بایگانی دسته: پرسشنامه استاندارد

معنای زندگی

معنای زندگی

ویکتورفرانکل روان شناس معنا گرا برای معنا بخشیدن به زندگی سه راه پیشنهاد می کند:

۱- اگر انسان چیزی خلق کند، زندگی اش می تواند با معنا باشد، (در اینجا انسان از خود سؤال می کند: من برای چه زنده هستم؟

 ۲- انسان معنا را در شیوه تجربه کردن زندگی ، یا کسی را دوست داشتن، می بیند.(در اینجا انسان از خود می پرسد:من برای چه کسی زنده هستم؟)

۳- انسان معنا را در بحبوحه ی مشکلات سنگین در می یابد. طرز برخوردی که ما نسبت به رنج انتخاب میکنیم.

در جایی که ما با یک سرنوشت غیر قابل تغییر روبرو می شویم. مثلاً(یک بیماری غیر قابل علاج، مرگ یک عزیز، یک موقعیت ناامید کننده،…) در این جاست که زندگی را معنا میکنیم.(در اینجا انسان از خود می پرسد: چرا نگرش مثبت در برابر سرنوشت غیر قابل تغییر و اجتناب ناپذیر نداشته باشم؟)

ویکتور فرانکل معتقد است که درست در جایی که ما با یک موقعیت روبه رومی شویم که نمی توانیم آن را تغییر دهیم از ما انتظار می رود که خود را تغییر دهیم، رشد کنیم، بالغ شویم و از خود فراتر رویم…

گوردون آلپورت در مقدمه ی کتاب «انسان در جستجوی معنا» فرانکل می نویسد :

اگر زندگی کردن رنج بردن است، پس برای زنده ماندن باید ناگزیر معنایی در رنج بردن یافت. اگر اصلا زندگی خود هدفی داشته باشد ، رنج و مرگ نیز معنا خواهد یافت.

اما هیچ کس نمی تواند این معنا را برای دیگری بیابد. هرکس باید معنای زندگی خود را، خود جستجو کند و مسئولیت آن را پذیرا باشد . اگر موفق شود، با وجود همه تحقیرها به زندگی ادامه می دهد.

منبع: انسان در جستجوی معنا /ویکتور_فرانکل

 

میلیاردری که حتی پولی برای کلوچه خریدن نداشت.

میلیاردری که حتی پولی برای کلوچه خریدن نداشت.

جیم ران در یکی از روستاهای آمریکا بزرگ شد و تنها ٢ مهارت داشت،دوشیدن شیر گاو و علف زنى!! در سن ۲۵ سالگی در حالى که اوضاع مالى بسیار بدى داشت،یک روز با دختر کلوچه‌فروشی برخورد کرد.دختر کلوچه‌فروش با چهره‌اى معصوم از او خواست تا کلوچه بخرد، فقط ٢ دلار: “۲ دلار که پولى نیست، خواهش می‌کنم بخرید…”

ادامه‌ی خواندن

قانون پناهگاه

قانون پناهگاه

⭕کوهنوردان کوه های آلپ با رسیدن به نیمه راه در استراحتگاهی در آنجا استراحت می کنند؛ آنان اگر صبح زود کوه نوردی را شروع کنند، موقع ناهار به همان استراحتگاه می رسند.
صاحب آن استراحتگاه طی سالیان متوجه شده که اتفاق جالبی رخ می دهد:
وقتی کوه نوردان وارد استراحتگاه می شوند و گرمای آتش را حس می کنند و بوی غذا به مشامشان می رسد، برخی از آنان وسوسه می شوند و به همراهان خود می گویند: “می دانی! فکر کنم بهتر است همین جا منتظر بمانم و شما به قله بروید و برگردید. وقتی برگشتید با هم پایین می رویم.”
وقتی کنار آتش می نشینند و آواز می خوانند، جرقه ای از خشنودی آنان را فرا می گیرد.
در همین هنگام بقیه گروه، لباس هایشان را می پوشند و مسیر خود را به سوی قله ادامه می دهند، در ساعت بعد فضای شادی بخشی کنار آتش وجود دارد و اوقات خوبی را در مأمن آرام خانه کوچک سپری می کنند اما حدودا سه ساعت بعد، آرام می شوند و به سمت پنجره می روند و به بالای کوه می نگرند و در سکوت به دوستانشان که در حال بالا رفتن از قله هستند، نگاه می کنند.
جوّ موجود در استراحتگاه از شادی و لذت به سکوت مرگبار و غم انگیزی تبدیل می شود؛ متوجه می شوند که دوستانشان بهای رسیدن به قله را پرداخته اند.
چه اتفاقی افتاد؟!
راحتی موقت پناهگاه باعث از دست دادن باور آنها به هدفشان شد، این برای هر یک از ما نیز ممکن است اتفاق بیفتد.
آیا در زندگی ما پناهگاه هایی وجود دارد که مانع رسیدن به قله و از دست دادن هدفمان شود؟
زندگی از دو قسمت تشکیل شده است: قله ها و پناهگاه ها.
🔆در پناهگاه امنیت و آسایش وجود دارد، خطری جان شما را تهدید نمی کند اما برای تجربه ناب زندگی و صعود کردن و قرار گرفتن در اوج، باید با چالش قله رو به رو شد و بر آن غلبه کرد.

ماوظب مار کنارت باش!

مواظب مار کنارت باش
زنی به عنوان حیوان خانگی یک مار داشت و خیلی آن مار را دوست داشت که هفت فوت طولش بود
یک دفعه‌ای آن مار دیگه چیزی نخورد. زن هفته‌ها تلاش کرد که مارش دوباره بتواند غذا بخورد که موفق نشد و مار را پیش دامپزشک برد. دامپزشک پرسید آیا مار به تازگی کنار شما میخوابد و خیلی نزدیک به شما خودش را جمع میکند و کش میدهد؟
پاسخ میدهد: بله و خیلی برایم ناراحت کننده ست که نمیتوانم کاری برایش انجام بدهم.
دامپزشک گفت؛ مار مریض نیست بلکه خودش را آماده میکند که شما را بخورد!مار هر روز شما را اندازه گیری میکند تا بداند چقدر باید جا داشته باشد تا شما را هضم کند…!

حکایت بعضی آدمهاست تو زندگیمون، خیلی نزدیک ولی با هدف اینکه نابودمون کنن فقط دنبال فرصت مناسبند …

👤 #دکتر_اشجاری

تکنیک مدیریتی امپاتی (empathy)

تکنیک مدیریتی امپاتی (empathy)

امپاتی به معنی خود را به جای دیگران قرار دادن است؛ مادری کودکش را به گردش می برد، او خیلی خوشحال است اما کودک زار زار گریه می کند.

مادر ابتدا دلیل گریه کودک را نمی فهمد اما وقتی خود را جای کودک می گذارد و از دید کودک به جهان می نگرد، تازه متوجه می شود کودک فقط پاهای آدم ها را می بیند و در این شلوغی چیز دیگری نمی بیند از این پایین دنیا خیلی خسته کننده است.

هرچه توانایی امپاتی در شما افزایش پیدا کند، ارتباط های صمیمانه تری با دیگران خواهید داشت؛ پژوهشگران معتقدند که امپاتی می تواند تا حد زیادی در بسیاری از امور شمارا یاری کند.

خودتان را جای همسر، معلم، شاگرد، فروشنده، خریدار و یا دوستتان بگذارید. آیا طرف مقابلتان را دوست دارید؟

دکتر ابوبکر عبدالکلام کیست؟

دکتر ‘ابوبکر زین العابدین عبدالکلام ، که با لقب ‘پدر هسته ای’ کشور هند شناخته می شود در سال ۱۹۳۱ در خانواده ای مسلمان و از طبقه ی متوسط، اهل رامسوارام، در ایالت جنوبی تامیل نادو، متولد شد. تحصیلات دانشگاهی وی در رشته ی فیزیک و مهندسی هوا فضا بود اما به خاطر تلاش های همه جانبه اش در ارتقاء جایگاه اقتصادی و تکنیکی هند در جهان توانست ریاست جمهوری این کشور را بین سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۷ میلادی به عهده بگیرد.

ادامه‌ی خواندن

معمای ایکاروس

در اساطیر یونان افسانه ای به نام ایکاروس وجود دارد که مطابق با آن زمانی که سلطان مینوس ، دادالوس صنعتگر و پسرش ایکاروس را زندانی می کند دادالوس صنعتگر جهت فرار از زندان بالهایی با موم و پر برای خود و پسرش میسازد و آنها توسط این بالها از زندان گریختند اما ایکاروس به قدری مجذوب بالهایش شده بود که با بی توجهی به هشدارهای پدرش بیش از حد اوج گرفت و به خورشید نزدیک شد و با نزدیکی به خورشید موم های بالهایش ذوب شدند و ایکاروس سقوط کرد و در دریا افتاد و کشته شد. این افسانه الهام بخش معمایی به نام ایکاروس شد.

هر آنچه که شما در آن بهترین هستید می تواند روزی عامل نابودیتان شود و موفقیتها می توانند باعث اعتماد به نفس بیش از حد، سهل انگاری و دنبال کردن بی چون و چرای یک روش خاص انجام کارها شود.

به خاطر ۳ چیز هیچگاه کسی رو مسخره نکن:

۱٫ چهره
۲٫ والدین
۳٫ زادگاه

چون انسان هیچ گاه حق انتخابی در مورد آنها ندارد.

به زیباییت نناز
تو «خلقش» نکرده ای…

افتخار به اصل و نسب خودت نکن
تو «انتخابش» نکرده ای…

اگر میتوانی به
اخلاق؛
منش؛
و انسانیتت بناز…

چون خودت هستی که آن را میسازی!

این ها را با خودتان تکرار کنید

این ها را با خودتان تکرار کنید

۱- به خودتان نگاه کنید ملاک مقایسه شما هستید نه دیگران.
۲- رضایت همیشه به معنی داشتن چیزهایی که می‌خواهید نیست. گاهی
رضایت قدردان داشته‌ها بودن است.
۳- گاهی به گذشته نگاه کنید، چه مسیر طولانی را پشت سر گذاشته‌اید، خدا قوت
۴- اینکه همه‌چیز در گذر است دلیل خوبی برای ارزشمند نبودن آن‌ها نیست.

