- علاقه داشتن به پنجره های باز در حیاط خلوت :
- ✅ ]چند نمونه
?مردی سه کاندیدا برای ازدواج دارد و میتواند تصور کند که با هر یک از آن ها تشکیل خانواده بدهد. با این حال او جرات انتخاب ندارد. به این خاطر که انتخاب یکی به معنای کنار گذاشتن دو تای دیگر برای همیشه است❗️
?دانشجویی بین ادامه دادن رشته کامپیوتر یا ادبیات یا جامعه شناسی مردد است. او همه آنها را دوست دارد در کلاسهای همه شان شرکت میکند و وقتش را بین همه آنها تقسیم میکند. او احساس میکند اینطوری همه گزینه ها را خواهد داشت و اینطور برایش بهتر است❗️
?مادری فرزندش را به کلاس شنا، پیانو، ژیمناستیک، نقاشی، سفال گری و زبان می فرستند. حتی خود مادر هم میداند که امکان ندارد فرزندش در همه موفق شود اما فکر میکند شاید روزی به کارش آمد❗️
*️⃣ همه ما سعی میکنیم تا جاییکه ممکنست تمام گزینه ها را باز باقی بگذاریم. اما معمولاً هیچ کدام را هم به نتیجه نمیرسانیم و مقدار زیادی زمان و انرژی هدر میدهیم. به همین خاطر است که امروزه با این همه گزینه های زیادی که داریم معمولاً از قدیمی ها عقب تر هستیم. - ✅چرایی_رفتار:
- ? دو رفتارشناس با اختراع یک بازی کامپیوتری که این شرایط را تقیلد میکند این رفتار غیرمنطقی را مطالعه کردند. بازی به این صورتست که در ابتدای بازی با سه درب مواجهید. که با کلیک کردن در را باز و وارد اتاقی میشوید. در اتاق میتوانید با کلیک کردن داخل اتاق امتیاز بدست بیاورید یا با کلیک کردن روی درِ داخل اتاق به اتاق دیگری بروید. باید حواستان باشد که تعداد محدودی میتوانید کلیک کنید(زمان و انرژی محدود در زندگی). و اگر درِ اتاقی را باز کرده باشید و به آن نروید به تدریج درش بسته می شود(از دست دادن یک گزینه به تدریج با بی توجهی). در مجموع سه اتاق بیشتر وجود ندارد و بازی طوری طراحی شده که یکی از اتاق ها به طور متوسط امتیاز بیشتری نصیب شما میکند. بهترین استراتژی اینست که پس از بررسی چند گزینه محدود، در اتاقی بمانیم و مابقی کلیک ها را مصرف کنیم که به طور متوسط بیشترین امتیاز را میدهد.
اما رفتار کاربران متفاوت بود: آنها سراسیمه تا جایی که میتوانستند درهای بیشتری را باز میکردند و زمانی که دری در حال بسته شدن بودن سعی میکردند با صرف یک کلیک آن را باز نگهدارند. این رفتار حتی زمانی که جریمه باز نگهداشتن یک درب بیش از یک کلیک شد، تغییری نکرد. وقتی از آن ها پرسیده شد که چرا اینکار را میکنند آن ها پاسخ میدادند: “ممکن است در_آینده_به_دردم_بخورد” در صورتیکه آن ها هرگز به آن آینده نمی رسیدند و قبل از آن که بتوانند از آن اتاق آنطور که باید استفاده کنند کلیک هایشان تمام میشد.
