
بایگانی دسته: مدیریت
قانون گرشام
?”مدیران بد، مدیران خوب را از میدان به در میکنند”
سر توماس گرشام، مشاور مالی ملکه الیزابت در اواسط قرن شانزدهم میلادی بود. در آن دوران، سکه هایی با کیفیت و عیار بالا و سکه هایی با عیار پایین تر ولی با ارزش اسمی یکسان، مورد استفاده قرار میگرفتند. البته، برای مردم عادی تمیز و تشخیص آنها از یکدیگر آسان نبود، اما متخصصین میتوانستند آنها را تمیز دهند.
گرشام به ملکه الیزابت تذکر داد که رواج این دو سکه به صورت همزمان در حالی که ارزش اسمی آنها یکسان است، باعث میشود که پول های خوب توسط مردم در منازل نگهداری یا ذوب شده و به خارج از کشور صادر گردند و از گردونه مبادلات خارج شوند و مردم فقط پولهای بد را مورد استفاده قرار دهند؛ به عبارت دیگر، اصطلاحا پول بد پول خوب را از بازار خارج میکند. بعدها این قانون به نام “قانون گرشام” معروف گردید.
?? مصداق این قانون جالب درباره مدیران نیز صادق است.
در جوامعی که فساد و عدم شفافیت زیاد است، مدیران بد مدیران خوب را از میدان به در میکنند؛
زیرا در جامعه ای که شفافیت و شایسته سالاری حاکم نباشد، بهایی که جامعه برای مدیران لایق قائل میشود (ارزش اسمی مدیران لایق و اندیشمند و متعهد)، در بهترین حالت همانند مدیران نالایق و غیرمتعهد است، لذا صندلی های مدیریت های کلان از این مدیران لایق خالی شده و برای مدیران نالایق کنار گذاشته میشود.
از طرف دیگر، دسیسهها و تلاش های مدیران غیر متعهد برای کسب این کُرسی ها، خروج مدیران پرتلاش و لایق و متعهد را تسریع میبخشد.
آرتروز فکری
آرتروز فکری چیست؟
آرتروز بیماریای است که به مفاصل حمله میکند و نتیجه اش این میشود که بیمار نمیتواند مفاصلش را به راحتی تکان دهد.
آرتروز فکری بیماریای است که وقتی به انسان حمله میکند، فرد قدرت خلاقیتش را از دست می دهد، دیگر نمیتواند نوآوری کند، همیشه مستأصل است و قادر به یافتن راهحلهای جدید نیست. مغز هنوز هم این تواناییها را دارد اما چون آرتروز گرفته قادر به تفکر و خلاقیت نیست و نمیتواند تمام قدرت خود را بهکار بندد.
️فرد مبتلا به آرتروز فکری در هر سن و سالی که باشد از فکر کردن و خلاقیت و آموختن رنج میبرد، نمی تواند کتاب بخواند، نمی تواند برنامههای آموزشی و مفید را تماشا کند و نمیتواند از دیگران بیاموزد؛ درچنین حالتی فرد دوست دارد در همین وضعیتی که هست بماند و خود را از هر حرکتی دور میدارد. درنتیجه کارها را طوطیوار انجام میدهد و درنهایت در “تلۀ روزمرهگی” گرفتار میشود.
مراقب باشید دچار “آرتروز فکری نشوید”
تکنیک “پومودورو” برای مدیریت زمان :
?تکنیک ” پومودورو ” یا گوجهفرنگی یک روش مدیریت زمان است که میگوید ” بهترین تکه زمانی ” برابر است با ۲۵ دقیقهای که برای تهیه یک سس گوجهفرنگی لازم است . بعد از این ۲۵ دقیقه باید یک وقفه در کار ایجاد شود .
? این روش به شما کمک میکند همراه با زمان حرکت کنید و بر مهمترین کاری که باید انجام شود متمرکز شوید .
