بایگانی دسته: مدیریت

اخلاق

اخلاق

در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روان‌شناسان اجتماعی فرانسوی با همکاری یک مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یک مرکز شبانه روزی تأسیس کردند.

در این مرکز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش می‌دیدند و زندگی می‌کردند. مدّت یک سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت
و آزمایش‌های مختلف کمی و کیفی بر روی آنان انجام گرفت.

در طول این یک سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعده‌ها، ۸۰۰گرم غذا می‌خورد.

پس از یک سال به تدریج و آگاهانه شایعه کردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانه‌روزی، ممکن است غذا به لحاظ کمی و کیفی جیره‌بندی شود.

شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت.
هنگامی که عملاً جیره‌بندی را آغاز کردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به ۱۵۰۰گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند که در شبانه روز بیش از ۵کیلوگرم غذا می‌خوردند.

دلیل افزایش مصرف این بود که نوجوانان آیندۀ خود را مبهم می‌دیدند.

هنگامی که مرکز شبانه‌روزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یکدیگر تعارف می‌کردند
و نسبت به یکدیگر رابطه‌ای مبتنی بر نیکوکاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی که شایعۀ کمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یکدیگر کمتر شد.

در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان کمرنگ گشت.

آینده ی مبهم و نامعلوم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاق و تحمل را در هر جامعه ای کاهش می‌دهد.

به طور مثال، در جامعه‌ای که همۀ افراد با هر تخصصی می‌توانند شغلی داشته باشند، کارشکنی، حسادت، تهمت، سخن‌چینی، چاپلوسی و.. کمتر است.

به طور کلی در جامعه‌ای که نیازهای اساسی انسان‌ها در آن تأمین می‌شود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی می‌کنند.

پس اخلاقی زیستن خیلی ارتباطی به نصیحت های اخلاقی و ازدیاد مجالس دینی ندارد.
اخلاقی زیستن بیشتر نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد.

ماتریس مدیریت زمان بر اساس درجه اهمیت امور و فوریت لازم

ماتریس مدیریت زمان بر اساس درجه اهمیت امور و فوریت لازم

ماتریس مدیریت زمان بر اساس درجه اهمیت امور و فوریت لازم

ماترس مدیریت زمان

فاجعه تنبلی مذهبی

فاجعه تنبلی مذهبی

چندی پیش در سفر عتبات، با ناهماهنگی‌های زیادی مواجه شدیم که موجب آزردگی و رنج زوار می‌شدند. وقتی به مدیر کاروان اعتراض کردم، گفت: به خاطر امام «علیه‌السلام» تحمل کنید، ثواب داره!

من به تعبیری به او گفتم که شما به خاطر امام «علیه‌السلام»، درست کار کنید و شرافتمندانه رفتار کنید و مسئولیت‌پذیر باشید!

ادامه‌ی خواندن

ایده های باکینگهام

مارکوس باکینگهام  یک محقق انگلیسی ۵۲ ساله است که تمرکز تحقیقات خود را روی شناخت استعداد، آزاد سازی انرژی و بهبود عملکرد کارکنان قرار داده است

دو دهه فعالیت به عنوان پژوهشگر ارشد در موسسه گالوپ، او را به یکی از صاحبنظران در این عرصه ها تبدیل کرده است. او از سال ۲۰۰۶ موسسه خود را با ماموریت” انقلاب توانائی ها” تاسیس کرده است.

بعضی از ایده ها و ادعاهای جالب و قابل تامل او:

ادامه‌ی خواندن

خود مدیریتی

 

خود مدیریتی به دنبال تغییر نگرش و شخصیت نیست، بلکه می‎خواهد رفتار را تحت کنترل در بیاورد و اگر لازم باشد تغییراتی را در آن ایجاد کند؛ به عبارت دیگر خودمدیریتی از معرفت پذیری اجتماعی نشأت می‎گیرد به عبارت دیگرو از نگاه علوم رفتاری خود مدیریتی عبارت است از شناسایی درست توانایی ها و استعدادها و تلاش برای پرورش و شکوفایی آنهاست. در تعریف دیگری چنین آمده است که خود مدیریتی تکنیکی است که به سیستم کمک می کند تا بصورت اتوماتیک خود را کنترل و هدایت کند.
اهمیت و ضرورت خود مدیریتی در عصر حاضر
مهمترین رویدادی که در آینده به وقوع خواهد پیوست قطعا” فن آوری یا تجارت الکترونیک نخواهد بود، بلکه یک تغییر و تحول اساسی در زندگی بشری اتفاق خواهد افتاد که همانا با رشد فزاینده و محسوس تعداد انسانها مورد توجه قرار می گیرد که نخستین گام ، مدیریت انسانهاست که در سرلوحه آن مدیریت خود افراد بر خودشان ( خود مدیریتی ) می باشد و دلیل آن عدم وجود فرصت آمادگی و توان لازم جامعه برای پرداختن به این اهم می باشد
اصول خود مدیریتی
۱-خود ترکیبی ( Self-Configuration) : ترکیب اتوماتیک اجزا به منظور اقتباس تفاوت های محیطی و تطبیق و ترکیب این تفاوت ها با ویژگی های افراد را می توان خود ترکیبی نامید.
۲-خود ترمیمی ( Self-Healing) : عبارت است از کشف ،تشخیص و تصحیح اتوماتیک خطاهای فردی و انجام اقدامات اصلاحی . درک نقاط قوت ما به وسیله دنبال کردن نتایج کارهایی ساده است که ما انجام می دهیم. هنوز بسیاری از ما نقاط قوت خود را دست کم می گیریم و از آنها فقط به عنوان هدیه استفاده می کنیم. ما اموری را که در آنها خوب هستیم و توانایی داریم به نظرمان ساده می آیند.
۳- خود بهینگی( Self-Optimization): عبارت است از نظارت اتوماتیک و اقتباس منابع به منظور دست یابی به عملکرد بهینه در ارتباط با تعیین نیازمندیها. فهمیدن قدرت خود، به حساب آوردن ارزشهای خود و دانستن اینکه به کجا تعلق داریم، اینها چیزهایی هستند که برای رویارویی با یک تغییر بزرگ در سازمانها ضروری هستند
۴-خود حمایتی( Self-Protection ): عبارت است از؛ پیش بینی، تشخیص و حمایت و حفاظت در مقابل تهدید های ناشی از غرور و تکبر فردی .اجرای فرایند گفته شده نیازمند زمان است، بخصوص هنگامی که مبادرت به انجام کاری می کنیم که واقعا” برای ما مهم است. اگر با کارهایی که برای ما مهم است سازگاری بوجود آوریم به دستاوردهایی می رسیم که دائمی است .
نتیجه گیری
حفظ ارزشها وآزادی های فردی و تحصیل استقلال فردی مهمترین نتیجه خود مدیریتی است. خود مدیریتی در ایجاد قدرت در افراد برای مدیریت بر رفتار وعملکرد شان در حیطه فردی و سازمانی ،در جهت ارتقای بهره‌وری فردی و سازمانی نقش مهمی را در هزاره سوم ایفا می‌کند. سازمانها و شرکت ها در سراسر جهان برای جذب و بکارگیری منابع انسانی با استعداد مبارزه می کنند. و در این راستا، با فرایند خود مدیریتی می توان با ایجاد و پرورش منابع انسانی ماهر و جهت دهی این نیروها به سمت توسعه انسانی و سازمانی و در نهایت توسعه همه جانبه گام های اساسی برداشت .

برگه تقلب مدیریت زمان برای مدیران

برگه تقلب مدیریت زمان برای مدیران

۱️⃣ ابتدای هفته تمام کارهای مهمی که باید طی هفته انجام شود را بنویسید.
حداقل یک کار غیرفوری در فهرستان بنویسید که باعث رشد یا بهبود کارتان می‌شود.

۲️⃣ هر روز صبح، ۳ کار مهم آن روز را مشخص کنید.
کارهای مهم کارهایی هستند که انجام آن‌ها تاثیری درازمدت بر شما و کارتان دارند.

۳️⃣ قبل از انجام هر کاری از خود بپرسید:
آیا فقط خودم از عهده این کار بر می‌آیم؟
یا شاید بتوان این کار را واگذار کرد و به کار مهم‌تری پرداخت.
کارها را تا جای ممکن واگذار کنید.

۴️⃣ قبل از شروع هر کاری زمان تقریبی آن را مشخص کنید و از یک شمارنده معکوس⏱ استفاده کنید.
می‌توانید از نرم‌افزارهای رایگان مثل Free countdown timer استفاده کنید.

۵️⃣ کارهایی را مشخص کنید که می‌توان از انجامش صرفنظر کرد.
برخی کارها قابل حذف هستند و شاید صرفا به این دلیل که سال‌ها است آن کارها را انجام دادهایم، آن‌ها را ادامه می‌دهیم!

۶️⃣ زمان انجام کارهای مهم را به ۹۰ دقیقه محدود کنید.
اگر نود دقیقه به طور پیوسته کار کنید بالاترین عملکرد ممکن را خواهید داشت.

۷️⃣ قبل از شروع هر کار مهم تمام موارد لازم را آماده کنید تا هنگام کار بتوانید پیوسته و بدون وقفه کار کنید.

۸️⃣ از مدل زندانی و اعدام استفاده کنید.
در انجام هر کار فرض کنید شما زندانی هستید و به شما مثلا ۹۰ دقیقه وقت داده‌اند که کار را تمام کنید.
یا کار تمام می‌شود یا اعدام می‌شوید!

۹️⃣ هر روز حداقل نیم ساعت را به برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت و همچنین بلندمدت اختصاص دهید.
مثل افرادی نباشید که بدون آنکه تبر خود را تیز کنند فقط هیزم خورد می‌کنند و بازده پایینی دارند!

🔟 جلوی وقفه‌ها را بگیرید.
قبل از انجام کار مهم به همکاران بگویید کارتان را قطع نکنند.
همچنین تمام موارد حواس‌پرتی مثل موبایل و … را از خود دور کنید.
یادتان باشد شما زندانی هستید و نمی‌خواهید اعدام شوید!

ژان بقوسیان، مدیر سبز

مدل یادگیری اجتماعی

🔴مدل یادگیری اجتماعی

 این مدل یک فرمول پیش بینی رفتار است که توسط جولیان بی روتر(Jolian b. Rotter )توسعه یافته است. ماهیت این مدل بیانگر تعامل (Interaction) فرد با محیط پیرامونش است. هیچ کس نمی تواند ادعا کند که شخصیت درونی و فردی، مستقل از محیط پیرامونش است.
 به منظور درک رفتار ما باید هر دو بعد (درونی و بیرونی افراد یعنی سابقه زندگی افراد از یادگیری و تجربه و محیط را مورد توجه قرار دهیم، یعنی پاسخ دهی فرد به محرکی(Stimuli) که از آن آگاه است را در نظر داشته باشیم.
روتر می گفت که تغییر در طرز تفکر فرد یا تغییر در محیط فرد موجب تغییر رفتار خواهد شد. وی معتقد بود که تغییر در رفتار می تواند بدون در نظر گرفتن سن فرد ایجاد شود. اما در مورد افرادی که تجربه زندگی بالاتری دارند، می بایست تلاش بیشتری برای ایجاد تغییر صورت گیرد.
این مدل دارای سه عنصر اصلی برای پیش بینی رفتار است که در ادامه بیان خواهیم نمود:
۱- رفتار بالقوه (Behavior potential): رفتار خاصی است که شخص احتمالا در یک موقعیت خاص انجام می دهد.
۲- انتظار(Expectancy): این احتمال ذهنی (Subjective probability) مفروض است که رفتار می تواند به یک پیامد و نتیجه (Outcome) خاص منجر شود. انتظار برای هر پیامدی می تواند زیاد، متوسط (Average) و با کم باشد، که میزان این انتظار بر مبنای اطمینان(Confidence) شخص از این امر است که رفتار خاص به نتیجه منجر خواهد شدیا نخواهد شد.
٣- ارزش تقویت کننده (Reinforcement value): تقویت کننده به میزان. اشتیاق (Desirability از نتیجه و پیامد اشاره دارد. تقویت کننده می تواند قوی باشد اگر مارا مجذوب کند و می تواند ضعیف باشد اگر ما را مجذوب نکند. به وسیله ترکیب این سه عامل ، رفتار فرد به سوی یک موقعیت خاص، قابل پیش بینی می شود.
کاربرد مدیریتی
دو درس مهمی که از این اصول برای اداره کردن افراد در سازمان استنتاج می شود، عبارتند از:
 اولا، تغییرات رفتاری می تواند راجع به افراد مسن باقوی نیز اتفاق بیفتد، هر چند ممکن است رفتارشان نسبت به یک مسئله(Issue) خاص قوی باشد، این امر نیازمند تلاشهای منظم و صادقانه می باشد.
 ثانیا:ما در خصوص تغییر در طرز تفکر افراد با محیط پیرامون افراد، حق انتخاب داریم. بر پایه اصول این مدل، استراتژی های مرتبط با رفتار در کار می تواند به عنوان زمینه یک رفتار معنی دار باشد.

نمودار استخوان ماهی (علت و معلول) چیست؟

نمودار استخوان ماهی (علت و معلول) چیست؟

👈اولین نمودار علت و معلول به وسیله پرفسور «کاآروایشی کاوا» از دانشگاه توکیو هنگام تدریس چگونگی تجزیه عوامل مختلف و ارتباط آنها با یکدیگر به مهندسان کارخانه کاوازاکی در تابستان ۱۹۴۳ با طرح و شکلی که شبیه یک ماهی بود ساخته شد. نمودار علت و معلول از زمره روشهایی است که از ژاپن سرچشمه گرفته و برای بهبود کیفیت به کار رفته است. این نمودار بعداً به کشورهای دیگر نیز برده شــده است و گاهی آن را نمودار «ایشی کــــاوا» یا نمودار استخوان ماهی (FISH BONE) نیز می گویند. چرا که این نمودار اولین بار توسط پرفسور <«ایشی کاوا>» مطرح گردید و ازطرفی دیگر شکل آن شبیه استخوان اسکلت ماهی است که مشکل، عیب یا معلول در سر آن قرار گرفته است. سپس این نمودار به وسیله دکتر «ادوارد دمینگ» به عنوان ابزاری سودمند برای بهبود کیفیت به کار برده شد. او مدیریت کیفیت فراگیر را پس از جنگ جهانی دوم در ژاپن آموزش داد و «ایشی کاوا» و «دمینگ» از این نمودار به عنوان اولین ابزارها در فرایند مدیریت کیفیت استفاده کردند.

نمودار علت و معلول

۱۵ دلیل که نشان می دهد از هوش هیجانی بالایی برخوردارید

کنترل احساسات امری است که روز به روز توجه بیشتری به آن می شود، چه در کسب و کار و چه در زندگی شخصی. از دست دادن کنترل احساسات چندان هم دور از ذهن نیست و خود شما نیز احتمالا هر روزه با آن دست به گریبان هستید. شاید هم به همین دلیل باشد که روز به روز به اهمیت کنترل احساسات افزوده می شود.

کنترل احساسات خود و دیگران، پی بردن به اهمیت و قدرت این احساسات و حتی استفاده از آن ها برای کنترل و جهت دهی به افکار، می تواند عاملی مهم برای دستیابی به موفقیت باشد و تمامی این مفاهیم، خود را تحت عنوان هوش هیجانی بروز می دهند.

درست همانند هر مهارت دیگری، هوش هیجانی نیز می تواند با تمرین به دست آید. هر چند، شاید فردی از هوش هیجانی بالایی برخوردار باشد اما خودش هم از این موضوع بی خبر است!

✅در اینجا به ۱۵ دلیل که می تواند نشان دهد از هوش هیجانی بالایی برخوردارید، اشاره می شود:

🔹 زیاد به احساسات خود فکر می کنید.

🔹 دیدگاه دیگران را درباره خود جویا می شوید.

🔹 شما از دیگران تشکر می کنید.

🔹 شما می دانید چه زمانی باید صبر کرد.

🔹 شما به دنبال “چرایی” یک موضوع می گردید.

🔹 گوش شما به روی انتقادات باز است.

🔹 شما به طور مداوم عکس العمل دیگران را در نظر می گیرید.

🔹 شما عذرخواهی می کنید.

🔹 شما می بخشید.

🔹 شما از واژگان احساسی گسترده ای بهره مند هستید.

🔹 شما به طور خاص و خالصانه ای دیگران را ستایش می کنید.

🔹 شما بر روی کنترل تفکرات تان کار می کنید.

🔹 شما هرگز مردم را در لحظه قضاوت نمی کنید.

🔹 شما نقاط ضعف خود را تحلیل خواهید کرد.

🔹 شما می دانید که احساسات می تواند علیه شما استفاده شود.

منبع: inc

مدیران سازمان را از درون سازمان انتخاب کنیم یا از بیرون؟

مدیران سازمان را از درون سازمان انتخاب کنیم یا از بیرون؟”

ما در سازمان دو دسته مدیر داریم یا میتوانیم داشته باشیم؛ یک، مدیرانی که از درون سازمان رشد کرده اند، سلسله مراتب را طی کرده اند و مدیر شده اند و دو، مدیرانی که از بیرون دعوت میشوند و به استخدام سازمان در می آیند تا مستقیما مسئولیتهای مدیریتی را بر عهده بگیرند. مدیران بیرونی با خودشان ایده های جدید می آورند، نسبت به گذشته سازمان تعصب کور ندارند، چیزهایی را میبینند که درونی ها به دلیل عادت زدگی و روزمرگی، آنها را نمیبینند، میتوانند ساختارشکنی کنند، نسبت به اعضای سازمان پیشداوری ندارند و بالاخره، انگیزه زیادی دارند تا در همان هفته ها و ماه های اول، خودشان را اثبات کنند و در نقش منجی سازمان، مورد تحسین و تأیید قرار بگیرند.
علیرغم همه این امتیازات، تحقیقات زیادی انجام شده که حاکی از آن است که مدیران درون سازمانی، اگر درست انتخاب شوند، موفق تر از بیرونی ها خواهند بود. وقتی مدیران را از درون سازمان انتخاب میکنیم آنها:
۱️⃣فرهنگ و مناسبات و ارتباطات را می شناسند.
۲️⃣با اهداف و برنامه ها آشنا هستند و تا حدود زیادی به آنها ملتزم و متعهد میباشند و از صفر شروع نمیکنند.
۳️⃣نسبت به سازمان تعصب دارند و در قبال سرنوشت آن، احساس مسئولیت می کنند.
۴️⃣به سایر کارکنان پیام میدهند که اگر آنها هم خوب کار کنند و شایسته باشند، میتوانند رشد کنند، ارتقا یابند و مدیر شوند، لذا خروج از خدمت کارکنان شایسته کاهش می یابد و روحیه کارکنان تقویت می شود.
۵️⃣شایسته هستند؛ زیرا بعد از سالها کار در سازمان، ما آنها و قابلیتهایشان را دقیقتر می شناسیم، لذا انتخاب آنها با ریسک کمتر و اطمینان بیشتری انجام می شود.
۶️⃣برای شروع کار در مسئولیتهای جدید خود، نیاز کمتری به آموزش و توجیه دارند.
این نوع انتصاب با چند ریسک جدی هم مواجه است که باید مراقب آنها بود مانند:
🔘مشکل بروز حسادت و رقابتهای داخلی منفی و مشکل توجیه و حفظ روحیه کسانی که در رقابتهای داخلی برای ارتقاء برنده نمی شوند.
🔘غیر منعطف شدن سازمان از نظر فرهنگی و مقاومت آن در قبال تغییراتی که منشاء بیرونی دارند.
🔘محدودیت در ورود افکار و ایده های جدید
📢پیشنهاد میشود از ترکیبی از مدیران درونی و بیرونی بهره ببرید البته با تأکید بر سهم بیشتر مدیران درونی .