۵- به ازای هر چیزی که ازدست‌داده‌اید چیزی به دست آورده‌اید. زندگی خوب
الزاماً کامل نیست.
۶- تلاش متفاوت از شکست است. پاداش را به بهای عمل می‌بخشند.
۷- می‌پذیرم، همه‌چیز را نمی‌توان کنترل کرد اما نگرش نسبت به موضوعات
به خودمان بسته است. استاد تغییر باشیم نه قربانی آن.
۸- اگر برای شکست آماده می‌شوید انتظار پیروزی نداشته باشید!
۹- از ناکامی‌ ها و سختی‌ ها به‌عنوان نیرومحرکه کمک بگیرید. نگرش شما
زندگی شماست.
۱۰- دست از خودآزاری بردارید. رسیدن به هدف یک پروسه است نه یک
اتفاق! یعنی چیزهایی که باید در طول زمان به دست آیند نه به‌یک‌باره.

۱۱- تغییر نیاز است. گاهی باید به خودتان مراجعه کنید و از این قدرت
بی‌پایان بهره بگیرید.
۱۲- موفقیت واقعی بلند شدن بعد از شکست است.
۱۳- گاهی یک انتخاب اشتباه ما را به درست‌ترین جای ممکن می‌رساند.
۱۴- اگر توان تغییر شرایط را ندارید خودتان را تغییر بدهید.
۱۵- اگر کشتی‌تان به‌گل‌نشسته، فرصت خوبی است تا اضافات را دور بریزید
شاید به دریا بازگشت.

داستایوفسکی

کسی که به خودش دروغ می‌گوید و به دروغ خودش گوش می‌دهد، کارش به جایی خواهد رسید که هیچ حقیقتی را نه از خودش و نه از دیگران تشخیص نخواهد داد!

فئودور_داستایوفسکی

چاپ مقاله در مجلات علمی

اساتید، محققان و دانشجویانی که مقاله در حوزه های  علوم انسانی ، مدیریت و مطالعات اجتماعی دارند، و خواهان چاپ آن در مجلات علمی ترویجی اند، جهت چاپ سریع تر و با مبلغ پایین تر- از مجلات-  می توانند با ما در تماس باشند. لازم به ذکر است که ما هیچ دخالتی در روند داوری مقالات نداریم و داوری مقالات توسط مجلات انجام خواهد شد، فقط روند داوری سریع تر و هزینه چاپ پایین تر می باشد.

برای دریافت مشاوره رایگان و  اعلام هزینه های چاپ  مقالات  می توانید تماس بفرمایید.

ایمیل:

Abazizi1392@gmail.com

تلگرام:

@Abazizi

همراه:

۰۹۱۴۳۴۴۴۸۴۶

کانال تلگرام:

https://telegram.me/RAVA2020

داستانک

روزی گدایی به دیدن صوفی درویشی رفت و دید که او برروی تشکی مخملین در میان چادری زیبا که طناب هایش به گل میخ های طلایی گره خورده اند، نشسته است. گدا وقتی اینها را دید فریاد کشید: «این چه وضعی است؟ درویش محترم! من تعریف های زیادی از زهد و وارستگی شما شنیده ام اما با دیدن این همه تجملات در اطراف شما، کاملا سرخورده شدم.»
درویش خنده ای کرد و گفت : «من آماده ام تا تمامی اینها را ترک کنم و با تو همراه شوم.»
با گفتن این حرف درویش بلند شد و به دنبال گدا به راه افتاد. او حتی درنگ هم نکرد تا دمپایی هایش را به پا کند. بعد از مدت کوتاهی، گدا اظهار ناراحتی کرد و گفت: «من کاسه گداییم را در چادر تو جا گذاشته ام. من بدون کاسه گدایی چه کنم؟ لطفا کمی صبر کن تا من بروم و آن را بیاورم.»
صوفی خندید و گفت: «دوست من، گل میخ های طلای چادر من در زمین فرو رفته اند، نه در دل من، اما کاسه گدایی تو هنوز تو را تعقیب می کند.»

در دنیا بودن، وابستگی نیست. وابستگی، حضور دنیا در ذهن است و وقتی دنیا در ذهن ناپدید می شود به آن وارستگی می گویند.

دیکتاتور، تنهاست!

شاخص ترین دیکتاتور قرن بیستم و قدرتمندترین فرد کشور تا ساعت ها بعد از سکته، هنوز در بسترش زنده بود و در تنهایی، جان می کند. در حالی که تیم پزشکی، تنها چند قدم دورتر مستقر بودند، اما او از رسیدن ساده ترین امداد پزشکی، محروم ماند.
صبح بعد از سکته، علیرغم تاخیر طولانی و بی سابقه برای آغاز برنامه روزانه اش، هیچ یک از اعضای دفتر و گارد حفاظت، جرات نداشتند در بزنند و حالش را بپرسند. چرا؟ چون شب قبل، دیکتاتور وقتی می رفت بخوابد گفته بود کسی مزاحمش نشود! فرمان او، هرچه بود، درست یا غلط، مقدس بود و نباید شکسته می شد.
ساعت ها طول کشید تا مسئولین دفتر جرات کردند تا به هیات رییسه اتحاد جماهیر شوروی خبر دهند که وی از اتاق خواب خارج نشده است. اعضای دفتر و افسران گارد، می ترسیدند تمام اینها، نقشه او برای سنجش میزان وفاداری آنها باشد. اعضای کادر رهبری شوروی هم تا همه شان جمع نشدند، جرات نکردند در اتاق خواب را بگشایند. آنها هم می ترسیدند مانند دهها چهره شاخص حزب و ارتش، به اتهام واهی دسیسه، راهی سیاه چاله های موحش کا.گ.ب. در میدان لوبیانکا شوند.
نام این فرد چه بود؟ یوسب بساریونیس دزه جوغاشویلی! نشنیده اید؟ بگذارید نام مشهورترش را بگویم: ژوزف استالین.
دلیل مرگ استالین پس از ۶۰ سال در گزارش ۱۱ صفحه‌ای کالبدشکافی اعلام شد: وی به مرگ طبیعی و بر اثر خفگی در اثر سکته مغزی مرد. گزارش مرگ وی تا تاریخ مارس ۲۰۱۳ در صندوقخانه آرشیو دولتی تاریخ اجتماعی و سیاسی روسیه نگهداری می‌شد.

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
اگر دقیق و عمیق نگاه کنیم درخواهیم یافت که جلال و شکوه دیکتاتورها خیلی تو خالی است. با وجود هزاران فدایی و جان نثار و پیرو، آن ها به طرز رقت باری، بی کس و تنهایند. اما نکته اینجاست که نباید فکر کنیم که دیکتاتورها معدودند و انگشت شمار. توجه به سه نکته زیر می تواند راهگشا باشد:

۱-در اولین گام به آیینه نگاه کنید. دیکتاتور بودن را در دیگران تشخیص می دهیم اما در خودمان نه. هر کدام از ما می تواند یک دیکتاتور باشد. یکی در خانواده ۳ نفری اش، دیگری در اداره ۳۰ نفری و دیگری در سازمان ۳۰ هزار نفری اش. دیکتاتورها مانند ضحاک نیستند که با ماری بر دوش شان از دیگران بازشناخته شوند.

۲-سه پرده وجود دارد که شما را در گرداب دیکتاتوری هر روز بیشتر از پیش به قعر می برد. پرده ترس، پرده شرم و پرده شیفتگی. برخی از اطرافیان شما از سر ترس و برخی دیگر از سر شرم و در انتها برخی نیز از سر شیفته شما بودن، در مقابل شما سکوت می کنند. هر چقدر که ترس، شرم و شیفتگی بیشتر باشد، شما بیشتر در معرض سانسور هستید. حرف می زنید، دیگران به به و چه چه می کنند و می گویند که چه گهربار سخن می گویید. سخنان شما بر سر درها نوشته می شود و بر سربرگ ها نقش می بنندد اما هیچ تاثیر مثبتی بر خانواده، اداره و جامعه نمی گذارید. چرا؟ چون دیگران از سر ترس، شرم یا شیفتگی، نتوانستند به شما بگویند که مزخرف گفته اید. به همین خاطر در حضور شما تایید و تمجید می کنند و در اجرا آن را به فراموشی می سپارند.

۳-فریب نخوریم سکوت همیشه نشانه رضایت نیست. هر چقدر دیکتاتورتر باشید تنهاترید و فضای اطراف تان ساکت تر. اما نه سکوتی که از سر رضایت است؛ سکوتی سراسر از نفرت. فراموش نمی کنیم صدام در آخرین انتخابات بالای ۹۵% رای آورد. ساکت ترین انسانها، پر صداترین ذهنها را دارند. اطرافیان دیکتاتور سکوت می کنند؛ سکوت فردی، سکوت سازمانی و سکوت اجتماعی. اما ذهن شان را که نمی توانید کنترل کنید. در اولین فرصت ممکن اعتراض می کنند. کمترین نشانه اعتراض فرار است. فرار نوجوانان از خانه. فرار کارکنان کلیدی از سازمان و فرار مغزها از کشور. این ها نشانه اعتراض است.

پایان سخن آن که؛
الف) هزینه انتقاد را پایین بیاوریم. آخرین باری که فردی بدون لکنت به شما انتقاد کرده است کی بوده است؟ اینکه ساعت ها در زمینه اهمیت انتقاد سخن فرسایی کنیم اما در مقابل اولین خرده انتقاد، عکس العمل کهکشانی داشته باشیم، نشانه آن است که نه تنها دیکتاتور هستیم که دروغ گو نیز هستیم.
ب) پرده های شرم و شیفتگی را کنار بزنیم. بهترین راهکارش این است که خود به اشتباهات خود اعتراف کنیم تا همه بدانند که ما خطاپذیر هستیم و عادی. آخرین باری که به اشتباهات خود اعتراف کردید کی بوده است؟
ج) سکوت را نشانه رضایت نگیریم. شاید این سکوت، آرامش قبل از طوفان باشد.

مجتبی لشکربلوکی

راز موفقیت آلمانی‌ها با تعداد ساعات کم!

شاید شما هم تعجب کنید اگر بدانید در یکی از ثروتمندترین و صنعتی ترین کشورهای دنیا، ساعت کاری کارمندان در مقایسه با دیگر کشورهای پیشرفته صنعتی، پایین است.

