به پژوهشگاه علمی خوش آمدید. welcome logo-samandehi

خلاصه کتاب رهایی از خیانت های زناشویی

0

خلاصه کتاب رهایی از خیانت های زناشویی

نویسندگان: هارلی، چالمرز – ترجمه: حسینی، آرام نیا

فصل یک: شما قادرید زندگی زناشویی تان را نجات دهید. بی وفایی علت ضروری و اصلی نیست که یکی از همسران، چه همسری که خیانت کرده و چه همسری که مورد خیانت واقع شده است، بخواهد طلاق بگیرد. اغلب آن چه هر دوی آن ها خواهانش هستند، فرار از درد و رنج حاصل از اشتباهشان و بازگشت وضعیت بهحالت عادی است. راهی که به عدم بهبودیا بهبود منجر می شود؛ بسیار باریک است. راهی که یکطرف آن طلاق است و یکطرف دیگر ادامه زندگی مشترک. هزاران زوج این مطلب را ثابت کرده اند که هنوز می توان به بهبود زندگی مشترک امید داشت.

فصل دو: هرگز برای من رخ نخواهد داد. من اغلب می شنوم که همسران می یا ». همسرم هرگز به من خیانت نمی کند؛ به او اعتماد کامل دارم « : گویند او دارای باورهای مذهبی و اخلاقی خاصی است که انجام چنین عملی را غیر «

حتی وقتی شخصی به همسرش خیانت می کند؛ این عمل در ابتدا ». ممکن می سازد

من همیشه « : برای خودش نیز تعجب آور است. این اشخاص اغلب می گویند

اشخاصی را که به همسرشان بی وفایی می کردند؛ خودخواه و گمراه و ضعیف

» . النفس می دانستم. هرگز تصور نمی کردم خودم روزی به همسرم خیانت کنم

اما خطر بی وفایی در اغلب ازدواج ها وجود دارد. خیانت ضربه روحی بزرگی

به همسران، فرزندان آنان و حتی دوستان آنان وارد می کند. افسردگی و

احساس گناه از جمله آسیب ها هستند. با وجود این همه درد و ناراحتی، چرا

هنوز افرادی به همسرشان خیانت می کنند؟ پاسخ این است که برای لحظه ای به

نظر می رسد انجام چنین کاری درست است. مردان و زنان به راحتی تحت تاثیر

احساساتشان قرار می گیرند و بدترین اشتباه زندگی شان را مرتکب می شوند.

نمودار بی وفایی:

عاشق شدن

ارتباط یک شبه

وابستگی شدید عاطفی

وابستگی عاطفی معتدل

اغلب بدون وابستگی عاطفی

ارتباط یک شبه که اغلب بدون وابستگی عاطفی است، در بیشتر موارد به عادتی

تبدیل می شود که بارها توسط همسر بی و قید و بند تکرار می شود. عاشق شدن

در نقطه ی مخالف این نمودار، ارتباطات همراه با وابستگی شدید عاطفی قرار

دارد. این نوع ارتباط به طور معمول تحت عنوان دوستی شروع می شود و مطمئن

هستم همانند ارتباط یک شبه نیست. در طول زمان، دوستی ها به تدریج عمیق

تر می شود به طوری که طرفین نیازهای عاطفی یکدیگر را درک می کنند و می

آموزند که آن ها را برطرف کنند. درست در همان لحظه ایی که مرد و زنی

احساس کنند عاشق یکدیگر شده اند و این عشق را به یکدیگر ابراز کنند؛ بی

وفایی شکل گرفته است.

