بایگانی دسته: انگیزشی و موفقیت

متنی که جزو ۱۰ متن برتر از نگاه مجله معتبر فوربس است

متنی که جزو ۱۰ متن برتر از نگاه مجله معتبر فوربس است، این متن سه مرتبه در این لیست در مقام اول قرار گرفته است.
یک پسر و دختر کوچک مشغول بازی با یکدیگر بودند، پسر کوچولو یه سری تیله و دختر چنتایی شیرینی داشت، پسر گفت: من همه تیله هامو بهت میدم و تو هم همه شیرینی هاتو به من بده، دختر قبول کرد…
پسر بزرگترین و زیباترین تیله رو یواشکی برداشت و بقیه را به دختر داد، اما دختر کوچولو همانطور که قول داده بود تمام شیرینی ها رو به پسرک داد.
اون شب دختر کوچولو خوابید و تمام شب خواب بازی با تیله های رنگارنگ رو دید… اما پسر کوچولو تمام شب نتونست بخوابه به این فکر میکرد که حتما دخترک هم یه خورده از شیرینی هاشو قایم کرده و همه رو بهش نداده…
عذاب مال کسی است که صادق نیست… و آرامش از آن کسانی است که صادقند…
لذت دنیا مال کسی نیست که با افراد صادق زندگی میکند، از آن کسانی است که با وجدان صادق زندگی میکنند

نه زیاد به خودتان بگیرید، نه زیاد خودتان را سرزنش کنید

اگر نمى دانید مى خواهید با زندگیتان چه بکنید، احساس گناه نکنید. جالبترین آدم هایى که در زندگى ام شناختم در ٢٢ سالگى نمى دانستند مى خواهند با زندگیشان چه کنند. برخى از جالبترین ۴٠ ساله هایى هم که مى شناسم هنوز نمى دانند.

ممکن است ازدواج کنید، ممکن است نکنید.
ممکن است صاحب فرزند شوید،ممکن است نشوید.
ممکن است در چهل سالگى طلاق بگیرید، احتمال هم دارد که در هشتاد و پنجمین سالگرد ازدواجتان رقصکى هم بکنید.
هر چه مى کنید، نه زیاد به خودتان بگیرید، نه زیاد خودتان را سرزنش کنید.
انتخاب هاى شما بر پایه ى ۵٠ درصد بوده، همانطور که براى همه بوده است.

کورت_ونه_گات

تکنیک مدیریت زمان پومودورو چیست؟

تکنیک مدیریت زمان پومودورو چیست؟

تکنیک پومودورو می تواند به شما کمک کند که حواس پرتی را کنار بگذارید، تمرکز عالی پیدا کنید، و کارها را در بازه های زمانی کوتاه انجام دهید و توقف هایی مداوم برای هوا خوردن و استراحت کردن داشته باشید. مهم تر از همه، این تکنیک بسیار آسان است. اگر شما شغل پر مشغله ای دارید که از شما انتظار خلق کردن می رود، این تکنیک روشی عالی برای مدیریت وظایفتان است. با هم این تکنیک را مرور می کنیم تا ببینیم که شما چگونه می توانید از آن در کار خود استفاده کنید.

تکنیک مدیریت زمان پومودورو چیست؟ ادامه‌ی خواندن

پیاده‌روی روزانه افسردگی را کاهش می‌دهد

اطلاعات انجام شده توسط محققان آمریکایی نشان داده است که پیاده‌روی روزانه باعث کاهش نشانه‌های افسردگی می‌شود.

به‌ گزارش ‌My fitness pal، مطالعاتی که در مجله آمریکایی روانشناسی منتشر شده است، نشان داده افرادی که بیش از چهار ساعت در هفته‌ پیاده روی می‌کنند، ۴۴ درصد نشانه‌های افسردگی کمتری دارند.

در این مطالعات ۲۲ هزار نفر مورد بررسی قرار گرفتند. مطالعات مختلف نشان داده است که ورزش به اندازه داروهای ضد افسردگی تاثیرگذار است.