طبق مقاله سایت «هافینگتون پست» در قانون کار آلمان، ساعت کاری ۳۵ ساعت در هفته تعیین شده است؛ یعنی روزی پنج و نیم ساعت. اما چطور این کشور فوق پیشرفته می تواند با این میزان ساعت کار، همچنان جایگاهش را در صحنه رقابت با ژاپن و آمریکا حفظ کند؟

کارمندان آلمانی تحت هیچ شرایطی در زمان کار حق صحبت غیر کاری با یکدیگر را ندارند. استفاده از شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک، اینستاگرام و شبکه های پیام رسان نظیر تلگرام در محل کار تقریبا قدغن است و هیچ تماس تلفنی غیر کاری در ساعات کار نباید گرفته شود.

در مستند معروف BBC با نام «از من یک آلمانی بساز»، یک زن جوان آلمانی به انگلیس سفر می کند و از این که کارمندان در محل کار به راحتی با یکدیگر درباره مسائل زندگی خصوصی شان صحبت می کنند، بهت زده می شود. این زن می گوید آن ها در آلمان حتی حق بررسی ایمیل شخصی شان را هم در محل کار ندارند.

البته ساعات کاری خارج از کار برای آلمانی ها، کاملا فارغ از مسائل کاری است. طبق بررسی های نویسنده «هافینگتون پست»، آلمانی ها ارزش زیادی برای تفکیک کار از زندگی شخصی قائلند و مدیران در زمان غیر کاری حتی از ارسال ایمیل کاری به کارمندانشان هم خودداری می کنند.

✍🏻دکتر_شهباز_مرادی

سخنرانی بیل گیتس

گفته میشه « بیل گیتس » ، رئیس « مایکروسافت » ، در یک سخنرانی در یکی از دبیرستان‌ های آمریکا ، خطاب به دانش ‌آموزان گفت : در دبیرستان خیلی چیزها را به دانش ‌آموزان نمی ‌آموزند . او هفت اصل مهم را که دانش ‌آموزان در دبیرستان فرا نمی ‌گیرند ، بیان کرد . این اصول به شرح ذیل است :

اصل اول : در زندگی ، همه چیز عادلانه نیست ، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید .

اصل دوم : دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست . در این دنیا از شما انتظار می ‌رود که قبل از آن ‌که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید ، کار مثبتی انجام دهید .

اصل سوم : پس از فارغ ‌التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام ، کسی به شما رقم فوق ‌العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد . به همین ترتیب قبل از آن ‌که بتوانید به مقام معاون ارشد ، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید ، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید .

اصل چهارم : اگر فکر می ‌کنید ، آموزگارتان سختگیر است ، سخت در اشتباه هستید . پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیر تر از آموزگارتان است ، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد .

اصل پنجم : آشپزی در رستوران ‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد . پدر بزرگ ‌های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند ، از نظر آن ها این کار « یک فرصت » بود .

اصل ششم : اگر در کارتان موفق نیستید ، والدین خود را ملامت نکنید ، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید .

اصل هفتم : قبل از آن که شما متولد بشوید ، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما می‌ رسد ، ملال ‌آور نبودند .

۱۳ اشتباه بزرگ در زندگی

۱-خوشبختی به قیمت بدبختی دیگران
۲-نگرانی از مسائلی که خارج از کنترل شماست
۳-عدم حذف غیرممکن در زندگی
۴-ترس از ریسک کردن برای پیروزی
۵-محدود دیدن
۶-اهداف شما قربانی افکار دیگران
۷ -فکر کردن به محدودیتها قبل از اقدام به عمل
۸-باز کردن ذهن به روی هر نوع فکر
۹-باور به شانس بد

۱۰-ندیدن عواقب و پیامدها
۱۱-در اندیشه گذشته
۱۲-سطحی نگری
۱۳-عبرت نگرفتن از شکست

کاریزما چیست و چگونه باعث تأثیرگذاری می‌شود؟

کاریزما به‌معنی توانایی انتقال پیامی روشن، الهام‌بخش و رؤیاگونه است که مخاطب را مسحور می‌کند و به او انگیزه می‌دهد.

چطور کاریزما را فرابگیریم؟

افراد بسیاری معتقدند کاریزما یادگرفتنی نیست و افراد کاریزماتیک با این ویژگیِ ذاتی به دنیا می‌آیند؛ به‌عبارتی نمی‌توان با آموزش کسی را به «وینستون چرچیل» تبدیل کرد!
کاریزما خصلتی تماما ذاتی نیست، بلکه مهارتی آموختنی یا دست‌کم مجموعه‌ای از مهارت‌هاست که کاربردشان قدمتی طولانی دارد.
پژوهش‌ها نشان داده‌اند کسانی که «فنون رهبری کاریزماتیک» را فرا گرفته‌اند، در نگاه دیگران اثرگذار‌تر و قابل‌اعتمادتر هستند و بیشتر به‌عنوان رهبر پذیرفته می‌شوند.
برای قانع‌کردن دیگران باید کلامی مستدل و قدرتمند داشته باشید، اعتبار شخصی و اخلاقی‌تان را نشان بدهید و سپس احساسات و اشتیاق پیروانتان را برانگیزید؛ کاریزما می‌تواند سرمایه‌ای غیر‌قابل‌ارزش‌گذاری در حیطه‌ی کاری باشد.

علت رضایت از زندگی، لذت بردن از زندگیه یا معناداشتن زندگی؟

✅دکتر سلیگمن در سال ۲۰۰۴ در سخنرانی TED به معرفی مختصر روانشناسی مثبت پرداخت، کلیپ این سخنرانی حجم بالایی دارد و به همین دلیل متن سخنرانی رو اینجا گذاشتیم و لینک اصلی سخنرانی رو برای علاقمندان در ادامه میگذاریم…

✅اما رسالت روانشناسی مثبت چیست و چرا با بقیه شاخه های روانشناسی اینقدر متفاوت است؟

👈متن سخنرانی:
روانشناسی راه باارزشی رو تا اینجا اومده. ما الان میتونیم به جز دو مورد، همه‌ی بیماری‌های روانی رو درمان کنیم؛ اون دو مورد رو هم میتونیم بهبود بدیم.
ما الان میتونیم ادعا کنیم که توانایی این رو داریم که وضعیت افراد درمانده رو بهتر کنیم و این فوق العاده است. اما ما این رو فراموش کردیم که به مردم عادی که بیمار نیستن، کمک کنیم که زندگی شادتری داشته باشن، و این دلیلی بود که افرادی مثل نَنسی اِتکاف، دَن گیلبرت، میهای چیکسِنتمیهایی* و خودم رو واداشت که روی چیزی کار کنیم که من اسمش رو گذاشتم “روانشناسی مثبت”. دانشی پایه‌گذاری شد (روانشناسی مثبت) که به چیزهایی میپردازه که به زندگی ارزش زیستن میده. حالا زندگی شاد چیه؟ ما سه نوع زندگی شاد رو از هم تفکیک کردیم که در موردش صحبت میکنم:

۱٫ Pleasure Life
🍁زندگی خوشایند
(پر از خوشگذرونی و احساسات مثبت و دارا بودن مهارت تقویت اون احساسات و بسط دادنشون در زمان و مکان)

این زندگی البته سه ایراد داره. یکی اینکه ۵۰% ارثیه و روش‌های مختلفی که ما برای افزودن عواطف مثبت پیشنهاد میکنیم ۱۵% تا ۲۰% میتونن بهش کمک کنن.

اشکال دوم انطباق پذیری هست. مثل بستنی وانیلیه. اولش ۱۰۰% مزه رو داره، ولی در ادامه مزه‌اش از بین میره چون بهش عادت میکنیم.

اشکال سوم اینکه زیاد انعطاف‌پذیر و قابل شکل دادن نیست.

۲٫ Engagement Life
🍁 “زندگی خوب” (مشغول بودن و تعهد)
زندگی کاری، تربیت فرزندان، عشقتان، اوقات فراغت و اوقاتی که زمان برای شما متوقف میشود.
چیزی که این زندگی رو از زندگی خوش‌گذرونی متمایز میکنه “فلو” (با ترجمه تحت الفظی میشه جاری بودن) هست.
“فلو” اولین بار توسط میهای چیکسنتمیهایی، به این شکل تعریف شده:
حالت عملکرد ذهنی که شخصی که داره کاری رو انجام میده کاملا درونش غرق شده و تمرکز کامل همراه با انرژی داره، به طور کامل درگیرش شده و از انجام اون کار لذت میبره.
در حالت اول شما متوجه هستین که دارین لذت میبرین اما در حین “فلو” شما اصلا متوجه هیچی نیستین.
برای رسیدن به این مرحله دستور العملی وجود داره. اونم اینکه نقاط قوتتون رو پیدا کنین و زندگیتون رو طوری تغییر بدین که بیشترین استفاده ممکن رو ازش ببرین.

۳٫ Meaningful Life
🍁زندگی معنادار

استفاده از نقاط قوتمون برای کمک به دیگران و خدمت به چیزی بزرگتر از خودمون (ارزش‌هامون)

برای ایجاد تغییرات پایدار در جهت به دست آوردن این سه نوع زندگی چکار میتونیم بکنیم؟ این سوالیه که همیشه پرسیده میشه.
ما با آزمایش‌هایی میزان تاثیرگذاری این سه سبک زندگی رو بر رضایت از زندگی اندازه گرفتیم. میتونیم مداخلاتی بکنیم برای سنجششون و مشاهده نتایج. مثلا در مورد “زندگی خوشایند” به مردم آموزش میدیم که مهارت‌های مراقبه‌ی مایندفول و لذت بردن از لحظه رو تقویت کنن و یک روز زیبا رو طراحی کنن. مثلا آخر هفته‌ای که در پیش است رو. یا میگیم که قدردانی از افرادی که اثر مهم و مثبتی روی زندگیشون داشتن رو تمرین کنن، چون ثابت شده که اثرش در افزایش شادی چشمگیره.

ما اثر پیگیری هر کدوم از این سه سبک زندگی رو روی رضایت از زندگی بررسی کردیم و نتایج شگفت انگیز بود.

💡 نتایج نشون میداد که پیگیری نوع اول زندگی (زندگی خوشایند) تقریبا اثری بر رضایت از زندگی نداره. قویترین اثر رو پیگیری معنا (حالت سوم) داشت و پیگیری زندگی دوم (مشغول بودن) هم اثر خیلی قوی‌ای داشت.

