بایگانی دسته: انگیزشی و موفقیت

مناره زندگیتان را صاف کنید!

۷۰۰ سال پیش در اصفهان مسجدی می ساختند

کار تمام شده بود و کارگران در حال انجام خرده کاری های پایانی بودند
پیرزنی از انجا رد میشد .
ناگهان پیرزن ایستاد و گفت بنظرم مناره مسجد کج است!

کارگران خندیدند ولی معمار با صدای بلند فریاد زد ساکت !
چوب بیاورید . کارگر بیاورید . چوب را به مناره تکیه دهید . حالا همه باهم . فشاردهید .

فشارو مرتب از پیرزن می پرسید مادر درست شد؟

بعد از چند دقیقه پیرزن گفت درست شد و دعا کنان دور شد .
کارگران گفتند مگر می شود مناره را با فشار صاف کرد ؟

معمار گفت : نه ! ولی میتوان جلوی شایعه را گرفت !
اگر پیرزن می رفت و به اشتباه به مردم میگفت مناره کج است و شایعه کج بودن مناره بالا میگرفت . دیگر هرگز نمیشد مناره را در نظر مردم صاف کرد.
ولی من الان با یک چوب و کمی فشار ، مناره را برای همیشه صاف کردم!!!

از شایعه بترسبد !
در تجارت و کسب و کارتان ، حتی در زندگیتان از شایعه بترسید !
اگر به موقع وارد عمل شوید براحتی مناره زندگیتان صاف خواهد شد!

جاده ی موفقیت مستقیم نیست،

جاده ی موفقیت مستقیم نیست،

پیچی دارد به نام “شکست”

دوربرگردانی به نام “سردرگمی”

سرعت گیرهایی به نام “افکار منفی”

و چراغ قرمزهایی به نام “دشمنان”

اما اگر یدکی به نام “اراده”

موتوری به نام “استقامت”

و راننده ای به نام “خدا” داشته باشید

به جایی خواهید رسید که “موفقیت” نامیده می شود

گاهی وقت ها باید یه نقطه بزاری

باز شروع کنی

باز بخندی

باز بجنگی

باز بلند شی و محکمتر باشی

 

گاهی باید یه لبخند خوشگل به همه تلخی ها بزنی و بگویی جز خدا کسی به دادم نمی رسد.

 

بایدها و نبایدهای مدیران تازه‌کار

مدیریت کردن برای اغلب مدیران تازه‌کاری که مدت زیادی از مدیر شدن‌شان نمی‌گذرد فرآیندی مملو از آزمون و خطاست، بطوریکه افراد، تازه پس از گذشت چند سال از دوران مدیریتشان، می‌آموزند چه کارهایی را باید انجام داد و از چه کارهایی باید خودداری کرد. آنچه در ادامه خواهد آمد مجموعه‌ای از باید‌ها و نبایدهایی است که با جمع‌بندی اصول و پیشنهادهای مشترک برآمده از بررسیهای کارشناسی در این زمینه شکل گرفته است .

باید اول: به‌طور پیوسته با کارکنان ارتباط داشته باشید
در مورد توقعاتتان از آنها و نقاط قوت و ضعف‌شان با آنها سخن بگویید. اینکار می‌تواند به اعتمادسازی بین شما و کارکنانتان کمک شایانی کند.

باید دوم: تفویض اختیار کنید
مدیران تازه‌کار به شدت محافظه‌کار هستند و دوست دارند تمام تصمیمات را خودشان بگیرند . مدیر نباید خود را درگیر مسائل جزئی و پیش پا افتاده کند. در صورتبکه کارمندانتان خودشان تصمیمی را بگیرند، به بهترین شکل ممکن و با بیشترین تعهدپذیری آن را به مرحله اجرا درمی‌آورند.

باید سوم: خودتان و افرادتان را مسوولیت‌پذیر نگه دارید
حتما مسوولیت‌پذیری را به یکی از ارکان اصلی فرهنگ سازمانی‌تان تبدیل کنید و از پذیرش اشتباهاتتان در برابر زیردستان نهراسید.

باید چهارم: تیم‌سازی کنید و به پیشرفت اعضای تیم کمک کنید
حتما به کارکنانتان نشان دهید که به پیشرفت آنها علاقه‌مند هستید و فقط به فکر منافع خود نیستید.

باید پنجم: یک مربی یا مشاور برای خود بگیرید
هر چقدر هم در دوران دانشجویی یا کارمندی توانسته باشید اطلاعات فراوانی در زمینه مدیریت کسب کنید باز هم به یک یا چند راهنما و مشاور نیاز خواهید داشت تا به شما در مسیر دشوار مدیریت کمک کنند.

