بایگانی دسته: انگیزشی و موفقیت

شادی ما، حاصل جمع موفقیت ما و مقایسه با دیگران است

شادی ما، حاصل جمع موفقیت ما و مقایسه با دیگران است

? پژوهشگران دانشگاه UCL در لندن معادله‌ای جدید را طراحی کرده‌اند که نشان می‌دهد چگونه شادی ما نتیجه‌ای از تعامل تجربیات ما و مقایسه آن با بهبود دیگران است. این تیم پژوهشی در سال ۲۰۱۴ معادله‌ای را طراحی کردند که شادی را پیش‌بینی کرده و اهمیت انتظارات فرد را برجسته می‌کند. نسخه تغییریافته و به‌روزشده این فرمول همچنین موفقیت دیگران را نیز درنظرمی‌گیرد.

? یافته‌های این پژوهش ، نشان می‌دهد که نابرابری شادی را به شکل متوسط کاهش می‌دهد. در این آزمایش،شرکت‌کننده‌ها دست به شرط‌بندی می‌زدند و همچنین از نتیجه شرط‌بندی دیگران مطلع می‌شدند.
به‌طورمتوسط، زمانی که فرد برنده می‌شد، در صورت برنده شدن هم‌بازی‌اش شادتر از زمانی بود که هم‌بازی‌اش می‌باخت. این تفاوت را می‌توان به احساس گناه نسبت داد؛ به‌همین‌ترتیب، زمانی که فرد بازنده می‌شد در صورتی شادتر بود که هم‌بازی‌اش هم می‌باخت تا زمانی که می‌برد. این پدیده را می‌توان به حسادت نسبت داد.

? یکی از پژوهشگران می‌گوید: «معادله ما می‌تواند به‌دقت پیش‌بینی کند که شادی افراد نه‌تنها در نتیجه تجربیات آن‌هاست، بلکه از تجربیات اطرافیان هم نشأت می‌گیرد.

به شکل متوسط، ما زمانی که دیگران بیشتر یا کمتر از ما داشته باشند، شادی کمتری داریم. اما این اتفاق در هر فرد شدت مختلفی دارد. جالب این جاست که این معادله به ما اجازه می‌دهد تا پیش‌بینی کنیم که فرد تا چه حدی در یک موقعیت جداگانه سخاوتمند خواهد بود و از او خواسته می‌شود تا پول کمی را به فرد دیگری بدهد.
دقیقاً مبتنی بر تاثیر نابرابری بر شادی افراد، می‌توان پیش‌بینی کرد که فرد تا چه حد نیکوکار خواهد بود.»

⁣منبع: ماهنامه سپیده دانایی

با روحیه‌ای آزادتر و اراده‌ای قوی‌تر روزتان را آغاز کنید

?جولیا کامرون در کتاب معروفش به نام «The Artist’s way» ضمن اشاره به نوشتن روزانه برنامه‌های روتین از افراد می‌خواهد روزشان را با نوشتن «صفحات صبحگاهی» آغاز کنند.
به عقیده او این کار به شما کمک می‌کند تا با روحیه‌ای آزادتر و اراده‌ای قوی‌تر روزتان را آغاز کنید. پس اولین کاری که پس از بیداری، پیش از هر کار دیگری باید انجام دهید همانا نوشتن صفحات صبحگاهی‌تان آن هم به صورت روتین و بدون فکر کردن است.
به یاد داشته باشید که این صفحات، فقط برای دیدگان شما نوشته خواهد شد، پس آنها را از دیگران دور نگه دارید. همین مساله به شما جرات می‌دهد که با خیال آسوده هر چه دل تنگ‌تان می‌خواهد روی کاغذ بنویسید.

?برای شناخت درون در ابتدا باید به بیرون از خود نگریست. شما نیاز دارید که فعالیت‌های جدیدی را انجام دهید، از مکان‌های جدیدی بازدید کنید و افراد جدیدی را ملاقات کنید. همه این کارها به شما کمک می‌کند تا خود را در معرض فرصت‌های جدیدی قرار دهید.
پس اگر فعالیت‌ها یا تجربیاتی را می‌خواهید امتحان کنید، حتما این‌کار را انجام دهید.

?البته این درست است که شما نمی‌توانید همه چیز را انجام دهید و یکی از اهداف اصلی مراقبه نیز مشخص کردن مناسب‌ترین فعالیت‌هایی است که شما قادر به انجام و درک آنها هستید. در این میان، شرایط، پیشینه فردی و تجربیات زندگی‌تان حائز اهمیت هستند و نتایج گوناگونی را برای شما رقم خواهند زد.

?متوقف کردن عوامل مزاحم، تغییر دیدگاه و امتحان کردن، سه فرآیند اصلی در مسیر شناخت عنصر درون‌تان به شمار می‌آید. البته نباید فقط به یک بار انجام دادن این کارها اکتفا کنید و امیدوار باشید که خیلی زود به نتیجه برسید، راز موفقیت شما در این مسیر تکرار این فرآیندها است.

برای این کار:

▪️روی یک صفحه کاغذ، فهرستی از واژگان کلیدی یا تصاویری از چیزهایی که در طول هفته انجام می‌دهید، تهیه کنید. این فهرست می‌تواند شامل جلسات، ایمیل‌ها، تمیز کردن خانه، خرید کردن، مطالعه، جست‌وجو در اینترنت، گوش کردن به موزیک و… شود.

▪️از رنگ‌های مختلفی در تهیه این فهرست استفاده کنید. در ضمن فعالیت‌های مرتبط به‌هم را با رنگ‌های مشابه بنویسید تا معنای روشنی را منتقل سازند.