مگر من با تو چه کرده بودم که چنین « . فصل سه: چگونگی شروع بی وفایی

جمله ایی است که اغلب بعد از بی وفایی پرسیده می » ؟ کاری با من کردی

شود. یکی از علل به وجود آورنده بی وفایی، شکست خوردن طرفین ازدواج در

برطرف کردن نیازهای عاطفی همدیگر است. یکی دیگر، عدم صداقت فرد خطاکار

است که به همسرش نگفته است که شور و هیجان در زندگی عاطفی شان به پایان

رسیده است. نیازهای عاطفی چه هستند؟ نیاز عاطفی اشتیاق و خواسته ای است

که در صورت ارضا شدن در فرد احساس رضایت و شادمانی ایجاد می کند و در

غیر اینصورت موجب احساس ناکامی و ناخشنودی در فرد می شود. این نیازها که

باید از طرف زوجین ارضا شوند عبارتند از: نیاز به تحسین، گفتگو، حمایت

خانوادگی، تعهد خانوادگی، حمایت مالی، صداقت و روراستی، جذابیت جسمانی،

بازسازی ارتباط و ارضای جنسی. البته شیوه رتبه بندی کردن این نیازها از

طرف زن و از طرف مرد متفاوت است. پنج نیاز عاطفی که اغلب در بالای فهرست

مردان است؛ در پایین فهرست زنان قرار دارد و بالعکس، پنج نیاز عاطفی مهم

زنان به طور معمول از حداقل اهمیت برای مردان برخوردار است یعنی زوجین

قادر به درک احساسات یکدیگر نیستند. آن ها تمایل دارند کاری را انجام

دهند که موجب رضایت دیگری می شود اما اغلب تلاش هایشان در جهت نادرست

است. وقتی مهم ترین نیازهای عاطفی ما برآورده نمی شوند؛ به نوعی احساس

افسردگی و تهی بودن می کنیم. بدون توجه به اینکه بی وفایی در چه مرحله

ای قرار دارد؛ اغلب دلیل آن برطرف کردن نیازهایی عاطفی است که برای شخص

مهم هستند اما بی وفایی نیازهای عاطفی ارضا نشده را برطرف نمی کند.

عواملی که باعث شدت گرفتن بی وفایی می شوند: دور بودن از محیط خانه،

اعتماد بیش از حد یکی از زوجین به همسرش و بی کیفیت بودن حضور در خانه.

البته نمی گویم که همسر خیانت دیده مقصر اصلی ماجراست.

فصل چهار: بی وفایی ها اغلب چگونه تمام می شود. شخصی که بیشترین اعتماد

را به او داشته اید به بدترین طریق ممکن به شما آسیب زده است و بخشیدن

او کار راحتی نیست. در ادامه بی وفایی، شخص خیانت کار وارد زندگی مخفی

ثانویه ای می شود؛ دروغگو می شود و پنهان کار و فریبکار. اگر همسری از

صحبت درباره ی وقایع روزش اجتناب می کند؛ شاید این علامتی برای وجود یک

زندگی ثانوی مخفی است. زوج خیانتکار اغلب می گوید به زندگی خصوصی ام

کاری نداشته باش و در مقابل پرسش های همسرش، حالت تعجب و حق به جانبی می

گیرد و یا برای اینکه دروغ هایش فاش نشود اکثر اوقات می گوید یادم نمی

آید.

فصل پنج: بی وفایی ها چگونه تمام می شود. جدایی و قطع کامل ارتباط بین

همسر خیانتکار و معشوقه اش تنها راه از بین بردن بی وفایی است. اغلب

خیانتکاران از احساس کمبود اعتماد به نفس رنج می برند. این افراد یا می

خواهند این احساس را داشته باشند که می توانند هر کسی که طالب باشند را

در اختیار بگیرند و یا نیاز به اطمینان یافتن مداوم از جذابیتشان دارند.

