\n

بایگانی دسته: موفقیت

ما با ڪلام خود مےتوانیم باعث موفقیت یا شکست خود در زندگے شویم.

ما با ڪلام خود مےتوانیم باعث موفقیت یا شکست خود در زندگے شویم.
خیلی ها نمےدانند که با ڪلام شان دارند آینده بـدی را برای خود مےسـازند.

هـروقت ڪه بگویید ، هیچگاه اتفاق خوبـےدر زندگےمن نمی افتد، انگـار دارید شکست و بدبختے را به زندگی خوددعوت می ڪنیـد…

هیچوقت نمےتوانم آن خانہ زیبا را بخرم، هیچـوقت نمے توانم
اعتیـادم را ترک کنـم،
هیچوقت نمی توانم شخصی شایسته را
ملاقات کنم..

از نفرین ڪردن آینـده تان دست بکشید. گـاهے اوقات نیازی نیست ڪه دشمن ما را شکست دهد، ما خـودمان باعث شکست خـود مےشویم.

به کلامے ڪه می گویید توجه کنیـد. .
آیا دارید موفقیت را به زندگی تان دعوت می کنید یا شکست و بدبختی را؟

جول_اوستین

۵ ویژگی مشترک افراد موفق

۵ ویژگی مشترک افراد موفق

روش‌­های خوبی برای سنجش موفقیت وجود دارند. تعریف موردعلاقه­‌ی من از موفقیت، نشات گرفته از اهداف خانوادگی و شخصی است. از نظر من، موفقیت یعنی آگاهی از اهداف خاص و اقدام سنجیده در جهت رسیدن به آن اهداف. اکثر افراد موفق بعد از دستیابی به اهداف‌شان، اهداف جدیدی برای خود تعیین می‌­کنند. ممکن است، تعریف شما از موفقیت با تعریف من متفاوت باشد. با این حال شما هم به نحوی موفقیت را برای خود تعریف کرده‌اید.

ادامه‌ی خواندن

قانون بالن

امروز از قانون بالُن استفاده کن…

هر چی رو که لازم نیست داشته باشی
بریز بیرون
تا اووووج بگیری!!!

خودتو باور کن..
انتخاب کن که خوب باشی..

چهار مرحله مرگ_عاطفی همسران

مرگ_عاطفی همسران چهار مرحله دارد :

مرحله اول : مخالفت
در زمینه عاطفی و در زندگی زناشویی این مسأله به کرات اتفاق می‌افتد زیرا تعداد تعاملات میان فردی زوجین خیلی زیادتر از انواع دیگر روابط است و به همین نسبت احتمال بروز اختلاف میان آنها بیشتر است. اگر مخالفت‌های کوچک خود را بیان نکنید و با توجه به تعداد موارد پیش آمده، از خیر مطرح کردن آنها بگذرید، این مخالفت‌های کوچک جمع شده و کم‌کم به علامت هشداردهنده بعدی یعنی رنجش و عصبانیت تبدیل می‌شود.

️مرحله دوم : رنجش و عصبانیت
در این مرحله شما فرد مقابل را سرزنش و ملامت می‌کنید و فرد مقابل هم عکس‌العمل نشان می‌دهد و شما را مورد حمله قرار می‌دهد. خیلی مواقع که سر موضوع کوچک و بی‌ربطی دعوای بزرگی راه می‌افتد علت آن را باید در جای دیگر و موضوع دیگری جستجو کنید. اگر رنجش و عصبانیت، مدام تکرار شود شما در مقام جلوگیری از آن، با به درون ریختن این عصبانیت و رنجش و انباشت انرژی منفی بسیار در درونتان پا به مرحله سوم می‌گذارید.

️مرحله سوم : عدم پذیرش و طرد
بعد از یک دعوای مفصل، در را به هم می‌کوبید و از منزل خارج می‌شوید. شما در منزل و زیر یک سقف هستید ولی به یکدیگر بی‌اعتنایی می‌کنید و یکدیگر را مورد بی‌توجهی قرار می‌دهید. در واقع طرف مقابل را هم از دیده و هم از دل بیرون می‌کنید. بیشتر جدایی‌ها و طلاق‌ها در این مرحله اتفاق می‌افتد. این دوره بحرانی ترین دوره اختلافات و در حقیقت زمان به زانو در آمدن آخرین تلاش‌های عاطفی طرفین برای بقای زندگی مشترکشان می‌باشد.

مرحله چهارم : سرکوب
سرکوبی نوعی احساس کرختی و بی‌حسی است. شما دیگر احساسات_منفی خود را حس نمی‌کنید اما در مقابل، بهای بزرگی می‌پردازید و دیگر احساسات_مثبت خود را نیز لمس و درک نخواهید کرد. آنچه این مرحله را فاجعه‌آمیز می‌کند نوع رابطه‌ای است که بین زوجین وجود دارد. به این ترتیب که همه چیز خوب و مرتب به نظر می‌رسد و طرفین به ظاهر زندگی خوبی در کنار یکدیگر دارند اما در واقع بسیاری از استعدادها و مهارت‌های عاطفی خود را فراموش کرده‌اند و به یک جسد ماشینی و متحرک تبدیل شده‌اند که زندگی محدود و بی‌طراوتی را دنبال می کند.

عقده های حقارت یا کلید موفقیت !

روان شناسی به نام آلفرد آدلر دلیل موفقیت انسانها را عامل جالبی میدانست .
آلفرد آدلر که خود یکی از نظریه پردازان مطرح علم روان شناسی و بنیانگذار مکتب روانشناسی فردی است عامل هدف‌گذاری ، تلاش و پیروز شدن افراد را عقده‌های حقارت آنها می داند .
عقده‌های حقارت محرومیت یا محدودیت هایی است که از سوی محیط بر ما اعمال شده است.
به طور مثال خود آدلر در ۳ سالگی شاهد مرگ برادر کوچکش در تخت کنار خودش بود.
در ۴سالگی به بیماری سختی دچار شد و دکتر به پدرش گفت که پسرتان از دست رفته است ، همان زمان تصمیم به پزشک شدن گرفت.
بازی نکردن بچه‌ها با او بخاطر ضعف جسمانی و حسادت زیاد به برادر بزرگترش که سالم و نیرومند بود ، در او حس حقارت بوجود آورد‌.
آدلر دانش آموز ضعیف کلاس بود و معلم به پدرش پیشنهاد داد که او را به جای مدرسه برای شاگردی پیش کفاش ببرد.
اما آدلر تمام حقارت ها را به جان خرید وهمه تلاشش را برای اثبات وجود خود و رشد شخصیتش به کار بست و در نهایت نام خود و نظریه‌اش را برای همیشه روی لوح روانشناسی حک کرد.
از دیدگاه روانشناسی فردی هر کدام از ما عقده‌های حقارتی داریم که نقش سوخت انگیزش ما را بازی میکنند. کسی برای اثبات خود به پدرش ، شخصی برای جبران وضعیت بد مالی دوران کودکی‌اش ، فردی برای با ارزش جلوه کردن نزد دختر خاله اش و خلاصه که هر کدام از ما عقده‌هایی در درون داریم که ذهنمان را برای حرکت و جبران آن حقارت ها قلقلک میدهد.
شاید توصیه ی بیرحمانه ای به نظر برسد ، اما اگر در درون خود انگیزه‌ای پیدا نمیکنی ، به گذشته ات نگاهی کن و صحنه‌هایی را به یاد آور که همچون عقده‌ای روی سرت سایه گسترانیده است.
اجاره نشینی و جواب شدن بوسیله صاحب خانه ، مورد تمسخر قرار گرفتن توسط بچه های کلاس ، حتی سرافکنده شدن بخاطر خیس کردن شلوار و بسیاری موارد دیگر که اکنون خودت در حال بازنگری آنها هستی ، میتوانند منابع غنی انگیزش شما باشند.

اهمیت ثبات و پشتکار

داشتن ثبات و پشتکار، ویژگی نایابی است، حتی افراد جاه طلب و بلندپرواز هم، از نداشتن این ویژگی رنج می برند.
اگر در انجام عادت و رفتاری جدید، بی ثبات باشید، هرگز نمی توانید به تکانش بزرگ، دست یابید، در حقیقت به محض اینکه می خواهید، به تکانش دست یابید، دست از کار می کشید و همین موضوع باعث هدر رفتن، تمام تلاش های شما می شود.

برای پی بردن به اهمیت ثبات و پشتکار، بیایید مثال زیر بررسی کنیم:

یک پمپ چاه آب را در نظر گیرید، که آب را از اعماق زمین بالا می کشد، سیستم این پمپ به این صورت عمل می کند که، باید چندین بار اهرم آن را بالا و پایین بیاورید، تا آب به سطح زمین بیاید.

اغلب افراد در ابتدا با قدرت و سرعت هرچه تمام تر، پمپ می زنند اما بعد از گذر چند دقیقه، وقتی هیچ آبی فوران نمی کند، ناامید می شوند و دست از پمپ زدن می کشند.
اغلب افراد در همین ابتدا، تسلیم می شوند، اما گروهی هستند که ادامه می دهند و بالاخره به چند قطره آب، دست می یابند، در این هنگام تعداد زیادی هستند که می گویند: این همه تلاش برای همین چند قطره؟

این افراد هم تسلیم می شوند و دست از تلاش و پایداری برمی دارند، در نهایت تعداد کمی هستند که پایدار باقی می مانند.
اشخاصی که پایداری می کنند، پاداش خود را می گیرند و بعد از چند دقیقه، به جریان آب قابل توجهی، دست می یابند . درست است، اثر مرکب ، فعال شد!

در این هنگام، دیگر لازم نیست به شدت پمپ بزنید، فقط کافی است هر چند لحظه یک بار، اهرم پمپ را بالا و پایین بیاورید، تا جریان آب حفظ شود، به بیان دیگر، شما به تکانش دست یافته اید.

حال سوال اینجاست که اگر اهرم پمپ را، به حال خودش رها کنید، چه اتفاقی می افتد؟
جریان آب به تدریج کم می شود و دوباره آب، به اعماق زمین می رود، تکانش از بین رفته است، باید از اول شروع کنید و با شدت و سرعت زیاد، پمپ بزنید.

این اتفاقی است که برای خیلی از ما، می افتد، کسب و کاری را راه اندازی می کنیم و در ابتدا، زمان زیادی را به آن اختصاص می دهیم و به نتایج کمی هم دست می یابیم، اما به تدریج دست از تلاش می کشیم و به سراغ خوشگذرانی می رویم.
دوباره شب ها بر روی کاناپه، لم می دهیم و سریال های بیهوده تلویزیونی را، تماشا می کنیم.

خیلی از افراد هستند که شروع به خواندن کتاب یا شرکت در سمیناری می کنند در ابتدا بسیار هیجان زده هستند و تغییراتی را هم، در زندگی خود احساس می کنند، اما بعد از چند هفته، بی خیال می شوند و دوباره به روند زندگی گذشته خود، باز می گردند.

اگر بی ثباتی و عدم پایداری شما و برای چند هفته، فقط کمی در نتایج شما، تغییر ایجاد می‌کرد، اشکالی نداشت، اما واقعیت این است که، عدم پشتکار شما و غفلت از انجام دادن عادت رفتاری، تمام تلاش های تان را هدر می دهد.

تمام برندگان، یک ویژگی مشترک دارند و آن پشتکار و ثابت قدم بودن است، هر شخصی که در انجام عادت های رفتاری مثبت، ثبات و پشتکار داشته باشد، در هر رقابتی، پیروز می‌شود.
در مسیر دستیابی به موفقیت، یادتان باشد که باید به تکانش، دست یابید و از همه مهمتر، باید تکانش را حفظ کنید.

منبع: دارن هاردی  کتاب اثر مرکب

مواظب خارپشت زندگی‌تان باشید.

 
خار پست های زندگی

خارپشتی از یک مار تقاضا کرد که بگذار من نیز در لانه تو، مأوا گزینم و همخانه تو باشم. مار تقاضای خارپشت را پذیرفت و او را به لانه تنگ و کوچک خویش راه داد. چون لانه مار تنگ بود، خارهای تیز خارپشت هر دم به بدن نرم مار فرو می‌رفت و او را مجروح می‌ساخت اما مار از سر نجابت دم بر نمی‌آورد.
سرانجام مار گفت: «نگاه کن ببین چگونه مجروح و خونین شده‌ام. می‌توانی لانه من را ترک کنی؟»
خارپشت گفت: «من مشکلی ندارم، اگر تو ناراحتی می‌توانی لانه دیگری برای خود بیابی!»
عادت‌ها ابتدا به صورت مهمان وارد می‌شوند اما دیری نمی‌گذرد که خود را صاحبخانه می‌کنند و کنترل ما را به دست می‌گیرند.
مواظب خارپشت عادت‌های منفی زندگی‌تان باشید.

خوبی، عشق، لذت، ثروت

بیشتر از ان چیزی که تصور کنیم،  خوبی، عشق، لذت، ثروت و….هست. که به همه برسد
اگر می گوییم دچار کمبودیم بخاطر  ان است که بینش خود را گسترش نمی دهیم.

راندا_برن

پنج مهارت ضروری کوچینگ

پنج مهارت ضروری کوچینگ

کوچینگ نصیحت کردن نیست:

با اینکه به نظر می رسد کوچینگ ساده و راحت است پیشنهاد می شود که کوچینگ را با چیزهایی که نیست بشناسید یعنی اینکه کوچینگ مشاوره، آموزش و نصیحت نیست

گوش دادن فعالانه:
درصد کمی از مردم عمیقا گوش می دهند. اغلب در مکالمات مردم به چیزی فکر می کنند که وقتی نوبت خودشان می رسد می خواهند بگویند. به عنوان یک کوچ شما نیاز دارید گوش دادن عمیق و فعالانه خودتان را گسترش دهید.

سوالات قدرتمند:
سوال اساس و بنیاد کوچینگ است. وقتی خوب انجام شود، مهارتی می شود که همه زمینه های کوچینگ، از کوچ زندگی تا حرفه ای را می تواند متمایز کند.

قضاوت نکردن:
ما اغلب اوقات در قضاوت هستیم. قضاوت طبیعی و در بعضی اوقات ضروری است. اما در کوچینگ شما نیاز دارید که یاد بگیرید تا قضاوت را کم و کمتر کنید. و به طور کامل مراجعتان را طوری که هست ببینید و نه طوری که شما فکر می کنید باید باشد.

خلق قدمها:
عمل کردن همیشه انجام دادن چیزها نیست، بلکه می تواند خواندن باشد، می تواند صحبت کردن با کسی باشد یا حتی فکر کردن. هر چیزی که شما را از جایی که هست به جایی که باید باشد، برساند.

استرس چه بلایی سرتان می‌آورد؟

استرس چه بلایی سرتان می‌آورد؟

💠مغز: طبق بررسی‌ها، بین سطوح بالای کورتیزول که همان هورمون استرس است، و از دست دادن حافظه کوتاه مدت در بزرگسالان سالم، رابطه جدی وجود دارد.

💠پوست: طبق تحقیقات متوجه شدند زنانی که روز قبل یک یا چند شرایط استرس‌زا را پشت سر گذاشته‌اند، نسبت به زنانی که استرس نداشتند، وعده غذایی بیشتری مصرف کرده و کالری کمتری سوزانده‌اند. این تفاوت می‌تواند به بیش از ۵ کیلوگرم در سال برسد.استرس ناگهانی ممکن است موجب شود که بعد از هدایت خون از ناحیه صورتتان به عضلات، که ممکن است در این شرایط به آن نیاز داشته باشید، موقتاً چهره‌ای رنگ پریده داشته باشید.اما استرس‌های خفیف مداوم، در طول زمان می‌تواند موجب پیری سریع‌تر پوست شود. آکنه، بیماری روزاسیا (وضعیتی که در طی آن، برخی از عروق خونی صورت بزرگ شده و گونه‌ها و بینی سرخ می‌شوند) و پسوریازیس به علت انتشار هیستامین و افزایش تولید چربی (در نتیجه آکنه) از مشکلاتی هستند که ناشی از همین استرس‌های هرچند کوتاه اما پایدار خواهند بود.

💠قلب: استرس مزمن و حوادث مکرر، هر دو می‌توانند موجب التهاب در عروق کرونر شوند که مسئول حملات قلبی است. افزایش پایدار ضربان قلب در افرادی که دارای استرس مزمن هستند نیز موجب افزایش پمپاژ خون توسط قلب، افزایش خطر ابتلا به فشارخون بالا و سکته مغزی می‌شود.