✅ همینطور تحقیقات نشون داده که سلامت جسمی، طول عمر و بهره‌وری، ناشی از همین سه عامل و روش زندگی گفته شده هستن.

* Nancy Etcoff, Dan Gilbert, Mihály (Mike) Csikszentmihalyi

این مقاله، خلاصه ای بود از ویدیوی ۲۳ دقیقه ای زیر که میتونین با زیرنویس فارسی ببینید.

منبع:
http://www.ted.com/talks/martin_seligman_on_the_state_of_psychology#t-26442

چگونه می‌توان از استرس به‌طور موثری سود برد؟

🔸افراد این توانایی را دارند که جهت پیشرفت از انرژی موجود در استرس استفاده کرده و آن را به موفقیت تبدیل کنند. استرس معمولا با احساس خوبی همراه نیست، اما باید باور کرد که در نهایت می‌تواند نتایج مثبتی به دنبال داشته باشد.

🔸هدف از داشتن استرس این است که افراد بتوانند از حوادث به آرامی عبور کنند. انسان‌ها هرگز خلاقانه‌تر از زمانی نیستند که تحت استرس قرار می‌گیرند؛ زیرا تقریبا هرکاری می‌کنند تا از استرس خلاص شده و بار دیگر آرامش را تجربه کنند.
اگر نسبت به استرس واکنش شدیدی نشان دهید، مطمئنا میزان آن بیشتر شده و مشکلات جدی‌تری پیش می‌آید. برای اینکه بتوان از استرس به‌طور موثری سود برد باید با حفظ آرامش، به استفاده از بهترین استراتژی‌هایی فکر کرد که از شدت مشکلات بکاهد؛ همچنین موفقیت و پیشرفت فرد را تضمین کند.
هر اندازه استراتژی‌های بیشتری یاد بگیرید و به‌کار ببرید، برای مواجهه با چالش‌های احتمالی در آینده از آمادگی بیشتری برخوردار خواهید بود و میزان موفقیت را افزایش می‌دهید.

🔸هنگامی که افراد استرس بیش از حدی را متحمل می‌شوند، مجبور هستند تا برای درخواست کمک، مشاوره و حل مشکلات از دیگران کمک بخواهند. زمانی که دیگران را در چالش‌های خود درگیر می‌کنید، نه‌تنها سریع‌تر و کارآمدتر می‌شوید، بلکه متوجه چگونگی حل و فصل مشکلات از سوی دیگران نیز می‌شوید. در واقع این یک هدیه ارزشمند است که می‌توانید راهکار‌های جدیدی را برای رفع مشکلات احتمالی بیاموزید. مشکلاتی که پیش از این، حتی به عنوان مشکلات به آنها فکر هم نمی‌کردید.
علاوه‌بر این زمانی که فشار استرس را با دیگران قسمت می‌کنید، احتمال اینکه بیش از حد خسته و فرسوده شوید به مراتب کمتر است.

🔸هیچ عاملی بیشتر از یک طرز فکر منفی که به علت قرار گرفتن در شرایط تنش‌زا به وجود می‌آید، مانع موفقیت افراد نمی‌شود.
اگر می‌خواهید از استرس به بهترین نحو استفاده کنید، باید از سیگنال استرس به‌عنوان یادآوری‌ها کمک بگیرید تا بتوانید تفکر مثبتی را برگزینید.
اینکه از استرس برای موارد مثبت یا منفی استفاده کنید به خود فرد بستگی دارد. چگونگی پاسخ به اتفاقات پیرامون یک انتخاب است. نتیجه داشتن طرز فکر منفی هرگز اتفاقات خوب و مثبتی نیست. به همین دلیل، لحظاتی که استرس را تجربه می‌کنید، به اندازه‌ای اعتقادات مثبت را در خود تقویت کنید تا بتوانید تمرکز کافی بر یافتن راه‌حل‌های ممکن برای حل مشکلات را داشته باشید.

منبع: Entrepreneur

مقیاس پدر ی دیک (FS)

مقیاس پدر ی دیک (FS)

The Fatherhood Scale

 در ی دهه گذشته، تحقیقات علمی در مورد پدران انجام شده است که  هم   و هم دانش و فهم ما از تأثیر  پدر و مادر بر زندگی افزایش داده است((Marsiglio, Amato, Day, & Lamb,2000

جان گاتمن می‌گوید: وجود پدر فقط به‌معنای دستیار مادر نیست. براساس تحقیقات پژوهشگران، پدران به‌طور عمده از طریق بازی بر فرزندان خود تاثیر می‌گذارند. پدرها درصد زیادی از وقتشان را در کنار کودک به‌بازی اختصاص می‌دهند.در حالیکه  بر نقش ارتباط پدر با کودک تاکید فراوانی صورت گرفته است ولی  بر چگونگی کیفیت ارتباط پدر با کودک و میزان تاثیر آن تحقیق و تاکید چندانی صورت نپذیرفته است(رحمتیان و همکاران، ۱۳۹۵). لذا تحقیق در این زمینه ضروری است و برای انجام ابزار تحقیق در این زمینه بسیار کم می باشد بر این اساس مقیاس  پدر ی دیک که ابزار مناسبی در این زمینه می باشد ترجمه شد. این مقیاس یک پرسشنامه ۶۴ سوالی است که ۹ نقش پدری را مورد سنجش قرار می دهد.

همراه با ۲ مقاله مرتبط  رایگان

این پرسشنامه دارای روایی و پایایی و روش نمره گذاری و کلید تصحیح جواب ها و در قالب نرم افزار ورد نوشته شده و قابل ویرایش است.

برای مشاهده لیست همه ی  پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد  کلیک فرمایید.

برای دسترسی به مطالب جالب در مورد موفقیت در زندگی و کسب و کار روش تحقیق، SPSS، انواع پرسشنامه و همچنین آگاهی از به روز شدن سایت در کانال تلگرامی ما عضو شوید.

کانال تلگرام

احترام به خود با بیست قانون

✅قانون اول: اگر فکر می‌کنی کاری اشتباهه، انجامش نده!

✅قانون دوم: در صحبت‌ها همیشه دقیقا همون چیزی رو بگو که منظورته!

✅قانون سوم: هیچ‌وقت طوری زندگی نکن که سعی کنی همه رو از خودت راضی نگه‌ داری؛ هیج وقت.

✅قانون چهارم: سعی کن هر روز یاد بگیری و دست از یادگرفتن بر نداری.

✅قانون پنجم: در صحبت با دیگران هیچ‌وقت راجع به خودت بد حرف نزن.

✅قانون ششم: هیچ‌وقت دست از تلاش برای رسیدن به رویاهات بر ندار.

✅قانون هفتم: سعی کن راحت نه بگی، از نه گفتن نترس.

✅قانون هشتم: از بله گفتن هم نترس.

✅قانون نهم: با خودت مهربون باش.

✅قانون دهم: اگه نمی‌تونی چیزی رو کنترل کنی، بزار به حال خودش.

✅قانون یازدهم: سعی کن از اتفاقات و حالات منفی دوری کنی.

✅قانون دوازدهم: برای رضایت دیگران، کاری رو انجام نده که دوست نداری.

✅قانون سیزدهم: سعی کن ببخشی، اما فراموش نکن.

✅قانون چهاردهم: در هیچ حالتی، سطح خودت رو به اندازه طرف مقابلت پایین نیار.

✅قانون پانزدهم: حرفی رو که نمی‌پسندی تائید نکن.

✅قانون شانزدهم: به کسانی لطف کن که استحقاقش رو داشته باشن، لطف تورو وظیفت ندونن و سپاس‌‌گزار باشن.

✅قانون هفدهم: با کسی که ازش خوشت نمیاد، همنشینی نکن.

✅قانون هجدهم: در یاد دادن، بخشنده باش.

✅قانون نوزدهم: از کسی ناراحت هستی بهش بگو، ناراحتیتو بگو، دلیلش رو بگو و انتظار عذرخواهی داشته باش.

✅قانون بیستم: عاشقى کن . عشق باعث امید به زندگى مى شود .

@rava2020

حکایت

بوذرجمهر وزیر ‌(‌بفارسی بزرگمهر)‌ دعوی دانستن زبان حیوانات می کرد و انوشیروان مترصد فرصتی بود تا صدق آن را معلوم کند. تا روزی که با هم برای گشت و گذار رفته بودند و پادشاه بر کنگره خرابه ای دو جغد کنار هم نگریست و با تمسخر از وزیر خواست که برود و ببیند چه می گویند.

بوذرجمهر نزد جغدها رفت و بعد از لحظاتی برگشت و گفت:

قربان یکی از جغدها پسری دارد و نزد جغد دیگر که دختر دارد به خواستگاری آمده. جغد صاحب دختر صد خرابه مهریه طلبید و جغد صاحب پسر به او گفت:

اگر زمانه چنین و سلطان زمان نیز همین باشد به عوض صد خرابه، هزار خرابه پشت قباله دخترت اندازم …

گر مَلک این باشد و این روزگار

زین ده ویران دهمت صد هزار

تنها من!

مهم نیست الان شرایط من چه جوریه، مهم اینه که من تنها کسی هستم که میتونم رویاهایم را تبدیل به واقعیت کنم چون من و فقط من قهرمان زندگی خودم هستم

 

داستانک

⭕️واعظی منبری رفت و سخنرانی جالبی ارائه داد.
کدخدا که خیلی لذت برده بود به واعظ گفت:
روزی که می خواهی از این روستا بروی بیا سه کیسه برنج از من بگیر!
واعظ شادمان شد و تشکر کرد؛ روز آخر در خانه ی کدخدا رفت و از کیسه های برنج سراغ گرفت.

کدخدا گفت:
راستش برنجی در کار نیست؛ آن روز منبر جالبی رفتی من خیلی خوشم آمد و گفتم من هم یک چیزی بگویم که تو خوشت بیاید.

📚امثال و حکم
👤علی اکبر دهخدا

من چگونه یاد میگیرم؟

بسیاری از نویسندگان درجه یک (برای مثال وینستون چرچیل) در مدرسه عملکرد ضعیفی داشتند. آنان دوره مدرسه را شکنجه تمام عیار میدانند؛ در صورتی که بسیاری از همکلاسی هایشان چنین دیدی ندارند.

در آن زمان مدارس بر این فرضیه بنا شده بودند که فقط یک راه درست برای یادگیری وجود دارد و برای همه نیز یکسان است.