نباید اول: خود را درگیر مدیریت خرد و پرداختن به جزئیات نکنید
یکی از مهم‌ترین عوامل منفور شدن مدیران نزد کارمندان، دخالت‌های بیش از حد و بی‌مورد مدیران در تمام امور است. کارمندان و کارگران به‌ویژه آنهایی که باسابقه و باتجربه‌تر از بقیه هستند، به شدت نیازمند آزادی عمل هستند.

نباید دوم: با همه افرادتان به یک شکل رفتار نکنید
اگر چه اصل بر این است که مدیر همه کارکنانش را به یک چشم ببیند و با آنها عادلانه رفتار کند، اما این به آن معنا نیست که باید از یک الگوی رفتاری برای برخورد با تمام کارکنان استفاده کرد.

نباید سوم: به هیچ عنوان در اجرای تصمیمی که گرفته‌اید تزلزل نشان ندهید
بدترین چیز برای یک مدیر این است از تصمیمی که گرفته عقب‌نشینی کند . در این حالت اعتماد کارکنان نسبت به چنین مدیری کاملا سلب شده و بعدها نیز کارکنان به دستورات و تصمیمات چنین مدیر متزلزلی گردن نمی‌گذارند.

نباید چهارم: این‌طور وانمود نکنید که همه چیز را می‌دانید
ارتکاب این اشتباه مهلک می‌تواند هر مدیری را از پا درآورد، زیرا دیر یا زود مشخص می‌شود چیزهای بسیاری وجود دارد که مدیر از آنها آگاهی ندارد و این یعنی دروغگو از آب درآمدن مدیر. این ادعای گزاف از سوی مدیر موجب می‌شود کارکنان دیگر نیازی نبینند که مدیر را در جریان واقعیت‌ها قرار دهند، چراکه فکر می‌کنند او از آنها مطلع است.
منبع : Forbes
نویسنده: پاول گراتزهوفر
مترجم: سیدحسین علوی لنگرودی

کانال تلگرام ما

چرا در زندگی احساس بی تفاوتی می کنم؟ علت حس بی تفاوتی چیست؟ چگونه آنرا درمان کنم؟

▪️چرا احساس بی تفاوتی دارم؟
نبود علاقه به انجام کاری، قابل درک است، اما چرا برخی ها، نسبت به نابود شدن زندگی خود بی تفاوت می شوند؟ چرا یک شخص به سادگی حاضر است اجازه دهد که زندگی اش در مقابل چشمانش نابود شود و هیچ کاری برای آن نکند؟

▪️چرا یک شخص نسبت به انجام کاری که میتواند زندگی اش را متحول کند، بی تفاوت میشود؟

▪️بی تفاوتی حالتی است که یک شخص، حرکت به سمت اهدافش را متوقف می کند. اگر یک دانش آموز تلاش برای مطالعه را متوقف کند و حس گناه نیز نداشته باشد، گفته می شود که او بی تفاوت است. در این اینجا به شما می گوییم که چرا احساس بی تفاوتی می کنید و به شما کمک خواهیم کرد که به بی تفاوتی خود غلبه کنید.

 

چرا یک فرد، با وجود اینکه به شدت به رسیدن به اهدافش نیاز دارد، نسبت به تلاش کردن بی تفاوت می شود؟

?وجود مشکلاتی در سایر بخش های زندگی
اگر یکی از بخش های بسیار مهم در زندگی شما دارای مشکلی باشد، ممکن است نسبت به دیگر بخش های زندگی خود که اهمیت کمتری دارند، بی تفاوت شوید. مثلا اگر کار شما، مهمترین بخش زندگی شما بوده باشد و در آن بخش، دچار مشکلات بسیار بزرگی باشید، ممکن است حتی نسبت به خوردن غذا، رسیدن به ظاهر خود و غیره، کاملا بی تفاوت شوید. مثلا هرچند داشتن بدن مناسب برای شما مهم باشد، اما از آنجایی که اولویت اول شما، کارتان بوده است و در آن، نتیجه ی مطلوب را کسب نکرده اید، به سادگی ممکن است نسبت به سایر بخش ها بی تفاوت شوید.

?تردید
وقتی تردید داشته باشید که انجام عملی، شما را در جهت رسیدن به اهدافتان کمک خواهد کرد یا خیر، حس بی تفاوتی خواهید داشت. فرض کنید که می خواستید ثروتمند شوید و به این منظور، تصمیم گرفتید یک تجارت اینترنتی را آغاز کنید. اگر نسبت به ثروتمند شدن توسط اینترنت، شک داشته باشید، حس بی تفاوتی را تجربه خواهید کرد. در چنین حالتی، هدف اصلی شما، پولدار شدن است اما به روشی که انتخاب کردید، شک دارید. به همین علت، بی تفاوت خواهید شد.