☑️ برای استفاده از این روش ، باید ۵ مرحله را مد نظر داشته باشید :
۱⃣انتخاب وظیفه یا مهمترین کاری که باید انجام دهید
۲⃣تنظیم یک تایمر به مدت ۲۵ دقیقه
۳⃣متمرکز شدن روی کار تا زمانی که زنگ تایمر به صدا درآید
۴⃣پنج دقیقه استراحت
۵⃣تکرار این فرآیند تا چهار بار و هر بار ۵ دقیقه استراحت کردن بین کار.
تئوری انتخاب (Choice Theory) چیست؟
دکتر William Glasser در سال ۱۹۶۵ واقعیت درمانی (Reality Therapy) را پایه گذاری و در سال ۱۹۹۴ تئوری انتخاب را به عنوان تئوری پشتیبان واقعیت درمانی ارائه نمود.
? بیان ساده تئوری انتخاب:
افراد چرا و چگونه رفتار می کنند. هر آنچه از ما سر می زند یک رفتار است. همه رفتارها از درون ما سر می زند و معطوف به یک هدف است و این هدف، ارضاء یکی از ۵ نیاز اساسی ماست:
عشق و احساس تعلق، قدرت، تفریح، آزادی، بقاء
ناکامی در ارضاء یکی از این نیازها، باعث رفتارهایی می شود که آن را بیماری روانی می نامند (افسردگی، اضطراب، پرخاش، …) و این رفتارها انتخاب شده اند.?
به توصیه گلاسر، در چنین موقعیت هایی است که انسان می بایست با پذیرش مسئولیت خود، دست به رفتارها و انتخاب های موثرتری برای ارضاء نیاز خود بزند نه آنکه عوامل بیرونی را دلیل ناکامی خود بداند.
بر خلاف رویکرد سنتی روان تحلیلگری که ریشه اصلی امراض روانی را در تجربه های گذشته و سرکوب خاطرات واپس رانده شده به حوزه ناخودآگاه فرد می داند،
? ویلیام گلاسر مسئولیت گریزی و نادیده انگاری واقعیت را دلیل رنج های روانی انسان (نِوروزها و سایکوزها) می شناسد.
? بر خلاف روانشناسی کنترل بیرونی (External Control Psychology)، روانشناسی مبتنی بر کنترل درونی معتقد است که گذشته بر زندگی کنونی ما اثر شگرفی داشته ولی تعیین کننده رفتار کنونی ما نیست.
? این تئوری به دنبال ارتقاء کیفی ۴ نوع رابطه ما و متعاقب آن، احساس خشنودی است:
فرزند و والدین، استاد و شاگرد، زن و شوهر، کارفرما و کارمند
فیل سفید
در حکایتی از گذشته معروف است که پادشاه یک کشور به پادشاه یک کشور دیگر یک فیل سفید هدیه می دهد، کسی که هدیه را پذیرفته، هزینه های زیادی را صرف نگهداری و خوراک این فیل سفید می کرد، نسل های مختلف بدون آن که بدانند این فیل سفید به چه درد می خورد هزینه های زیادی را برای آن متحمل میشدند و دلشان هم نمی آمد که آن را کنار بگذارند یا رها کنند زیرا می گفتند:
“حیف است تا کنون هزینه زیادی برای آن شده است و نمیتوان آن را رها کرد!”.
فیل سفید در مدیریت استعاره از موضوعیست که هزینه زیادی برای آن شده است و هیچ خاصیت مفیدی ندارد! و از آن جهت کنار گذاشته نمیشود که صرفاً برای آن هزینه شده است.
در نظر بگیرید کسی وارد دانشگاه میشود و متوجه میشود استعدادی در آن رشته ندارد اما آن را رها نمیکند به خاطر هزینه هایی که برای قبولی آن داده است و زمانی که صرف کرده است و میداند در آینده نیز آن رشته منبع درآمد او نخواهد شد، به آن رشته دانشگاهی و آن مدرک میتوان فیل سفیدآن فرد گفت. در مورد کسب و کار هم همینطور است. شاید محصولی آنقدر ارزش ندارد که برای آن هزینه بیشتر صرف گردد.
در زندگی فیلهای سفید زیادی داریم و بدون آن که خاصیتی داشته باشند برای آنها هزینه میکنیم!