یکی از محققان دانشگاه میشیگان در این‌باره می‌گوید: هنوز کاملا دلیل این که ورزش نشانه‌های افسردگی را کاهش می‌دهد، مشخص نیست اما ورزش تغییراتی در مغز ایجاد می‌کند که می‌تواند بر نشانه‌های افسردگی تاثیرگذار باشد. ورزش همچنین کیفیت زندگی افرادی که مبتلا به افسردگی هستند را نیز افزایش می‌دهد. با وجود تاثیرات مثبت ورزش برای بیماران مبتلا به افسردگی یکی از چالش‌ها برای این بیماران این است که نمی‌توانند انگیزه برای ورزش پیدا کنند.

یکی از نشانه‌های افسردگی خستگی و سطح انرژی پایین است. بنابراین در این شرایط بیماران سخت می‌توانند شروع به فعالیت فیزیکی کنند.

ثبت‌نام کردن در ورزش‌های گروهی و یا کلاس‌های ورزشی می‌تواند یکی از راه‌های افزایش انگیزه بیماران مبتلا به افسردگی باشد.

۳ دروغی که زیاد به خود می‌گوییم

زندگی فرایند پیوسته ای از بازی قایم موشک با حقیقت است. زندگی کردن در دنیایی کاملاً صادقانه بسیار دشوار است؛ دنیایی بدون توجیه، دروغ مصلحتی، و حقیقت نصفه و نیمه. ما نمی توانیم در چنین دنیایی زندگی کنیم چرا که بسیار دردناک خواهد بود. هیچ کس نمی تواند با دیگری کنار بیاید و بیشتر افراد حتی نمی توانند با زندگی خودشان هم کنار بیایند. ادامه‌ی خواندن

مارپیچ مرگ؟

 مارپیچ مرگ؟

حدود صد سال پیش جانورشناسی برجسته با پدیده ای عجیب روبرو شد: یک دایره چهارصدمتری از مورچه‌ها را مشاهده کرد که در حال چرخیدن دور خودشان بودند و حدود ۲.۵ ساعت طول می‌کشید که هر مورچه یک دور کامل بزند. آنان در این دایره چهارصد متری پیوسته در حال حرکت بودند! این گردش آ‌ن‌قدر ادامه یافت که پس از دو روز اکثر آنها جان باختند. آن نوع از مورچه ها از یک قانون ساده پیروی می‌کنند: از مورچه‌ جلوی خود تبعیت کن. نتیجه‌ این امر شکل‌گیری مارپیچ مرگ است. این دور باطل فقط زمانی می‌شکند که به طور تصادفی یکی از مورچه‌ها به دلیلی نامعلوم دایره را ترک می‌کند.

دقت کنیم که این گونه از مورچگان به صورت گروهی خوب عمل می کنند و بسیار منظم غذا پیدا می کنند و ذخیره می کنند. تولید مثل می کنند و با هم می مانند و سازمان‌دهی خیره‌کننده‌ای برای کار و زندگی جمعی دارند. اما همین ویژگی یعنی تبعیت کورکورانه، باعث مرگ آنان در مارپیچ مرگ می‌شود. چرا؟ چون هر کدام از مورچه ها، استقلال رأیی ندارد و همه نفر قبلی را دنبال می کنند و به همین دلیل هم زمانی که در دایره‌ یا مارپیچ مرگ می افتند، در آن می مانند و می میرند.