نظریه شناخت اجتماعی بندورا و خودکارآمدی

نظریه شناخت اجتماعی بندورا و خودکارآمدی

خودکارآمدی(Self-efficacy) از نظریه شناخت اجتماعی(Social cognition Theory) آلبرت باندورا (۱۹۹۷) روان‌شناس مشهور، مشتق شده است که به باورها یا قضاوتهای فرد به توانائیهای خود در انجام وظایف و مسئولیتها اشاره دارد. نظریه شناخت اجتماعی مبتنی بر الگوی علّی سه جانبه رفتار، محیط و فرد است. این الگو به ارتباط متقابل بین رفتار، اثرات محیطی و عوامل فردی(عوامل شناختی، عاطفی و بیولوژیک) که به ادراک فرد برای توصیف کارکردهای روان شناختی اشاره دارد، تأکید می کند بر اساس این نظریه، افراد در یک نظام علّیت سه جانبه بر انگیزش و رفتار خود اثر می گذارند. باندورا(۱۹۹۷) اثرات یک بعدی محیط بر رفتار فرد که یکی از فرضیه های مهم روان شناسان رفتار گرا بوده است، را رد کرد. انسانها دارای نوعی نظام خود کنترلی و نیروی خود تنظیمی هستند و توسط آن نظام برافکار، احساسات و رفتار های خود کنترل دارند و بر سرنوشت خود نقش تعیین کننده‌ای ایفا می کنند.

بدین ترتیب رفتار انسان تنها در کنترل محیط نیست بلکه فرایندهای شناختی نقش مکند. در رفتار آدمی دارند. عملکرد و یادگیری انسان متاثر از گرایشهای شناختی، عاطفی و احساسات، انتظارات، باورها و ارزش هاست. انسان موجودی فعال است و بر رویدادهای زندگی خود اثر می گذارد. انسان تحت تاثیر عوامل روان شناختی است و به‌طور فعال در انگیزه ها و رفتار خود اثر دارد. براساس نظر «باندورا»، افراد نه توسط نیروهای درونی رانده می شوند، نه محرکهای محیطی آنها را به عمل سوق می دهند، بلکه کارکردهای روان شناختی، عملکرد، رفتار، محیط و محرکات آن را تعیین می کند.

پنج رمز موفقیت کسب و کار به زبان ریچارد برانسون

پنج رمز موفقیت  کسب و کار  به زبان ریچارد برانسون

♦️ریچارد برانسون (Richard Branson) ، رئیس گروه ویرجین(Virgin Group) است. در ابتدای کارش در سال ۱۹۷۰  یک فروشگاه کوچک به نام (virgin record) به راه انداخت. سرمایه برانسون ۵٫۱ میلیارد دلار است و رئیس گروه ویرجینی است که متشکل از ۴۰۰ شرکت در سراسر جهان است. تنها هشت فقره از این شرکت ها بیش از یک میلیارد دلار در سال درآمد دارند.

♦️ وی در کتاب ۲۰۱۲ خود “مانند یک تازه کار: اسراری که در دانشکده کسب و کاربه شما آموزش نمی‌دهند”، پنج رمز موفقیت خود را برای شروع یک کسب و کار معرفی می‌کند.
 
۱٫ اگر از کاری که انجام می دهید لذت نمی برید آن را رها کنید. 
“زمانی که من شرکت خود را در زیرزمین در غرب لندن به راه انداختم، هیچ طرح بزرگ و یا استراتژی وجود نداشت. من قصدی برای ساخت یک امپراتوری کسب و کار نداشتم. من خیلی ساده به دنبال چیزی بودم که مردم با استفاده از آن لذت ببرند و در پایان روز از اینکه عایدی به حد کافی برای پرداختن قبوض بود شکرگزار بودم. “

 ۲٫ خلاق باشید – چیزی متفاوت ایجاد کنید
از لحظه ای که تصمیم گرفت تا شرکت خود را در سال ۱۹۷۰ ثبت کند، برانسون همواره در صدد آن بوده که یک گام از همه جلوتر باشد. او می نویسد که ویرجین آتلانتیک را در سال ۱۹۸۴ به عنوان یک شرکت هواپیمایی ثبت کرد با این ایده خلاق که سرویس بسیار متفاوتی به مشتری بدهد. ایده ای که در آن زمان انقلابی بود. هم اکنون نیز وی به دنبال تاسیس ویرجین کهکشانی به عنوان اولین شرکت ارائه دهنده امکان سفر به فضا است.

۳٫ غرور سازمانی اثر شگفت انگیزی دارد.
وی می‌نویسد:‌”برای من هیچ چیز غمناک تر از شنیدن این نیست که کسی از محیطی که در آن کار می کند شرمنده باشد.” صاحبان کسب و کار موفق باید تشخیص دهند که کارکنان آنها با ارزش ترین دارایی آنها هستند، و مدیران باید قدردان آنها باشند به گونه ای که کارمندان این موضوع را حس کنند. کارکنان در این شرایط نه تنها سخت تر کار می کنند، بلکه با جلوگیری از استخدام کارکنان بیشتر به شرکت کمک می کنند.

 ۴٫ رهبری با گوش دادن.
برانسون می گوید: مدیران بزرگ تشخیص می دهند که آنها تمام پاسخ ها را ندارند و به ایجاد تیم هایی برای کمک به رشد شرکت مبادرت می کنند.

۵٫ دردسترس باشید
بنیانگذاران شرکت ها نباید خود را از آشنایی با کارکنان خود محروم کنند، چه آنها که در حال اجرا و راه اندازی یک کسب و کار هستند و یا آنها که صاحب یک امپراتوری چند میلیارد دلاری شرکت های بزرگ هستند. آنها باید کانال های ارتباطی خود با مدیران پایین دستی و همچنین کارکنان سطح پایین را باز نگهدارند. برانسون می گوید او همواره یک نوت بوک کوچک را با خود حمل می‌کند و هر زمان که در تعامل با کارکنان ویرجین است یادداشت بر می دارد.

چرا باید هدف را مشخص کرد ؟

چرا باید هدف را مشخص کرد ؟

هنگام آغاز کردن هر وظیفه باید اهداف روشنی تعیین شود. چرا که :
🔹 اهداف حدود کار را تعیین کرده و ذهن و فعالیت شخص را برای انجام دادن آن متمرکز می سازد .
🔹 بدون اهداف روشن، ممکن است کار کاملا به طریقی غیر از آنچه منظور بوده است، تمام شود .
🔹 اگر افراد مطلع نباشند که از آنها چه انتظار می رود، نمی توانند برای انجام دادن یک طرح، انگیزه پیدا کنند، آنان باید بدانند که چرا کاری را انجام می دهند و در صورت موفق شدن در کار، چگونه با آنها رفتار خواهد شد.

⭕ ویژگی های هدف
۱- مشخص (Specific): عمومی و مبهم نبوده و هدف باید روشن باشد.
۲- قابل اندازه گیری (Measurable): مشخص و کمی باشد.
۳- قابل وصول (Achievable): نه زیاد خوشبینانه و نه زیاد بدبینانه، مشکل ولی دستیافتنی باشد.
۴- واقع بینانه (Realistic): ماوراءالطبیعه و نامتعادل نباشد.
۵- محدوده زمانی مشخص (‍Time bounded): پریودی در جهت رسیدن به هدف مشخص باشد.
۶- شفاف (Clear)
۷- مکتوب (Written)
۸- ایجاد رقابت کند (Challenging)
۹- مورد پذیرش و مقبول باشد (Agreed)
۱۰- سازگار باشد (Consistent)
۱۱- با ارزش باشد (Worth While)
۱۲- مشارکتی باشد (Participate Active)

سندورم های سازمانی را بشناسید

سندورم های سازمانی را بشناسید.

۱- تروریسم سازمانی (Organizational Terrorism Syndrome)
در تعدادی از سازمان های سلسله مراتبی که افراد در سطوح سازمانی مختلف اشتغال دارند، این احتمال وجود دارد که کارکنان به خاطر حفظ موقعیت خویش و هم چنین آماده‌ سازی زمینه‌ی لازم برای ارتقای شغلی خود، افراد هم ردیف خود را نزد مدیر سازمان بد جلوه دهند، که به این عمل ترور شخصیت یا تروریسم سازمانی می‌گویند.

۲- سندرم گروه اندیشی (Group Thinking Syndrome)
گروه اندیشی یک نحوه‌ ی تفکر است که در آن اعضاء گروه تحت فشار گروهی، آن چنان محو جو می شوند که از ارزیابی های واقع بینانه باز می‌ مانند و به یک راه حل که مورد نظر گروه است دل می بندند و آن را باور می کنند.
مهم‌ترین نشانه‌ها و عوارض ناشی از گروه اندیشی عبارت است از:
توهّم آسیب ناپذیری
گریز از نقد منطقی
یک سو نگری و تعصب گروهی
کلیشه گرایی و تفکر قالبی
اِعمال فشار بر اعضا
چشم پوشی مفرط از لغزش های گروه
اتفاق آراء و توافق جمعی بی منطق و
نادیده گرفتن اطلاعات مخالف.

۳- سندرم آپولو (Apollo Syndrome)
این سندرم اشاره به حالتی دارد که در آن افراد با قابلیت‌ های بسیار بالا در جمع عملکرد ضعیفی دارند. در مبحث مدیریت منابع انسانی، موضوع Apollo Syndrome به فردی اشاره می کند که در رزومه خود، به طور اغراق آمیزی نتیجه و موفقیت تیم هایی که در آن حضور داشته را به خود نسبت می دهد و کارفرمایان پس از استخدام متوجه می شوند چه کلاه بزرگی سرشان رفته است!

۴- سندرم استکهلم (Stockholm Syndrome)
در این سندرم کارکنان سازمان که سرخورده از بی عدالتی در سازمان خود می باشند، با به اصطلاح «آدم بدها» که می‌توان آنها را رقبای خونین سازمان دانست احساس همبستگی بیشتری می‌کنند و در جهت تامین منافع رقیب بر‌ می آیند.

۵- سندرم تغییر مکرر (Repetitive Change Syndrome)
زمانی که سازمانها بیش از توان معقول کارکنان خود در پذیرش تغییر اقدام به بمباران تغییرات می‌کنند تقریبا هیچ یک از این تغییرات به ثمر نخواهد نشست و یا به صورت ناقص اجرا خواهد شد. فرسایش کارکنان نیز از پیامد های اینگونه تغییرات است. شرکت‌ هایی که از این سندرم رنج می‌برند، بیش از حد روی تغییرات داخلی تمرکز می‌کنند و از نیازهای مشتریان خود غفلت می‌کنند.

۶- پارادوکس آبلین (Abeliene Paradox)
پارادوکس یا تناقض آبلین اشاره به مواقعی دارد که گروهی از افراد به صورت جمعی تصمیمی می‌ گیرند که بر خلاف تمایلات تمامی افراد گروه است! گاهی اعضا پیشنهادات و نظراتی را می دهند و بر سر آن توافق می‌ کنند که مد نظر هیچ یک نبوده است، و نتیجه بالطبع رضایت بخش نخواهد بود.

۷- سندرم در اینجا اختراع نشده است (Not Invented Here Syndrome)
گاهی اوقات برخی تیم‌ ها از پذیرش تکنیک‌ ها و فناوری‌ هایی که خود ایجاد نکرده‌اند سر باز می‌ زنند. روانشناسان اعتقاد دارند که در این سندرم، کارکنان سازمان به دنبال مطرح شدن در سازمان بوده و تلاش دارند تا برای خود اعتبار شخصیتی کسب نمایند. دراین شرایط کارکنان آنقدر کوچک و حقیر می‌شوند که حتی از انجام بهترین روش‌ها و ایده‌ ها امتناع می‌ورزند. این سندرم موجب بسته ‌شدن فضای سازمان می‌ شود و روابط سازمان با نهادهای دیگر را دچار خدشه می‌کند.

۸- سندرم غفلت جمعی (Pluralistic Ignorance Syndrome)
گاهی اوقات می بینیم که یک موقعیت اظطراری و یا ابهام آمیز در سازمان بوجود آمده، ولی موقتا دست نگه میداریم و طوری رفتار کنیم که گوئی اتفاقی نیفتاده است و به دور و بر خود نگاه می کنیم، ببینیم دیگران چه واکنشی نشان می‌ دهند. در چنین وضعی افراد دیگر نیز به همان دلایل طوری رفتار می‌کنند که گوئی اتفاقی نیفتاده است و به دور و بر خود نگاه می کنند که ببینند دیگران چه واکنشی نشان می‌ دهند. این نمونه‌ ای بارز از پدیده‌ ی غفلت جمعی است که در سازمانهای دور بر خود نیز کم و بیش شاهد آن هستیم.

۹- سندرم سیب لک‌ دار (Bad Apple Syndrome)
می دانیم که اندازه ‌ی گروه، هدف گروه، اتکاء متقابل اعضاء گروه به یکدیگر و هویت گروه همگی عواملی هستند که بر چگونگی عملکرد جمعی گروه اثر می‌گذارند.
چنانچه عضوی از گروه این عوامل را خدشه دار و به آن آسیب برساند، این آسیب به کل گروه سرایت خواهد کرد. همچون سیبی که با نمایان شدن لکه خرابی بر آن، فساد و تخریب در آن گسترش یافته و سیب از بین خواهد رفت. فلذا به محض مشاهده‌ ی فساد می‌توان ابتدا اقدامات درمانی را صورت داد و در صورت تایید درمان ناپذیر بودن آن، باید عضو دچار شده را اخراج تا بیماری کل سازمان را فرا گیرد.

۳ نکته کاربردی مدیریت تیم کاری

۳ نکته کاربردی مدیریت تیم کاری

۱- افراد را ارزیابی کنید
اطلاعات مفیدی در مورد قوت و ضعف اعضای تیم بدست آورید. با ساخت تیم‌ها با افرادی که هر کدام بخشی از توانمندی‌های مورد نیاز برای راه‌اندازی کسب‌وکار مدنظر را دارند، می‌توان به نتایج بزرگی دست یافت.

۲- متفاوت فکر کردن را تشویق کنید
دومین جنبه، تشویق تفکر متفاوت است. ما می­دانیم که افراد اطلاعات را به روش­های متفاوتی پردازش می­کنند. برخی افراد، برونگراتر از دیگران هستند. برخی افراد دارای شیوه تفکر درونگرایی بیشتری هستند. این افراد مدت زمان بیشتری برای تفکر و ارائه نظر نیاز دارند. هر دو آن­ها مفید و لازم هستند.

۳-موفقیت را اندازه‌گیری کنید
سومین توصیه برای آماده کردن تیم‌های کاری موفق آن است که به اعضاء اجازه دهیم سیستم اندازه­گیری خاصی ایجاد نمایند که معتقدند مناسب­ترین راه اندازه‌گیری موفقیت است. رهبران زیرک می­دانند که ایجاد اهداف قابل اندازه‌گیری، جزء ضروری برای پیشرفت موفق شرکت است.

ده نکته ی کوچک برای زندگی

“ده نکته ی کوچک برای زندگی”

-ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺧﻂ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﻠﻔﻦ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﻫﺪ ﺗﻠﻔﻦ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﮐﻦ.

-ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺑﺪﺳﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻥ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻧﻮﻋﯽ ﺷﺎﻧﺲ ﻭ ﺍﻗﺒﺎﻝ ﺍﺳﺖ.

-ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﻧﮕﻮ ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﺍﺳﺖ. ﺧﻮﺩﺵ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ.

-ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎ ﻭ ﮐﺘﺎﺑﻬﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﮑﻦ.

-ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ، ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﺎﻫﺎﺭ ﺑﻪ ﺷﻬﺮﯼ ﻣﯽ ﺭﺳﯽ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺷﻬﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻦ.

-ﻃﻮﺭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺖ ﺧﻮﺑﯽ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭﯼ ﺩﯾﺪﻧﺪ، ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺑﯿﻔﺘﻨﺪ.

-ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺗﻼ‌ﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ

-ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺗﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺷﻮﻧﺪ.

-ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﺑﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﻮﺍﺩ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﻧﺮﻭ. ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺑﺮ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺧﺮﯾﺪ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ.

-ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ، بترس …

کوتوله پرورى

“کوتوله پرورى”!