💠ریه: تنفس سریع یکی از نشانه‌های اصلی استرس است. مطالعات نشان می‌دهد اگر دچار آسم باشید، استرس واقعاً می‌تواند باعث حمله شود. در حالی که افراد مبتلا به آمفیزم می‌توانند مشکل دریافت اکسیژن کافی در شرایط استرس‌زا داشته باشند. نکته مهم دیگر اینکه استرس شما را مستعد التهاب می‌کند، و احتمال بروز حملات آسم را شدت می‌بخشد.

💠ایمنی: ثابت بودن در حالت پایدار و بقا، به خصوص برای سیستم ایمنی بدنتان، که می‌تواند به دلیل استرس مزمن سرکوب شود، خسته کننده است. این حالت نه تنها می‌تواند مانع محافظت سیستم ایمنی از بدنتان شود بلکه می‌تواند شرایط بیماری را تشدید کند.

پنج رمز موفقیت کسب و کار به زبان ریچارد برانسون

پنج رمز موفقیت  کسب و کار  به زبان ریچارد برانسون

♦️ریچارد برانسون (Richard Branson) ، رئیس گروه ویرجین(Virgin Group) است. در ابتدای کارش در سال ۱۹۷۰  یک فروشگاه کوچک به نام (virgin record) به راه انداخت. سرمایه برانسون ۵٫۱ میلیارد دلار است و رئیس گروه ویرجینی است که متشکل از ۴۰۰ شرکت در سراسر جهان است. تنها هشت فقره از این شرکت ها بیش از یک میلیارد دلار در سال درآمد دارند.

♦️ وی در کتاب ۲۰۱۲ خود “مانند یک تازه کار: اسراری که در دانشکده کسب و کاربه شما آموزش نمی‌دهند”، پنج رمز موفقیت خود را برای شروع یک کسب و کار معرفی می‌کند.
 
۱٫ اگر از کاری که انجام می دهید لذت نمی برید آن را رها کنید. 
“زمانی که من شرکت خود را در زیرزمین در غرب لندن به راه انداختم، هیچ طرح بزرگ و یا استراتژی وجود نداشت. من قصدی برای ساخت یک امپراتوری کسب و کار نداشتم. من خیلی ساده به دنبال چیزی بودم که مردم با استفاده از آن لذت ببرند و در پایان روز از اینکه عایدی به حد کافی برای پرداختن قبوض بود شکرگزار بودم. “

 ۲٫ خلاق باشید – چیزی متفاوت ایجاد کنید
از لحظه ای که تصمیم گرفت تا شرکت خود را در سال ۱۹۷۰ ثبت کند، برانسون همواره در صدد آن بوده که یک گام از همه جلوتر باشد. او می نویسد که ویرجین آتلانتیک را در سال ۱۹۸۴ به عنوان یک شرکت هواپیمایی ثبت کرد با این ایده خلاق که سرویس بسیار متفاوتی به مشتری بدهد. ایده ای که در آن زمان انقلابی بود. هم اکنون نیز وی به دنبال تاسیس ویرجین کهکشانی به عنوان اولین شرکت ارائه دهنده امکان سفر به فضا است.

۳٫ غرور سازمانی اثر شگفت انگیزی دارد.
وی می‌نویسد:‌”برای من هیچ چیز غمناک تر از شنیدن این نیست که کسی از محیطی که در آن کار می کند شرمنده باشد.” صاحبان کسب و کار موفق باید تشخیص دهند که کارکنان آنها با ارزش ترین دارایی آنها هستند، و مدیران باید قدردان آنها باشند به گونه ای که کارمندان این موضوع را حس کنند. کارکنان در این شرایط نه تنها سخت تر کار می کنند، بلکه با جلوگیری از استخدام کارکنان بیشتر به شرکت کمک می کنند.

 ۴٫ رهبری با گوش دادن.
برانسون می گوید: مدیران بزرگ تشخیص می دهند که آنها تمام پاسخ ها را ندارند و به ایجاد تیم هایی برای کمک به رشد شرکت مبادرت می کنند.

۵٫ دردسترس باشید
بنیانگذاران شرکت ها نباید خود را از آشنایی با کارکنان خود محروم کنند، چه آنها که در حال اجرا و راه اندازی یک کسب و کار هستند و یا آنها که صاحب یک امپراتوری چند میلیارد دلاری شرکت های بزرگ هستند. آنها باید کانال های ارتباطی خود با مدیران پایین دستی و همچنین کارکنان سطح پایین را باز نگهدارند. برانسون می گوید او همواره یک نوت بوک کوچک را با خود حمل می‌کند و هر زمان که در تعامل با کارکنان ویرجین است یادداشت بر می دارد.

مدیریت و کنترل خشم

فردى ازدواج کرد و به خانه جدید خود رفت ولی هرگز نمیتوانست با همسر خود کنار بیاید.
آنها هرروز باهم جروبحث میکردند.
مرد روزی نزد داروسازی قدیمی رفت و از او تقاضا کرد سمی بدهد تا بتواند با آن همسر خود را بکشد.
داروساز گفت اگر سمی قوی به تو بدهم که همسرت فوراً بمیرد همه به تو شک میکنند پس سم ضعیفی میدهم که هر روز در خوراک او بریزی و کم کم اورا از پای درآورى و
توصیه کرد در این مدت تامیتوانی به همسرت مهربانی کن
تا پس از مردن او کسی به تو شک نکند
فرد معجون را گرفت و به توصیه های داروساز عمل کرد
هفته ها گذشت
مهربانی او کار خود را کرد و اخلاق همسر را تغییر داد
تا آنجا که او نزد داروساز رفت و گفت من او را به قدری دوست دارم از حد زیاد و دیگر دلم نمیخواهد او بمیرد
دارویی بده تا سم را از بدن او خارج کند.
داروساز لبخندی زد و گفت
آنچه به تو دادم سم نبود
سم در ذهن خود تو بود
و حالا
با مهر و محبت آن سم از ذهنت بیرون رفته است
مهربانی
موثرترین معجونیست که به صورت تضمینی نفرت و خشم را نابود میکند.

چرا باید هدف را مشخص کرد ؟

چرا باید هدف را مشخص کرد ؟

هنگام آغاز کردن هر وظیفه باید اهداف روشنی تعیین شود. چرا که :
🔹 اهداف حدود کار را تعیین کرده و ذهن و فعالیت شخص را برای انجام دادن آن متمرکز می سازد .
🔹 بدون اهداف روشن، ممکن است کار کاملا به طریقی غیر از آنچه منظور بوده است، تمام شود .
🔹 اگر افراد مطلع نباشند که از آنها چه انتظار می رود، نمی توانند برای انجام دادن یک طرح، انگیزه پیدا کنند، آنان باید بدانند که چرا کاری را انجام می دهند و در صورت موفق شدن در کار، چگونه با آنها رفتار خواهد شد.

⭕ ویژگی های هدف
۱- مشخص (Specific): عمومی و مبهم نبوده و هدف باید روشن باشد.
۲- قابل اندازه گیری (Measurable): مشخص و کمی باشد.
۳- قابل وصول (Achievable): نه زیاد خوشبینانه و نه زیاد بدبینانه، مشکل ولی دستیافتنی باشد.
۴- واقع بینانه (Realistic): ماوراءالطبیعه و نامتعادل نباشد.
۵- محدوده زمانی مشخص (‍Time bounded): پریودی در جهت رسیدن به هدف مشخص باشد.
۶- شفاف (Clear)
۷- مکتوب (Written)
۸- ایجاد رقابت کند (Challenging)
۹- مورد پذیرش و مقبول باشد (Agreed)
۱۰- سازگار باشد (Consistent)
۱۱- با ارزش باشد (Worth While)
۱۲- مشارکتی باشد (Participate Active)

چگونه سطح خودمان را از حالت فعلی بالاتر ببریم؟

چگونه سطح خودمان را از حالت فعلی بالاتر ببریم؟

 هر روز که می گذرد، استانداردهای تعالی بالاتر می رود. نوآوری های جدید از راه می رسد، کسی با میل و عطش بیشتر و با استعدادتر از شما وارد بازار می شود، و شرایط بیرونی دور و بر شما مدام تغییر می کند. چیزی که دیروز خوب بود، دیگر به درد امروز نمی خورد. ورزش های حرفه ای نمونه ای درخشان از این پدیده است. به نظر می رسد که چپ و راست رکوردهای تازه جهانی به ثبت می رسد.

اگر می خواهید به موفقیت برسید و سطح موفقیت خود را در بلند مدت حفظ کنید، نمی توانید به سطح کنونی مهارت در زمینه ای خاص راضی باشید. باید راهی پیدا کنید تا به رشد، بهبود و تکامل ادامه دهید.

ادامه‌ی خواندن

نترسیم تغییر را آغاز کنیم

تعدادی حشره کوچولو در یک برکه، زیر آب زندگی می کردند.
آنها تمام مدت میترسیدند از آب بیرون بروند و بمیرند.
یک روز یکی از آنها بر اساس ندای درونی از ساقه یک علف شروع به بالا رفتن کرد،
همه فریاد می زدند که مرگ تنها چیزی است که عاید او میشود،
چون هر حشره ای که بیرون رفته بود برنگشته بود.
وقتی حشره به سطح آب رسید نور آفتاب تن خسته او را نوازش داد
و او که از فرط خستگی دیگر رمقی نداشت روی برگ آن گیاه خوابید.
وقتی از خواب بیدار شد به یک سنجاقک تبدیل شده بود.
حس پرواز پاداش بالا آمدنش بود.
سنجاقک بر فراز برکه شروع به پرواز کرد و پرواز چنان لذتی به او داد
که با زندگی محصور در آب قابل مقایسه نبود.
تصمیم داشت برگردد و به دوستانش هم بگوید
که بالای آن ساقه ها کسی نمی میرد ولی نمی توانست وارد آب شود
چون به موجود دیگری تبدیل شده بود.
شاید بیرون رفتن از شرایط فعلی ترسناک باشد، اما مطمن باشید خارج از پیله تنهایی، غم و ترس، تلاش برای رفتن به سوی کمال عالی است!

نترسیم تغییر را آغاز کنیم ……

تصمیم بگیرید که شاد باشید

تصمیم بگیرید که شاد باشید.

شادبودن حالتی است که به دستور مغز صورت می گیرد، بطوری که می توانید حتی در مواقعی که تمامی شرایط بر علیه شماست نیز، لبخند بر لبانتان جاری باشد.

این اصل را به یاد داشته باشید که اگر تمامی آسمان را ابر فرا گیرد بازهم میتوان روزنه ای به سمت نور و روشنایی در میان آنها یافت.
لبخند بخشی از شاد بودن است که میتواند شادی را برای دیگران نیز به ارمغان بیاورد،
چرا که زمانی که شما لبخند میزنید ، اطرافیان‌تان نیز به طور ناخودآگاه مجبور به لبخند زدن می شوند.

پروفسور جیمز اینس مینگر

Worry Box یا “جعبه نگرانی

یک تکنیک در رفع استرس وجود داره
تحت عنوان Worry Box یا “جعبه نگرانی”
شما یک جعبه مقوایی مثل یک جعبه کفش بیارید و دربش رو محکم چسب نواری بزنید. و بالای آن شکافی کوچک مثل صندوق رای گیری ایجاد کنید!!!
حالا هر نگرانی که نسبت به یک موضوع دارید رو روی یک تکه کاغذ بنویسید و داخل جعبه بیاندازید
هر روز نگرانیها و استرس های روزانه تان را نوشته و توی جعبه بیاندازید
بعد از گذشت ۶ ماه جعبه را باز کنید و تمام نگرانیهای گذشته خود را مجددا بخوانید
باور کنید که کلی می خندید و از طرفی ملاحظه میکنید که در کمال ناباوری ۹۰ درصد آن استرسها تنها درذهن شما حضور داشتن
و عملا هیچوقت اتفاق نیفتادند!!!
اینطوری مغزتان تعلیم میبیند که به سادگی بابت مسائل کوچک مضطرب نشود این شیوه رابه عادت خوب تبدیل میکند و دیگه در آینده به ساخت Worry Box دیگر نیازی نخواهید داشت!!

عامل نابودی انسان ها تفکرات منفی خودشان است نه عوامل بیرونی!

ارسالی از دوستی عزیز

برآورده سازی قدرت

برآورده سازی قدرت

ویلیام گلاسر در کتاب تئوری انتخاب می
گوید افراد نیازشان به قدرت را به سه شکل برآورده می کنند:

۱. شکل اول: power on

یعنی قدرتشان را بر دیگری اعمال می کنند و با کنترل دیگری یا دیگران احساس قدرت می کنند.
تذکر دادن به دیگران، غر زدن، ایراد گرفتن و مجبور کردن دیگران به کارهایی که به گمان این افراد به صلاح آنهاست نمونه این رفتارهاست.

۲. شکل دوم: power with

یعنی قدرت را با دیگران تجربه می کنند مثل وقتی که شما قرار است تصمیمی بگیرید که نتیجه‌ آن بر روی همسر یا فرزندتان هم اثر می‌گذارد، آنگاه نظر و خواست آنها را هم در نظر می‌گیرید و حتی به نظر آنها عمل می‌کنید.
در واقع به دیگری هم فرصت مخالفت و اظهار نظر و تصمیم گیری می‌دهید.

۳. شکل سوم: power within

در این شکل از ارضاء نیاز قدرت، فرد نه قدرتش را بر دیگران اعمال می کند و نه با آنها، بلکه قدرت درونی خویش را افزایش می دهد.
مثل وقتی که فردی با بالا بردن دانش یا مهارتی در خود احساس توانمندی و قدرت می‌کند حتی اگر از دیگران هم تحسینی دریافت نکند اهمیتی نمی‌دهد.

افرادی که در ارتقاء دانش و فرهنگ بشر نقش مهمی بازی کرده اند، نیاز به قدرت‌شان را اینگونه برآورده کرده‌اند.
افرادی مثل ادیسون، انیشتین، سقراط، نویسنده‌ها، شاعران و هنرمندان بسیاری در طول تاریخ و یا کسانی که حتی مشهور هم نشده‌اند اما قدرتمند بوده‌اند.

سندورم های سازمانی را بشناسید

سندورم های سازمانی را بشناسید.

۱- تروریسم سازمانی (Organizational Terrorism Syndrome)
در تعدادی از سازمان های سلسله مراتبی که افراد در سطوح سازمانی مختلف اشتغال دارند، این احتمال وجود دارد که کارکنان به خاطر حفظ موقعیت خویش و هم چنین آماده‌ سازی زمینه‌ی لازم برای ارتقای شغلی خود، افراد هم ردیف خود را نزد مدیر سازمان بد جلوه دهند، که به این عمل ترور شخصیت یا تروریسم سازمانی می‌گویند.

۲- سندرم گروه اندیشی (Group Thinking Syndrome)
گروه اندیشی یک نحوه‌ ی تفکر است که در آن اعضاء گروه تحت فشار گروهی، آن چنان محو جو می شوند که از ارزیابی های واقع بینانه باز می‌ مانند و به یک راه حل که مورد نظر گروه است دل می بندند و آن را باور می کنند.
مهم‌ترین نشانه‌ها و عوارض ناشی از گروه اندیشی عبارت است از:
توهّم آسیب ناپذیری
گریز از نقد منطقی
یک سو نگری و تعصب گروهی
کلیشه گرایی و تفکر قالبی
اِعمال فشار بر اعضا
چشم پوشی مفرط از لغزش های گروه
اتفاق آراء و توافق جمعی بی منطق و
نادیده گرفتن اطلاعات مخالف.

۳- سندرم آپولو (Apollo Syndrome)
این سندرم اشاره به حالتی دارد که در آن افراد با قابلیت‌ های بسیار بالا در جمع عملکرد ضعیفی دارند. در مبحث مدیریت منابع انسانی، موضوع Apollo Syndrome به فردی اشاره می کند که در رزومه خود، به طور اغراق آمیزی نتیجه و موفقیت تیم هایی که در آن حضور داشته را به خود نسبت می دهد و کارفرمایان پس از استخدام متوجه می شوند چه کلاه بزرگی سرشان رفته است!

۴- سندرم استکهلم (Stockholm Syndrome)
در این سندرم کارکنان سازمان که سرخورده از بی عدالتی در سازمان خود می باشند، با به اصطلاح «آدم بدها» که می‌توان آنها را رقبای خونین سازمان دانست احساس همبستگی بیشتری می‌کنند و در جهت تامین منافع رقیب بر‌ می آیند.