▪️در یک تکه کاغذ دیگر، برای هر کدام از گروه‌ها، حلقه‌های جداگانه‌ای ترسیم کنید و اندازه حلقه‌ها را با توجه به مدت زمانی که به آن کارها اختصاص می‌دهید کوچک یا بزرگ‌تر کنید. مثلا اگر بیشتر از آنکه استراحت کنید، کار می‌کنید، دایره مربوط به‌کار کردن را بزرگ‌تر ترسیم کنید.

▪️حالا به احساس خود درباره این‌کارها فکر کنید و ببینید آیا انجام‌دادن آنها را دوست دارید یا خیر. شما همچنین می‌توانید آنها را نسبت به علاقه‌مندی‌تان از یک تا سه درجه‌بندی کنید.

▪️در یک صفحه دیگر یک دایره بزرگ رسم کنید، سپس آن را به سه بخش تقسیم کنید که نشان‌دهنده احساسات سه‌گانه شما نسبت به کارهای‌تان است:
یک بخش مربوط به کارهایی که دوست دارید انجام دهید. یک بخش برای کارهایی که دوست ندارید انجام دهید و یک بخش هم اختصاص به کارهایی دارد که نسبت به انجام آنها احساس خاصی ندارید.

همین کار را می‌توانید در مورد کارهایی که در طول ماه یا سال انجام می‌دهید تکرار کنید.

نویسنده: کارل استایب
کتاب: Work happy now

اشتباهی که بنجامین فرانکلینهرگز فراموش نکرد!

اشتباهی که بنجامین فرانکلینهرگز فراموش نکرد!

بنجامین فرانکلین در هفت‌سالگی سخت عاشق یک سوت شده بود. اشتیاق او برای خرید سوت به‌ قدری زیاد بود که یک ‌راست به مغازه اسباب‌بازی ‌فروشی رفت و هرچه سکه در جیبش داشت، روی پیشخوان مغازه ریخت و بدون آن‌که قیمت سوت را بپرسد همه سکه‌ها را به فروشنده داد! فرانکلین هفتاد سال بعد برای یک دوست نوشت: سوت را گرفتم و به خانه رفتم و آن‌قدر سوت زدم که همه کلافه شدن! اما خواهر و برادرهای بزرگم متوجه شدن که برای یک سوت پول فراوان پرداخته‌ام؛ و اساسى به من خندیدند…

اوقاتم عجیب تلخ شده بود، و از ته دل گریه می‌کردم. سال‌ها بعد که فرانکلین سفیر آمریکا در فرانسه و شخصیت معروف و جهانی شد هنوز آن را فراموش نکرده بود و می‌گفت: همان‌طور که بزرگ شدم و قدم به دنیای واقعی گذاشتم، اعمال انسان‌ها را دیدم و متوجه شدم بسیاری از آن‌ها بهای گزافی برای یک سوت می‌پردازند. بخش اعظم ناراحتی افراد با ارزیابی غلط آن‌ها از ارزش واقعی چیزها فراهم آمده است.
بدبینى، ناامیدى، کم‌تحمل بودن، غصه خوردن، تردیدها و انتخاب‌ها، اختلافات خانوادگی، مشاجره‌ها، بحث‌وجدال بر سر مسائلی که حتی ارزش فکر کردن ندارند. همه سوت‌هایی هستند که بیشتر افراد با ندانستن بهای گزافی برایش می‌پردازند…

“دم به دنبال سر می رود”

?این جمله را از ماتسوشیتا – مدیر موفق و نامدار کمپانی ژاپنی پاناسونیک – قرض کرده ام. مشابه این جمله حکیمانه را “پیتر دراکر” هم گفته است. آنجا که میگوید: “روح هر سازمان از بالا در آن دمیده میشود”

?مافوقها نقش زیادی را در امر فرهنگ سازی در سازمانها بر عهده دارند. مافوق باید شخصیت یکپارچه داشته باشد. گفتار و رفتار او باید یکپارچه باشد. نمیتوانیم حرف هایی بزنیم یا شعارها و معیارهایی را مطرح کنیم و از کارکنان، انتظاراتی داشته باشیم، اما خودمان به آن حرفها و شعارها عمل نکنیم و آن انتظارات را برآورده نسازیم. بعنوان مثال، وقتی از ضرورت صرفه جویی حرف میزنیم و از کارکنان سازمان میخواهیم که کمربندها را سفت کنند، سیاست ریاضت اقتصادی را بپذیرند و کمبودها را تحمل کنند، خودمان هم نباید ریخت و پاش های قبلی را ادامه دهیم.

?مدیران و سرپرستان را از شمول مقررات و دستورالعمل ها و محدودیت ها مستثنی نکنیم. بر عکس، آنها باید بیش و پیش از کارکنان مشمول این ضوابط باشند. آنها در این موارد الگوی سایرین هستند. آنها متولی امامزاده هستند و باید احترام امامزاده را نگه دارند، در غیر اینصورت نمیتوانند از دیگران چنین انتظاری را داشته باشند.

?بارها به مدیران محترم گفته ام که حرفهای خوب و شعارهای زیبای کمتری را به زبان بیاورید و در این کار افراط و اغراق نکنید، اما به شعارهای معدود و محدودی که میدهید، عمل کنید. کارکنان از شنیدن حرف های خوب و شعارهای زیبا که توسط مدیران گفته میشود، ولی اجرا نمیشود، خسته شده اند و در قبال آنها واکسینه شده اند. این حرف ها و شعارها بی اثر شده است و گاها اثر معکوس دارد.

??هیچ چیز برای اعتبار یک مدیر و اعتماد کارکنانش به او بدتر از آن نیست که کارکنان، بین رفتار و گفتار او تناقض ببینند.

به نقل از دکتر بهزاد ابوالعلایی