بایگانی دسته: مدیریت

چهار نوع شخصیت بدجنس

۱- خودشیفتگان

این گروه از افراد به طور خستگی ناپذیر مشغول تبلیغ ویژگی های هستند که در خود سراغ دارند و به نظرشان، همان توانایی ها باعث برتری شان نسبت به بقیه می باشد. این گروه از افراد از هیچ فرصتی برای مهم جلوه دادن خود و تحقیر و سواستفاده از دیگران، دریغ نمی کنند.

۲ – ماکیاولی‌ها

به اعتقاد دکتر Paulhus، این گروه، شارلاتان ترین نوع افرادهستند که فریب و دست به سر کردن مردم، از قابلیت های محرز آنها است. افرادی چون Bernard Madoff که استاد تقلب در سهام شرکت های بزرگ است با کلک های که زده است نه تنها رئیس بازار سهام نیویورک شده بود بلکه با پس انداز و ثروت میلیونها انسان نیز، بدون هیچ ترحمی بازی کرده بود.

۳ – مردم آزار روانی

این نوع افراد هم فریبکاران ماهری هستند و هم از اذیت دیگران، لذت می برند. بدتر از همه آنکه هیچ ترحمی ندارند. آنها با خونسردی تمام، بدذاتی شان می تواند همراه با خشونت و قتل هم باشد. این گروه به خاطر اینکه هیچ احترام و احساسی برای دیگران قائل نیستند مثلا می توانند در مصاحبه شغلی، خیلی خوب جلوه کنند. از اعتماد به نفس بالایی برای انجام حیله های خطرناک شان بر علیه دیگران برخوردارند.

نمونه های افراطی شان همان قاتلان زنجیره ای هستند ولی به اعتقاد دکتر Paulhus، بخش قابل توجهی از این جماعت مردم آزار و روانی، در حالت های خفیف تر در جامعه مشغول زندگی هستند و با دقت و پنهان کاری، مشغول اذیت و آزار افرادی هستند که به پست شان می خورند.

۴ – سادیست ها

این نوع افراد ناهنجار، در حد متوسط، همه خصوصیات ۳ گروه دگر یعنی بی رحم، شارلاتان و مردم آزار بودن را در خود دارند به اضافه اینکه، به شدت از اذیتی که به دیگران روا می دارند لذت می برند.
این نوع مریض های مردم آزار تمایل شدیدی دارند که عمل وقیح و خشن خود را در لوای یکی از شغل هایی که امکان اذیت بیشتری به انها می دهد ادامه دهند. از دید دکتر Paulhus، خیلی از آنها در سازمان های پلیسی و نظامی مشغول کار می شوند چون می توانند از موقعیت و قدرتی که نصیب شان می شود بیشترین سواستفاده را بکنند. البته این به هیچ وجه به معنی آن نیست که همه کارمندان قوای مجریه اینگونه هستند ولی بخش قابل توجهی از سادیست ها در این مراکز کار می کنند تا بتوانند با پوشش قانونی، به رفتار خطرناک و بیرحمانه خود جامه عمل بپوشانند.

راهکارهایی برای مقابله با مقاومت در برابر تغییر

تغییر واقعیتی است که افراد، گروه­‌ها و سازمان­‌ها برای بقاء خود باید بطور مداوم و مستمر به آن توجه نموده و در سرلوحه اقدامات خود قرار دهند. زیرا امروزه عوامل درونی و بیرونی سازمان از پویایی زیادی برخوردارند که واقعیات موجود را تغییر می­‌دهند و سازمان­‌ها ناچارند از وضع موجود به وضع مطلوب حرکت نمایند.

