب شده خودمان هم آدمهای معقولتری بشویم و عقاید و نظراتمان انسجام منطقی بیشتری داشتهباشد.
۷- در نقل قولها به حوزهی تخصصی افراد توجه کنیم. دکتر سمیعی جراح حاذق ایرانی در حوزهی مغز و اعصاب است. این امر مستلزم این نیست که ایشان در فلسفه، تاریخ، عرفان، سیاست، هنر، ادبیات و سایر حوزههای اندیشهی بشری متخصص باشند و جملاتی به ایشان منتسب شود و این انتساب دلیلی بر درستی گزارهها شود. انتساب متنی به ایشان در حوزههای تخصصی بیارتباط، اثری در قدر و ارزش متن نمیگذارد.
۸- هشدارهای مهم و حیاتی از طریق خاله اقدس به اطلاع ما نخواهد رسید. هشدارهای مهم در حوزهی سلامت و ایمنی را معمولا رسانههای خبری، تلوزیون و روزنامههای کثیرالانتشار اعلام میکنند. اگر داعش خرماهای آلوده به اکسالات آمونیوم تولید کرده و به ایران فرستاده باشد این امر در تلگرام از طریق خاله اقدس به گوش ما نمیرسد. مواردی مانند پپسی فلج کننده، برنج مسموم، سرطانزا بودن پوشش روی کارت شارژ و امواج سرطانزای موبایل و مواردی ازین دست اگر هم استثنائا از چرندیات نباشند توسط نهادهای ذیصلاح به طور عمومی اعلام میشوند.
و در آخر
پرداختن به دلایل روانشناختی و اجتماعی گسترش چرندیات و میل عمومی برای بازنشر آنها در جامعه امری است که متخصصان علوم اجتماعی و روانشناسی باید بدان بپردازند و از حوزهی تخصصی نگارنده خارج است. اما به نظر میرسد سرانهی مطالعهی ناچیز، اطلاعات بسیار اندک از چیستی علم و چگونگی کارکرد آن و فقدان برنامهای برای تقویت مهارت تفکر نقادانه در مدارس و دانشگاهها از دلایل عمدهی رشد چرندیات و همهگیری آن در جامعه است. در انتشار و بازنشر مطالب وسواس داشته و متوقفکنندهی چرخهی شایعات و چرندیات باشیم.
🔸هِنری مینتزبرگ در کتاب «قصههای شب برای مدیران» مینویسد: تا کنون فهرستهای پرشماری از ویژگیهای رهبران اثربخش و حرفهای منتشر شده است که عمدتا بسیار کوتاه و مختصر هستند
🔹مشکل اصلی این فهرستها این است که چون نمیخواهند حوصله خواننده را سر ببرند، بسیاری از ویژگیهای یک رهبر عالی را از قلم انداختهاند. برای همین، من هر فهرستی را که تا کنون منتشر شده است، بررسی و آنها را یک کاسه کردم تا فهرستی جامع از ویژگیهای یک رهبر موفق درست کنم. بر این اساس، یک رهبر موفق دارای این ۳۶ ویژگی است:
◽️شخصیت کاریزماتیک دارد
◽️پراشتیاق و پرانرژی است
◽️الهامبخش سایرین است
◽️دورنگر است
◽️به رهبری و هدایت دیگران علاقهمند است
◽️سرزنده و خوشبین است
◽️جاهطلب است
◽️ثابتقدم و در مسیر دستیابی به اهداف شرکت سرسخت است
◽️فقط دستور نمیدهد و در کارها مشارکت فعالانه دارد
◽️در صورت لزوم خودش را درگیر جزئیات میکند
◽️حامی و پشتیبان کارمندان است
◽️دارای ثبات احساسی است و مثلا زود از کوره در نمیرود
◽️خوش قول و قابل اتکاء است
◽️منصف است
◽️مسئولیتپذیر است و از زیر بار اشتباهاتش فرار نمیکند
◽️اخلاقمدار و صادق است
◽️بر نظر درست خود استوار است
◽️در برابر نظرات و ایدههای دیگران انعطافپذیر است
◽️متعادل است و در هیچ موضوعی تندروی نمیکند
◽️کلنگر است و به تمام ابعاد یک موضوع دقت میکند
◽️جسور است و از ایدههای جدید نمیترسد
◽️به وظایفش متعهد است و از زیر آنها فرار نمیکند
◽️کنجکاو است و بسیار سوال میکند
◽️اطلاعات کاملی دارد و تا مطمئن نشود درباره چیزی نظر نمیدهد
◽️با همه کارمندان بیریاست و اهل سیاستبازی و دروغپردازی نیست
◽️به تجربهآموزی کارمندان اهمیت میدهد
◽️دارای بینش و دانش عمیق است
◽️دارای ذهنی باز و پذیرای ایدههای جدید است
◽️به نوآوری اهمیت فراوانی میدهد
◽️مهارتهای ارتباطی خوبی دارد
◽️شنونده خوب و صبوری است
◽️باهوش است و درباره هر موضوعی به خوبی فکر میکند
◽️ذهن تحلیلگری دارد
◽️قدرت اجرایی بالایی دارد و در اجرا بسیار قاطع است
✍مارکتینگ آز
@organizationalbehavior
ما در این سایت پرسشنامه های استاندارد (دارای روایی، پایایی، روش دقیق نمره گذاری ، منبع داخل و پایان متن ) ارائه می کنیم و همچنین تحلیل آماری کمی و کیفی رابا قیمت بسیار مناسب و کیفیت عالی و تجربه بیش از 17 سال انجام می دهیم. برای تماس به ما به شماره 09143444846 در شبکه های اجتماعی پیام بفرستید. ایمیلabazizi1392@gmail.com
تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به لنسرسرا و محفوظ است.
این سایت دارای مجوز می باشد