◀ روانشناسان نتیجه گرفتند؛ دلیل اصلی باز نگه داشتنِ در اینست که افراد نمیخواهند سختی و دردِ بسته شدن یک در را تحمل کنند❗
? این مساله هم در زندگی شخصی مصداق دارد هم در اداره سازمان و هم در کشورداری. در هر سه زمینه می بینیم که خانواده ها، مدیران سازمانها و مدیران ارشد کشور نشانه های این سندروم را دارند. همه میخواهند تا جای ممکن تمام گزینه ها، فعال باشد. یکی از آموزه های تفکر_استراتژیک این است که باید دایره_انتخابها را وسعت داد و باید گزینه های متعدد داشت اما این تعدد هم، مرز و محدودیت دارد. اگر تعداد گزینه ها بالا رفت، توان تحلیلی و همچنین منابع فعال نگهداشتن آن گزینه ها، پراکنده و غیرموثر میشود
خلوت کنید و تمرکز! آنگاه به ۴ سوال زیر پاسخ دهید؛
۱️⃣ میتوانم همزمان چند گزینه را به صورت بهینه فعال نگهدارم؟
۲️⃣ گزینه های بوضوح بهینه کدامند؟ که همان اول انتخاب کنم و گزینه های بوضوح نابهینه را همان اول حذف کنم. کارهایی که در زندگی نباید بکنی را بنویس. یکبار خوب فکر کن و تصمیمت را بگیر که سراغ چه چیزهایی نروی.
۳️⃣ از بین گزینه های (درب های باز) باقی مانده چه تعداد را با چه معیارهایی باید ببندم؟ که به میزان تعداد گزینه های مطلوب برسم.
۴️⃣ از همه مهم تر اینکه باید روی کدام گزینه ها، «متمرکز» شوم و کدام گزینه ها را صرفا به عنوان یک کار جانبی فعال و باز نگاه دارم؟
ما همواره میخواهیم در آنِ واحد کارهای زیادی را بکنیم، از هیچ امکانی نمی گذریم و میخواهیم همه گزینه ها را با هم داشته باشیم. این امر به سادگی میتواند موفقیت ما را نابود کند. یاد بگیریم درب های اضافی و کم اهمیت را ببندیم حتی اگر اینکار برایمان سخت باشد.
به خاطر بسپاریم: بیشتر درها ارزش وارد شدن ندارند، حتی اگر بنظر برسد چرخاندن دسته درب بسیار ساده است.
بایگانی دسته: انگیزشی و موفقیت
دوازده نشانه بیداری روح
دوازده نشانه بیداری روح
۱. لذت بردن از هر لحظه زندگی
۲. شکرگزاری و قدردانی از آفریدگار در هر فرصتی
۳. داشتن لبخندهای غیر ارادی
۴. احساس پیوستگی با دیگر موجودات و طبیعت
۵. عدم علاقه به هرگونه قضاوت در مورد دیگران
۶. عدم علاقه به هرگونه قضاوت در مورد خودتان
۷. توانایی برای از بین بردن هرگونه نگرانی و دلواپسی
۸. عدم علاقه به هرگونه درگیری
۹. عدم علاقه به اینکه به کارهای دیگران فکر کنید و یا دلایل آن را بررسی کنید.
۱۰. تمایل زیاد به اینکه اجازه دهید زندگی خودش مسیرش را طی کند به جای اینکه مسیر آن را مشخص و تعیین کنید.
١١. تمایل به اینکه به طور همزمان تصمیم بگیرید و عمل کنید، به جای اینکه به تجربیات و ترس های گذشته خود رجوع کنید.
١٢. دستیابی به نیروی عشق ورزیدن به دیگران، بدون انتظار برای بازگشت.
طوفان مغزی
طوفان فکری چیست؟
طوفان فکری ۶۰ سال پیش توسط الکس اسبورن طراحی شد. این روش یکی از تکنیکهای کاربردی حل مسأله است بدین ترتیب که اعضای گروه درباره مسئله فکر کرده و راه حل های گوناگون را به صورت فی البداهه و شفاهی بدون هیچگونه محدودیتی مطرح می کنند. هر چه ایده ها خلاقانه و بیشتر باشند بهتر است.
فرایند طوفان فکری بهتر است با یک گروه ۶ تا ۱۲ نفره و یک سرپرست یا هماهنگ کننده و یک منشی انجام پذیرد.