برخی اوقات، فرایند تغییر در سازمان­‌ها با مقاومت­‌هایی مواجه می­‌شود که برخی تصور می­‌کنند که این مقاومت­‌ها باید بلافاصله برطرف شوند. در حالی که این مقاومت­‌ها در بعضی اوقات نه تنها مضر نیست، بلکه پیامدهای مثبتی را نیز برای سازمان به دنبال دارد؛ چرا که باعث تقویت تضادهای کارکردی و گفتمان­‌های مثبت می­‌شود که به نوبه خود می­‌تواند گزینه­‌های تغییر را با تحلیل‌هایی که از پیامدهای آنها به عمل خواهد آمد، ارتقاء بخشد. اما اگر مقاومت غیرمنطقی و افراطی باشد که برنامه­‌ها و یا حتی بقاء سازمان را دچار مخاطره سازد، باید با استفاده از روش­‌های مختلف نسبت به رفع آنها اقدام نمود.

ادامه‌ی خواندن

۴ روش برای قاطع بودن در کار

۴ روش برای قاطع بودن در کار

اعتماد به نفس و قاطع بودن را به طور طبیعی هرکسی ندارد، اما اگر شما خجالتی و کم حرف هستید این مطلب به شما کمک می‌کند تا از این عادات دست بکشید. این عادات نه تنها به دیگران فرصت استفاده از شما را می‌دهد، بلکه اعتماد به نفستان را نیز از دست خواهید داد. با این کار شما شانس بدست آوردن ارتقاء را از نیز دست می‌دهید.

? دست از عذرخواهی کردن بردارید.

فروتن بودن به طور کلی چیز بدی نیست، اما وقتی که شما در محیط کاری‌تان از کلمه “متاسفم” استفاده می‌کنید، به هیچ وجه اعتبارتان را ضمانت نمی‌کنید. با این کار ایده‌هایتان را زیرسوال می‌برید و ثبات نداشتن‌تان را نمایان می‌کنید.
بنابراین دفعه بعد، به خاطر کاری که به شما واگذار شده و شما به روش متفاوتی آن را انجام داده‌اید و با نادرست بودنش موافق نیستید، سریع نگویید “متاسفم”. بگوید در این مورد اجازه دهید نظر دیگران را هم جویا شویم بعد در صورت لزوم من پاسخگو خواهم بود.

? لغاتتان را با دقت انتخاب کنید.

اگر از بیان لغاتی که باعث می‌شود افراد گمان کنند شما در زمینه کاریتان اعتماد به نفس ندارید دست بردارید، بهتر می‌توانید بر دیگران اثر بگذارید.
تصور کنید که موضوع مهمی است و شما می‌خواهید آن را در جلسات هفتگی با تیم‌تان در میان بگذارید. اگر شما اینطور شروع کنید: ” این صرفا ایده‌ای است ، اما …” ایده‌تان را ارزان فروخته‌اید، به جای آن بگویید: “ایده من اینست که چنین کنیم و در نتیجه‌ آن، این اتفاق‌ها خواهد افتاد” با این کار چرایی ایده‌تان را توضیح می‌دهید.

?همیشه در موردی که می‌خواهید صحبت کنید، اطلاعات کسب کنید.

با اعتماد به نفس بودن موقعی که اطلاعات ‌تان کافی نیست، سخت می‌شود. بنابراین وقتی می‌خواهید وضعیتی را ایجاد کنید یا توضیح دهید، ابتدا مطمئن شوید که هر آنچه را که به آن نیاز دارید می‌دانید. اگر شما به خود مطمئن نیستید، باید دایره اطلاعاتتان را در زمینه کاری‌تان بالا ببرید.

?درک کنید احتمال از دست دادن وجود دارد.

برخی افراد خجالت زده، از بااقتدار صحبت کردن دوری می‌کنند چرا که می‌ترسند به نتیجه‌ معکوس برسند. اما حقیقت اینست که اختلاف زیادی بین قاطع بودن و پرخاشگر بودن وجود دارد. قاطع بودن بارمعنایی مثبتی به خصوص در سطح مدیریتی دارد، اما پرخاشگر بودن می‌تواند به حرفه‌تان آسیب برساند. قبل از به رسمیت شناخته شدنتان، این احتمال وجود دارد که به دلیل قاطع نبودنتان حذف شوید. در حقیقت، موقعی که همکارانتان ببینند شما توانا و لایق هستید بیشتر به شما احترام خواهند گذاشت.