بی وفا بودن مانند اعتیاد به مواد مخدر است. ترک کردن محبوب هم مثل کنار

گذاشتن مواد است و شخصی که تصمیم می گیرد برای آخرین بار محبوبش را

ببیند و خداحافظی کند؛ هرگز قادر به خداحافظی نخواهد بود. گاه چنین

خداحافظی هایی منجر به ترک همسر و فرزندان می شود و ادامه زندگی با

محبوب می شود. نوشتن یک نامه خداحافظی که به تایید همسر رسیده است عموما

– راه حل مناسبی است. موارد دیگر مناسب برای اختتام رابطه عبارتند از: 1

تغییر شغل و محل کار 2 – مسدود کردن راه هرگونه ارتباط با فرد مورد نظر

– مانند تلفن، پست الکترونیکی 3 – کنترل چگونگی گذران اوقات فراغت 4

توجه به مسائل مالی 5 – گذران اوقات فراغت با هم

فصل شش: آمادگی برای بهبود زندگی مشترک. دوره بعد از تصمیم به ترک معشوق

همانند دوره ترک مصرف مواد است. احساس غم و غضه ی ناشی از کناره گیری،

واکنشی طبیعی است و همسر فرد خیانتکار باید این موضوع را درک کند. قطع

ارتباط با افسردگی، خشم و اضطراب همراه است. این حالات بین سه هفته تا شش

ماه طول می کشد. چه می شود اگر همسر بی وفا نخواهد به طور کامل از فرد

مورد علاقه اش جدا شود؟ اغلب همسران خیانت دیده قدرت صبر و شکیبایی

ندارند. بنابر این آنان در دوره انتظار باید دو کار انجام دهند: الف –

به هر ترتیبی از ابراز خشم، بی احترامی و رفتار آمرانه خودداری کنند.

چهار دلیل وجود دارد که من این دستور را می دهم: 1 – همسر خیانت دیده هم

تا حدودی مسول است. 2 – همسر خیانتکار شاید تصمیم به ادامه رفتارش

نداشته باشد. 3 – همسر خیانت دیده باید مطمئن شود که تمام سعی و تلاشش را

برای حفظ و نجات ازدواجش کرده است. 4 – اگر همسر خیانتکار به رفتارش

ادامه دهد همسر خیانت دیده فرصت کنار آمدن تدریجی با آینده اش را دارد.

ب – از برقراری ارتباط با همسر بی وفا تا پایان بی وفایی اجتناب کند.

البته این توصیه احتیاج به توضیح دارد؛ چون اکثر همسران خیانت دیده می

پرسند اگر من نیازهایش را برآورده نکنم به طرف معشوقش نخواهد رفت؟ جواب

این است که اکثر بی وفایی ها بر پایه ی تصورات خیالی و رویاپردازانه

است. همسر خیانتکار باید بفهمد که معشوقش هم توانایی برآورده کردن همه

نیازهایش را ندارد. این برنامه باید حداکثر به مدت شش ماه ادامه یابد.

آخرین توصیه برای هر دو زوج: برای وقوع پدیده بی وفایی بدنبال مقصر

نباشند و پس از برگشت شرایط به حالت قبل در مورد آن دیگر صحبت نکنند.

همچنین گرچه عذرخواهی امری منطقی به نظر می رسد اما فعلا نیازی به آن

نیست. سوال: آیا بی وفایی فقط در مورد رابطه جنسی خارج از خانواده معنی

پیدا می کند؟ جواب: بی وفایی عاطفی هم به اندازه بی وفایی جنسی مخرب

است. چهار قانون برای هدایت بهبود زناشویی: قانون حمایت یعنی عامل

ناخشنودی همسرتان نباشید. قانون توجه یعنی مهم ترین نیازهای عاطفی

همسرتان را برطرف کنید. قانون زمان یعنی زمانی را برای نشان دادن توجه

غیرمشروط به همسرتان تعیین کنید. قانون صداقت: هیچ گاه به همسرتان دروغ

نگویید.

فصل هفت: راهنمایی بهبود زندگی مشترک بر اساس قانون حمایت. شخص بی وفا

همسرش را مقصر همه اتفاقات می داند و نسبت به او احساس خشم دارد. در این

حالت هیچ کدام نباید پرخاشگری و بی احترامی کنند بلکه باید عامل شادمانی

در زندگی مشترک باشند. زوجین چنداشتباه انجام می دهند: فوران خشم، قضاوت

نامحترمانه، عدم صداقت، رفتارهای آزاردهنده و خواسته های خودخواهانه.