۵- سندرم تغییر مکرر (Repetitive Change Syndrome)
زمانی که سازمانها بیش از توان معقول کارکنان خود در پذیرش تغییر اقدام به بمباران تغییرات می‌کنند تقریبا هیچ یک از این تغییرات به ثمر نخواهد نشست و یا به صورت ناقص اجرا خواهد شد. فرسایش کارکنان نیز از پیامد های اینگونه تغییرات است. شرکت‌ هایی که از این سندرم رنج می‌برند، بیش از حد روی تغییرات داخلی تمرکز می‌کنند و از نیازهای مشتریان خود غفلت می‌کنند.

۶- پارادوکس آبلین (Abeliene Paradox)
پارادوکس یا تناقض آبلین اشاره به مواقعی دارد که گروهی از افراد به صورت جمعی تصمیمی می‌ گیرند که بر خلاف تمایلات تمامی افراد گروه است! گاهی اعضا پیشنهادات و نظراتی را می دهند و بر سر آن توافق می‌ کنند که مد نظر هیچ یک نبوده است، و نتیجه بالطبع رضایت بخش نخواهد بود.

۷- سندرم در اینجا اختراع نشده است (Not Invented Here Syndrome)
گاهی اوقات برخی تیم‌ ها از پذیرش تکنیک‌ ها و فناوری‌ هایی که خود ایجاد نکرده‌اند سر باز می‌ زنند. روانشناسان اعتقاد دارند که در این سندرم، کارکنان سازمان به دنبال مطرح شدن در سازمان بوده و تلاش دارند تا برای خود اعتبار شخصیتی کسب نمایند. دراین شرایط کارکنان آنقدر کوچک و حقیر می‌شوند که حتی از انجام بهترین روش‌ها و ایده‌ ها امتناع می‌ورزند. این سندرم موجب بسته ‌شدن فضای سازمان می‌ شود و روابط سازمان با نهادهای دیگر را دچار خدشه می‌کند.

۸- سندرم غفلت جمعی (Pluralistic Ignorance Syndrome)
گاهی اوقات می بینیم که یک موقعیت اظطراری و یا ابهام آمیز در سازمان بوجود آمده، ولی موقتا دست نگه میداریم و طوری رفتار کنیم که گوئی اتفاقی نیفتاده است و به دور و بر خود نگاه می کنیم، ببینیم دیگران چه واکنشی نشان می‌ دهند. در چنین وضعی افراد دیگر نیز به همان دلایل طوری رفتار می‌کنند که گوئی اتفاقی نیفتاده است و به دور و بر خود نگاه می کنند که ببینند دیگران چه واکنشی نشان می‌ دهند. این نمونه‌ ای بارز از پدیده‌ ی غفلت جمعی است که در سازمانهای دور بر خود نیز کم و بیش شاهد آن هستیم.

۹- سندرم سیب لک‌ دار (Bad Apple Syndrome)
می دانیم که اندازه ‌ی گروه، هدف گروه، اتکاء متقابل اعضاء گروه به یکدیگر و هویت گروه همگی عواملی هستند که بر چگونگی عملکرد جمعی گروه اثر می‌گذارند.
چنانچه عضوی از گروه این عوامل را خدشه دار و به آن آسیب برساند، این آسیب به کل گروه سرایت خواهد کرد. همچون سیبی که با نمایان شدن لکه خرابی بر آن، فساد و تخریب در آن گسترش یافته و سیب از بین خواهد رفت. فلذا به محض مشاهده‌ ی فساد می‌توان ابتدا اقدامات درمانی را صورت داد و در صورت تایید درمان ناپذیر بودن آن، باید عضو دچار شده را اخراج تا بیماری کل سازمان را فرا گیرد.

راههای رسیدن به شادی همیشگی

راههای رسیدن به شادی همیشگی

بطور کلی سه عامل وجود دارند که تاثیر بسزایی بر میزان شادی فردی شما خواهند داشت. بنابراین لازم است نگاه دقیق‌تری به این سه عامل اساسی داشته باشیم:

۱⃣ شرایط محیطی:
از میان فاکتورهای موثر بر افزایش یا کاهش شادی فردی، شرایط محیطی ما شامل سلامتی، ثروت، موقعیت اجتماعی و… فقط تا ۱۰ درصد اهمیت داشته و تعیین‌کننده هستند. این چیزی است که اکثر دانشمندان و محققان بر آن اتفاق نظر دارند.

تحقیقات نشان داده ثروتمندترین افراد جامعه آمریکا، یعنی کسانی که از درآمد سالانه بالای ۱۰ میلیون دلار برخوردارند، دارای سطح شادی فردی تقریباً برابر و گاه پایین‌تر نسبت به زیر دستان و کارگران و کارمندانی که برای آنها کار می‌کنند هستند و این به آن معناست که نقش عوامل مادی و پولی در کاهش یا افزایش سطح شادی و رفاه، بسیار اندک و محدود است.

۲⃣ ویژگی‌های وراثتی:
ظرفیت و توانایی افراد برای شادی، تا حدی ارثی است و بخشی از ساختار بیولوژیک افراد محسوب می‌شود. مطالعات روی دوقلوهای همسان و غیرهمسان نشان داده که هر انسانی با یک نوع آستانه شادی خاص و منحصر به فرد متولد می‌شود که عمدتا ریشه در ویژگی‌های بیولوژیک پدر یا مادر یا هر دوی آنها دارد و به همین دلیل است که بعضی از افرادی که دارای پدر و مادر شادتری نسبت به دیگران هستند، از پتانسیل مناسب‌تری برای سرزندگی برخوردارند و بالعکس.

حال سوال کلیدی اینست که اگر فردی نه پدر و مادر شاد و امیدوار داشته باشد، نه از شرایط مالی، جسمی و اجتماعی مطلوبی برخوردار باشد، آیا شانسی برای شاد بودن و در رفاه بالا زندگی کردن دارد؟ پاسخ این سوال قطعا مثبت است، چرا که عامل سومی در افزایش یا کاهش سطح شادی و رفاه تاثیرگذار است که می‌تواند تمام این کمبودها و مشکلات را جبران کند و آن «خود و رفتار خود» است.

۳⃣ خود و رفتار خود:
محققان بر این اعتقادند که بیش از ۵۰ درصد شادی افراد، تحت تاثیر کارهایی که انجام می‌دهند و نگرش‌ها و احساسات درونی آنها قرار دارد. به عبارت بهتر این رفتار و افکار و کردار انسان‌هاست که تعیین‌کننده سطح شادی آنهاست و می‌تواند محدودیت‌های ژنتیک و شرایط نامساعد محیطی را جبران کند.

متیو ریکارد، نویسنده شهیر فرانسوی و نویسنده کتاب معروف «شادی: رهنمون‌هایی برای توسعه مهم‌ترین مهارت زندگی» که از او با عنوان «شادترین انسان روی کره زمین» یاد می‌شود، می‌گوید: «شادی برای من می‌تواند خوردن یک بشقاب پر از اسپاگتی باشد، یا پیاده‌روی روی برف‌ها در یک شب پر ستاره و….» پس برای هر کدام از ما شادی می‌تواند مصادیق متفاوتی را شامل شود.
بنابراین اگرچه بعضی‌ها به طور طبیعی شادتر از دیگران هستند، اما شادی همه انسان‌ها، شکننده و آسیب‌پذیر و در نتیجه کوتاه‌مدت و ناپایدار است. برای رسیدن به شادی همیشگی باید به مهارت شاد بودن دست یافت. برای این کار باید به ذهن‌مان آموزش‌های کافی و مناسبی بدهیم و یک سری خصوصیت‌های انسانی مانند آرامش درونی، تفکر هدفمند و عشق بی‌قید و شرط را در خود تقویت کنیم.»

👤 کن رابینسون
📖 کتاب Finding Your Element

چهار اصل سلامت

چهار اصل سلامت

✔️ شادی، احترام، امنیت و آرامش

➖ این چهار اصل نشانه داشتن تن و روان و زندگی سالم است.
ارتباط خود را با کسانی که این چهار عنصر حیاتی شما را تحقیر یا تضعیف می کنند، کم کرده یا به مرور فاصله بگیرید حتی اگر نزدیکترین کسان شما باشند.

اگر با کسی از گفتن یک حرف بترسید که روزی از آن سواستفاده کند؛ امنیت ندارید! از این گونه آدمها فاصله بگیرید.

اگر نزد کسی میروید که تا شما را میبیند؛ می‌نالد؛ انرژی روانی و شادی شما را میگیرد، از او فاصله بگیرید.

روابط آزار دهنده بیماری می‌آفرینند، زیرا حداقل یکی از چهار اصل سلامت را از بین می‌برند.

سلامتی بر سنت و هنجار مقدم است. سنتهایی که حفظ کردید دردها و بیماریهای شما را تسکین نمی‌دهند.
خود را از قید افکار و باورهای آزار دهنده رها کنید

پنج دلیل که چرا در مسیر هدف‌مان، نباید به حرف هرکسی توجه کنیم

پنج دلیل که چرا در مسیر هدف‌مان، نباید به حرف هرکسی توجه کنیم:

۱٫ شما تنها کسی هستید که به خوبی می‌دانید توانایی‌هایتان چه هست، نه مردم.

۲٫ شما به خوبی می‌دانید که این خودتان هستید که مسبب شادی خود می‌شوید، نه مردم.

۳٫ شما از هدف و منظور خود باخبر هستید، نه مردم.

۴٫ شما تمایل شدیدی دارید که به هدف خود برسید، نه مردم.

۵٫ شما تنها کسی هستید که می‌توانید خواسته‌ی خودتان را عملی کنید، نه مردم

مفهوم درماندگی آموخته شده چیست؟

مفهوم درماندگی آموخته شده چیست؟

دانش آموزی که برای پیشبرد اهداف خود زحمت می کشد و تلاش بسیار می کند، انتظار دارد که در پایان مورد بازخورد مناسب قرار گیرد و در ازای زحمتی که کشیده است، از نتایج زحمت خود بهره مند شود.

حال اگر به دلایلی این مورد صورت نپذیرد، دانش آموز منفعل شده و دیگر تلاشی از خود نشان نمی دهد و این بدترین حالتی است که ممکن است، به سراغ دانش آموز بیاید.

به طورکلی کودکی که شب تا دیروقت درس خوانده است، وقتی در ازای تلاش خود نمره مطلوب کسب نکند، ممکن است برای خود راهی جز گوشه گیری و انزوا نیابد.

“درماندگی آموخته شده” در حال حاضر به عنوان بیماری مزمن درآمده و دانش آموزان و دانشجویان را حیران و سرگردان کرده است. برای دستیابی به شناخت این گسست که یأس، بدبینی و بی اعتمادی عمومی را در پی داشته است، هر انسان فرهیخته و فرهنگ دوست را به فکر و چاره جویی وامی دارد.

مفهوم درماندگی آموخته شده (Learned helplesseness) تا حدودی توسط پژوهشگران به تصویر کشیده شده است. این مفهوم معرف منفی ترین حالت درک از خود است.

درماندگی آموخته شده در حوزه تعلیم و تربیت به یادگیرندگانی اشاره می کند که کوشش را با پیشرفت مرتبط نمی دانند. آنها یادگیرندگانی هستند که فکر می کنند هر کاری انجام دهند به موفقیت دست نمی یابند. این موضوع که پیامدهای رفتار مستقل از رفتار فرد هستند، ابتدا توسط مارتین سلیگمن مورد پژوهش قرار گرفت.

سلیگمن مفهوم درماندگی آموخته شده را به عنوان حالت ویژه ای که اغلب در نتیجه اعتقاد فرد مبنی بر اینکه رویدادها در کنترل او نیستند در او ایجاد می شود، تعریف کرد.

گیلتی پلژر شما چیست؟

گیلتی پلژر شما چیست؟

🔸تصور کنید در حال رانندگی، به یک آهنگ شش و هشت فاقد ارزش هنری با صدای بلند گوش می دهید. با توقف پشت چراغ قرمز ناگهان متوجه می شوید در ماشین کناری، دوست و یا همکار شما نشسته است. بلافاصله صدای آهنگ را کم می کنید چون اگر همکارتان بفهمد طرفدار آن سبک موسیقی هستید، بسیار ضایع خواهید شد. این آهنگ، اصطلاحا “گیلتی پلژر” شماست.

🔸 گیلتی پلژر (guilty pleasure) هر چیزی است نظیر یک فیلم، برنامه تلویزیونی، یک آهنگ و هر رفتار دیگر که در شان شما نیست و از بیان آن خجالت می کشید، با این حال از انجام آن لذت می برید. آن رفتار بر قضاوت سایرین نسبت به شما تاثیرگذار است و به همین دلیل پنهانی آن را انجام می دهید. به عبارت دیگر، گیلتی پلژر چیزی است که شما قاعدتا نباید دوست داشته باشید ولی به هر حال دوستش دارید.

🔸گیلتی پلژر را می توان “لذت گناه آلود” یا “دلچسب ناپسند” ترجمه نمود. بگذارید با یک مثال دیگر مفهوم گیلتی پلژر را روشن تر کنم. وقتی در جمع دوستان در مورد علائق سینمایی خودتان در حال بحث هستید، وانمود می کنید که طرفدار کارگردان هایی همچون آندره تارکوفسکی، اینگمار برگمن و دیوید لینچ می باشید، با اینحال در خلوت خودتان فیلم های هندی از نوع کاملا تخیلی می بینید و بسیار هم لذت می برید؛ با این توضیح، فیلم های هندی گیلتی پلژر شما هستند!

🔸از مفهوم گیلتی پلژر در حوزه تبلیغات بسیار استفاده می شود. در جدیدترین پژوهشی که در این زمینه انجام شده و در ژورنال بسیار معتبر Journal of Business Research به چاپ رسیده این نتیجه حاصل شده است که تبلیغاتی که در آنها از مفهوم گیلتی پلژر استفاده می شود، تاثیر متفاوت بر مردان و زنان دارد. این تبلیغ ها احتمال خرید زنان را افزایش می دهند اما در مورد مردان تاثیر عکس دارند.

🔸 مطابق با جستجویی که انجام داده ام، آهنگ “گنگم استایل” و رای دادن به دونالد ترامپ گیلتی پلژر خیلی ها بوده است. آقای گلزار از چهره های مشهور و محبوب ایرانی‌ است. تعداد فالوورهایی که در اینستاگرام دارد و فروش فیلم‌هایش گواه این امر می باشد. با اینحال وقتی در جمع های مختلف در مورد ایشان صحبت می شود تقریبا تمام افراد نه تنها خود را طرفدار ایشان نشان نمی دهند بلکه ابراز بی‌علاقگی نیز می نمایند.
به تجربه دریافته‌ام که گلزار گیلتی پلژر خیلی ها می باشد؛ یعنی در کنار علاقمندانی که خود را همواره طرفدار ایشان نشان می دهند برخی نیز در ظاهر این موضوع را انکار می کنند ولی با اینحال مرتب عکس های ایشان را می بییند، اخبارشان را دنبال می کنند و … .
این موضوع در مورد برخی سلبریتی های دیگر و افرادی که در اینستاگرام فالوورهای زیادی دارند نیز صادق است.