با اعتماد به نفس بودن باعث می‌شود شما به موفقیت‌های بیشتری دست یابید. قاطع بودنتان نه تنها به حرفه‌تان کمک می‌کند بلکه باعث می‌شود تجارب کاری برایتان لذت بخش شود.

منبع: glassdoor

۱۵روش برای آنکه روز خود را با انگیزه آغاز کنید.

بارها شده است که صبح با صدای زنگ از خواب بیدار شده اید و این جملات را با خود گفتید: “اَه، دوباره صبح شد. باید دوباره به آن شرکت لعنتی بروم”. زنگ ساعت را برای ۱۰ دقیقه دیگر کوک می کنید و ۱۰ دقیقه دیگر ساعت مجدداً زنگ می زند. دوباره همان جملات و ساعت برای ۵ دقیقه دیگر کوک می شود. نهایتاً پس از ۵ دقیقه بیدار می شوید. در حالی که انگیزه لازم را برای شروع یک روز پر انرژی با جملاتی که گفته اید از خود گرفته اید.

در این مقاله می خواهم شما را با ۱۵ روش برای آنکه صبح خود را با انگیزه شروع کنید، آشنا کنم.

درخواست من از شما این است که پس از خواندن هر روش در ذهن خود تجسم کنید تاثیر این کار زمانی که صبح از خواب برمی خیزید بر شما چیست و این کار چقدر انگیزه شما را برای آغاز یک روز پر از انرژی مثبت افزایش می دهد.

بیایید به بررسی این روشها بپردازیم.

۱بزرگترین رویاهای خود را به یاد آورید.

این کار بسیار ساده است. بارها این روش را در مقالات و کتابهای گوناگون خوانده اید. حتی در فیلم راز به این روش اشاره شده است. یک تخته وایت برد تهیه کرده و بزرگترین رویاهای خود را بر روی آن یادداشت کنید. یا اینکه تخته آرزوهای خود را که قبلاً آن را تهیه کرده اید دقیقاً جایی که صبح بتوانید با اولین نگاه پس از بیدار شدن آن را ببینید، آویزان کنید. حتی بر روی تخته وایت برد می توانید جملات انگیزشی از بزرگان موفقیت یادداشت کنید. می توانید اهداف روزانه، هفتگی، ماهانه یا سالیانه خود را بر روی آن بنویسید تا هر روز صبح با یادآوری آنها انرژی فوق العاده ای از دیدن آنها به دست آورید. در خصوص تخته آرزوها به زودی مقاله ای در اختیار شما قرار خواهم داد.

۲فقط به امروز توجه کنید.

شما می توانید در گذشته یا آینده خود فرو بروید. ماجراهای مختلف را در ذهن خود بیاورید و مدام با آنها کلنجار بروید. جملات یا عکس العمل هایی را که در موقعیت های مختلف می توانستید انجام دهید و ندادید را مرور کنید و پیوسته با دیگران در ذهن خود چالش کنید. به نظر شما این کار چه سودی برای شما دارد؟

جز اینکه زمانی را که می توانستید برای رسیدن به هدفتان به کار ببرید صرف موضوعی کرده اید که گذشته است؟ می دانید در همین زمان افراد زیادی بر روی اهدافشان تمرکز کرده اند و با قدمهایی کوچک راه بلند موفقیت را طی می کنند؟

از گذشته درس بگیرید، تجربه بیاندوزید اما در آن فرو نروید. شما به عنوان یک انسان موفق باید بتوانید ذهن خود را کنترل کنید. اگر بتوانید با کنترل ذهن، فقط به اهداف خود فکر کنید، مطمئن باشید که به هدف خود خواهید رسید.

به نحوه جاری شدن آب دقت کنید. در هر بخش از مسیر پیشروی خود که به سنگ یا سدی برخورد می کند به جای متوقف شدن و صرف انرژی جهت از بین بردن آن با تغییر جهت، همراه کردن و یا سر ریز شدن مسیر خود را ادامه می دهد.

۳فقط ۳ کار مهم را در لیست کارهای روزانه خود قرار دهید.