یکى از مفاهیم عمومى علم مدیریت مفهوم “جانشین پرورى” است، چنانکه براى افراد فاقد تخصص مدیریت نیز مفهومى آشناست. جانشنین پروری به برنامه ریزی بلند مدت و تربیت نیروی انسانى به منظور جانشینى در پست هاى مدیریتى و غیرمدیریتى اطلاق مى شود.
با این مقدمه، نوشتار سعى در مفهوم سازى جدیدى تحت عنوان “کوتوله پرورى” دارد، که مى تواند نکته مقابل و نقیض مفهوم “جانشین پرورى” باشد!! کوتوله پروری به انتصاب و ارتقاء افراد در پست هاى سازمانى اطلاق مى شود که از لحاظ توانمندى از مدیر منصوب کننده و حتى سایر کارکنان سازمان داراى پتانسیل کمترى هستند. در واقع هدف اصلى از کوتوله پرورى مقابله با رشد افراد داراى پتانسیل بالقوه است. این امر به دلیل کوته نظرى و ترس از تبدیل شدن ایشان به رقیب و اشغال پست فعلى در آینده است.
کوتوله پرورى توسط مدیرانی توسعه می یابد که قد و قواره ایشان کوتاه تر از مسندی است که بدان تکیه زده اند! مدیر غیر توانمند براى نشستن بر پست اجرایى، در پست های مدیریتی پایین تر از خود به جای جانشین پروری و بهره گیری از افراد توانمند، به انتصاب مدیرانی کوتوله تر اقدام مى کنند و افراد داراى توانایى بالقوه تصدى پست هاى مدیریتى در سیستم را سرکوب مى کند. ایشان با فشار از بالا برای کاستن قد افراد توانمند، و یا حداقل خم کردن سرشان تلاش مى کند قد خویش را بلندتر جلوه دهند!
کوتوله هاى زیر دست که به دلیل مقایسه خویش با مدیر کوتوله پرور دائما به حمد و ثنای وی می پردازند، به سرعت در این سیستم ارتقاء مى یابند و جاى خود را به سایر کوتوله ها مى دهند. سیستم کوتوله پرور به صورت سلسه مراتبی از بالا به پایین منجر به انتصاب مدیران کوتوله تر و کوتوله تر می گردد. بدین طریق مفهوم پردازى “حکومت کوتوله ها” در سازمان خالى از لطف نیست.
کوتوله پرورى آثارى به شرح زیر از خود متبلور مى سازد:
-عدم تفکر و برنامه ریزی استراتژیک (بلند مدت)
-خود بزرگ بینى مدیریتى
-حصار شیشه اى مدیریت
-تمسخر و دست اندازی مدیران توسط کارکنان و عامه مردم (به سان داستان پادشاه و دو خیاطی که لباس نامرئی برای وی دوختند!)
-غارت و چپاول بیت المال توسط دنی ترین افراد جامعه و نگرش غنیمت جنگی به بیت المال
-توسعه فرهنگ سازمانی سست عنصری و بی عاری
-کاهش اعتماد به ساختار مدیریتی
-حاکم شدن جو نارضایتی شدید و طغیان به سان آتش زیر خاکستر
-و…
راه حلهای ذیل برای برون رفت از این بحران توسط مدیران توصیه می شود:
-بهره گیرى افراد همسطح یا توانمند تر از خویشتن که “مورد اعتماد” مدیر باشند.
-بهره گیری از مشاوران بیرونی فاقد پست اجرایی برای ارزیابی عملکرد
-برگزاری دوره های آموزشی مدیریتی برای مدیران مادون
-آشنایی با اصول ابتدایی علم مدیریت و به طور خاص “مدیریت عملکرد”
-خودگشودگی مدیریتی به منظور اخذ بازخورد از انتصاب مدیران و عملکرد ایشان
مخلص کلام اینکه: اشتباه استراتژیک کوتوله پرورها در این انگاره است که “استفاده از کوتوله ها منجر به بلندتر جلوه کردن قد ایشان و عدم تهدید درون سازمانى مى شود” در حالى که در اوضاع مشوش سیاسى سازمان دولتى که منجر به سرنگونى مدیر مى شود، اغلب عاملان اصلى این سرنگونى ها نخبگان سرکوب شده درون سازمانى و یا نیروهاى خارجى است که از ضعف عملکرد کوتوله ها به خوبى براى سرنگونى بهره مى جویند.
کوتوله پرورى موجب کوتوله انگاشته شدن مدیر و سازمان؛ و نخبه پرورى و جانشین پرورى علاوه بر ارتقاء عملکرد، منجر به ارتقاء ذهنیت درونى و بیرونى از برند مدیر و سازمان مى شود.

سخنان آموزنده از ۱۵ کارآفرین بزرگ

سخنان آموزنده از ۱۵ کارآفرین بزرگ

۱- استیو جابز (Steve Jobs)
بنیانگذار Apple
معیاری برای تعیین کیفیت باشید. اغلب افراد عادت ندارند عالی باشند ولی شما می توانید بهترین باشید.

۲- ریچارد برانسون (Richard Branson)
بنیانگذار Virgin Group
بزرگترین علاقمندی من در زندگی این بوده است که برای خودم هدف های دست نیافتنی قرار دهم و سپس تمام سعی خودم را برای رسیدن به این اهداف به کار بندم.

۳- جان دی راکفلر (John D. Rockefeller)
بنیانگذار Standard Oil
پیدا کردن یک دوست در یک تجارت خیلی بهتر از پایه گذاری یک تجارت بر اساس یک رابطه دوستانه است.

۴- توماس ادیسون (Thomas Edison)
مخترع لامپ
من هیچ وقت شکست نخوردم من فقط هزار راه پیدا کردم که به هدف نمی رسید.
۵- ری کراک (Ray Kroc)
رئیس مک دونالد
شانس با تلاش ارتباط مستقیم دارد. هر چقدر بیشتر تلاش کنید خوش شانس تر خواهید بود.
۶- دونالد ترامپ (Donald Trump)
رئیس سازمان ترامپ
گاهی اوقات شما با شکست در یک نبرد، راهی برای پیروزی در جنگ پیدا می کنید.
۷- بیل گیتس (Bill Gates)
بنیانگذار Microsoft
موفقیت یک معلم فریبکار است . او به افراد باهوش تلقین می کند که شما هیچگاه اشتباه نمی کنید.
۸- والت دیزنی (Walt Disney)
بنیانگذار کمپانی والت دیزنی
یکی از بهترین انواع تفریحات انجام دادن کارهای غیر ممکن است.
۹- سام والتون (Sam Walton)
بنیانگذار وال مارت
داشتن بالاترین سطح انتظار، کلید موفقیت در هر چیزیست.
۱۰- جف بزوس (Jeff Bezos)
موسس سایت آمازون
برند شما آن چیزی است که مردم در مورد شما می گویند، زمانی که شما در اطاق نیستید.
۱۱- لری الیسون (Larry Ellison)
بنیانگذار کمپانی اُراکل
زمانی که شما شروع به نوآوری می کنید، باید خودتان را آماده کنید که همه شما را دیوانه خطاب کنند.
۱۲- هنری فورد (Henry Ford)
بنیانگذار کمپانی فورد
چه شما فکر کنید که می توانید کاری را انجام دهید و چه فکر کنید که نمیتوانید آن کار را انجام دهید، در هر دو حالت درست فکر می کنید.

۱۳- کارلوس اسلیم (Carlos Slim)
صاحب کمپانی Telecoms
زمانی که شما برای تفکرات و اعتقادات دیگران زندگی می کنید، در حقیقت شما مرده اید.
۱۴- ماری‌کی‌اش (Mary Kay Ash)
بنیانگذار کمپانی آرایشی ماری‌کی
الزاما افراد مستعد با انبوهی از ایده های ناب بهترین ها نیستند. بهترین‌ها کسانی هستند که حتی اگر فقط یک ایده دارند رسیدن به آن را دنبال می‌کنند.
۱۵- لری پیج (Larry Page)
بنیانگذار گوگل
زندگی ۲ شانس به شما داده است: یکی اینکه تغییراتی بزرگ در دنیا به وجود آورید و دیگری اینکه تغییراتی کوچک در کسانی که دوستشان دارید.
هر دو اینها شانس های فوق العاده ای هستند.

نظریه X و Y در مدیریت

نظریه X و Y در مدیریت :

نظریه x و y یکی از نگرشهای معروف مدیریت در بخش منابع انسانی است. این نظریه توسط داگلاس مگ گریگور در کتاب معروف خود با عنوان “بعد انسانی سازمان” ارائه داده شد و بر این موضوع تاکید داشت که مدیران باید توجه بیشتری به نیازهای اجتماعی و خودشکوفایی افراد در محیط کار داشته باشند. مک گریگور در این نظریه، برداشتها ، طرز تلقیها و نگرشهای مدیران را در مورد انسان به دو گروه تقسیم کرد.
وی برای اجتناب از پیشداوری افراد در مورد این دو گروه، آنها را با دو حرف x و y مشخص کرده است.
به طور کلی مفروضات نظریه x عبارتند از:
۱٫ بیشتر انسانها ذاتاً تنبل و از کار بیزارند.
۲٫ بیشتر انسانها از قبول مسئولیت گریزانند و ترجیح می دهند که تحت هدایت دیگری قرار گیرند.
۳٫ برای انگیزش انسانها باید از مشوقهای مادی و اقتصادی و ایجاد امنیت استفاده کرد.
۴٫ قابلیت خلاقیت و نوآوری برای حل مسائل فقط در تعداد محدودی از افراد یافت می شود که به مشاغل مدیریت و رهبری می پردازند.
۵٫ بیشتر مردم باید تحت کنترل دقیق قرار گیرند، زیرا معمولاً افراد از علاقه کافی برای کار برخوردار نیستند.
در حالی که مفروضات نظریه y عبارتند از:
۱٫ کار به طور طبیعی مانند بازی است.
۲٫ معمولاً افراد مسئولیت پذیرند و با اشتیاق به دنبال پذیرش مسئولیت هستند.
۳٫ اگر افراد به کار خود علاقمند باشند، به طور مناسبی برانگیخته می شوند، در واقع احساس رضایت درونی بهترین پاداش برای افراد است و شیوه خود کنترلی مؤثرتر از کنترل توسط دیگران است.
۴٫ قابلیت خلاقیت و نوآوری برای حل مسائل، به طور طبیعی در تمامی انسانها وجود دارد.
۵٫ کنترل را می توان به خود افراد واگذار کرد، در واقع شیوه خود کنترلی مؤثرتر از کنترل توسط دیگران است.
✅ ویژگیهای سبک مدیریت بر مبنای پیش فرضهای نظریه x :
۱٫ تأکید بر تمرکز و تصمیم گیری متمرکز
۲٫ تأکید بر کنترل منابع
۳٫ مدیر مداری و ایفای نقش رهبری توسط مدیران
۴٫ استفاده از مشوق های خارجی
۵٫ توقع حصول نتایج کوتاه مدت
۶٫ استفاده از ساز و کار های کنترل توسط دیگران
۷٫ تأکید بر استفاده صرف از امکانات و ظرفیتهای موجود
۸٫ تأکید بر ضرورت رفع تضاد میان منافع افراد .
✅ ویژگیهای سبک مدیریت بر مبنای پیش فرضهای نظریه y :
۱٫ تأکید بر عدم تمرکز و استقلال واحدهای سازمانی
۲٫ تأکید بر ارزیابی نتایج
۳٫ کارمند مداری و ایفای نقش حمایتی توسط مدیران
۴٫ استفاده از مشوقهای درونی شغل
۵٫ توقع حصول نتایج بلند مدت
۶٫ استفاده از ساز و کار های کنترل درونی
۷٫ کوشش برای توسعه منابع و افزایش ظرفیت تولید و خدمات
۸٫ پذیرش امکان وجود وحدت و همکاری در میان کارکنان (یا حداقل وجود منافع متقابل)
بر اساس این نظریه ها، مدیران با توجه به مفروضاتی که در مورد انسان دارند، به هدایت کارکنان می پردازند و سبکی را برای رهبری انتخاب می کنند که متناسب با مفروضات مذکور باشد.
مگ گریگور بر این باور بود که مدیران باید نگرش خود به انسان را بر مبنای مفروضات نظریه y قرار دهند، به همین دلیل، آن گروه از مدیران که مفروضاتی مبتنی بر نظریه x دارند را به تغییر مبانی نگرش فرا می خواند.
به نظر وی اگر نگرش مدیر مبتنی بر مفروضات نظریه x باشد، با کارکنان خود نیز با همان نگرش رفتار خواهد کرد. از این رو، چنین مدیری از ساز و کارهای کنترل تفصیلی بهره می گیرد و برای ایجاد انگیزه در کارکنان، صرفاً از محرکهای مادی استفاده می کند. در حالی که اگر نگرش مدیر مبتنی بر مفروضات نظریه y باشد، می تواند هدفهای فردی و سازمانی را تلفیق کند. چنین مدیری برای تلفیق هدفهای مذکور به کارکنان خود آزادی عمل بیشتری می دهد، خلاقیت و نوآوری را تشویق می کند، کنترل را به حداقل می رساند، و برای جذاب تر کردن کار و ارضای نیازهای سطوح عالی تر کارکنان می کوشد. تحت چنین شرایطی، کارکنان نیز تعهد بیشتری نسبت به سازمان خواهند داشت. البته مک گریگور نیز می دانست که برخی از کارکنان نابالغ، در ابتدای کار به کنترل بیشتری نیاز دارند تا به بلوغ کافی دست یابند و شایستگی آن را پیدا کنند که با آنها بر مبنای نگرش مبتنی بر نظریه y رفتار شود.

من داناترین فردم!

من داناترین فردم چون تنها کسی هستم که می‌دانم نمی‌دانم، در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود نیز آگاه نیستند. این جهل سقراطی که بعدها نیکلاس کوزایی آن را «جهلِ فرهیخته» نامید درست همان چیزی ست که برای تفکر و کتابخوانی نیازمند آنیم. زیرا نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم دانایی ست.

سقراط

مدل پنج اف(۵f)

?آشنایی بامدل پنج اف(۵f)

⭕ توجه دقیق و عمل کردن به این ۵مورد میتونه شمارو در مسیر بهترِ پیشرفت قرار بده .
? Faith ایمان
? Focus تمرکز
? Future آینده
? Fail شکست خوردن
? Fun سرگرمی

? برای کاری که انجام میدید و برای رسیدن به اهدافتون ایمانی راسخ، باوری مانا و قدرتمند داشته باشید. ایمان اولین شرط موفقیته و باور یعنی رفتن نصف راه؛ پس کم نیارید

?روی خودتون؛ کارهاتون؛ برنامه هاتون متمرکز و دقیق بشید. نوسان و هیجان نداشته باشید، و از این راه به اون راه نرید. نگذارید شرایط، اطرافیان، تلخی و سختی ها؛ تمرکز شمارو بهم بریزه .

?آینده نگر باشید. برای آینده بهتر و خواسته های دوستداشتنیتون برنامه ریزی کنید، چون قرار نیست ۱روزه همه چی تغییر کنه پس بدونید تصویر آینده رویایب تون دقیقا چی هست

?از شکست اصلا نترسید. تمام تلاشتون رو کنید که ۲باره بلند بشید و شکستها باعث یادگرفتن بشه براتون نه اینکه باعث توقفتون یا نا امید شدنتون

?از خود؛ خوانواده و عزیزانتون نگذرید. انسان ذاتا یک موجود اجتماعیه و تنهایی محض کمکی بهش نمیکنه. پس به فکر حال خوبتون؛ شادابی روح، ذهن و سلامت فیزیکیتون هم باشید. سرگرمی و تفریح داشتن برای خودتونوفراموش نکنید و خوشحالی کنید.

معاشرت با افراد موفق

رفت‌وآمد و معاشرت داشتن با افراد موفق، یکی از سریع‌ترین و راحت‌ترین راه‌های یادگیری اصول موفقیت است.رفت‌وآمد و معاشرت داشتن با افراد موفق، یکی از سریع‌ترین و راحت‌ترین راه‌های یادگیری اصول موفقیت است.

تله تفکر !

تله تفکر !

تله تفکر !   یک گله گوسفند، در حال ترک گودال هستند، در حالی که هیچ حصاری وجود ندارد؛ آنها به دنبال هم فقط از دروازه عبور میکنند!

یک گله گوسفند، در حال ترک گودال هستند، در حالی که هیچ حصاری وجود ندارد؛ آنها به دنبال هم فقط از دروازه عبور میکنند!

۷ دروغ بزرگ مدیریت زمان!

۷ دروغ بزرگ مدیریت زمان!

?”این کار فقط یک دقیقه طول می کشد”
معمولا کاری که تصور می شود که انجام آن “یک دقیقه طول می کشد” چندین دقیقه و یا بیشتر زمان می برد.
دفعه بعد، اگر فردی از شما درخواست زمان کرد و اطمینان داد که “فقط یک دقیقه طول می کشد”،  به او بگویید “این جمله نادرست است. من به شما پنج دقیقه زمان می دهم. از همین حالا می توانید شروع کنید.” نباید با این تصور غلط مدیریت زمان را وارد چالش کرد.

?” من به این هر چه سریعتر نیاز دارم”  
زمانی که این جمله را می شنوید، به فرد بگویید که این جمله نادرستی است. از او بخواهید که زمانی را که باید کار را به او تحویل داده شود را به طور دقیق مشخص کند. وقتی از عبارت “هر چه سریعتر” استفاده می شود، دو تاریخ متفاوت در ذهن طرفین شکل می گیرد که باید بر سر آن، به یک توافق رسید.

?” من این را الان نیاز دارم”
کارها معمولا اضطراری نیستند. دیگران را با کارهای پیش پا افتاده، گول نزنید.
در این مواقع می توانید بگویید که “من مطمئن نیستم که بتوانم این کار را الان انجام دهم. چه می شود اگر از الان تا هفته آینده وقت بخواهم؟” زمان زیادی درخواست کنید که دچار بحران مدیریت زمان نشوید.

?”من می توانم این را در یک ساعت انجام دهم”
این یک دروغ کوچک است. چرا همیشه انجام کاری، دو برابر زمانی که ما انتظارش را داشتیم طول می کشد؟ به این خاطر که کمتر کسی از ما می تواند زمان دقیق کامل کردن یک کار را بصورت دقیق پیش بینی کند.

? “او فرد با ‘تاخیری’ است”
فردی که همیشه ۲۰ دقیقه دیر به قرار ملاقات و یا انجام امور می پردازد، همیشه همین حدود تاخیر در کارها خواهد داشت. به این فرد نمی توان گفت فرد با تاخیر، این فرد سروقت کارها را انجام می دهد منتها با ۲۰ دقیقه تاخیر!
می توانیم بگوییم که اگر برای او ساعت خاصی را در نظر گرفتیم، احتمالا ۲۰ دقیقه تاخیر خواهد داشت.

? “هزینه ای ندارد”
 شما “هیچ چیز را در مقابل هیچ چیز” بدست نمی آورید. هر چیزی قیمتی دارد. شاید هزینه کاری، پول شما نباشد اما معمولا در این شرایط، زمان شما است.

?” به جای اینکه به او نشان دهم چطور این کار را انجام دهد، خودم سریع انجام می دهم”
اگر این جمله در مورد کاری بیان شود که فقط یک بار قرار است انجام شود، می تواند جمله درستی باشد. اما تصور کنید که این جمله در مورد کاری بیان شود که دائما تکرار خواهد شد، در این صورت جمله نادرستی خواهد بود.