بهتر است که تعداد اعضای گروه از ۱۳ نفر تجاوز نکند زیرا تعداد ایده ها زیاد شده و جذب آنها مشکل می شود و ممکن است جریان اندیشه ها به طور بالقوه محدود و کند شود.
ترجیحا قبل از جلسه، سرپرست موضوع مورد بحث را به اطلاع گروه برساند. مسئله روی وایت برد نوشته و سپس از اعضاء خواسته می شود برای مسئله راه حل بیابند. در طی این فرآیند باید از اظهار نظر درباره ارزش ایده ها و تحمیل عقاید و تفکرات خودداری گردد.
منشی جلسه دیدگاهها و نظرات هر یک از اعضاء را ثبت می نماید.
فرایند طوفان فکری دارای ۳ قانون اصلی به شرح ذیل است:
۱- هیچ گونه قضاوت یا انتقادی درباره ایده ها نباید صورت گیرد.
۲- از کلیه ایده ها می بایست استقبال شود، حتی اگر ایده ها پیش پا افتاده و غیر عملی باشند.
۳- هدف اصلی کمیت ایده ها است نه کیفیت آنها.
رعایت قوانین فوق الزامی است.
بعد از ۲۵ الی ۳۰ دقیقه استراحت، گروه مجددا ایده ها را نقد وارزیابی می نماید.
ایده ها باید دسته بندی و بر اساس اولویت رتبه بندی شوند.
کیفیت هر ایده در جلسه ارزیابی مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد. رهبر نباید به دلیل کمبود بودجه یا دیگر منابع لازم پیشنهادها را کنار بگذارد. اگر ایده ای خوب بود، باید راه های پیاده سازی آن نیز جستجو شود.
طوفان فکری را می توان در مسائل گوناگون به کار برد، از جمله: مسائل مربوط به بازاریابی، افزایش کیفیت محصول، تعیین خط مشی سازمان، تامین نیروی انسانی، ایجاد انگیزه در کارکنان و …
با این وجود در مورد مسائل گسترده و پیچیده و همچنین موقعیت هایی که نیاز به آزمایش و خطا دارند چندان سودمند نیست.
سخن بیهوده دیگران
سخن بیهوده دیگران
هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند؛
همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت:
یک لاک پشت حسود…
او یک نامه به هزارپا نوشت: ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شما هستم و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟ در انتظار پاسخ هستم.
با احترام تمام، لاک پشت.
هزارپا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه می کند و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند می کند و بعد از آن کدام پا را؟
متاسفانه هزارپا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد.
✅سخنان بیهوده دیگران ازروی بدخواهی وحسادت؛ می تواند بر نیروی تخیل ماغلبه کرده و مانع پیشرفت وبلند پروازی ما شود .
۳۵ موضوعی که در پیری حتما به آن غبطه خواهید خورد
۳۵ موضوعی که در پیری حتما به آن غبطه خواهید خورد
یک ضرب المثل قدیمی هست که میگوید جوانی را جوانها به هدر میدهند. شاید اگر بدانید پیرها به چه چیزهایی غبطه میخورند بتوانید بهتر جوانی کنید:
عوض کردن زندگیمان
برای عوض کردن زندگیمان،
برای تغییر دادن خودمان،
هیچگاه دیر نیست.
هرچند سال که داشته باشیم،
هرگونه که زندگی کرده باشیم،
هر اتفاقی که از سر گذرانده باشیم،
بازهم نو شدن ممکن است.
حتی اگر یک روزمان درست مثل روز قبلش باشد، باید افسوس بخوریم.
باید در هر لحظه و نفسی نو شد؛
برای رسیدن به زندگی نو باید پیش از مرگ مُرد..!
?
من مشکلاتم را حل نمی کنم؛ من افکارم را درست میکنم، بعد آن مشکلات خودشان حل میشوند… لوئیز هی
من مشکلاتم را حل نمی کنم؛
من افکارم را درست میکنم، بعد آن مشکلات خودشان حل میشوند…
لوئیز هی