🔸 با توجه به مطالبی که بیان کردم می توان نتیجه گیری نمود که همه آدم‌ها گیلتی پلژر دارند. اگر بخواهم به تعدادی از گیلتی پلژرهای خودم اعتراف کنم می توانم به این موارد اشاره کنم: برخی از فیلم های طنزی که به فیلم های اتوبوسی هم معروف هستند را دوست دارم؛ گاهی اوقات آتاری (از بازی های دوران کودکی) و یا مار (بازی قدیمی گوشی نوکیا) بازی می کنم؛ بعضی از آهنگ های خواننده پرحاشیه داخل ایران را دوست دارم؛ و …
گیلتی پلژرهای شما چیست؟

✍ دکتر رضا صالح زاده

پدیده سواد مصنوعی و الگوی جدید نادانی

پدیده سواد مصنوعی و الگوی جدید نادانی

روزانه فقط در تلگرام بیش از ۳ میلیون مطلب منتشر می شود. جالب است بدانید در ساعت ۴ صبح که میزان مطالب منتشر شده به کمترین مقدار خود می رسد نیز ۲۵ هزار مطلب نشر می یابد. این میزان تولید محتوا در شبکه های مختلف اجتماعی در طول تاریخ بی نظیر و فوق العاده است و منجر به پدیده جالبی شده: «همه ما» راجع به «همه چیز» می دانیم اما با ویژگی هایی خاص.
کارل تارو ژورنالیست معروف ژاپنی می گوید: هر وقت هر کسی از هر چیزی سخن می‌گوید ما وانمود می کنیم که دربارۀ آن می‌دانیم. همکارانمان دربارۀ فیلم، کتاب، قیمت ارز، حمله نظامی آمریکا صحبت می‌کنند سرمان را بالا و پایین می بریم یعنی من هم دربارۀ آن می دانم. این درصورتی است که آن ها دربارۀ آن موضوع فقط نظرات کس دیگری را در یک شبکه اجتماعی خوانده اند و آن را بازگو می کنند همان گونه که ما نیز چنین می کنیم. ما به شکلی خطرناک به نوعی کپی برداری از دانایی نزدیک می‌شویم، که در واقع الگوی جدید نادانی است. ما با سواد مصنوعی روبرو هستیم.

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
رسانه ها باعث شده اند به سرعت برق در معرض اخبار و به سرعت باد در معرض تحلیل اخبار قرار بگیریم. محیط اطراف ما پر است از اخبار مغشوش، اعداد و ارقام گول زننده و حرف های جهت‌دار. سه مساله این موضوع را تشدید می کند:
۱- حجم بالای اخبار و تحلیل ها. اطلاعات بیشتر یعنی فرصت کمتر برای بررسی دقیق تر آن ها.
۲- سبک زندگی شتابان: زندگی امروزی نسبت به ۲۰۰ سال پیش بسیار چگال تر شده است. یعنی میزان رخدادهای کاری و ارتباطاتی در واحد زمان بیشتر شده است.
۳- سواد مصنوعی: نظرات ما از پرسه‌زدن در شبکه‌های اجتماعی سرچشمه می‌گیرند، نه مطالعۀ کتاب‌ها! این کپی برداری از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی است.

به همین خاطر است که اخبار درست و غلط و شایعه و حقیقت در فضای مجازی تقریبا هم ارزش‌اند. چرا؟ چون ما فرصت نمی کنیم که درستی آن چه را که دریافت می کنیم، بررسی کنیم. بلافاصله آن را می خوانیم و احتمالا آن را برای دیگران فوروارد (ارسال) می کنیم و در گفتگوهای خانوادگی یا دوستانه یا کاری مان از آن اطلاعات استفاده می کنیم که نشان دهیم از زمانه عقب نیستیم. مثلا گزارشی در فضای مجازی منتشر شد در مورد وضعیت اقتصاد ایران در سال ۹۷، ملت هم بدون اینکه از صحت و سقم آن و همچنین اعتبار منبع آن اطمینان حاصل کنند، آن را برای دیگران ارسال می کردند. وقتی هم که با این انتقاد روبرو می شدند که این گزارش مکنزی نیست. جواب می دادند که گزاره های آن درست است. خوب! اولا اینکه از کجا معلوم که این گزاره درست است. مرجع صحت سنجی این گزاره ها کجاست؟ شخص شما؟ حتی اگر مکنزی گفته باشد اگر چیزی به شهود ما نزدیک است حتما درست است؟ اگر حتی چند گزاره در این گزارش درست باشد آیا به آن معناست که همه آن گزاره ها درست اند و متعلق به مکنزی؟

چه می توان کرد؟
۱- تعلیق قضاوت. نه باور کنید و نه رد کنید. زمانی که استدلال به نفع یا علیه آن گفته یا نوشته ندارید نه ردش کنید، قضاوت خود را معلق کنید تا زمان دریافت اطلاعات کافی برای قضاوت.
۲- در حالت مستی قضاوت نکنید. دو روانشناس آمریکایی در مطالعات خود نشان دادند زمانی که افراد از آرامش فکری بیشتری برخورداند، کیفیت قضاوتهای حرفه ای شان افزایش پیدا می کند. مطالعات نشان داده زمانی که شتابزده، هیجانی، خسته و پریشان هستیم، کیفیت قضاوت های ما افت می کند و قضاوتی که در زمان شتابزدگی می کنیم به اندازه قضاوت یک فرد مست، غیرقابل اتکاست.
۳- به ساختارهای مشکوک، حساس باشید. جملاتی که با فعل مجهول و بدون فاعل ساخته شده‌اند مانند «گفته می‌شود» یا «شنیده‌ها حاکی از آن است که» و «یا بر اساس اخبار منتشر شده» روشی برای پیچاندن شما هستند. در این ساختارها خبر وجود دارد. اما منبع خبر وجود ندارد.
۴- برای هر چه می خوانید یا می شنوید از خودتان بپرسید: الف) آیا از منبع خبر/گزارش مطمئن هستم؟ ب) آیا شواهد تاییدکننده یا استدلال های قانع کننده آورده شده یا اینکه یک حرف به زبان های مختلف تکرار شده؟ ج) آیا بین مقدمه و اطلاعات ارایه شده و نتایج رابطه منطقی وجود دارد؟ د) آیا تمام واقعیت بیان شده یا بخشی از واقعیت؟
۵- از چرا و کلمات هم خانواده استفاده کنید. آدم های دقیق دائم می پرسند چرا؟ چرا کاندیدای ریاست جمهوری شما بهتر است؟ چه چیز باعث می شود که فکر کنید قیمت ارز بالا می رود؟ چطور به این نتیجه رسیدید؟
۶- در منطق، فصلی وجود دارد به نام مغالطات. برای تقویت تفکر سنجشگرانه (انتقادی) بخش مغالطات را بخوانید با بیش از ۷۰ نوع مغالطه (=دامگاه اشتباه ذهنی) آشنا شوید.
۷- حضور در شبکه های اجتماعی مفید است. جریان آزاد اطلاعات در آن بسیار جذاب، مفید و غنیمت است. اما فراموش نکنیم که آن ها نمی توانند جایگزین کتاب و تفکر عمیق شوند.

مجتبی لشکربلوکی

ساختن واژه‌‌ی «فردا» بزرگ‌ترین اشتباه انسان بود!

ساختن واژه‌‌ی «فردا» بزرگ‌ترین اشتباه انسان بود!
تا زمانی که کودک بی‌سوادی بودیم و با این واژه آشنایی نداشتیم، خوب زندگی می‌کردیم.
تمامی احساسات‌مان، غم و شادی‌مان و هر چه داشتیم را همین امروز خرج می‌کردیم. انگار ارزش امروز را به‌خوبی می‌فهمیدیم.
اما از وقتی «فردا» را یاد گرفتیم، همه چیز را گذاشتیم برای آن!
از داشته‌های امروز لذت نبردیم و گذاشتیم‌شان برای روز مبادا.
شاید باید این‌گونه «فردا» را معنی کنیم:
«فردا» روزی‌ست که داشته‌های امروزت را نداری؛
پس امروز را زندگی کن!

پروژه‌ای به نام شادی

پروژه‌ای به نام شادی

⭕ رسیدن به شادی، یک فرآیند و به عبارت بهتر یک پروژه است. بسیاری از نویسندگان و صاحب‌نظران عرصه شادی‌آفرینی بر سر این موضوع اتفاق نظر دارند که افراد شاد، افرادی پربازده‌تر، کمک‌کننده‌تر، دوست ‌داشتنی‌تر، خلاق‌تر، علاقمندتر به دیگران و سالم‌تر هستند و همه آرزوی دوستی، همکاری یا همسایه بودن با آنها را دارند. نقطه اشتراک اغلب افراد شاد در تفکرات و نگرش‌های آنها نهفته است. ادامه‌ی خواندن

هنر خوب زیستن

هیچ چیز احمقانه‌تر از آن نیست که برای شغلی جان بکَنید که پول زیادی نصیبتان می‌کند، اما هیچ خوشی و لذتی برایتان به ارمغان نمی‌آورد و این موضوع به ویژه زمانی بیشتر صدق می‌کند که پولتان را به‌ جای کسب لذت‌ها و تجربه‌های جدید، صرف خریدن وسیله‌های گوناگون کنید.

وارن بافت این موضوع را اینگونه مطرح می‌کند: «کار کردن با آدم‌هایی که حالتان را به هم می‌زنند مثل این می‌ماند که با یک نفر فقط برای پول ازدواج کنید. این کار در هر شرایطی ایده بدی است، اما اگر خودتان هم پول‌دار باشید، دیوانگی محض است.»

📖 هنر خوب زیستن
👤 رولف دوبلی

هر کسی که قدم به زندگی شما می‌گذارد، یک معلم است.

هر کسی که قدم به زندگی شما می‌گذارد، یک معلم است.

حتی اگر شما را عصبی کند باز هم درسی به شما آموخته است زیرا محدودیت‌های شما را نشان‌تان داده است.
پس آگاهانه و با آرامش با اطرافیان رفتار کنید و از تنش و درگیرى و بحث بپرهیزید.

هرگز فکر نکنید که اگر فلان مرحله زندگی بگذرد، همه‌چیز درست می‌شود…
از همه‌ چالش‌ها لذت ببرید؛
هنر زندگی، دوست داشتن مسیر زندگی است…
خوشبختی در مسیر است، نه در مقصد!

جلسه موش ها و حل مسئله

 جلسه موشها و حل مسئله

⭕▪ تعدادی موش در یک مزرعه زندگی می کردند. موشها روزگار خوشی نداشتند چرا که گربه ای در مزرعه بود که آنها را شکار می کرد. موشها در یک ترس همیشگی به سر می بردند و ممکن بود در هر وقت از شب و روز در چنگالهای تیز گربه چابک قرار گیرند.
موشها جلسه ای تشکیل دادند تا حداقل راهی پیدا کنند که از وجود گربه در اطراف خود باخبر شوند و بتوانند عکس العمل مناسب از خود بروز دهند. طرح های مختلفی مورد بررسی قرار گرفت اما هیچکدام پذیرفته نشد.
در آخر یک موش جوان ایستاد و گفت: «من یک طرح خیلی ساده دارم اما کاملاً مؤثر خواهد بود. همه کاری که باید انجام دهیم این است که یک زنگوله به گردن گربه ببندیم. وقتی صدای زنگوله را می شنویم خواهیم فهمید که دشمن در حال آمدن است.»
همه موشها از طرح ارائه شده شگفت زده شده بودند و آن را تحسین می کردند. در بین همهمه موشها، یک موش پیر بلند شد و گفت: «من هم قبول دارم که طرح موش جوان، طرح بسیار خوبی است. اما اجازه دهید بپرسم: «چه کسی زنگوله را به گردن گربه خواهد بست؟»
موشها به یکدیگر نگاه می کردند و هیچ کس حرفی نمی زد. سپس موش پیر گفت: «ارائه راهکارهای غیرممکن خیلی ساده است.»
⭕▪نتبجه راهبردی:
۱- اجازه دهید در جلسات از تکنیک های طوفان فکری و حل مسئله به خوبی استفاده شود.
۲- ایده کشی نکنید.
۳- به همه اعضاء جلسه اجازه فکر کردن و صحبت کردن بدهید.
۴- راهکاری که از نظر یک فرد ممکن است، می تواند از نظر فرد دیگر با استدلالهای منطقی غیرممکن باشد.

با تمساح درون خود گفتگو کنید

با تمساح درون خود گفتگو کنید!

🔸برخلاف آنچه ما فکر می کنیم، ما یک مغز نداریم. ما سه مغز داریم که هم کارکردهایشان، هم عمرشان، هم جایشان در داخل جمجمه متفاوت است.

🔸مغز قدیم یا تمساح وحشی:
ما یک مغز قدیمی داریم که آن را مغز خزندگان (تمساح وحشی) می نامند. تمساح، چشم، گوش، قلب و … دارد. می‌تواند فرار کند و پنهان شود. حمله کند و شکار کند. کار اصلی این قسمت از مغز نیز برای همین فعالیت هاست: حفظ بقا و مدیریت نیازهای حیاتی.
همین الان شیئی به سمت شما پرتاب می شود. یا جاخالی می دهید، یا دستتان را سپر می کنید. برای اینکه این واکنش را نشان دهید، آیا آنالیز منطقی انجام دادید و سپس از بین بیست گزینه انتخاب کردید؟ نه! واکنش غریزی و سریع، کار مغز تمساح شماست. مغز قدیمی هزاران سال پیش بوجود آمده و هنوز سرجایش است.

🔸مغز پستاندار (گاو احساسی):
مغز دوم وظیفه لذت، شادی، خوش گذرانی، ناراحتی، عشق، نفرت و دیگر احساسات و هیجانات ما را بر عهده دارد. چون پستانداران نسبت به دیگر حیوانات عاطفی ترند، این قسمت را نام گذاری کرده اند به مغز پستاندار. این تفکر که ما میتوانیم بدون عواطف تصمیم گیری کنیم، از پایه باطل است.
تقریبا برای اتخاذ هر تصمیمی، از مغز عاطفی خود استفاده میکنیم. در یک تحقیق علمی، فردی که در اثر یک حادثه، مغز دوم خود را از دست داده بود، حتی قادر نبود که غذای مورد نظر خود را انتخاب کند. او می توانست اسامی غذاها را بخواند، بشناسد و در مورد آن ها توضیح دهد اما از انتخاب ناتوان بود.

🔸مغز جدید (انسان منطقی):
مغز جدید یا نئوکورتکس، قسمت بیرونی مغز را تشکیل می دهد. وظیفه مغز جدید، پردازش مطالب و تحلیل و حل مسائل است. هم اکنون که شما در حال مطالعه این نوشته هستید، این مغزتان فعال است، اطلاعات را می گیرد و دسته بندی می کند و علاوه بر اینکه به شما قدرت حل مسایل پیچیده را می دهد، بلکه بعد از هر حل مساله، شما را هوشمندتر می کند.
پیش بینی آینده، سناریو پردازی و تصمیم گیری استراتژیک دقیقا کار همین مغز است. این مغز، جوان ترین عضو خانواده است. آخرین باری که دیده اید یک گاو سناریوپردازی کرده باشد کی بوده است؟

⭕️ تحلیل و تجویز راهبردی:

🔹در واقع باید اعتراف کرد که مغز تمساح ما، از دو قسمت دیگر بسیار قوی تر است. کافیست یک دقیقه راه تنفس خود را ببندید، خواهید دید که چگونه مغز تمساح با خشونت وارد عرصه میشود و دستور می دهد به هر شکل ممکن راه تنفستان را باز کنید. زمانی که در واکنش به یک انتقاد سریعا واکنش شدید نشان می دهیم در اصل مغز تمساح، اختیار ما را به دست گرفته است چرا که حس می کند بقای ما در خطر است.

🔹تمساح درون ما زندگی حیوانی ما را به خوبی پیش می برد. تداوم فعالیت های ناخودآگاه مثل تنفس (برای همین مغز تمساح ما خواب ندارد)، تولید مثل و حفظ همنوع برای بقای نسل، ایجاد حریم امن (جنگیدن بر سر منطقه تحت کنترل)، حفظ قوانین حیاتی (برای پرهیز از خطرهایی که قبلی ها را از بین برد). بهمین خاطر سلطه طلبی، تعیین مرز، خشونت و نژادپرستی بین حیوان و انسان مشترک است.

🔹دو مورد از مهم ترین نکاتی که از مغزهای سه گانه می آموزیم این است که:
اگر مغز قدیم (تمساح) خود را کنترل نکنیم، این مغز مانع پیشرفت و نوآوری است چرا؟ به خاطر ترس از ورود به دنیای ناشناخته اجازه آغاز کار جدید را نمی دهد. مغز تمساح تا جایی که می تواند نمی گذارد شرایط جدید اتفاق بیافتد: آشنایی با یک دانش جدید، شروع یک زندگی مشترک جدید بعد از طلاق، آغاز یک کسب وکار نوین و کنار گذاشتن شغل بی فایده قبلی باشد. پس اولین کار این است که از طریق مغز انسان منطقی خود با تمساح درون خود وارد گفت و گو شویم و ریسک ها و موانع را شناسایی کنیم و برای تمساح درون خود امنیت ایجاد کنیم.
فقط ما مغز قدیمی نداریم. بلکه دیگران نیز تمساح وحشی درون دارند. بنابراین باید آن ها را نیز همراه خود کنیم.