فوران خشم یعنی در هنگام خشم، عشق از بین می رود و قضاوت نامحترمانه

یعنی کسی که باید تغییر کند من نیستم و خواسته های خودخواهانه یعنی طرف

مقابل باید فقط خواسته های مرا برآورده کند تا او را ببخشم. ) همسر

خیانتکار هم از دست همسر وفادارش عصبانی است چون او را از شخص محبوبش

جدا کرده است. (. زوجین باید به این نکته پی ببرند که با بردن یکی و

باختن دیگری، زندگی مشترکشان منهدم می شود پس باید هرکاری را که انجام

می دهند موافقت طرف مقابل را کسب کرده باشند.

فصل هشت: راهنمای بهبود زندگی مشترک بر اساس قانون توجه. قانون توجه می

گوید مهم ترین نیازهای عاطفی همسرتان را برطرف کنید. توجه یعنی کاری که

برای طرف مقابل انجام می دهیم نه احساسی که نسبت به یکدیگر داریم. ما

قادر به برطرف کردن مهم ترین نیازهای عاطفی مان نیستیم؛ دیگران باید آن

ها را برای ما برطرف کنند. اشکال در این است که خود زوجین از نیازهای

عاطفی خودشان آگاه نیستند همچنین شما هرگز توقع نداشته باشید همسرتان

برای برطرف کردن نیازهای شما فداکاری کند یا رنج ببرد. کلا انسان ها ده

نیاز مهم دارند که باید توسط همسر برطرف شود: محبت، ارضای جنسی، گفتگو،

همراهی در تفریحات، صداقت و بی آلایشی، جذابیت جسمانی، حمایت مالی، حمایت

خانوادگی، تعهد خانوادگی، تحسین. هر فردی رتبه بندی مخصوصی برای این

نیازها دارد. اولویت مردان اغلب چنین است: ارضای جنسی، همراهی در

تفریحات، جذابیت جسمانی، حمایت خانوادگی و تحسین. اولویت زنان اغلب چنین

است: محبت، گفتگو، صداقت و بی آلایشی، حمایت مالی، تعهد خانوادگی.

فصل نه: راهنمای بهبود زندگی مشترک بر اساس قانون زمان. بر طبق این

قانون باید زوجین برای باهم بودنشان برنامه ریزی کنند زمانی برای توجه

غیرمشروط به همسر. بهتر است زمانی در هفته مشخص شود تا مهم ترین نیازهای

عاطفی همسر در این زمان برطرف شود. در این زمان نباید بچه ها، اقوام یا

دوستان باشند. توجه غیرمشروط همان توجهی است که در دوران نامزدی به هم

داشته اید. با این تعریف، تلویزیون نگاه کردن با هم جز زمان مشترک نیست.

تغییر مهم دیگر پس از ازدواج، عدم تنوع فعالیت هاست مخصوصا پس از تولد

فرزندان این تنوع به شدت کاهش می یابد. قانون زمان می گوید زمانی را

برای توجه غیرمشروط به همسرتان اختصاص دهید. این قانون سه بخش اساسی

دارد: زمان اختصاصی یعنی زمانی که برنامه ریزی می کنید تا فقط با هم

باشید. زمان فعالیت ها یعنی در طول زمانی که با هم هستید؛ به فعالیت

هایی بپردازید که نیازهای عاطفی شما را برآورده کند از قبیل نیازهای

جنسی، نیاز به محبت، گفتگو و همراهی در تفریحات. مقدار زمان یعنی تعداد

ساعت هایی که برای توجه کامل و با هم بودن در نظر می گیرید؛ کیفیت روابط

تان را شکل می دهد.