?از دست دادن حس امید
این مورد، رایج ترین دلیل بی تفاوتی است. اکثریت مردم، وقتی امید خود برای رسیدن به هدفی را از دست میدهند، بی تفاوت میشوند. کسی که برای بار بیستم، در کنار گذاشتن سیگار شکست می خورد، نسبت به سیگار کشیدن بی تفاوت می شود. نه به این علت که برایش مهم نیست، بلکه به این علت که امید خود را از دست داده است.

?بی تفاوتی و ترس ها
اگر اعتماد بنفس و حس ارزشمند بودن در شما پایین باشد و به خود و مهارت هایتان، اعتماد نداشته باشید، ممکن است از انجام هرکاری که ارزش شما را تست می کند، ترسان باشید.

✅چگونه حس بی تفاوتی خود را متوقف کنید؟

?برای توقف این حس بی تفاوتی، می توانید سه کار را انجام دهید.

?انعطاف پذیر باشید و سمج باشید وقتی یک روش، جواب نمی دهد، آن را رها کنید و روش دیگری را انتخاب کنید که شما را به هدف برساند. آنقدر تلاش کنید که به آنچه می خواهید برسید.

?خود را از نظر شخصیتی رشد دهید اگر اعتماد به نفس داشته و به مهارت های خود باور داشته باشید، بی تفاوتی کمتری را احساس خواهید کرد. شما باید حس خوبی را به خود، و قدرت مقابله ی خود با مشکلات داشته باشید و این حس، با کار کردن بر روی مهارتهای خود و افزایش اعتماد بنفس، ایجاد خواهد شد.

?با افسردگی مقابله کنید
ارتباط میان افسردگی و بی تفاوتی چیست؟ افسردگی، وضعیت از دست دادن امید است! اگر امید خود را از دست بدهید احساس بی تفاوتی خواهید کرد. بنابراین کافیست حس امید را دوباره به خود بازگردانید. با این کار خواهید دید که حس بی تفاوتی شما از بین خواهد رفت.

۱۱ رفتاری که ناشی از عملکرد ضعیف مدیریت است :

۱- مشغولیت شما آنقدر زیاد است که وقتی برای آشنا شدن با افراد تیم تان نمی گذارید.

۲- در تصمیم گیری‌ها هیچ اهمیتی به اثر آن بر کارمندان نمی‌دهید.

۳- همیشه کارهایی که محول می‌کنید فوری هستند. از این رو کارمندان منابع و زمان لازم برای رسیدگی بدون استرس به کارها را ندارند.

۴- اهداف شرکت را به خوبی برای کارمندان توضیح نمی‌دهید به همین خاطر آنها با بی‌میلی به کار می‌پردازند.

۵- محیط کاری شلوغ، کهنه، عمومی و قدیمی را برای کارمندان فراهم کرده‌اید.

۶- هر کسی که ایده‌ی شما را به چالش بکشد با حالت دفاعی یا پرخاش گونه‌ی شما مواجه می‌شود.

۷- زمانی که کارمندان به کمک شما نیاز دارند به آنها می‌گویید که باید خودشان راه حل را بیابند.

۸- موفقیت کارمندان یا شرکت را جشن نمی‌گیرید.

۹- هرگز از دیگران برای کار خوبی که انجام داده‌اند تشکر نمی‌کنید.

۱۰- همه‌ تمرکز شما به بالا رفتن عدد درآمدتان است.

۱۱- هرگز کار را از نظر کارمندانتان نگاه نمی‌کنید.

اثر پیگمالیون(Pygmalion) و گالاتیا (Galatea) گلم(golem)

اثر پیگمالیون(Pygmalion) و گالاتیا (Galatea) گلم(golem)

✅اثر پیگمالیون ، افزایشی کلی در عملکرد کارکنان است که از افزایش انتظارات مدیر در مورد سطوح ممکن عملکرد آن ها ناشی میشود. مدیرانی که به راستی معتقدند کارکنان آن ها توانایی عملکرد سطح بالا را دارند باعث القای اعتماد میشوند که منجر به عملکرد بالا می شود. این نوع اثر بارها در کلاس های درس تأیید شده اند. معلمانی که در آزمایشات کنترل شده معتقد بودند دانش آموزانشان عالی هستند در نهایت با دانش آموزان با عملکرد عالی به کار خود خاتمه دادند که در واقع دانش آموزان به طور تصادفی انتخاب شده بودند.