🔹پیشنهاد ما باید سه بخش داشته باشد:
الف) منافع پیشنهاد ما برای طرف مقابل چیست؟
ب) اگر همراه ما نشوند و پیشرفت و نوآوری نداشته باشند دچار چه مخاطراتی می شوند (برای فعال کردن حس تلاش برای بقا)
و ج) چه کار می کنیم که ریسک ها کمترین خطر را داشته باشند که (برای غیرفعال کردن حس ترس و ایجاد حس امنیت در تمساح درون طرف مقابل)

✍دکتر مجتبی لشکربلوکی

۳ نکته کاربردی مدیریت تیم کاری

۳ نکته کاربردی مدیریت تیم کاری

۱- افراد را ارزیابی کنید
اطلاعات مفیدی در مورد قوت و ضعف اعضای تیم بدست آورید. با ساخت تیم‌ها با افرادی که هر کدام بخشی از توانمندی‌های مورد نیاز برای راه‌اندازی کسب‌وکار مدنظر را دارند، می‌توان به نتایج بزرگی دست یافت.

۲- متفاوت فکر کردن را تشویق کنید
دومین جنبه، تشویق تفکر متفاوت است. ما می­دانیم که افراد اطلاعات را به روش­های متفاوتی پردازش می­کنند. برخی افراد، برونگراتر از دیگران هستند. برخی افراد دارای شیوه تفکر درونگرایی بیشتری هستند. این افراد مدت زمان بیشتری برای تفکر و ارائه نظر نیاز دارند. هر دو آن­ها مفید و لازم هستند.

۳-موفقیت را اندازه‌گیری کنید
سومین توصیه برای آماده کردن تیم‌های کاری موفق آن است که به اعضاء اجازه دهیم سیستم اندازه­گیری خاصی ایجاد نمایند که معتقدند مناسب­ترین راه اندازه‌گیری موفقیت است. رهبران زیرک می­دانند که ایجاد اهداف قابل اندازه‌گیری، جزء ضروری برای پیشرفت موفق شرکت است.

دست از نگرانی بردارید

اگر شما منتظر شرایط زندگی تان باشید تا آرام شود و بعد شما به آرامش برسید و دست از نگرانی بردارید اینطوری شما تمام زندگی تان باید منتظر بمانید.

خداوند هرگز قولی نداده که ما را از مشکلات دور نگه می دارد، او هیچوقت نگفته است که ما طوفانی در زندگی نخواهیم داشت ولی گفته است که در دل طوفان، به ما آرامش می دهد.
آسان است که نصف شب بیدار شوید و موضوع هایی را پیدا کنید و نگران شان شوید. این روزها بسیاری از مردم خیلی راحت نگران می شوند، حمام می کنند نگران هستند، دندان شان را مسواک می زنند نگران هستند، تا محل کار رانندگی می کنند نگران هستند.

یه نفر از من پرسید اگر می توانستی کاری را دوباره انجام دهی کدام کار را متفاوت نسبت به گذشته انجام می دادی؟ گفتم: به خداوند بیشتر اعتماد می کردم خواب هایم را از دست نمی دادم تا نگران هزینه ها باشم، تا نگران این باشم که چه می شد اگر می توانستم وزیر باشم نگران این باشم که مردم مرا دوست داشته باشند.

هیچکدام از این نگرانی ها به من کمک نمی کند تا حتی ذره ای پیشرفت کنم. متعجبم که افراد راجع به موضوعاتی نگران هستند که هرگز اتفاق نمی افتند.

آیا شما هم تلاش می کنید مشکلی را حل کنید که هنوز اتفاق نیفتاده است؟
#جول_اوستین

زندگی سنگ حسرت است!

گروهی در حال عبور از غار تاریکی بودند که سنگهایی را زیر احساس کردند.
بزرگشان گفت:
اینها سنگ حسرتند. هرکس بردارد حسرت می خورد، هر کس هم برندارد باز هم حسرت می خورد.
برخی گفتند پس چرا بارمان را سنگین کنیم؟
برخی هم گفتند ضرر که ندارد مقداری را برای سوغاتی بر می داریم.
وقتی از غار بیرون آمدند فهمیدند که غار پر بوده از سنگهای قیمتی و الماس.
آنهایی که برنداشته بودند حسرت خوردند و بقیه هم حسرت خوردند که چرا کم برداشتند.
زندگی هم بدین شکل است، اگر از لحظات استفاده نکینم حسرت می خوریم و اگر استفاده کنیم باز هم حسرت میخوریم که چرا کم. پس تلاشمان را بکنیم که هرچه بیشتر از این لحظات استفاده کنیم.

سخنان آموزنده از ۱۵ کارآفرین بزرگ

سخنان آموزنده از ۱۵ کارآفرین بزرگ

۱- استیو جابز (Steve Jobs)
بنیانگذار Apple
معیاری برای تعیین کیفیت باشید. اغلب افراد عادت ندارند عالی باشند ولی شما می توانید بهترین باشید.

۲- ریچارد برانسون (Richard Branson)
بنیانگذار Virgin Group
بزرگترین علاقمندی من در زندگی این بوده است که برای خودم هدف های دست نیافتنی قرار دهم و سپس تمام سعی خودم را برای رسیدن به این اهداف به کار بندم.

۳- جان دی راکفلر (John D. Rockefeller)
بنیانگذار Standard Oil
پیدا کردن یک دوست در یک تجارت خیلی بهتر از پایه گذاری یک تجارت بر اساس یک رابطه دوستانه است.

۴- توماس ادیسون (Thomas Edison)
مخترع لامپ
من هیچ وقت شکست نخوردم من فقط هزار راه پیدا کردم که به هدف نمی رسید.
۵- ری کراک (Ray Kroc)
رئیس مک دونالد
شانس با تلاش ارتباط مستقیم دارد. هر چقدر بیشتر تلاش کنید خوش شانس تر خواهید بود.
۶- دونالد ترامپ (Donald Trump)
رئیس سازمان ترامپ
گاهی اوقات شما با شکست در یک نبرد، راهی برای پیروزی در جنگ پیدا می کنید.
۷- بیل گیتس (Bill Gates)
بنیانگذار Microsoft
موفقیت یک معلم فریبکار است . او به افراد باهوش تلقین می کند که شما هیچگاه اشتباه نمی کنید.
۸- والت دیزنی (Walt Disney)
بنیانگذار کمپانی والت دیزنی
یکی از بهترین انواع تفریحات انجام دادن کارهای غیر ممکن است.
۹- سام والتون (Sam Walton)
بنیانگذار وال مارت
داشتن بالاترین سطح انتظار، کلید موفقیت در هر چیزیست.
۱۰- جف بزوس (Jeff Bezos)
موسس سایت آمازون
برند شما آن چیزی است که مردم در مورد شما می گویند، زمانی که شما در اطاق نیستید.
۱۱- لری الیسون (Larry Ellison)
بنیانگذار کمپانی اُراکل
زمانی که شما شروع به نوآوری می کنید، باید خودتان را آماده کنید که همه شما را دیوانه خطاب کنند.
۱۲- هنری فورد (Henry Ford)
بنیانگذار کمپانی فورد
چه شما فکر کنید که می توانید کاری را انجام دهید و چه فکر کنید که نمیتوانید آن کار را انجام دهید، در هر دو حالت درست فکر می کنید.

۱۳- کارلوس اسلیم (Carlos Slim)
صاحب کمپانی Telecoms
زمانی که شما برای تفکرات و اعتقادات دیگران زندگی می کنید، در حقیقت شما مرده اید.
۱۴- ماری‌کی‌اش (Mary Kay Ash)
بنیانگذار کمپانی آرایشی ماری‌کی
الزاما افراد مستعد با انبوهی از ایده های ناب بهترین ها نیستند. بهترین‌ها کسانی هستند که حتی اگر فقط یک ایده دارند رسیدن به آن را دنبال می‌کنند.
۱۵- لری پیج (Larry Page)
بنیانگذار گوگل
زندگی ۲ شانس به شما داده است: یکی اینکه تغییراتی بزرگ در دنیا به وجود آورید و دیگری اینکه تغییراتی کوچک در کسانی که دوستشان دارید.
هر دو اینها شانس های فوق العاده ای هستند.

افرادی که محکم دست می‌دهند ذهن سالم‌تری دارند

افرادی که محکم دست می‌دهند ذهن سالم‌تری دارند

میگنا- محققان به تازگی دریافتند، یک حقیقت راجع به دو اصطلاح “بدن سالم” و “ذهن سالم” وجود دارد و افرادی که قدرت بدنی بیشتری دارند، ذهن سالم‌تری دارند.

آنها محققان بر این باورند قدرت بدنی هر فرد در سنین میانسالی، می‌تواند به پیش بینی سلامت ذهن آنها منجر شود.

افرادی که با دیگران محکم دست می‌دهند، توانایی بیشتری در حل مسائل، تست‌های ذهنی و استدلال مباحث دارند. محققان همچنین معتقدند، این افراد در مقایسه با دیگران سریع‌تر عکس‌العمل نشان می‌دهند.

این مطالعه که توسط محققان دانشگاه “منچستر” صورت گرفت، نشان می‌دهد که “ورزش کردن” راه خوبی برای تقویت ذهن است.

مطالعات پیشین نشان داده است، افرادی که به آرامی با دیگران دست می‌دهند، دچار اختلالات بیشتری در بخش “ماده سفید” مغزشان هستند. ماده سفید مغز یکی از بخش‌های سیستم عصبی مرکزی است که موجب اتصال بخش‌های مختلف مغز به یکدیگر می‌شود.
دکتر جوزف فریث از محققان افتخاری این دانشگاه گفت: سلامت مغز و قدرت عضلانی کاملا با هم مرتبط هستند.

این مطالعات که در مجله “Schizophrenia Bulletin” منتشر شد، نشان می‌دهد که قدرت دست، می‌تواند توانایی‌های ذهنی افراد در رده سنی ۴۰ تا ۵۵ سال و همچنین بالای ۵۵ سال را پیش‌بینی کند…

من داناترین فردم!

من داناترین فردم چون تنها کسی هستم که می‌دانم نمی‌دانم، در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود نیز آگاه نیستند. این جهل سقراطی که بعدها نیکلاس کوزایی آن را «جهلِ فرهیخته» نامید درست همان چیزی ست که برای تفکر و کتابخوانی نیازمند آنیم. زیرا نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم دانایی ست.

سقراط

خودویران‌گری چیست؟

بیشترِ ما تجربه‌ی گفتگوهای درونی منفی با خودمان را داریم. این که خودمان و توانایی‌هایمان را زیر سوال ببریم و به امکان رسیدن به هدف شک کنیم. زمانی که این واگویه‌های منفی زیاد شوند، تبدیل به خودویران‌گری می‌شوند. آدمِ خودویران‌گر زمانی که در تلاش است به هدفش برسد، ناگهان بدون هیچ دلیل منطقی ترمز می‌کند. او مهارت لازم برای انجام کار را دارد، قدرتش را دارد، و اشتیاق لازم برای رسیدن به هدف را هم دارد؛ اما چیزی جلویش را می‌گیرد و اجازه پیشرفت به او نمی‌دهد. پس اگر کاری هست که فکر می‌کنید باید قدرت کافی برای انجامش داشته باشید، اما نمی‌توانید انجامش دهید، خودویران‌گری دارد خودش را نشان می‌دهد. مواردی مثل به تعویق انداختن کارها، آرزوهای دست نیافته، نگرانی و خودخوری، خشم بی‌مورد، احساس بی‌ارزشی و … می‌توانند از نشانه‌های خودویران‌گری باشند. اگر تصمیم دارید در شغلتان پیشرفت کنید، یا زندگی‌تان را تغییر دهید، باید بر این خودویران‌گری غلبه کنید. وگرنه اعتماد به نفستان را از دست می‌دهید و دیگر توانایی‌هایتان را باور نخواهید کرد.

تئوری سوسک در توسعه شخصی

تئوری سوسک در توسعه شخصی

✍ در رستورانی، سوسکی ناگهان از جایی پر می‌زند و بر روی خانمی می‌نشیند.
▫آن خانم از روی ترس شروع به فریاد زدن می‌کند و وحشت‌زده بلند می‌شود و سعی ‌می‌کند با پریدن و تکان دادن دست‌هایش سوسک را از خود دور کند.
▫واکنش او مسری بود و افراد دیگری هم که سر همان میز بودند وحشت‌زده می‌شوند.
▫بالاخره آن خانم موفق می‌شود سوسک را از خود دور کند، سوسک پر می‌زند و روی خانم دیگری نزدیکی او می‌نشیند، این بار نوبت او و افراد نزدیکش می‌شود که همین حرکت‌ها را تکرار کنند!
? پیشخدمت به سمت آنها می‌دود تا کمک کند، در اثر واکنش‌های خانم دوم، این بار سوسک پر می‌زند و روی پیشخدمت می‌نشیند.
▫پیشخدمت محکم می‌ایستد و به رفتار سوسک بر روی لباسش نگاه می‌کند.
▫زمانی که مطمئن می‌شود، سوسک را با انگشتانش می‌گیرد و به خارج رستوران پرت می‌کند.
? آیا سوسک باعث این رفتار عصبی شده بود؟
▫اگر اینطور بود، چرا پیشخدمت دچار این رفتار نشد؟
▫چرا او تقریبا به شکل ایده‌آلی این مسئله را حل کرد، بدون این‌که آشفتگی ایجاد کند؟
? این سوسک نبود که باعث این ناآرامی و ناراحتی خانم‌ها شده بود، بلکه عدم توانایی خودشان در برخورد با سوسک موجب ناراحتیشان شده بود.
? این فریاد پدر، همسر یا مدیر بر سر ما نیست که موجب ناراحتی ما می‌شود،
بلکه ناتوانی ما در برخورد با این مسائل است که ما را ناراحت می‌کند.
▫این ترافیک بزرگراه نیست که ما را ناراحت می‌کند،
این ناتوانی ما در برخورد با این پدیده ‌است که موجب ناراحتی ما می‌شود.
? در زندگی نباید واکنش نشان داد، بلکه باید پاسخ داد.
▫آن خانم‌ به اتفاق رخ‌داده واکنش نشان داد، در حالیکه پیشخدمت پاسخ داد.
? واکنش‌ها همیشه غریزی هستند، در حالی‌که پاسخ‌ها همراه با تفکرند.
? نحوه واکنش‌های ما به مشکلات و نه خود مشکلات است که می‌تواند در زندگی بحران ایجاد کند و این مفهوم مهمی در فهم زندگی است.
? آدمی که خوشحال است به این خاطر نیست که همه چیز در زندگیش درست است.
▫او به این خاطر خوشحال است که دیدگاهش نسبت به مسائل درست است.

برای خیلی‌ها شنیدن یک دروغ شیرین جذاب‌تر از مواجهه با حقایق تلخ است

برای خیلی‌ها شنیدن یک دروغ شیرین جذاب‌تر از مواجهه با حقایق تلخ است و این یکی از ریشه‌های مزمن شدن مشکلات در شرکت‌داری، مملکت‌داری و حتی زندگی شخصی است.

برای خیلی‌ها شنیدن یک دروغ شیرین جذاب‌تر از مواجهه با حقایق تلخ است

 

 

مدل پنج اف(۵f)

?آشنایی بامدل پنج اف(۵f)

⭕ توجه دقیق و عمل کردن به این ۵مورد میتونه شمارو در مسیر بهترِ پیشرفت قرار بده .
? Faith ایمان
? Focus تمرکز
? Future آینده
? Fail شکست خوردن
? Fun سرگرمی

? برای کاری که انجام میدید و برای رسیدن به اهدافتون ایمانی راسخ، باوری مانا و قدرتمند داشته باشید. ایمان اولین شرط موفقیته و باور یعنی رفتن نصف راه؛ پس کم نیارید

?روی خودتون؛ کارهاتون؛ برنامه هاتون متمرکز و دقیق بشید. نوسان و هیجان نداشته باشید، و از این راه به اون راه نرید. نگذارید شرایط، اطرافیان، تلخی و سختی ها؛ تمرکز شمارو بهم بریزه .