لیست کارهای روزانه خود را از موارد مختلف پر نکنید. درست است که شما می خواهید در طی زمان یک شبانه روز تا آنجا که ممکن است کارهای مختلفی را در مسیر اهدافتان انجام دهید، اما فقط ۳ کار را که از همه مهمتر است انتخاب کرده و به خود قول بدهید که تنها پس از انجام این ۳ کار به پیگیری سایر امور خواهید پرداخت.

این کار به شما کمک می کند بر روی مهمترین امور روزانه خود تمرکز کنید و پس از انجام موفق آنها با انگیزه و سرعت بیشتری به سمت هدف خود حرکت نمایید.

۴نظم را تمرین کنید.

نظم در انجام امور از مهمترین وظایف یک انسان موفق است. در رعایت نظم است که ما آزادی را بدست می آوریم. با دستیابی به آزادی ما فرصت انجام امور بیشتری را می یابیم، پیشرفت کرده و لَختی را از خود دور می کنیم.

امروز صبح فقط به کارهایی که امروز باید آنها را انجام دهید فکر کنید. کارهای روزهای دیگر مهم نیست. این خود تمرین نظم است و نظم چیزی نیست که با یک بار انجام تمام شود. باید هر روز نظم را تمرین کنید.

از کسانی که موفق هستند سوال بپرسید که نحوه و زمان انجام امور زندگی آنها چگونه است؟ قطعاً پاسخی که از ایشان دریافت می کنید، حاوی نظم در انجام امور روزمره آنها است.

از یک قهرمان ورزشی پرسیدند که چه زمانهایی ورزش می کنی؟ او در پاسخ گفت : “هر روز، و هیچ روزی را نیز از دست نمی دهم، زیرا می دانم که اگر یک روز را از دست دهم، برای از دست دادن آن در روزی دیگر دلیلی برای خود خواهم آورد.

برای موفق شدن مانند افراد موفق تمرین کنید. آنها نظم را سرلوحه کارهای خود قرار داده اند و موفق شده اند. پس شما هم چنین کنید. هر روز نظم را تمرین کنید. طوری که جزئی از وجود شما شود.

۵یک محیط الهام بخش برای خود خلق کنید.

محیط اطرافتان می بایست برای شما الهام بخش باشد. پیرامون خود را از تصاویری که برای شما الهام بخش و انگیزشی هستند، در محیطی تمیز و خلوت پر کنید. محیط شلوغ و درهم برهم باعث شلوغی ذهن شما نیز می شود. محیط کار خود را نیز آنگونه که دوست دارید و قوانین به شما اجازه می دهند از موارد الهام بخش پر کنید. جملات انگیزشی، تصاویر افراد موفق، تصویر هدفتان و …. می تواند نمونه ای از این موارد باشد. با توجه به آنکه بیشتر زمان خود را در طی شبانه روز در محل کارتان می گذرانید، سعی کنید این محیط را برای خود الهام بخش و انگیزشی کنید.

۶لیستی از جملات انگیزشی را نزدیک میز کار و محل خوابتان داشته باشید.

خواندن این جملات به شما کمک می کند تمرکز کرده، خوشبین بوده و آگاه شوید که موفقیت به سرعت به دست نمی آید و اینکه موفقیت کار سخت، از خودگذشتگی و فداکاری زیادی را می طلبد.

۷هر روز ورزش کنید.

برای آنکه با انگیزه باشید، می بایست افکار منفی را از خود دور کنید. اگر به لحاظ جسمی در وضعیت خوب و مناسبی باشید، این به شما کمک می کند با انرژی مثبت بیشتری به سمت اهداف خود پیشروی کنید.

برای مردان سلامت جسمانی به ترشح بیشتر هورمون تستسترون، که باعث کاهش افسردگی در آنها می شود، کمک می کند.

۸اهدافی کوچک و قابل اندازه گیری برای خود تعیین کنید.