فیلهای سفید زندگیتان را رها کنید.
اصل قورباغه ی پخته
اگر قورباغه را به یکباره در آب جوش بیاندازید بلافاصله به خاطر داغی آب از دیگ بیرون می پرد به همین دلیل ابتدا قورباغه ی زنده را در آب ولرم داخل دیگ می گذارند و سپس کم کم شعله را زیاد می کنند قورباغه به علت خونسرد بودن دمای بدنش همراه با دمای آب تغییر می کند و متوجه داغ شدن آب نمی شود تا اینکه زنده زنده می پزد… این اصل یکی از مهمترین اصول مدیریت نوین است که به اصل قورباغه ی پخته معروف است … اعمال تغییرات به صورت تدریجی…
اگر می خواهید شکست بخورید، لطفاً یا برنامه ای نداشته باشید یا به برنامه تان عمل نکنید

پدیده حماقت جمعی آگاهانه
بدون اینکه صدایش را در بیاوریم به این جمع بندی بسیار کلیدی می رسیم که رمز پیشرفت در جامعه یا محیط کار، حماقت است نه هوش! بیشتر توضیح می دهم. بگذارید چند موقعیت چالشی را با هم مرور کنیم.
خیلی وقت ها می شود که شما می فهمید که حرف رییس تان یا بالادستی ها اشتباه است. بار اول اعتراض می کنید اما به عنوان یک عنصر نامطلوب کم تجربه غیرهمسو با کل سازمان/جامعه شناخته می شوید. چه می کنید؟
در سازمان/خانواده/جامعه شما یک مدیر ارشد فرهمند جذاب کاریزماتیک وجود دارد که همه اعضای سازمان/خانواده/جامعه آن را می پرستند، اگر او حرفی بزند که به وضوح از نظر شما اشتباه است، چه می کنید؟
فرض کنید که یک مساله ای مد شده است. حالا می تواند یک مد اجتماعی باشد (مثلا اینکه برخی موهایشان را بنفش می کنند) یا یک مد سازمانی باشد (همه از واژه پرطمطراق بیگ دیتا استفاده می کنند) و شما به وضوح می فهمدید که این مد اشتباه است و مسخره. نه رنگ بنفش برای مو زیباست و نه بیگ دیتا از سازمان شما مساله ای را حل می کند.
آیا می توانید با همه این ها مخالفت کنید؟ بنابراین به این جمع بندی می رسید که مغزتان را برای خودتان استفاده کنید و سکوت کنید و این سکوت منجر می شود به حماقت جمعی. دقت کنید نکته ظریف دقیقا اینجاست که در جامعه/سازمان احمق این گونه نیست که همه احمق باشند، بلکه جامعه احمق، جامعه ای است که آنان که می فهمند سکوت می کنند و یا به سکوت کشیده می شوند.
و اینجاست که ترکیب این ۴ عنصر (۱) تصمیمات و تفکرات اشتباه جمعی از افراد (۲) سکوت آنان که می فهمند (۳) موافقت کورکورانه آدم های بله قربان گو (۴) آنانکه به دیگران اجازه اظهار نظر نمی دهند، فاجعه آفرین می شود. این همان اتفاقی است که در نوکیا (سلطان بلامنازع موبایل در دنیا) افتاد. توجه مدیران این شرکت به احمقهای بلهقربانگوی مثبتاندیش باعث شد که سهم زیادی از بازار را تقدیم شرکتهایی مثل سامسونگ و اپل کنند.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
همه ما در هر جمعی که باشیم (خانواده/مدرسه/سازمان/شهر/کشور) در معرض حماقت جمعی هستیم. حماقت از درودیوار بسیاری از سازمان ها و جوامع بالا میرود. این حماقت نتیجۀ اشتباه معدودی افراد سربههوا نیست، بلکه معمولاً آگاهانه ایجاد میشود (نشریه وزین ترجمان). چه می توان کرد؟
سه تغییر کوچک را از همین امروز آغاز کنیم:
تغییر نگرش؛ رئیسْ دانای کل وجود ندارد: این فرض که بالادستی ها عقل کل و کوه تجربه هستند و بعید است که اشتباه کنند، فرض نادرستی است. تاریخ مکتوب جهان را که مرور می کنیم می بینیم هم باهوش ها و هم با تجربه ها اشتباهات مرگباری کرده اند. نه خود را عقل کل بپنداریم و نه هیچ فرد دیگری را.