?آینده نگر باشید. برای آینده بهتر و خواسته های دوستداشتنیتون برنامه ریزی کنید، چون قرار نیست ۱روزه همه چی تغییر کنه پس بدونید تصویر آینده رویایب تون دقیقا چی هست

?از شکست اصلا نترسید. تمام تلاشتون رو کنید که ۲باره بلند بشید و شکستها باعث یادگرفتن بشه براتون نه اینکه باعث توقفتون یا نا امید شدنتون

?از خود؛ خوانواده و عزیزانتون نگذرید. انسان ذاتا یک موجود اجتماعیه و تنهایی محض کمکی بهش نمیکنه. پس به فکر حال خوبتون؛ شادابی روح، ذهن و سلامت فیزیکیتون هم باشید. سرگرمی و تفریح داشتن برای خودتونوفراموش نکنید و خوشحالی کنید.

چهار روش اشتباه برای جلب توجه ( قدرت ومحبوبیت)

چهار روش اشتباه برای جلب توجه (  قدرت ومحبوبیت) :

✍️همه‌ انسانها نیاز دارند که در یک یا چند زمینه احساس قدرت و مهارت کنند و با این قدرت شناخته شوند، اما گاهی پیش می‌آید که مهارتی در کار نیست و فرد برای جبران این نیاز از روش‌های متفاوتی برای تایید و توجه‌طلبی و ارضاء این نیاز استفاده می‌کنند.

۱- ?مخالفت‌ورزی: حتماً در جمع اقوام و دوستان با کسانی برخورد کرده‌اید که پیوسته مخالف جمع هستند و بر آن اصرار می‌ورزند و دست آخر هم احتمالاً با دلخوری و کدورت می‌پذیرند که تابع باشند. بله درست متوجه شده‌اید این افراد به این وسیله توجه می‌گیرند. مخالفت کردن مهارتی نمی‌خواهد فقط کمی کج خلقی لازم دارد ولی در عین حال کلی توجه به جیب می‌زنند.

۲-? مهرورزی فراوان: این افراد تلاش بیشتری برای گرفتن توجه به خرج می‌دهند، آنها سعی می‌کنند در جمع مطیع‌ترین فرد و به اصطلاح امروزی “ماله‌کِش‌ترین” افراد در گروه‌ها هستند، تلاش می‌کنند برای همه کوتاه بیایند و همه را با هن خوب کنند. از حق خود به نفع همه می‌گذرند و نظر و ایده خود را فدای همه می‌کنند تا این برچسب نصیب آنها شود که او خیلی مهربان است، او خیلی دلسوز است، او واقعاً انسان بزرگی‌ست!

۳-? انتقادگری و کنترل‌گری: اینگونه افراد شبیه مخالفت‌ورزها هستند اما آنها هم تلاش بیشتری می‌کنند و آن اینست که سعی می‌کنند به عنوان یک عقل کل در جمع ظاهر شوند و با نظرات و پیشنهادات خود جمع را پیش ببرند. این افراد درست برعکس ویژگی رهبرانه عمل می‌کنند. آنها به شدت انتقادگر هستند و اغلب با انواع انتقاد و سرزنش دیگران را مجبور می‌کنند تا به اهداف خود در گروه برسند و زمانی توجه کامل و ارضاکننده بدست می‌آورند که در آخر کار از فکر خود به نتیجه مطلوب رسیده‌اند و این پیروزی برهانی برای ادامه کنترل‌گری و البته توجه‌طلبی بکار می‌برند.

۴- ?انزواطلبی و کناره‌گیری: اگر همیشه ما در جمع در گوشه‌ایی بشینیم و یا سکوت کنیم خلاف جهت بقیه عمل کرده‌ایم و این خود باعث ارضا نیاز به توجه است. چرا که افراد اغلب خواهان رابطه با ما خواهند شد و برای اینکه ما را وادار به مشارکت در گروه کنند اصرار خواهند کرد یا شرایط را برای ما فراهم خواهند کرد.

?شاید با این تعاریف شما به یاد ویژگی‌های افراد درون‌گرا یا برون‌گرا بیافتید؛ که بدون هیچ توجه‌طلبی خواهن چنین ارتباطاتی بر اساس ویژگی شخصیتی خود هستند . دقیقاً به همین دلیل در ابتدا عرض کردم که “مهارتی” وجود ندارد. چرا که همه ما لازم است مهارت‌های ارتباطی را بیاموزیم و تمرین کنیم.

سندروم اردک چیست ؟

سندروم اردک چیست ؟

این اصطلاح توسط پژوهشگران دانشگاه استنفورد بعد از بررسی پست های مجازی چند دانشجو که خود کشی کرده بودند ابداع شد. اگر به شنا کردن اردک در آب توجه کنیم ما تنها قسمتی از بدن او را می بینیم که به آرامی بر روی آب درحال حرکت است، درحالی که متوجه تقلای این اردک که با تلاش پاهای خود را تکان می دهد تا حرکت کند، نمی شویم.

دانشجویانی هم که خودکشی کرده بودند تصاویری شاد یا نقل قول هایی امید بخش از خود منتشر کرده بودند که به ظاهر نشان می داد آنان بسیار شاد و خوشبخت هستند در صورتی که خارج از شبکه های مجازی و در دنیای واقعی با مشکلات روحی زیاد دست و پنجه نرم می کردند.  در واقع مبتلایان به « سندرم اردک» کسانی هستند که تلاش می کنند همواره تصویری شاد و خوشبخت از خود در فضای مجازی نشان دهند در صورتی که در دنیای واقعی با مشکلات زیادی مواجه هستند.

۶ عادت بد در مکالمات و چگونگی رفع آنها

۶ عادت بد در مکالمات و چگونگی رفع آنها :

شاید متعجب شوید که در مورد بسیاری از افراد، گفته های آنها نیست که آنها را عقب نگاه می دارد، بلکه کارهایی است که انجام می دهند. در اینجا به ۶ عادت بد می پردازیم که به ارتباطات شخصی صدمه می زنند:
۱٫ قطع کردن صحبت دیگران
۲٫ از این شاخه به آن شاخه پریدن
۳٫ تکرار مداوم یک سری حرف های تکراری در طول مکالمه
۴٫ ناتمام گذاشتن حرفهای طرف مقابل
۵٫ وراجی کردن و بحث در طول مکالمه
۶٫ نگاه کردن به گوشی در طول مکالمات

گرچه این شش عادتِ مخرب، اَشکال متفاوتی دارند، ولی همگی آنها نتیجۀ یک چیز هستند: گوش ندادن!
بسیار خوب، راه حل غلبه بر این شش عادت بد در مکالمات چیست؟

?درخصوص نحوۀ تعاملاتتان صادق باشید
اگر شما شخصی کلامی هستید، به اشخاص درونگراتر توضیح دهید که پیش از مشخص کردن موضعتان درخصوص یک موضوع نیاز دارید که آن را به طور کامل مورد بحث قرار دهید. اگر ترجیح می دهید که افراد توضیحات خود را به جای شرح مبسوط در قالب نکات کلیدی مطرح کنند، این را به آنها یادآوری کنید.

? به مکالمه متعهد باشید
گوشی موبایل خود را از روی میز و از دسترستان دور سازید. در طول مدت زمان مکالمه، تماس چشمی خود را حفظ کرده و نسبت به بدن زبان، تون صدا، و کلمات ادا شده توسط گوینده حساسیت نشان دهید.
? مکث کردن را تمرین کنید
اگر عادت دارید صحبت دیگران را پیش از پایان قطع کنید، سعی کنید با شمردن تا ۵، پیش از هر گونه واکنش، خود را به چالش بکشید. این کار به شما اطمینان می دهد که شخص مقابلتان بازگو کردن افکار خود را تمام کرده و شما می توانید عقاید خود را مطرح کنید.

? مطالب شنیده شده را خلاصه کرده و سپس سؤالاتی را مطرح سازید
با تکرار کردن سخنان طرف مقابل، وی را متوجه سازید که حرف هایش را فهمیده اید. «چیزی که من از صحبت های شما متوجه شدم، x,y,z است. آیا درست متوجه شده ام؟» آنگاه منتظر تأیید یا حرکت سر باشید. سؤالات برای نشان دادن حضور شما در مکالمه بسیار مفید هستند.
?افکار خود را منسجم سازید
از مکث کردن برای سازماندهی افکارتان استفاده کنید تا بتوانید موجز و روشن صحبت کنید. به صحبت های خود گوش دهید و وقتی متوجه تکراری بودن حرف هایتان شدید، افکارتان را مهار سازید.

?از نشانه های بصری بهره بجویید
شیئی را به عنوان نماد هدف خود برای تبدیل شدن به یک شنوندۀ مؤثر بر روی میزتان قرار دهید تا هدفتان را به شما یادآوری کند. من به شخصه یک کریستال صورتی با برش های بسیار را روی میزم قرار داده ام. هر بار که آن را می بینم به خاطر می آورم که باید به وجوه مختلف صحبت های طرف مقابلم گوش دهم.

? اجازه دهید دیگران اول صحبت کنند
اگر از دسته کسانی هستید که تمام زمان مکالمه را اشغال می کنید، به دیگران اجازه دهید اول برنامه هایشان را مطرح کنند و سپس به سراغ ایده های خود بروید. همچنین می توانید مدت زمان صحبتتان در طول جلسات را مدنظر داشته باشید تا بدین ترتیب پیشرفت خود در واگذار کردن زمین به طرف مقابل را اندازه بگیرید.
✅زمانیکه فرآیند بهبود عمدی تعاملات بین شخصی خود را آغاز می کنید، از اعضای تیمتان بپرسید که آیا تغییری را در نحوۀ رفتار شما متوجه شده اند یا خیر. پرسیدن این سؤال این علامت را به دیگران می دهد که شما در حال بهبود عادات ارتباطی خود هستید و همچنین باعث می شود در مورد تغییرات مثبت در شما نیز اندیشه کنند.

جلّاسانِ گِردگو

جلّاسانِ گِردگو

✅ واژه‌های طبّاخ، قصّاب و خبّاز را شنیده‌اید، نام مشاغل‌اند، و کسانی هم هستند که بر وزن همین مشاغل می‌توان آن‌ها را «جَلّاس» نامید، اگرچه چنین واژه‌ای وجود نداشته باشد. این‌ آدم‌ها را حتماً می‌شناسید. این دسته – که هر یک از ما هم می‌توانیم یکی از آن‌ها باشیم – کارشان این است که از این جلسه به آن جلسه در حرکت هستند. اگر طبّاخ یعنی «بسیار طبخ‌کننده»، «جَلّاس» نیز «بسیار نشیننده در جلسه است، بسیار جلوس‌کننده»

ادامه‌ی خواندن

۴ تله تشدید فقر

۴ تله تشدید فقر

«بنرجی» و «دوفلو»، ۲ اقتصاددان برجسته دانشگاه MIT، بیش از ۱۵ سال از عمر خود را صرف بررسی زندگی فقرا در هند، مراکش، کنیا، اندونزی و بسیاری دیگر از کشورهای در حال توسعه کرده‌اند. کتاب «اقتصاد فقیر» (Poor Economics)، چکیده تجربیات این ۲ اقتصاددان در زمینه ارزیابی نتایج سیاست‌های مختلف فقرزدایی است. بخشی از کتاب، به ۴ دام جوامع فقیر اشاره می‌کند، دام‌هایی که توجه به آنها، می‌تواند کاتالیزور برنامه‌های فقرزدایی دولت‌ها و سازمان‌های عام‌المنفعه باشد:

۱️⃣ تله «کم‌اطلاعی»
بسیاری از فقرا به چیزهای کمابیش بدیهی برای خانوارهای متوسط (مانند ارزش بالای سال‌های اولیه تحصیل یا منافع زیاد واکسیناسیون منظم)، باور ندارند. طراحی شیوه‌های جذاب برای در اختیار گذاشتن اطلاعاتی ساده، راهی کم‌هزینه است که می‌تواند تغییرات مثبت وسیعی در زندگی فقرا ایجاد کند.

۲️⃣ تله «تاخیراندازی مسایل حیاتی»
فقرا مجبورند بار مسئولیت جنبه‌های بسیار زیادی از زندگی خود را مستقیما به دوش بکشند، جنبه‌هایی که برای خانوارهای متوسط، وضعیتی خودکار و ازپیش‌تعیین‌شده دارد (مانند به دست آوردن آب سالم، تغذیه مناسب کودکان و نوجوانان و یا بیمه‌‌های سلامت و بازنشستگی). طراحی مشوق‌های کوچک برای آنکه فقرا چنین چیزهای مهمی را به تاخیر نیندازند، رکن کلیدی یک برنامه فقرزدایی موفق است.

۳️⃣ تله «نبود بازار»
برخی بازارها برای فقرا وجود ندارند یا آنها در این بازارها با قیمت‌های نامتعارفی روبرو می‌شوند. مثلا فقرا به دلیل نداشتن وثیقه، دسترسی به سیستم بانکی نداشته و مجبورند نرخ‌های بهره کمرشکنی را به وام‌دهندگان محلی بپردازند. بسیاری از فقرا نیز به دلیل دوری از مراکز جمعیتی، به شبکه توزیع بسیاری از کالاها یا خدمات دسترسی ندارند. طراحی نوآوری‌های کسب‌وکاری یا فناورانه که امکان توسعه بازارهای ویژه فقرا را فراهم کند، می‌تواند نفع فراوانی به جوامع فقیر برساند.

۴️⃣ تله «ناامیدی و بدبینی»
انتظارات و انگاره‌های ذهنی افراد، زمینه‌ساز پیش‌بینی‌های خودمحقق‌کننده (Self-fulfilling prophecy) هستند. وقتی معلمان مناطق فقیر به کودکان می‌گویند به‌اندازه کافی باهوش نیستند که بتوانند دوره آموزشی را تمام کنند، آنها بیشتر ترک تحصیل می‌کنند؛ وقتی دستفروشان انتظار دارند که حتی درصورت بازپرداخت وام، دوباره به سرعت زیر بار وام بروند، خلاقیت لازم را برای فروش بیشتر و بازپرداخت وام خود به خرج نمی‌دهند و . . . تغییر این انتظارات منفی، ساده ن

تفکر دلفینی چیست؟

تفکر دلفینی چیست؟

? دلفین ها نوعی از حیوانات دریایی هستند. این پستان‌داران آبزی باهوش، دارای روحیه همکاری هستند و در ارتباطات خود شیوه برنده – برنده را برگزیده‌اند.
?دلفین هیچ کمبودی ندارد و می خواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند. اگر یک دلفین زخمی شود، ۴ دلفین دیگر او را همراهی می کنند تا خود را به گروه برساند.

ادامه‌ی خواندن

آیا شاد بودن به معنای بشاش و خندان بودن همیشگی و دائمی است؟

آیا شاد بودن به معنای بشاش و خندان بودن همیشگی و دائمی است؟

⭕️ اگر شادی به معنای بشاش و خندان بودن نیست، پس به چه معناست؟
مارتین سلیگمان که از او با عنوان «پدر روانشناسی مثبت» یاد می‌شود، در سال ۲۰۰۳ کتابی را به نام «شادی اصیل» به رشته تحریر در آورد که در آن به مبانی و فعالیت‌های لازم برای رسیدن به شادی پرداخته شده است. او سه عنصر اصلی را برای شادی برمی‌شمرد که عبارت است از: احساس مثبت بودن، تعهد داشتن و معنادار بودن.
به عقیده سلیگمان، ترکیب شدن این سه عنصر در یک انسان، باعث شاد شدن او می‌شود.

⭕️ فردی که از زندگی و کارش، احساس مثبت بودن، متعهد بودن و معناداری می‌کند، به شادی بلندمدت و عمیق دست خواهد یافت و همه اینها با گوهر درونی افراد گره خورده است. شرایط شما هر چه که باشد، احساس شادی واقعی در کار و زندگی و پیدا کردن گوهر درونی‌تان مکمل یکدیگر هستند. هویدا شدن گوهر درون، بیش از هر چیز دیگری عبارت است از یافتن معنا و هدف زندگی و متعهد شدن او به‌کار و زندگی‌اش همراه با ایجاد احساس مثبت نسبت به آنها.