چرچیل نویسنده بود و با شنیدن و خواندن یاد نمیگرفت، بلکه راه یادگیری مناسب او نوشتن زیاد بود.

بتهون دفاتر زیادی از قطعاتش به جای گذاشته است، حال آنکه میگوید هرگز هنگام ساخت آهنگهایش به سراغ آنها نرفته است.

از بتهون پرسیدند چرا دفتر ها را نگه داشتی و او پاسخ داد: “اگر به سرعت ننویسم خیلی زود آنها را از یاد خواهم برد. اگر آنها را در دفاتر قطعاتم بنویسم، هرگز فراموش نمیکنم و هیچ وقت به اینکه دوباره به آنها نگاهی بیندازم احتیاج نخواهم داشت.”

علاوه بر نوشتن، بعضی افراد از طریق انجام دادن کار آن را یاد میگیرند و بعضی باید موضوع را با صدای بلند برای خودشان توضیح دهند.

یک مدیر اجرایی را میشناسم که کسب و کار خانوادگی کوچک و متوسط را به کارخانه ای پیشرو در صنعت تبدیل کرد.
یادگیری او با صحبت کردن بود و عادت داشت هر هفته، همه مدیران ارشدش را به دفترش فرابخواند و دو تا سه ساعت برای آنها صحبت کند.

او به ندرت از شریکانش نظرخواهی و سوال میکرد، و مشخص بود که این مدیر به افرادی احتیاج داشت که سخنانش را بشنوند. این روشی بود که با آن یاد میگرفت. او شخصی افراطی بود، اما یادگیری با صحبت کردن روش عجیبی نیست.

وکیل های موفق و متخصصان پزشکی عموما از این طریق یاد میگیرند و همین طور من(پیتر دراکر)

در بین همه بخش های خودآگاهی، شناخت روش یادگیری از همه آسان تر است.

وقتی از مردم میپرسم “چگونه یاد میگیرید؟” بسیاری پاسخ را میدانند. اما وقتی میپرسم “آیا بر اساس این آگاهی عمل میکنید؟” کمتر پاسخ بله میشنوم.

اگر کسی بر اساس این آگاهی عمل نکند محکوم به عملکرد ضعیف است.

 پیتر دراکر

پرسشنامه آمادگی به اعتیاد IAPS/ Iranian Addiction Potential Scale

بسیاری از مردم در طول زندگی خود ممکن است به مصرف الکل یا داروهای غیرقانونی بپردازند که در این میان نه تنها تمامی آنها با مشکلات مرتبط با مواد مواجه نمی شوند، بلکه دامنۀ مشکلاتی که احتمالاً تجربه خواهندکرد از فردی به فرد دیگر متفاوت است؛ به همین نسبت هر طبقه از داروها، اثرات کوتاه مدت و بلند مدت دارند که به میزان مصرف و قدرت دارو بستگی دارد که این اثرات نیز از شخصی به شخص دیگر متفاوت است. به رغم همه کوشش های علمی و بین المللی، در کشور ایران با اینکه وابستگی داروئی و سوء مصرف آن به عنوان یکی از جدی ترین آسیب های اجتماعی و ر وانی تلقی می شود و بخش عمدهای از زندانیان کشور را به خود اختصاص می دهد، هنوز رویکردی علمی که بر الگوهای  رایج زیستی، روانی و اجتماعی مبتنی باشد به محک تجربه در نیامده است.

مقیاس آمادگی به اعتیاد توسط وید و بوچر (۱۹۹۲)  ساخته شد و تلاش هایی در جهت تعیین روایی آن در کشور ایران صورتگرفته است. این پرسشنامه، مقیاس ایرانی آمادگی به اعتیاد است.

همراه با ۶ مقاله مرتبط  رایگان

این پرسشنامه دارای روایی و پایایی و روش نمره گذاری و کلید تصحیح جواب ها و در قالب نرم افزار ورد نوشته شده و قابل ویرایش است.

برای مشاهده لیست همه ی  پرسشنامه های استاندارد لطفا همین جا روی پرسشنامه استاندارد  کلیک فرمایید.

برای دسترسی به مطالب جالب در مورد موفقیت در زندگی و کسب و کار روش تحقیق، SPSS، انواع پرسشنامه و همچنین آگاهی از به روز شدن سایت در کانال تلگرامی ما عضو شوید.

کانال تلگرام

 

 

 

نمازگزار و سگ

مردی برای عبادت به مسجد رفت. نیّتش آن بود که شب را به راز و نیاز با پروردگار بگذراند. شب هنگام که به نماز مشغول بود صدائی به گوشش رسید.
تصور کرد شخصی به مسجد وارد شده است. با خود گفت: لابد شخصی که در این موقع شب به مسجد آمده است زاهدی است و مرا همچون خود زاهد تمام عیاری بشمار خواهد آورد.
باید احتیاط کنم و شرط عبادت و خضوع را به جا آورم:

همه شب تا به روزش بود طاعت
نیاسود از عبادت هیچ ساعت
دعا و زاری بسیار کرد او
گهی توبه گه استغفار کرد او
به جای آورد آداب و سنن را
نکو بنمود الحق خویشتن را
وقتی صبح شد و هوا روشن گردید، مرد چشمش به سگی افتاد که درگوشه مسجد خوابیده بود.
از خجالت سر به زیر انداخت و با خود گفت:
همه شب بهر سگی در کار بودی
شبی به حق را چنین بیدار بودی
ز بی شرمی شدی غرق ریا تو
نداری شرم آخر از خدا تو
بسی سگ از تو بهتر ای مُرائی*
ببین تا سگ کجا و تو کجایی؟
چو پرده برفتد از پیش آخر
چه گویی با خدای خویش آخر؟

*مُرائی: ریاکار
(الهی نامه – عطار نیشابوری)

حلزون درونت را پیدا کن!

جنوب ایتالیا زیستگاه نوعی عروس دریایی بنام “مدوز” و انواع حلزون های دریایی است.
هر از گاهی این عروس دریایی حلزونهای کوچک دریا را قورت می دهد و آنها را به مجرای هاضمه اش انتقال می دهد.
اما پوسته سخت حلزون از او محافظت می کند و مانع هضم آن می شود.
حلزون به دیواره ی مجرای هاضمه ی عروس دریایی می چسبد و آرام آرام شروع به خوردن عروس دریایی از درون به بیرون می کند.
زمانی که حلزون به رشد کامل خود می رسد، دیگر خبری از عروس دریایی نیست، چون حلزون به تدریج آن را از درون خورده است.
بعضی از ما همانند عروس دریایی هستیم
که حلزون درونمان، ما را آرام آرام از درون می خورد.
حلزون درون ما می تواند:
عصبانیت، دلواپسی، فکر و خیال بیهوده، افسردگی، خشم، نگرانی، طمع، حرص و زیاده خواهی و… باشد.
حلزون ممکن است درون رابطه ی عاطفی ما باشد:
کینه ورزی ، زودرنجی ، تشخیص ندادن اولویت عاطفی زندگی(یعنی همسر را بر دیگران ترجیح ندهی) …
این حلزونها آرام آرام در وجود ما رشد می کنند و با دندانهای خود، وجود ما را می جوند آرامتر از آنچه که فکر می کنیم.

حال زمان آن است که به خود بیاییم
و متوجه شویم چه اتفاقی در درونمان رخ داده است.
کمی بیشتر برای شناخت درون خود وقت بگذاریم…
حلزون هایی که درون رابطه ی عاطفی قرار دارند بسیا خطر ناکند
ممکن است این حلزون ها؛
حرفهای دیگران باشد
_ نصیحت های یک آدم مغرض
_ راهنمایی های یک بیمار
_ مقایسه کردن های نابجا
_ مشکلات شخصی خود فرد
_ الگوهای غلط تربیتی
و…
برخی از این مشکلات درون رابطه است و برخی درون فرد…
اما حلزونهای درونی همیشه راه خود را بسوی رابطه نیز باز میکنند..

پس مراقب باش:

💥افکارخودت
💥همنشینت و حرفهایش
💥طرف مشورتت و راهنمایی هایش
حلزون را وارد ذهنت و زندگیت نکند. و داشته های عاطفیت را از درون تهی نسازد.
بسیاری از زندگیهایی که در جلسات مشاوره شاهد آسیبهای آنها هستم
قربانی حضور حلزون درونی شده است.

مثلث خود مشغولی چیست؟

رنجش و عصبانیت و ترس، سه راس مثلث خود مشغولی هستند.
🔺تمام نواقص اخلاقی از این سه واکنش سرچشمه می‌گیرند.

📛 رنجش :
واکنش ما در برابر آن قسمت از گذشته‌مان است که مسایل طبق خواسته و روال ما پیش نرفته.
از این طریق ما دوباره به گذشته باز می‌گردیم و در آن زندگی می‌کنیم و حال را از دست می دهیم.

📛 عصبانیت :
روش رویارویی ما با زمان حال و واکنشی به منظور انکار واقعیت است.

📛 ترس :
احساسی است که وقتی ما به آینده‌مان فکر می‌کنیم دچار آن می‌شویم.
واکنش ما در مقابل ناشناخته‌ها و احساس نگرانی از به وقوع نپیوستن رویاهایمان است.

دیدگاه مون را در مورد این احساسات در مقابل آدم‌ها و مکان‌ها و وقایع گذشته و حال و آینده تغییر دهیم و

پذیرش را 👈 جایگزین رنجش
عشق را 👈 جایگزین عصبانیت
و ایمان را 👈جایگزین ترس
کنیم.

آنگاه به آرامش رسیده و ذهن به حل مسئله سوق پیدا کرده و کامیابی نصیب ما می گردد .

 

جشن_یلدا_و_عادات_مرسوم_در_ایران :


ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رخت خواب روند و لختی بیاسایند.
در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می گذاشتند و با جامه ای سپید به صحرا می رفتند و بر فرشی سپید می نشستند. دربان ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده ها و خدمت کاران در سطح شهر آزاد شده و به سان دیگران زندگی می کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانه ای بیش نباشد. ایرانیان در این شب باقی مانده میوه هایی را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات می خوردند و دور هم گرد هیزم افروخته می نشستند تا سپیده دم بشارت روشنایی دهد زیرا به زعم آنان در این شب تاریکی و سیاهی در اوج خود است. جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می شود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می شده است به این صورت که خانواده ها در این شب گرد می آمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف می کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوه ها که اغلب دانه های زیادی دارند، نوعی جادوی سرایتی محسوب می شوند که انسان ها با توسل به برکت خیزی و پردانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت آور می کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشید در شب به شمار می روند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده گویی می کنند.