شما اهداف بزرگی دارید و مطمئن نیز هستید که آنها به اندازه کافی واضح نیز هستند. اما لازم است تا این اهداف بزرگ به اهداف کوچکتری که در مجموع آن اهداف بزرگ را بسازند، تقسیم شوند. سعی کنید این اهداف کوچک قابل اندازه گیری و انجام باشند. با این کار شما در هر لحظه می توانید میزان پیشرفت خود را بسنجید و بدانید در چه مرحله ای قرار دارید.

۹در بازه های ۹۰ تا ۱۲۰ دقیقه ای کار کنید و بین این زمانها به استراحت بپردازید.

کار شما می بایست مشتاقانه، هدفمند و با تمرکز باشد. تحقیقات نشان داده اند که تمرکز پس از طی زمان ۹۰ دقیقه به تدریج کاهش می یابد.

در صورتی که پس از ۹۰ دقیقه کار مداوم، استراحتی کوتاه داشته باشید، این کار باعث ترشح هورمون آندروفین شده و علاوه بر اینکه تمرکز شما را افزایش می دهد موجب افزایش انرژی شما نیز می شود.

۱۰بر روی اهداف کوچک تمرکز نکنید. بزرگ فکر کنید.

بر روی اهداف کوچکی که رسیدن به آنها خوشحالی شما را نیز در پی ندارد تمرکز نکنید. شما می بایست با تکمیل مراحل رسیدن به یک هدف خوشحال و هیجان زده شوید. اگر رسیدن به این هدف برای شما مهم نباشد، پس چگونه می خواهد به شما انگیزه بدهد؟

۱۱هر هفته یکبار میز کار و محل زندگی خود را تمیز کنید.

اگر می خوهید همچنان با انگیزه باشید حداقل هفته ای یکبار میز کار و محل زندگی را تمیز و مرتب کنید. آشفتگی محیط بیرون شما، آشفتگی محیط درون شما را در پی خواهد داشت.

۱۲در ماه حداقل به یک مسافرت کوتاه بروید.

خارج شدن از فضای فشار و سختی و حضور در طبیعت به شما کمک می کند، انرژی از دست رفته خود را به دست آورید. همچنین این حضور در طبیعت نیروی خلاقیت شما را نیز بهبود می دهد. لازم نیست پول زیادی خرج کنید. سعی کنید کمی از شهر و شلوغی های آن دور شده و تجدید انرژی کنید تا توان تمرکز شما افزایش یابد.

۱۳به طور مداوم مطالعه کنید.

مردمان بزرگ و موفق کتاب می خوانند. کتاب بهترین دوست آنهاست. وبلاگ افراد موفق و مشهور را بخوانید. برای مثال بیل گیتس در وبلاگ خود دائماً در خصوص کتابهایی که می خواند توضیح می دهد. در تمام مطالعات من از افراد بزرگ، سیاستمداران، کارآفرینان یا فاتحان، افزایش دانش چیزی بوده است که همه آنها آرزوی آن را داشتند. اگر بزرگی در آینده را می خواهید، اکنون مطالعه کنید.

۱۴از میزان انرژی خود یادداشت برداری کنید.

میزان انرژی و انگیزش خود را در یک هفته به طور مداوم یادداشت کنید تا بتوانید از آن الگو برداری کرده و پیشرفت کنید. کارهای مهم خود را طوری برنامه ریزی کنید که در زمانهایی که بیشترین انرژی و انگیزه را داشته اید انجام دهید.

۱۵بر نبردهای ذهنی خود غلبه کنید.

در کتاب “بیندیشید و ثروتمند شوید“، ناپلئون هیل، به طور مداوم به نبردهایی که در ذهن ما می گذرد، اشاره می کند. افکار می بایست به شما کمک کنند تا در مسیر خود به سمت اهدافتان موفق شوید. حال ممکن است شما بپرسید چگونه تمام افکاری که به ذهنمان می آید را کنترل کنیم. شما ممکن است افکاری که وارد ذهنتان می شود را نتوانید کنترل کنید، اما باید این قدرت را داشته باشید تا بتوانید بهترین آنها را انتخاب و به آن توجه کنید.

ذهن خود را با افکار سازنده، مثبت و بزرگ پر کنید. به نگرانیها و ترسهای خود انرژی ندهید. آنها فایده ای برای شما ندارند و شما را از اهدافتان دور می سازند.