به ایده و آدم های غیرمتعارف گوش کنیم. فراموش نکنیم. حماقت جمعی زمانی رخ می دهد که برخی برخلاف نگاه فعلی می اندیشند اما مجالی برای ارایه نظرات خود ندارند. در هر جمعی افرادی هستند که نوع دیگری می اندیشند. دست کم فضایی فراهم کنیم که سخن شان شنیده شود. اینکه سخن آنان را بپذیریم یا نه، گام بعدی است.
پذیرش مسوولیت مشترک جمعی: یکی از ریشه های شکل گیری حماقت جمعی، سکوت دانایان است با این توجیه که مسوولیت بر عهده رییس است! در صورتی که آنان که می دانند و سکوت می کنند نیز مسوولند. آنانکه نمی فهمند اما کورکورانه تایید می کنند نیز مسوولند. آنانکه نمی گذارند دانایان و صاحبان اندیشه صحبت کنند به خاطر حمایت از رییس دانای کل نیز مسوولند.
خداوند به وضوح فرموده است که گوش، چشم و دل همه مسوولند. یعنی جزء جزء و بعد بعد انسان مسوول است. اگر می دانیم که باید بگوییم و اگر نمی دانیم بگذاریم آن ها که سخنی دارند آزادانه (چه آزادی قبل از بیان و چه آزادی بعد از بیان) سخن شان را مطرح کنند. جهان بهتر خواهد شد.
مجتبی لشکربلوکی
مدیریت قارچی
مدیریت قارچی
?تا ساعت ها بعد از برخورد کشتی تایتانیک با کوه یخ فقط کاپیتان و تعداد انگشت شماری از ملوانان ارشد میدانستند که کشتی غرق خواهد شد. مطابق تحلیل کارشناسان، بیخبر نگاهداشتن کارکنان و مسافران به فاجعهای منجر شد که در صورت اطلاع آنها از وضعیت موجود میتوانست سبب کاهش میزان خسارات شود. بیخبر نگاه داشتن، نشانهی اصلی مدیریت قارچی است که مبنای آن بیاطلاعی و یا کماطلاعی کارکنان در مورد عملکرد، راهبردها و وضعیت سازمان است.
?مدیریت قارچی روشی رایج در مدیریت است که بر مبنای آن کارکنان از اهداف، راهبردها و ایدههای کلی شرکت مطلع نیستند و ارتباط میان کارهای محوله با اهداف شرکت نیز برای آنها مشخص نیست. در واقع، درست شبیه به پرورش قارچ؛ کارکنان به مانند قارچ در تاریکی، در اینجا یعنی عدم دسترسی و آگاهی از اهداف کاری و اصلی شرکت، قرار میگیرند و نیز به شیوهای که از کود برای پرورش و رشد قارچ استفاده میشود، آنها فقط به اطلاعات و منابعی دسترسی دارند که برای به انجام رساندن کار و وظیفه به عهدهی ایشان سپرده شده است.
?بر مبنای یکی از تحقیقات مرتبط با مدیریت سازمان
۱️⃣بیش از ۸۰ درصد کارکنان خواهان این هستند که مدیران اطلاعات بیشتری در مورد سازمان در اختیار آنها قرار دهند.
۲️⃣بیش از ۲۵ درصد پرسش شوندگان در اطرافیان خود کسانی را میشناسند که کار خود را بهدلیل نبود شفافیت لازم در مورد رویکرد و راهبرد سازمان ترک کردهاند.
۳️⃣بیش از ۵۰ درصد کارکنان باور دارند که دسترسی به اطلاعات و دادههای مرتبط با سازمان، تاثیر زیادی در افزایش عملکرد و بهرهوری آنها داشته است.