۶ دلیل برای این‌که از اثبات خود به دیگران دست برداریم.

۶ دلیل برای این‌که از اثبات خود به دیگران دست برداریم.

۶ دلیل برای این‌که از اثبات خود به دیگران دست برداریم.

جلّاسانِ گِردگو

جلّاسانِ گِردگو

✅ واژه‌های طبّاخ، قصّاب و خبّاز را شنیده‌اید، نام مشاغل‌اند، و کسانی هم هستند که بر وزن همین مشاغل می‌توان آن‌ها را «جَلّاس» نامید، اگرچه چنین واژه‌ای وجود نداشته باشد. این‌ آدم‌ها را حتماً می‌شناسید. این دسته – که هر یک از ما هم می‌توانیم یکی از آن‌ها باشیم – کارشان این است که از این جلسه به آن جلسه در حرکت هستند. اگر طبّاخ یعنی «بسیار طبخ‌کننده»، «جَلّاس» نیز «بسیار نشیننده در جلسه است، بسیار جلوس‌کننده»

ادامه‌ی خواندن

۴ تله تشدید فقر

۴ تله تشدید فقر

«بنرجی» و «دوفلو»، ۲ اقتصاددان برجسته دانشگاه MIT، بیش از ۱۵ سال از عمر خود را صرف بررسی زندگی فقرا در هند، مراکش، کنیا، اندونزی و بسیاری دیگر از کشورهای در حال توسعه کرده‌اند. کتاب «اقتصاد فقیر» (Poor Economics)، چکیده تجربیات این ۲ اقتصاددان در زمینه ارزیابی نتایج سیاست‌های مختلف فقرزدایی است. بخشی از کتاب، به ۴ دام جوامع فقیر اشاره می‌کند، دام‌هایی که توجه به آنها، می‌تواند کاتالیزور برنامه‌های فقرزدایی دولت‌ها و سازمان‌های عام‌المنفعه باشد:

۱️⃣ تله «کم‌اطلاعی»
بسیاری از فقرا به چیزهای کمابیش بدیهی برای خانوارهای متوسط (مانند ارزش بالای سال‌های اولیه تحصیل یا منافع زیاد واکسیناسیون منظم)، باور ندارند. طراحی شیوه‌های جذاب برای در اختیار گذاشتن اطلاعاتی ساده، راهی کم‌هزینه است که می‌تواند تغییرات مثبت وسیعی در زندگی فقرا ایجاد کند.

۲️⃣ تله «تاخیراندازی مسایل حیاتی»
فقرا مجبورند بار مسئولیت جنبه‌های بسیار زیادی از زندگی خود را مستقیما به دوش بکشند، جنبه‌هایی که برای خانوارهای متوسط، وضعیتی خودکار و ازپیش‌تعیین‌شده دارد (مانند به دست آوردن آب سالم، تغذیه مناسب کودکان و نوجوانان و یا بیمه‌‌های سلامت و بازنشستگی). طراحی مشوق‌های کوچک برای آنکه فقرا چنین چیزهای مهمی را به تاخیر نیندازند، رکن کلیدی یک برنامه فقرزدایی موفق است.

۳️⃣ تله «نبود بازار»
برخی بازارها برای فقرا وجود ندارند یا آنها در این بازارها با قیمت‌های نامتعارفی روبرو می‌شوند. مثلا فقرا به دلیل نداشتن وثیقه، دسترسی به سیستم بانکی نداشته و مجبورند نرخ‌های بهره کمرشکنی را به وام‌دهندگان محلی بپردازند. بسیاری از فقرا نیز به دلیل دوری از مراکز جمعیتی، به شبکه توزیع بسیاری از کالاها یا خدمات دسترسی ندارند. طراحی نوآوری‌های کسب‌وکاری یا فناورانه که امکان توسعه بازارهای ویژه فقرا را فراهم کند، می‌تواند نفع فراوانی به جوامع فقیر برساند.

۴️⃣ تله «ناامیدی و بدبینی»
انتظارات و انگاره‌های ذهنی افراد، زمینه‌ساز پیش‌بینی‌های خودمحقق‌کننده (Self-fulfilling prophecy) هستند. وقتی معلمان مناطق فقیر به کودکان می‌گویند به‌اندازه کافی باهوش نیستند که بتوانند دوره آموزشی را تمام کنند، آنها بیشتر ترک تحصیل می‌کنند؛ وقتی دستفروشان انتظار دارند که حتی درصورت بازپرداخت وام، دوباره به سرعت زیر بار وام بروند، خلاقیت لازم را برای فروش بیشتر و بازپرداخت وام خود به خرج نمی‌دهند و . . . تغییر این انتظارات منفی، ساده ن

ریچارد برانسون: “کم‌تر حرف بزن و بیش‌تر گوش کن!”

ریچارد برانسون: “کم‌تر حرف بزن و بیش‌تر گوش کن!”

ریچارد برانسون، موسس و خالق گروه ویرجین در پستی در لینکدین نوشته است: «خانه‌ای که من در آن بزرگ شدم، پر بود از فعالیت‌های مختلف. مادرم مدام در حال طرح‌ریزی فعالیت‌های کارآفرینی جدید بود و من و خواهرانم به شدت مشغول اجرای آنها بودیم.»

در میان این هرج و مرج، پدر برانسون اما، لنگرگاه آرامش و ثبات و مسئول پشتیبانی از خانواده بود. وی می‌نویسد: «پدرم فرد ساکتی نبود. اما به اندازه‌ بقیه‌ ما حرف نمی‌زد. این حالت، باعث ایجاد یک تعادل معرکه در خانواده شده بود. ما می‌دانستیم هر اتفاقی که بیفتد، می‌توانیم به او تکیه کنیم.»

یکی از بهترین و ساده‌ترین پندهایی که از پدرم گرفتم این بود که گفت: «بیش‌تر از این‌که حرف بزنی، گوش کن. هیچ‌کس با شنیدن حرف‌های خودش چیزی یاد نگرفته است.»

نحوه گذراندن ساعات استراحت, شاخص پیشرفت شخصی شماست!

نحوه گذراندن ساعات استراحت, شاخص پیشرفت شخصی شماست!

اگر میخواهی به تو بگویم که یک جوان در زندگی چقدر پیشرفت خواهد کرد

به من بگو عصر و غروبش را به چه می گذراند؟

اکثر مردم فکر میکنند که پیشرفت جوانان به این بستگی دارد که ساعات کار خود را چگونه میگذرانند؟

اما نحوه ی گذران ساعات بیکاری، شاخص بهتری است

ساعت استراحت، باید برای چیزی فراتر از بیکاری صرف شود

برای رشد کردن و آماده شدن برای پذیرش مسئولیت های بزرگتر،

جوانانی که منتظر می مانند تا مسئولیت بزرگتر به سراغشان بیاید

و سپس برای آن آماده شوند، در بهترین حالت، فقط شغل خود را حفظ میکنند

برتی چارلز فوربس

ده جمله کوتاه و تاثیر گذار از استاد الهی قمشه ای

ده جمله کوتاه و تاثیر گذار از استاد الهی قمشه ای

۱-قرار نیست در کاری عالی باشید تا آن را شروع کنید..قرار است آن را شروع کنید تا در آن کار عالی شوید…
۲-اعتماد ساختنش سالها طول میکشد ، تخریبش چند ثانیه و ترمیمش تا ابد…
۳-ایستادگی کن تا روشن بمانی ؛شمع های افتاده خاموش می شوند…
۴-دوست بدار کسی را که دوستت دارد حتی اگر غلام درگاهت باشد؛دوست مدار کسی را که دوستت ندارد حتی اگر سلطان قلبت باشد…
۵-هیچ کدام از ما با “ای کاش”، به جایی نرسیده‌ایم…
۶-“زمان” وفاداریه آدما رو ثابت میکنه نه “زبان” …
۷-همیشه یادمون باشه که نگفته هارو میتونیم بگیم اما گفته هارو نمیتونیم پس بگیریم …
۸-خودبینی، دیدن خود نیست،خودبینی، ندیدن دیگران است…
۹-هیچ آرایشی شخصیت زشت را نمی پوشاند !
۱۰- آدمـها را به انــدازه لــیاقــت آنها دوست بدار و به انــدازه ظــرفــیت آنها ابراز محبت بدار…

انتخاب های آینده خراب کن!

انتخاب های آینده خراب کن!

بسیاری از ما بنا برعادت، راحت_طلبی، ترس یا تنبلی به همان انتخاب های پیشین ادامه می دهیم و آنگاه شگفت زده می شویم که چرا نتایج متفاوتی به دست نمی آوریم. در حقیقت، چنان سرگرم تلاش برای گذران زندگی هستیم که حتی نمی فهمیم انتخاب ها و فعالیت هایمان ترجمان امیدها و رویاهای ما نیستند.  ما بیش از حد گرفتار “انجام رساندن” زندگی روزانه هستیم. هر روز را افتان و خیزان و در حد امکان خود به شب می رسانیم. سپس وقتی بیدار می شویم و در می یابیم که پس از سال ها کار کردن در جهت همان اهداف و آرزوها هنوز به جایگاه مورد نظر در زندگی نرسیده ایم، یکه می خوریم.

دبی_فورد

جملات زیبا و پرمعنی در مورد موفقیت و انگیزه (بخش ۲)

جملات زیبا و پرمعنی در مورد موفقیت و انگیزه (بخش ۲)

جملات زیبا و پرمعنی در مورد موفقیت و انگیزه، باعث می شوند که روزها و هفته های سخت را به راحتی و با باور بیشتری پشت سر بگذاریم و شجاعت دنبال کردن اهداف و رسیدن به رویاهایمان را پیدا کنیم. در اینجا چند جمله انگیزشی را جمع آوری کرده ایم که به افراد در محل کارشان کمک خواهد کرد.

  • چه فکر کنید که می توانید، چه فکر کنید که نمی توانید، در هر صورت درست فکر کرده اید. (هنری فورد)

  • دو روز مهم در زندگی شما وجود دارد: روزی که متولد می شوید و روزی که می فهمید چرا متولد شده اید. (مارک تواین)

  • هر کاری که می توانید انجام دهید یا دوست دارید که بتوانید انجامش دهید، باید شروعش کنید. جسارت، در خودش نبوغ، قدرت و جادو دارد. (گوته)

  • موفقیت بزرگ بهترین انتقام است. (فرانک سیناترا)

  • مردم اغلب می گویند که انگیزه دوام ندارد. خب، حمام کردن هم همینطور است. به همین دلیل است که توصیه می کنند هر روز انجامش دهید. (زیگ زیگلار)

  • اگر از درونتان صدایی شنیدید که می گوید “نمی توانی نقاشی کنی” آنگاه هرطور شده نقاشی کن تا آن صدا ساکت شود. (ونسان ونگوگ)

  • فقط یک راه برای اجتناب از انتقاد وجود دارد: کاری نکنید، چیزی نگویید و هیچ چیزی نباشید. (ارسطو)

  • موانع همان چیزهای ترسناکی هستند که وقتی چشمتان را از هدفتان برمی دارید می بینید. (هنری فورد)

  • تنها کسی که سرنوشت برایتان مقدر کرده تبدیل به آن بشوید، کسی است که خودتان تصمیم می گیرید باشید. (رالف والدو امرسون)

  • با اعتماد به نفس به سمت رویاهایتان بروید. آن زندگی ای که رویایش را داشتید تجربه کنید. (هنری دیوید تورو)

  • افراد موفق همیشه دنبال فرصت هایی برای کمک به دیگران هستند. افراد ناموفق همیشه می پرسند “این کار چه نفعی برای من دارد؟” (برایان تریسی)

  • بعضی چیزها چشمتان را می گیرند، ولی فقط دنبال چیزهایی باشید که دلتان را می گیرند. (ضرب المثل قدیمی هندی)

  • ایمان داشته باشید که می توانید و در نیمه راه هستید. (تئودور روزولت)

  • همه آن چیزی که می خواهید آنسوی ترس قرار گرفته است. (جرج ادیر)

  • همه ما به راحتی از ترسیدن بچه ها از تاریکی می گذریم، ولی تراژدی واقعی آنجاست که مردان بزرگسال از نور می ترسند. (افلاطون)

  • وقتی امید داشته باشید، هر چیزی ممکن می شود. (کریستوفر ریو)

  • وقتی من ۵ سالم بود، مادرم همیشه به من می گفت که خوشبختی کلید زندگی است. وقتی به مدرسه رفتم، از من پرسیدند وقتی بزرگ شدم می خواهم چکاره شوم. من نوشتم: “خوشبخت”. به من گفتند که معنای سوال را درست نفهمیده ام و من جواب دادم آنها زندگی را درک نکرده اند. (جان لنون)

  • اگر هفت بار زمین خوردید، هشت بار بلند شوید و بایستید. (ضرب المثل ژاپنی)

  • وقتی یکی از درهای خوشبختی بسته می شود، در دیگری باز می شود، ولی اکثر ما آنقدر به در بسته خیره می مانیم که دری که برایمان باز شده را نمی بینیم. (هلن کلر)

  • هر چیزی در خودش زیبایی دارد، ولی هر کسی نمی تواند آن را ببیند. (کنفوسیوس)

بر گرفته از مجله موفقیت

جملات زیبا و پرمعنی در مورد موفقیت و انگیزه (بخش ۱)

جملات زیبا و پرمعنی در مورد موفقیت و انگیزه (بخش ۱)

جملات زیبا و پرمعنی در مورد موفقیت و انگیزه، باعث می شوند که روزها و هفته های سخت را به راحتی و با باور بیشتری پشت سر بگذاریم و شجاعت دنبال کردن اهداف و رسیدن به رویاهایمان را پیدا کنیم. در اینجا چند جمله انگیزشی را جمع آوری کرده ایم که به افراد در محل کارشان کمک خواهد کرد.

ادامه‌ی خواندن

گاندی می گوید

گاندی می گوید:

اکثر انسانها حتی جسارت دور ریختن لباسهایی که مدتهاست بدون استفاده در کمدهایشان آویخته شده را ندارند، بعد از آنها توقع داریم که باورهای غلطی را که قرن هاست در ذهنشان زنجیر شده است به راحتی کنار بگذارند و دور بریزند.

جهل ، نرمترین بالشی ست که بشر میتواند سر خود را بگذارد و آرام بخوابد.

موبینگ (Mobbing)چیست؟

موبینگ (Mobbing)چیست؟

موبینگ یعنی کارمند، دانش آموز یا فردی در جامعه چنان تحت فشار تبعیض، تحقیر توهین و آزار و اذیت قرار می گیرد که دیگر شرایط برایش قابل تحمل نیست.

کارمندی که بسیار وظیفه شناس و دقیق و صادق است از طرف مدیر و اطرافیانش مورد تمسخر قرار می گیرد چون درست کاری او منافع آنها را به خطر می اندازد. یا استاد دانشگاهی که علاوه بر کار و تدریس و تحقیق و مقاله نویسی و  امور مرتبط به وظایف دانشگاهی در امور اجتماعی مشکلات و چالش های جامعه وارد می شود از طریق مخالفین و منافع داران، حسودان و مدیران دانشگاه و موسسه مورد تبعیض فشار و تهدید قرار می گیرد که فقط به نوشتن مقاله و تحقیق بپردازد و کاری با چالش های اجتماعی و کشور و مردمش نداشته باشد و آنقدر فشار و تبعیض و تحقیر و توهین را بر او می افزایند تا یا اخراج شود تا خود استعفا دهد یا کلا آن محل را ترک کند.

 موبینگ در محل کار، خانه، مدرسه و جامعه عامل بسیاری از معضلات اجتماعی فرار از خانه، بیکاری، طلاق؛ اعتیاد، خود کشی، انتقام گیری، اوباش گری، بد اخلاقی، عصبانیت، قتل و جرایم دیگر می شود.

از بسیاری از موارد موبینگ می توان نتیجه گرفت که آغاز موبینگ معمولاً در اثر جابجایی مقامی کارمندان می باشد مثلاً کارمند جدیدی که تازه وارد یک قسمت می شود بیشتر مورد آزار روانی قرار می گیرد، یا وقتی که رئیس قسمت عوض می شود احتمال اینکه او کارمندی را آزار بدهد زیاد است و حتی ممکن است خودش مورد آزار روانی کارمندان قرار گیرند.

تاثیرات موبینگ:

  مخدوش نمودن یا از بین بردن اعتماد بنفس قربانی . دچار شدن به بیماری پارانویا و اغتشاش ذهنی . دوری گزیدن از اجتماع . احساس ترس ، خجالت ، عصبانیت ، حسرت.همچنین موبینگ باعث اختلالات جسمی  و روانی   همچون گریه ، خوابهای آشفته ، بالا رفتن فشار خون ، حتی بیماریهای قلبی و عروقی میگردد.

 راههای مبارزه با موبینگ:

انضباط در کار جهت جلو گیری از هر گونه اخطار.

  انجام کارهایی که  دستور کتبی ابلاغ شده باشند نه شفاهی.

دوری جستن از موب کنندگان

شناخت موبینگ و حفظ اعتماد به نفس خود.  @rava2020

البته در کنار این موارد گفته شده در بسیاری از سازمان های اروپایی جزء دروس آموزشی حین کار، دروسی هم در زمینه موبینگ یا آزار روانی در محیط کار برای کارمندان پیش بینی شده است، زیرا اکثر سازمان ها ضرر اقتصادی ناشی از موبینگ را محاسبه کرده اند. در حقیقت تنها کارمند آزار دیده ضرر نمی کند بلکه بعلت غیبت مکرر کارمند و عدم انجام صحیح کار بعلت ناراحتی روحی که کارمند دچار آن است باعث کاهش تولید سازمانی می شود و ضرر سنگینی به سازمان مربوطه می زند.

اصل پیش پا افتادگی

اصل پیش پا افتادگی

نورس‌کوت پارکینسون، مورخ و نویسنده انگلیسی در سال ۱۹۵۷ «اصل پیش‌پاافتادگی» یا «قانون علاقه به چرندیات» را مطرح کرد.

 او متوجه شد مردم به موضوعات مبتذل و پیش‌پاافتاده ارزشی بیشتر از موضوعات تخصصی می‌دهند.

نظریه‌ی پارکینسون بر اساس مشاهداتش از کمیته مسئول تصویب طرح احداث یک نیروگاه اتمی بود.