✅هر چه زیردستان یا کارکنان ازخود انتظارات بالاتری داشته باشند به ارتقای عملکرد آنها منتج میشود که اثر گالاتیا نامیده میشود.
اثر پیگمالیون به عنوان تیغی دو سر است یعنی انتظار بالای مدیر باعث انتظارات و عملکرد بالا در کارمند می شود و در مقابل انتظار پایین مدیر باعث انتظارات و عملکرد پایین در کارمند می شود.

✅اثر گلم : نظریه ای که اثر نگرش منفی انسان نسبت به دیگران را توضیح می دهد. یعنی انتظار پایین مدیر باعث انتظارات و عملکرد پایین در کارمند می شود.

اثر پیگمالیون را می‌توان در سطح سازمانی و حتی ملی نیز فراگیر کرد. تجربه شرکت مایکروسافت نهادی کردن این اثر را در سازمان به صورت موفق نشان داده است. در این شرکت انتظارات در گروه و به تبع آن در سازمان مشخص می‌شود و افزایش بهره‌وری گروهی به افزایش بهره‌وری سازمانی می‌انجامد. در مایکروسافت پروژه‌های قبلی در مهلت زمانی مشخص تمام شده است و این انتظار بالا به عنصری از فرهنگ سازمانی تبدیل شده است. این وضعیت علاوه بر بهره‌وری و موفقیت، جابجایی کارکنان را نیز کاهش داده است.

اصل پیتر یا اصل حد بی کفایتی

 بدانید که افراد تا حدی ارتقا پیدا می کنند و رشد می یابند که به “حد بی کفایتی” برسند.

اصل پیتر یا اصل حد بی کفایتی به مدیران و کارکنانی اشاره می کند که در شغل خود دارند دست و پا میزنند و دیگر نمی توانند گامی به جلو بردارند. یعنی به بی کفایتی رسیده اند.

یکی از مهارت های مدیران ارشد این است که حواس شان به کارکنان شان باشد تا ان ها را به حد بی کفایتی نرسانند.
یعنی به حدی افراد را باد نکنند که دیگر بازدهی نداشته باشندو با یک فشار کوچک بترکند.

مدیران هوشمند افراد را همیشه در جایگاه قبل از حد بی کفایتی نگه می دارند یعنی قبل از اصل پیتر

تا نه نیرو از دست رود و تخریب شود و نه سازمان افراد بی انگیزه و نابهره ور در خود داشته باشد.

روزی به مدیری می گویند چرا فلانی را به سمت سرپرستی ارتقا نمی دهی به نظرم خیلی کارشناس توانمندی است و او جواب جالبی به من داد.

وی گفت :
من یک کارشناس خیلی خوب دارم که اگر او را سرپرست کنم دیگر نه یک سرپرست شایسته خواهم داشت و هم دیگر آن کارشناس خبره را نخواهم داشت.

حواسمان به پیتر و اصلش باشد تا اصلیت انسان ها را زیر سوال نبریم و تخریبشان نکنیم و بی کفایتشان نکنیم.

 

دریغ بر ملتی که سرشار از اعتقادات و خالی از دین است.

دریغ بر ملتی که سرشار از اعتقادات و خالی از دین است.

دریغ بر ملتی که لباسی بر تن می کند که خود نمی سازد، نانی را می خورد که خود درو نکرده، و باده ای می نوشد که از تاک های او جاری نیست.

دریغ بر ملتی که زورگو را قهرمان می داند و فاتح پر جلال را سخاوت مند
دریغ بر ملتی که در خواب شهوت را منفور می داند، و اما در بیداری تسلیم اش می شود
دریغ بر ملتی که صدا بر نمی آورد، مگر به هنگام تشییع جنازه، و لاف نمی زند مگر آنگاه که گردنش زیر تیغ باشد.

دریغ بر ملتی که سیاست مدارش روباه، فیلسوفش تردست، و هنرش، هنر وصله و پینه و تقلید باشد.

دریغ بر ملتی که حاکم جدیدش را با بوق و کرنا خوشآمد می گوید، و با قهقهه و غوغا وداعش می گوید، تا با بوق و کرنا دیگری را خوشآمد گوید.

دریغ بر ملتی که فرزانگانش از پیری خرف شده اند و مردان نیرومندش هنوز در گهواره اند
دریغ بر ملتی که تکه تکه شده و هر تکه اش خود را ملتی می داند.

جبران خلیل جبران – کتاب باغ پیامبر و سرگردان