مقایسه خود با دیگران!

یکی از دلایل توقف رشد “مقایسه” است.

?همیشه خود را با “هدف” های خودتان مقایسه کنید نه با دوستان و همکارانتان.

?زیرا همیشه می توان افرادی را یافت که درسطحی پایین تر از ما باشند.

?باید ببینید توانایی های شما چیست و خواسته های شما کدام است؟

?نه اینکه دیگران چه کرده و می کنند.

خود را فقط با “هدف” های خود مقایسه کنید.

پنج دلیل که چرا در مسیر هدف‌مان نباید به حرف هرکسی توجه کنیم!!!

۱٫ شما تنها کسی هستید که به خوبی می‌دانید توانایی‌هایتان چه هست، نه مردم.

۲٫ شما به خوبی می‌دانید که این خودتان هستید که مسبب شادی خود می‌شوید، نه مردم.

۳٫ شما از هدف و منظور خود باخبر هستید، نه مردم.

۴٫ شما تمایل شدیدی دارید که به هدف خود برسید، نه مردم.

۵٫ شما تنها کسی هستید که می‌توانید خواسته‌ی خودتان را عملی کنید، نه مردم.

آلودگی اطلاعاتی

مفهومی به نام «آلودگی اطلاعاتی» یا (information pollution) یکی دیگر از چالش‌هایی است که جوامع در عصر ارتباطات با آن درگیرند. این مسئله از آنجا آغاز می‌شود که اطلاعات به وفور و بیش از حد نیاز دنیای پیرامون ما را احاطه کرده و سبب شده است که نتوانیم اطلاعات مفید و مورد نیاز خود را از اطلاعات زائد و نادرست باز شناخته و تحت فشار تکنیک‌های انتقال و القاء پیام، به مصرف کننده‌ی صرف داده‌های سرازیر شده از خروجی رسانه‌ها تبدیل شویم.
چنین مفهومی را حتماً می‌توان با مثالی ساده‌تر نیز تشریح نمود. فرض کنید که شما برای خریدن یک بسته شکر به یک فروشگاه بزرگ مراجعه می‌کنید، طبیعتاً انتظار دارید که با دریافت اطلاعاتی همچون نوع، کارخانه‌ی سازنده، تاریخ تولید و انقضاء، مواد افزودنی، علائم استاندارد و البته قیمت، یکی از بسته‌های موجود را که مناسب می‌دانید انتخاب کنید، اما مشکل از آنجا شروع می‌شود که فروشنده به جای دادن این اطلاعات به شما یک کامیون شکر روی سرتان خالی کند و شما را در زیر انبوه شکرهایی که هیچ اطلاعی از سلامت و خلوص آن ندارید دفن کند.
اما در فضای رسانه، مسئله به اینجا همینجا ختم نمی‌شود. شرایط به وجود آمده در دنیای ارتباطات تحت تأثیر رسانه‌های نوین سبب شده است که شما نیز بتوانید شکرهای خریداری شده را مجدداً در چرخه‌ی توزیع قرار داده و احتمالاً با افزودن مواد ناخالص دیگری، آن را در بین دیگر متقاضیان توزیع نمایید و این به معنای رشد تصاعدی کمیت و نزول کیفیت، تحت تأثیر این تولید قرار گیرد
نیوتن مینو، پژوهشگر معروف می‌گوید در سال ۱۹۸۱ نگران بودم که فرزندانم نخواهند توانست از تلویزیون منفعتی ببرند. ۳۰ سال بعد نگرانیم از این بابت بود آیا نوه‌هایم از صدمات تلویزیون در امان خواهند بود؟ و مالکوم ایکس می‌گوید: اگر مراقب نباشید روزنامه‌ها با شما کاری خواهند کرد تا از کسانی که به آنها ظلم می‌شود متنفر باشید و به کسانی که به آنها ظلم می‌کنند عشق بورزید. و این دو جمله شاید بتوانند بهترین توصیف از عواقب آلودگی اطلاعاتی باشند.