 ? ماجرا از این قرار بود افراد کمیته اکثر وقت جلسات را صرف بحث روی موضوعات بیهوده و پیش‌پا افتاده و غیرمهم، ولی قابل فهم برای عوام کرده بودند. مثلاً مدت طولانی را صرف بحث درباره‌ی شکل و نوع سقف جایگاه دوچرخه‌ی کارمندان کرده بودند، در حالی‌که به موضوعاتی چون طراحی ساختمان و تجهیزات اصلی خود نیروگاه اتمی کم‌توجهی می‌شد؛ موضوعی که بسیار مهم‌تر و پیچیده‌تر بوده، و بررسی آن دشوارتر و تخصصی‌تر بود.

?او نشان داد که زمانی‌که صرف هر موضوع مرتبط با طرح می‌شد، نسبت معکوس با میزان بودجه‌اش داشت. درباره امضای قرارداد ده میلیون پوندی ساخت راکتور ظرف ۲.۵ دقیقه گفتگو تصمیم‌گیری شد، اما کمیته روی پارکینگ دوچرخه‌ ۴۵ دقیقه بحث کرد تا میان پارکینگ «بهتر و راحت‌تر» یا «ساده‌تر و ارزان‌تر» تصمیم بگیرد، حال آنکه فرق دو حالت حدود ۵۰ پوند بود.

?یک راکتور بقدری پیچیده و گران‌قیمت است که یک انسان معمولی قادر به درک آن نیست و تخصصی در مورد ساختار و تجهیزات آن ندارد، لذا به راحتی با جمع کنار می‌آید و برای اینکه احمق به نظر نرسد سکوت می‌کند. اما همه می‌توانند یک پارکینگ دوچرخه ارزان و ساده را در ذهنشان مجسم کنند و هرکسی می‌تواند یکی از آنها بسازد. در نتیجه افراد عادی برای اینکه در بحث حضور داشته و درتصمیم‌سازی نقش داشته باشند وارد این بحث کم‌اهمیت شده و برنامه‌ریزی برای این موضوع ساده منجر به بحث‌های چرند بی‌پایان می‌شود و هرکسی می‌خواهد چیزی اضافه کند و سهم خودش را در تصمیم‌گیری کلان نشان دهد.

?اصطلاح «ساختن پارکینگ دوچرخه» استعاره از بحث‌های بی‌اهمیتی است که منجر به مذاکرات گسترده می‌شوند، پای مردم و رسانه‌ها را به میان می‌کشند و باعث غفلت از موارد مهم و اصلی می‌شوند، چرا که برای گفتگوی بی‌خاصیت طولانی در مورد موضوعات پیش‌پاافتاده مدرک و تخصص خاصی نیاز نیست و می‌توان تا پایان دنیا در مورد آن بحث کرد.

✅ این اصل و قانون آنجایی توسط سیاست‌مداران استفاده می‌شود که موضوعات مهم و تخصصی و تکنیکی را به راحتی و به سرعت با رای مردم یا نمایندگان آنها به تصویب می‌رسانند و می‌توانند هر مقدار بودجه که اراده‌ کنند گرفته و هر چقدر بخواهند تحویل آن را عقب بیاندازند. در عوض به مردم موضوعاتی پیش پا افتاده و چرند بدهند و افکار عمومی را به آن مشغول کنند.

طوفان مغزی

طوفان فکری چیست؟

طوفان فکری ۶۰ سال پیش توسط الکس اسبورن طراحی شد. این روش یکی از تکنیکهای کاربردی حل مسأله است بدین ترتیب که اعضای گروه درباره مسئله فکر کرده و راه حل های گوناگون را به صورت فی البداهه و شفاهی بدون هیچگونه محدودیتی مطرح می کنند. هر چه ایده ها خلاقانه و بیشتر باشند بهتر است.
فرایند طوفان فکری بهتر است با یک گروه ۶ تا ۱۲ نفره و یک سرپرست یا هماهنگ کننده و یک منشی انجام پذیرد.
بهتر است که تعداد اعضای گروه از ۱۳ نفر تجاوز نکند زیرا تعداد ایده ها زیاد شده و جذب آنها مشکل می شود و ممکن است جریان اندیشه ها به طور بالقوه محدود و کند شود.
ترجیحا قبل از جلسه، سرپرست موضوع مورد بحث را به اطلاع گروه برساند. مسئله روی وایت برد نوشته و سپس از اعضاء خواسته می شود برای مسئله راه حل بیابند. در طی این فرآیند باید از اظهار نظر درباره ارزش ایده ها و تحمیل عقاید و تفکرات خودداری گردد.
منشی جلسه دیدگاهها و نظرات هر یک از اعضاء را ثبت می نماید.
فرایند طوفان فکری دارای ۳ قانون اصلی به شرح ذیل است:
۱- هیچ گونه قضاوت یا انتقادی درباره ایده ها نباید صورت گیرد.
۲- از کلیه ایده ها می بایست استقبال شود، حتی اگر ایده ها پیش پا افتاده و غیر عملی باشند.
۳- هدف اصلی کمیت ایده ها است نه کیفیت آنها.
رعایت قوانین فوق الزامی است.
بعد از ۲۵ الی ۳۰ دقیقه استراحت، گروه مجددا ایده ها را نقد وارزیابی می نماید.
ایده ها باید دسته بندی و بر اساس اولویت رتبه بندی شوند.
کیفیت هر ایده در جلسه ارزیابی مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد. رهبر نباید به دلیل کمبود بودجه یا دیگر منابع لازم پیشنهادها را کنار بگذارد. اگر ایده ای خوب بود، باید راه های پیاده سازی آن نیز جستجو شود.
طوفان فکری را می توان در مسائل گوناگون به کار برد، از جمله: مسائل مربوط به بازاریابی، افزایش کیفیت محصول، تعیین خط مشی سازمان، تامین نیروی انسانی، ایجاد انگیزه در کارکنان و …
با این وجود در مورد مسائل گسترده و پیچیده و همچنین موقعیت هایی که نیاز به آزمایش و خطا دارند چندان سودمند نیست.

من مشکلاتم را حل نمی کنم؛ من افکارم را درست میکنم، بعد آن مشکلات خودشان حل میشوند… لوئیز هی

من مشکلاتم را حل نمی کنم؛
من افکارم را درست میکنم، بعد آن مشکلات خودشان حل میشوند…

لوئیز هی

افکارم را درست می کنم

پدیده Benjamin Franklin چیست؟

پدیده Benjamin Franklin چیست؟

اگر می خواهید با دشمنان خود دوست شوید، از آن ها خواسته های کوچک داشته باشید!
بنجامین فرانکلین با درخواست ساده ای (امانت گرفتن یک کتاب)، یکی از دشمنان خود را تبدیل به دوست کرد.
وقتی از دیگران می خواهید لطف کوچکی در حق شما بکنند (رزومه شما را یک بار بخوانند، سگ تان را به گردش ببرند، به شما ۲۰ هزار تومان پول قرض بدهند)، آن ها شما را بیشتر دوست خواهند داشت.
دشوار است که خودمان را متقاعد کنیم و به شخصی که از او متنفریم، محبت کنیم. اما با این کار، فرض کرده ایم که او را دوست می داریم و ذهن مان آن را باور می کند.
?برخی از پژوهشگران، ناهماهنگی شناختی (Cognitive Dissonance) را دلیل این پدیده می دانند.

مدیریت درونی خود در ۵ قسمت

مدیریت درونی خود در ۵ قسمت تقدیم می گردد.
با گوش دادن به این فایل های صوتی می توانید زندگی خود را تغییر دهید. 

مدیریت درونی خود بخش اول: 

 

 


مدیریت درونی خود بخش سوم

شایستگیهای فردی مدیران موفق

شایستگیهای فردی مدیران موفق
▪️ جستجوی فعالانه هرگونه فرصت و موقعیتی برای یادگیری

▪️ برخورداری از برنامه عملی آموزش برای آینده حرفه ای خود همراه با اهداف زمان بندی شده

▪️ یادگیری از تجربیات خود اعم از موفقیتها و شکستها

▪️ تلاش برای اخذ بازخورد از دیگران راجع به رفتارها و عملکرد خود و کوشش برای بکاربردن توصیه های دیگران

▪️ علاقه مندی به مطالعه مستمر و به روز نگه داشتن دانش خود در حوزه تخصصی

▪️ سعی در درک عمیق روشها، مفاهیم و رویکردهای نوین در حوزه تخصصی خود و کاربرد آنها در شرکت یا واحد و برخورداری از اطلاعات عمومی نسبی

▪️ ایجاد جو یادگیری در واحد یا سازمان و توسعه شرایط یادگیری برای دیگران

▪️ انتقال دانش و آموخته های خود به دیگران در سطح واحد یا سازمان

▪️ داشتن گواهینامه های حرفه ای معتبر در حوزه تخصصی

▪️ داشتن تسلط علمی و احاطه حرفه ای بر کار خود

▪️ آشنایی با روشهای ارتقای بهره وری و اثربخشی واحد یا سازمان

چرا کشورهای اسکاندیناوی با بقیه دنیا فرق دارند؟

چرا کشورهای اسکاندیناوی با بقیه دنیا فرق دارند؟

◾️در شمال اروپا منطقه‌ای وجود دارد به نام اسکاندیناوی. کشورهای این منطقه عبارتند از سوئد، نروژ، دانمارک، فنلاند، ایسلند و جزایر فارو. زبان مردم این سرزمین‌ها از ریشه زبان آلمانی است. مردم اسکاندیناوی از نسل جنگجویان وایکینگ‌ هستند که در زمان‌های قدیم، با کشتی به سرزمین‌های مختلف حمله می‌کردند و مایملک آن‌ها را غارت می‌کردند.

◾️گنده لات های شمال اروپا بسیار خرافاتی بودند و خدایان وایکینگی نظیر اودین و گرگ غول آسا فنریر را ستایش می‌کردند. وایکینگ‌ها اعتقاد داشتند که اگر در جنگ کشته می‌شدند روح‌شان به والهالا (بهشت وایکینگ‌ها) وارد می‌شد و همراه با سایر جنگجویان افسانه‌ای بر سر یک میز بزرگ چوبی می‌نشستند و شراب ناب والهالایی می‌نوشیدند و می‌خندیدند.

◾️نوادگان‌ آنان تفاوت‌های فاحشی با آنان دارند. مردم اسکاندیناوی که به نوردیک‌ها معروف هستند به عنوان آدم‌هایی آرام و صلح طلب و در عین حال متفکر شناخته می‌شوند که نه تنها مثل وایکینگ‌‌ها نان کسی را از چنگش در نمی‌آورند، بلکه با تکیه بر نظام اقتصادی منحصر به فردشان کاری کرده‌اند که تمام اتباع آن‌ها بدون چشمداشت به مال بقیه، در رفاه کامل زندگی کنند.

◾️مؤسسه لگاتوم هر سال با بررسی عواملی مانند اقتصاد، کارآفرینی، سیستم حکومتی، تحصیلات، بهداشت و سلامت، امنیت فردی و اجتماعی، آزادی‌های فردی و سرمایه‌ اجتماعی در بین تمام کشورهای دنیا، لیستی منتشر می‌کند که خوشحال‌ترین کشورهای دنیا را به ترتیب معرفی می‌کند. با نگاهی به این لیست متوجه می‌شویم از ۶ کشور دنوردیک که نام بردیم، در سال ۲۰۱۴، نروژ عنوان اول را دارد، دانمارک چهارم است، سوئد ششم، فنلاند هشتم و ایسلند یازدهم است.

?چگونه مردمی که گرز و شمشیر به دست بودند، به سطحی رسیده‌اند که می‌توانند کشورهای سردسیر خود را به این خوبی اداره کنند؟

◾️اگر بخواهید کشوری داشته باشید که فقر، تبعیض و جهل باعث نشود مردمش دائم به جان هم بیفتند، باید در تمام سطوح اجتماعی، اقتصادی و سیاسی عدالت برقرار کنید، اگر می‌خواهید اندیشه‌های پوسیده از سر مردم کشورتان بپرد باید به تقویت علم روز و دانشگاه‌ها بپردازید، اگر می‌خواهید شیوع یک بیماری مردم را به وحشت نیندازد باید زیر ساخت‌های نظام سلامت و بهداشت را به خوبی در کشور پیاده کنید، اگر می‌خواهید مردم کشورتان رفتار بالغانه‌ای داشته باشند باید به آزادی‌های فردی بها بدهید و در نهایت اداره تمام این امور نیازمند دولتی با ثبات است که بدون شعار دادن، به مردم کشورش خدمت کند.

◾️سیستمی که دولت‌های اسکاندیناوی برای اداره کشورهای‌شان به کار می‌برند چیزی است که به “مدل نوردیک” معروف است که خودشان از آن به عنوان ”سیستم رفاقتی” نام می‌برند. بارزترین خصوصیتی که در این سیستم وجود دارد این است که نفع عمومی بر نفع فردی ترجیح داده می‌شود.

◾️در این کشورها، دولت ۴۰ درصد تا ۶۰ درصد از درآمد شما را مشمول مالیات می‌کند و البته مردم این کشورها بدون هیچ گونه کارشکنی و اعتراضی این مبلغ را دو دستی به دولت تقدیم می‌کنند، چون می‌دانند که اگر کارشان به بیمارستان کشید یا به دانشگاه رفتند نیازی نیست پول پرداخت کنند.

◾️اگر شما پول بیشتری در بیاورید باید مالیات بیشتری هم بدهید، بنابراین در این نظام فاصله طبقاتی ایجاد نمی‌شود و اگر امشب شام مرغ دارید، خیال‌تان راحت است که بقیه هموطنان‌تان مثل گربه تا کمر در سطل آشغال فرو نرفته‌اند. فقر که نباشد و هر کسی دستش در جیب خودش باشد، بخش بسیار زیادی از جرم و جنایت هم خود به خود محو می‌شود و جامعه به امنیت می‌رسد و مردم فرصت می‌کنند وقت‌شان را صرف کارهای مهم‌تری کنند.

◾️آگاهی یک شبه اتفاق نمیافتد، یا باید تجربه کرد و درونی بشود یا با تفکر عمیق و برنامه ریزی حادث میشود…

◾️وقتی یکی در بانک سپرده میذاره یعنی توانمنده و کسی که از بانک وام میگیره محتاجه ….

◾️در سوئیس، بانک ها ماهیانه یک درصد جهت حق نگهدارى پول از مشتری می گیرد، ولی سود بانکی از وام گیرنده ها نمی گیرد.

◾️در بانکهای ایران ،ماهیانه سودى حدود ٢٠درصد به سپرده ثروتمندان اضافه میکند،در عوض ٢٨ درصد بهره از وام گیرندگان (افراد محتاج)میگیرد.

?چه خوب است که “خودمان خالق بهشت باشیم”

نه زیاد به خودتان بگیرید، نه زیاد خودتان را سرزنش کنید

اگر نمى دانید مى خواهید با زندگیتان چه بکنید، احساس گناه نکنید. جالبترین آدم هایى که در زندگى ام شناختم در ٢٢ سالگى نمى دانستند مى خواهند با زندگیشان چه کنند. برخى از جالبترین ۴٠ ساله هایى هم که مى شناسم هنوز نمى دانند.

ممکن است ازدواج کنید، ممکن است نکنید.
ممکن است صاحب فرزند شوید،ممکن است نشوید.
ممکن است در چهل سالگى طلاق بگیرید، احتمال هم دارد که در هشتاد و پنجمین سالگرد ازدواجتان رقصکى هم بکنید.
هر چه مى کنید، نه زیاد به خودتان بگیرید، نه زیاد خودتان را سرزنش کنید.
انتخاب هاى شما بر پایه ى ۵٠ درصد بوده، همانطور که براى همه بوده است.

کورت_ونه_گات

تکنیک مدیریت زمان پومودورو چیست؟

تکنیک مدیریت زمان پومودورو چیست؟

تکنیک پومودورو می تواند به شما کمک کند که حواس پرتی را کنار بگذارید، تمرکز عالی پیدا کنید، و کارها را در بازه های زمانی کوتاه انجام دهید و توقف هایی مداوم برای هوا خوردن و استراحت کردن داشته باشید. مهم تر از همه، این تکنیک بسیار آسان است. اگر شما شغل پر مشغله ای دارید که از شما انتظار خلق کردن می رود، این تکنیک روشی عالی برای مدیریت وظایفتان است. با هم این تکنیک را مرور می کنیم تا ببینیم که شما چگونه می توانید از آن در کار خود استفاده کنید.

تکنیک مدیریت زمان پومودورو چیست؟ ادامه‌ی خواندن

۳ دروغی که زیاد به خود می‌گوییم

زندگی فرایند پیوسته ای از بازی قایم موشک با حقیقت است. زندگی کردن در دنیایی کاملاً صادقانه بسیار دشوار است؛ دنیایی بدون توجیه، دروغ مصلحتی، و حقیقت نصفه و نیمه. ما نمی توانیم در چنین دنیایی زندگی کنیم چرا که بسیار دردناک خواهد بود. هیچ کس نمی تواند با دیگری کنار بیاید و بیشتر افراد حتی نمی توانند با زندگی خودشان هم کنار بیایند. ادامه‌ی خواندن

چهار نوع شخصیت بدجنس

۱- خودشیفتگان

این گروه از افراد به طور خستگی ناپذیر مشغول تبلیغ ویژگی های هستند که در خود سراغ دارند و به نظرشان، همان توانایی ها باعث برتری شان نسبت به بقیه می باشد. این گروه از افراد از هیچ فرصتی برای مهم جلوه دادن خود و تحقیر و سواستفاده از دیگران، دریغ نمی کنند.

۲ – ماکیاولی‌ها

به اعتقاد دکتر Paulhus، این گروه، شارلاتان ترین نوع افرادهستند که فریب و دست به سر کردن مردم، از قابلیت های محرز آنها است. افرادی چون Bernard Madoff که استاد تقلب در سهام شرکت های بزرگ است با کلک های که زده است نه تنها رئیس بازار سهام نیویورک شده بود بلکه با پس انداز و ثروت میلیونها انسان نیز، بدون هیچ ترحمی بازی کرده بود.

۳ – مردم آزار روانی

این نوع افراد هم فریبکاران ماهری هستند و هم از اذیت دیگران، لذت می برند. بدتر از همه آنکه هیچ ترحمی ندارند. آنها با خونسردی تمام، بدذاتی شان می تواند همراه با خشونت و قتل هم باشد. این گروه به خاطر اینکه هیچ احترام و احساسی برای دیگران قائل نیستند مثلا می توانند در مصاحبه شغلی، خیلی خوب جلوه کنند. از اعتماد به نفس بالایی برای انجام حیله های خطرناک شان بر علیه دیگران برخوردارند.