فصل ده: راهنمای بهبود زندگی مشترک بر اساس قانون صداقت. عدم صداقت بزرگ

ترین آسیب را می زند. پس از بی وفایی، وجود صداقت مهم ترین عامل برای

بهبود زندگی مشترک است. صداقت عاطفی یعنی واکنش های عاطفی تان را آشکار

کنید؛ هم منفی و هم مثبت. صداقت در مورد گذشته یعنی حوادثی مانند شکست

اقتصادی یا مواردی که به نظرتان نشان دهنده ضعف شماست را صادقانه با

همسرتان درمیان بگذارید. صداقت در زمان حال یعنی مسائل روزمره تان را

بگویید. صداقت در مورد آینده یعنی برنامه های آینده را به همسرتان

بگویید. صداقت در همه ی امور یعنی هیچ موقع دروغ نگویید. برای افرادی که

استدلال می کنند تحت شرایطی عدم صداقت توجیه پذیر است باید بگویم که

قانون صداقت هیچ استثنایی ندارد. با توجه به موارد بالا باید گفت محیطی

برای بیان آزادانه صداقت خلق کنید. همچنین معنی حریم خصوصی را برای

همدیگر توضیح دهید. جریمه عدم صداقت را بیان کنید. مواردی مثل موارد زیر

همسران را تشویق می کند تا دروغگویی بین آنان رواج یابد: وقتی یکی از

همسران صادق است اما دیگری با شنیدن راستگویی طرف مقابل عصبانی شود یا

پس از شنیدن سخن راست خواسته خودخواهانه داشته باشد. به همسران باید

آموخت که به طرف مقابل بگویند: از صداقتت متشکرم. البته مشخص است که

گفتن این جمله آن قدر هم راحت نیست.

فصل یازده: آزردگی را کنترل و اعتماد را بازسازی کنید. آزردگی واکنشی

طبیعی در برابر شخصی است که موجب ناراحتی ما می شود. زوجین در این حالت

باید گذران زندگی کنند با خاطره بی وفایی. همسر خیانت دیده شاید بتواند

ببخشد اما نمی تواند فراموش کند. البته تا وقتی حادثه ی دردناک دوباره

تکرار نشود؛ واکنش هیجانی نسبت به آن در طول زمان از بین می رود. باید

بدانیم که تمرکز بر زمان حال به کاهش آزردگی کمک می کند. همسر خیانت

دیده نه تنها احساس آزردگی می کند بلکه همچنین احساس می کند که دیگر

هرگز قادر به اعتماد کردن به او نیست.

فصل دوازده: تجدید تعهد زناشویی. در ابتدا شاید عمل کردن به چهار قانون

مشکل و محدودکننده به نظر برسد به این علت که این راهکارها جدید هستند.

بنابراین شما به زمان طولانی برای عادت به آن ها نیاز دارید. در انتها

چند توصیه: از انجام فعالیت هایی تفریحی با جنس مخالف اجتناب کنید. اگر

کسی از جنس مخالف را جذاب یافتید؛ از سپری کردن اوقات خود با او اجتناب

کنید. اگر کسی از جنس مخالف به شما گفت که خیلی جذاب هستید؛ به آن شخص

بگویید که چقدر عاشق همسرتان هستید و هرگز به آن شخص متقابلا ابراز علاقه

نکنید و هرگز او را ملاقات نکنید.