⭕️ یاسمن هلال یک بسکتبالیست حرفه‌ای مصری بود که نزدیک به یک دهه در تیم ملی بسکتبال مصر عضویت داشت و همزمان به عنوان یک مهندس زیست شناسی موفق نیز مشغول به‌کار بود. اگر چه او در هر دوی این زمینه‌ها، موفق و کارآمد بود اما هیچ کدام از آنها به او لذت کافی و احساس شاد بودن نمی‌دادند.
این وضعیت ادامه داشت تا اینکه یک شب درحالی‌که از مسابقه بسکتبال برمی‌گشت، به چند بچه برخورد که مشغول گدایی بودند. آنها از او پول طلب کردند و او مقدار کمی پول خرد که در ماشین خود داشت، به آن سه بچه داد. پس از بازگشت به خانه، احساس عجیب و بی‌سابقه‌ای تمام وجود یاسمن را فرا گرفت. احساس توام با لذت و شادی فراوان و حقیقی از یک سو و عذاب وجدان از سویی دیگر.
او از این مساله شاد بود که به چند پسر بچه فقیر کمک کرده است و آنها با استفاده از آن پول می‌توانند به برخی از آرزوهای خود برسند و عذاب وجدان از آن جهت که او پول کمی همراه داشت و نتوانست بیشتر این آنها را شاد کند.

⭕️ از فردای آن روز، یاسمن شروع به آغاز برنامه‌ای برای کمک‌رسانی و حمایت مالی به کودکان محروم از تحصیل کرد. او توانست از شهرتش در زمینه ورزش استفاده کرده و حامیان مالی خوبی برای ادامه این برنامه پیدا کند و از این طریق به شادی حقیقی که ساله‌ها به دنبال آن بود دست یابد.

منبع:کتاب Finding Your Element

فیلم درس مهم از زندگی بیل گیتس

درس مهم از زندگی بیل گیتس
در این برنامه به ماجرای جالبی از زندگی بیل گیتس میپردازیم که میتواند درس مهمی برای مدیریت در زندگی باشد. امیدواریم که این برنامه مورد توجه شما دوستان عزیز قرار بگیرد.

 

رک بودن یا بی ادبی!

رک بودن یا بی ادبی!

رک یا FRANK به معناى ابراز نظر شخصى در مورد مسائلى است که مربوط به خود ما میشود مثلا من بستنى دوست ندارم این موضوع رو به صراحت بازگو میکنم یا دوستى از من میپرسد میاى بریم بیرون؟ براحتى میگویم نه الان حوصله ندارم …این میشه نظر شخصى من در مورد خود من و اما رود یا RUDE به معناى گستاخى یا وقاحت است که نظرات ما در مورد دیگران است، مثلا من به دوستم میگویم چقدر چاق هستى! یا میگویم بینى تو شبیه بینى عقاب است! ببخشیدا من رک هستم!

فرق رک بودن و وقاحت را بدانیم و هرچه در ذهن مى آید در قالب رک بودن تحویل مردم ندهیم.





راهزنان وقت خود را بشناسید

راهزنان وقت خود را بشناسید

زمان را نه می توان خرید ، نه می توان ذخیره کرد و نه می توان متوقف ساخت ، تنها می توانید در وقتتان صرفه جویی کنید. زمان همانند یک تیر از کمان رها شده است که هرگز باز نمی گردد. راهزنان زمان، قسمتی از زمانمان را به جبر از ما می ستانند و قسمتی دیگر را به نیرنگ ، اما آن چه باقی می ماند بی آنکه بدانیم ضایع می شود. در این دنیا ، هر چیزی که با ارزشتر باشد به همان اندازه به مراقبت بیشتری نیاز دارد. راهزنان وقت بسیارند و هر کدام با نیرنگی جهت ربودن گوهر وقت ما کمین کرده اند.

? سرشناس ترین راهزنان زمان :
– سلام و تعارفات بیش از حد با دیگران.
– بی برنامه بودن .
– درنظرنگرفتن اولویت ها.
– خودداری از تفویض اختیار.
– نداشتن قاطعیت در تصمیم گیری.
– شرکت در جلسات غیر ضروری .
– مدیریت در بحران.
– از این شاخه به آن شاخه پریدن.
– تاسف بر گذشته.
– خستگی و کسالت و غم.
– مطالعه بیهوده.
– فقدان انضباط شخصی.
– کار امروز را به فردا افکندن.
– مهمان ناخوانده.
– تلفن های مزاحم و طولانی.
– داده های بسیار زیاد و پردازش نشده.

میزان آسیب پذیری هر کس از راهزنان وقت یکسان نیست بلکه هر فردی باید خودش راهزنان وقتش را شناسایی و کنترل کند.

کوسه های مدیریت

کوسه های مدیریت

ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند اما آبهای اطراف ژاپن سال هاست که ماهی تازه ندارد. بنابراین برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایق های ماهی گیری، بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند. ماهی گیران هر چه مسافت طولانی تری را طی می کردند به همان میزان برای بازگشت زمان بیشتری لازم بود .اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهی ها، دیگر تازه نبودند وژاپنی ها مزه این ماهی را نمی پسندیدند . برای حل این مسئله ، شرکتهای ماهی گیری فریزرهایی در قایق هایشان تعبیه کردند. آنها ماهی ها را گرفته وروی دریا منجمد می کردند. فریزرها این امکان را برای قایقها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند. اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتند❗ بنابراین شرکتهای ماهیگیری مخزنهایی را در قایقها کارگذاشتند و ماهی را در مخازن آب نگهداری می کردند .ماهی ها پس از کمی تقلا آرام می شدند و حرکت نمی کردند. آنها خسته و بی رمق ، اما زنده بودند. متاسفانه ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. زیرا ماهیها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند. پس شرکتهای ماهیگیری باید این مسئله را بگونه ای حل می کردند.
آنها چطور می توانستند ماهی تازه بگیرند؟!
اگر شما مشاور صنایع ماهیگیری بودید ، چه پیشنهادی می دادید؟!
رون هوبارد در اوایل سالهای ۱۹۵۰دریافت:
” بشر تنها در مواجهه با محیط چالش انگیز به صورت غریبی پیشرفت می کند ”
برای نگه داشتن ماهی تازه شرکتهای ماهیگیری ژاپن هنوز هم از مخازن نگهداری ماهی در قایقها استفاده می کنند اما حالا آنها یک کوسه کوچک به داخل هر مخزن می اندازند. کوسه چندتائی از ماهی ها را می خورد اما بیشتر ماهیها با وضعیتی بسیار سرزنده به مقصد می رسند، زیرا برای فرار از کوسه تلاش میکنند‼
☑منافع و مزیتهای رقابت:
شما هر چه با هوش تر ، مصرتر و با کفایت تر باشید از حل یک مسئله بیشتر لذت می برید .اگر به اندازه کافی مبارزه کنید و اگر به طور پیوسته در چالشها پیروز شوید ، خوشبخت و خوشحال خواهید بود. گاهی وقتها کوسه ها برای پیشرفت و توسعه لازمند . ‌
??تفاوت بین افراد موفق با دیگران در فقدان قدرت نیست، بلکه در فقدان خواستن است.

پاچه خواری

حکایت

براى سلطان شهرى سفره ای گسترانیده و کله پاچه ای بیاوردند.
سلطان فرمود:
در این کله پاچه اندرزها نهفته است؟
سپس لقمه نانی برداشت و یک راست مغز کله را تناول نمود، سپس گفت:
“اگر می خواهید حکومتی جاودان داشته باشید، سعی کنید جامعه را از “مغز” تهی کنید.”
سپس “زبان” کله پاچه را نوش جان و فرمود:
“اگر می خواهید بر مردم حکمرانی کنید “زبان جامعه را کوتاه و ساکت کنید.”
سپس چشم ها و بناگوش کله پاچه را همچون قبل برکشید و فرمود:
“برای این که ملتی را کنترل کنید، بر چشم ها و گوش ها مسلط شوید
و اجازه ندهید مردم زیاد ببینند و زیاد بشنوند.”
وزیر اعظم عرض کرد:
پادشاها! قربانت بروم حکمت ها بسیار حکیمانه بودند، اما جواب شکم ما را چه میدهید؟
ذات ملوکانه، در حالی که دست خود را بر سبیل های چرب خویش می کشیدند،
با ابروان خود اشاره ای به “پاچه” انداختند و فرمودند:
“شما “پاچه” را بخورید و “پاچه خواری”
را در جامعه رواج دهید تا حکومتمان مستدام بماند…

 

برای عضویت در کانال موفقیت روی لینک زیر کلیک فرمایید،

کانالی با مطالب متنوع و  آموزنده بدون حتی یک پیام تبلغاتی

کانال تلگرامی موفقیت

پنج گام به سوى یک باور ذهنى مثبت

پنج گام به سوى یک باور ذهنى مثبت

۱)حذف:
 هروقت دچار افکار منفى شدید، بلند بگویید      حـذف!

۲) جایگزینى:
 سپس باور مثبتى را به عنوان جایگزین آن برگزینید.

۳) تأکید:
حالا نوبت تقــــــــــویت باور جدید است، مثلاً آن را روى کارتهایى نوشته و در محل دید قرار دهید.

۴) تجسّم:
تصویرى خلاق از خود، در حالى که سرشــــــــــــار از باور جدید هستید بسازید و تا شش هفته هر روز  این برنامه را اجرا کنید.

۵) ممارست:
 آنقدر ممارست به خرج دهید
تا این تغییرات ماندگار  شود…

برای عضویت در کانال موفقیت روی لینک زیر کلیک فرمایید،

کانالی با مطالب متنوع و  آموزنده بدون حتی یک پیام تبلغاتی

کانال تلگرامی موفقیت

امروز با نهایتِ شوق زندگی را در آغوش می کشم

با_خودت_تکرار_کن :

‏《امروز با نهایتِ شوق زندگی را در آغوش می کشم. تمامِ احساساتِ خوبم را دوباره می رویانم، امیدوارم به فرداهای زیباتر هستم، و قدمهای استوارتری برمی دارم.》فکار انسان انسان ها را می سازد

نظریه بوروکراسی_قبیله ای

نظریه بوروکراسی_قبیله ای

?ماکس_وبر در تحلیل خود از سلطه و اقتدار، سه مبنا را برای سلطه و اقتدار مطرح می کند:

?سلطه سنتی، سلطه عقلایی- قانونی و سلطه کاریزماتیک.?

✍ از دیدگاه وبر، این ها انواع آرمانی یا الگوهای مفهومی ناب هستند اما در جهان واقعی هرگز به صورت ناب ظاهر نمی شوند، بلکه بیشتر در انواع گوناگون ترکیب ها پدیدار می شوند.

✍در برخی جوامع در حال توسعه، شکلی از ساختارهای شبه بوروکراتیک مشاهده می شود که روابط و ساختارهای قدرت سنتی در آنها مشهود است. به عبارت دیگر، ساختارهای قدرت سنتی در دل بوروکراسی های در حال تکامل، نفوذ کرده اند. زیرا آنها تا حدی فاقد مشخصات اصلی بوروکراسی یعنی رسمیت و برخورد غیرشخصی، حاکمیت قانون و عقلانیت هستند و تعصب و پیوند بین اعضای قبیله در این سازمانها تعیین کننده بسیاری از سیاست ها و اقدامات است.

?✍این ساختارها نه بوروکراتیک به معنای واقعی آن، بلکه تظاهری از چارچوب های بوروکراتیک هستند و قدرت و روابط سنتی و قبیله ای در درون آنها حاکم است.این ساختارها را بوروکراسی های قبیله ای می نامیم؛ ?

? بوروکراسی های قبیله ای ترکیبی از ساختارهای قدرت سنتی و ساختار بوروکراسی عقلایی و قانونی است. به همین دلیل، به طور همزمان برخی ویژگی های ساختارهای سنتی و بوروکراتیک را با هم دارند.?

✍بوروکراسی های قبیله ای عمدتاً در جوامع یا کشورهایی شکل می گیرند که برای مدتها دارای حکومت ها و ساختارهای قدرت سنتی بوده اند. برای مثال، از دیرباز تا پیش از دوران معاصر، شکل ساختاری حاکم بر حکومت های ایران حکومت سلطانی بوده که در آن قدرت در مرکز امپراتوری متمرکز بوده است.

✍ در جوامعی که سابقه تاریخی و تمدنی کمتری داشته اند و در قرون گذشته توسعه و تکامل یافته اند، هر نوع تغییر و توسعه ای با موانع و محدودیت های کمتری همراه است و این کشورها و ساختارهایشان انعطاف پذیری بیشتری برای تغییر دارند اما در جوامعی که نقش باورها و قواعد سنتی در اداره مشهود و برجسته است (نظیر ایران، مصر، یونان)، گذار یکباره به قدرت قانونی و عقلایی (بوروکراتیک) امکانپذیر نیست.

⭕در بوروکراسی های قبیله ای قدرت در درون شبکه ای از روابط سببی، نسبی و قبیله ای متمرکز است. جوهرۀ رفتار و منش اعضای قبیله، سیاست و منفعت است. «اعضای قبیله» برای تحقق منافع خود، بر قدرت سنتی و رفتارهای سیاسی متکی هستند و گاهی قوانین و مقررات بوروکراسی که در آن عضو هستند را دور می زنند. در بوروکراسی های قبیله ای نه قدرت قانونی و قدرت تخصص، بلکه «قدرت رابطه» بیشترین تأثیرگذاری را دارد.

✍ اعضای قبیله منافع خود را که در ساختارهای سنتی با اعمال قدرت سخت (عمدتاً پاداش و تنبیه) کسب می شد، در درون بوروکراسی های ظاهراً مشروع با اعمال قدرت نرم (عمدتاً قدرت رابطه و رانت اطلاعات) جستجو می کنند.

در این ساختارها، اعضای قبیله، افراد سازمان را شامل دو گروه «خودی» و «غیرخودی» می دانند.

? خودی ها همان اعضای قبیله هستند که غالباً پست های کلیدی یا کنترل منابع کلیدی سازمان را در اختیار دارند. بیشترین قدرت در شبکه سازمانی در دست «اعضای قبیله» متمرکز است. عضویت در «قبیله» مستلزم داشتن روابط نسبی، سببی یا وفاداری اثبات شده است. برخی از اعضای قبیله حتی اگر قدرت واقعی نداشته باشند، «قدرت درک شدۀ آن ها» که ناشی از تصور پیوند آن ها با اعضای کلیدی قبیله است، امکان مانور زیادی در سازمان به آنها می دهد.

دانشمند و چوپان

دانشمندی در بیابان به چوپانی رسید و به او گفت

چرا به جای تحصیل علم،چوپانی می کنی؟

چوپان در جواب گفت :
آنچه خلاصه دانشهاست یاد گرفته ام.

دانشمند گفت :خلاصه دانشها چیست ؟

چوپان گفت :پنج چیز است:

تا راست تمام نشده دروغ نگویم
تامال حلال تمام نشده، حرام نخورم
تا از عیب و گناه خود پاک نگردم، عیب مردم نگویم.
تا روزیِ خدا تمام نشده، به در خانهٔ دیگری نروم.
تا قدم به بهشت نگذاشته ام، از هوای نفس و شیطان، غافل نباشم

دانشمند گفت : حقاً که تمام علوم را دریافته ای ،هر کس این پنج خصلت را داشته باشد از آب حقیقت علم و حکمت سیراب شده است

ریچارد برانسون: “کم‌تر حرف بزن و بیش‌تر گوش کن!”

ریچارد برانسون: “کم‌تر حرف بزن و بیش‌تر گوش کن!”

ریچارد برانسون، موسس و خالق گروه ویرجین در پستی در لینکدین نوشته است: «خانه‌ای که من در آن بزرگ شدم، پر بود از فعالیت‌های مختلف. مادرم مدام در حال طرح‌ریزی فعالیت‌های کارآفرینی جدید بود و من و خواهرانم به شدت مشغول اجرای آنها بودیم.»

در میان این هرج و مرج، پدر برانسون اما، لنگرگاه آرامش و ثبات و مسئول پشتیبانی از خانواده بود. وی می‌نویسد: «پدرم فرد ساکتی نبود. اما به اندازه‌ بقیه‌ ما حرف نمی‌زد. این حالت، باعث ایجاد یک تعادل معرکه در خانواده شده بود. ما می‌دانستیم هر اتفاقی که بیفتد، می‌توانیم به او تکیه کنیم.»

یکی از بهترین و ساده‌ترین پندهایی که از پدرم گرفتم این بود که گفت: «بیش‌تر از این‌که حرف بزنی، گوش کن. هیچ‌کس با شنیدن حرف‌های خودش چیزی یاد نگرفته است.»