نمونه های افراطی شان همان قاتلان زنجیره ای هستند ولی به اعتقاد دکتر Paulhus، بخش قابل توجهی از این جماعت مردم آزار و روانی، در حالت های خفیف تر در جامعه مشغول زندگی هستند و با دقت و پنهان کاری، مشغول اذیت و آزار افرادی هستند که به پست شان می خورند.

۴ – سادیست ها

این نوع افراد ناهنجار، در حد متوسط، همه خصوصیات ۳ گروه دگر یعنی بی رحم، شارلاتان و مردم آزار بودن را در خود دارند به اضافه اینکه، به شدت از اذیتی که به دیگران روا می دارند لذت می برند.
این نوع مریض های مردم آزار تمایل شدیدی دارند که عمل وقیح و خشن خود را در لوای یکی از شغل هایی که امکان اذیت بیشتری به انها می دهد ادامه دهند. از دید دکتر Paulhus، خیلی از آنها در سازمان های پلیسی و نظامی مشغول کار می شوند چون می توانند از موقعیت و قدرتی که نصیب شان می شود بیشترین سواستفاده را بکنند. البته این به هیچ وجه به معنی آن نیست که همه کارمندان قوای مجریه اینگونه هستند ولی بخش قابل توجهی از سادیست ها در این مراکز کار می کنند تا بتوانند با پوشش قانونی، به رفتار خطرناک و بیرحمانه خود جامه عمل بپوشانند.

راهکارهایی برای مقابله با مقاومت در برابر تغییر

تغییر واقعیتی است که افراد، گروه­‌ها و سازمان­‌ها برای بقاء خود باید بطور مداوم و مستمر به آن توجه نموده و در سرلوحه اقدامات خود قرار دهند. زیرا امروزه عوامل درونی و بیرونی سازمان از پویایی زیادی برخوردارند که واقعیات موجود را تغییر می­‌دهند و سازمان­‌ها ناچارند از وضع موجود به وضع مطلوب حرکت نمایند.

برخی اوقات، فرایند تغییر در سازمان­‌ها با مقاومت­‌هایی مواجه می­‌شود که برخی تصور می­‌کنند که این مقاومت­‌ها باید بلافاصله برطرف شوند. در حالی که این مقاومت­‌ها در بعضی اوقات نه تنها مضر نیست، بلکه پیامدهای مثبتی را نیز برای سازمان به دنبال دارد؛ چرا که باعث تقویت تضادهای کارکردی و گفتمان­‌های مثبت می­‌شود که به نوبه خود می­‌تواند گزینه­‌های تغییر را با تحلیل‌هایی که از پیامدهای آنها به عمل خواهد آمد، ارتقاء بخشد. اما اگر مقاومت غیرمنطقی و افراطی باشد که برنامه­‌ها و یا حتی بقاء سازمان را دچار مخاطره سازد، باید با استفاده از روش­‌های مختلف نسبت به رفع آنها اقدام نمود.

ادامه‌ی خواندن

۴ روش برای قاطع بودن در کار

۴ روش برای قاطع بودن در کار

اعتماد به نفس و قاطع بودن را به طور طبیعی هرکسی ندارد، اما اگر شما خجالتی و کم حرف هستید این مطلب به شما کمک می‌کند تا از این عادات دست بکشید. این عادات نه تنها به دیگران فرصت استفاده از شما را می‌دهد، بلکه اعتماد به نفستان را نیز از دست خواهید داد. با این کار شما شانس بدست آوردن ارتقاء را از نیز دست می‌دهید.

? دست از عذرخواهی کردن بردارید.

فروتن بودن به طور کلی چیز بدی نیست، اما وقتی که شما در محیط کاری‌تان از کلمه “متاسفم” استفاده می‌کنید، به هیچ وجه اعتبارتان را ضمانت نمی‌کنید. با این کار ایده‌هایتان را زیرسوال می‌برید و ثبات نداشتن‌تان را نمایان می‌کنید.
بنابراین دفعه بعد، به خاطر کاری که به شما واگذار شده و شما به روش متفاوتی آن را انجام داده‌اید و با نادرست بودنش موافق نیستید، سریع نگویید “متاسفم”. بگوید در این مورد اجازه دهید نظر دیگران را هم جویا شویم بعد در صورت لزوم من پاسخگو خواهم بود.

? لغاتتان را با دقت انتخاب کنید.

اگر از بیان لغاتی که باعث می‌شود افراد گمان کنند شما در زمینه کاریتان اعتماد به نفس ندارید دست بردارید، بهتر می‌توانید بر دیگران اثر بگذارید.
تصور کنید که موضوع مهمی است و شما می‌خواهید آن را در جلسات هفتگی با تیم‌تان در میان بگذارید. اگر شما اینطور شروع کنید: ” این صرفا ایده‌ای است ، اما …” ایده‌تان را ارزان فروخته‌اید، به جای آن بگویید: “ایده من اینست که چنین کنیم و در نتیجه‌ آن، این اتفاق‌ها خواهد افتاد” با این کار چرایی ایده‌تان را توضیح می‌دهید.

?همیشه در موردی که می‌خواهید صحبت کنید، اطلاعات کسب کنید.

با اعتماد به نفس بودن موقعی که اطلاعات ‌تان کافی نیست، سخت می‌شود. بنابراین وقتی می‌خواهید وضعیتی را ایجاد کنید یا توضیح دهید، ابتدا مطمئن شوید که هر آنچه را که به آن نیاز دارید می‌دانید. اگر شما به خود مطمئن نیستید، باید دایره اطلاعاتتان را در زمینه کاری‌تان بالا ببرید.

?درک کنید احتمال از دست دادن وجود دارد.

برخی افراد خجالت زده، از بااقتدار صحبت کردن دوری می‌کنند چرا که می‌ترسند به نتیجه‌ معکوس برسند. اما حقیقت اینست که اختلاف زیادی بین قاطع بودن و پرخاشگر بودن وجود دارد. قاطع بودن بارمعنایی مثبتی به خصوص در سطح مدیریتی دارد، اما پرخاشگر بودن می‌تواند به حرفه‌تان آسیب برساند. قبل از به رسمیت شناخته شدنتان، این احتمال وجود دارد که به دلیل قاطع نبودنتان حذف شوید. در حقیقت، موقعی که همکارانتان ببینند شما توانا و لایق هستید بیشتر به شما احترام خواهند گذاشت.

با اعتماد به نفس بودن باعث می‌شود شما به موفقیت‌های بیشتری دست یابید. قاطع بودنتان نه تنها به حرفه‌تان کمک می‌کند بلکه باعث می‌شود تجارب کاری برایتان لذت بخش شود.

منبع: glassdoor

۱۵روش برای آنکه روز خود را با انگیزه آغاز کنید.

بارها شده است که صبح با صدای زنگ از خواب بیدار شده اید و این جملات را با خود گفتید: “اَه، دوباره صبح شد. باید دوباره به آن شرکت لعنتی بروم”. زنگ ساعت را برای ۱۰ دقیقه دیگر کوک می کنید و ۱۰ دقیقه دیگر ساعت مجدداً زنگ می زند. دوباره همان جملات و ساعت برای ۵ دقیقه دیگر کوک می شود. نهایتاً پس از ۵ دقیقه بیدار می شوید. در حالی که انگیزه لازم را برای شروع یک روز پر انرژی با جملاتی که گفته اید از خود گرفته اید.

در این مقاله می خواهم شما را با ۱۵ روش برای آنکه صبح خود را با انگیزه شروع کنید، آشنا کنم.

درخواست من از شما این است که پس از خواندن هر روش در ذهن خود تجسم کنید تاثیر این کار زمانی که صبح از خواب برمی خیزید بر شما چیست و این کار چقدر انگیزه شما را برای آغاز یک روز پر از انرژی مثبت افزایش می دهد.

بیایید به بررسی این روشها بپردازیم.

۱بزرگترین رویاهای خود را به یاد آورید.

این کار بسیار ساده است. بارها این روش را در مقالات و کتابهای گوناگون خوانده اید. حتی در فیلم راز به این روش اشاره شده است. یک تخته وایت برد تهیه کرده و بزرگترین رویاهای خود را بر روی آن یادداشت کنید. یا اینکه تخته آرزوهای خود را که قبلاً آن را تهیه کرده اید دقیقاً جایی که صبح بتوانید با اولین نگاه پس از بیدار شدن آن را ببینید، آویزان کنید. حتی بر روی تخته وایت برد می توانید جملات انگیزشی از بزرگان موفقیت یادداشت کنید. می توانید اهداف روزانه، هفتگی، ماهانه یا سالیانه خود را بر روی آن بنویسید تا هر روز صبح با یادآوری آنها انرژی فوق العاده ای از دیدن آنها به دست آورید. در خصوص تخته آرزوها به زودی مقاله ای در اختیار شما قرار خواهم داد.

۲فقط به امروز توجه کنید.

شما می توانید در گذشته یا آینده خود فرو بروید. ماجراهای مختلف را در ذهن خود بیاورید و مدام با آنها کلنجار بروید. جملات یا عکس العمل هایی را که در موقعیت های مختلف می توانستید انجام دهید و ندادید را مرور کنید و پیوسته با دیگران در ذهن خود چالش کنید. به نظر شما این کار چه سودی برای شما دارد؟

جز اینکه زمانی را که می توانستید برای رسیدن به هدفتان به کار ببرید صرف موضوعی کرده اید که گذشته است؟ می دانید در همین زمان افراد زیادی بر روی اهدافشان تمرکز کرده اند و با قدمهایی کوچک راه بلند موفقیت را طی می کنند؟

از گذشته درس بگیرید، تجربه بیاندوزید اما در آن فرو نروید. شما به عنوان یک انسان موفق باید بتوانید ذهن خود را کنترل کنید. اگر بتوانید با کنترل ذهن، فقط به اهداف خود فکر کنید، مطمئن باشید که به هدف خود خواهید رسید.

به نحوه جاری شدن آب دقت کنید. در هر بخش از مسیر پیشروی خود که به سنگ یا سدی برخورد می کند به جای متوقف شدن و صرف انرژی جهت از بین بردن آن با تغییر جهت، همراه کردن و یا سر ریز شدن مسیر خود را ادامه می دهد.

۳فقط ۳ کار مهم را در لیست کارهای روزانه خود قرار دهید.

لیست کارهای روزانه خود را از موارد مختلف پر نکنید. درست است که شما می خواهید در طی زمان یک شبانه روز تا آنجا که ممکن است کارهای مختلفی را در مسیر اهدافتان انجام دهید، اما فقط ۳ کار را که از همه مهمتر است انتخاب کرده و به خود قول بدهید که تنها پس از انجام این ۳ کار به پیگیری سایر امور خواهید پرداخت.

این کار به شما کمک می کند بر روی مهمترین امور روزانه خود تمرکز کنید و پس از انجام موفق آنها با انگیزه و سرعت بیشتری به سمت هدف خود حرکت نمایید.

۴نظم را تمرین کنید.

نظم در انجام امور از مهمترین وظایف یک انسان موفق است. در رعایت نظم است که ما آزادی را بدست می آوریم. با دستیابی به آزادی ما فرصت انجام امور بیشتری را می یابیم، پیشرفت کرده و لَختی را از خود دور می کنیم.

امروز صبح فقط به کارهایی که امروز باید آنها را انجام دهید فکر کنید. کارهای روزهای دیگر مهم نیست. این خود تمرین نظم است و نظم چیزی نیست که با یک بار انجام تمام شود. باید هر روز نظم را تمرین کنید.

از کسانی که موفق هستند سوال بپرسید که نحوه و زمان انجام امور زندگی آنها چگونه است؟ قطعاً پاسخی که از ایشان دریافت می کنید، حاوی نظم در انجام امور روزمره آنها است.

از یک قهرمان ورزشی پرسیدند که چه زمانهایی ورزش می کنی؟ او در پاسخ گفت : “هر روز، و هیچ روزی را نیز از دست نمی دهم، زیرا می دانم که اگر یک روز را از دست دهم، برای از دست دادن آن در روزی دیگر دلیلی برای خود خواهم آورد.

برای موفق شدن مانند افراد موفق تمرین کنید. آنها نظم را سرلوحه کارهای خود قرار داده اند و موفق شده اند. پس شما هم چنین کنید. هر روز نظم را تمرین کنید. طوری که جزئی از وجود شما شود.

۵یک محیط الهام بخش برای خود خلق کنید.

محیط اطرافتان می بایست برای شما الهام بخش باشد. پیرامون خود را از تصاویری که برای شما الهام بخش و انگیزشی هستند، در محیطی تمیز و خلوت پر کنید. محیط شلوغ و درهم برهم باعث شلوغی ذهن شما نیز می شود. محیط کار خود را نیز آنگونه که دوست دارید و قوانین به شما اجازه می دهند از موارد الهام بخش پر کنید. جملات انگیزشی، تصاویر افراد موفق، تصویر هدفتان و …. می تواند نمونه ای از این موارد باشد. با توجه به آنکه بیشتر زمان خود را در طی شبانه روز در محل کارتان می گذرانید، سعی کنید این محیط را برای خود الهام بخش و انگیزشی کنید.

۶لیستی از جملات انگیزشی را نزدیک میز کار و محل خوابتان داشته باشید.

خواندن این جملات به شما کمک می کند تمرکز کرده، خوشبین بوده و آگاه شوید که موفقیت به سرعت به دست نمی آید و اینکه موفقیت کار سخت، از خودگذشتگی و فداکاری زیادی را می طلبد.

۷هر روز ورزش کنید.

برای آنکه با انگیزه باشید، می بایست افکار منفی را از خود دور کنید. اگر به لحاظ جسمی در وضعیت خوب و مناسبی باشید، این به شما کمک می کند با انرژی مثبت بیشتری به سمت اهداف خود پیشروی کنید.

برای مردان سلامت جسمانی به ترشح بیشتر هورمون تستسترون، که باعث کاهش افسردگی در آنها می شود، کمک می کند.

۸اهدافی کوچک و قابل اندازه گیری برای خود تعیین کنید.

شما اهداف بزرگی دارید و مطمئن نیز هستید که آنها به اندازه کافی واضح نیز هستند. اما لازم است تا این اهداف بزرگ به اهداف کوچکتری که در مجموع آن اهداف بزرگ را بسازند، تقسیم شوند. سعی کنید این اهداف کوچک قابل اندازه گیری و انجام باشند. با این کار شما در هر لحظه می توانید میزان پیشرفت خود را بسنجید و بدانید در چه مرحله ای قرار دارید.

۹در بازه های ۹۰ تا ۱۲۰ دقیقه ای کار کنید و بین این زمانها به استراحت بپردازید.

کار شما می بایست مشتاقانه، هدفمند و با تمرکز باشد. تحقیقات نشان داده اند که تمرکز پس از طی زمان ۹۰ دقیقه به تدریج کاهش می یابد.

در صورتی که پس از ۹۰ دقیقه کار مداوم، استراحتی کوتاه داشته باشید، این کار باعث ترشح هورمون آندروفین شده و علاوه بر اینکه تمرکز شما را افزایش می دهد موجب افزایش انرژی شما نیز می شود.

۱۰بر روی اهداف کوچک تمرکز نکنید. بزرگ فکر کنید.

بر روی اهداف کوچکی که رسیدن به آنها خوشحالی شما را نیز در پی ندارد تمرکز نکنید. شما می بایست با تکمیل مراحل رسیدن به یک هدف خوشحال و هیجان زده شوید. اگر رسیدن به این هدف برای شما مهم نباشد، پس چگونه می خواهد به شما انگیزه بدهد؟

۱۱هر هفته یکبار میز کار و محل زندگی خود را تمیز کنید.

اگر می خوهید همچنان با انگیزه باشید حداقل هفته ای یکبار میز کار و محل زندگی را تمیز و مرتب کنید. آشفتگی محیط بیرون شما، آشفتگی محیط درون شما را در پی خواهد داشت.

۱۲در ماه حداقل به یک مسافرت کوتاه بروید.

خارج شدن از فضای فشار و سختی و حضور در طبیعت به شما کمک می کند، انرژی از دست رفته خود را به دست آورید. همچنین این حضور در طبیعت نیروی خلاقیت شما را نیز بهبود می دهد. لازم نیست پول زیادی خرج کنید. سعی کنید کمی از شهر و شلوغی های آن دور شده و تجدید انرژی کنید تا توان تمرکز شما افزایش یابد.

۱۳به طور مداوم مطالعه کنید.

مردمان بزرگ و موفق کتاب می خوانند. کتاب بهترین دوست آنهاست. وبلاگ افراد موفق و مشهور را بخوانید. برای مثال بیل گیتس در وبلاگ خود دائماً در خصوص کتابهایی که می خواند توضیح می دهد. در تمام مطالعات من از افراد بزرگ، سیاستمداران، کارآفرینان یا فاتحان، افزایش دانش چیزی بوده است که همه آنها آرزوی آن را داشتند. اگر بزرگی در آینده را می خواهید، اکنون مطالعه کنید.

۱۴از میزان انرژی خود یادداشت برداری کنید.

میزان انرژی و انگیزش خود را در یک هفته به طور مداوم یادداشت کنید تا بتوانید از آن الگو برداری کرده و پیشرفت کنید. کارهای مهم خود را طوری برنامه ریزی کنید که در زمانهایی که بیشترین انرژی و انگیزه را داشته اید انجام دهید.

۱۵بر نبردهای ذهنی خود غلبه کنید.

در کتاب “بیندیشید و ثروتمند شوید“، ناپلئون هیل، به طور مداوم به نبردهایی که در ذهن ما می گذرد، اشاره می کند. افکار می بایست به شما کمک کنند تا در مسیر خود به سمت اهدافتان موفق شوید. حال ممکن است شما بپرسید چگونه تمام افکاری که به ذهنمان می آید را کنترل کنیم. شما ممکن است افکاری که وارد ذهنتان می شود را نتوانید کنترل کنید، اما باید این قدرت را داشته باشید تا بتوانید بهترین آنها را انتخاب و به آن توجه کنید.

ذهن خود را با افکار سازنده، مثبت و بزرگ پر کنید. به نگرانیها و ترسهای خود انرژی ندهید. آنها فایده ای برای شما ندارند و شما را از اهدافتان دور می سازند.

مقایسه خود با دیگران!

یکی از دلایل توقف رشد “مقایسه” است.

?همیشه خود را با “هدف” های خودتان مقایسه کنید نه با دوستان و همکارانتان.

?زیرا همیشه می توان افرادی را یافت که درسطحی پایین تر از ما باشند.

?باید ببینید توانایی های شما چیست و خواسته های شما کدام است؟

?نه اینکه دیگران چه کرده و می کنند.