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
بسیاری از تغییرات اجتماعی و سازمانی حاصل نه گفتن است. نه گفتن به تکرار و تقلید. نه گفتن به نفر جلویی. نه گفتن به تبعیت کورکورانه. یک مثال تاریخی را با هم مرور کنیم. در گذشته در بیشتر ایالات جنوبی آمریکا، سیاهان باید در مدارس جداگانه‌ای درس می‌خواندند، حق حضور در پارک‌ سفیدپوستان را نداشتند و حتی از آب‌خوری‌ جداگانه‌ استفاده می‌کردند. حق سوار شدن به اتوبوس از در جلو را نداشتند. آنها بایستی پس از پرداخت بلیط خود از در عقب اتوبوس وارد می‌شدند. اگر یک سفیدپوست وارد می‌شد و صندلی خالی نبود یک سیاه موظف بود که صندلی‌اش را به وی بدهد. همه هم به چنین وضعی عادت کرده بودند. تا اینکه عده ای پیدا شدند و نه گفتند!
یک روز اتفاق جالبی افتاد. رُزا پارکس یک زن سیاه‌پوست آمریکایی آفریقایی‌تبار صندلی‌اش را به مرد سفیدپوست نداد. او بازداشت و جریمه شد. اقدام اعتراض‌آمیز وی نقطه آغاز نمادین جنبش حقوق مدنی سیاهان آمریکا شد. این کار او به تحریم گسترده شبکه ترابری همگانی توسط سیاهان منجر شد و سرانجام به تصویب قانون حقوق مدنی سال ۱۹۶۴ انجامید که هرگونه تبعیض نژادی در آمریکا را ممنوع می‌کرد. بعدها رُزا توسط کنگره آمریکا به عنوان «مادر جنبش آزادی» شناخته شد.
اگر رزا آن روز از مارپیچ مرگ خارج نمی شد جنبشی این چنینی شکل نمی گرفت. جوامع، گروه ها، فرقه ها، قبایل و سازمان ها نیز در معرض خطر مارپیچ مرگ هستند. هر سازمانی که بر تک فکری، تک گویی و تک صدایی تاکید کند، در معرض این خطر است. نگرانی آن جاست که ایران ما نیز در مارپیچ مرگ بیفتد. چرا نگرانم؟ سه دلیل دارد:
۱- برچسب ها: ما به راحتی برچسب می زنیم: ادبیات سیاسی و اجتماعی را این چند ساله مرور کنیم: لیبرالیست، نئولیبرالیست، برانداز، غیرخودی، سکولار، دلواپس و …. بدون آن که معنا و ریشه عمیق این مفاهیم را بدانیم آن را به عنوان برچسب می زنیم به پیشانی افراد و تا ان بنده خدا به خودش بجنبد دیگر کاری از دستش بر نمی آید.
۲- خط قرمزها: ما برای خودمان خط قرمزهای زیادی تعریف کرده ایم و افراد را منع می کنیم از اینکه در مورد آن صحبت کنند. برخی افراد می فهمند که باید از این مارپیچ بیایند بیرون اما فشار روانی نمی گذارد پا را از دایره مرگ بیرون بگذارند.
۳- سنت ها: به خاطر ریشه تاریخی بلند ما، مجموعه سنت هایی از گذشته باقی مانده نیز در ایران زیاد است و البته این هم خوب است و هم می تواند گاهی بد باشد. مجموعه ای از سنت های فرهنگی-اجتماعی. یک مثال خیلی خیلی کوچک: عقد دخترعمو-پسرعمو در آسمان ها بسته شده است و هنوز در برخی از بخش های کشور این عقیده ریشه دارد.

دقت کنید: نمی گویم ایران در مارپیچ مرگ است. فقط تاکید می کنم که مستعد این هستیم که در مارپیچ مرگ بیفتیم. پتانسیل بالای برچسب زنی، وجود خط قرمزهای متعدد، ریشه بلند سنت ها، ما را مستعد مارپیچ مرگ می کند. خداوند خطر مارپیچ مرگ را هشدار داده است: جایی که در کتاب آسمانی اشاره می کند به آنانی که می گویند ما همان راهی را می رویم که پدران مان و گذشتگانمان می رفته اند. و با این سوال روبرو می شوند که حتی اگر پدرانشان بی خرد و گمراه بوده اند؟
یک پیشنهاد ساده اما دشوار: از این پس به جای آن که هر کسی که به گونه ای متفاوت از ما فکر می کند را «دگراندیش» بدانیم و بنامیم، یک فرصت و نعمت تلقی کنیم. شاید او همان فردی باشد که با متفاوت فکر کردنش می تواند مسیر زندگی و جامعه ما را عوض کند. البته نیک می دانم که همین پیشنهاد ساده من را نیز عده ای برنمی تابند و خواهند گفت که فلانی سنگ دگراندیشان را به سینه می زند.

مجتبی لشکربلوکی

رژیم ذهن و روان

شما که بلدید رژیم بگیرید که هیکلتان روی فرم باشد که مبادا چربی اضافه ای باشد…

خوب حالا که بلدید؛ گاهی هم بخاطر ذهنتان رژیم بگیرید

مثلا از فکر کردن به کسی که دیگر نیست، وفادار ماندن به اویی که رهایتان کرده،گریه کردن برای اویی که برایتان ارزشی قائل نیست،
قضاوت های بیجا در مورد دیگران،

اینها ذهن شما را بد فرم و بد شکل می کند و از ریخت و قالب می اندازد و ذهنتان را بدقواره می کند

گاهی برای آرامش روانتان رژیم ذهنی بگیرید….