سندروم توجه کور و گوریل نامریی

سندروم توجه کور و گوریل نامریی :

در یک آزمایش علمی، از افراد خواسته شد تا به تماشای بخش هایی از یک بازی بسکتبال بپردازند و تعداد پاس‌های رد و بدل شده بین بازیکنان را بشمارند. هر کسی توانست تعداد پاس ها را درست بشمارد، برنده است. آن‌ها از پس این کار به خوبی بر آمدند. از افراد پرسیده شد که آیا متوجه چیز عجیبی هم در فیلم شده اند و آن ها گفتند نه!
اما هدف از این آزمایش چیز دیگری بود. در لابه لای این بازی، فردی با لباس یک گوریل وارد زمین می‌شد، درست وسط زمین می‌ایستاد و به سینه اش می‌کوبید و از زمین خارج می‌شد. در حالی که دیدن چنین جانور غول پیکری وسط یک زمین بسکتبال به مراتب راحت تر از ندیدن او بود. اما آزمایش شوندگان به اندازه ای درگیر شمارش تعداد پاس‌ها بودند که حتی کوچک ترین بویی نبردند. این آزمایش با افراد مختلف بارها و بارها تکرار شد و نتایج همان بود!
دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا دریافته اند زمانی که فردی شروع به جست‌وجوی هدفمند یک شی‌ء می‌کند، نواحی متعددی در مغز برای رهگیری شخص، حیوان یا شی گم‌شده بسیج می‌شوند. این بدین معناست که چنانچه فردی به دنبال کودک گمشده اش در یک جمع شلوغ است، نواحی مغز که معمولاً به تشخیص دیگر اشیا اختصاص داده می‌شوند و حتی نواحی که برای تفکر انتزاعی تنظیم شده‌اند، کانون توجه‌ را تغییر داده و به بخش جست‌وجو ملحق می‌شوند. بنابراین مغز به سرعت به یک یابنده کودک، تبدیل شده و منابع مورد استفاده‌اش برای سایر فعالیت‌های ذهنی را از امور دیگر فارغ و به این امر اختصاص می دهد. زمانی که تمرکز شدید ما روی چیزی باعث شود تا دید ما به هر آنچه در اطرافمان می گذرد محو شود، ما دچار «توجه کور» می شویم.
در کتاب «مغز بودا: علم عصب شناسی کاربردی در شادکامی، عشق و خرد» می گوید توجه مغز را شکل می دهد. به عبارت دیگر آنچه ما به آن توجه داریم عملاً همان چیزی است که در بافت مغزمان شکل خواهد گرفت. بنابراین بسیار مهم است که چه سوالی را برای خود تعریف کنیم. اگر از خود سوال کنیم که چه ماشینی بخرم؟ آنگاه در طول روز همواره به ماشین هایی که از کنارمان می گذرند توجه می کنیم و به تابلو حراجی ۸۰ درصدی که یک فرصت فوق العاده است بی توجه خواهیم بود. اما در هر صورت چاره ای نداریم، که در هر برهه ای از زندگی بر روی یک یا چند مساله محدود تمرکز کنیم. اما مشکل آنجاست که تمرکز باعث توجه کور می شود (یعنی ندیدن دیگر ابعاد و فرصت ها و ….) چه باید کرد؟
راهکار آنست که علاوه بر تمرکز بر سوالات راهبردی، زمینه را برای تنوع افکار، تجربیات، ایده ها و گزینه ها، انتقادها و کانال های اطلاعاتی فراهم کنیم. چهار تکنیک زیر کارساز است:
۱- ﺻﺪاﻫﺎی ﺟﺪﻳﺪ: با اﻓﺮادی از ﮔﺮوه های ﻣﺘﻔﺎوت از طبقه اجتماعی-فرهنگی خودتان، با کارشناسانی غیر از رشته تخصصی خودتان و با افرادی با مذهب، پیشینه، سن و سال و تفکر متفاوت از خودتان گهگاهی گفتگو کنید.
۲- ﮔﻔﺘﮕﻮﻫﺎی ﺟﺪﻳﺪ: ممکن است اﻓﺮاد جدید و متفاوت پیدا نکنید، با همان دوستان قدیمی در ﻣﻮرد ﻣﺴایل ﺗﻜﺮاری ﺑﺎرﻫﺎ و ﺑﺎرﻫﺎ ﺑﺤﺚ نکنید. ﭼﻨﻴﻦ ﮔﻔﺘﮕﻮﻫﺎﻳﻲ در ﻧﻬﺎﻳﺖ ﻛﺎﻣﻼً ﺑﻲ¬ﺧﺎﺻﻴﺖ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺷـﺪ. با افراد قدیمی، مسایل جدیدی را انتخاب کنید تا گفتگوهای جدیدی شکل بگیرد.
۳- دورﻧﻤﺎﻫﺎی ﺟﺪﻳﺪ: برای خود اهداف جدید و متفاوت تعریف کنید. داشتن اهداف متفاوت باعث می شود در ﺟﺴﺘﺠﻮی راههای ﺟﺪﻳﺪی ﺑﺮای ﻧﮕﺎه ﺑﻪ زندگی، خانواده، مردم، ﺑﺎزار، ﻣﺸﺘﺮی و روابط بین الملل، هدف ﻣﺘﻔـﺎوت تعریف کنید آنگاه خواهید دید همان خیابانی هر روز از آن رد می شدید آن خیابان نیست.
۴- آزﻣﻮن های ﺟﺪﻳﺪ: آزﻣون های ﻛﻢ رﻳﺴﻚ و ﻛﻮﭼﻚ ﻗﺎدرﻧﺪ ﻛﻪ ﻳﺎدﮔﻴﺮی فردی/ﺳﺎزﻣﺎن/ملی را ﺳﺮﻋﺖ ﺑﺒﺨﺸﻨﺪ و ﻣﺸﺨﺺ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﭼﻪ ﭼﻴﺰی اﺣﺘﻤـﺎﻻً درﺳﺖ ﻛﺎر ﻣﻲ ﻛﻨﺪ و ﭼﻪ ﭼﻴﺰی اﺣﺘﻤﺎﻻً ﻧﻪ؟ و همچنین باعث می شوند که ما پدیده های جدید را تجربه کنیم و توجه ما از کوری به در آید.
تمام راهکارهای چهار گانه فوق هم در سطح زندگی شخصی کاربرد دارند و هم برای سازمان و کشور و همه در یک چیز مشترکند. می خواهند به ما بگویند که نمی توانیم همزمان به همه پدیده ها توجه کنیم. با صداها، گفتگوها، دورنما و آزمون های جدید بار دیگر و به گونه ای دیگر به دنیا نگاه می کنیم و درخواهیم یافت هر بار دنیا چیز دیگری است. همه ما در معرض توجه کور هستیم و شاید به همین خاطر باشد که خداوند با پرسشی تلخ به ما تلنگر زده است: در زمین و در وجود خودتان نکات و نشانه هایی است، آیا نمی بینید؟

https://telegram.me/RAVA2020

از هر لحظه برای خوشبختی و حرکت استفاده کن،

دکتر_هلاکویی

پذیرفتن مسئولیت
فقیر بودن
تنبل بودن
بدبخت بودن و…
خیلی راحته،

اما تو به دنیا نیامدی که فقیر باشی،
تو به دنیا نیامدی که بدبخت باشی،
تو به دنیا نیامدی که ضعیف باشی،

پس از هر لحظه برای خوشبختی و حرکت استفاده کن،
و اصلا مهم نیست که قبلا چه کسی بودی…
i
از همین الان شروع کن و همه چیز را تغییر بده…
یادت باشد هیچکس به جز خودت مسوول زندگی تو نیست، نه پدرت نه مادرت و نه هیچ کس دیگر.
اولین قدم برای تغییر، پذیرفتن تمام مسولیت زندگی است.

https://telegram.me/RAVA2020

حضرت لقمان

حکایت

حضرت لقمان که معاصر حضرت داوود بود ، در ابتدای کارش بنده یکی از ممالیک بنی اسرائیل بود .

روزی مالکش آن جناب رابه ذبح گوسفندی امر فرمود و گفت : بهترین اعضایش را برایم بیاور .
لقمان گوسفندی کشت و دل و زبانش را بنزد خواجه و مالک خود آورد . پس از چند روز دیگر خواجه اش گفت : گوسفندی ذبح کن و بدترین اجزایش را بیاور .
لقمان گوسفند کشت و دل و زبانش را بنزد خواجه و مالک خود آورد .
خواجه گفت : به حسب ظاهر این دو نقیض یکدیگرند ! !
لقمان فرمود : اگر دل و زبان با یکدیگر موافقت کنند بهترین اعضاء هستند ، اگر مخالفت کنند بدترین اجزاست . خواجه را از این سخن پسندیده افتاد و او را از بندگی آزاد کرد.

💎 ﻫﻔﺖ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﻣﻮﻓﻖﺗﺮین ﺍﻓﺮﺍﺩ انجام می دهند.

۱٫ ﺍﺯ ﻣﺴﺆﻭﻟﯿﺖ ﻓﺮﺍﺭ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﺄﺧﯿﺮ ﺑﻪ ﺳﺮﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺭﺳﻨﺪ، ﺗﺮﺍﻓﯿﮏ ﺭﺍ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ.

۲٫ ﺍﺯ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﺗﺮﺱ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﺑﺮﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﻣﺎﻧﻊ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﻣﻮﺭ ﺟﺪﯾﺪ ﺗﻮﺳﻂ ﺁﻧﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﻘﻮﯾﺖ ﻭ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.

۳٫ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺩﺭ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻭ ﺭﻓﺎﻩ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﻧﺪ. ﺯﯾﺮﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﻧﺎﮐﺎﻣﯽ ﺩﺭ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻣﻮﻓﻖ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﺍﺣﺖ ﻃﻠﺒﯽ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﻧﺪ.

۴٫ ﻫﺮﮔﺰ ﻫﯿﭻ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ “ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻨﺎﺳﺐ”، “ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻣﻨﺎﺳﺐ”، “ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻌﺪ”، “ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﻭﻗﺖ ﮐﺎﻓﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺖ”، ﻣﻮﮐﻮﻝ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺑﻠﮏ ﺑﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺍﻗﺪﺍﻣﺎﺕ ﻻ‌ﺯﻡ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺩﺍﺭﻧﺪ.

۵٫ ﺗﻼ‌ﺵ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﺮ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺳﻠﻄﻪ ﯾﺎﺑﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻫﺎﯼ ﻣﻨﻔﯽ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ.

۶٫ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻭ ﭘﯿﺶ ﺩﺍﻭﺭﯼ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺯﯾﺮﺍ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﺣﺪﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﺮﺗﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﻏﯿﺎﺏ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻧﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪ.

۷٫ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﮐﺴﯽ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ مقایسه نمی کنند.

مهارت های دهگانه ضروری برای زندگی کدامند؟

👈سازمان بهداشت جهانی مهارت های دهگانه ای را معرفی کرده است که هر کس باید این توانایی ها را برای داشتن زندگی فردی و اجتماعی موفق کسب کند:

✅ ۱- مهارت خودآگاهی
✅ ۲- مهارت همدلی
✅ ۳- مهارت روابط بین فردی
✅ ۴- مهارت ارتباط موثر
✅۵- مهارت مقابله با استرس
✅ ۶- مهارت مدیریت هیجان
✅۷- مهارت حل مسئله
✅ ۸- مهارت تصمیم گیری
✅۹- مهارت تفکر خلاق
✅۱۰- مهارت تفکر نقادانه

✅مهارت خودآگاهی
👈توانایی شناخت نقاط ضعف و قوت و یافتن تصویری واقع بینانه از خود. شناخت نیازها و تمایلات فردی برای آشنایی با حقوق و مسئولیت های فردی – اجتماعی

✅مهارت همدلی
👈درک کردن دیگران و مشکلاتشان در هر شرایطی. این مهارت به دوست داشتن و دوست داشته شدن و در نتیجه،روابط اجتماعیِ بهترِ افراد با یکدیگر می انجامد.

✅مهارت روابط بین فردی
👈مشارکت و همکاری با دیگران، همراه با اعتماد واقع بینانه، که در کنار تقویت دوستی ها، دوستی های ناسالم را خاتمه می دهد تا کسی از چنین روابطی آسیب نبیند.

✅مهارت ارتباط موثر
👈درک بهتر نیازها و احساسات دیگران، به شیوه ای که فرد بتواند نیازها و احساسات خودش را نیز در میان بگذارد. تا ارتباطی رضایت بخش شکل گیرد.

✅مهارت مقابله با استرس
👈با آموختن این مهارت افراد هیجان های مثبت و منفی را در خود و دیگران می شناسند و سعی می کنند واکنشی نشان دهند که این عوامل مشکلی برای آنها ایجاد نکنند.

✅مهارت مدیریت هیجان
👈هر انسانی که در زندگی خود با هیجانات گوناگونی از جمله غم، خشم، ترس، خوشحالی، لذت و موارد دیگر مواجه است که همه این هیجانات بر زندگی او تاثیر می گذارد. شناخت و مهار این هیجانات، همان مدیریت هیجان است. برای کسب این مهارت فرد به طور کامل باید بتواند احساسات و هیجانات دیگران را نیز درک و به نوعی این هیجانات را مهار کند.

✅مهارت حل مسئله
👈زندگی سرشار از مسائل ساده و پیچیده است. با کسب این مهارت بهتر می توانیم مشکلات و مسائلی را که هر روز در زندگی برایمان رخ می دهند، از سر راه زندگی مان برداریم.

✅مهارت تصمیم گیری
👈برای برداشتن هر قدمی در زندگی باید تصمیم گیری کنیم، مسیر زندگی انسان را تصمیم گیری های او مشخص می کند. با آموختن این مهارت هداف خود را واقع بینانه تعیین و از میان راه حل های موجود بهترین را انتخاب می کنیم و مسئولیت عواقب آن را نیز به عهده می گیریم.

✅مهارت تفکر خلاق
👈تفکر یکی از مهمترین مهارت های زندگی است. مهارت تفکر خلاق، همان قدرت کشف، نوآوری و خلق ایده ای جدید است تا در موارد گوناگون بتوانیم راهی جدید و موثر بیابیم. با آموختن تفکر خلاق، هنگام مواجهه با مشکلات و دشواری ها احساسات منفی را به احساسات مثبت تبدیل می کنیم.هنگامی که تفکر خلاق را می آموزیم دیگر مشکلات زندگی مزاحم ما نیستند، بلکه هر کدام فرصتی هستند تا راه حل های جدید بیابیم و مشکلات را به گونه ای حل کنیم که کسی تاکنون این کار را نکرده باشد.

✅مهارت تفکر نقادانه
👈این مهارت موجب می شود هر چیزی را به سادگی قبول یا رد نکنیم و پیش از آن، موضوع مورد نظر را به خوبی مورد بررسی قرار دهیم و پس از آن، در مورد رد یا پذیرش آن تصمیم گیری کنیم. با آموختن تفکر نقادانه فریب دیگران را نمی خوریم و به عاقبت امور به خوبی فکر می کنیم و دقیق و درست تصمیم می گیریم و ارتباطات درستی برقرار می کنیم.

روشهای کاهش فشار روانی :

⭕️پسخوراند زیستی و آموزش آرمیدگی: در شیوه آموزش به کمک پسخوراند (biofeedback ) شخص درباره برخی جنبه های حالت فیزیولوژیایی خود اطلاعاتی (پسخوراند ) دریافت نموده و بعد تلاش می کند آن حالت را تغییر دهد . قبلاً فرض می شد که فرایند های فیزویولوژیایی تحت کنترل دستگاه عصبی خود مختار از نوع ضربان قلب و فشارخون فرایندهایی خود مختار هستند که نمی توان بر آنها کنترل ارادی داشت اما آزمایشهایی که دهه ۱۹۶۰ صورت گرفت نشان داد که می توان با روش شرطی سازی عامل موشها را به کاهش و افزایش ضربان قلب خود واداشت در پی آن پژوهشهای آزمایشگاهی نشان داد که افراد انسانی نیز می توانند یاد بگیرند که هر دو کار کرد یاد شده را تغییر دهند . هنوز کار برد پسخوراند زیستی و آرام سازی برای درمان بیماریهایی که با فشار روانی رابطه دارند در دوره آزمایشی است و هنوز زود است که برآوردی از کارایی این شیوه ها بدست داد .
⭕️شیوه آرمیدگی : برای آرمیدگی ( relaxation‌) شیوه های گوناگونی مطرح شده است در شیوه جاکوبسون شانزده گروه ماهیچه بدن سخت و شل می شود . آرمیدگی نوعی یادگیری است تمرین آرمیدگی دو نوبت در روز ظرفیت آرام گرفتن را بیشتر می کند بنابراین در موقعیت های استرس زا تنها یک کلمه خواهید گفت « آرام ، آرام … » و بیشتر احساس آرامش خواهید کرد .

⭕️ورزش : اگر ورزش کنید و وضعیت جسمی خود را به حالت طبیعی و مناسب نگهدارید نسبت به زمانی که از نظر جسمی وضعیت خوبی ندارید کمتر مضطرب و افسرده خواهید شد .
⭕️اعتماد کردن : اضطرابها ،‌ تعارضها تنشها و کسالتهای خود را با اعضای خانواده و با دوستان صمیمی در میان بگذارید .
⭕️ارزشیابی موقعیت : علت فشار روانی خود را به روشنی تعیین کنید آیا علاقه دارید از مکانیسمهای سازگاری با حل مسئله کمک بگیرید یا ترجیح می دهید از مکانیسمهای سازگاری با هیجان فشار روانی بهره بگیرید ؟

🌀عوامل مؤثر در تحمل فشار روانی :
⭕️پیش بینی پذیری : اگر شخص بتواند فشار روانی را پیش بینی کند از شدت آن کاسته می شود .
⭕️امکان کنترل طول دوره فشار روانی : کنترل داشتن بر طول دوره یکی رویداد استرس زا نیز از شدت فشار می کاهد .
⭕️ارزیابی شناختی : درک شخص از یک رویداد استرس آور به برآورد او از درجه تهدید آمیز بودن آن رویداد بستگی دارد .
⭕️احساس کارآیی : اطمینان خاطر فرد به اینکه قادر است یک موقعیت استرس آور را به خوبی کنترل کند .
⭕️حمایتهای اجتماعی : امکان دارد که حمایت های عاطفی و توجه مردم فشار روانی را قابل تحمل تر کند و همچنین تحمل فشار روانی وقتی آسان تر است که عامل تنش زا به زندگی دیگری هم اثر گذاشته باشد مثل فاجعه های همه گیر ( سیل و زلزله و طوفان و جنگ ) که غالباً نیکوترین رفتارها را در مردم بر می انگیزد .
🌀سایر شیوه های کنترل : شیوه توقف فکر – استفاده از یک شی پل زننده – بازیهای ذهنی – فعالیت رفتاری

پنج من

ما پنج «من» داریم
که با یکی از آنها زندگی می کنیم:

۱٫ آنچه واقعا «من» است (من ِ واقعی)

۲٫ آنچه من گمان می کنم من هستم (منی که خود من خیال می کند وجود دارد، تصور من از خود)

۳٫ آنچه دیگران گمان می کنند من هستم (تصور دیگران از من)

۴٫ آنچه گمان می کنم دیگران در مورد من گمان می کنند (تصوری که من از تصور دیگران راجع به خود دارم)

۵٫ و آنچه دیگران گمان می کنند من در مورد خود گمان می کنم (تصوری که دیگران از تصور من راجع به خود دارند).

در واقع، با یکی از این «من» ها زندگی می کنیم، اما آن چهار من دیگر را باید تعطیل کنیم و تنها به تصوری که خود از خود داریم توجه کنیم. دایماً دنبال چاق و چله کردن تصوری که دیگران از ما دارند، هستیم و آن را به قیمت نحیف و لاغر کردن تصوری که از خود داریم ، چاق می کنیم.

برگرفته از: مصطفی_ملکیان

زندگی یک پژواک است، هر آنچه که می فرستید، باز می گردد.

زندگی یک پژواک است، هر آنچه که می فرستید، باز می گردد.

هر آنچه که می کارید، درو می کنید.

هر آنچه که می دهید، می گیرید.

هر آنچه که در دیگران می بینید، در شما وجود دارد.