خود را فقط با “هدف” های خود مقایسه کنید.

پنج دلیل که چرا در مسیر هدف‌مان نباید به حرف هرکسی توجه کنیم!!!

۱٫ شما تنها کسی هستید که به خوبی می‌دانید توانایی‌هایتان چه هست، نه مردم.

۲٫ شما به خوبی می‌دانید که این خودتان هستید که مسبب شادی خود می‌شوید، نه مردم.

۳٫ شما از هدف و منظور خود باخبر هستید، نه مردم.

۴٫ شما تمایل شدیدی دارید که به هدف خود برسید، نه مردم.

۵٫ شما تنها کسی هستید که می‌توانید خواسته‌ی خودتان را عملی کنید، نه مردم.

آلودگی اطلاعاتی

مفهومی به نام «آلودگی اطلاعاتی» یا (information pollution) یکی دیگر از چالش‌هایی است که جوامع در عصر ارتباطات با آن درگیرند. این مسئله از آنجا آغاز می‌شود که اطلاعات به وفور و بیش از حد نیاز دنیای پیرامون ما را احاطه کرده و سبب شده است که نتوانیم اطلاعات مفید و مورد نیاز خود را از اطلاعات زائد و نادرست باز شناخته و تحت فشار تکنیک‌های انتقال و القاء پیام، به مصرف کننده‌ی صرف داده‌های سرازیر شده از خروجی رسانه‌ها تبدیل شویم.
چنین مفهومی را حتماً می‌توان با مثالی ساده‌تر نیز تشریح نمود. فرض کنید که شما برای خریدن یک بسته شکر به یک فروشگاه بزرگ مراجعه می‌کنید، طبیعتاً انتظار دارید که با دریافت اطلاعاتی همچون نوع، کارخانه‌ی سازنده، تاریخ تولید و انقضاء، مواد افزودنی، علائم استاندارد و البته قیمت، یکی از بسته‌های موجود را که مناسب می‌دانید انتخاب کنید، اما مشکل از آنجا شروع می‌شود که فروشنده به جای دادن این اطلاعات به شما یک کامیون شکر روی سرتان خالی کند و شما را در زیر انبوه شکرهایی که هیچ اطلاعی از سلامت و خلوص آن ندارید دفن کند.
اما در فضای رسانه، مسئله به اینجا همینجا ختم نمی‌شود. شرایط به وجود آمده در دنیای ارتباطات تحت تأثیر رسانه‌های نوین سبب شده است که شما نیز بتوانید شکرهای خریداری شده را مجدداً در چرخه‌ی توزیع قرار داده و احتمالاً با افزودن مواد ناخالص دیگری، آن را در بین دیگر متقاضیان توزیع نمایید و این به معنای رشد تصاعدی کمیت و نزول کیفیت، تحت تأثیر این تولید قرار گیرد
نیوتن مینو، پژوهشگر معروف می‌گوید در سال ۱۹۸۱ نگران بودم که فرزندانم نخواهند توانست از تلویزیون منفعتی ببرند. ۳۰ سال بعد نگرانیم از این بابت بود آیا نوه‌هایم از صدمات تلویزیون در امان خواهند بود؟ و مالکوم ایکس می‌گوید: اگر مراقب نباشید روزنامه‌ها با شما کاری خواهند کرد تا از کسانی که به آنها ظلم می‌شود متنفر باشید و به کسانی که به آنها ظلم می‌کنند عشق بورزید. و این دو جمله شاید بتوانند بهترین توصیف از عواقب آلودگی اطلاعاتی باشند.

عادتهایى که معجزه می کند:

➖با ملایمت سخن بگوئید
➖عمیق نفس بکشید
➖شیک لباس بپوشید
➖صبورانه کار کنید
➖نجیبانه رفتار کنید
➖همواره پس انداز کنید
➖عاقلانه بخورید
➖کافى بخوابید
➖بى باکانه عمل کنید
➖خلاقانه بیندیشید
➖صادقانه عشق بورزید
➖هوشمندانه خرج کنید

✔خوشبختی یک سفر است، نه یک مقصد. هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد. زندگی کنید و از حال لذت ببرید…

چهار مرحله برای رسیدن به آرامش ذهن

گام اول: دست از قضاوت خود و دیگران برداریم، سروصداهای ذهن کم می‌شود.

گام دوم: زاویه دید و نگرش خود را تغییر بدهیم.مدیریت کردن زیاد و برنامه ریزی افراطی نداشته باشیم.

گام سوم: دست از شرح‌حال دادن نسبت به کارها و وقایع گذشته تا بحال و یا تصمیمات آینده برداریم.

گام چهارم: برای خودمان حریم داشته باشیم و به حیات خلوت دیگران سرک نکشیم!

ده روش برای افزایش رضایت از زندگی:

۱. لحظات روزانه زندگی را درک کنید.
۲.از مقایسه بپرهیزید‌.
۳. بیش از اندازه به پول توجه نکنید.
۴. اهداف معنادار داشته باشید.
۵. در کار ابتکار به خرج دهید.
۶. دوست پیدا کنید و به خانواده اهمیت دهید.
۷. لبخند بزنید، حتی زمانیکه حالش را ندارید.
۸. قدردان باشید.
۹. از خانه بیرون بروید و ورزش کنید.
۱۰. بخشش را فراموش نکنید.

چگونه در تعاملات اجتماعی خود اثرگذارباشیم؟

۳ راهکار اصلی را باید در گوش کردن رعایت کنیم

درک_کردن
برای درک هر موضوع باید  به خوبی به آن گوش دهیم.
پیش فرض ها و قضاوت ها را کنار بگذارید و اگر نیاز است یادداشت بردارید.
برآنچه می شنوید متمرکز باقی بمانید

فکر_کردن
درباره ی آنچه می شنوید فکر کنید. سعی کنید معنای آن را متوجه شوید.
اگر نیاز است درباره ی آن سوال کنید

بازخورد_دادن
آنچه را که از حرف های طرف مقابل درک کرده اید، با بیان خودتان برای او بازگو کنید.
با اینکار متوجه می شوید که آیا به درستی مقصود گوینده را متوجه شده اید یا خیر؟
به گوینده فرصت دهید تا مقصودش را برای شما روشن کند.

هر شب قبل از خواب به ۱۰ سؤال مهم پاسخ دهید

به اعتقاد کارل سندبرگ، هر فردی باید ساعتی از روز را با خود خلوت کند تا بداند در چه جایگاهی قرار دارد.
با پاسخ به ۱۰ سؤالی که هر روز از خود می‌پرسید، مسیر روشنی برای دستیابی به اهداف برایتان ترسیم می‌شود تا بتوانید در مسیر درست زندگی قرار گیرید. توصیه می‌شود این سؤالات را در پایان روز و قبل از خواب از خودتان بپرسید.

?آیا امروز یک قدم جلوتر از دیروز بوده‌ام؟
اگر فکر می‌کنید امروز عملکرد بسیار بهتری نسبت به روز گذشته داشته‌اید، قطعاً در زندگی در مسیر پیشرفت قرار دارید. نباید خودتان را با کسی مقایسه کنید، زیرا در این صورت دچار حسادت و یاس خواهید شد.

?آیا شخصیت قابل قبولی دارم؟
شخصیت هر فردی معرف او در جامعه است، پس باید شخصیتتان را بر پایه‌ی اعتماد، صداقت و صبر شکل دهید. نباید فکر کنید شخصیتتان یک شبه ساخته می‌شود، بلکه در طی زمان و فعالیت‌های روزانه شکل می‌گیرد. پس برای داشتن شخصیت کامل و خودساخته کارهای خود را بدون نقص انجام دهید، تعامل خوبی با اطرافیان داشته باشید و از انجام هر کاری که به شخصیتتان آسیب می‌رساند، خودداری کنید.

?آیا کارهای امروزم را به‌درستی و با رضایت انجام داده‌ام؟
از خود بپرسید امروز در محل کار خود احساس خوبی داشتم؟ آیا برای انجام وظایف تمام تلاش خود را به کار گرفته بودم؟ در صورتی که پاسخ این دو سؤال منفی است، به دنبال دلیل اصلی بی‌انگیزگی و بی‌حوصلگی خود باشید.

?امروز چیزهای جدیدی یاد گرفته‌ام؟
باید هر روز دنبال آموخته‌های جدید باشید. سعی کنید ذهنی فعال داشته باشید، هرروز کتاب بخوانید، به دنبال یادگیری زبان جدیدی باشید و پیگیر کارها و مهارت‌هایی باشید که برایتان مفید است و به آن‌ها علاقه‌مندید.

?برای یک زندگی سالم و مفرح چه کاری انجام دهم؟
برای زندگی‌تان برنامه‌ریزی داشته باشید و در اوقات فراغت خود به ورزش و تحرک بیشتر بپردازید و غذاهای ناسالم را از برنامه غذایی‌تان حذف کنید. بدین ترتیب سبک زندگی‌تان سالم خواهد شد و به‌سلامتی خود اهمیت می‌دهید.

?امروز برای حفاظت از محیط زیست چه کاری کرده‌ام؟
به حفظ محیط زیست و منابع انرژی اهمیت دهید. برای مثال در هنگام مسواک زدن در مصرف آب صرفه‌جویی کنید.

?آیا امروز به خانواده و دوستانم ابراز علاقه کرده‌ام؟
ابراز علاقه‌های مداوم سبب می‌شود احساس خوبی میان شما و اطرافیانتان به وجود آید، روابطتان مستحکم‌تر شود و میزان رضایت از زندگی‌تان نیز افزایش یابد.

?آیا امروز به قدر کافی برای همسرم وقت گذاشته‌ام؟
باید هر روز زمانی را به بودن در کنار همسرتان اختصاص دهید. نیاز نیست هر روز با او به گردش و تفریح بروید، تنها کافی است زمانی را به او اختصاص دهید و درباره اتفاقات طول روز، تجربیات گذشته و احساساتتان حرف بزنید.

?آیا امروز از کسی دلگیر شده‌ام؟
پیش از خوابیدن، تمام اتفاقات روز را در ذهنتان مرور کنید. اگر با کسی مشاجره داشته‌اید قبل از این که بخوابید او را ببخشید و به دنبال حل‌وفصل مشکلتان باشید. کینه به سلامت جسم و روحتان آسیب می‌رساند؛ پس برای سلامتتان هم که شده او را ببخشید و با آرامش بخوابید تا زندگی برایتان شیرین‌تر شود.

?آیا از زندگی رضایت دارم؟
باید در زندگی شاد بودن را هدف اصلی خود قرار دهید. برای خودتان هدفی در نظر بگیرید و تلاش کنید با تمام تلاش و قوا به آن برسید. باید به خود یادآوری کنید هرچقدر زندگی‌تان شادتر باشد، احتمال موفقیتتان بالاتر خواهد بود.

ببین سمی نیستی ؟ و از افراد سمی دوری کن!

“ویژگیهای افراد سمی
که باید از آنها دوری کرد”

–همیشه شاکی هستند.
–دست از گله بر نمی دارند.
–خودش را همواره قربانی میداند.
–آرزوهایش ناکام مانده است!
–با افراد خوش بین و مثبت معاشرت نمیکند.
–همیشه از شکست استقبال میکند .
–مدعی العموم می باشد.
–همه را متهم میکند .
–شاد بودن را بلد نیستند.
–زبان تلخی دارند!

از روی مهربانی کودکت را نکش!

افرادی که در سختی بزرگ می‌شوند، میل دارند که فرزندانشان حتی‌المقدور زندگی راحتی داشته باشند.

به این ترتیب، تربیتی را که در دوران سختی به آنها کمک کرده بود تا خود را بیابند از کودکانشان دریغ می کنند

چنین والدینی مرا به یاد آن پرورش دهندۀ پروانه می‌اندازند که از دیدن مشقات پروانه‌ها هنگام بیرون آمدن از پیله ناراحت می‌شد.

بنابراین روزی از روی ترحم، شکافی در پیله یک پروانه ایجاد کرد تا راحت‌تر از آن خارج شود. آن پروانه هرگز قدرت کافی برای پرواز کردن نیافت.

تلاش کنید تا در پنج زمینه ی زیر، هر روز حداقل یک درجه پیشرفت کنید

تسلط بر جسم:
ورزش، تغذیه، کنترل وزن، رسیدگی به ظاهر بدن، ترک سیگار، قهوه و وابستگی های جسمانی دیگر

تسلط بر هیجانات:
خشم، پرخاشگری، عصبانیت، افسردگی، دمدمی مزاجی، ناامیدی، خوشی های بی اساس، لذت جویی با پیامدهای منفی

تسلط بر مسائل مالی:
تعادل بین دخل و خرج، اقتصاد در مصرف و مدیریت مالی زندگی.

تسلط بر زمان:
مدیریت زمان، جلو افتادن از برنامه ها، پیگیری کارها و به موقع عمل کردن

تسلط بر روابط:
مدیریت روابط بین فردی و اجتماعی خود با دیگران
(دوستان، خانواده، فامیل و رفت و آمدهای دیگر)

ده نشانه اینکه ما به خود احترام نمی گذاریم :

۱- به چیزهایی بله می گوییم که برای ما مهم نیست یا وقت انجامش را نداریم.
۲- تنها برای اینکه کسی را دلخور نکنیم، با او موافقت می کنیم.
۳- به نیاز دیگران بیش از نیاز خود بها می دهید.
۴- نسبت به انجام کاری که صحیح بوده احساس گناه می کنیم زیرا دیگران نظر مخالف دارند.
۵- با نشان ندادن نقاط قوت و نقش مثبت خود، از خود دفاع نمی کنیم.
۶- دایما احساس خود را مخفی نگه می داریم.
۷- آشکارا به دنبال جلب توجه دیگران هستیم.
۸- دایما سعی در خوشحال کردن دیگران داریم.
۹- خود را در احاطه همراهان بد قرار می دهیم.
۱۰- خود را برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران، بزک می کنیم.

شاخص لگاتوم چه می گوید؟

?احتمالا بارها در اخبار شنیده‌اید که کشورمان در شاخص‌های مختلف در سطح جهانی و منطقه‌ای دارای رتبه‌های متفاوتی است. یکی از مسائل مهمی که با توجه به آن کشورها رتبه‌بندی می‌شوند، رفاه است.
?رفاه را شاید بتوان هدفِ غایی هر اقتصاد و یا به‌صورت کلی‌تر هدف غایی نوعِ بشر دانست. انسان‌ها از بدو پیدایش به دنبال سعادت بوده‌اند و شاید مصداق سعادتمندی در دنیای امروزِ ما را تا حدی بتوان با رفاه توضیح داد.
?موسسه لگاتوم شاخصی به نام شاخص لگاتوم را برای اندازه‌گیری سطح رفاه کشورها دارد. این شاخص به‌جز تولید ناخالص داخلی عوامل دیگر چون سرمایه اجتماعی، سلامتی، آزادی سیاسی و کیفیت کلی زندگی را نیز در نظر می‌گیرد.
?این شاخص به ما می‌گوید که مرفه‌ترین کشورها لزوما آن‌هایی نیستند که تولید ناخالص داخلی بالایی دارند، بلکه کشورهایی هستند که شهروندانشان آزاد، شاد و سالمند. این دقیقا همان چیزی است که احساس رضایت‌مندی، خوشبختی و سعادت را در فرد شکل می‌دهد.
?ایران در شاخص رفاه جهانی سال ۲۰۱۶ در رتبه ۱۱۸ قرار گرفت که در مقایسه با رتبه ۱۰۶ از میان ۱۴۲ کشور در شاخص سال گذشته، چند پله سقوط داشت.

مرد دوچرخه ‌سوار: قصه یک تاکتیک رقابتی :

مردی با دوچرخه به خط مرزی می‌رسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد. مأمور مرزی می‌پرسد: «در کیسه ها چه داری؟»

? او می‌گوید: “شن.”

? مأمور او را از دوچرخه پیاده می‌کند و چون به او مشکوک بود، یک شبانه روز او را بازداشت می‌کند. ولی پس از بازرسی فراوان، واقعاً جز شن چیز دیگری نمی‌یابد. بنابراین به او اجازه عبور می‌دهد.
? هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا می‌شود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا.
? این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار می‌شود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمی‌شود.
? یک روز آن مأمور در شهر او را می‌بیند و پس از سلام و احوال‌پرسی، به او می‌گوید: “من هنوز هم به تو مشکوکم و می‌دانم که در کار قاچاق بودی. راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می‌کردی؟”

? مرد می‌گوید: “دوچرخه!”

☑️ تاکتیک رقابتی:

? گاهی اوقات لازم است تا به عنوان یک تاکتیک حرکات و اقداماتی را طراحی و اجرا کنید تا تمرکز رقبای شما در بازار از موضوعات اصلی منحرف شود.
? مهم نیست که این راهبرد در کجا و چگونه اجرا می‌شود اما لازم است تا به اندازه کافی توجه مخاطب را به خود جلب کند.
? در تردستی و همچنین دنیای سیاست از این تاکتیک زیاد استفاده می‌شود.

هوش و شعور

پیدا کردن نقطه ضعف های دیگران کمی هوش می خواهد؛ اما سوء استفاده نکردن از آنها ، مقدار زیادی شعور! والت ویتمن

قمار تورمی

? «برای واژگون کردن اساس یک مملکت، هیچ وسیله‌ای ظریف‌تر و مطمئن‌تر از کاهش ارزش پول رایج نیست. تنزل ارزش پول رایج، تمام نیروهای پنهان اقتصادی را در راستای نابودی به کار می‌گیرد و این عمل را به گونه‌ای انجام می‌دهد که حتی یک نفر از میلیون‌ها نفر نیز متوجه آن نمی‌شود.»
✴ “جان مینارد کینز” در کتاب «عواقب اقتصادی صلح»، پس از ارائه ‌نظرات لنین درباره تورم، چهار دلیل برای تهدید فوندانسیون بازار آزاد، رفاه اجتماعی و امنیت قراردادها توسط نیروی فرساینده تورم ارائه‌کرده‌است.
? نخست اینکه به عقیده کینز تورم پرشتاب در واقع نوعی قمار یا پرتاب تاس در تخصیص ثروت است که در نهایت موجب تغییر هارمونی دارایی در کشور بر اثر سازوکاری کاملا احتمالی خواهد شد. فرآیندی که کینز از آن به‌عنوان نوعی قمار اقتصادی یاد کرده‌است.
? دلیل دوم کینز برای مخرب دانستن تورم، اثری است که تورم بر روندهای شکل گرفته حول ارزش فعلی پول خواهد داشت. به عقیده کینز، تورم شدید موجب بی‌اعتباری قراردادهای شکل‌گرفته بر مبنای ارزش پول خواهد شد.
? اثر مخرب سوم تورم از نگاه کینز در کتاب پیامدهای اقتصادی صلح، اثری است که تورم بر گسست اجتماعی و ایجاد نوعی بدبینی نسبت به کسانی دارد که کسب‌سود از سوی آنها به جای پسامد تورم در نگاه اجتماعی به‌عنوان عامل تورم و شکاف طبقاتی عنوان می‌شود. در نتیجه به تعبیر کینز تورم در نهایت مولفه‌های فعال و سازنده اقتصاد را به قربانیان تورم تبدیل خواهد کرد.
? چهارمین دلیل کینز در تشریح اثر مخرب تورم نیز بر آثار جانبی تورم متمرکز شده‌است. به عقیده کینز پیامدهایی مانند «کنترل قیمتی» و «شکار حرفه‌ای» خواهد شد. آثار متاخری که نتایج آن به می‌تواند به مراتب خطرناک‌تر از تورم باشد. بنابراین این ذهنیت که کینز یک «تورم‌گرا» بوده‌است به خوبی در کتاب نتایج اقتصادی صلح به چالش کشیده‌ می‌شود؛ چراکه یکی از نتیجه‌گیری‌های کینز در این کتاب اثر مخرب تورم افسارگسیخته بر بدنه اقتصاد است.