سطح اعتماد مردم به یکدیگر در کشورهای مختلف

سطح اعتماد مردم به یکدیگر در کشورهای مختلف
⬅ ایران جایگاه مناسبی ندارد.
⬅ طبق مطالعات سطح اعتماد مردم به یکدیگر رابطه مستقیمی با وضعیت سیاسی، اقتصادی، و … کشور دارد.
سطح اعتماد مردم به یکدیگر در کشورهای مختلف

عمر که بی‌ عشق رفت،هیچ حسابش مگیر آب حیاتست عشق، در دل و جانش پذیر … ” مولوی “

عمر که بی‌ عشق رفت،هیچ حسابش مگیر
آب حیاتست عشق، در دل و جانش پذیر …

” مولوی “

آن‌چه را می‌توانید تغییر دهید، آن‌چه را نمی‌توانید بی‌خیال شوید.

آن‌چه را می‌توانید تغییر دهید، آن‌چه را نمی‌توانید بی‌خیال شوید.

زمان کوتاه است. به آن‌چه که در زندگی بر آن تسلط داریم توجه کنیم و بقیه‌ی امور را بی‌خیال شویم.

اگر کسی از شما مستقیماً کمک بخواهد، شاید بتوانید کاری برایش انجام دهید و ظرف وجودتان را پر از عشق کنید ولی اگر این احساس عشق را منوط به کمک به عالم بشریت کنید هیچگاه موفق نخواهید شد .
اگر شادی خود را وابسته به گرفتن شاخه گلی از همسرتان که دنیای ذهنیش هیچوقت به این سمت نمی رود متمرکز کنید همیشه ناراحت خواهید بود و هیچوقت نمی توانید او را تغییر دهید ولی اگر جلوی گل فروشی بروید و شاخه گلی بخرید و به خودتان تقدیم کنید آن را ببویید وبه آن نگاه کنید و به خودتان بگویید تو ارزشمندترین فرد برای خودت هستی ، شاد خواهید شد .
در بعضی جاها می‌توانید تغییری ایجاد کنید و در بعضی جاها هم هرگز نمی‌توانید.
تغییر را در روش ارتباطات خود ایجاد کنید یعنی در جایی درون خودتون و وابسته به خودتون .
اگر وقت خود را به تلاش برای تغییر چیزی که در اختیار شما نیست و هیچ‌گاه تغییر نخواهد کرد صرف کنیم، زندگی مثل برق سپری خواهد شد و ما آن را از دست خواهیم داد.
در مقابل اگر خود را وقف چیزهایی کنیم که می‌توانید تغییر دهیم، در آن صورت زندگی ما غنی‌تر و شکوفاتر خواهد شد.
زندگی ساختنی هست .
همین الان فکرتان را به جای تمرکز بر دیگران به این متمرکز کنید که چه کنید تا از همین لحظه بهره کافی ببرید .
#دکتر_نیلوفر_اله_وردى

قند کلام مولانا در مثنوی

قند کلام مولانا در مثنوی

جزیره سرسبز و پر علف است که در آن گاوی خوش خوراک زندگی می کند. هر روز از صبح تا شب علف صحرا را می خورد و چاق و فربه می شود. هنگام شب که به استراحت مشغول است یکسره در غم فرداست.آیا فردا چیزی برای خوردن پیدا خواهم کرد؟ او از این غصه تا صبح رنج می برد و نمی خوابد و مثل موی لاغر و باریک می شود. صبح صحرا سبز و خُرِّم است. علفها بلند شده و تا کمر گاو می رسند. دوباره گاو با اشتها به چریدن مشغول می شود و تا شب می چرد و چاق و فربه می شود. باز شبانگاه از ترس اینکه فردا علف برای خوردن پیدا می کند یا نه؟ لاغر و باریک می شود. سالیان سال است که کار گاو همین است اما او هیچ وقت با خود فکر نکرده که من سالهاست از این علف زار می خورم و علف همیشه هست و تمام نمی شود, پس چرا باید غمناک باشم؟

نفس آن گاوست و آن دشت این جهان
کو همی لاغر شود از خوف نان

سالها خوردی و کم نامد ز خور
ترک مستقبل کن و ماضی نگر

#مثنوی_معنوی

چرا خارج شدن از “دایره راحتی ” دشوار است؟

 چرا خارج شدن از “دایره راحتی ” دشوار است؟

قدم برداشتن به خارج از دایره ی راحتی معمولا چالش برانگیز است. برای کاهش وزن و رژیم گرفتن باید تا حدودی از غذاهایی که دوست داریم صرف نظر کنیم ، برای خروج از رابطه ای که مخرب است باید تحمل و توانایی تنها ماندن و دل کندن را داشته باشیم ، اگر می خواهید کسب و کار جدیدی راه اندازی کنید باید قدرت تحمل شکست و مشکلات نادیده گرفته شدن را داشته باشید . ما معمولا از بسیاری از کارهایی که به نفعمان است خودداری می کنیم به این دلیل که رنج زیادی را باید متحمل شویم و از “دایره راحتی” خود خارج شویم.اما برای خیلی از ما این یک واقعیت است : همانطور که رشد می کنیم و در شغلمان و در زندگی پیشرفت میکنیم گاهی اوقات با شرایطی خارج از دایره راحتی مان مواجه شده ایم که نیاز بوده سبک رفتارهایمان را مطابق با آن ها تغییر دهیم و این کار را انجام داده ایم.

ادامه‌ی خواندن

مثبت اندیشی

مثبت اندیشی یعنی:

نیمه خالی لیوان رو می‌بینم و می‌دونم چرا خالی‌ست، اما چون نیمی از لیوان پر هست احساس خشنودی و رضایت می‌کنم.
در ضمن تلاشم برای افزودن به پُر شدن بیشتر لیوان رامتوقف نمی‌کنم.
بنابراین:
– دنبال حرف‌های خوب و کلمات شادتر، مطمئن و مثبت می‌گردم.
– درباره‌ی هر ماجرایی حرف‌های خوبی می‌زنم.
– با داشتن ملاحظاتی از افراد منفی‌باف فاصله می‌گیرم.

– سعی می‌کنم اگر حرف خوبی برای گفتن ندارم، سکوت کنم.

#دانیال_پازوکی

اولین قدم برای یاد گرفتن شنا، نترسیدن از آب و رها شدن است.

اولین قدم برای یاد گرفتن شنا، نترسیدن از آب و رها شدن است.
مربی همیشه میگوید: بپر، خودتو رها کن، زیر آب چشماتو باز کن، بعد خودت آروم آروم برمی گردی به سطح آب.
شرط اول، همان دست و پا نزدن است. گاهی باید واقعا بیخیال شد و رفت گوشه ای نشست. باید بیخیالِ دست و پا زدن شد.
گاهی باید بگذاریم زندگی کارش را بکند.
شاید بعدش آرام آرام برگشتیم به سطح آب.. به زندگی.. بی خفگی.

تنسی_ویلیامز

هدف در زندگی عمر را طولانی می کند.

هدف در زندگی عمر را طولانی می کند.

جدیدترین مطالعات محققان در آمریکا نشان می دهد، انتخاب هدف در زندگی و تلاش برای دستیابی به آن، احتمال مرگ زودرس و بیماری های قلبی -عروقی را کاهش می دهد.

مطالعات محققان نشان می دهد که انتخاب هدف در هر سنی و تلاش برای رسیدن به آن، احتمال بیماری های قلبی را ٢٠ درصد کاهش می دهد و سبب طول عمر می شود؛ در حالیکه علت قطعی آن در هاله ای از ابهام قرار دارد.

محققان با بررسی اطلاعات بیش از ١٣۶ هزار نفر احتمال می دهند که هدف داشتن و حس مفید بودن، سبب می شود افراد با انگیزه بیشتری به سلامت خود اهمیت دهند و در صورت بروز بیماری ها، برای درمان اقدام کنند و بیشترین همکاری را با پزشک داشته باشند؛ از طرفی هدف در زندگی یکی از مهمترین دلایل اجتناب از افسردگی است. افسردگی در بروز بیماری های قلبی، دیابت و سکته مغزی نقش دارد.

محققان همچنین بر این باورند که انتخاب هدف، یکی از مهمترین روش های کنترل و مدیریت استرس است که در کاهش بیماری های قلبی نقش بسزایی دارد. نتایج این تحقیقات در نشریه Biobehavioral Medicine منتشر شده است.

 

نحوه گذراندن ساعات استراحت, شاخص پیشرفت شخصی شماست!

نحوه گذراندن ساعات استراحت, شاخص پیشرفت شخصی شماست!

اگر میخواهی به تو بگویم که یک جوان در زندگی چقدر پیشرفت خواهد کرد

به من بگو عصر و غروبش را به چه می گذراند؟

اکثر مردم فکر میکنند که پیشرفت جوانان به این بستگی دارد که ساعات کار خود را چگونه میگذرانند؟

اما نحوه ی گذران ساعات بیکاری، شاخص بهتری است

ساعت استراحت، باید برای چیزی فراتر از بیکاری صرف شود

برای رشد کردن و آماده شدن برای پذیرش مسئولیت های بزرگتر،

جوانانی که منتظر می مانند تا مسئولیت بزرگتر به سراغشان بیاید

و سپس برای آن آماده شوند، در بهترین حالت، فقط شغل خود را حفظ میکنند

برتی چارلز فوربس

خدا از آدم‌های قالبیِ رام خشکه مقدس یک بعدی بدش می‌آید

خدا از آدم‌های قالبیِ رام خشکه مقدس یک بعدی بدش می‌آید

اگر نه چرا فرشته‌های مطیع و پاکش را که همگی از آغاز خلقتشان یا در حال رکوع اند و یا در حال سجود به پای آدم عصیانگرِ خطاکارِ خونریز می‌افکند؟

علی چرا چهار هزار خر مقدس حافظ قرآن و شب زنده دار صائم الدهر قائم الیل را در نهروان به زیر شمشیر مردانه اش می‌گیرد؟

یک شراب خوار بی‌بند و بار اما مرد و وفادار و باشعور، به همه‌ی این جمادات انسان گونه‌ی مقدس مآب بی‌عقل می‌ارزد.

خدا از آدم‌هایی که ضعف و زبونی خود را می‌خواهند با خدا پرستی جبران کنند، بیزار است.

از آنهایی که یک تخته شان کم است و جای خالی آن را با مذهب پر می کنند، نفرت دارد.

#دکتر_علی_شریعتی/هبوط

ده جمله کوتاه و تاثیر گذار از استاد الهی قمشه ای

ده جمله کوتاه و تاثیر گذار از استاد الهی قمشه ای

۱-قرار نیست در کاری عالی باشید تا آن را شروع کنید..قرار است آن را شروع کنید تا در آن کار عالی شوید…
۲-اعتماد ساختنش سالها طول میکشد ، تخریبش چند ثانیه و ترمیمش تا ابد…
۳-ایستادگی کن تا روشن بمانی ؛شمع های افتاده خاموش می شوند…
۴-دوست بدار کسی را که دوستت دارد حتی اگر غلام درگاهت باشد؛دوست مدار کسی را که دوستت ندارد حتی اگر سلطان قلبت باشد…
۵-هیچ کدام از ما با “ای کاش”، به جایی نرسیده‌ایم…
۶-“زمان” وفاداریه آدما رو ثابت میکنه نه “زبان” …
۷-همیشه یادمون باشه که نگفته هارو میتونیم بگیم اما گفته هارو نمیتونیم پس بگیریم …
۸-خودبینی، دیدن خود نیست،خودبینی، ندیدن دیگران است…
۹-هیچ آرایشی شخصیت زشت را نمی پوشاند !
۱۰- آدمـها را به انــدازه لــیاقــت آنها دوست بدار و به انــدازه ظــرفــیت آنها ابراز محبت بدار…

انتخاب های آینده خراب کن!

انتخاب های آینده خراب کن!

بسیاری از ما بنا برعادت، راحت_طلبی، ترس یا تنبلی به همان انتخاب های پیشین ادامه می دهیم و آنگاه شگفت زده می شویم که چرا نتایج متفاوتی به دست نمی آوریم. در حقیقت، چنان سرگرم تلاش برای گذران زندگی هستیم که حتی نمی فهمیم انتخاب ها و فعالیت هایمان ترجمان امیدها و رویاهای ما نیستند.  ما بیش از حد گرفتار “انجام رساندن” زندگی روزانه هستیم. هر روز را افتان و خیزان و در حد امکان خود به شب می رسانیم. سپس وقتی بیدار می شویم و در می یابیم که پس از سال ها کار کردن در جهت همان اهداف و آرزوها هنوز به جایگاه مورد نظر در زندگی نرسیده ایم، یکه می خوریم.

دبی_فورد

جملات زیبا و پرمعنی در مورد موفقیت و انگیزه (بخش ۲)

جملات زیبا و پرمعنی در مورد موفقیت و انگیزه (بخش ۲)

جملات زیبا و پرمعنی در مورد موفقیت و انگیزه، باعث می شوند که روزها و هفته های سخت را به راحتی و با باور بیشتری پشت سر بگذاریم و شجاعت دنبال کردن اهداف و رسیدن به رویاهایمان را پیدا کنیم. در اینجا چند جمله انگیزشی را جمع آوری کرده ایم که به افراد در محل کارشان کمک خواهد کرد.

  • چه فکر کنید که می توانید، چه فکر کنید که نمی توانید، در هر صورت درست فکر کرده اید. (هنری فورد)

  • دو روز مهم در زندگی شما وجود دارد: روزی که متولد می شوید و روزی که می فهمید چرا متولد شده اید. (مارک تواین)

  • هر کاری که می توانید انجام دهید یا دوست دارید که بتوانید انجامش دهید، باید شروعش کنید. جسارت، در خودش نبوغ، قدرت و جادو دارد. (گوته)

  • موفقیت بزرگ بهترین انتقام است. (فرانک سیناترا)

  • مردم اغلب می گویند که انگیزه دوام ندارد. خب، حمام کردن هم همینطور است. به همین دلیل است که توصیه می کنند هر روز انجامش دهید. (زیگ زیگلار)

  • اگر از درونتان صدایی شنیدید که می گوید “نمی توانی نقاشی کنی” آنگاه هرطور شده نقاشی کن تا آن صدا ساکت شود. (ونسان ونگوگ)

  • فقط یک راه برای اجتناب از انتقاد وجود دارد: کاری نکنید، چیزی نگویید و هیچ چیزی نباشید. (ارسطو)

  • موانع همان چیزهای ترسناکی هستند که وقتی چشمتان را از هدفتان برمی دارید می بینید. (هنری فورد)

  • تنها کسی که سرنوشت برایتان مقدر کرده تبدیل به آن بشوید، کسی است که خودتان تصمیم می گیرید باشید. (رالف والدو امرسون)

  • با اعتماد به نفس به سمت رویاهایتان بروید. آن زندگی ای که رویایش را داشتید تجربه کنید. (هنری دیوید تورو)

  • افراد موفق همیشه دنبال فرصت هایی برای کمک به دیگران هستند. افراد ناموفق همیشه می پرسند “این کار چه نفعی برای من دارد؟” (برایان تریسی)

  • بعضی چیزها چشمتان را می گیرند، ولی فقط دنبال چیزهایی باشید که دلتان را می گیرند. (ضرب المثل قدیمی هندی)

  • ایمان داشته باشید که می توانید و در نیمه راه هستید. (تئودور روزولت)

  • همه آن چیزی که می خواهید آنسوی ترس قرار گرفته است. (جرج ادیر)

  • همه ما به راحتی از ترسیدن بچه ها از تاریکی می گذریم، ولی تراژدی واقعی آنجاست که مردان بزرگسال از نور می ترسند. (افلاطون)

  • وقتی امید داشته باشید، هر چیزی ممکن می شود. (کریستوفر ریو)

  • وقتی من ۵ سالم بود، مادرم همیشه به من می گفت که خوشبختی کلید زندگی است. وقتی به مدرسه رفتم، از من پرسیدند وقتی بزرگ شدم می خواهم چکاره شوم. من نوشتم: “خوشبخت”. به من گفتند که معنای سوال را درست نفهمیده ام و من جواب دادم آنها زندگی را درک نکرده اند. (جان لنون)

  • اگر هفت بار زمین خوردید، هشت بار بلند شوید و بایستید. (ضرب المثل ژاپنی)

  • وقتی یکی از درهای خوشبختی بسته می شود، در دیگری باز می شود، ولی اکثر ما آنقدر به در بسته خیره می مانیم که دری که برایمان باز شده را نمی بینیم. (هلن کلر)

  • هر چیزی در خودش زیبایی دارد، ولی هر کسی نمی تواند آن را ببیند. (کنفوسیوس)

بر گرفته از مجله موفقیت