یادتان باشد، زندگی یک پژواک است،

همیشه به سوی شما باز می گردد،

پس همیشه خوبی کنید.

تئوری منازعه

تئوری منازعه

🔷نظریه های منازعه بر این مبنا استوار هستند که جوامع ، اصولا ناشی از منازعه تشکیل می شوند و گسترش می یابند و نه بر اساس اجماع ! بنابر این منازعه یک پدیده طبیعی در جامعه است که باید مورد توجه قرار گیرد .

🔷بنا بر اعتقاد طرفداران نظریه های منازعه ، منازعات معمولاً میان گروه هایی وجود دارد که در جامعه تلاش می کنند تا کنترل موقعیت ها و رویدادهای خاص را تحت کنترل داشته باشند .چه اینکه با کنترل منابع قدرت ( مثل پول ، سرزمین ، قدرت سیاسی ) است که پیروزی و موفقیت در اجتماع حاصل می شود .

🔷طرفداران این نظریه ، معتقد هستند به علت اینکه قانون به خودی خود یک منبع پر ارزش است ، اگر از ارزش های یک گروه اجتماعی خاص حمایت کند ، آن گروه طبعا از قانون و اجرای آن سود برده ، ارزش های خود را دائمی کرده و بیشتر در موضع قدرت باقی می ماند .

🔷نظریه پردازان در این نظریه بر این باور اند که 《 کل فرایند قانون گذاری ، قانون شکنی و اجرای قانون ، نشان دهنده منازعاتی عمیق و زیربنایی میان گروه های ذینفع و مبارزاتی عمومی تر میان گروه ها برای کنترل قدرت می باشد . 》 پس از آنجایی که گروه های فرودست ، فاقد قدرت تاثیرگذاری قوی بر فرایند قانون گذاری هستند ، پس رفتار آن ها اغلب رفتاری مجرمانه تلقی می گردد .
🔷نکات عمده تئوری منازعه :

🔹_ منازعه یک حقیقت و واقعیت اجتماعی است زیرا جوامع بر اثر منازعه گروه ها رشد کرده و گسترش می یابند .

🔹_ معمولا منابع اعم از فیزیکی و اجتماعی ، کمیاب بوده و تلاش برای کنترل آن ها است که منازعه گروه ها را سبب می شود .

🔹_ کنترل منابع ، قدرت می آفریند و این قدرت باعث گسترش و حفظ منابع پایه برای گروه کنترل کننده می گردد .

🔹_ هر وقت یک گروه بر دیگران تسلط یافت ، با استفاده از ساز و کارهای اجتماعی ، برای بقای سلطه اش کوشیده و آن را مستحکم می کند .
_ قانون یک وسیله اجتماعی است که گروه بر سر قدرت را جهت حفظ تسلط بر دیگران یاری می دهد .

🔹_ قوانین غالبا چنان مطرح می شوند که ارزش های گروه بر سر قدرت را قوی تر و ارزش های دیگران را ضعیف تر نمایند . لذا نادیده گرفتن ارزش های طبقات ( فرودست ) سبب جرم زایی اعضای آن ها می گردد .

پدر مدیریت علمی(تیلور )

پدر مدیریت علمی(تیلور )

مدیریت در عمل قدمتی به اندازه تاریخ بشریت دارد ولی آنچه امروز به عنوان علم مدیریت شناخته می شود پس از “انقلاب صنعتی” و استفاده از ماشین در عملیات تولید و بروز تغییرات عمده در نظام تولیدی ، اقتصادی و تکنولوژیکی جهان نظیر تولید انبوه و جدا شدن مدیر و مالک، توسط فردی به نام “فردریک وینسلو تیلور” (۱۹۱۵-۱۸۵۶) مطرح شده است.
او در سن ۱۸ سالگی کار خود را در یک کارخانه ذوب آهن قراضه شروع کرد ابتدا به عنوان کارگر ساده و سپس به دلیل شایستگی هایش به سمت سرپرستی و نهایت به رده های بالای مدیریت کارخانه ارتقاء یافت . مهمترین ویژگی او مطالعه برای بهتر شدن کارش بود .
تیلور مهندس مکانیک بود (البته بعدها به صورت شبانه تحصیل را ادامه داد و مدرک مهندسی مکانیک دریافت کرد) که با استفاده از تجربیات خود درصنایع فولادسازی، مطالعاتی در زمینه “اصول مدیریت و مطالعه روش کار” انجام داد.
او”حرکاتِ بدن”را برای انجام کار و “زمان انجام کار ” مطالعه می‌کرد تا بتواند زمانی استاندارد را برای انجام کارها تعیین کند و بر اساس آن زمانی که هر کارگر برای انجام کار مشخصی صرف کرده را تشخیص و ببیند چه تناسبی با زمان ممکن برای انجام آن کار داشته است. این تفکر بعداً مبنایی برای سیستم پاداش و تنبیه گردید.
در دهه ۱۸۸۰ میلادی فردریک تیلور مطالعات خود را درزمینه زمان سنجی و حرکت سنجی، به مثابه راهی برای تعریف و بهینه سازی “واحدهای مستقل نیروی کار تخصصی” آغاز کرد. تا قبل از تیلور کارها بر اساس حسابهای سرانگشتی انجام می‌شد و ازاستانداردهای علمی، برنامه‌ریزی مدیریتی و رویه‌های تحلیل خبری نبود. هدف تیلور تغییر این وضعیت به شرایطی بود که نشان دهد مدیریت فعالیتی علمی است نه یک کار اتفاقی.
از تیلور با عنوان “پدر مدیریت علمی” و موسس مکتب تیلوریسم یاد می شود. اودر سال ۱۹۱۱ میلادی کتاب اصول مدیریت علمی را منتشر ساخت و در آن متذکر شد که
♦️”بهتر است هدف اصلی مدیریت، حداکثر کردن کامیابی کارفرما و کارمند باشد”.

شعار اساسی تیلور :
همیشه برای انجام دادن هر کاری روش بهتری هم هست.

باور اصلی تیلور : او باور داشت که می توان با استفاده از روش های علمی میزان تولید را افزایش داد.

 

تکنیک ABCD چیست و چه کاربرد های عملی در محیط اجتماعی، کاری و خانوادگی و روابط بین فردی دارد؟

تکنیک ABCD چیست و چه کاربرد های عملی در محیط اجتماعی، کاری و خانوادگی و روابط بین فردی دارد؟

اعتماد نقش محوری در میزان مشارکت و کیفیت عملکرد مردم در یک جامعه، کارکنان در محیط کار، افراد خانواده در محیط خانواده دارد.
نظرسنجی که اخیرا در سطح شرکت ‌ها و بنگاه ‌های اقتصادی کشور آمریکا انجام شده است، نشان‌دهنده آن است که تنها هفت درصد کارکنان به رهبران سازمانی اعتماد دارند و همین تحقیق بیان می‌کند یکی از دلایل اصلی ترک کارکنان از سازمان همین عامل است.
اعتماد، عاملی است که چگونگی تعامل افراد با یکدیگر و ایجاد ارتباطات اثر بخش را تعیین می‌کند.
اعتماد ارتباط مهمی با پیشرفت در زندگی شخصی و حرفه‌ای دارد، مطالعات انجام شده در سازمان‌های موفق نشان می‌دهد بهره‌وری، درآمد و سودآوری ارتباط مستقیم با سطح اعتماد در محیط کار دارد.
فقدان اعتماد منجر به شک و اضطراب در بین کارکنان می‌شود، وقتی کارکنان به رهبران سازمانی خود بی‌اعتماد باشند، سطح مشارکت آنها به حداقل می‌رسد و در برابر هرگونه تغییری مقاومت می‌کنند.
هرسی بلانچارد طی پژوهش از هزار رهبر سازمانی، به این نتیجه رسیده است که پنجاه و نه درصد از پاسخ‌دهندگان به دلیل بی‌اعتمادی به سازمان و به‌طور ویژه عدم ارتباط مناسب و صداقت، سازمان خود را ترک می‌کنند.
تکنیک ABCD، شامل چهار عنصر کلیدی است که رهبران برای ایجاد یا بازسازی اعتماد به آن نیاز دارند.
این تکنیک به افراد مختلف و بویژه مدیران و رهبران سازمان ها و شرکت ها کمک می کند و آنها را قادر به طراحی و اجرای برنامه‌ اثربخش برای افزایش سطح اعتماد در روابط یا بازسازی روابطی که اعتماد در آن از میان رفته است می کند.
چهار عنصر این تکنیک عبارت است از:

۱. توانایی(Able)
این عنصر نشان دهنده شایستگی‌ها است، آیا رهبران از چگونگی انجام کارها اطلاع دارند، آنها توانایی انجام کاری را که ارجاع می‌دهند دارند و شناخت کافی از منابع، کارکنان و تجهیزات سازمان را دارند؟

۲. باور پذیری Believable
این عنصر نشان‌دهنده صداقت است، مدیران باید در ارتباط خود با کارکنان صادق باشند، کارکنان باید احساس کنند که با آنها منصفانه برخورد می‌شود، وقتی افراد مشاهده کنند که در سازمان مطابق با میزان عملکرد آنها، جبران خدمت صورت می‌گیرد، احساس خواهند کرد که ارزش‌گذاری برای آنها بر همین اساس صورت می‌گیرد و به این ترتیب می‌توانند بر رهبران خود تکیه کنند.

۳. در ارتباط بودن Connected
این عنصر به معنای مراقبت و دغدغه داشتن برای افراد است، نشان‌دهنده تمرکز بر افراد و شناسایی نیازهای آنها است و مهارت‌های ارتباطی در این عنصر نقش مهمی را ایفا می‌کنند، رهبران باید بتوانند به ‌طور آشکارا اطلاعات مورد نیاز در مورد خود و سازمان را در اختیار کارکنان قرار دهند، این روش موجب اعتمادسازی و ایجاد حس ارتباطی مناسب میان کارکنان و رهبران سازمان می‌شود.

۴. قابلیت اعتماد Dependable
این عنصر بیانگر سنجش حرف و عمل است، عمل کردن به آنچه می‌گویید. کارکنان سازمان هوشمند هستند و با دقت رهبران سازمانی خود را رصد می‌کنند، قابلیت اعتماد در افراد سازمان زمانی به وجود می‌آید که باور کنند رهبران سازمان به آنچه می‌گویند دقیقا عمل کنند.