دروغ سفید چیست؟

دروغ سفید دروغهایی است که برای آسیب به دیگران گفته نمی شوند.
برای اغراق و خود بزرگ بینی و کم نیاوردن پیش دیگران گفته می شود.
پاول اکمن می گوید:
«من دروغهای سیاه را بخشودنی می دانم ….اما دروغ سفید نابخشودنی است. این دروغ انسانها را به پرتگاه نابودی می برد». ما با دروغ سفید دیگران را فریب نمیدهیم بلکه «خود» را «فریب» میدهیم.
به اندازه ای که تصویر بیرونی ما با واقعیت درونی ما تفاوت دارد، دچار تعارض تنش می شویم.
به همان اندازه وادار می شویم در مواجهه با دیگران نقاب بزنیم و وانمود کنیم که ادم ایده الی هستیم!
راهکار : با واقعیت کنار بیایم و بفهیم که نظر دیگران در زندگی ما هیچ تاثیری ندارد…
وزن ، سن ، قد ، تحصیلات ، مدرک ، نسب خانواده ، ارتباط فامیلی ، پست ، مقام ، ثروت ، اموال و.. هیچکدام دارائی و فضیلت نیست دوست من.
در مقابل اینها سلامتی ، درک فردی ، شعور اجتماعی ، فضائل اخلاقی ، جامعه دوستان ، جایگاه فردی و اجتماعی بدون وابستگی ، نهایتا چقدر آرامش داری مهم است.
هیچوقت دروغ سفید نگوییم.

۱۵ دلیل که نشان می دهد از هوش هیجانی بالایی برخوردارید

کنترل احساسات امری است که روز به روز توجه بیشتری به آن می شود، چه در کسب و کار و چه در زندگی شخصی. از دست دادن کنترل احساسات چندان هم دور از ذهن نیست و خود شما نیز احتمالا هر روزه با آن دست به گریبان هستید. شاید هم به همین دلیل باشد که روز به روز به اهمیت کنترل احساسات افزوده می شود.

کنترل احساسات خود و دیگران، پی بردن به اهمیت و قدرت این احساسات و حتی استفاده از آن ها برای کنترل و جهت دهی به افکار، می تواند عاملی مهم برای دستیابی به موفقیت باشد و تمامی این مفاهیم، خود را تحت عنوان هوش هیجانی بروز می دهند.

درست همانند هر مهارت دیگری، هوش هیجانی نیز می تواند با تمرین به دست آید. هر چند، شاید فردی از هوش هیجانی بالایی برخوردار باشد اما خودش هم از این موضوع بی خبر است!

در اینجا به ۱۵ دلیل که می تواند نشان دهد از هوش هیجانی بالایی برخوردارید، اشاره می شود:

? زیاد به احساسات خود فکر می کنید.

? دیدگاه دیگران را درباره خود جویا می شوید.

? شما از دیگران تشکر می کنید.

? شما می دانید چه زمانی باید صبر کرد.

? شما به دنبال “چرایی” یک موضوع می گردید.

? گوش شما به روی انتقادات باز است.

? شما به طور مداوم عکس العمل دیگران را در نظر می گیرید.

? شما عذرخواهی می کنید.

? شما می بخشید.

? شما از واژگان احساسی گسترده ای بهره مند هستید.

? شما به طور خاص و خالصانه ای دیگران را ستایش می کنید.

? شما بر روی کنترل تفکرات تان کار می کنید.

? شما هرگز مردم را در لحظه قضاوت نمی کنید.

? شما نقاط ضعف خود را تحلیل خواهید کرد.

? شما می دانید که احساسات می تواند علیه شما استفاده شود.

منبع: inc

پدیده‌ای به نام مدیران تصادفی

پدیده‌ای به نام مدیران تصادفی

مدیران تصادفی کسانی هستند که به واسط
یک اتفاق یا به عبارتی یک تصادف!!!، به پست مدیریت رسیده‌اند.

? ویژگی‌ها:

۱) مدیران تصادفی، بیشتر کارکنان سازمان را «تهدید» می‌دانند و همواره احساس می‌کنند همه در صدد هستند جایگاه آنها را تصاحب کنند.

۲) مدیران تصادفی، تصمیم‌های پراکنده‌ می‌گیرند و روند یکسانی در تصمیم‌های آنها مشاهده نمی‌شود. گاه برای یک بخش به طرز گسترده‌ای هزینه می‌کنند و گاه برای مدت طولانی، سرمایه‌گذاری برای یک واحد را فراموش می‌کنند.

۳) مدیران تصادفی، بسیار دهن بین هستند. از آنجا که آنها تخصصی در حوزه‌ی مدیریت خود ندارند، معمولاً نظرشان، نظر آخرین فردی است که از اتاقشان خارج شده است.

۴) مدیران تصادفی، تصمیم‌های تکانشی می‌گیرند. به سادگی افراد را جذب یا اخراج کرده و گاه به سادگی ارتقاء یا تضعیف می‌کنند. آنها استراتژی بلندمدت ندارند و تصمیم‌های آنها غیر قابل پیش‌بینی است.

۵) مدیران تصادفی، به نظام جاسوسی بسیار علاقمند هستند. آنها ترجیح می‌دهند هر یک از کارمندان، مدام اطلاعاتی از سایر کارمندان را برای آنها افشا کنند و حتی حاضرند سازمان را چاق‌تر کنند تا مطمئن باشند به ازاء هر کارمند، یک ناظر وجود دارد.

۶) مدیران تصادفی، معیار انتخاب اطرافیان خود را «وفاداری» می‌دانند و نه «تخصص». چرا که وجود نیروی متخصص، وجود آنها را زیر سوال می‌برد اما وجود متعهدان بی‌تخصص، می‌تواند چتر حمایتی مطمئن برای آنها باشد.

۷) مدیران تصادفی، تشنه‌ی عنوان، مدرک، تقدیرنامه و … هستند و هزینه‌های جدی برای خریداری این نوع اسناد پرداخت می‌کنند.

۸) مدیران تصادفی، سازمان را محل تفریح می‌دانند و نه محل کسب و کار. به همین دلیل گاه کارمندانی را در اطرافشان می‌بینی که هرگز نمی‌توانی توانمندی خاصی در آنها یافته و یا دلیل خاصی برای حضور آنها بیابی.

۹) مدیران تصادفی از کارکنان رده پایین‌تر فاصله گرفته و خود را ایزوله می‌کنند. چون درک چندانی از وضعیت سازمان، مشکلات، دغدغه‌ها و … ندارند و عملاً زبان مشترکی بین آنها و کارکنان وجود ندارد.

۱۰) مدیران تصادفی از جلسات متعدد استقبال می‌کنند. در جلسه‌های میان کارکنان، می‌توانند لغت‌های جدید بیاموزند و تا حدی با کار آشنا شوند و جملاتی را در حافظه‌ی خود،‌ برای استفاده‌های آتی و توبیخ سایر کارکنان ثبت کنند…

۱۱) مدیران تصادفی، کارکنان خود را فقط در زمانی که نیازمند آنها هستند، «می‌بینند». گاه کارمندی ماه‌ها در محل کار دیده نمی‌شود. برای یک جلسه یا یک پروژه صدا زده می‌شود و به محض اینکه کار مدیر با او تمام شد به فراموشی سپرده می‌شود. جالب اینجاست که بسیاری از همین مدیران، انتظار اولشان از کارکنانشان، دیده شدن است. آنها بیش از اینکه نگران کیفیت کار، خروجی یک جلسه یا سود سازمان باشند، می‌خواهند دیده شوند.

ویژگی شخصیتها بر اساس مدل مایرز و بریگز یا مدل ام بی تی آی MBTI

? افراد درونگرا(introversion)✔️
۱) از تنهایی انرژی میگیرند
۲) نمیخواهند کانون توجه باشند
۳) شنونده های خوبی هستند

? افراد برونگرا(extraversion)✔️
۱)از تعامل با دیگران لذت میبرند
۲)بیش از انکه گوش بدهند حرف میزنند
۳)دوست دارند کانون توجه باشند

?افراد حسی(sensing)✔️
۱)تمرکز بر دریافت اطلاعاتشان با حواس پنجگانه است
۲)به زمان حال توجه دارند
۳)از تکرار یک مهارت خسته نمی شوند

?ویژگی شهودی(Intuition)✔️
۱)به الهام و دریافت قلبی معتقدند
۲)از تکرار یک مهارت خسته می شوند
۳)برای نوآوری و تخیل ارزش زیادی قائلند

❣️ویژگی افراد احساسی(feeling)✔️
۱)به همدلی و درک دیگران اهمیت میدهند
۲)به راحتی از دیگران تشکر می کنند
۳)از طرف دیگران بیش از اندازه عاطفی ارزیابی میشوند

❓ویژگی افراد منطقی(Thinking)✔️
۱)بیش از حد برای منطق و عدالت بها قائل اند
۲)از طرف دیگران خشک و بی انعطاف ارزیابی می شوند.
۳)بزرگترین انگیزه ی آنها در کار موفق شدن است

‼️ویژگی افراد قضاوت کننده(judging)✔️
۱)معتقدند اول کار بعد تفریح
۲)زمان را منبع تمام شدنی می دانند
۳)نتیجه گرا هستند

?ویژگی افراد دریافت کننده(perciving)✔
۱)اول تفریح بعد کار
۲)زمان را منبع تجدید شدنی می دانند
۳)نتیجه گرا نیستند.

تلگرام:

rava2020@

 

پینوکیو از نگاه روانشناسی :

چوبی که پینوکیو از آن ساخته شد، بشریت نام داشت.
داستان پینوکیو را همه تان شنیده اید؛ ژپتو (ژوپیتر، خدای خدایان) عروسکی چوبی می سازد شبیه عروسک های خیمه شب بازی، ولی فراموش می کند نخ های آن را نصب کند، و این عروسک به نوعی صاحب “اختیار” می شود(پیکنو به زبان لاتین یعنی دم بریده).
وقتی ژپتوی پیر می خوابد پری مهربان به سراغ پینوکیو می آید و به او جان می دهد. شب، تاریکی و پری مهربان ماهیت مادینه روانی یا آنیمایی دارند و معنای کلمه آنیما نیز جان یا حیات است).
این گونه است که وقتی ژپتوی پیر از خواب برمی خیزد عروسک ناتمام خود را می بیند که از در و دیوار بالا می رود و کارگاه نجاری اش را به هم می ریزد؛ ژپتو پسرکی سر به راه می خواهد، بنابراین برای پینوکیو کیف و کتاب و کفش و کلاه می خرد و او را روانه ی مدرسه می کند، اما در راه مدرسه روباه مکار و گربه نره در کمین کودکانند.(گربه نره نماد غریزه است و روباه نماد طمع، و این دو از دیدگاه روانشناسی تحلیلی نماد سایه یا shadow هستند).
روباه و گربه بارها پینوکیو را فریب می دهند: یک بار با وسوسه ی سیرک، یک بار با وسوسه ی شهر بازی، یک بار با طمع جنگلی که در آن پول ها را می کارند و درخت پول سبز می شود و پینوکیو در این مسیر بارها هر چه دارد می بازد و به صفر می رسد.
?نقطه ی اوج داستان هنگامی است که پینوکیو با کمک فرشته ی مهربان از فریب روباه و گربه رهایی می یابد و به خانه برمی گردد، اما ژپتو (ژوپیتر) را در خانه نمی یابد و به ناچار برای یافتن گمشده اش به سفری دیگر رو می آورد: سفری دریایی( دریا هم نماد ناخودآگاهی).
پینوکیو در این سفر “یونس وار” به شکم ماهی فرو می رود و فرصت درون نگری میابد و این بار پینوکیو با پدر به خانه برمی گردد و از خلقت خود فراتر می رود و “انسان” می شود!!
“کارلو کلودی” نویسنده ی ایتالیایی در داستان پینوکیو تمام مراحل سفر قهرمانی و آرکه تایپ های یونگی را به کار می گیرد تا در پس داستانی به ظاهر کودکانه و جذاب، درس زندگی بیرونی و درونی را “سینه به سینه” انتقال دهد؛ داستان سفر بشریت برای رسیدن به سعادت.

تحصیل کرده واقعی کیست؟

امروز فرد تحصیلکرده ی واقعی کسی است که یادگرفته دائما در زندگی آموزش ببیند. پیتر دراکر

سخنی از بزرگان

پیروی کورکورانه از عقاید و رسم  و رسومات گذشتگان این معنی را  تداعی نخواهد کرد که آنها زنده اند! بلکه بدان معناست که زنده های آن  جامعه در واقع مرده اند!

✍️ابن_خلدون

پنج ویژگی که لازمه هر موفقیتی هست:

۱️⃣ انگیزه بالا:
انگیزه قوی در واقع سوخت حرکت ما در طول مسیر موفقیت هست که مانع توقف ما در مسیر میشود. این انگیزه به ما این اطمینان را میدهد که حتما تمام کارها را انجام خواهیم داد.

۲️⃣ به خود متکی بودن:
باید مسئولیت همه چیز را بپذیریم و به خودمان متکی باشیم.

۳️⃣ اراده قوی:
به جای اینکه فعالیتهامان را به تعویق بندازیم ، به استقبال آنها بریم و آنها را انجام بدهیم. اگر اراده کنیم، هر چیزی که بخواهیم را بدست میاوریم.

۴️⃣ صبر و شکیبایی:
همیشه و در هر موقعیتی صبور باشیم حتی در مواقع شکست و ناکامی.

۵️⃣ صداقت:
صداقت به ما شخصیت والایی میبخشد و باعث اعتبار ویژه ی شما میشود این ویژگی را در شخصیت تان پرورش بدهید.

 

راز موفقیت آلمانی‌ها با تعداد ساعات کم!

شاید شما هم تعجب کنید اگر بدانید در یکی از ثروتمندترین و صنعتی ترین کشورهای دنیا، ساعت کاری کارمندان در مقایسه با دیگر کشورهای پیشرفته صنعتی، پایین است.

طبق مقاله سایت «هافینگتون پست» در قانون کار آلمان، ساعت کاری ۳۵ ساعت در هفته تعیین شده است؛ یعنی روزی پنج و نیم ساعت. اما چطور این کشور فوق پیشرفته می تواند با این میزان ساعت کار، همچنان جایگاهش را در صحنه رقابت با ژاپن و آمریکا حفظ کند؟

کارمندان آلمانی تحت هیچ شرایطی در زمان کار حق صحبت غیر کاری با یکدیگر را ندارند. استفاده از شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک، اینستاگرام و شبکه های پیام رسان نظیر تلگرام در محل کار تقریبا قدغن است و هیچ تماس تلفنی غیر کاری در ساعات کار نباید گرفته شود.

در مستند معروف BBC با نام «از من یک آلمانی بساز»، یک زن جوان آلمانی به انگلیس سفر می کند و از این که کارمندان در محل کار به راحتی با یکدیگر درباره مسائل زندگی خصوصی شان صحبت می کنند، بهت زده می شود. این زن می گوید آن ها در آلمان حتی حق بررسی ایمیل شخصی شان را هم در محل کار ندارند.

البته ساعات کاری خارج از کار برای آلمانی ها، کاملا فارغ از مسائل کاری است. طبق بررسی های نویسنده «هافینگتون پست»، آلمانی ها ارزش زیادی برای تفکیک کار از زندگی شخصی قائلند و مدیران در زمان غیر کاری حتی از ارسال ایمیل کاری به کارمندانشان هم خودداری می کنند.

✍?دکتر_شهباز_مرادی

فواید حرف زدن با خود

زمانی که فردی با خودش با صدای بلند حرف می‌زد اطرافیان با تاسف درباره سلامت روان وی قضاوت می‌کنند، اما این کار نشان دهنده جنبه‌های منحصربفرد و هیجان انگیزی از فرد است.

– آنها بهتر از دیگران می‌توانند احساسات خود را کنترل کنند.
– سازماندهی افکار مثبت و منفی دراین افراد به خوبی انجام می‌شود.
– همچنین آنها قابلیت برنامه ریزی دقیق تری برای کارهای خود دارند.
– حافظه این افراد قوی است و در روابط اجتماعی و معاشرت‌ها موفق‌تر از سایرین ظاهر می‌شوند.

براساس تحقیقات هر فردی درطول ۲۴ ساعت حداقل به مدت سه دقیقه با خود حرف می‌زند که بیشتر این حرف‌ها حول محور دلجویی، دادن آرامش، سرزنش کردن، یادآوری کارها، حفظ کردن اطلاعات، تمرین گفتگوی خیالی با اشخاص دیگر و مواردی است که فرد نیاز دارد احساسات خود را کنترل کند و فردی دردسترس نیست تا از او نظرخواهی کند.

در زمانی که فرد احساس تنهایی می‌کند و به شدت درگیر احساسات است، به طور ناخودآگاه برای کنترل احساسات با خود صحبت می‌کند و در اکثر زمان‌ها این کار باعث آرامش، تصمیم گیری‌های صحیح و بهبود وضعیت روحی می‌شود.

این یافته‌ها حاصل پژوهش دانشمندان علوم روانشناسی دانشگاه Bangor University در کشور ولز است.