یک بار دیگر نیازهای عاطفی را مرور می کنیم. 1 – محبت: نشان دادن عشق و

محبت از طریق کلمات، کارت پستال، هدیه، درآغوش گرفتن، بوسیدن، احترام و

ایجاد محیطی که پیام آور عشق و محبت باشد. 2 – ارضای جنسی: ارتباط جنسی

که موجب لذت و رضایت هر دوی شما می شود و تعداد دفعات آن برای هر دوی

شما کافی است. 3 – گفتگو: صحبت درباره ی اتفاق های روز، احساسات و

برنامه هایتان، اجتناب از خشم و عصبانیت، قضاوت نادرست و بیان اشتباهات

گذشته، نشان دادن علاقه به صحبت در مورد موضوعات مطلوب، استفاده ی صحیح

از گفتگو برای دادن اطلاعات، تحقیق و بررسی و نشان دادن توجه بی قید و

شرط به همسرتان. 4 – همراهی در تفریحات: پرداختن به فعالیت های تفریحی

مطلوب، کسب مهارت در آن ها و انجام آن به همراه همسرتان. اگر یکی از شما

از پرداختن به فعالیت تفریحی معینی ناراضی بود؛ با یکدیگر گفتگو کنید و

– فعالیتی تفریحی را انتخاب کنید که برای هر دوی شما لذت بخش باشد. 5

صداقت و روراستی: آشکارسازی احساسات مثبت و منفی، بازگو کردن رویدادهای

گذشته، در میان گذاشتن برنامه های روزانه و برنامه های آینده. با صداقت

کامل و به طور صحیح به سوالات همسر پاسخ دادن. 6 – جذابیت جسمانی: با

رژیم غذایی و ورزش تناسب اندامش را حفظ می کند. آرایش مو، لباس پوشیدن و

… به نحوی باشد که شما دوست دارید. 7 – حمایت مالی: تهیه ی منابع مالی

خانواده، تهیه ی خرج خوراک و لباس خانواده در سطح مناسب و قابل قبول و

اجتناب از مسافرت های کاری و ساعات کاری زیاد که مورد قبول خانواده

نیست. 8 – حمایت خانوادگی: ایجاد محیط خانه به محلی امن به گونه ای که

به صورت پناهگاهی برای تخلیه ی فشارهای زندگی باشد. کنترل امور خانه و

مراقبت از بچه ها. مشارکت در امور خانه مانند غذا پختن، ظرف شستن، اتو

کردن لباس ها و تمیز کردن خانه. 9 – تعهد خانوادگی: برنامه ریزی و تلاش

کافی برای رشد تربیتی و اخلاقی فرزندان، خواندن کتاب برای آنان، بردن آن

ها به گردش، آموزش و کسب اطلاعات جهت آشنایی با شیوه های مناسب

فرزندپروری، درمیان گذاشتن آن روش ها با همسرتان و بحث و گفتگو درباره ی

آن، اجتناب از هرگونه شیوه ی فرزند پروری که مورد توافق و رضایت همسرتان

نیست. 11 – تحسین: احترام، بها دادن به شما و قدردانی از شما. به ندرت

انتقاد می کند و اغلب تحسین و احترام را آشکارا به شما نشان می دهد.

طبقه بندی نیازهای عاطفی: ده نیاز عاطفی اساسی و اولیه در زیر فهرست شده

است. همچنین فضای خالی برای شما وجود دارد تا بتوانید نیازهای دیگری را

که خارج از فهرست ما است و شما برطرف شدن آن ها را برای داشتن زندگی

مشترک شاد، ضروری می دانید، به آن اضافه کنید.در فضای خالی، به هر نیاز

بر اساس اولویت آن برای شما، نمره ای از یک تا پنج بدهید. نمره ی یک

بالاترین اولویت و نمره ی پنج برای پایین ترین اولویت است. در هنگام طبقه

بندی تصور کنید که اگر قرار باشد تنها یکی از نیازهای شما برآورده شود،

آن نیاز کدام خواهد بود. سپس انتخاب دوم را انجام دهید. سپس بقیه انتخاب

ها. پس از طبقه بندی مشخص می شود که برآورده شدن کدام پنج نیاز به شما

احساس رضایت و شادمانی در زندگی مشترک می دهد. سپس همین سوالات باید توسط

همسر پاسخ داده شود.

محبت …

ارضای جنسی …

گفتگو …

همراهی در تفریحات …

صداقت و روراستی …

جذابیت جسمانی …

حمایت مالی …

حمایت خانوادگی …

تعهد خانوادگی …

تحسین …

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.